Meta tags:
keywords= پله پله تا خدا,;
description= پله پله تا خدا - ;
Description= من گرچه سیه روی و بدم یا الله
از درگه خود مکن ردم یا الله
گفتم که من و این همه عصیان چه کنم؟
گفتی که بیا من آمدم یا الله . . .
-------------
ما که از ترس خدا او را عبادت می کنیم / بر تعصب های خود یک عمر عادت می کنیم
هر نمازی با خودش تجدید بیعت کرده و / ساعتی دیگر به او راحت خیانت می کنیم
ما که مغروریم ازاینکه مسلمان زاده ایم / با طلبکاری ، تقاضای شفاعت می کنیم پله پله تا خدا;
Keywords= پله پله تا خدا;
Headings (most frequently used words):
پیج, رنک, تعبیر, خواب, گوگل, سایت, شما,
Text of the page (most frequently used words):
است (99), خدا (58), این (48), خود (43), همه (32), نیست (32), خلق (31), ایشان (31), آنها (27), آنکه (27), چون (26), عالم (25), مثل (25), پیغمبران (22), شده (19), اند (19), یکی (17), جمع (17), مخلوق (17), اگر (16), بود (13), زیرا (13), کرده (12), غیر (12), سخن (12), میشود (12), دیگر (11), کرد (11), شدند (11), ذات (11), مرکب (11), های (10), حکمت (10), همچنین (10), برای (10), باین (10), خالق (10), لکن (9), اینها (9), باشد (9), کردند (9), بنده (9), طور (9), باید (9), حکیم (8), بجهت (8), کند (8), خداوند (8), دلیل (8), کنی (8), میگویند (8), عشق (7), الله (7), مردم (7), ندیده (7), هست (7), خداست (7), هلاک (7), یگانگی (7), قوم (7), فصل (7), بودن (7), آفتاب (7), آسمان (7), بینی (7), بهم (7), نباشد (7), کسی (7), هیچ (7), یافت (7), مذهب (7), nafar (6), چنانکه (6), آمد (6), صانع (6), گان (6), گفتند (6), خدای (6), همین (6), زمین (6), دلیلها (6), چندین (6), هزار (6), دارد (6), اجزاء (6), عصر (5), کنیم (5), نوشته (5), توسط (5), نظرات (5), دانستی (5), پیغام (5), بسوی (5), وجود (5), هستند (5), پیغمبری (5), بآن (5), ندارد (5), مخلوقات (5), جزو (5), آنچه (5), یافتی (5), نمیشود (5), نمیتوان (5), پیدا (5), درآمده (5), سایت (4), روح (4), بچه (4), محمد (4), اهل (4), روز (4), جانب (4), بعد (4), علم (4), جهت (4), خبر (4), میکنند (4), نیستند (4), دانستیم (4), فهمیدی (4), بیند (4), نکردند (4), خدائی (4), دیدیم (4), اوست (4), دیدی (4), دروغ (4), چند (4), حقیقت (4), چیزی (4), وقتی (4), گمان (4), عقل (4), بخاطر (4), گونه (4), نمی (4), حادث (4), کیفیت (4), بفهمد (4), شکلها (4), پله (4), پیج (3), رنک (3), شما (3), عکس (3), وبلاگ (3), زندگی (3), اول (3), شهر (3), رنگ (3), پادشاهان (3), لحظه (3), روی (3), ایم (3), شنبه (3), تصنیفات (3), ربانی (3), صمدانی (3), مرحوم (3), حاج (3), کریم (3), کرمانی (3), اعلی (3), مقامه (3), اصل (3), نامیده (3), بخلق (3), آورده (3), بسیاری (3), یقین (3), موجود (3), ولی (3), علامات (3), داشته (3), کتابهای (3), گفته (3), متعدد (3), نفر (3), ساخته (3), بودند (3), قول (3), بهتر (3), روهای (3), آتشی (3), آتش (3), عذابها (3), نازل (3), بنی (3), بانواع (3), عذاب (3), میکرد (3), راه (3), نبوده (3), یگانه (3), زبان (3), نمیسازد (3), چنین (3), زید (3), خورده (3), بلکه (3), باز (3), اجزائی (3), شباهت (3), بطور (3), چیز (3), نداشته (3), اینگونه (3), اینکه (3), گفتیم (3), محتاج (3), هوش (3), گفت (3), نمیتوانند (3), صفات (3), اشاره (3), داشت (3), نیستی (3), نمیتواند (3), گمراه (3), میداند (3), قدر (3), کافر (3), احتیاج (3), نعوذ (3), باللّه (3), معرفت (3), همان (3), اللّه (3), تغییر (3), بازدید (2), بازی (2), روزانه (2), design (2), آبی (2), tan (2), دکتر (2), علی (2), ستوده (2), دارم (2), سیب (2), سرگرمی (2), کوچه (2), ستاره (2), نور (2), شاعر (2), xxxxx (2), حرف (2), یاس (2), ساعت (2), شهید (2), اطلاع (2), سخنی (2), خانه (2), گفتی (2), عبادت (2), بدانکه (2), باصطلاح (2), آموخته (2), بایشان (2), فرستاده (2), جمله (2), آوران (2), زمان (2), مکه (2), دور (2), جماعت (2), آمده (2), شبهه (2), خدایان (2), بسیار (2), پیش (2), داشتند (2), صاحب (2), معلوم (2), وانگهی (2), بیش (2), باطل (2), نکرد (2), جاری (2), کجا (2), سیاست (2), هدایت (2), قومی (2), اقرار (2), اطاعت (2), ننمودند (2), غرق (2), صیحه (2), مردند (2), باد (2), شدید (2), شدن (2), بخدا (2), نصرت (2), کنند (2), کدام (2), محسوس (2), درست (2), میشد (2), آوردیم (2), بچشم (2), دیده (2), بگوش (2), واضح (2), اویند (2), نمیگوید (2), قبیح (2), شریکی (2), 25ساعت (2), بدان (2), مثلاً (2), اعضا (2), فراهم (2), حقیقی (2), قبیله (2), هاشم (2), میباشند (2), جدا (2), قرص (2), ذره (2), باو (2), فرموده (2), بمخلوق (2), میگوئی (2), خلقت (2), وقتیکه (2), جای (2), دیگری (2), تعدد (2), صفت (2), پاک (2), جایز (2), مانند (2), بنّا (2), میکند (2), بقدرت (2), نگاه (2), نشده (2), کوچکی (2), خورد (2), پیغمبر (2), بقدر (2), گوش (2), سایر (2), بآنها (2), برد (2), آشکار (2), هیچکس (2), برند (2), خلقخود (2), شناخته (2), بطرف (2), نخواهد (2), فرق (2), شناخت (2), بخصوصه (2), شکلی (2), فهمید (2), شناختن (2), چهارشنبه (2), 3ساعت (2), فهمیم (2), داریم (2), هنگام (2), نبودند (2), فهم (2), فهمند (2), بین (2), تنی (2), چشم (2), آنست (2), بفهمند (2), سخنگوئی (2), کیست (2), یافتیم (2), ادعای (2), اجزای (2), جفت (2), دود (2), نهایت (2), نشسته (2), گرفتار (2), لعنهم (2), صلح (2), مرشد (2), انسان (2), کفر (2), بیرون (2), شود (2), دریاست (2), حروف (2), لعنت (2), قرار (2), حالتی (2), تازه (2), گوگل, آمار, تعبیر, خواب, امروز, دیروز, بازدیدها, 32728, others, آنلاین, پمپ, بنزین, آپلود, قیمت, طلا, موسیقی, فال, specific, night, skin, کوهستان, زیبا, عاشقی, بشارت, هودر, خاطرات, دانشجویی, آنتی, التقاط, رویای, شبانه, گمنام, سیندرلا, دلان, عمران, حاجی, یادگار, خاطره, منتظر, بیداری, پریوش, امام, مبین, مقالات, غمگینم, دوست, انار, بارسلونا, بهترین, خوش, امدید, مطلع, مهرورزی, ومحبت, قصه, سـدرة, المنتهی, علمی, نوجوونی, خودتون, زندگـــی, کاروانــــی, میخانه, رفاقت, مناجات, حفاظ, تنهایی, زازران, کوثر, ولایت, وکیل, دادگستری, مشاور, حقوقی, ارزشی, سفیر, پنهان, delshekasteh, قــــ, ــــاچ, احســـ, ـــ, ـــاس, پروانه, aseman, shahr, دلنوشته, عاشق, قرارمون, آسمون, یوزرنیم, پسورد, نود, username, and, password, nod, مرامنامه, عشاق, عدالت, جویان, نسل, بیدار, کیمیای, ناب, کرجـــیـــهــا, البرزنشینها, عاشقانه, شاسوسا, خاموش, کـهـکـشـــــان, مهربانی, روان, شناسی, 心理学, psychology, دوستی, گفتنی, موضوع, ازاد, خداجون, دوستت, درخـــــــــــــــــــــــش, بزرگترین, گالری, افسانه, دونگ, رسمی, محسن, نصیری, هامون, نویسنده, تفریح, دانلود, اخبار, ترفند, شاهتور, پاتوق, دخترپسرها, سینما, آخر, نهِ, هشتاد, هشت, ـآفـ, حــجآبـ, غروب, آرزوهـــا, باخرز, جیغ, بنفش, تـــــــکـــبـــیــر, دختره, تنها, قدرتی, زشت, زیبای, manna, برادران, هاشمی, حرم, الشهدا, شبستان, طرح, واژه, عطر, پروانگی, تعمیرات, تخصصی, انواع, پرینتر, لیزری, رنگی, اسکنر, السلام, علیکم, بیت, النبوه, خلوت, نیم, شهرستان, بجنورد, سرّسلوک, نشریه, حضور, پرپر, لباس, شخصی, خیال, سکوت, ابدی, پایگاه, فرهنگی, پور, مهندسی, مکانیک, حرارت, سیالات, محی, الدین, اله, دادی, مدیریت, mis, مهر, هواداران, kings, era, نظرمن, موعود, هادی, کــــــــلبه, اف1, اظهر, الشمس, رسانی, رحمت, rahmat, sokhani, لنگه, کفش, میراب, نوشت, سروده, فضل, قاسمی, روستای, چشام, chesham, جاده, آلود, قیدار, پیامبراسلام, links, تیر, خرداد, archive, ایمیل, لینک, درباره, پیام, رسان, menu, گرچه, سیه, بدم, درگه, مکن, ردم, گفتم, عصیان, کنم, بیا, آمدم, ترس, تعصب, عمر, عادت, نمازی, خودش, تجدید, بیعت, ساعتی, راحت, خیانت, مغروریم, ازاینکه, مسلمان, زاده, طلبکاری, تقاضای, شفاعت, about, پنج, 