If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: nickdel.blogfa.com - .

site address: nickdel.blogfa.com redirected to: nickdel.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Monday 22 June 2026 8:12:05 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
description=یک اتفاق زندگی دلم با عشق تو عاشق ترین شد. ولی بی مهریت کار دلم ساخت . دل تنهای من تنهاترین شد;

Headings (most frequently used words):

زندگی, دلم, شد, یک, اتفاق, با, عشق, تو, عاشق, ترین, ولی, بی, مهریت, کار, ساخت, دل, تنهای, من, تنهاترین, محرم, زن, چیـــــــــزهایی, هست, دیگه, دیره, برای, لذت, از, مادر, کودک, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
بود (29), دختر (18), گفت (18), برای (17), کرد (16), شده (15), شما (15), نوشته (14), بچه (13), ۱۳۹۰ (12), ۱۳۹۱ (12), خود (12), است (11), توی (11), های (10), مهر (10), ساعت (10), توسط (10), بهار (10), همه (10), نمی (10), داشت (9), هیچ (9), زندگی (9), خدا (9), کتلت (9), پدرم (9), این (8), مادرم (8), کردم (8), باشید (8), اين (8), نون (8), اصغر (8), کار (7), چند (7), وقت (7), هنوزم (7), يکى (7), معلم (7), شود (7), چرا (7), ۱۳۸۹ (6), ۱۳۹۲ (6), خانه (6), نیست (6), فقط (6), خوب (6), مرا (6), وقتی (6), دلم (6), دیگه (6), داد (6), الان (6), راه (5), لالایی (5), مادر (5), لالالالا (5), کوچک (5), مامان (5), خواب (5), چیز (5), کنید (5), دوری (5), روز (5), کسی (5), خانواده (5), خیلی (5), اما (5), اون (5), مادرش (5), تازه (5), پدر (5), داده (5), گريه (5), حضرت (4), دوست (4), آبان (4), اردیبهشت (4), بیشتر (4), کنم (4), شنبه (4), حال (4), باید (4), آنها (4), دیگران (4), کلاس (4), گذشته (4), بین (4), یعنی (4), ولی (4), مثل (4), ميز (4), سبد (4), سيب (4), برداريد (4), پرسيد (4), حالا (4), نهنگ (4), نظر (4), سنگک (4), اهمیتی (4), بودم (4), باز (4), اصرار (4), اثاثیه (4), دنیا (3), وبلاگ (3), حرف (3), هست (3), اشک (3), تیر (3), شهریور (3), کنار (3), فردا (3), صدای (3), آرام (3), یاد (3), لبخند (3), فکر (3), خوشحال (3), همین (3), مهم (3), عشق (3), زمان (3), بزنید (3), سال (3), ببخشید (3), زنگ (3), دارد (3), مدرسه (3), چیزهایی (3), کاری (3), آنان (3), میکنند (3), مثــل (3), دوباره (3), دیره (3), ايستاده (3), بودند (3), روى (3), خون (3), براى (3), اگر (3), سرم (3), جمع (3), نگاه (3), سفيد (3), موهاى (3), بتواند (3), آدم (3), يونس (3), قدر (3), درست (3), بوی (3), دست (3), ماهیتابه (3), روی (3), جلز (3), شام (3), رفتند (3), حتی (3), یخچال (3), بیرون (3), گفتم (3), اومد (3), زدند (3), بار (3), رفت (3), انبوه (3), زنها (3), تنها (3), برف (3), عاشق (2), تنهاترین (2), پسر (2), همیشه (2), چشم (2), آرشیو (2), آذر (2), بهمن (2), اسفند (2), فروردین (2), خرداد (2), مرداد (2), معجزه (2), نبود (2), ریخت (2), آخرین (2), جاری (2), قطره (2), خودم (2), تجربه (2), آرامش (2), خوبی (2), درمان (2), میاد (2), آقا (2), کودک (2), میخونه (2), برابر (2), مقاومت (2), کند (2), تواند (2), بگیرد (2), نشان (2), موقع (2), یادش (2), بیدار (2), شوید (2), آید (2), کرده (2), جامعه (2), احساسی (2), دارید (2), چیزی (2), انجام (2), مثبت (2), اینکه (2), کنند (2), زمانی (2), زیر (2), وجود (2), نکنید (2), نداشته (2), فراموش (2), کسانیکه (2), بمن (2), ازکسانیکه (2), دارند (2), چهارشنبه (2), بـــــا (2), نشـســــتن (2), ارزه (2), وقتـی (2), خندی (2), دلــم (2), شادی (2), لرزه (2), دیـــــــدن (2), تـــو (2), برام (2), عمــــر (2), شبــای (2), افسوس (2), نخواستن (2), آروم (2), گیره (2), افســـــــــــوس (2), خواســـتن (2), منــــو (2), تــــو (2), ناهارخورى (2), ناظر (2), شماست (2), انتهاى (2), شيرينى (2), شکلات (2), رويش (2), نوشت (2), خواهيد (2), مواظب (2), هاست (2), درس (2), صورتم (2), نمى (2), عکس (2), چقدر (2), وقتى (2), بزرگ (2), آشپزخانه (2), کوچولو (2), کوچکى (2), فيزيکى (2), غيرممکن (2), ببلعد (2), رفته (2), ازش (2), یکشنبه (2), مهمه (2), داره (2), وسط (2), لعنتی (2), میوه (2), خونه (2), نکردم (2), روغن (2), زمختی (2), ترین (2), صحبت (2), نکنه (2), فکرش (2), برق (2), پیش (2), بازی (2), کردند (2), آماده (2), تمام (2), آشپزخونه (2), گرفتم (2), بابا (2), دید (2), دعوت (2), نداشتیم (2), بالا (2), پله (2), دستم (2), مسئولیت (2), فرشته (2), كنند (2), پسرك (2), دونم (2), ایمان (2), سوز (2), سرما (2), احساس (2), پنجره (2), نیز (2), فروش (2), خواست (2), بفروشد (2), اتفاق (2), blogfa, com, beautifullove, شکسته, مهدی, پیری, بـُغض, يـــِك, فـِرشـتـــــــــــــــــــﮧ, نغمه, دلتنگی, شخصی, ابـــــــوذر, فرجــــــی, تاریخ, تمدن, ایران, پرواز, اوج, زیبایی, یادداشت, ترشيده, درخت, فانوس, بارانی, هزار, نگفته, شقایق, باران, ویدا, پیوندها, خاطرات, عاشقانه, دوستانه, موضوعی, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, حضورت, نبودنت, جعه, روزِ, دیگری, خواهد, برایت, نخواهم, امشب, قطرات, باقی, مانده, اشکم, اشکی, ریزم, عشقت, خواهم, کشت, خواهی, مطالب, قدیمی, آهنگ, شیوه, خواندن, بیشتری, کودکانمان, هدیه, دهد, استرس, ترس, ناآرامی, باشی, وضو, ضامن, آهو, آلو, مکه, زمزم, شبنم, ریحون, نعنایی, خوشحالی, میشه, دنیای, عالی, امام, مهربون, بخواب, پیچک, دعا, سوره, قرآن, ببین, مامانی, خوشحاله, لاله, افتم, آسان, جالبی, کودکم, گویی, بخوابد, محتوای, زیرکی, رساند, هدف, گرفته, کودکش, خوابانده, تربیتش, گام, مؤثری, برداشته, شیطنت, کودکانه, برایم, میخواند, دلنشینش, دیگر, لحظات, زیبا, دلچسبی, بخیر, بخش, عمده, درون, شاد, بنابراین, هستي, تان, شاكر, باشيد, صبح, مطمئن, بهترین, خیزید, لباس, حضور, پیدا, گذرا, موقعیتی, بجویید, غیر, مفید, زشت, ناخوشی, دهید, کارهای, بلکه, دوستان, مدد, رسانند, ارتباط, بیماری, شغل, کمک, مربوط, راجع, فکری, سعی, حداقل, نفر, افرادبالای, سالبگذرانید, خطای, خاطر, گهگاهی, اقوام, مخالفت, مجبور, نیستید, بحثی, برنده, بخندید, مانند, جبر, باشند, مشکلات, قسمتی, برنامه, درسی, هستند, بدانید, ماند, بیاموزید, مسئول, کردن, مگر, خراب, رفیق, کوتاه, متنفر, نسبت, تنفر, اشتباهات, شریک, نیاورید, برد, داشته, حسادت, اتلاف, هستیدبیشتر, خیال, پردازی, جدی, نگیرید, بیش, توان, ندهید, عوض, انرژی, صرف, امور, افکار, منفی, دانید, گذرد, مقایسه, لذت, مـــــیمانند, سپاسگذارم, معنای, واقعی, میدهند, ترک, متشـــــــــــــکرم, آموزند, ابد, ماندنی, دوســـــــــــــــــــــت, ممنونم, قلب, بزرگتر, مـــــــــــتنفرند, سپاس, قویتر, هنـــوزم, چشــمـای, پُرسِتارَه, مـــاهی, دریـــاست, بــــاغ, تمـاشــاست, شبــــنمی, غمــــزده, گوشه, چشمان, آویخت, گـُـــلی, ایوان, تــو, پــــژمرد, فـــرو, ریخـــت, چشــمای, پُرسِتاره, پنجشنبه, جريان, بدن, موضوع, روشن, بايستم, همان, طور, دانيد, قرمز, گفتند, بله, ادامه, پاهايم, پاهاتون, خالى, نيست, عکاس, آمده, هاى, يادگارى, بگيرد, تشويق, دور, شوند, ببينيد, قشنگه, بعد, تون, شديد, کنيد, بگوئيد, احمده, دکتره, مهرداده, وکيله, معلمه, مرده, نشسته, آشپزى, ناگهان, متوجه, تار, موى, بين, بعضى, سفيده, کنى, باعث, ناراحتى, شوی, موهايم, کمى, فهميدم, معلمش, درباره, بحث, زيرا, وجودى, پستاندار, عظيم, الجثه, امّا, حلق, بسيار, چطور, وسيله, بلعيده, عصبانى, تکرار, بهشت, رفتم, پرسم, جهنم, اونوقت, بپرسيد, ماجراهاي