Meta tags:
description= chakavak I wish life was back rids;
Headings (most frequently used words):
عید, آمد, پَ, که, از, های, خودرو, chakavak, wish, life, was, back, rids, حکایت, کلاغ, عاشق, قناری, ستاد, مبارزه, با, فتنه, نَ, این, مطلب, رو, بخونید, حرص, نوش, جان, کنید, اتوبانی, وسط, یه, برج, رد, میشه, پـَـَـ, نــه, پـَـَــــ, خط, خطی, من, ای, دخترانی, ملاک, انتخابتان, طرف, است, همانا, پس, مدتیهمچون, روغن, موتور, آن, تعویض, می, شوید, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (19), این (18), 2011 (15), کرد (15), نــه (14), نوشته (13), بود (13), پـَـَـ (12), #پـَـَــــ (12), همه (11), گفت (11), ساعت (10), توسط (10), farzaneh (10), نمی (9), قناری (9), های (8), کلاغ (8), 2012 (7), برج (7), شهر (7), میگه (7), کلاغه (7), عشق (6), خیلی (6), خوب (6), هیچ (6), است (6), بودن (6), گفتم (6), ستاد (6), مبارزه (6), فتنه (6), ترسيم (6), روز (5), طبقه (5), دید (5), برای (5), مردم (5), وقتی (5), واحد (5), رفتش (5), فرعون (5), oct (4), پای (4), آمد (4), خود (4), وجود (4), دور (4), آرزو (4), بعد (4), ژاپن (4), اين (4), سونامی (4), داد (4), سیل (4), کنن (4), توی (4), پـَـــ (4), sun (4), کردش (4), ولی (4), رفت (4), نگاه (4), خدا (4), ولي (4), پري (4), شیطان (4), زندگی (3), جای (3), میشه (3), بیرون (3), چقدر (3), اگر (3), زیبا (3), روی (3), نام (3), باز (3), صدای (3), داشت (3), دوباره (3), چون (3), چرا (3), پیدا (3), بیش (3), داده (3), اند (3), زده (3), حالا (3), اینکه (3), شدن (3), nov (3), بله (3), میگم (3), شما (3), خون (3), همون (3), گریه (3), اومدم (3), دستشویی (3), داری (3), دارم (3), زرد (3), نبود (3), هست (3), قناریه (3), چوب (3), واسه (3), فکر (3), روزی (3), منقار (3), بار (3), خيلي (3), ناگهان (3), خدایی (3), خوشه (3), نمي (3), عاشق (2), جوری (2), بازی (2), وبلاگ (2), پست (2), سرد (2), بهتر (2), داشته (2), قدیمی (2), mon (2), وقت (2), اندیشم (2), کام (2), زمین (2), زیر (2), ریخت (2), توبه (2), مانده (2), ذهن (2), wed (2), شكل (2), گرفت (2), اتوبان (2), حاضر (2), سال (2), آسانسور (2), شوید (2), اتوبانی (2), وسط (2), نيست (2), الله (2), زلزله (2), ماه (2), هزار (2), گذاشت (2), همچنان (2), بازگردانده (2), میلیارد (2), بوده (2), دولت (2), رادیواکتیو (2), پشت (2), خبر (2), پایین (2), اومده (2), بفرمایید (2), بخونید (2), چند (2), ژاپنی (2), فوکوشیما (2), نیروگاه (2), قرار (2), باقی (2), زمان (2), کمتری (2), خواهد (2), چیزی (2), نگذشت (2), ورزشی (2), صورت (2), حداکثر (2), دانش (2), نکته (2), قول (2), حداقل (2), یعنی (2), تازه (2), سجده (2), ببخشید (2), بدیم (2), آرامی (2), جان (2), کنید (2), عزیزم (2), فرزند (2), یاد (2), بچه (2), دیگه (2), یارو (2), پــَ (2), بربری (2), باشه (2), رفتم (2), نوشابه (2), طرف (2), اومد (2), خاک (2), فقط (2), قربانت (2), کنند (2), دوست (2), عید (2), خودرو (2), کار (2), دوچرخه (2), صاحب (2), رفتشو (2), شوهر (2), هیکل (2), وای (2), نکنه (2), اومدش (2), باغ (2), شدی (2), آره (2), فردا (2), خجالت (2), دست (2), اینجوری (2), کله (2), خورد (2), خونه (2), خواستگاری (2), رنگ (2), دلش (2), شیکست (2), مدت (2), سفر (2), نگاهی (2), بالا (2), گفتش (2), عجب (2), زاغ (2), قشنگ (2), صدا (2), آقا (2), اجي (2), مجي (2), ترجي (2), خانم (2), عزيزم (2), ظاهر (2), aug (2), ادعای (2), انگور (2), طلا (2), وارد (2), شکستن (2), ادما (2), سرخ (2), chakavak (2), blogfa, com, حقوقی, حسین, گرامی, پایان, میترسند, ازآغاز, یاسی, جونمღ, but, saying, love, dead, ورود, جنبه, قدغن, غــــــــــــــــــــــــــــــم, پاره, گورستانــ, قلبـــ, منـــ, رویــای, عـــشـــق, عاشقم, باش, پاتوق, فارسی, aho, shiton, خیانت, تهی, سرشار, مرگ, یخی, punk, boy, دهقان, فیلم, گربه, عاشقانه, همین, نوشت, مهیار, زمونه, ஜجیگردار, ღd0o0dashtani, سرنوشتღ, ღآرمین, جون, سرزمین, پارسیان, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, برفی, دلم, مثل, پرنده, حوض, کنار, نرده, گشتم, گرمی, قلبت, ندیدم, دوستم, باشی, آخه, سرده, مطالب, میشد, زندان, تاریک, محبوس, براستی, تنهایی, انسانی, تیغ, زهر, آلود, تحقیر, شربت, تلخ, رنجیده, ریخته, نمیشد, وفایی, اگرروزی, باتلاقی, نداشت, کشاند, غرور, بلند, هامی, نشینم, کرانه, پروازمی, دهم, خیال, خطی, نامه, ساده, زدم, بــرای, شعــر, ناقابلــی, عقــل, کمم, بیــــرون, هرکــه, زوری, زدو, خلاقـــیتی, حاصل, کـــــرد, اگــرم, لایــک, نخوردم, فدای, نمره, دادی, لایـــک, زدی, مرا, خودمانیم, افتاده, پیـــج, درمانده, شدند, هنـــرت, غمگین, صدایم, باصدای, لبخنــــد, کمی, راضــــی, شــد, مابازشد, رسای, هرکسی, هرسخنی, برایت, بنوشت, شاد, ازخاطره, زنده, خنده, نوای, شعر, وصف, عكسها, نتیجه, شركت, سازنده, صاحبان, اطراف, كوتاه, آمدن, مواضع, نبودند, كشمكش, بین, مستقیما, میرود, توافق, ساخت, بزرگراه, كنونی, ندارد, هنگامی, سوار, خواهید, كلیدی, دارد, مسیرش, میگذرد, دقیقا, اشغال, كرده, نیز, دروازه, گیت, تاور, میباشد, اوساكا, tue, بنظر, هيچك, كدوم, كارهاي, خير, دينها, اجر, پاداشي, نداره, پذيرفته, نيتشون, قربتاً, الي, نميدونم, خودشونو, اينهمه, زحمت, ميندازن, مارس, دستکم, کشته, هزاران, نفر, خانمان, سخنگوی, پلیس, اعلام, داوطلبان, کیف, پولهای, تحویل, دهند, کنون, درصد, مبالغ, صاحبانشان, همچنین, 5700, گاوصندوق, حاوی, گزارش, خبرگزاری, آلمان, گذشته, بحران, نشت, مواد, گذاشته, نیم, میلیون, دلار, پول, مناطق, یافته, بازگرداندن, میلیاردها, قبل, مطلع, شدیم, پیرمردهای, قافله, عقب, نمونن, سپاه, مهندسین, پیر, تشکیل, دادن, داوطلب, برن, مهار, کمک, جوونترها, معرض, تشعشعات, نگیرن, نسبت, جوونها, کمتر, عمرشون, مونده, اثرات, ناگوار, کشورشون, موند, خودشون, رنج, دردش, تحمل, خواهند, همینقدر, منطقی, بشر, دوستانه, عکس, مدارس, صحرایی, منتشر, نهایت, شرمندگی, سالن, پارتیشن, کلاسهای, مجزا, آموز, آورده, کلاسها, اینچی, وزیر, آموش, پرورششون, رسانه, ضمن, کلی, عذر, خواهی, بزودی, امکانات, آموزان, مهیا, چیزا, دونه, محاسبه, کنین, تمیزی, نظم, کمپهای, ورزشگاههای, بنا, توجه, جلب, دیدیم, مسئولان, جلوی, معذرت, خوان, بخاطر, نتونستیم, بهتون, سرویس, خواندیم, چطور, برق, قطع, داخل, سوپر, مارکتها, فروشگاههای, بزرگ, تاریکی, چیزهایی, سبد, خریدشان, جایشان, برگرداندن, فروشگاهها, خارج, دینان, مطلب, حرص, نوش, sat, بابام, سوئیچ, ماشینو, بده, خوای, بری, جایی, پدر, صالح, رفتـــم, بــه, کنـــار, دلــبرم, شــادی, گفتـا, کـه, چـه, افتــادی, گفتـم, صـنما, تــو, استـادی, گفتا, میدادی, درد, زهـــر, مــاری, داییم, دنیا, خوشحال, اینا, مامان, بزرگم, برگشته, میخاین, براش, اسم, بذارین, اگه, صلاح, بدونین, احترام, بزرگتر, رفتیم, پایگاه, انتقال, شمام, اومدین, بدین, اومدیم, بساط, لودگی, تون, پهن, افتاد, ابراز, پشیمونی, نــَ, نهی, منکر, نوبتم, میخوای, نون, بقیش, مهم, نیس, اتاقم, کردم, مامانم, میری, نرم, نوزاده, بغل, مامانش, میکرده, مامانه, قربونت, برم, گرسنته, اذن, خداوند, گرسنگان, زدگان, سومالی, میکنم, نفوذی, سوپری, بدید, فروشنده, منظورتون, پرتقالی, نارنجی, رنگه, منظورم, فرهنگ, سازی, جوابی, دستتشویی, میزنم, هاااان, خواستم, بگم, آخریم, مهلت, ثبت, جشنواره, حساب, قرض, الحسنه, بانک, صادراته, نمونی, سرتون, بلدین, چرت, پرتا, بگین, کمیته, سیار, مستقر, توالت, عمومی, قربانتان, مبارک, اسماعیل, بنه, برو, کوی, خلیل, دورانت, بگذر, مال, خویش, دخترانی, ملاک, انتخابتان, همانا, مدتی, همچون, روغن, موتور, تعویض, مدیریتی, دونین, مشکل, اول, شوکه, دونست, چیز, اصل, کاری, لابد, تیپ, حرف, اولو, زنه, برابر, منه, دیدش, پوشیده, رخت, عروس, دامادش, کیه, طاووسه, خروس, زاغه, هری, شایدم, عروسیه, بازای, شکاریه, میومد, شنیدش, ساز, تنبک, تنبور, شادی, رقص, آواز, آخرش, فرم, وزن, سمت, قرصای, جور, واجور, رژیمای, رنگارنگ, تمرینهای, لباسای, کیپ, تنگ, دنبال, دکتر, هفته, بستری, بشه, تیکه, ریختن, عرق, طناب, روند, نبودش, راضی, بعدش, پارک, دویید, راهای, صبور, حسابی, رژیم, بدنسازی, بارفیکس, دمبل, سیم, کشی, گوشتای, شیکم, پیمناست, دونم, گردنش, کنم, بینم, گردنتو, جورایی, درازه, کلاه, گیسه, چسبیدش, محکم, تمیز, حتی, لیز, امید, نشد, کلاگیس, اونو, سرش, تفی, لیس, آیینه, جونم, سرنوشت, اینه, موهای, سرت, هستش, تاس, مون, اخمای, بکن, گیسوهام, پیچ, شدم, عینهو, خودت, بگو, دوسم, فکری, تهیه, خودشو, سیاه, بودش, عمل, درازشو, خره, نازشو, کجا, برگشت, نوکش, اثر, راهی, بندیلش, بست, قلمی, بیست, وجب, زنت, بشم, مغز, نکرده, راست, پوزخندی, سوم, پیش, سلام, قلب, تکونی, عقلشو, برد, غذا, نخورد, بال, جیک, جیکو, سنگ, درخت, رسید, خوبی, شنید, شدش, آقای, بعضیا, حکایت, feb, مونث, هستند, پريها, مردها, شايد, موجودات, ناسپاسي, باشن, پيام, اخلاقي, داستان, ساله, جادوييش, چرخوند, واقعا, اميد, آرزوه, ديگه, رمانتيكه, چنين, موقعيتي, زندگي, آدم, اتفاق, افته, بنابراين, متاسفم, آرزوي, اينه, همسري, جوانتر, خودم, باشم, نوبت, لحظه, فكر, كرد, دستش, qm2, بليط, براي, خطوط, مسافربري, جديد, شيك, جادووييش, تكون, اووووووووووووووووه, خوام, همراه, همسر, دنيا, كنم, كوچولوِ, ميزشون, زوجي, اينچنين, مثال, زدني, هستين, درتمام, وفادارموندين, كدومتون, تونين, بكنين, زوج, اوايل, سالگي, رستوران, كوچيك, رمانتيك, پنجمين, سالگرد, ازدواجشان, جشن, گرفته, پادشاه, مصر, زیرا, دانستم, نسل, همانند, آید, پاسخ, انسان, نکردی, درگاه, رانده, عازم, رفتن, حقارت, کنی, توانایی, لیاقت, بندگی, نداشتم, خطاب, سپس, وردی, خواند, داند, کیست, پرسید, کیستی, کسی, درب, خوابگاهش, آورد, هنگام, اندیشه, چاره, بیندیشدو, عاجز, فرصت, هستی, خوشهرا, تبدیل, مردی, نزد, حضور, انگوری, اوداد, جالبه, سوسک, کردن, شخصيت, ديگران, ليوان, نشدن, قورمه, سبزي, هستیم, فاحشه, فروشی, نیست, فروختن, خاطرات, بهای, وروود, wish, life, was, back, rids,
