Meta tags:
description= ❤❤حـــــریر نگـاه ❤❤ حــــــــریر نگـــــــاه هــای تو میشود عاشقانه های من;
Headings (most frequently used words):
های, من, حـــــریر, نگـاه, حــــــــریر, نگـــــــاه, هــای, تو, میشود, عاشقانه, تولدت, مبارک, عزیزم, نظر, سنجی, دوستانه, شعر, از, فریدون, مشیری, گاهی, زندگی, یعنی, سلامتی, اسم, پسر, سرتو, بگیر, بالا, گریه, نکن, رفیق, خانه, کمی, با, هم, بخندیم, یه, داستان, جالب, سکوت, زمستان, تزئین, هندوانه, شب, یلدا, پاییز, سرما, معجزه, دستان, کوچک, علی, اصغر, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (48), هفته (38), ۱۳۹۲ (36), این (36), شده (35), کردم (32), گفت (31), است (26), نوشته (25), نمی (25), ساعت (23), بعد (23), دیگر (23), دکتر (22), کنم (22), ۱۳۹۳ (20), توسط (20), سـاریـنا (20), خیلی (20), بچه (19), کرد (18), های (17), خدا (16), همه (16), ولی (16), شدم (16), روز (16), باید (16), گفتند (15), برای (15), دخترم (14), غده (14), هیچ (14), وقتی (14), گفتم (14), اون (14), چهارم (13), فقط (13), عمل (13), گاهی (12), نیست (12), مادرم (12), توی (12), رفتم (12), خانواده (12), سوم (11), علی (11), اصغر (11), علیه (11), السلام (11), دیگه (11), دوم (10), شفا (10), گریه (10), ندا (10), بودم (10), کرده (10), چون (10), مرا (10), تمام (10), صحبت (10), شما (9), سرطان (9), یعنی (9), داشت (9), باز (9), یکی (9), کردن (9), اوّل (8), آبان (8), بیست (8), واقعا (8), پیش (8), داد (8), بیماری (8), بودیم (8), فردا (8), دختر (7), زندگی (7), احساس (7), سال (7), تیر (7), شهریور (7), آذر (7), خانه (7), اهواز (7), کوچک (7), دارد (7), بدهد (7), آقا (7), مادر (7), گرفته (7), حتی (7), بگویم (7), الان (7), لحظه (7), ماه (7), کردند (7), دست (7), صبح (7), زدم (7), دیدم (7), کنی (7), همین (7), روی (7), باشد (7), بالاخره (7), رستوران (7), مرداد (6), مهر (6), دهم (6), امام (6), رفته (6), آزمایش (6), خانم (6), همیشه (6), خوب (6), حالا (6), داده (6), گفته (6), دادم (6), بدنم (6), نگاه (6), بالا (6), اتاق (6), خودم (6), حال (6), کند (6), اینکه (6), شود (6), شنبه (6), چهارشنبه (6), اومد (6), اول (5), یکشنبه (5), نوین (5), فکر (5), جواب (5), دور (5), روحیه (5), داشتم (5), هایی (5), باور (5), خواهرم (5), وارد (5), تهران (5), بودند (5), مثل (5), درد (5), بدهم (5), یُد (5), درمانی (5), دارم (5), انجام (5), باشم (5), خود (5), یاد (5), روزهای (4), خرداد (4), بهمن (4), عشق (4), سلام (4), الله (4), داشتیم (4), رفت (4), بدنش (4), حسین (4), توانم (4), ساله (4), خوشحالی (4), دهد (4), عکس (4), وجود (4), پدر (4), شکر (4), گلویم (4), چرا (4), بیرون (4), متوجه (4), پرسیدم (4), شوم (4), بده (4), ماهه (4), بار (4), اصلا (4), ریشه (4), دنیا (4), نبود (4), برادرم (4), حتما (4), چهار (4), گوشه (4), بقیه (4), استفاده (4), بدانم (4), شاید (4), تعجب (4), چند (4), دستان (4), مردم (4), هشتم (4), دروغ (4), پیرزن (4), پیرمرد (4), سفارش (4), مرد (4), ماهیچه (4), بهش (4), غذای (4), گذشت (4), میدونم (4), یکم (4), اگه (4), داییم (4), تازه (4), دونم (4), شیرین (3), تنهایی (3), اردیبهشت (3), قسمت (3), بزرگی (3), قسم (3), شفای (3), زمان (3), حالی (3), پخش (3), لرستانی (3), خبرنگار (3), داشته (3), دانستم (3), نزدیک (3), همچنین (3), منم (3), همسایه (3), شوی (3), سلامتی (3), برایم (3), چقدر (3), ندارد (3), کمکم (3), منزل (3), ایستاده (3), مامان (3), پرید (3), گرفتم (3), آمد (3), همسرم (3), خدایا (3), زمین (3), خودش (3), توضیح (3), قرار (3), اگر (3), دعا (3), مثلا (3), هفت (3), دوست (3), ترسیدم (3), چیز (3), نداشتیم (3), آرام (3), حنجره (3), کردیم (3), پدرم (3), خواب (3), البته (3), بدخیم (3), سختی (3), بزرگ (3), هایم (3), سخت (3), بلند (3), دوباره (3), بین (3), اسکن (3), زیر (3), جریان (3), گواتر (3), تاریخ (3), نام (3), برف (3), شعر (3), انتظار (3), رسم (3), پاییز (3), خونه (3), پشت (3), نفر (3), بدم (3), باقالی (3), پلو (3), پول (3), هزار (3), داشتن (3), میشه (3), بخاطر (3), معلم (3), خوردن (3), سرتو (3), بگیر (3), رفیق (3), گلم (3), تکراری (3), تکرار (3), کاش (3), شهر (3), فراموش (3), زیبا (2), آشپزی (2), پیام (2), عاشقانه (2), مزه (2), دلتنگی (2), مردی (2), سکوت (2), فروردین (2), آرشیو (2), ششم (2), دستهای (2), فاطمه (2), زهرا (2), محرم (2), بیماران (2), امید (2), دانید (2), اولین (2), افتادیم (2), شوق (2), وقت (2), کنند (2), اینطور (2), معجزه (2), شرایطی (2), تنها (2), گذارد (2), گرفتن (2), زنده (2), بروم (2), بیمه (2), دلت (2), قرص (2), تاسوعا (2), فهمید (2), منشی (2), خبر (2), شدیم (2), قبلا (2), گوش (2), دوستانم (2), تبریک (2), ببین (2), بوده (2), دوستت (2), سرعت (2), نشان (2), دعای (2), نگه (2), هنوز (2), ببینم (2), برگشتم (2), هیأت (2), طاقت (2), نیاوردم (2), وسط (2), جمع (2), پارمیدا (2), آرم (2), سمت (2), قبلش (2), هستند (2), جمعیت (2), داشتند (2), دامادمان (2), داداشم (2), درب (2), باران (2), هشت (2), بدن (2), لبخند (2), جاری (2), برو (2), بستری (2), خیمه (2), چطور (2), اشکهایم (2), رحم (2), خاطر (2), اسمشان (2), آوردم (2), دوستم (2), کمک (2), برنامه (2), گذاشتم (2), طور (2), شدند (2), بغل (2), اشک (2), آخر (2), امیدم (2), ادامه (2), جوابش (2), گرم (2), آمده (2), هرگز (2), قابل (2), راه (2), اصرار (2), رضا (2), برگشت (2), دیده (2), ایم (2), روزه (2), دکترها (2), دادیم (2), خواهر (2), پاک (2), سرایت (2), کشیده (2), حرف (2), بزنم (2), پاسخ (2), صدایم (2), همان (2), لرز (2), ظهر (2), ساکی (2), اخلاق (2), بیمارستان (2), نشدم (2), نگران (2), دلم (2), ریختم (2), شدن (2), دارند (2), دفعه (2), وَرم (2), شوند (2), لگنم (2), اند (2), اذیت (2), قرنطینه (2), جدید (2), دوره (2), کلی (2), توانستم (2), افراد (2), درمان (2), برگه (2), هست (2), مراجعه (2), مشکل (2), نمونه (2), برداری (2), فوق (2), آماده (2), خارج (2), بزنیم (2), اطلاع (2), قبول (2), دیگری (2), اهوازی (2), نشسته (2), برگهای (2), قارون (2), چوب (2), خنده (2), هندوانه (2), شیرینی (2), خوزستان (2), یلدا (2), شاد (2), گوله (2), سرد (2), واسه (2), برفی (2), یادته (2), سبز (2), جهت (2), گردند (2), ثانیه (2), داستان (2), جالب (2), شوهر (2), جوان (2), بودن (2), صدای (2), ماها (2), بهشون (2), همینطور (2), غذا (2), همون (2), دختره (2), میکنه (2), رنگ (2), روش (2), پیر (2), میکردن (2), ولخرجی (2), امروز (2), بخوریم (2), اومدی (2), سوپ (2), اینم (2), نمیتونم (2), برامون (2), پسرم (2), فیلم (2), بازی (2), کسی (2), ناظم (2), بگو (2), چایی (2), میگه (2), فروشنده (2), خواستم (2), آخرین (2), مسواک (2), زدن (2), بزنه (2), اله (2), لرزون (2), یار (2), شرط (2), خواهد (2), گردد (2), جور (2), میفهمید (2), نکن (2), اسم (2), پسر (2), دوستای (2), عادی (2), صبحانه (2), سرکار (2), خسته (2), فهمیم (2), ببریم (2), بودیــم (2), گدای (2), میشود (2), مهربان (2), شبی (2), خواهم (2), دیر (2), سلامی (2), نظر (2), سنجی (2), دوستانه (2), حـــــریر (2), نگـاه (2), blogfa, com, احسان, جملات, غربـــــــــــــــــــــت, دانلود, آموزش, رایگان, سکینه, تنهاترین, دهاتی, پایان, نامه, دنیای, تضاد, غرل, باختگی, حامد, تحقیق, نفس, قرن, نور, کلبه, دانشجوی, دکتری, مهرداد, پاتوق, عاشقا, پارسا, حرفهای, ناگفتنی, نامردی, جای, مریم, خاطرات, خنگولا, سپیده, خاطره, چراغها, روشن, اجتماعی, سیاسی, هفتکل, رازهایی, درباره, زنان, مردان, دسر, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, وبلاگ, آتشین, مرداده, مطالب, قدیمی, پایگاه, خبری, تحلیلی, قلب, إنشاءالله, مریض, ظهور, راو, عاقبت, بخیری, جوانها, علیها, حقانیتش, شبهای, مراد, مسلمین, إنشاء, جمیع, بدانید, ناامیدی, رسیده, باری, سرماخوردگی, ساده, گوی, تلفنی, لیاقت, باشیم, خاندانش, درک, اعتقاداتش, بالاتر, شنیده, صورت, گیرد, کراماتی, کنیم, اباعبدالله, شیعیانش, مریدانش, بارها, مُردم, اتفاقی, بیفتد, نگاهی, بیندازد, عهد, مراسمش