, جالبي, شیطون, آتیشه, یکیش, خشخاشی, دستش, دادی, اهمیّت, فهمی, روزها, بخوام, تونم, نخواهد, دستهاش, گرم, منتی, مهربونی, راست, عطر, روسری, کافی, خالی, چنگال, بکشم, تنگ, براشون, تمیز, داشتیم, آمدند, راستی, تشکر, دارم, چکه, ظرف, محزونی, کنه, واقعاً, چهار, حقیقت, تکه, آجر, خورد, هستم, ندانستن, لحظه, نفهمیدن, اهمیت, چیزها, توجه, جزییات, احمقانه, ندیدن, دشنه, نشست, کشید, دردی, نخورد, تصورش, مهره, پشتم, شنیده, زدم, گذشت, پانزده, داستان, سالاد, بشقابش, خورده, نخورده, خداحافظی, نداشت, بهانه, گیاه, خواری, قاشق, نکرده, عین, جوجه, مبل, بودن, یادم, افتاد, بهشون, سلام, میخوای, نونها, برات, بِبُرم, سرش, جون, مزاحمت, شدیم, گوجه, فرنگی, عصبانیت, آوردم, مگه, هیچی, ولم, بخوریم, پرسیدم, کردی, دیدم, داریم, چای, بریزد, اخم, درهم, مهمان, مثلاً, معمولاً, سرزده, بدون, جایی, نمیریم, اینجوری, نبودند, میامدند, روزی, هفده, تلفنی, قربون, صدقه, قبیله, فهمید, مغایر, اصول, تربیتی, وهی, آخر, وارد, شدند, اصلاً, نشدم, مرتب, خسته, برگشته, خنده, دار, رسید, ویژگیهای, خاصی, تعارف, کلاً, جور, آدمهاست, آدمها, دوستش, چرب, دوید, بازنشسته, ندارم, خودمون, میگیرم, همون, بازم, آورده, نونوایی, تخم, مرغ, شکستم, گوشت, ریختم, اولین, پهن, خوابوندم, خودش, خفیفی, پیاز, رنده, پرت, سینک, چارم, چیـــــــــزهایی, دوشنبه, خدمت, اعضاء, بکار, آهسته, بگرید, تخلیه, نیروی, جادوئیش, لطف, فداکاریش, نادیده, گرفتند, درکش, نکردند, گاه, دلش, شکستند, توجهی, اشك, اغلب, همراه, كنارش, بدارد, قلبی, همسرش, گرچه, بارها, شکنند, بورزد, فرزندانش, نکشد, دستانش, توانی, زايمان, تاب, بیاورد, دوش, بکشد, سنگين, شانه, هاي, قدرتي, شكل, خاصي, آفريده, پاسخ, ديد, كند, اينكه, خيلي, متعجب, جوابی, ذهنش, رسيد, پدرش, كنه, فرزندش, آغوش, گرفت, نمي, عزيزم, كني, برکتی, طلبیده, تدارک, بیند, هرگز, نگرد, ببیند, مردم, گونه, آسا, اتومبیل, رساندند, آنکه, کارمزدی, بنگاه, معاملات, ملکی, پرداخت, زنی, حومه, شهر, زمستان, چنان, سنگینی, باریده, تقریبا, محال, ماشین, کامیونی, برسد, منتها, چون, خواسته, قیمتی, صلاح, دانست, برایش, ظواهر, امردل, نگران, انداخت, اتاق, گذاشت, ببینم, وعده, توکل, محرم, مهریت, ساخت, تنهای,


Text of the page (random words):
یک اتفاق زندگی یک اتفاق زندگی دلم با عشق تو عاشق ترین شد ولی بی مهریت کار دلم ساخت دل تنهای من تنهاترین شد محرم نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲ ساعت 15 37 توسط دختر بهار زنی که در حومه شهر زندگی می کرد می خواست خانه و اثاثیه اش را بفروشد زمستان بود و چنان برف سنگینی باریده بود که تقریبا محال بود که هیچ ماشین یا کامیونی بتواند تا در خانه اش برسد منتها چون از خدا خواسته بود که اثاثیه اش را به کسی که خدا می خواست و به قیمتی که خدا صلاح می دانست برایش بفروشد از ظواهر امردل نگران نبود اثاثیه اش را برق انداخت و آماده فروش وسط اتاق گذاشت وقتی مرا دید گفت حتی از پنجره به بیرون نگاه نکردم تا انبوه برف را ببینم یا سوز سرما را احساس کنم تنها به وعده های خدا توکل کردم و بس مردم نیز به گونه ای معجزه آسا اتومبیل خود را تا در خانه اش رساندند و نه تنها اثاثیه خانه حتی خود خانه نیز بی آنکه کارمزدی به هیچ بنگاه معاملات ملکی پرداخت شود به فروش رفت ایمان هرگز از پنجره به بیرون نمی نگرد تا انبوه برف را ببیند تا سوز سرما را احساس کند ایمان برای برکتی که طلبیده است تدارک می بیند و بس نوشته شده در یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 15 5 توسط دختر بهار زن پسرك از مادرش پرسيد مامان چرا گريه مي كني مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت نمي دونم عزيزم نمی دونم پسر پیش پدرش رفت و گفت بابا چرا مامان گريه مي