Meta tags:
description= شعرهاي تنهايي;
Headings (most frequently used words):
به, دوستان, وبلاگ, دکتر, علی, شریعتی, تصادفی, دل, عشق, از, خاطرات, شعرهاي, تنهايي, قالب, آمارگیر, خسته, باران, درد, لحظه, جاده, کوری, صدقه, تقدیم, تمامی, عزیزم, که, بودم, با, بودنشان, پیوند, دارد, سوگند, كوچه, اي, ديگر, درخواست, بعضی, این, شعرو, دوباره, صفحه, جدید, منتقل, کردم, دانشگاه, نگین, آشنای, بد, قصه, كوه, گذشته, جشن, مرگ, تظاهر, غافل, گواه, شاه, کلید, حکایت, فردا, کاش, بوی, بهشت, زائر, قسمت, حبيب, امید, رویش, هوس, منجی, حرمت, شعر, برگرفته, آرشیو, آبان, 84, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
شده (43), نوشته (32), ۱۳۹۲ (31), ساعت (30), توسط (30), طهمورث (30), دادفريان (30), بود (29), است (28), عشق (24), اين (18), آبان (17), همه (17), این (17), خسته (15), باز (14), مهر (12), قصه (12), مرداد (10), چهارشنبه (10), درد (10), ۱۳۹۰ (9), گفت (9), دلم (9), شنبه (9), عاشق (9), کاش (8), وبلاگ (7), همان (7), شعر (7), ديگر (7), #دوستان (7), مرا (7), دست (7), باشد (7), كوچه (7), سوگند (7), بهمن (6), راه (6), لحظه (6), رفت (6), روز (6), چون (6), گفتم (6), فصل (6), بودند (6), مهتاب (6), ولي (6), فروردین (5), ۱۳۸۶ (5), خون (5), شود (5), آخر (5), شهر (5), عمر (5), نیست (5), تنها (5), بودم (5), نمی (5), خدا (5), جاده (5), شهریور (4), ۱۳۸۴ (4), ۱۳۸۵ (4), اردیبهشت (4), دوست (4), امروز (4), زندگی (4), مرده (4), کاشکی (4), کرد (4), امید (4), شاید (4), دگر (4), خود (4), قسمت (4), خنده (4), خواهد (4), آمـد (4), اميد (4), سفر (4), گذرند (4), علی (3), تیر (3), ۱۳۹۴ (3), ۱۳۹۷ (3), شعرهاي (3), تنهايي (3), شروع (3), ميشد (3), چند (3), حرمت (3), دلها (3), پاك (3), چشمه (3), غافل (3), نيست (3), خوش (3), باد (3), حيف (3), نشان (3), جمعه (3), شدم (3), کجاست (3), پنجشنبه (3), صدای (3), مرگ (3), آخرین (3), باغ (3), یاری (3), هست (3), دارد (3), اما (3), گذشت (3), راز (3), مست (3), چشم (3), روی (3), یکشنبه (3), بوی (3), مادر (3), آمد (3), مانده (3), برو (3), بند (3), كوه (3), لبريز (3), اون (3), ساده (3), دور (3), ماه (3), دارم (3), دوشنبه (3), زنده (3), گواه (3), آرام (3), شدیم (3), مرگم (3), دوران (3), گذشته (3), كرد (3), بدان (3), شبي (3), دلِ (3), كوچهْ (3), مشيري (3), رفتي (3), دانستیم (3), باید (3), بیژن (3), دکتر (2), شریعتی (2), تصادفی (2), قالب (2), خرداد (2), ۱۳۹۳ (2), ۱۳۹۸ (2), ۱۳۹۹ (2), آرشیو (2), خانه (2), زمان (2), دانشگاه (2), شعري (2), جاري (2), نوشتن (2), مطالب (2), ثبت (2), سال (2), ويران (2), نكنيم (2), وطن (2), اگر (2), هيچ (2), نان (2), هنوزم (2), هنوز (2), بسي (2), دار (2), خواهم (2), داد (2), سهم (2), نغمه (2), نفست (2), دیروز (2), نفسی (2), ندارم (2), گره (2), ندانم (2), دیر (2), زمانیست (2), نگاهت (2), هوس (2), گفتی (2), رسید (2), آید (2), باور (2), سرد (2), قطره (2), خاطره (2), درختی (2), حبيب (2), چنان (2), شـد (2), زدم (2), هزاران (2), یادم (2), غصه (2), گشت (2), هاي (2), بذار (2), فکر (2), باورم (2), گریه (2), فردا (2), تــو (2), بسته (2), شاه (2), نگــــار (2), محبت (2), قلبم (2), نشسته (2), مهربان (2), جانم (2), کاشتیـم (2), آمــد (2), داشتیم (2), دیــدار (2), جان (2), روح (2), هستم (2), سایه (2), بستم (2), جشن (2), وقت (2), چشمها (2), بیا (2), شام (2), سرم (2), آسان (2), سحر (2), سينه (2), رازهاي (2), عاشقانه (2), جمله (2), بهر (2), بهتر (2), زير (2), عالم (2), چهار (2), عاشقان (2), دلش (2), خاطرات (2), دوباره (2), روي (2), باران (2), حال (2), غريب (2), رفــــــــت (2), ولی (2), کمک (2), زرد (2), صفا (2), وقتي (2), كرديم (2), نمي (2), خيالم (2), صحبت (2), افسوس (2), ماندم (2), دراز (2), يادت (2), مثل (2), پاي (2), روزها (2), همهْ (2), حذر (2), دانم (2), درخواست (2), دیشب (2), صدقه (2), کوری (2), هیچوقت (2), سلام (2), توان (2), بارانی (2), سیل (2), بهار (2), زمستانی (2), جانی (2), برف (2), کجا (2), شاعری (2), وعده (2), شهنامه (2), blogfa, com, آمارگیر, statistics, آرشيو, اسفند, آذر, ۱۳۹۱, های, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, سال71, دلتنگيها, شاديها, زبان, پيشنهاد, عزيز, پارسي, نموده, ويرايش, مجدد, انها, اشعاري, دفتري, دفتر, بالغ, ناگهان, مفقود, باعث, مدت, كنار, بگذارم, مجددا, تشويق, خوب, زحمات, اندازي, تعدادي, اشعار, قديمي, ذهنم, جهت, نوشتم, تاكنون, عليرغم, مشكلات, روزمره, سعي, داشته, گاهي, جديد, بنويسم, قدیمی, سياوش, زحمت, تركش, آرش, خوردند, تكرار, نباشيم, هرگز, مرداب, شويم, آني, زلال, پاكيم, اميدي, خاموش, شديم, واي, سنگفرش, خوكان, لفظ, دري, كجا, بيند, يادش, شاعر, مقامي, متاعي, رانند, شعرها, خوانند, شاعران, نرخ, خور, ديار, دانند, دانيم, پيمان, بيشتر, صدا, مام, لاله, سرخ, بخواند, تابرگردد, نرفت, واگر, خورد, گردم, برگرفته, عدل, پدیدار, یوسف, زهرا, علمدار, همین, جلوه, مصطفی, برسد, نوگل, زهرای, مولا, خدایا, بدتر, روزیست, بهروز, بیزاری, صرف, گرفتاری, عیسی, مسیحا, غمی, سخت, گرفتار, زندگیم, چرخه, تکرار, چاره, رهم, نهم, بشکسته, منجی, دلهره, ریختن, بار, ملال, آور, سطلی, کودکی, کودکیش, برگ, افتاد, وحشت, هبچ, امیدی, زیر, گوید, فرداهایش, تمنای, درخت, فراموشی, کویر, ابر, غنچه, شاخه, سبز, رویش, گـــر, صـــــد, بـلا, ببـــارد, مـا, طبيب, طوفان, بدانــد, كشتي, نجـــاتيم, حاجت, خواهيم, مجيب, پیاله, کرده, نگو, چنیـن, اکنــون, لبخند, غمیـــن, راهی, طرف, شــد, جـــدا, دیـــگر, آیــــــد, بدست, نوبهـــــاران, اکنون, بگذشت, روزگاران, حرفــی, بایــد, دیگر, شـــده, کــاش, پنهان, کـــردم, آغـــاز, همره, سود, بگویم, شـــد, دلـــها, بگویــــم, هـوای, باده, شـــــدم, کـه, آموختـه, مکتب, زاهـــــــــــد, کــــوی, زائــــر, دربست, شـدم, شیــدای, آزاد, رهـــا, ولــــــــی, نگاهی, نگاهم, کردی, رعنـــای, دیــدم, شــــــدم, زیبــای, دیدم, شـــدم, زائر, عطر, چینم, گیسویش, پیرم, پای, برد, آورد, گوشم, صدایی, بهشت, كاشكي, ياد, روزگار, رفته, شيشه, پاسخ, سنگ, اينجا, ننگ, فردايي, راهي, پاهاي, خورده, پرواز, بلند, دنياي, نياز, عالمه, حيا, زيباتر, طرحي, پاييز, چشمهایت, زیباست, بدا, گــــــــم, بشن, برسیم, فـــــــــــردا, همینه, رسم, دنیــــــــــــا, عزیز, مــــــــــــا, بچگونـــــــم, خدایی, ساختـــــــــم, نگــــــاه, اول, دلو, باختـــــــــم, شـــــد, رفتی, اسیـــرم, اگه, نباشــــی, بدون, میـــــــرم, کردن, کور, میشن, میمیرن, پاتو, چشمـــام, آروم, بگیـــــــرن, گفتا, خوبــرویان, حکـــایت, گفتـــم, ورزان, آیا, عنـــــایت, طعنه, خندید, حکایت, دلهای, کلیــــد, مهربــــان, ترین, نازنین, میوه, قبل, بیـد, نازم, تـو, مــرده, کنــد, نوید, چشمش, نگاه, جوان, شــدم, پدیـد, خنــــده, پیـرمـردی, دیـر, آمـــــدی, غمهای, کهنــه, رفــت, امیــــد, خندیـــد, لرزه, ریخـــت, آنـــروز, روزه, عیــــد, شامم, سپیــــــد, کلید, پایت, نفس, بمانم, زبانم, نگارم, غافـل, عاقـلی, پنداشتیم, تکـرار, تکـرارند, دریـغ, رسیدیــم, عجب, تنهایی, رسیدیم, خبــر, افکــار, باطــل, تـلـخ, غربــت, ایـــام, سنــگین, فراق, دریغا, گندم, غرق, شادی, ایام, هجر, بـــودن, دائمــی, پنداشتیــم, روزگـــاری, دیــده, منی, منــی, میمیرم, باشی, معنــــــی, فنا, تظـــاهر, خستم, حیرانم, چنین, بازی, گدایی, تخت, شــــــاه, بنشستم, کوهی, دریـــــا, داری, سرمن, مستم, میمیرند, کنـــــــارت, چقدر, خوشبختم, تظاهر, برپاست, پیداست, تسکینی, بخند, بخوان, رفتن, میمردم, قهرم, سخنی, وای, مجنونم, لیلی, عبث, داشت, پاک, نفسم, سینه, جدا, میگفت, سنگش, تنگ, شوق, دیدار, پاسخی, نبود, نازک, کودکم, موقع, سردرد, سفره, رنگین, مادرم, مات, مبهوت, اشکم, خشکید, لرزید, آمیخت, هری, ریخت, حسی, پروا, سختی, زيبا, گريه, بغض, يكريز, دردها, دعاهاي, شبانه, دلواپسيها, كسي, فقط, وشب, كاش, آرزوشان, تازه, پيوند, بستند, يكدل, يكصدا, خنديده, كرده, رازها, گفته, قسم, فرداهاي, نور, ناز, عاشقي, شسته, گويي, غمهاي, رسته, سادگي, هاشان, موج, جملگي, آنشب, بدنبال, جوابي, شدنها, دلهايي, بازيهاي, بدرنگ, زمانه, نامردميها, نامراديهاي, هريكي, ديگري, خانمان, پاره, سرش, سوداي, ياران, بيقراران, غوغاي, ديشب, سكوت, لحظــه, اندوه, شرمنـــده, غریب, خاطــری, خاطــراتم, زنــــده, كاشـــكي, گريـــه, كــه, مانديم, شــديم, دوستـان, رفتند, شـــديم, سهـــم, دلهامان, شرمنـــدگــي, آمـــد, زنـدگــي, روزهــــاي, پرسه, افســـردگـي, سوگ, مـردگـي, سخنها, شمــاست, رفاقتها, كجــاست, عاشقــــــان, دلهاي, پـــاك, يــــادآن, خــــاك, دوستـــــان, خيلي, صبور, يــــاد, رفاقتهــــــــاي, يـــاد, شــاد, اطلســـــي, هواي, دوستــان, لبــــــريز, دلـــواپسي, دلگير, شهري, نامـــــت, عالــــم, شـــود, ماندگــــــار, همــــه, خـــود, یزدان, سپـــــــــار, بســـان, سیاوش, ســــرد, گشــــــت, بــــر, آتش, گذشـــــــــت, گرمای, رحمــــــت, مرو, هیچ, راهــــــــی, نامرد, وجــــــود, پاکی, سرشــــــــــت, خردمنــــــد, اهل, بهشـــــــــــت, بجز, حســـــــــرت, نبایــــــد, کشیــــــد, کـــه, وجدان, قاضی, کنیــــــــد, بگــــو, دشمنی, شمـــــــاست, نترسیـــم, مــــا, هرگــز, کار, راســــت, وفا, مسلکی, خواستنی, صداقـت, همیشه, ماندنی, اســت, رفـــت, نبــــود, کنون, گذشتـــــــه, سرودن, سـود, زندگــــــی, باختـــــــــــــم, آشنـــــــایی, نشناختــــــــم, آشنـــــایی, بیگانه, شـــــــد, آشنــــــا, کــــــرد, بینـــــوایــــــی, نیم, آشنای, شبـهاي, سياهي, نگين, روشنـي, بخشـي, خورشيد, مجنونی, ليلي, يكـــي, آيـــد, كـــه, احســـاس, گويد, گلـدان, خالي, گلي, قلبـي, سرما, بهاری, دانــم, یـــاری, خواهــد, نگین, يادشــون, هميشــه, تـوي, يـاد, هـر, كـدوم, جـاي, دنيــا, شايــدم, غريـب, تنـها, صفـــا, مــهــربـونـي, بعـد, اونـا, ديگــه, رفتــه, دوستام, بودن, گفتـي, نگفته, يادته, توي, سمينـار, سويسي, دانمـارك, بالتو, دونم, كجايي, يكـي, ميگـه, دورايي, کجـای, زمینه, خاکی, رفیــق, مهربونــم, کـدوم, قلــه, نشستــه, خوانم, گذشتم, روشن, شبْ, هرچه, عادت, خودم, شعريست, برتر, كوتاه, رفتني, پايان, عطوفت, تلخ, صميميت, پاكي, فضا, سخن, دريا, زده, پنجره, تير, چراغ, شبهايي, گفتيم, نزديكي, راستي, محرم, بارها, خواندم, جهان, زندگي, سست, بنياد, انگار, عشقت, فكر, نداشت, وصل, ديدار, بدمد, باشم, نشد, آرزوهاي, دربدر, هجرم, منِ, دلخسته, فكرمْ, ذكرمْ, شكستي, غمگين, كردي, خوبم, پيش, هرگزنتوانم, نتوانم, عاقبت, گفتي, توانم, بعضی, شعرو, صفحه, جدید, منتقل, کردم, خودش, رفيق, شفيق, اشك, ناله, نيز, بگذرد, علي, نارفيق, هزار, خنجر, عهد, وفاداري, گله, كنم, عهدي, ايام, نمک, خوردی, دوستی, تقدیم, تمامی, عزیزم, بودنشان, پیوند, خواستم, داده, مسافر, خیال, راحت, آنطور, میگفتند, حالا, چشمهایم, فرط, سوخت, روم, رها, نکرد, دوستش, صبح, رفیق, حوصله, ماند, خواند, خواست, دید, رویا, زیباییست, دانیم, مانیم, مهمانی, پاییز, برگها, افتادند, درها, بست, پسرم, کیان, سرودم, توجه, ويرانگر, اخير, برچسب, امسال, آباد, ایرانم, بلا, عامل, سمبل, حیات, مردمان, ویرانی, نعمت, نوروز, عمریست, کیست, گردد, دلیست, خستگی, پایان, بلبل, دشمن, اند, کسی, گشته, حیف, عاشقی, حرف, گوله, کوتاه, خرمن, بزنی, قولها, شکند, سادگی, افسانه, برگی, دوره, دیو, چاهی, منیژه, هاست, عقب, برگشتیم, گمراه, فهمیدیم, گذر, سرچشمه, غفلت, نکنیم, آغاز,
