Meta tags:
description= پنجره پنجره ای به روی من !;
Headings (most frequently used words):
به, را, پنجره, از, ای, روی, من, آسمان, ريسماني, بافت, كه, غير, خودش, نمي, ديد, خيلي, هم, ريسمان, محكمي, نبود, زندگی, زیباي, آقاي, مري, گو, رَوند, سایه, ات, رفت, عشق, بوسید, جیبهای, پر, سنگ, رودخانه, خوشبخت, river, ouse, خدایا, ما, ایستاده, بمیران, اشک, ها, لبخندها, دست, بی, نمک, سگ, زرد, parisienne, moonlight, خواب, درددار, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (60), است (32), بود (31), کند (30), شود (29), نمی (29), چند (25), روی (24), شده (22), همه (22), مردم (21), برای (20), خدا (19), ثانیه (19), دست (17), مرد (17), نـدا (17), های (16), you (16), یکی (16), ولی (15), کارگردان (15), نوشته (14), اند (14), انقدر (14), بودند (14), فکر (14), آرام (14), کرد (14), خودش (14), بعد (14), آرش (13), مثل (13), تمام (13), دختر (13), دوربین (13), کنم (13), تیر (12), ۱۳۸۷ (12), همیشه (12), هیچ (12), بعضی (12), حتی (12), ۱۳۸۸ (11), نیست (11), کرده (11), بار (11), فقط (11), خورد (11), خـون (11), باتـ (11), ـوم (11), ساعت (10), توسط (10), محمدي (10), چیزی (10), رود (10), کسی (10), همان (10), آید (10), ۱۳۸۶ (9), بخند (9), دوباره (9), زده (9), دیگر (9), سال (9), دور (9), دهد (9), کمی (9), روز (9), پسر (9), خورده (8), زمین (8), پشت (8), رفته (8), غیرت (8), باز (8), آمده (8), حرف (8), دارد (8), گوید (8), اگر (8), اینکه (8), سکانس (8), بیشتر (8), اين (8), نمي (8), آخر (7), باید (7), زیبایی (7), هنوز (7), جایی (7), چقدر (7), زند (7), همین (7), دیگه (7), عشق (6), جان (6), خورشید (6), آسمان (6), know (6), بدون (6), هوا (6), خون (6), گریه (6), راه (6), رفت (6), یادش (6), یادشان (6), بغض (6), چرا (6), کات (6), لحظه (6), جای (6), چشمهایش (6), کنند (6), ایرانی (6), زوم (6), نفر (6), تونم (6), آدم (5), خرداد (5), فروردین (5), دارم (5), دلم (5), خواب (5), خیلی (5), وقتها (5), چهار (5), تازه (5), دیده (5), خودشان (5), شروع (5), کردن (5), آمد (5), داشت (5), چشمهای (5), رنگ (5), سکوت (5), کنید (5), صورت (5), توی (5), بزنند (5), افتد (5), زور (5), صدای (5), هایی (5), صورتش (5), چشم (5), لوکیشن (5), قبل (5), تراولینگ (5), بسـ (5), ـیجـ (5), خوب (5), کنه (5), دونم (5), روزا (5), ۱۳۹۱ (4), سنگ (4), بسته (4), غروب (4), اشک (4), شنبه (4), feel (4), بلبل (4), وسط (4), کردند (4), زندگی (4), هایش (4), پیدا (4), برود (4), سرش (4), چیز (4), رفتن (4), ناگهان (4), کنار (4), شاید (4), آرامش (4), فیلم (4), قرار (4), خواهد (4), خفه (4), پیش (4), گفت (4), باشد (4), نگاه (4), نبود (4), حاضر (4), شدن (4), نزدیک (4), خود (4), نمک (4), صحنه (4), تنگ (4), هیچی (4), دیگری (4), پایین (4), بینی (4), وقتی (4), بگوید (4), زدن (4), داند (4), کاملا (4), افق (4), خارجی (4), حرکت (4), بستة (4), شان (4), چهره (4), بیست (4), ـاز (4), آرزوهای (4), احساس (4), داره (4), پنجره (4), بوی (4), ساده (4), غزل (3), مهر (3), بهمن (3), خنده (3), سیاه (3), باران (3), قلب (3), پاره (3), don (3), the (3), inside (3), tried (3), ابر (3), باد (3), راحت (3), نامرد (3), بکشد (3), ایندفعه (3), ماه (3), داشتند (3), خواندند (3), آبی (3), گرفته (3), مفت (3), قورباغه (3), آبشارها (3), سربالا (3), رفتند (3), غنچه (3), رسیده (3), نشان (3), داد (3), زیر (3), قار (3), نفس (3), غیر (3), شهر (3), بین (3), صدا (3), آخرین (3), عزیز (3), قدم (3), جانش (3), روزه (3), برد (3), امنـیـ (3), باشند (3), یاد (3), دولـ (3), چطور (3), جهان (3), خوردن (3), مگر (3), ـتی (3), ادی (3), جنایـ (3), معصوم (3), کنیم (3), ملی (3), بزرگ (3), گردن (3), حتما (3), نـدارد (3), همة (3), زیبا (3), خواست (3), بوده (3), مسن (3), نترس (3), ترس (3), دود (3), حال (3), تبدیل (3), ضجه (3), موج (3), بالا (3), ـرطان (3), دروغ (3), گناه (3), همانی (3), جور (3), تواند (3), پیوسته (3), اول (3), مشابه (3), فیلمنامه (3), دقیقا (3), طرف (3), زیادی (3), کشـ (3), کتـ (3), درجه (3), فرار (3), انـد (3), خودم (3), بودم (3), خوام (3), ایران (3), آرزو (3), باشه (3), عصبانی (3), کاری (3), امروز (3), شدی (3), اون (3), بودی (3), خوشبخت (3), هميشه (3), سخت (3), گريه (3), درون (3), فصل (2), جزیره (2), عمومی (2), شعر (2), آرشیو (2), اردیبهشت (2), مرداد (2), شهریور (2), آبان (2), اسفند (2), ۱۳۸۹ (2), پست (2), خانه (2), سرد (2), دلش (2), خواهی (2), پنجشنبه (2), آرزوی (2), دیدن (2), زدم (2), دار (2), زمان (2), see (2), for (2), want (2), free (2), all (2), pain (2), hold (2), cannot (2), hide (2), from (2), parisienne (2), moonlight (2), یکشنبه (2), خشک (2), خوشی (2), دسته (2), جمعی (2), زیبای (2), برید (2), خوشه (2), طلای (2), مُثلِه (2), دعا (2), مطمئن (2), خرفت (2), بماند (2), دادند (2), رودخانه (2), کفتارها (2), داده (2), زدند (2), هفت (2), ابوعطا (2), البته (2), گفتند (2), عهد (2), چیزهای (2), زیاد (2), وحشی (2), مهربان (2), گذاشته (2), خار (2), مردنی (2), سراغ (2), دیروز (2), لطافت (2), پریروز (2), خبر (2), آنجا (2), دیوانه (2), وار (2), گرفت (2), ابرهای (2), سالها (2), شوند (2), یواش (2), مالید (2), یکبار (2), ماند (2), اما (2), پایش (2), زنده (2), دوم (2), لطفا (2), نـداها (2), بعدش (2), آخرش (2), فاصله (2), دوربینش (2), گذارد (2), دورها (2), هست (2), چماقی (2), مردانه (2), بزند (2), بدجوری (2), مادر (2), لنگ (2), لنگان (2), حرفهای (2), گوشه (2), فریاد (2), حقوق (2), اصلا (2), جرم (2), کنی (2), عضو (2), حرفش (2), نـدای (2), آنهایی (2), ظلم (2), ریخته (2), نشد (2), حسین (2), کوروش (2), شدند (2), پاک (2), ماست (2), ـرکوب (2), اغتشـ (2), ـاش (2), تقریبا (2), مرده (2), جوان (2), گفته (2), مستقیم (2), قلبش (2), ماشه (2), لانگ (2), شات (2), دختری (2), عقب (2), چهارراه (2), بگیرد (2), سعی (2), بیمارستان (2), توانی (2), انگار (2), خوش (2), دهان (2), حلقه (2), خلوت (2), اینو (2), التماس (2), نرو (2), بمون (2), نکند (2), دستهای (2), ظریف (2), کوچکترین (2), آسفالت (2), جنایت (2), گیرد (2), میرد (2), گرفتنی (2), ریه (2), گرفتن (2), قتـ (2), بدهد (2), یعنی (2), محض (2), انسان (2), پیداست (2), معنی (2), بندد (2), چشمهایی (2), دکوپاژ (2), گونه (2), درگیری (2), اولی (2), کاراکتر (2), اصلی (2), احتمالا (2), ظرافت (2), چشمش (2), نامعلوم (2), آهسته (2), چرخد (2), رسد (2), قلمی (2), فرق (2), موهایش (2), مانتویش (2), شجاعت (2), اَوت (2), زاویه (2), خواهند (2), لگد (2), مسخره (2), مکافات (2), گویا (2), ضربه (2), محکم (2), بدن (2), وارثان (2), مردمانش (2), نوشت (2), خواسته (2), رهایی (2), مجازات (2), ناجوانمردانه (2), سایه (2), قطره (2), بدنش (2), جلوی (2), دستیارش (2), مردی (2), گونی (2), اثر (2), اوت (2), گیر (2), دستهایی (2), سریعتر (2), کار (2), جـان (2), همراه (2), ساله (2), بلند (2), ترکیـدن (2), هندوانه (2), آور (2), دستیار (2), امسال (2), کردم (2), عزیزای (2), فرزانه (2), خونه (2), برام (2), گرانبهاترین (2), قبال (2), پیر (2), اگه (2), برم (2), وطنم (2), ناموسم (2), میاد (2), کشتار (2), تمومش (2), نباشم (2), خوشحالم (2), دلیل (2), همش (2), شمعها (2), چشمهات (2), آرزوهات (2), پایان (2), جنگ (2), کاش (2), غصه (2), دلمون (2), اینقدر (2), چهارشنبه (2), شدم (2), وحشتناک (2), همسرش (2), رودخونه (2), دفن (2), بگم (2), تونست (2), خراب (2), دونفری (2), باشن (2), چهارم (2), مامانی (2), ترسم (2), باش (2), کجا (2), نقطه (2), جاده (2), بخواهد (2), كردي (2), تنهايي (2), عذاب (2), پوچ (2), بودي (2), سراب (2), رفتم (2), پريدن (2), زندگي (2), روي (2), خفيف (2), خيلي (2), سايه (2), خنديد (2), شنيدم (2), blogfa, com, اعظم, خندان, پیشرو, علیرضا, عاشوری, رودپشتی, کلاغ, بدبخت, بخوان, آیدا, رشیدی, سیمرغ, شیر, نسکافه, اور, مزد, بچه, گرسنه, پرنده, بیا, برایت, بگویم, ساسوشا, پری, کوچک, غمگین, افسانه, ناتمام, پنج, وارونه, پیوندها, موسیقی, طنز, موضوعی, آذر, پیشین, عناوین, وبلاگ, الکترونیک, راهی, جنون, زدی, داغ, روح, سرانجام, عابری, خسته, وادیها, یافت, مرا, مطالب, قدیمی, بیستم, طناب, کهنة, صبحی, کارم, زخم, سبزة, بهارم, خیال, قهقهه, دزدانه, عاشقت, عشقْ, دچارم, تعبیر, سقوط, خندیده, تارم, دنیا, نزارم, زارم, درددار, پنجم, how, why, cried, with, would, die, need, who, couldn, and, now, leaving, away, please, try, understand, take, hand, anathema, album, judgement, 1999, یکم, لحاف, ملا, راستی, رودهای, تکان, نخورد, فرط, زار, فلک, نشسته, سلامتی, آقـــxا, ویسکی, cheers, گورهایی, گور, ِخودشان, کنده, گوری, امن, زجرآور, راحتشان, گیس, تنش, تضرع, بخشیده, بودکه, ننگ, مهرپراکنی, دوش, گناهکار, ابری, نکرده, پشتش, کوه, قایم, آهوها, خوششان, زالوی, خوشگل, پروانه, سرویس, سرود, پیروزی, بالاخره, نغمه, بسترشان, جاری, خلاص, سبیل, چرب, خرس, خوک, پولش, چنگشان, کورشود, هرآنکه, نتواند, دید, سرشان, نقاره, نصف, نصفشان, بلبلهای, عتیق, هقه, چهه, نشنیده, همچنان, نهایت, معشوقش, پررو, گـُل, زشت, ِخوشبخت, باقی, بـاتـــو, پرستوهای, خونخوار, خواندن, تمرین, ناتوانی, نازکتر, ساقه, تهدید, طوفان, وحشت, زردی, نور, سرخ, نسیم, بادهای, بیابانهای, سگها, سیاهی, بدش, نازنینش, طاق, سیل, انداخت, شرق, مرگها, کلاغها, دمشان, گذاشتند, کولشان, نادر, سنجابها, خندیدند, دنبال, نرم, پشمالوی, همدیگر, ریسه, پرستوها, آواز, درخت, ناز, رقصید, کشید, سفید, آمدند, خندید, بارید, هوس, شدنش, مگس, بلا, نسبت, لجنی, سرازیر, طبیعی, ابوعطاخوان, خمیازه, کشان, خمارش, چارقدش, زلفهای, طلایش, شانه, گندم, چین, روبرویش, زپرتی, فزرتی, آنهم, کسوف, اوست, بچرخد, چنان, دانگ, علفهای, سبز, سرید, هورا, زرد, گرانقدر, شهیدان, ادوار, ِاین, مرز, بوم, فاتحه, بخوانید, دقیقه, خودتان, زندگیتان, سرزمین, خدایتان, گورش, کولش, نسازد, کمال, نامردی, شکایت, خـونین, چوب, بشکنند, ازگونی, معروفشان, ترسد, کلمه, باهاش, حرفهایی, مخصوصا, شکایتش, وقت, شکست, خدایی, داریم, چوبی, سلطانی, رعیتی, همینطور, پسری, متبوعش, دایه, جلاد, کتک, انسانی, شدیدترین, حملات, ـتها, تضییع, بشر, ِخودش, پشه, کشد, پول, ندا, نداها, روزگار, گذراند, نوکری, ِشان, بکند, ِاعتراض, بکشـ, مصداق, بارز, دیـکـ, ـتـاتوری, تاب, شنیدن, مخالف, نداشته, باشی, بیچاره, گروه, سنگین, پولی, دزدیـ, ـده, تعرض, حقشان, راس, کارهایند, جنایـتها, چیست, برابـر, مولایـمان, حسـین, پاکش, ظاهر, سازی, بیـعت, توانست, زنـده, عاشورا, زنیم, خودمان, کشیـم, امام, مان, سردار, سالار, ستارخان, باقر, خان, کشته, شهید, همت, باکری, چمران, محمد, آرا, مملکت, حاصل, هزاران, مذهبی, حاتم, بخشی, زوری, رویم, رسانة, شور, حرارتـ, گران, ِیکی, گرانِ, قلدر, کلفت, مردند, ادعای, بودنشان, گذشته, حرام, استغفرالله, نسلهای, آخری, گروهی, قبلا, حرفم, زنم, قلبم, بخورد, اتفاقا, خلاصه, طومار, طویلی, پرمعناتر, کلوزآپ, ِانگشت, کثیف, مسنی, نفهمید, پدرش, استادش, رشادت, بگذارد, تشویش, ناراحتی, پنهان, لرزان, برسونیدش, بهت, یهو, کجاش, کدام, شنود, کله, مردمکش, گوشة, شمال, ِغربی, قابهای, همانجا, ببینی, فرشته, بردنش, مقدمات, فراهم, خیالی, وضعیت, سمت, آرایشی, ماهش, ندیده, حلاج, امثال, خبرها, اَش, دستها, گلگونة, فوران, خورند, برسونه, شیون, حالا, صدایش, تروخدا, بمـــــــون, فریادهایش, ناله, فحش, ببیند, وقته, بیند, تکانی, جسم, خیابانهایی, کندنی, زدنی, کندن, قرص, آمپول, سرپا, ماندن, گفتن, شیشه, اُوِر, دوزی, معشوقه, بیمارستانی, دکتر, دوایی, دردی, اینها, گویند, مظلوم, بدبختی, تنفس, مصنوعی, آورد, سرعت, بیرون, ِمستقیم, واقعا, حیوانی, چنین, نشانه, خبری, جرمش, خواستن, کمینة, بالای, باور, کردنی, لخته, نیمی, پوشانده, نـداده, مدفون, نصفش, بازند, زنانه, توانند, داشته, درس, نبست, مردنش, حاضرید, ِباز, ابدی, عادی, خلوتی, خیابان, فرعی, ِبدون, ماشین, فضا, بسیار, تظاهـ, ـرات, دورتر, کوچه, امیر, آباد, پایانی, دورشونده, ادامه, اصراف, فـِـیدین