كنه پدر تنها جوابی كه به ذهنش رسيد اين بود همه ي زنها گريه مي كنند پسرك از اينكه زنها خيلي وقت ها گريه مي کنند متعجب بود يك بار در خواب ديد دارد با فرشته ای صحبت مي كند از او پرسيد چرا زنها اين همه گريه مي كنند فرشته پاسخ داد خدا زن را به شكل خاصي آفريده به شانه هاي او قدرتي داده تا بتواند بار سنگين مسئولیت خانواده را به دوش بکشد زايمان را تاب بیاورد به دستانش توانی داده تا با انبوه مسئولیت دست از کار نکشد به او احساسی داده تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد گرچه آنها بارها دل او را می شکنند به او قلبی داده تا همسرش را دوست بدارد گر چه اغلب همراه و در كنارش نیست و به او اشك داده تا هر گاه دلش را شکستند به او بی توجهی کردند لطف و فداکاریش را نادیده گرفتند و درکش نکردند آهسته بگرید تخلیه شود و دوباره نیروی جادوئیش را در خدمت همه اعضاء خانواده بکار بگیرد نوشته شده در دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 16 24 توسط دختر بهار بچه ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود فقط يکى برداريد خدا ناظر شماست در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود يکى از بچه ها رويش نوشت هر چند تا مى خواهيد برداريد خدا مواظب سيب هاست نوشته شده در سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۱ ساعت 13 24 توسط دختر بهار چیـــــــــزهایی هست ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک اشک از چشم و چارم جاری بود در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف ش برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در رو زدند پدرم بود بازم نون تازه آورده بود نه من و نه اصغر حس و حال صف نونوایی نداشتیم پدرم می گفت نون خوب خیلی مهمه من که بازنشسته م کاری ندارم هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم میگیرم در می زد و نون رو همون دم در می داد و می رفت هیچ وقت هم بالا نمی اومد هیچ وقت دستم چرب بود اصغر در رو باز کرد و دوید توی راه پله پدرم رو خیلی دوست داشت کلاً پدرم از اون جور آدمهاست که بیشتر آدمها دوستش دارند صدای اصغر از توی راه پله می اومد که به اصرار تعارف می کرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت می کرد بالا خانواده ی ما ویژگیهای خاصی داره مثلاً اینکه معمولاً سرزده و بدون دعوت جایی نمیریم خانواده ی اصغر اینجوری نبودند در می زدند و میامدند تو روزی هفده بار با هم تلفنی حرف می زدند قربون صدقه هم می رفتند و قبیله ای بودند برای همین هم اصغر نمی فهمید که کاری که داشت می کرد مغایر با اصول تربیتی من بود وهی به پدر و مادرم اصرار می کرد اصرار می کرد آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند من اصلاً خوشحال نشدم خونه نا مرتب بود خسته بودم تازه از سر کار برگشته بودم توی یخچال میوه نداشتیم چیزهایی که الان وقتی فکرش را می کنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر می رسید اصغر توی آشپزخونه اومد تا برای مهمان ها چای بریزد و اخم های درهم رفته ی من رو دید پرسیدم برای چی این قدر اصرار کردی گفت خوب دیدم کتلت داریم گفتم با هم بخوریم گفتم ولی من این کتلت ها رو برای فردا هم درست می کردم گفت حالا مگه چی شده گفتم هیچی بابا ولم کن در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت دختر جون ببخشید که مزاحمت شدیم میخوای نونها رو برات بِبُرم تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم تمام شب عین دو تا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودن وقتی شام آماده شد پدرم یک کتلت بیشتر بر نداشت مادرم به بهانه ی گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد خورده و نخورده خداحافظی کردند و رفتند رفتند و این داستان برای من و اصغر فراموش