Text of the page (random words):
شعرهاي تنهايي شعرهاي تنهايي دل خسته شاعری خسته دلم تن که عمریست نمی دانم کیست و کجا می گردد زنده یا مرده شده صحبت از خسته دلیست شاعری خسته دلم خسته از خستگی بی پایان خسته از این همه درد خسته از این همه غم گل و بلبل که دگر دشمن جانی شده اند هر کسی عاشق خود گشته و حیف عاشقی حرف شده به مثل گوله ای از برف شده عمر آن کوتاه است وعده ها وعده خرمن شده است چشم بر هم بزنی قولها می شکند سادگی افسانه برگی از شهنامه دوره دیو و دد است عشق چون بیژن شهنامه ما ته چاهی در بند و منیژه نه به فکر بیژن در دلش بیژن هاست کی کجا ما به عقب برگشتیم از چه گمراه شدیم کاش می دانستیم کاش می فهمیدیم زندگی در گذر است آب این چشمه به سرچشمه نمی آید باز بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 10 37 توسط طهمورث دادفريان باران درد امسال بهار ما چه بارانی بود نوروز پر از برف زمستانی بود هر چند که نعمت خدا بود ولی در خانه مردمان چه ویرانی بود این آب که سمبل حیات است چه بد شد سیل بلا عامل بی جانی بود امید که آباد شود ایرانم هر چند بهار ما زمستانی بود برچسب ها با توجه به سیل ويرانگر اخير این شعر رو با درخواست پسرم کیان و کمک او سرودم نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت 7 4 توسط طهمورث دادفريان لحظه عشق و دگر حوصله نیست برگها افتادند باغ درها را بست فصل پاییز رسید روزها می گذرند ماه ها می گذرند فصل ها می گذرند کاش بارانی بود فصل مهمانی بود کاش می دانستیم من و تو می مانیم من و تو می دانیم زندگی رویا نیست زندگی زیباییست عشق را باید دید عشق را باید خواند عشق را باید خواست لحظه ها در گذرند کاش می دانستیم می توان عاشق شد می توان عاشق ماند نوشته شده در جمعه ۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت 20 54 توسط طهمورث دادفريان جاده می روم باز در جاده باز با جاده رفیق یک عمر صبح سلام جاده شب سلام جاده دوستش دارم هیچوقت مرا رها نکرد هیچوقت نوشته شده در جمعه ۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت 20 26 توسط طهمورث دادفريان کوری دیشب چشمهایم از فرط گریه می سوخت اما حالا آرام آرام است آنطور که میگفتند کوری بد نیست نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت 15 0 توسط طهمورث دادفريان صدقه با خیال راحت برو صدقه ات را داده ام مسافر دیشب از خدا مرگم را خواستم نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت 14 57 توسط طهمورث دادفريان تقدیم به تمامی دوستان عزیزم که بودم با بودنشان پیوند دارد سوگند به دوستی دوستان مهربان سوگند به آن نمک که خوردی به بوی نان سوگند گله نمي كنم از بد عهدي ايام به عهد و وفاداري دوستان سوگند اگر چه نارفيق مرا هزار خنجر زد به دست يا علي تا پاي جان سوگند گذشته ها گذشت و اين نيز بگذرد به اشك و ناله ي عاشقان سوگند دلم نشان ز تو دارد تو اي رفيق شفيق خدا خودش گواه به اين نشان سوگند نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۳ ساعت 14 46 توسط طهمورث دادفريان كوچه اي ديگر به درخواست بعضی از دوستان این شعرو دوباره به صفحه جدید منتقل کردم با تو گفتم حذر از عشق نه دانم نه توانم و تو گفتي من از اين شهر سفر خواهم كرد عاقبت هم رفتي و چه آسان تو شكستي دل غمگين مرا تو سفر كردي از اين شهر ولي اي گل خوبم جانم من هنوزم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگزنتوانم نتوانم روزها