, خدمت, سیّد, مطمئن, باش, گیری, بروجرد, زنگ, دیدی, روزی, غمگین, شنیدن, خوشحال, حرفهایم, بینم, فرستادند, بهت, کرامتش, مربوط, شکسته, اشکهای, رهایم, نکردند, کاملا, حامی, درمانها, امسال, جرأت, چیزیم, زودی, باشند, میان, دید, صدایش, دوید, بغلم, دائیش, مهسا, مِرسا, مامانشان, حدیث, نیستش, خیابان, آغوش, بالای, سرمان, گاما, إسکن, دستم, قربون, ازت, ممنونم, سجده, بوسیدم, شوکه, خلاصه, دیشب, توانی, اسکنت, بگیری, مطب, زند, معاینه, لازم, نداری, باورم, اشکم, ناخودآگاه, برایت, سیّدمصطفی, سعادتی, عنوان, فردایش, جلوی, بگیرم, کوچکت, گنهکارم, هرچه, هستم, لااقل, کوچکم, ببخش, بلکه, دوستانی, خاطرم, زبان, بیمار, دیگرم, فرزندی, عطا, گذشتم, جوانیم, اینها, جایی, نیامده, جلو, ناله, خیل, حساس, شدت, ناراحتی, سکته, آورده, تودار, درون, ریخت, مجدیان, مسؤول, خواهران, حسینیه, ثارالله, بگذار, متفرق, فرستمت, فهمیدم, زده, بشود, کنترلش, نخواهد, ماند, کیلو, ۷۰۰, وزن, نداشت, شاهد, سالش, مشکلی, دختری, معمولی, آشنایی, چیزی, ندیده, برایمان, هضم, مان, شکستیم, طوری, بردیم, نای, رفتن, نداشتند, دنبالش, تأثیر, تواند, نیمه, شعبان, واجب, دانستیم, بفرستیم, پابوس, مکان, نورانی, نوری, تابد, راحت, گیرم, ایام, ببندی, کرامات, بزرگانمان, نازنین, فابیس, آنزیم, خونش, پرونده, مدارکش, موجود, علائمی, منا, امانش, بدتر, زمانی, مراسم, شیرخوارگان, آمدیم, خواستیم, جانباز, دفاع, مقدس, جنگ, مناطق, کرمانشاه, سومار, آوارگی, عمر, بگیرد, ماهر, زبردستی, بتواند, پرسیدند, چطوری, نتوانستم, درنیاید, سردم, فهمیدند, دچار, تشنج, مرخص, دوماه, نیم, پنج, نیک, آپادانا, سنّم, حرفها, داخل, شکستن, خرد, جورهایی, روند, آخری, شدید, عضلاتم, پاهایم, کنده, عجیبی, پیچیده, یُدی, کسانی, دانند, کننده, هزینه, تقبل, داروها, خودمان, پیگیری, تکمیلی, مدتی, کمرم, تیروئیدم, کامل, نرفته, ندادم, طول, کشید, کمتر, دارید, سعی, بازگو, چیست, ماجرا, بگویی, مسأله, بخواهی, پنهانش, دوران, درضمن, بگذاری, بتوانی, بروی, شریعتی, نکردم, شوک, حقّ, طبیعی, بخواهم, درمورد, بیماریم, بپرسد, پاسخی, تیروئید, معرفیم, اورژانسی, سونوگرافی, سرطانی, عملم, طولانی, همانجا, قبل, امضاء, ۹۰درصد, ۱۳۹۱, کار, مدام, بهم, تاکید, تیروئیددارم, جهانشاهی, تخصص, غدد, آزمایشگاه, تماس, گرفتند, آزمایشت, مشکوک, گلویت, نکنیم, ندهیم, توانیم, حدسی, قضیه, درمیان, نگذاشتم, برایش, وجه, مادرت, بدهی, خاصی, جزئی, ۲۷ساله, رنج, برد, ماجرای, گرفتنش, اینچنین, شرح, اختصاصی, زنی, پنجه, نرم, سرانجام, طفل, گرفت, مبتلا, زمســــــــــــتونیـــــــــــه, لحـــــــــــــن, بعضــــــــــــــیها, ازیـــــــــــــخ, ازســـــــــــــرما, نیســـــــــــــت, سرما, بدارم, نگرانم, حصار, رنجم, زیرا, پایداری, وسیله, آنکه, بیستم, سپیدی, شانه, شماری, سبک, قشنگیست, وزنی, عریانی, تماشا, باد, نجوا, جدا, زرد, پاییزدل, بهانه, ریزم, چنان, رنگینش, غمها, کینه, حسرتهای, ریز, درشتم, درخت, سحر, کشند, افسانه, استقبال, لباس, هیزم, شکن, فقیر, تکه, آورد, طلا, تبدیل, ثروت, برکت, همراه, آورند, بزرگترها, شوخی, گذرانده, اجیل, انار, خرما, لبو, وشیرینی, مختلف, جمله, خوراکی, آیین, کهن, آئین, استان, تزئین, آرزوم, رسیدم, خندان, انگار, همدیگه, چیدم, هرچی, ببازم, ساختنش, برفا, آدمک, بسازم, اشاره, کردی, پریدی, شیشه, فصل, زمستون, زمستان, فاصله, سردند, بگذارید, پیشم, بروند, دردند, یكایك, زردند, همهمه, موهوم, چشمم, افقی, بخشیدند, زبغضم, گرهی, كردند, بنامم, رفتنشان, عقربه, بلایی, سرم, آوردند, نامردند, برمی, نگشتند, بسیار, تاثیر, گذار, همسر, فرزندم, زیادی, اونجا, نبودن, حدوداً, غذامون, دقیقه, گذشته, شروع, موبایلش, صحبتش, ذوق, میکرد, صندوق, دار, مشتریتون, مهمون, هستن, میخوام, بچم, همشون, همگیمون, میکردیم, صندلیم, طرفش, بوسش, مون, مزاحم, نمیشیم, اما, زیاد, حساب, سینما, بلیت, ناگهان, جوری, نشه, نزدیکش, داره, بابا, خطاب, کنجکاوی, دریا, کتفش, محض, شناخت, ذره, علیک, طعنه, ماشالله, بچتون, بدنیا, بزرگم, حرفم, داداش, خدای, خواهش, تمنا, طرف, صندلی, شنیدم, اونا, نمیتونستن, منو, ببینن, کاشکی, نخوردم, نسازی, بیایم, برگردیم, حوصلت, بخوام, تومان, بیشتر, برج, نمونده, گارسون, میزشون, میل, دارین, پیرمرده, بیدرنگ, هردومون, مریضیم, دونه, نونای, داغتون, بیار, هوای, نبودم, میرم, آسمون, شکرت, اونجوری, بتونه, بخوره, ازش, دادی, احتیاج, داداشمی, سهل, حاضرم, دارایی, تحقیر, نکنم, یادم, نمیاد, باهاش, خداحافظی, یادمه, اصلاً, موضوع, شعور, شماست, ویترین, فروشگاه, دهانتان, آیند, کلماتی, آقای, میشناسم, خوبیه, مطمئنم, نشکسته, مدرسه, میبینی, وضع, دانش, آموز, بخدا, نشکستیم, قلعه, سلاسل, شکست, پیشش, دستپاچه, ایشالاه, عروسیت, براش, برام, بریز, دستت, نکنه, همینو, منتظر, نباشین, دادشم, برگشته, میگم, ببخشید, برمیگردیم, رفتیم, بوتیک, جنسی, هاشم, صدا, بزنند, دستور, سردرگم, مسی, بازیکنان, یکدیگر, چربیها, نفوذ, وبه, رااااحتی, اونارو, میبره, لاغری, ذهنم, میرسه, مایع, ظرفشویی, پریله, اینترنتمم, العاده, آنتن, دهی, گوشیمم, برابر, پوستمم, شاداب, شامپو, چشممو, نمیسوزونه, سوراخ, لایه, اوزون, کوچیکتر, درس, هام, بهتر, زندگیم, تاک, نقاله, دهنمه, مسواکو, حرکت, کـــــــــــــــمـــــــک, زاویه, درجه, دندونها, بکشید, مطلب, خوندم, راجع, روشهای, صحیح, انقدر, خندید, نتونست, آمپولو, خدارو, هیچی, اشهد, الا, ترسم, بسم, الرحمن, الرحیــــم, همینجوری, سرنگو, دستش, آمپولمو, معلوم, کاره, درمانگاه, آمپول, کمی, بخندیم, اینجاست, نویسم, درش, برگ, گلی, کوبم, قلم, بهار, ریاست, گشتن, شست, دلهاست, سبد, بوی, سرخ, هدیه, هرکسی, صفایم, بشنو, کنج, دیوارش, دوستهایم, بنشینند, پنجشنبه, دهه, شصتی, جوونی, شدی, آهنگ, کردنت, آژیر, قرمز, دوچرخه, آتاری, معدل, آوردی, نخریدن, برات, بشه, تهیه, کنن, واست, عشقت, داریوش, نظامت, کلاسات, آدم, حرمت, گذشتگی, توهین, نکردن, همکلام, نسل, جاستین, بایبر, کسایی, شلوار, تانصفه, افتخار, میکنند, رابطه, تهی, تتلو, ساسی, مانکن, فهمیدن, عجیجم, عجقم, ملسی, بیبی, هانی, عوض, واقعی, دوشنبه, میتونین, انتخاب, اصیل, ایرانی, کنید, میاد, شاء, لطف, حالم, خوبه, نشید, دکترم, دیابت, بارداری, داری, نباید, برنج, سیب, زمینی, بستنی, شربت, بخوری, قدر, خیالی, فهمم, قدرشون, نمیدونیم, زود, پاشدن, همسرت, بیدار, میره, منتظرش, میمونی, کارهای, همیشگی, نظافت, درست, برگرده, ناهار, نوش, جان, بعدش, استراحت, شام, خوابیدن, کارهایی, ازشون, شیم, میگیم, همش, اماهمین, اختلال, کوچیک, بدنمون, پیدا, سالم, نیستیم, نمیتونیم, نعمات, خداوند, کافی, نوع, غذایی, لذت, آرزوی, داریم, جمعه, هفتم, شدیــم, نشدیم, هیــچ, همــون, بــچه, نیســتیم, نیازی, دلهامون, بچگی, کودکی, حرفهایش, نگاهش, توان, خواند, اکنون, بزرگیم, دلتنگیم, گدایی, بخت, نگفته, قرعه, اجابتست, گمان, نمیکنی, غفلت, فردایی, مهلتی, بکنم, دگر, فرصت, قهر, بدیست, برسد, همسفری, ببرد, مارا, چشم, کوچه, بدوزم, بگذرم, تقصیر, بنشینم, آنجا, بخرم, مهربانی, عرضه, بازار, محبت, یابم, بذر, بکارم, سلامت, سفر, برگردد, کاسه, بریزم, گرچه, نگردد, انگشت, نخی, بست, نسیم, صدق, بگذارم, لبخندی, خوش, مشت, دستی, بزدایم, تار, کدورت, دستمالی, جنس, بتکانم, ازغم, نگویم, هوا, دگرگون, امیدوارم, کنه, فریدون, مشیری, شانزدهم, دیاکو, آرتان, رادمهر, پوریا, امیرعلی, کدوم, اسمهای, قشنگتره, عزیز, ایکس, گفتین, اسمش, اومده, کدومتون, سراغی, نگرفتین, وفای, تولدت, مبارک, عزیزم, حــــــــریر, نگـــــــاه, هــای,
Text of the page (random words):
سوم تیر ۱۳۹۳ ساعت ۵ ۵۱ ب ظ توسط سـاریـنا نوشته شده در سه شنبه سوم تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱ ۲۶ ق ظ توسط سـاریـنا سرتو بگیر بالا گریه نکن رفیق هی دهه شصتی سرتو بگیر بالا میدونم تو جوونی پیر شدی میدونم آهنگ یو یو بازی کردنت آژیر قرمز بود میدونم واسه دوچرخه و آتاری معدل بیست آوردی و هرگز نخریدن برات و مثل الان نبود که با یه گریه همه چی جور بشه و تهیه کنن واست می دونم عشقت داریوش بود می دونم نظامت جدید بود می دونم کلاسات پر آدم بود می دونم 60 حرمت را می فهمید از خود گذشتگی را میفهمید توهین نکردن را میفهمید حالا باید همکلام نسل جاستین بایبر شوی کسایی که شلوار را تانصفه کشیده اند