Text of the page (random words):
chakavak chakavak i wish life was back rids خيلي جالبه از سوسک مي ترسيم از له کردن شخصيت ديگران نمي ترسيم از شکستن ليوان مي ترسيم از شکستن دل ادما نمي ترسيم از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي مي ترسيم از سرخ شدن ادما از خجالت نمي ترسيم ما کی هستیم فاحشه بودن به تن فروشی نیست به فروختن خاطرات قدیمی به بهای وروود یک تازه وارد است نوشته شده در sun 5 aug 2012 ساعت 12 50 pm توسط farzaneh فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه ی انگوری به اوداد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشهرا تبدیل به طلا کن فرعون یک روز از او فرصت گرفت شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشدو همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد فرعون پرسید کیستی ناگهان دید که شیطان وارد شد شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمی داند پشت در کیست سپس وردی بر خوشه ی انگور خواند و خوشه ی انگور طلا شد بعد خطاب به فرعون گفت من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آن وقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی شیطان پاسخ داد زیرا می دانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید نوشته شده در sun 5 aug 2012 ساعت 12 37 pm توسط farzaneh يك زوج در اوايل 60 سالگي در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين خانم گفت اووووووووووووووووه من مي خوام به همراه همسر عزيزم دور دنيا سفر كنم پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك qm2 در دستش ظاهر شد حالا نوبت آقا بود چند لحظه فكر كرد و گفت خب اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته بنابراين خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو آرزوه ديگه پري چوب جادوييش و چرخوند و اجي مجي لا ترجي و آقا 92 ساله شد پيام اخلاقي اين داستان مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ولي پريها مونث هستند نوشته شده در sun 26 feb 2012 ساعت 10 46 am توسط farzaneh حکایت کلاغ عاشق و قناری یه روزی آقای کلاغ یا به قول بعضیا زاغ رو دوچرخه پا می زد رد شدش از دم باغ پای یک درخت رسید صدای خوبی شنید نگاهی کرد به بالا صاحب صدا رو دید یه قناری بود قشنگ بال و پر پر آب و رنگ وقتی جیک جیکو می کرد آب می کردش دل سنگ قلب زاغ تکونی خورد قناری عقلشو برد توی فکر قناری تا دو روز غذا نخورد روز سوم کلاغه رفتش پیش قناری گفتش عزیزم سلام اومدم خواستگاری نگاهی کرد قناری بالا و پایین راست و چپ پوزخندی زد به کلاغ گفتش که عجب عجب منقار من قلمی منقار تو بیست وجب واسه چی زنت بشم مغز من نکرده تب کلاغه دلش شیکست ولی دید یه راهی هست برای سفر به شهر بار و بندیلش رو بست یه مدت از کلاغه هیچ کجا خبر نبود وقتی برگشت به خونه از نوکش اثر نبود داده بود