طي شد و رفت تو كه رفتي منِ دلخسته ي پاك با همه درد در اين شهر غريب باز عاشق ماندم همهْ فكرمْ همهْ ذكرمْ آرزوهاي دلِ دربدر و خسته ز هجرم وصل و ديدار تو بود تا كه باز از نفست روح در من بدمد زنده باشم با تو ولي افسوس نشد ماه ها هم طي شد بارها قصه آن كوچهْ مهتاب مشيري خواندم باورم شد كه جهان زندگي عشق اميد سست و بي بنياد است ولي انگار كه عشقت يادت هيچ فكر سفر از اين دل و اين سينه نداشت راستي محرم دل كوچه ي خاطره هاي تو و من يادت هست كوچه اي مثل همان كوچهْ مهتاب مشيري كوچه ي مهر و صفا كوچه ي پنجره ها پاي آن تير چراغ وه چه شبهايي بود خنده ها مي كرديم قصه ها مي گفتيم از اميد عشق محبت كه در آن نزديكي در صميميت و پاكي فضا جاري بود و سخن از دل ما كه به دريا زده بود حيف از آن همه اميد دراز حيف از آن همه اميد دراز در خيالم با خودم مي گفتم كوچهْ مهتاب مشيري شعريست عشق برتر باشد و به اين صحبت كوتاه خيالم خوش بود ولي افسوس كه ديگر رفتي رفتني بي پايان بي عطوفت بي مهر و در اين قصه ي تلخ باز من ماندم و من ديگر امروز گذشت هرچه بود آخر شد ولي از عادت اين دل دلِ تنها دلِ مرده شبْ شبي روشن و مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشته زير لب مي خوانم بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم نوشته شده در سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 14 53 توسط طهمورث دادفريان دوستان دانشگاه اون رفیــق مهربونــم رو کـدوم قلــه نشستــه تو کجـای این زمینه از چه خاکی شده خسته نمي دونم كه كجايي يكـي ميگـه دور دورايي تو سويسي يا كه دانمـارك كي پر و بالتو بسته وقتي كه كل كل مي كرديم يادته توي سمينـار من مي گفتم تو مي گفتـي يه عالم راز نگفته شهر ما چه با صفا بود وقتي دوستام همه بودن اون صفـــا و مــهــربـونـي بعـد اونـا ديگــه رفتــه هـر كـدوم يه جـاي دنيــا شايــدم غريـب و تنـها ولي يادشــون هميشــه تـوي يـاد ما نشسته نوشته شده در یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 8 25 توسط طهمورث دادفريان نگین نمی دانــم که یـــاری خواهــد آمــد در این سرما بهاری خواهد آمـد گلي خوش بو با قلبـي پر از عشق به اين گلـدان خالي خواهد آمـد يكـــي آيـــد كـــه با احســـاس گويد به مجنونی كه ليلي خواهد آمـد نگين روشنـي بخشـي چو خورشيد به شبـهاي سياهي خواهد آمـد نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲ ساعت 8 10 توسط طهمورث دادفريان آشنای بد من از بینـــــوایــــــی نیم روی زرد که آن آشنــــــا روی من زرد کــــــرد همان آشنـــــایی که بیگانه شـــــــد به وقت کمک رفت و چون سایه شـد همان آشنـــــــایی که نشناختــــــــم ولی زندگــــــی را به او باختـــــــــــــم کنون از گذشتـــــــه سرودن چه سـود همان به که او رفـــت و قسمت نبــــود صداقـت همیشه به جا ماندنی اســت وفا در همه مسلکی خواستنی است نترسیـــم مــــا هرگــز از کار راســــت بگــــو با بدان دشمنی از شمـــــــاست کـــه وجدان خود را چو قاضی کنیــــــــد بجز آه حســـــــــرت نبایــــــد کشیــــــد بدان ای خردمنــــــد اهل بهشـــــــــــت خدا در وجــــــود تو پاکی سرشــــــــــت مرو هیچ راهــــــــی که نامرد رفــــــــت که گرمای رحمــــــت بدان درد رفــــــــت چو در راه حق بــــر تو آتش گذشـــــــــت بســـان سیاوش به تو ســــرد گشــــــت همــــه حال خـــود را به یزدان سپـــــــــار که نامـــــت به عالــــم شـــود ماندگــــــار نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲ ساعت 13 15 توسط طهمورث دادفريان خاطرات خسته و دلگير در شهري غريب مانده ام لبــــــريز از دلـــواپسي دل پر از حال و هواي دوستــان يـــاد از دوران شــاد اطلســـــي يــــاد دوران رفاقتهــــــــاي دور دوستـــــان عاشق