شد و حالا پانزده سال از اون موقع گذشته چند روز پیش برای خودم کتلت درست می کردم که فکرش مثل برق از سرم گذشت نکنه وقتی با اصغر حرف می زدم پدرم صحبت های ما را شنیده بود نکنه برای همین شام نخورد از تصورش مهره های پشتم تیر کشید و دردی مثل دشنه توی دلم نشست راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها ازش تشکر نکردم آخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر می دارم یک قطره روغن می چکه توی ظرف و جلز محزونی می کنه واقعاً چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم می خورد من آدم زمختی هستم زمختی یعنی ندانستن قدر لحظه ها یعنی نفهمیدن اهمیت چیزها یعنی توجه به جزییات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها حالا دیگه چه اهمیتی داشت که وسط آشپزخانه ی خالی چنگال به دست کنار ماهیتابه ای که بوی کتلت می داد آه بکشم آخ لعنتی چقدر دلم تنگ شده براشون فقط فقط اگر الان پدر و مادرم از در تو می آمدند دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه میوه داشتیم یا نه همه چیز کافی بود من بودم و بوی عطر روسری مادرم دست پدرم و نون سنگک پدرم راست می گفت نون خوب خیلی مهمه من این روزها هر قدر بخوام می تونم کتلت درست کنم اما کسی زنگ این در رو نخواهد زد کسی که توی دستهاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی بود که بوی مهربونی می داد اما دیگه چه اهمیتی داره چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی تازه اهمیّت ش رو می فهمی نون سنگک خشخاشی دو آتیشه هم یکیش نوشته شده در یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8 13 توسط دختر بهار ماجراهاي جالبي از بچه های شیطون دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ ها بحث مى کرد معلم گفت از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى پستاندار عظيم الجثه اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد دختر کوچک پرسيد پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى تواند آدم را ببلعد اين از نظر فيزيکى غيرممکن است دختر کوچک گفت وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى پرسم معلم گفت اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى دختر کوچک گفت اونوقت شما ازش بپرسيد يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى کرد نگاه مى کرد ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد از مادرش پرسيد مامان چرا بعضى از موهاى شما سفيده مادرش گفت هر وقت تو يک کار بد مى کنى و باعث ناراحتى من مى شوی يکى از موهايم سفيد مى شود دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد معلم هم داشت همه بچه ها را تشويق مي کرد که دور هم جمع شوند معلم گفت ببينيد چقدر قشنگه که سال ها بعد وقتى همه تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد اين احمده الان دکتره يا اون مهرداده الان وکيله يکى از بچه ها از ته کلاس گفت اين هم آقا معلمه الان مرده معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه ها درس مى داد براى اين که موضوع براى بچه ها روشن تر شود گفت بچه ها اگر من روى سرم بايستم همان طور که مى دانيد خون در سرم جمع مى شود و صورتم قرمز مى شود بچه ها گفتند بله معلم ادامه داد پس چرا الان که ايستاده ام خون در پاهايم جمع نمى شود يکى از بچه ها گفت براى اين که پاهاتون خالى نيست بچه ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود فقط يکى برداريد خدا ناظر شماست در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود يکى از بچه ها رويش نوشت هر چند تا مى خواهيد برداريد خدا مواظب سيب هاست نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8 0 توسط دختر بهار دیگه دیره هنوزم چشــمای تو مثل شبــای پُرسِتاره ست هنوزم دیـــــــدن تـــو برام مثــل عمــــر دوباره ست هنوزم وقتـی می خندی دلــم از شادی می لرزه هنوزم بـــــا تو نشـســــتن به همه دنیا می ارزه اما افســـــــــــوس تو را خواســـتن دیگه دیره ولی افسوس به نخواستن دلم آروم نمی گیره تا گـُـــلی از سر ایوان تــو پــــژمرد و فـــرو ریخـــت شبــــنمی غمــــزده از گوشه چشمان من آویخت دوری بین منــــو تــــو دوری بــــاغ و تمـاشــاست دوری بین منــــو تــــو دوری مـــاهی و دریـــاست اما افســـــــــــوس تو رو خواســـتن دیگه دیره 2 ولی افسوس به نخواستن دلم آروم نمی گیره هنـــوزم چشــمـای تو مثــل شبــای پُرسِتارَه ست هنوزم دیـــــــدن تـــو برام مثــل عمــــر دوباره ست هنوزم وقتـی می خندی دلــم از شادی می لرزه هنوزم بـــــا تو نشـســــتن به همه دنیا می ارزه نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت 15 50 توسط دختر بهار ازکسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاس آنها مرا قویتر میکنند از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم آنان قلب مرا بزرگتر میکنند ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشـــــــــــــکرم آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست از کسانیکه با من مـــــیمانند سپاسگذارم آنان بمن معنای دوست واقعی را نشان میدهند نوشته شده در سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۱ ساعت 15 46 توسط دختر بهار برای لذت از زندگی 1 زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید شما نمی دانید که بین آنها چه می گذرد 2 افکار منفی نداشته باشید در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید 3 بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید 4 خیلی خود را جدی نگیرید 5 وقتی بیدار هستیدبیشتر خیال پردازی کنید 6 حسادت یعنی اتلاف وقت شما هر چه را که باید داشته باشید دارید 7 گذشته را فراموش کنید اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید این کار آرامش زمان حال شما را از بین می برد 8 زندگی کوتاه تر از این است که از دیگران متنفر باشید نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید 9 با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید 10 هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست مگر خود شما 11 بدانید که زندگی مدرسه ای می ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می باشند 12 بیشتر بخندید و لبخند بزنید 13 مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید زمانی هم مخالفت وجود دارد جامعه 14 گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید 15 هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید 16 خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید 17 زمانی را با افرادبالای 70 سال و زیر 6 سالبگذرانید 18 سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید 19 اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می کنند به شما مربوط نیست 20 زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی آید بلکه دوستان شما به شما مدد می رسانند پس با آنها در ارتباط باشید زندگی 21 کارهای مثبت انجام دهید 22 از هر چیز غیر مفید زشت یا ناخوشی دوری بجویید 23 عشق درمان گر هر چیزی است 24 هر موقعیتی چه خوب یا بد گذرا است 25 مهم نیست که چه احساسی دارید باید به پا خیزید لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید 26 مطمئن باشید که بهترین هم می آید 27 همین که صبح از خواب بیدار می شوید باید از هستي تان شاكر باشيد 28 بخش عمده درون شما شاد است بنابراین خوشحال باشید نوشته شده در سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۱ ساعت 10 42 توسط دختر بهار