عمل کنن منقار درازشو فکر کرد این بار می خره قناریه نازشو باز کلاغ دلش شیکست نگاه کرد به سر و دست آره خب سیاه بودش اینجوری بوده و هست دوباره یه فکری کرد رنگ مو تهیه کرد خودشو از سر تا پا رفت و کردش زرد زرد رفتش و گفت قناری اومدم خواستگاری شدم عینهو خودت بگو که دوسم داری اخمای قناریه دوباره رفتش تو هم کله مو نگاه بکن گیسوهام پر پیچ و خم موهای روی سرت وای که هستش خیلی کم فردا روزی تاس می شی زندگی مون میشه غم کلاغه رفتش خونه نگاه کرد به آیینه نکنه خدا جونم سرنوشت من اینه ولی نا امید نشد رفت تو فکر کلاگیس گذاشت اونو رو سرش تفی کرد با دو تا لیس کلاه گیسه چسبیدش خیلی محکم و تمیز روی کله ی کلاغ نمی خورد حتی لیز نگاه که خوب می کنم می بینم گردنتو یه جورایی درازه نمی شم من زن تو کلاغه رفتشو من نمی دونم چی جوری وقتی اومدش ولی گردنش بود اینجوری خجالت نمی کشی واسه گوشتای شیکم دوست دارم شوهر من باشه پیمناست دست کم دیگه از فردا کلاغ حسابی رفت تو رژیم می کردش بدنسازی بارفیکس و دمبل و سیم بعدش هم می رفت تو پارک می دویید راهای دور آره این کلاغ ما خیلی خیلی بود صبور واسه ریختن عرق می کردش طناب بازی ولی از روند کار نبودش خیلی راضی پا شدی رفتش به شهر دنبال دکتر خوب دو هفته بستری شد که بشه یه تیکه چوب قرصای جور و واجور رژیمای رنگارنگ تمرینهای ورزشی لباسای کیپ تنگ آخرش اومد رو فرم هیکل و وزن کلاغ با هزار تا آرزو اومدش به سمت باغ وقتی از دور میومد شنیدش صدای ساز تنبک و تنبور و دف شادی و رقص و آواز دل زاغه هری ریخت نکنه قناریه شایدم عروسیه بازای شکاریه دیدش ای وای قناری پوشیده رخت عروس یعنی دامادش کیه طاووسه یا که خروس هی کی هست لابد تو تیپ حرف اولو می زنه توی هیکل و صورت صد برابر منه کلاغه رفتشو دید شوهر قناری رو شوکه شد نمی دونست چیز اصل کاری رو می دونین مشکل کار از همون اول چی بود کلاغه دوچرخه داشت صاحب بی ام و نبود نکته مدیریتی ای دخترانی که ملاک انتخابتان خودرو طرف است همانا پس از مدتی همچون روغن موتور آن خودرو تعویض می شوید نوشته شده در wed 9 nov 2011 ساعت 1 23 pm توسط farzaneh عید آمد و عید آمد بگذر از فرزند و جان و مال خویش تا خلیل الله دورانت کنند سر بنه در کف برو در کوی دوست تا چو اسماعیل قربانت کنند قربانت مبارک قربانتان نوشته شده در sun 6 nov 2011 ساعت 9 36 pm توسط farzaneh ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده گفت می خوای بری جایی گفتم بله پدر عزیزم ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ واحد فرزند صالح رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو یاد من میدادی گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ و درد زهـــر مــاری بچه داییم به دنیا اومده همه خوشحال و اینا مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین میگم اگه شما صلاح بدونین ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ واحد احترام به بزرگتر رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین گفتم بله اومدیم خون بدیم شما هم بفرمایید بساط لودگی تون رو جای دیگه پهن کنید یارو همون جا به گریه افتاد و ابراز پشیمونی کرد ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ واحد نهی از منکر تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای میگم نون باشه بقیش مهم نیس از اتاقم اومدم بیرون در دستشویی رو باز کردم مامانم میگه داری میری دستشویی میگم نرم نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم واحد نفوذی پ نه پ رفتم سوپری گفتم یک نوشابه زرد بدید فروشنده گفت منظورتون نوشابه پرتقالی که نارنجی رنگه گفتم بله منظورم همون بود ببخشید ستاد مبارزه با فتنه پـ نـ پـ واحد فرهنگ سازی به جای حاضر جوابی رفتم دستتشویی هی دارم در میزنم میگه هاااان دستشویی داری پـَـــ نــه پـَـــ خواستم بگم آخریم مهلت ثبت نام جشنواره حساب های قرض الحسنه بانک صادراته جا نمونی طرف اومد بیرون گفت خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین کمیته مبارزه با فتنه پـَـــ نــه پـَـــ ستاد سیار مستقر در توالت عمومی نوشته شده در sat 5 nov 2011 ساعت 9 39 pm توسط farzaneh این مطلب رو بخونید و حرص نوش جان کنید این بی دینان ژاپنی بعد از آن که خواندیم که چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودن سر جایشان برگرداندن و به آرامی از فروشگاهها خارج شدن چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیل زده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه رو جلب کرد بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده می کنن و معذرت می خوان بخاطر اینکه ببخشید سونامی شد و ما نتونستیم بهتر از این بهتون سرویس بدیم چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودن و به صورت کلاسهای مجزا با حداکثر 15 دانش آموز در آورده بودن نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی 32 اینچی داشت وزیر آموش و پرورششون هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد یعنی این چیزا رو تازه رو زیر حداقل می دونه محاسبه کنین حداکثر رو چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی برای اینکه از قافله عقب نمونن یه سپاه مهندسین پیر تشکیل دادن و داوطلب شدن که برن فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنن تا جوونترها در معرض تشعشعات نیروگاه قرار نگیرن چرا چون نسبت به جوونها کمتر از عمرشون باقی مونده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشون باقی خواهد موند و خودشون هم زمان کمتری رنج و دردش رو تحمل خواهند کرد همینقدر منطقی و بشر دوستانه حالا هم که این خبر پایین در اومده که بفرمایید و بخونید بازگرداندن میلیاردها ین پس از سونامی به گزارش خبرگزاری آلمان مردم ژاپن که در ماه های گذشته بحران سیل سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته اند بیش از سه و نیم میلیارد ین بیش از 45 میلیون دلار پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند همچنین 5700 گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده به دولت داده شده است سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل می دهند و تا کنون 96 درصد مبالغ پیدا شده به صاحبانشان بازگردانده شده است زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد دستکم 20 هزار کشته و هزاران نفر بی خانمان بر جا گذاشت بنظر من كه هيچك كدوم از كارهاي خير اين بي دينها اجر و پاداشي نداره و پذيرفته نيست چون نيتشون قربتاً الي الله نيست