و خيلي صبور يــــادآن باران نم نم روي خــــاك عاشقــــــان ساده با دلهاي پـــاك ديگر امروز آن رفاقتها كجــاست دوستان روي سخنها با شمــاست مانده ام در سوگ اين دل مـردگـي روزهــــاي پرسه در افســـردگـي پس چه آمـــد بر سر آن زنـدگــي سهـــم دلهامان همه شرمنـــدگــي دوستـان رفتند و ما تنها شـــديم يا كــه ما مانديم و بي فردا شــديم كاشـــكي ميشد دوباره گريـــه كرد خاطــری از خاطــراتم زنــــده کرد کاشکی می شد در این فصل غریب لحظــه اي اندوه را شرمنـــده كرد نوشته شده در چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲ ساعت 9 27 توسط طهمورث دادفريان قصه كوه خاطرات گذشته كوه لبريز از سكوت در دلش غوغاي ديشب در سرش سوداي ياران عاشقان آن بيقراران چهار عاشق چهار يك تن بهر هم چون پاره تن هريكي از ديگري عاشق تر و بي خانمان تر خسته از نامردميها نامراديهاي دوران در دل هر يك هزاران رازهاي عاشقانه درد دلهايي ز بازيهاي بدرنگ زمانه قصه عاشق شدنها جملگي آنشب بدنبال جوابي سادگي در چشمها و خنده هاشان موج مي زد گويي از غمهاي عالم رسته بودند دست از هر عاشقي هم شسته بودند پس در آن شب زير نور ناز مهتاب دست در دست هم قسم از بهر فرداهاي بهتر درد دلها كرده بودند رازها را گفته بودند جمله يكدل يكصدا خنديده بودند مست هم بودند آن شب تازه دلها را به هم پيوند مي بستند آن شب آرزوشان جمله اين بود كاش آن شب بي سحر بود شب فقط شب بود وشب بود با همه دلواپسيها خسته از اين بي كسي ها با دعاهاي شبانه رازهاي عاشقانه گريه ها از بغض يكريز دردها در سينه لبريز آن شب زيبا سحر شد نوشته شده در چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲ ساعت 8 56 توسط طهمورث دادفريان جشن مرگ شب شب سختی بود و چه آسان و چه بی پروا گفت که دگر حسی نیست دل من هری ریخت درد با من آمیخت قلبم از جا لرزید قطره اشکم خشکید مات و مبهوت شدم مادرم گفت بیا سفره ی شام چه رنگین شده است و سرم آخ سرم پر سردرد شده باز هم مادر گفت کودکم موقع شام است بیا چشمها را بستم با دل خود گفتم سهم دل نازک من پاسخی سرد نبود شوق دیدار کجاست او که با من میگفت دل سنگش تنگ است دلم از سینه جدا شد نفسم بند آمد و دلم این دل پاک که چه امید عبث داشت به دل این هم از قصه ی عشق لیلی وای بر مجنونم مرگ من بود همان لحظه که گفت سخنی با تو ندارم قهرم کاشکی میمردم وقت رفتن شده دوست آخرین شعر مرا هم تو بخوان و به این آخر بد هم تو بخند خنده ات تسکینی است به دل خون شده ام فصل مرگم پیداست جشن مرگم برپاست نوشته شده در دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲ ساعت 5 2 توسط طهمورث دادفريان تظاهر من چقدر خوشبختم که به تو دل بستم غصه ها میمیرند تا کنـــــــارت هستم تو یه کوهی از عشق دل دریـــــا داری سایه ای بر سرمن از نگاهت مستم روز و شب حیرانم از چنین بازی عشق که گدایی بودم تخت شــــــاه بنشستم تو مرا یاری کن عشق را معنــــــی کن که در این دار فنا از تظـــاهر خستم تو همه عمر منی جان من روح منــی بی تو من میمیرم تا تو باشی هستم نوشته شده در شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۲ ساعت 20 9 توسط طهمورث دادفريان دل غافل روزگـــاری دیــده در دیــدار یاری داشتیم بـــودن و دیــدار او را دائمــی پنداشتیــم غرق شادی ها شدیم و غافل از ایام هجر ای دریغا فصل گندم بود و ما جو کاشتیـم روز تـلـخ غربــت و ایـــام سنــگین فراق آمــد و ما بی خبــر افکــار باطــل داشتیم چون به تنهایی رسیدیم درد را باور شدیم باز هم آخر رسیدیــم و عجب گل کاشتیـم قصه ها تکـرار و تکـرارند اما ای دریـغ دل چه غافـل بود و او را عاقـلی پنداشتیم نوشته شده در شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۲ ساعت 13 13 توسط طهمورث دادفريان گواه نگارم مهربان آرام جانم خدا