22ساعت, صبح, مقدمه, سخنها, علمهاست, خواهد, خیر, نمیدانستند, علامت, عطا, پیغامبر, آورنده, خدایند, آشکارهای, آمدن, پیغامبران, هیچیک, شهرهای, خبردهنده, دارند, هند, سند, چین, ماچین, حاصل, بآفتاب, سابق, پیغامبری, گرویده, حکومت, میان, بعدل, امّتهای, بطریقه, عمل, شکی, پاینده, قدیم, آئیم, میخوانیم, احوال, اخلاق, دروغگو, مفسد, هرزه, آگاهی, ظاهر, باطن, بیزاری, جستند, گویند, بعذابها, بلاها, قبول, بدین, داخل, نشدند, گرفتند, ساکت, حجت, تأمل, مهلت, داد, دلیلی, حکم, آمدند, میبود, بایستی, بفرستد, نیامد, بدهد, خدائیم, فرستاد, نیز, بخدائی, نوح, یکجا, طوفان, لوط, کور, سنگ, سار, سرنگون, صالح, زرد, دویم, سرخ, سیوم, سیاه, نصف, جگرهای, شکافت, سوختند, هود, شعیب, بزلزله, اصحاب, رَسّ, مسلط, گوگرد, گرفت, ابر, سیاهی, قبه, فرود, بدنهای, سرب, فرعون, رود, نیل, ملخ, قرباغه, شپش, برف, قرمز, خون, سرکشان, اسرائیل, مسخ, بصورت, حیوانات, امّتانِ, تصدیق, همگی, بامر, بیگانگی, اعتراف, نمیگذاشت, ملک, فاسد, میفرستاد, آثار, عقلی, محکم, احتمال, نمیرود, یقینی, حذر, حکما, متکلمان, یونانیان, شبهات, شکوک, نما, تکلم, میکردند, میگفتند, آسمانی, گردانیدند, صلاح, اصح, دلیلهاست, شنیده, ثابت, شریک, برده, داده, توانا, توانائی, نهی, شمرده, خالقی, حکیمی, چهارم, آوردهاند, امثال, آنهابجهت, جزوهاست, یکِ, نفس, درخت, شاخه, برگ, عضو, آنهاست, جزواست, نانی, بکوبی, آرد, میگردد, وچون, خمیر, پسدر, چندهزار, نهج, نیامده, کتاب, وصف, پیغمبراناو, علاوه, بایدشبیه, استنمی, ندیدی, بطورحکمت, کهصانعی, نمیشوند, مگرکسی, خاصةً, کهکل, حال, اگرچنین, مخلوقی, باقی, خودحرکت, نمیکند, مگر, آنراحرکت, دهد, وهمین, چونکه, یافتیخالق, مجملاً, محال, مباداکه, بنّاست, بناست, بعضی, خاک, نگاهمیدارد, کار, میرود, خاکهای, بحفظ, ایستاده, بمیرد, بنادر, عدم, بوجود, زیراکه, اوبا, بطوری, عظیم, کبیر, بطوریکه, وزمین, قوت, احاطه, بهمه, یعنی, خالی, مکان, درمکانی, بمکانی, پنجم, باش, میگویم, دلخود, مطلب, عالی, آسانی, عامی, مینویسم, ومبادا, بالفاظش, خاری, نظر, صلی, علیه, آله, فرمود, کهما, گروه, میگوئیم, بلغتایشان, نفسش, الفاظ, سهل, وآسان, وازند, کتب, حاضر, رجوع, بهره, یابد, بکنه, ذاتش, خـرد, رسـد, خــس, بقــعر, دریـا, بعقل, نازی, بفکرت, معنی, بدلیل, کهبذات, بشناسند, یکدیگر, میشناسندبجهت, فهمیده, ممکن, کهآنرا, بشناسی, نشود, ممکننباشد, بشناسد, بهمین, نتوان, وبخدا, گذرانید, رافهمید, درمخلوق, الا, نبود, پسچون, بجهتآنکه, کردی, وجدا, درچیزی, میتوان, بفهمی, نمیتوانی, وفهمید, صنعت, اکسیر, نمیدانی, آننمیتوانی, کردبجهت, طرفی, جائی, وشکلی, لامحاله, گذراند, تاچیزی, درنمی, آید, شکل, مخلوقاتمرکب, بشکل, بچشمنمیتوان, بگوشنمیتوان, صدا, درآید, وزبان, طعم, باعضا, آنرا, دانست, سردی, گرمی, نرمی, درشتی, خلاصه, جمیع, بزرگ, وکوچک, دانا, نادان, حتی, وتکلم, گذرانیدن, عاجزند, ششم, مخلوقیم, فقیر, بفهم, گول, کسانی, ایجاد, مخور, نفهمیده, آنوقت, آنگاه, موجودند, چگونه, هرگز, سال, بدوزد, بسبب, آنجا, تنهاست, رتبه, وقت, مقام, مغرور, مشو, پرگوئی, جهال, انکار, مگو, جاهلم, شاید, اعلای, ادنای, پست, ترین, یکسانند, فهمد, میافتد, میفهمد, طالع, اوطاق, تاریک, شنود, نمیداند, انس, جاهل, محکمی, مضبوطی, صانعی, نمیدانیم, نمیتوانیم, خلقی, پرستد, شناسیم, بخود, برپا, حدّ, مثلها, اینجا, بیان, جهالت, نادانی, سخنگو, طورها, روش, شبیه, بمخلوقات, قوه, هستی, معدوم, آفرید, بخداوند, دودی, برخواسته, روشنائی, روزنه, هفتم, محتاجند, ببندگی, خوانده, کتابها, فروفرستاده, اوضاع, چیست, قیامت, جنت, نار, نکنی, سجده, بکعبه, فرقی, صوفیه, فسقه, فجره, کفره, مباحی, معصیتها, دوری, نمیکنند, ترک, طاعتها, طالب, اسمش, عوض, باک, ندارند, فرنگی, یهودی, سنی, مجوسی, ریاضت, کشید, کثرات, نمیدانم, جهاد, کشتند, جمعی, مشرک, نجس, خواندند, واجب, القتل, دانستند, باری, علانیه, حکام, شریعت, نمیآید, ضلالت, قائل, اسلام, رساله, گنجایش, میدیدی, اظهار, میکردم, وانزده, ریاست, میخواهند, مریدان, بپرستند, دنیای, مضبوط, بعدد, علمه, قبیل, نامربوطها, آوردند, موج, دریا, موجهای, چهار, یکهاست, آیا, نمیدانند, ترکیب, معنیش, سگی, خوکی, انسانی, گیاهی, پاکی, نجسی, بهشت, دوزخ, نیاید, بزند, بکشد, لعن, کشنده, زننده, کنندهِ, برنجند, بیجاست, سبحان, چقدر, باطلی, میخورد, میآشامد, میزاید, تغوّط, انقلابها, حالت, لیلی, مجنون, وامق, عذرا, براه, خویش, انتظار, جمال, یار, پیوسته, بیقرار, خفا, پرده, حاجت, دراز, شکلهای, گیاه, حیوان, شعرهای, مسجّع, مقفّا, ساختند, ناتوانان, شیعه, بشکلی, عیار, برآمد, نهان, هشتم, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
د و تغوّط میکند و این همه انقلابها در او میشود نه این است که این همه تغییر است و تغییر آن است که حالتی تازه بعد از حالتی پیدا شود و نه آنکه حالت تازه نبوده و بعد پیدا شده و حادث است و نه آنکه حادث در خدا یافت نمیشود و نه آنکه اجزای عالم همه بهم محتاجند و نه آنکه احتیاج در خدا یافت نمیشود و نه آنکه خدا خلق را ببندگی خوانده و کتابها از آسمان فروفرستاده و پیغمبران فرستاده و هر کس اطاعت نکرد آن را بانواع عذاب گرفتار کرد پس اگر خدا خود است که باین شکلها درآمده این اوضاع چیست و این عذابها برای چه و این پیغمبران و قیامت و جنت و نار برای که پس چه عبادت کنی و چه نکنی چه بت سجده کنی و چه رو بکعبه کنی فرقی ندارد همه همان خداست نعوذ باللّه از این جهت است که صوفیه فسقه فجره کفره لعنهم اللّه مباحی مذهب شده اند و از معصیتها دوری نمیکنند و ترک طاعتها میکنند و میگویند ما صلح کل داریم همه طالب حق میباشند اسمش را عوض کرده اند و باک ندارند که مرشد فرنگی باشد یا یهودی یا سنی یا مجوسی باشد و میگویند وقتیکه انسان ریاضت کشید و خود را از کثرات پاک کرد و چشم یک بین پیدا کرد خدا میشود و از این جهت مرشد خدا شده است نمیدانم اگر صلح کل باید کرد پس از چه پیغمبران جهاد کردند و مردم را کشتند و جمعی را کافر و مشرک و نجس خواندند و آنها را واجب القتل دانستند باری علانیه و آشکار می بینی که این مذهب با حکمت عالم نمیسازد و با مذهب حکام خداوند و پیغمبران و شریعت او درست نمیآید و همه آنها کفر و ضلالت است و قائل بآنها از مذهب اسلام بیرون است اگر بیش از این این رساله گنجایش داشت میدیدی که از کفر آنها آن قدر اظهار میکردم که نهایت نداشته باشد و چون با مذهب پیغمبران نمیسازد هیچ مذهب را وانزده اند و اینها همه از حب ریاست است که میخواهند ادعای خدائی کنند و مریدان آنها را بپرستند و دنیای ایشان مضبوط شود لعنهم اللّه بعدد ما فی علمه من شئ نوشته شده در چهارشنبه 93 2 3ساعت 11 6 عصر توسط ma 2 nafar نظرات فصل هفتم فصل پس نهایت معرفت خلق بخداوند مثل معرفت کسی است که دودی از دور می بیند و میداند که این دود از آتشی برخواسته است و لکن آتش را ندیده است یا آنکه در خانه نشسته است و روشنائی آفتاب از روزنه میافتد میفهمد که آفتاب طالع شده است و لکن خود آفتاب را ندیده یا آنکه در اوطاق تاریک سخنی می شنود میداند که سخنگوئی هست ولی نمیداند که کیست و چه گونه است انس است یا جن عالم است یا جاهل بچه سن است و بچه رنگ است همین قدر میداند که سخنگوئی