مادر و کودک موقع خواب که می شد شیطنت های کودکانه ام مرا به مقاومت در برابر خواب وا می داشت مادرم برایم لالایی میخواند با صدای آرام و دلنشینش دیگر به هیچ چیز فکر نمی کردم چه لحظات زیبا و دلچسبی بود یادش بخیر محتوای خوب لالایی زیرکی مادر را می رساند که با یک تیر چند نشان را هدف گرفته است هم کودکش را خوابانده و هم در تربیتش گام مؤثری برداشته است حال من مادر شده ام و کودکم در برابر خواب مقاومت می کند گویی نمی تواند آرام بگیرد و بخوابد به یاد لالایی های مادرم می افتم چه راه کار آسان و جالبی چه فکر خوبی لالالالا گل لاله ببین مامانی خوشحاله میخونه سوره ی قرآن میخونه هی دعا مامان لالالالا گل پیچک بخواب ای کودک کوچک همه می گن میاد آقا امام مهربون ما لالالالا لالایی میشه دنیای ما عالی پر لبخند و خوشحالی گل ریحون و نعنایی لالالالا گل شبنم به یاد مکه و زمزم لالالالا گل آلو به یاد ضامن آهو همیشه باشی با وضو مادر آهنگ و صدای آرام در شیوه خواندن لالایی آرامش بیشتری را به کودکانمان هدیه می دهد و راه کار خوبی برای درمان استرس ترس ها و ناآرامی ها است نوشته شده در سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۱ ساعت 10 37 توسط دختر بهار مطالب قدیمی تر حضورت در کنار من معجزه نبود نبودنت هم فا جعه نیست فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت امشب آخرین قطرات باقی مانده اشکم را جاری می کنم با هر قطره اشکی که می ریزم عشقت را در خودم خواهم کشت از فردا تو برای من فقط یک تجربه خواهی بود فقط یک تجربه خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آبان ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ آرشیو موضوعی حضرت دوست دوستانه عاشقانه خاطرات پیوندها ویدا باران اشک چشم تا شقایق هست هزار و یک حرف نگفته همیشه بارانی فانوس راه تک درخت یادداشت های يك دختر ترشيده پرواز تا اوج زیبایی تاریخ و تمدن ایران وبلاگ شخصی ابـــــــوذر فرجــــــی نغمه های دلتنگی تنهاترین پسر دنیا بـُغض يـــِك فـِرشـتـــــــــــــــــــﮧ مهدی پیری دل شکسته یک عاشق beautifullove blogfa com
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 44 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-44


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Mon, 22 Jun 2026 08:12:05 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/nickdel.blogfa.com/
Server cloudflare
Cf-Cache-Status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=LIBZ7CYK0KSTMSbzOsIy%2F%2Ff9Fkd2fVv6UQl70Vd3AJt%2BXvakiz6A0j%2FXGzJuoMJg1fOcF6hCLaByjP%2FgL6BkqMgng2IYS42GhNrDkCE1wqvBGyFY%2FLNwSwwiO3fi3E%2F%2F3gQKq5A%3D ]
CF-RAY a0f9c934392ba289-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Mon, 22 Jun 2026 08:12:05 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=865FYdpr%2FkXm%2BO7R5GyFbFT3WY7Vr%2BWjOC%2Fv4GyTIAyjNorEkJZxq6CEB%2B27err8qBXt9ViYKxfMkVNNWDRlpuGLWg5v0Q9b7KTY%2BKXFrbnKXNBfivdV9d%2Fm424VMisXdTXqBIU%3D ]
content-encoding gzip
cf-ray a0f9c9359ea6ae88-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="یک اتفاق زندگی دلم با عشق تو عاشق ترین شد. ولی بی مهریت کار دلم ساخت . دل تنهای من تنهاترین شد"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="یک اتفاق زندگی"
property="og:site_name" content="یک اتفاق زندگی"
property="og:description" content="یک اتفاق زندگی دلم با عشق تو عاشق ترین شد. ولی بی مهریت کار دلم ساخت . دل تنهای من تنهاترین شد"

Load Info

page size11232
load time (s)0.361452
redirect count1
speed download31113
server IP 188.114.96.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"