نميدونم چرا خودشونو اينهمه تو زحمت ميندازن نوشته شده در tue 25 oct 2011 ساعت 2 28 am توسط farzaneh اتوبانی که از وسط یه برج رد میشه د ر شهر اوساكا ژاپن اتوبانی وجود دارد كه در طی مسیرش از وسط یك برج 16 طبقه میگذرد این اتوبان دقیقا از طبقه 5 تا 7 این برج را اشغال كرده است نام این برج نیز برج دروازه یا گیت تاور میباشد هنگامی كه سوار آسانسور این برج شوید خواهید دید كه برای طبقه 5 تا 7 هیچ كلیدی وجود ندارد و آسانسور مستقیما از طبقه 4 به طبقه 8 میرود توافق ساخت بزرگراه و برج به شكل كنونی بعد از 5 سال كشمكش بین شركت سازنده اتوبان و صاحبان زمین های اطراف آن كه حاضر به كوتاه آمدن از مواضع خود نبودند شكل گرفت و این عكسها نتیجه آن شده است نوشته شده در wed 19 oct 2011 ساعت 3 17 am توسط farzaneh پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه شعر زیبا در وصف پـَـَـ نــه پـَـَــــ زنده شد خنده دوباره با نوای پـَـَـ نــه پـَـَــــ دل ما شاد شد ازخاطره های پـَـَـ نــه پـَـَــــ هرکسی هرسخنی داشت برایت بنوشت ذهن مابازشد از ذهن رسای پـَـَـ نــه پـَـَــــ باصدای توبه لبخنــــد کمی راضــــی شــد دل غمگین و صدایم به صدای پـَـَـ نــه پـَـَــــ پیـــج ها مانده و درمانده شدند از هنـــرت خودمانیم همه افتاده به پای پـَـَـ نــه پـَـَــــ نمره دادی به همه لایـــک زدی پست مرا اگــرم لایــک نخوردم به فدای پـَـَـ نــه پـَـَــــ هرکــه زوری زدو خلاقـــیتی حاصل کـــــرد همه را ریخت به عشق توبه پای پـَـَـ نــه پـَـَــــ شعــر ناقابلــی از عقــل کمم بیــــرون زد نامه ای ساده زدم باز بــرای پـَـَـ نــه پـَـَــــ نوشته شده در mon 10 oct 2011 ساعت 1 8 am توسط farzaneh خط خطی های من در زیر غل بلند آرزو هامی نشینم خیال را به کرانه های دور پروازمی دهم با خود می اندیشم چه زیبا بود اگرروزی در روی زمین باتلاقی به نام غرور وجود نداشت و هیچ کس را به کام خود نمی کشاند با خود می اندیشم چقدر خوب بود اگر شربت تلخ بی وفایی در کام هیچ رنجیده ای ریخته نمیشد و هیچ انسانی با تیغ زهر آلود تحقیر از پای در نمی آمد و چقدر خوب میشد اگر هیچ کس در زندان سرد و تاریک تنهایی محبوس نمی شد براستی زندگی در آن وقت چقدر زیبا بود نوشته شده در mon 3 oct 2011 ساعت 4 2 am توسط farzaneh مطالب قدیمی تر تو یه روز سرد برفی با دلم مثل پرنده لب حوض کنار نرده هر چه گشتم جای گرمی بهتر از قلبت ندیدم میشه دوستم داشته باشی آخه بیرون خیلی سرده خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین 2012 7 22 2012 8 21 2012 2 20 2012 3 19 2011 10 23 2011 11 21 2011 9 23 2011 10 22 2011 8 23 2011 9 22 2011 7 23 2011 8 22 پیوندها ܓ ܓ سرزمین پارسیان ܓ ܓ سرنوشتღ ღ ღ ღآرمین جون ღ ღ ღd0o0dashtani ღ ஜ ஜجیگردار ஜ ஜ عشق بازی این زمونه دل نوشت مهیار همین جوری عاشقانه عشق گربه فیلم دهقان punk boy عاشق یخی زندگی مرگ از تهی سرشار عشق و خیانت aho ra shiton پاتوق کل کل فارسی عشق من عاشقم باش ღ رویــای عـــشـــق ღ گورستانــ قلبـــ منـــ غــــــــــــــــــــــــــــــم پاره ها ورود بی جنبه ها قدغن شد but i m saying love is dead ღ ღ یاسی جونمღ ღ همه از پایان میترسند و من ازآغاز نوشته های حقوقی حسین گرامی blogfa com
|