و به ش و رت ش ا ن افتخار میکنند سخت ست رابطه با تهی و تتلو و ساسی مانکن سخت ست فهمیدن عجیجم و عجقم و ملسی و بیبی و هانی سرتو بگیر بالا گریه نکن رفیق در عوض یه مرد و یه زن واقعی بار اومدی نوشته شده در پنجشنبه یکم خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱ ۱۲ ق ظ توسط سـاریـنا خانه من من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست نوشته شده در چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۱ ۶ ق ظ توسط سـاریـنا کمی با هم بخندیم یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم یه دختره اومد آمپولمو بزنه معلوم بود خیلی تازه کاره همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش لرزون لرزون اومد سمت من و گفت بسم الله الرحمن الرحیــــم منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم اشهد ان لا اله الا الله هیچی دیگه انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد یه مطلب خوندم راجع به روشهای صحیح مسواک زدن کلی توضیح داده بود بعد نوشته بود مسواک رو با زاویه 45 درجه روی دندونها بکشید من الان نقاله تو دهنمه ولی مسواکو نمیتونم حرکت بدم کـــــــــــــــمـــــــک از وقتی از تن تاک استفاده می کنم زندگیم از این رو به اون رو شده درس بچه هام بهتر شده اخلاق همسرم خیلی خوب شده سوراخ لایه اوزون کوچیکتر شده دیگه شامپو چشممو نمیسوزونه تازه پوستمم شاداب تر شده آنتن دهی گوشیمم دو برابر شده سرعت اینترنتمم فوق العاده شده دیگه آخرین راه حل که برای لاغری به ذهنم میرسه خوردن مایع ظرفشویی پریله چون به چربیها نفوذ میکنه وبه رااااحتی اونارو از بین میبره کی روش دستور داد جهت سردرگم کردن مسی تمام بازیکنان یکدیگر را هاشم صدا بزنند با داداشم رفتیم بوتیک اون جنسی که می خواستم نبود به فروشنده میگم ببخشید ما یه دور بزنیم برمیگردیم دادشم برگشته به فروشنده میگه دروغ میگه از صب به ده نفر دیگه هم همینو گفته شما منتظر ما نباشین رفتم خونه داییم داییم گفت برو یه چایی برام بریز دستت درد نکنه من رفتم براش ریختم و چایی رو آوردم دادم بش داییم گفت ایشالاه عروسیت منم دستپاچه شدم گفتم همچنین زن داییم هم پیشش بود معلم تاریخ بگو ببینم در قلعه ی سلاسل را چه کسی شکست دانش آموز با گریه آقا بخدا ما نشکستیم معلم تاریخ به ناظم مدرسه میبینی وضع این بچه رو ناظم آقای معلم من خانواده این بچه رو میشناسم بچه خوبیه مطمئنم این نشکسته نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۹ ۵۸ ق ظ توسط سـاریـنا کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند ویترین فروشگاه شعور شماست نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۱۸ ق ظ توسط سـاریـنا یه داستان جالب یه داستان جالب و بسیار تاثیر گذار چند وقت پیش با همسر و فرزندم رفته بودیم رستوران افراد زیادی اونجا نبودن سه نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یک پیرزن و پیرمرد که حدوداً ۶۰ ۷۰ ساله بودن ما غذامون رو سفارش داده بودیم که مردی اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون مرد شروع کرد به صحبت کردن با موبایلش با صدای بلند صحبت می کرد و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ماها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد رو کرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمون من هستن میخوام شیرینی بچم رو بهشون بدم به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده خوب ما همگیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم اما بالاخره با اصرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیرزن پیرمرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد این جریان گذشت و یک شب با خانواده رفتم سینما و تو صف برای گرفتن بلیت ایستاده بودیم که ناگهان با تعجب همون مرد تو رستوران رو دیدم که با یه دختر بچه ۴ ۵ ساله ایستاده بود تو صف یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون مرد رو بابا خطاب میکنه دیگه داشتم از کنجکاوی می مردم دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش به محض اینکه برگشت من رو شناخت یه ذره