هست همچنین این خلق را که دیدیم باین حکمت و محکمی و مضبوطی یافتیم که این عالم صانعی دارد و لکن کیفیت آن را نمیدانیم و اصل ذات آن را نمیتوانیم شناخت هر کس ادعای شناختن ذات کند او خلقی را شناخته و او را ذات خدا نامیده و کافر است که غیر خدا را خدا نامیده و او را می پرستد و در حقیقت کافر است پس ما در حقیقت همین عالم را دیده ایم و می شناسیم و غیر این عالم چیزی را ندیده ایم و لکن چون احتیاج این عالم را دیدیم یافتیم که این عالم بخود برپا نیست و بی صانع اینگونه اجزای آن با هم جفت نشده است کسی اینها را با هم جفت کرده است و ل کن آن کس چه گونه است دیگر حدّ مخلوق نیست که بفهمد چنانکه دانستی و این مثلها که اینجا آوردیم از برای بیان جهالت و نادانی ما بود بخدا نه از جهت آنکه این عالم را خدا خلق کرده است مثل آنکه دود از آتش پیدا میشود یا آنکه نور از آفتاب یا سخن از سخنگو نعوذ باللّه زیرا که این طورها روش مخلوقات است و گفتیم که خدا شبیه بمخلوقات خود نیست و آنچه در مخلوق یافت میشود مخلوق است پس در خالق نیست و کیفیت پیدا شدن این عالم را از خدا در قوه هیچ پیغمبری نیست که بفهمد بجهت آنکه هیچ کس پیش از هستی خود را نمیتواند فهمید و پیغمبران و غیر ایشان وقتی که خدا آنها را خلق کرد موجود شدند و وقتی را که معدوم و نیست بودند نمیتوانند بفهمند پس هیچکس نمیتواند بفهمد که خدا چه گونه این عالم را آفرید همین قدر می فهمیم که ما مخلوقیم و محتاج و فقیر و خدائی داریم و او ما را خلق کرده و بس پس بفهم و هوش خود را جمع کن و گول کسانی را که در خدا و کیفیت ایجاد او سخن میگویند مخور که همه نفهمیده سخن میگویند و از هنگام نیستی خود سخن میگویند آنوقت که نبودند که نبودند فهم ایشان کجا بود آنگاه که موجود شدند که موجودند پس چگونه هنگام نیستی خود را فهمند به بین هیچ تنی عقل را می بیند هیچ تنی روح را می بیند هرگز نخواهد یافت اگر هزار سال چشم بدوزد و آن بسبب آنست که آنجا که عقل و روح است تن نیست و تن در همین عالم تنهاست پس چون در عالم عقل و روح نیست نمیتواند آنها را بفهمد همچنین چون مخلوق در رتبه ذات خدا نیستند و در وقت نیستی خود نیستند نمیتوانند آن مقام را بفهمند پس مغرور مشو به پرگوئی آن جهال که خود را عالم میگویند و در ذات خدا و کیفیت خلق سخن میگویند و مردم را گمراه میکنند و از روی فهم انکار آنها کن و مگو من جاهلم و آنها عالم شاید آنها می فهمند و ما نمی فهمیم زیرا که در ذات خدا پیغمبران که اعلای خلق هستند با ادنای خلق و پست ترین آنها یکسانند و مخلوق خالق را نمی فهمد نوشته شده در چهارشنبه 93 2 3ساعت 11 1 عصر توسط ma 2 nafar نظرات در اینکه مخلوق پی به ذات خدا نمی برند فصل ششم چون دانستی معنی یگانگی خدا را بدلیل واضح و آشکار پس بدانکه هیچکس از مخلوقات نمیتوانند کهبذات خدا پی برند و اصل ذات او را بشناسند مثل آنکه یکدیگر را میشناسندبجهت آنکه یافتی که آنچه در مخلوقات هست باید در خدا نباشد تا خدا مثل خلقخود نباشد و از جمله صفات خلق آن بود که خلق فهمیده میشد و ممکن بود کهآنرا بشناسی و خالق باید چون خلق نباشد پس باید که او شناخته نشود و ممکننباشد که او را کسی بشناسد و بهمین دلیل باید که نتوان سخن در خدا گفت وبخدا اشاره کرد و بخاطر گذرانید و بچشم و گوش و زبان و بینی و اعضا او رافهمید یا رو بطرف او کرد بجهت آنکه اینها از صفات مخلوقات اوست و آنچه درمخلوق هست معلوم است که مخلوق است که در مخلوق هست و الا در مخلوق نبود پسچون مخلوق است در خالق راه نخواهد یافت زیرا که خالق مخلوق نیست و بجهتآنکه هر چیز را که فهمیدی آن را از غیر فرق کردی و هر چیز از غیر فرق شد وجدا شد آن مرکب میشود از اجزاء و یافتی که خدا مرکب نیست و همچنین سخن درچیزی میتوان گفت که او را بفهمی و چون فهمیدی که خدا را نمیتوانی شناخت وفهمید سخن چه گونه در او میگوئی