باشد گواه این زبانم چنان مهر تو در قلبم نشسته به پایت تا نفس دارم بمانم نوشته شده در شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت 2 5 توسط طهمورث دادفريان شاه کلید عشق نگــــار آمد و شامم سپیــــــد شد تنها نه آنـــروز که هر روزه عیــــد شد خندیـــد بر من و دلم لرزه کرد و ریخـــت غمهای کهنــه رفــت و دلم پر امیــــد شد با خنــــده گفت پیـرمـردی و دیـر آمـــــدی با خنده اش جوان شــدم عاشق پدیـد شد یک لحظه چشم من به دو چشمش نگاه کرد یک عمر مهر و محبت به دل من نوید شد نازم به عشق تـو که مــرده زنده می کنــد صد میوه داد درختی که قبل از تو بیـد شد ای مهربــــان ترین تــو ای نازنین نگــــار عشق تــو بر دلهای بسته شاه کلیــــد شد نوشته شده در دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲ ساعت 14 15 توسط طهمورث دادفريان حکایت گفتم غم تو دارم خندید و گفت باشد گفتم که ماه من شو با طعنه گفت شاید گفتـــم ز مهر ورزان آیا بود عنـــــایت گفتا ز خوبــرویان دور است این حکـــایت نوشته شده در شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲ ساعت 4 57 توسط طهمورث دادفريان فردا پاتو بذار تو چشمـــام شاید آروم بگیـــــــرن از بس که گریه کردن کور میشن و میمیرن گفتی اگه نباشــــی بدون تو می میـــــــرم چه ساده باورم شـــــد رفتی و من اسیـــرم از اون نگــــــاه اول دلو چه ساده باختـــــــــم تو فکر بچگونـــــــم از تو خدایی ساختـــــــــم همینه رسم دنیــــــــــــا عزیز قصه مــــــــــــا بذار بدا گــــــــم بشن تا برسیم به فـــــــــــردا نوشته شده در شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲ ساعت 4 11 توسط طهمورث دادفريان عشق چشمهایت زیباست طرحي از پاييز است و از آن زيباتر از حيا لبريز است تو و يك عالمه راز من و دنياي نياز تو و پرواز سر كوه بلند من و پاهاي گره خورده به بند تو برو چون كه مرا راهي نيست در دلم عشق به فردايي نيست تو برو عشق در اينجا ننگ است عشق از شيشه و پاسخ سنگ است نوشته شده در یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۲ ساعت 17 18 توسط طهمورث دادفريان کاش کاشکی بر می گشت روزگار رفته از دست لحظه هاي مانده در ياد كاشكي بر مي گشت نوشته شده در شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲ ساعت 12 29 توسط طهمورث دادفريان بوی بهشت صدایی آمد از دیروز به گوشم نغمه ها می گفت به یادم قصه ها آورد ز یادم غصه ها می برد صدای پای مادر بود صدای مادر پیرم هنوز از بوی گیسویش هزاران عطر می چینم نوشته شده در یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۲ ساعت 11 43 توسط طهمورث دادفريان زائر روی زیبــای تو را دیدم و سر مست شـــدم قد رعنـــای تو را دیــدم و از دست شــــــدم چشم تو چشمه عشق است نگاهم کردی مرده بودم به نگاهی ز تو من هست شدم دل شیــدای من آزاد و رهـــا بود ولــــــــی به سر کــــوی تو من زائــــر دربست شـدم من کـه آموختـه از مکتب زاهـــــــــــد بودم به هـوای تو زدم باده و سر مست شـــــدم نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲ ساعت 9 20 توسط طهمورث دادفريان قسمت ای کاش می شـــد درد دلـــها را بگویــــم چون رفت بی همره چه سود از دل بگویم ای کــاش من پنهان نمی کـــردم ز آغـــاز حرفــی که بایــد می زدم دیگر شـــده راز اکنون که بگذشت و گذشت آن روزگاران دیـــگر نمی آیــــــد بدست آن نوبهـــــاران قسمت چنان شــد راه او از ما جـــدا شـد راهی که می شد یک طرف باشد دو تا شد اکنــون به لب لبخند اما دل غمیـــن است خود کرده من بودم نگو قسمت چنیـن است نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۲ ساعت 10 26 توسط طهمورث دادفريان حبيب ما را پیاله ای بس گر با حبيب باشد حاجت دگر چه خواهيم ما