رنگ و روش پرید اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من با طعنه بهش گفتم ماشالله از ۲ ۳ هفته پیش بچتون بدنیا اومد و بزرگم شده همینطور که داشتم صحبت می کردم پرید تو حرفم و گفت داداش اون جریان یه دروغ بود یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم دیگه با هزار خواهش و تمنا از طرف من گفت اون روز وقتی وارد رستوران شدم سفارش رو دادم و روی یکی از صندلی ها نشسته بودم که صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن و داشتن با خنده با هم صحبت میکردن پیرزن گفت کاشکی می شد یکم ولخرجی کنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم پیرمرد در جوابش گفت ببین اومدی نسازی ها قرار شد بیایم رستوران و یه سوپ بخوریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه ۱۸ هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده همین طور که داشتن با هم صحبت میکردن گارسون اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار من تو حال و هوای خودم نبودم تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم می میرم رو کردم به آسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن بعد اونجوری فیلم بازی کردم که اون پیرزن بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین ازش پرسیدم چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماها که دیگه احتیاج نداشتیم گفت داداشمی پول غذای شما که سهل بود من حاضرم تمام دارایی مو بدم ولی کسی رو تحقیر نکنم این و گفت و رفت یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه ولی یادمه که اصلاً متوجه نشدم موضوع فیلم چی بود نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۰ ۴۲ ق ظ توسط سـاریـنا چقدر ثانیه ها نامردند گفته بودند كه برمی گردند بر نگشتند و پس از رفتنشان بی جهت عقربه ها می گردند آه این ثانیه های بی رحم چه بلایی به سرم آوردند نه به چشمم افقی بخشیدند نه زبغضم گرهی وا كردند ز چه رو سبز بنامم به دروغ لحظه هایی كه یكایك زردند لحظه ها همهمه هایی موهوم لحظه ها فاصله هایی سردند بگذارید از پیشم بروند لحظه هایی كه همه بی دردند نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۰ ۱۷ ق ظ توسط سـاریـنا سکوت نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۱۸ ق ظ توسط سـاریـنا زمستان یادته اون روز برفی وسط فصل زمستون تو پریدی پشت شیشه من زدم از خونه بیرون یادته اشاره کردی آدمک برفی بسازم واسه ساختنش رو برفا هرچی که دارم ببازم گوله گوله برف سرد و روی همدیگه می چیدم شاد و خندان بودم انگار که به آرزوم رسیدم ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۰ ۲۳ ق ظ توسط سـاریـنا تزئین هندوانه شب یلدا آئین شب یلدا در استان خوزستان مردم خوزستان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده ثروت و برکت به همراه می آورند به خانه بزرگترها رفته و دور هم جمع شده به شوخی خنده گذرانده اجیل هندوانه انار شیرینی و خرما و لبو و اش وشیرینی های مختلف از جمله خوراکی های این آیین کهن است نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت ۸ ۴۸ ق ظ توسط سـاریـنا پاییز به رسم پاییز درخت می شوم غمها کینه ها و حسرتهای ریز و درشتم را چنان برگهای رنگینش با هر بهانه ای زمین می ریزم به رسم پاییزدل را جدا می کنم از برگهای زرد دلتنگی و تمام آه هایم را در گوش باد نجوا می کنم عریانی ام را به تماشا نشسته ام چه حس قشنگیست بی وزنی به رسم پاییز سبک می شوم پاک می شوم و به انتظار سپیدی برف بر شانه هایم روز شماری می کنم نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۵ ۴۳ ب ظ توسط سـاریـنا برف نگرانم نمی کند حصار یخ رنجم نمی دهد زیرا پایداری می کنم گاهی با شعر و گاهی با عشق که برای گرم شدن وسیله ی دیگری نیست جز آنکه دوستت بدارم نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۳۷ ق ظ توسط سـاریـنا سرما خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها زمســــــــــــتونیـــــــــــه نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۴۹ ق ظ توسط سـاریـنا معجزه دستان کوچک علی اصغر ع دستان