Meta tags:
description= عاشقم من به شقايق سوگند که تو برخواهی گشت / من به اين معجزه ايمان دارم /;
Headings (most frequently used words):
من, به, عاشقم, شقايق, سوگند, که, تو, برخواهی, گشت, اين, معجزه, ايمان, دارم, دلم, برای, کسی, تنگ, است, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (37), برای (26), تنگ (25), دلم (23), کسی (23), ۱۳۹۰ (22), نوشته (19), شده (16), ساعت (16), توسط (16), یاس (16), سفید (16), مرداد (15), ۱۳۸۹ (12), دست (7), های (6), پنجشنبه (6), جمعه (6), کند (5), ۱۳۸۸ (4), نفس (4), تمام (4), خواب (4), چشم (4), همه (3), باشد (3), ﺑﺮﺍﯼ (3), وقتی (3), عشق (3), طلبد (3), یکشنبه (3), بدوم (3), آذر (2), بهمن (2), اسفند (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), تیر (2), وبلاگ (2), خانه (2), انتها (2), اما (2), وجود (2), روز (2), چنان (2), دارم (2), نیازم (2), نیاز (2), نازت (2), معامله (2), خوب (2), نام (2), مرا (2), بهتر (2), مردانه (2), ﺧﺎﻃﺮ (2), کرده (2), اسمت (2), صدا (2), دوست (2), لبخند (2), بخواب (2), آرام (2), بگذار (2), آغوش (2), گرم (2), حسرت (2), تنها (2), هایم (2), اوست (2), قلب (2), همانند (2), عطر (2), کنم (2), بستم (2), قاره (2), عاشقم (2), blogfa, com, حیات, نامه, پیوندها, شهریور, مهر, آبان, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, گاهی, سختی, روزگار, فراق, بغض, ناتمام, فریادهای, گشته, گلو, اشک, سرد, سوزناک, پریشانی, افکار, دهند, قرص, آدمی, نازکی, هلال, آخر, ماه, گردد, نیمه, جان, رمق, گوشه, آسمان, شاید, دقیقه, ماند, رود, تحمل, ماندن, ندارد, مطالب, قدیمی, دیدمت, نمی, دانستم, ریشه, میدوانی, امروز, کشیدن, هوای, نبودنت, نفسم, میگیرد, میدانم, میدانی, دوستت, همچون, هواست, حالا, میکنی, خریدارم, اینکه, غیر, منصفانه, معشوق, شعری, صفحه, خالی, دفترم, دراز, كشيده, ومن, وسوسه, سرودنش, مرور, كنم, نازنین, همیشه, مست, شراب, شعرهای, ناب, هیچ, کجا, روی, بازوهای, امنیت, معنا, نمیکند, برایم, ﺩﯾﺪﻥ, ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ, ﺩﻭﺳﺖ, ﺩﺍﺭﯼ, ﯾﺎﺳﻬﺎ, ﺍﯾﻨﮑﻪ, ﺑﻮﯼ, ﯾﺎﺭ, ﺩﺍﺭﻧﺪ, ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ, ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼ, ﺭﺳﯿﺪﻥ, ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ, ﭘﺮﻭﺍﺗﺮﻡ, ﻣﯿﻨـﻮﯾﺴﻢ, ﺗـﻮ, ﮐـﻪ, ﻣﻌـﻨﺎﯼ, ﺑﺎﺭﺍﻥ, ﻧﺎﻭﺩﺍﻧﻬﺎ, ﻧﻤﯽ, ﭘﺮﺳﯽ, ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ, ﮐﻮﻫﻬﺎ, ﻗﻬﺮ, ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ, ﭘﻨﺠﺮﻩ, پابرهنه, نگاهت, میکنم, مبادا, بیدار, شوی, نذر, اینبار, پیاده, اغوش, بیایم, میتونن, کنن, فقط, نفره, زنه, لذت, میبری, جوابش, داری, بگی, جانم, زنی, خدا, زند, راستی, صدای, خنده, هایت, قسمت, کنی, احتیاج, مستی, نیست, استکان, چای, دیوانه, میکند, میزبان, چشمانِ, بستر, رویای, چشمان, عاشقت, چراغ, تارم, باشند, عمریست, بهشت, کوچکم, بودن, امن, گریه, کردن, روزهایم, خیالت, آبی, بیا, همچو, مهتاب, گرفته, مهتابی, لبها, بوسیدن, چشمانت, اندازه, کافی, حرف, گفتن, دارند, قبل, نقش, خيال, هايم, زنم, واي, اگر, بداني, هاي, رنگيني, بينم, دوشنبه, تنگی, دوستیش, بدون, داشتنش, عمرها, صبر, راهنمای, زندگیست, محرم, اسرار, مرهم, زخمهای, کهنه, تنهاییش, تنهایی, دلش, سرنوشتش, تنهاییم, چشیده, اشکهایم, دیده, مشامم, دنبال, چشمانم, چشمانش, گوشهایم, شنیدن, صدایش, کشد, سرم, شانه, هایش, آرزو, دارد, دستانم, دستان, مهرش, تنم, آغوشش, زیبایی, کلا, عشقش, غرق, طلوع, هدیه, دهد, وزم, بارم, تابم, آسمانم, ستاره, گان, زمین, گندمِ, عطرآگینی, دانه, بندد, رقصان, جانِ, سبزِ, خویش, عبورمی, تُندری, شبـ, درخشم, فرو, ریزم, احمد, شاملو, سایم, جهان, درمی, یابم, اندیشم, زمان, لمس, معلق, عریان, سودم, تمنای, مردم, تماشای, خوش, بودم, شور, شوقم, سراپا, بود, رفتم, هرکجا, فرمود, چیدم, فریدون, مشیری, تشنه, تبدارم, آویخت, خود, طبعم, نهان, سوخت, شعرم, فضا, ریخت, صبح, کنارِ, جنگلی, کوچکی, ببینم, قرارِ, آمدنِ, ایستاده, سرِ, انگشتان, موهایِ, سیاهم, پشتِ, گوشم, بزنی, مهربانی, بپرسی, صبحانه, نانِ, محلی, خوری, پنیر, گردوی, تازه, نیکی, فیروزکوهی, تمامِ, فکر, بهترین, راه, همین, زلزله, بیاید, نزدیک, همان, جاده, مانده, رسیدن, شقايق, سوگند, برخواهی, گشت, اين, معجزه, ايمان,
Text of the page (random words):