را مجيب باشد طوفان غم بدانــد در كشتي نجـــاتيم گـــر صـــــد بـلا ببـــارد مـا را طبيب باشد نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 14 36 توسط طهمورث دادفريان امید رویش شاخه ای سبز شده غنچه ای دارد شاید شاید ابر را یاری هست تک درختی بی بر تک و تنها تنها در فراموشی یک باغ کویر آخرین خاطره باغ شده قطره ای آب تمنای درخت و چه امید به فرداهایش زیر لب می گوید هبچ امیدی نیست آخرین برگ که افتاد در آن وحشت سرد مرگ را باور کرد نه صدای نفسی می آید کودکی با همه ی کودکیش خسته از بار ملال آور سطلی در دست و پر از دلهره ی ریختن آب رسید نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 14 13 توسط طهمورث دادفريان هوس کاشکی می گفتی که نگاهت هوس است که مرا قصه اين درد بس است نوشته شده در سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 22 توسط طهمورث دادفريان منجی دیر زمانیست که من خسته ام دیر زمانیست که بشکسته ام راه ندانم که بر آن پا نهم چاره ندارم ز گره وا رهم زندگیم چرخه تکرار شد دل به غمی سخت گرفتار شد کو نفسی تا که مسیحا شود بر من مرده دم عیسی شود عمر همه صرف گرفتاری است زندگی امروز که بیزاری است روز نه روزیست که بهروز باد روز همه بدتر دیروز باد آخر این راه خدایا کجاست خسته شدم از همه مولا کجاست کی برسد نوگل زهرای ما ای نفست جلوه گر مصطفی کاش که آن روز همین جمعه بود سهم من و تو همه این نغمه بود یوسف زهرا که علمدار شد عدل علی باز پدیدار شد نوشته شده در سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 0 توسط طهمورث دادفريان حرمت شعر برگرفته از آرشیو آبان 84 باز بر مي گردم و نشان خواهم داد كه دلم اين دل پاك خون دل خورد بسي واگر رفت نرفت رفت تابرگردد و بخواند از عشق از گل لاله سرخ از غم مام وطن او صدا زد بر دار حرمت شعر بسي بيشتر از خون من است حيف اي هم پيمان من و تو مي دانيم و همه می دانند و هنوزم كه هنوز است در اين شهر و ديار شاعران نان به نرخ روز خور شعرها مي خوانند يا كه نه مي رانند تا متاعي ديگر يا مقامي ديگر و چه گفت آن شاعر او كه يادش خوش باد و كجا رفت كه بيند امروز آن د رِ لفظ دري سنگفرش همه خوكان شده است واي بر آخر ما از چه خاموش شديم هيچ اميدي نيست ما همان آب زلال و پاكيم كه اگر لحظه نه آني غافل از راه شويم قصه چشمه و مرداب شود دوستان قصه تكرار نباشيم هرگز خون دلها خوردند تا وطن پاك شود باز ويران نكنيم زحمت تركش آرش حرمت خون سياوش باز ويران نكنيم نوشته شده در چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1 35 توسط طهمورث دادفريان مطالب قدیمی تر شعرهاي تنهايي از زمان دانشگاه سال71 شروع شد در دلتنگيها و شاديها شعري به زبان جاري ميشد كه به پيشنهاد يك دوست عزيز پارسي دوست شروع به نوشتن مطالب در همان زمان نموده و با ويرايش مجدد انها در قالب شعر نو يا اشعاري ديگر در دفتري ثبت ميشد در اين دفتر بالغ بر 50 شعر ثبت شد كه به ناگهان مفقود شد و باعث شد كه به مدت 6 سال نوشتن شعر را كنار بگذارم مجددا با تشويق يك دوست خوب و زحمات او در راه اندازي وبلاگ از سال 83 تعدادي از اشعار قديمي كه در ذهنم بود را جهت شروع در وبلاگ نوشتم و تاكنون عليرغم مشكلات روزمره سعي داشته ام كه هر از چند گاهي شعري جديد در وبلاگ بنويسم خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۸ آبان ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۳ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۸۶ تیر ۱۳۸۶ خرداد ۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ فروردین ۱۳۸۶ اسفند ۱۳۸۵ بهمن ۱۳۸۵ تیر ۱۳۸۵ فروردین ۱۳۸۵ بهمن ۱۳۸۴ دی ۱۳۸۴ آبان ۱۳۸۴ شهریور ۱۳۸۴ آرشيو statistics قالب وبلاگ آمارگیر وبلاگ دکتر علی شریعتی تصادفی دکتر علی شریعتی تصادفی blogfa com
|