کوچک علی اصغر ع زن اهوازی مبتلا به سرطان را شفا داد زنی به نام ندا لرستانی پس از یک سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان سرانجام شفای خود را از دستان کوچک علی اصغر طفل شش ماهه امام حسین علیه السلام گرفت اختصاصی اهواز نوین ندا زن ۲۷ساله اهوازی است که یک سال بود از درد بیماری سرطان رنج می برد این زن یک دختر شش ساله هم دارد به نام پارمیدا ندا ماجرای شفا گرفتنش از دستان کوچک علی اصغر حسین علیه السلام را برای خبرنگار اهواز نوین اینچنین شرح داد دی ماه ۱۳۹۱ بود سر کار می رفتم مادرم مدام بهم تاکید می کرد که زیر گلویم یک وَرم هست و باید به دکتر مراجعه کنم شاید گواتر گرفته باشم به دکتر مراجعه کردم گفتند نه مشکل تیروئیددارم و نه گواتر باید از گلویم نمونه برداری شود پیش دکتر جهانشاهی فوق تخصص غدد رفتم برای نمونه برداری قرار شد پاسخ آزمایش یک ماه بعد داده شود ولی بعد از ۱۰ روز از آزمایشگاه با من تماس گرفتند که جواب آزمایشت آماده است تعجب کردم وقتی برگه جواب آزمایش را گرفتم دیدم نوشته مشکوک به پی آی سی یعنی سرطان ولی دکتر گفت تا ما غده را از گلویت خارج نکنیم و روی آن آزمایش انجام ندهیم نمی توانیم هیچ حدسی بزنیم تا چند روز قضیه را با خانواده ام درمیان نگذاشتم فقط به همسرم اطلاع دادم که البته قبول این بیماری برایش به هیچ وجه قابل قبول نبود و باور نمی کرد دوستانم گفتند باید به پدر و مادرت هم اطلاع بدهی چون بالاخره دعای مادر چیز دیگری است بالاخره بعد از ۲۰ روز توانستم به خانواده ام بگویم دکتر گفته مشکل خاصی نیست و یک عمل جزئی است که باید انجام بدهم بهمن ماه بود که به دکتر ساکی معرفیم کردند تا مرا اورژانسی عمل کند چون سونوگرافی که انجام شده بود گفتند چهار غده سرطانی بدخیم تمام گلویم را گرفته است بالاخره در تاریخ ۲۶ بهمن مرا عمل کردند عملم خیلی طولانی شد توی اتاق عمل خیلی اذیت شدم همانجا بود که دکتر به من گفت قبل از اینکه عمل کنم باید یک برگه ای را امضاء کنم که صدایم را ۹۰درصد از دست می دهم با این حال روحیه ام خیلی بالا بود وقتی به من گفتند که این بیماری را دارم اول اصلا باور نکردم مثل یک شوک بود رفتم پیش دکتر و گفتم این حقّ طبیعی من است که بخواهم بدانم چه بیماری دارم یکی از من درمورد بیماریم بپرسد چه پاسخی بدهم بگویم تیروئید است بگویم گواتر است بالاخره دکتر به من گفت خانم شما سرطان دارید دیگر طاقت نیاوردم زدم زیر گریه همه اش گریه می کردم دکتر سعی می کرد به من روحیه بدهد از اتاق که بیرون زدم نمی دانستم چطور برای خانواده ام بازگو کنم که جریان چیست بعد از کلی دل دل کردن فقط توانستم به برادرم ماجرا را بگویم برادرم گفت باید به بقیه افراد خانواده هم بگویی این مسأله ای نیست که بخواهی پنهانش کنی چون بالاخره دوران درمان را باید طی کنی درضمن باید بچه ات را هم پیش خانواده بگذاری تا برای درمان بتوانی به تهران بروی باید بیمارستان شریعتی بستری می شدم به تهران رفتم با دکتر صحبت کردم گفت باید یُد درمانی کنم در تهران یُد درمانی کردم ۱۵ روز قرنطینه شدم بعد از ۱۵ روز به اهواز برگشتم بعد از مدتی گفتند باید اسکن انجام دهم متوجه شدم این دفعه غده ای هم در لگنم به وجود آمده یکی هم در کمرم غده توی تیروئیدم هم کامل از بین نرفته بود سرطان پخش شده بود ولی باز هم امیدم را از دست ندادم گفتند باید بعد از شش ماه یک اسکن جدید انجام بدهم دوباره یُد درمانی کردم این بار سه روز طول کشید دوره قرنطینه هم کمتر بود بعد هم اسکن و غده ها بدخیم هم بودند یعنی ریشه می کردند گاهی از خدا می پرسیدم خدایا چرا من چرا من هم سنّم کم است هم بچه کوچک دارم به خاطر مادرم هم نگران بودم تمام حرفها را داخل دلم می ریختم واقعا شکستن خانواده ام را داشتم می دیدم یعنی واقعا خرد شدن مادرم برادرم و را می دیدم که یک جورهایی دارند از بین می روند دفعه آخری که یُد درمانی کردم تب و لرز شدید داشتم تمام بدنم درد می کرد و عضلاتم وَرم کرده بودند احساس می کردم پاهایم دارند از جا کنده می شوند در لگنم هم یک درد عجیبی پیچیده بود چون یُدی که استفاده می کردم کسانی که استفاده کرده اند می دانند واقعا خیلی اذیت کننده است هزینه های تهران را هم خواهر