نمی بینی که چون صنعت اکسیر نمیدانی در آننمیتوانی حرف زد و همچنین اشاره باو نمیتوان کرد و رو بطرف او نمیتوان کردبجهت آنکه اگر او در طرفی بود از غیر خود جدا بود و جائی بخصوصه داشت وشکلی بخصوصه داشت و چون چنین بود لامحاله مرکب بود از اجزاء و مانند خلقخود بود و مخلوق بود و همچنین او را بخاطر نمیتوان گذراند بجهت آنکه تاچیزی شکلی نداشته باشد بخاطر درنمی آید و کسی که شکل دارد مثل سایر مخلوقاتمرکب میشود و محتاج بشکل و جزو خود میشود و حادث است و همچنین بچشمنمیتوان او را یافت زیرا که رنگ و شکلی ندارد بآن دلیلها که یافتی و بگوشنمیتوان او را یافت زیرا که خدا صدا نیست که بگوش درآید و همچنین به بینی وزبان نمیتوان او را فهمید زیرا که خدا بو و طعم نیست و باعضا نمیتوان آنرا دانست زیرا که سردی و گرمی و نرمی و درشتی نیست خلاصه جمیع خلق از بزرگ وکوچک و دانا و نادان و اهل زمین و آسمان حتی پیغمبران از شناختن ذات خدا وتکلم در آن و اشاره بسوی آن و بخاطر گذرانیدن عاجزند بعقل نازی حکیم تا کی بفکرت این ره نمیشود طی بکنه ذاتش خـرد برد پی اگر رسـد خــس بقــعر دریـا هوش خود را جمع کن و آنچه میگویم در دلخود جای ده که هر یک مطلب عالی است که باین آسانی و زبان عامی مینویسم ومبادا بالفاظش از روی خاری نظر کنی که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود کهما گروه پیغمبران با مردم بقدر عقل ایشان سخن میگوئیم پس با هر قومی بلغتایشان و بقدر هوش و گوش ایشان باید سخن گفت و هر کس نفسش از الفاظ سهل وآسان سر وازند سایر کتب حاضر است بآنها رجوع کند و از آنها بهره یابد از تصنیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه نوشته شده در سه شنبه 91 7 25ساعت 9 2 عصر توسط ma 2 nafar نظرات در اینکه یکی بودن خدا مثل یکی بودن خلق نیست که مرکب از اجزاء باش فصل پنجم چون دانستی که خداوند عالم یکی است و شریکی از برای او نیست پس بدان که یگانگی خدا نه مثل یکی بودن مخلوقات اوست چنانکه زید یکی است مثلاً و آفتاب یکی و امثال آنهابجهت آنکه زید که یکی است صاحب اعضا و جزوهاست و آفتاب یکی است لکن مرکب از چند خورده است و از چند جزو فراهم آمده است پس در حقیقت یکِ حقیقی نیست بلکه یک بودن آنها مثل یک بودن قبیله بنی هاشم است مثلاً که بنی هاشم یک قبیله است و لکن چندین هزار نفس میباشند و مثل یکی بودن درخت است که چندین هزار شاخه و برگ دارد و همچنین زید یکی است لکن چندین هزار جزو است و چندین عضو دارد که از هم جدا میشود و همچنین آفتاب مثل آنهاست که چندین هزار جزواست مثل قرص نانی که اگر او را بکوبی چندین هزار ذره میشود و آرد میگردد وچون باز با هم خمیر کنی و جمع کنی باز با هم جمع میشود و یک قرص میشود پسدر حقیقت آنچه در آسمان و زمین بینی یکی حقیقی نیست و هر چیزی از آنها چندهزار خورده است که با هم جمع شده است و یک باو میگویند و یگانگی خداوند نه باین نهج است بلکه او یکی است که دیگر جزو جزو نیست و از اجزائی چند بهم فراهم نیامده است زیرا که در کتاب خود خود را چنین وصف فرموده و پیغمبراناو را باین طور ستوده اند و دلیل هم علاوه بر این فرموده اند که خدا بایدشبیه بخلق نباشد بجهت آنکه هر چه شباهت بمخلوق دارد میگوئی آن مخلوق استنمی بینی که تو اول خلقت آسمان و زمین را ندیدی و لکن وقتی دیدی که بطورحکمت ساخته شده است و هر یک آنها مرکب از اجزاء هستند بطور حکمت یافتی کهصانعی آنها را بهم جمع کرده است بجهت آنکه دو چیز با هم جمع نمیشوند مگرکسی آنها را با هم جمع کند خاصةً وقتی که بطور حکمت باشد پس وقتیکه دیدی کهکل آسمان و زمین مرکب از اجزائی هستند بهم جمع شده گفتی که همه را کسی ساخته و اجزاء آنها را بهم جمع کرده پس آنها مخلوق هستند حال پس باید خالق شباهت بمخلوق نداشته باشد و مرکب از اجزائی چند بهم جمع شده نباشد که اگرچنین باشد آن هم مخلوقی