عاشقم من عاشقم من به شقايق سوگند که تو برخواهی گشت من به اين معجزه ايمان دارم تمامِ فکر هایم را کرده ام بهترین راه همین است که یک شب زلزله ای بیاید قاره ی من را به قاره ی تو نزدیک کند همان شب من تنها جاده ی مانده تا رسیدن را بدوم و بدوم و بدوم صبح تو را کنارِ خانه جنگلی کوچکی ببینم که بی قرارِ آمدنِ من ایستاده ای با سرِ انگشتان مردانه ات موهایِ سیاهم را پشتِ گوشم بزنی و با مهربانی بپرسی صبحانه نانِ محلی می خوری با پنیر و گردوی تازه نیکی فیروزکوهی نوشته شده در یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید نفس تشنه تبدارم به نفس های تو می آویخت خود طبعم به نهان می سوخت عطر شعرم به فضا می ریخت چشم بر چشم تو می بستم دست بر دست تو می سودم به تمنای تو می مردم به تماشای تو خوش بودم چشم بر چشم تو می بستم شور و شوقم به سراپا بود دست بر دست تو می رفتم هرکجا عشق تو می فرمود از لب گرم تو می چیدم فریدون مشیری نوشته شده در یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید به تو دست می سایم و جهان را درمی یابم به تو می اندیشم و زمان را لمس می کنم معلق و بی انتها عریان می وزم می بارم می تابم آسمانم ستاره گان و زمین و گندمِ عطرآگینی که دانه می بندد رقصان در جانِ سبزِ خویش از تو عبورمی کنم چنان که تُندری از شبـ می درخشم و فرو می ریزم احمد شاملو نوشته شده در یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید دلم برای کسی تنگ است دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد دلم برای کسی تنگ است که چشمانم چشمانش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون تا است دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است دلم برای کسی تنگ است نوشته شده در دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید هر شب قبل از خواب نقش خيال تو را به خواب هايم مي زنم واي اگر بداني چه خواب هاي رنگيني مي بينم نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید بگذار لبها برای بوسیدن باشد تو چشمانت به اندازه ی کافی حرف برای گفتن دارند نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید بخواب آرام در بستر رویای من بگذار تا چشمان عاشقت چراغ شب تارم باشند بخواب آرام در آغوش گرم عشق که من عمریست در حسرت آن بهشت کوچکم نیاز من تنها با تو بودن است در آغوش امن تو گریه کردن است روزهایم که با خیالت آبی است پس بیا همچو مهتاب تن شب گرفته ام را مهتابی کن نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید احتیاج به مستی نیست یک استکان چای هم دیوانه ام میکند وقتی میزبان چشمانِ تو باشد نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید وقتی تو لبخند می زنی بی شک خدا هم لبخند می زند راستی صدای خنده هایت را با من قسمت می کنی نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید همه میتونن اسمت رو صدا کنن اما فقط یه نفره که وقتی اسمت رو صدا می زنه لذت میبری و با تمام وجود در جوابش دوست داری بگی جانم نوشته شده در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید پابرهنه تمام نگاهت را طی میکنم که مبادا بیدار شوی نذر کرده ام اینبار پیاده به اغوش تو بیایم نوشته شده در پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯿﻨـﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗـﻮ ﮐـﻪ ﻣﻌـﻨﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺎﻭﺩﺍﻧﻬﺎ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﯽ ﻭ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎ ﮐﻮﻫﻬﺎ ﻗﻬﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﯾﺪﻥ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺳﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻮﯼ ﯾﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍﺗﺮﻡ نوشته شده در پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید هیچ کجا جز خواب روی بازوهای مردانه ات امنیت را معنا نمیکند برایم نوشته شده در پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید خوب ِ خوب ِ نازنین من نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب نوشته شده در پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید معشوق من شعری است كه در صفحه های خالی دفترم دراز كشيده ومن وسوسه ی سرودنش را هر روز مرور می كنم نوشته شده در پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید آن روز که دیدمت نمی دانستم چنان در من ریشه میدوانی که امروز نفس کشیدن در هوای نبودنت نفسم را میگیرد میدانم که میدانی دوستت دارم نیازم به تو همچون نیاز نفس به هواست حالا نیازم را با نازت معامله میکنی باشد من تمام نازت را خریدارم با اینکه معامله ای غیر منصفانه است نوشته شده در پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط یاس سفید مطالب قدیمی تر گاهی سختی روزگار فراق بغض های ناتمام نوشته های بی انتها فریادهای گم گشته در گلو اشک های سرد اما سوزناک پریشانی افکار همه و همه دست به دست هم می دهند تا قرص وجود آدمی به نازکی هلال آخر ماه گردد کم سو و نیمه جان که بی رمق در گوشه ای از آسمان کز می کند و شاید دقیقه ای می ماند و می رود و تحمل ماندن ندارد خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ پیوندها حیات نامه blogfa com
|