و دامادمان تقبل کرده بودند داروها را هم که خودمان پیگیری می کردیم خدا را شکر بیمه تکمیلی هم بودیم عمل حنجره ام خیلی سخت بود می گفتند حتما باید دکتر ماهر و زبردستی باشد که بتواند ریشه را از توی حنجره ات بلند کند حتی روز اول توی اتاق عمل فکر می کردم که دیگر نمی توانم حرف بزنم بعد از عمل می ترسیدم صحبت کنم پرسیدند ندا چطوری نتوانستم پاسخ بدهم از این می ترسیدم که دیگر صدایم درنیاید وقتی گفتم سردم است بچه ها فهمیدند که می توانم صحبت کنم همان روز تب و لرز کردم و دچار تشنج شدم بعد از چهار روز مرخص شدم دوماه منزل مادرم بودم چون عمل خیلی سختی بود هفت ساعت و نیم توی اتاق عمل بودم از ساعت ۹ صبح تا پنج بعد از ظهر دکتر ساکی و دکتر نیک اخلاق در بیمارستان آپادانا مرا عمل کردند بعد عمل باز هم خوب نشدم چون سرطان به بقیه بدنم هم سرایت کرده بود دوباره یُد درمانی کردم منا خواهر ندا لرستانی در حالی که اشک امانش نمی داد برای خبرنگار اهواز نوین توضیح داد سرطان ندا بدخیم بود داشت خیلی بدتر از این هم می شد دو تا غده که پاک نمی شد هیچ به بقیه بدنش هم سرایت می کرد زمانی که برای مراسم شیرخوارگان آمدیم فقط از خدا می خواستیم که سلامتی خواهرم را بدهد پدرم هم جانباز هشت سال دفاع مقدس است چون پدرم در زمان جنگ در مناطق سختی مثل کرمانشاه سومار و بوده ما خیلی آوارگی کشیده ایم مادرم با سختی و به تنهایی ما را بزرگ کرده مادرم همیشه می گفت خدا از عمر من بگیرد و فقط بچه هایم را برایم نگه دارد ما هرگز از نزدیک با این بیماری آشنایی نداشتیم و چیزی ندیده بودیم برای همین هم خبر بیماری خواهرم هم برایمان قابل هضم نبود همه خانواده مان آرام آرام خم شدیم و شکستیم به طوری که وقتی خواهرم را بردیم اتاق عمل پدر و مادرم نای راه رفتن نداشتند فقط برادرم دنبالش می رفت وقتی گفتند روی حنجره اش تأثیر می گذارد و دیگر نمی تواند صحبت کند ما دیگر از پا افتادیم نیمه شعبان بود که همه خانواده خیلی واجب دانستیم و اصرار کردیم که حتما خواهرم را بفرستیم پابوس آقا امام رضا علیه السلام بعد از سه چهار شب برگشت به اهواز هنوز بدنش درد می کرد که پدرم گفت یک مکان سه گوشه نورانی را در خواب دیده ام که در یک گوشه امام رضا علیه السلام هستند و از دو گوشه دیگر نوری به آن گوشه می تابد بعد هم به مادرم گفت خانم دلت قرص و راحت باشد که من شفای دخترم را از آقا علی اصغر می گیرم بالاخره در این ایام محرم به همین ها باید دل ببندی دیگر البته ما از این کرامات بزرگانمان خیلی دیده ایم مثلا دختر خودم نازنین زهرا چهار روزه بود که دکترها گفتند فابیس دارد آنزیم خونش کم بود پرونده و مدارکش هم موجود است هفت ماه بعد که آزمایش دادیم دکترها گفتند اصلا علائمی از بیماری در بدنش وجود ندارد ندا ادامه داد دختر من هم شش ماهه به دنیا آمد که دکتر ها جوابش کرده بودند و گفتند بچه ات زنده نخواهد ماند یک کیلو و ۷۰۰ گرم وزن داشت فک هم نداشت خدا شاهد است که الان دخترم شش سالش است و هیچ مشکلی هم ندارد یعنی اصلا احساس نمی کنی دختری است که شش ماهه به دنیا آمده مثل بچه های معمولی است با این حال و با وجود اینکه روحیه ام بالا بود ولی وقتی فهمیدم غده در بدنم ریشه زده واقعا دیگر امیدم را از دست دادم آخر قبلش فکر می کردم بشود کنترلش کرد ولی حالا داشت در بدنم ریشه می کرد و پخش می شد اولین بار بود به برنامه علی اصغر علیه السلام پا می گذاشتم اصلا تا به حال همچنین جایی نیامده بودم وقتی وارد شدم از دم درب همین طور اشکهایم جاری شدند یکی از خانم ها را که جلو آمد بغل کردم و گفتم قسمت می دهم فقط به اشک های دخترم به ناله های مادرم برایم دعا کنی مرا شفا بدهد دخترم خیل حساس است من همه اش می ترسیدم دخترم از شدت ناراحتی سکته کند بچه بود و دیگر کم آورده بود دخترم خیلی تودار بود و همه چیز را درون خودش می ریخت خانم مجدیان مسؤول خواهران حسینیه ثارالله به من گفت بگذار آخر برنامه که جمعیت متفرق شدند می فرستمت توی خیمه علی اصغر علیه السلام وقتی وارد خیمه شدم دیگر نمی دانستم چطور جلوی اشکهایم را بگیرم علی اصغر را قسم دادم و گفتم به آن دستهای کوچکت اگر من گنهکارم هرچه که هستم لااقل به دختر کوچکم رحم کن مرا ببخش ب...
|