است مثل باقی مخلوق زیرا که هیچ چیزی از جای خودحرکت نمیکند و با دیگری جمع نمیشود وانگهی بطور حکمت مگر آنکه کسی آنراحرکت دهد و با دیگری جمع کند پس خالق یگانه است ولی مرکب از اجزاء نیست وهمین دلیل که گفته آمد در همه جا جاری میشود پس چونکه در خلق تعدد یافتیخالق باید متعدد نباشد زیرا که تعدد صفت خلق است و چون اینگونه یگانگی یافتی پس باید که اینگونه یگانگی در خدا نباشد مجملاً هر صفت که در مخلوق بینی خالق از آن پاک است و هر چه در خدا جایز است در بنده محال است و مباداکه گمان کنی که خداوند که صانع این عالم است مانند بنّاست که صانع بناست چنانکه بعضی گمان میکنند زیرا که خاک و آب را خدا خلقت کرده و خدا نگاهمیدارد و بنّا آنها را بهم جمع میکند و از پی کار خود میرود و آن خاکهای جمع شده بحفظ خدای خود ایستاده اند اگر چه بنّا بمیرد پس چون این طور بنادر خلق دیدی در خالق بدان که این طور نیست آن نبوده را خلق کرده و از عدم بوجود آورده و بقدرت خود نگاه داشته و اینکه گفتیم که خدا از خورده ها جمع نشده نه آنکه گمان کنی که یک ذره کوچکی است که دیگر خورد خورد نمیشود زیراکه این طور کوچکی باز از مخلوق است و خدا شباهت با خلق خود ندارد بلکه اوبا وجود آنکه یگانه است بطوری که گفتیم عظیم است و کبیر است بطوریکه آسمان وزمین را بقدرت و قوت خود نگاه داشته است و احاطه بهمه خلق خود دارد یعنی هیچ جا از آن خالی نیست و در همه جا هست با وجود آنکه مکان ندارد و درمکانی و محتاج بمکانی نیست از تصنیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه نوشته شده در سه شنبه 91 7 25ساعت 8 50 عصر توسط ma 2 nafar نظرات پادشاهان باصطلاح پیغمبران که از جانب خدا پیغام بخلق آوردهاند فصل چهارم چون این مقدمه را که اصل همه سخنها و علمهاست دانستی پس بدانکه این پادشاهان را باصطلاح پیغمبران نامیده اند که از جانب خدا پیغام بخلق آورده اند چنانکه بعد خواهد آمد و چون مردم خیر و شر خود را نمیدانستند صانع حکیم آن پیغمبران را علم و حکمت آموخته و علامت بایشان عطا کرده و بسوی خلق فرستاده از این جهت ایشان پیغامبر خدا و پیغام آورنده بسوی خلق خدایند و از جمله آشکارهای عالم آمدن پیغامبران و پیغام آوران است بسوی خلق اگر چه اهل این زمان هیچیک را ندیده اند و لکن چنانکه بسیاری مکه را ندیده اند و شهرهای دور از خود را ندیده اند و با وجود این از خبر خبردهنده گان که پی در پی خبر آورده اند یقین دارند که مکه هست و هند و سند و چین و ماچین موجود است همچنین اگر چه اهل این زمان پیغام آوران را ندیده اند ولی یقین حاصل شده است مثل یقین بآفتاب که جماعت بسیاری سابق بر این آمده اند و مردم را علم و حکمت آموخته اند و علامات پیغامبری داشته اند و مردم بایشان گرویده اند و حکومت در میان خلق خدا بعدل کرده اند و در این شبهه نیست و کتابهای ایشان و امّتهای ایشان همه هستند و بطریقه آنها عمل میکنند و شکی نیست که آن پیغمبران همه گفته اند که یک خداست پاینده و قدیم و خدایان متعدد و بسیار نیستند و این عالم را یک نفر ساخته است و گفتند که ما همه از پیش یک نفر می آئیم و شما را بسوی یک نفر میخوانیم و چون ایشان علامات پیغمبری داشتند و صاحب علم و حکمت بودند و از احوال و اخلاق و علم آنها معلوم شده بود که آنها دروغگو و مفسد و هرزه نیستند دانستیم که خدای ما یکی است وانگهی که صانع حکیم با آن حکمت که دانستی و با آن اطلاع بر خلق خود و آگاهی از ظاهر و باطن ایشان که فهمیدی می بیند که اینها گفتند یک خداست و بیش نیست و بیزاری جستند از هر کس که گویند که او خداست و او غیر خدا باشد و مردم را هلاک کردند بعذابها و بلاها بجهت آنکه قول ایشان را قبول نکردند و بدین ایشان داخل نشدند و خدایان دیگر برای خود گرفتند و با وجود اینها ساکت شد و حجت این پیغمبران را باطل نکرد و تأمل کرد و مهلت داد آنها را پس این بهتر دلیلی است بر آنکه خدا یکی است و صانع عالم یکی است و متعدد نیست و اگر نه اینها از جانب او بودند و حکم او را جاری کردند پس پیغمبران این عالم کو و کجا آمدند و که غیر ایشان خلق را سیاست و هدایت کرد و اگر ما را خدائی دیگر میبود و حکیم بود بایستی که آن هم پیغمبری بفرستد و بنده گان خود را سیاست و هدایت کند پس چون پیغمبری نیامد که خبر از خدای دیگر بدهد دانستیم که خدای ما یکی است و ما همه بنده همین خدائیم که پیغمبران فرستاد و نیز دیدیم که هر قومی که بخدائی خدا و یگانگی او اقرار نکردند و اطاعت ننمودند خداوند آنها را هلاک کرد مثل قوم نوح که یکجا غرق شدند در طوفان و مثل قوم لوط که همه کور شدند و سنگ سار شدند و شهر ایشان سرنگون شد و مثل قوم صالح که روز اول روهای ایشان زرد شد و روز دویم روهای ایشان سرخ شد و روز سیوم روهای ایشان سیاه شد و چون شب نصف شد صیحه از جانب خداوند شد که جگرهای ایشان شکافت و همه در یک لحظه مردند بعد آتشی آمد و همه سوختند و مثل قوم هود که به باد شدید هلاک شدند و مثل قوم شعیب که ایشان بزلزله هلاک شدند و صیحه بر ایشان آمد که همه مردند و مثل اصحاب رَسّ که باد شدید بر ایشان مسلط شد و زمین ایشان چون گوگرد آتش گرفت و ابر سیاهی بر سر ایشان آمد و مثل قبه آتشی بر ایشان فرود آمد که بدنهای ایشان مثل سرب آب شد و مثل قوم فرعون که همه در رود نیل غرق شدند و آن عذابها مثل ملخ و قرباغه و شپش و برف قرمز و خون شدن آب و غیر آن بر ایشان نازل شد و مثل سرکشان بنی اسرائیل که بسیاری مسخ شدند و بصورت حیوانات شدند و غیر آنها از امّتانِ پیغمبران که تصدیق نکردند همگی هلاک شدند بانواع عذابها پس چون دیدیم که پیغمبران ایشان را هلاک کردند بامر خدا و عذاب نازل کردند بجهت آنکه بخدا اقرار نکردند و بیگانگی او اعتراف ننمودند دانستیم که خدای ما یکی است و اگر خدائی دیگر داشتند بنده گان خود را نصرت میکرد و نمیگذاشت که این طور ملک او را فاسد کنند یا خود پیغمبری دیگر میفرستاد تا نصرت بنده گان خود میکرد یا پیغمبران را هلاک میکرد پس کدام دلیل بر یگانگی خدا از این آثار و علامات محسوس بهتر و درست تر و کدام دلیل عقلی از اینها محکم تر که احتمال شبهه نمیرود و همه دلیل آن محسوس است و یقینی پس حذر از دلیل حکما و متکلمان و یونانیان کن که همه شبهات و شکوک است و راه نما نیست و اگر آن دلیلها بهتر بود پیغمبران بآن دلیلها تکلم میکردند و بآن طور سخن با قوم خود میگفتند و کتابهای آسمانی بآن طور نازل میشد پس چون خدا و پیغمبران همه از آن دلیلها رو گردانیدند دانستیم که صلاح بنده گان در آن دلیلها نبوده و نیست و همین طور دلیل که ما آوردیم اصح دلیلهاست زیرا که همه بچشم دیده شده است و بگوش خود شنیده شده است پس باین دلیلها ثابت و واضح شد که خدای ما یگانه است و شریک ندارد در ذات خود و هر چه غیر از اوست همه بنده و برده اویند چنانکه خود خبر داده است در کتابهای خود و بر زبان پیغمبران خود و خداوند حکیم و توانا بآن طور که دیدی و فهمیدی دروغ نمیگوید زیرا که دروغ قبیح است و با حکمت و توانائی نمیسازد و بنده گان خود را از دروغ نهی کرده است و برای ایشان قبیح شمرده است پس چنین خالقی و حکیمی دروغ نمیگوید و او گفته است که همه خلق اویند و شریکی در ذات او با او نیست از تصنیفات عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامه نوشته شده در پنج شنبه 91 4 22ساعت 8 0 صبح توسط ma 2 nafar نظرات 1 2 about ma 2 nafar من گرچه سیه روی و بدم یا الله از درگه خود مکن ردم یا الله گفتم که من و این همه عصیان چه کنم گفتی که بیا من آمدم یا الله ما که از ترس خدا او را عبادت می کنیم بر تعصب های خود یک عمر عادت می کنیم هر نمازی با خودش تجدید بیعت کرده و ساعتی دیگر به او راحت خیانت می کنیم ما که مغروریم ازاینکه مسلمان زاده ایم ب...
|