, قابل, تشخیص, چهرة, دومی, صلابت, طراوت, سپس, فردی, ناشناس, چرخاند, نتوانست, ببیندش, حیوانیت, رذیلت, شرافتی, بیگانگی, مسخی, زمختی, وجودی, انگشت, سفت, تَق, محو, آزادة, تِرَنزیشن, اِفِکت, فِید, صورتی, متفاوت, برجسته, ترند, راست, نشالن, مشکی, شلوارش, مهم, زنانة, مردانة, درجة, مشخص, رسند, جواب, مشت, بدهند, فله, گتره, سریال, ترکی, کلید, اسرار, آبگوشتی, بودن, متهم, عمل, وقوع, صاحب, قانون, دادگاه, بقیه, پهلو, ظریفش, ِپسر, چسبیده, نازگتر, گلش, خیمه, پاهای, پهلوهای, محافظت, آیند, قشر, عامة, سلاطین, دشمنان, خودی, آسیب, نبینند, شاهی, رسید, عدل, معروف, منشور, جامعه, طبقاتی, بابل, ستم, شاهش, مولای, دینشان, قاتلش, انتقام, قاتل, خطرناک, عقده, کینه, موقع, امثالش, بخشش, عین, توانایی, سرلوحه, ایرانیان, انـداخته, کشند, اطمینان, محیط, رها, اشکهایش, شسته, دورش, کرم, پودرهای, پاکی, قادر, خـونها, آستین, تاشدة, کبودی, دستهایش, پاها, وضع, دارند, آستینهایش, برش, خجالت, نکشند, عصبانیت, هاست, بهشان, نتوانسته, کنترل, تقصیر, اشکش, افتخار, نسلی, دخترهایش, موهایشان, تیفوسی, مردترند, عاقبتش, جدی, فیلمش, بسازد, همانطور, میاید, قاطی, پالگی, پشتِ, آرایشهایش, تافت, کارگر, نبوده, کجش, نگاهش, مِهر, مادرانة, پدرانه, ِایرانی, ۱۳۵, جرات, محاصره, پیشاپیششان, ـیها, نیروهای, ِاشتباهی, اجتماعی, بیفتند, هزار, تهمت, بارش, آبرویی, رسوایی, برندَش, عرب, انـداخت, بدنی, ـیده, موهای, ناخن, لاک, مانتویی, نما, شلواری, اهریمنی, جین, فَشِن, بغل, پاهایش, روبروی, کلیه, هاش, رزمی, کارش, بلد, بشکاند, زنها, تـرس, عصبـانی, همگـی, کنـند, مـوتـورش, نـگـرانی, روشن, جهت, عکس, متر, آنطرف, یـورش, اولیـه, عقـب, ـیـده, دسـت, نیمخیز, زانو, عجیب, غریب, اثری, جلال, جبروت, حرکتی, هواست, ۱۸۰, ِدوربین, عده, کـارد, بزنــی, خـونشـان, آیـد, هنـدوانه, ضربـه, زننده, خوردنـد, کننـد, شـان, افتـد, حلقـه, مهربـانان, رقصد, فـرق, ِسـر, ِاغتشـ, ـاشـگر, روانـی, بدبخـت, آشـوبـ, ـگر, چیـز, پـرد, دوبار, بستـه, قـطرات, خـونـی, جهیدن, کـرده, دوبـاره, ارتفـاع, بیشتـر, قدرت, قیـاس, کامل, خالی, بسنده, شقـه, عربـده, زننـد, عدة, خـورند, حوالی, ظهر, شیشـه, دلسـتر, شـده, شلـیک, گوشـه, غلـیـظ, ناشـی, سطلـی, آتـ, نرده, هـای, وسـط, بزرگراه, شلـوغ, نزدیـک, میــدان, منشی, نـداریم, کنـد, بایـد, برداشت, بگیــریم, نویس, تهیه, کننده, مرحوم, کوتاه, افکتهای, حرفه, ندهید, هفتم, تولدش, آرزویی, دوست, داشتنی, رسیدنی, پروا, آرزوهایی, ممکنه, روزی, بهش, برسه, بگذریم, اولیش, دومیش, پناه, کشورم, سومیش, هرکسی, اینجا, دعایی, بکنه, آرزوهام, باارزش, ترین, موهبتی, آدما, جونشونه, بارها, موکدا, جونتون, مسئولید, بازخواست, شید, جوونم, احساساتی, اشتباه, بگیرم, تدبیر, دوراندیشی, سرنوشت, آرشها, کمون, توران, پیوند, شقاوتی, بدتر, پایمال, موهبتش, سعادتی, بهتر, والاتر, گذشتن, آگاهانه, ازش, رسوندن, سلامت, امانت, صاحبش, بیهوده, بیخود, ندم, بمونم, بازم, مرگ, هموطنم, سوگوارم, داستان, چیزا, ذهنم, بیتش, نویسم, چشمم, اتجازه, گیرم, همونطور, تولدم, بودنش, رسیدن, جدید, تازگی, متفاوته, شدید, همراهمه, نوشتن, آروم, کمه, بدی, عمیق, فرو, خوابی, گرون, تموم, برامون, تولدت, مبارک, دوستت, منتظرن, ببند, گرمت, خاموش, خوند, آزادی, کابوس, سربلندی, روزهای, برآورده, بشن, واسه, خودت, تکیه, گاه, سرپناهی, دلت, وطنت, طپه, خونت, جوش, اومده, ریختن, دخترکان, پسرکان, کوچیکت, اغراق, حاضری, خاطر, هموطنت, جانت, بگذری, اینهمه, هشت, عزیزترینم, زود, گذشت, جشن, تولد, سالگیت, قاب, گرفتیم, نگرانیم, نگران, قراره, خاک, تفتیده, رنگین, تنگه, کمتر, شادی, لبخندها, هجدهم, خدایا, ایستاده, بمیران, مطمئنم, دیوونه, تونیم, دورانهای, خودمو, جمع, صداهایی, شنوم, تمرکز, بهترینه, آرزوش, اونجوری, خواد, نرسیده, حسرت, بخوره, منطقیه, مارس, 1941, ویرجینیا, ولف, شدت, فشار, عصبی, لرزید, کتی, جیبهاش, پوشید, سپرد, آوریل, جسدش, تحویل, نداد, جسدی, حیاط, خونش, همون, موند, درست, حسابی, بنویسم, بخونم, اینه, خوشبختی, زندگیم, مدیونم, صبور, بیش, دونن, نجاتم, بده, دادم, ایمانم, خوبی, زندگیت, بتونن, اندازه, بودیم, بیشترین, ممکن, دادی, جهتی, اومدن, بیماری, تونستن, خوشحال, بجنگم, زندگیتو, حروم, تونستی, جیبهای, river, ouse, apropos, nothing, قصه, گوی, خاطره, چشاتو, واکن, سیاس, لولو, عاشق, بشکن, گلو, شغال, پسرم, قربونت, عمرم, نزن, جون, غول, دروغگو, دساشو, واکنید, اونور, عرق, میره, اَشهَدُ, اَن, بهار, شروعی, طلوعی, کوهی, تورفته, ِخون, ِجیغ, آبرو, بوسید, نهم, کامنتهای, گذارم, ولي, دلتان, بينم, کامنت, روزم, شَوَمَت, نقشهايي, نقش, گرگ, كني, زوزه, كِشمت, گلوم, فريادت, نحس, كلاغ, طلوع, روزها, چنگ, خشم, مهتاب, خيالت, مردي, صبح, چسبيد, هام, درد, دردتر, مني, تمامم, كردم, تويي, باشي, روياهام, گيج, گرداب, چرخ, خوردم, برج, تلخ, مزخرف, ذاتي, حباب, زیباي, آقاي, مري, رَوند, دومين, وزن, كلا, مخلثاط, بامداد, روزهاي, ديگر, تلِّ, نشينم, انتظار, گودو, ديوار, خنديدند, كوچه, فهميد, پيچيد, تنها, روزي, بزن, شبي, بپر, سوي, تاريكي, آبِ, توي, خشك, غرش, پلنگ, زدمت, هيچ, ستاره, خام, نشو, سرزمينم, كجاست, شوم, بست, معلقم, گيجم, شبيه, يويو, بگذرمت, كورم, هيچم, بيني, بگذر, برو, كرد, درونت, ريسماني, بافت, غير, ديد, ريسمان, محكمي,
Text of the page (random words):
4 توسط آرش محمدي زندگی ِ زیباي آقاي مري گو رَوند زندگي يك مزخرف ذاتي است سخت تر از حباب روي آب ساده مثل پريدن از يك برج تلخ مثل پريدن از يك خواب چرخ مي خوردم و نمي مردم دور مي رفتم و نمي رفتم نقطه مي شد تمام روياهام گيج مي خورد در ته ِ گرداب گريه مي كردم از درون تويي كه نمي شد شروع من باشي گريه مي كردي از درون مني كه تمامم دروغ بود و سراب پوچ بودي و پوچ تر بودم درد بودي و دردتر بودم انقدر ساده هام سخت شدند كه شدم هي عذاب پشت عذاب با خيالت هميشه تنهايي شب مردي به صبح مي چسبيد كه هميشه به عشق تو مي مرد چنگ مي زد به خشم بر مهتاب در طلوع از غروب حرف زدم بغض كردي و روزها شب شد خفه شد در گلوم فريادت نحس بود اين كلاغ خانه خراب مثل يك گرگ پاره مي كني ام مثل يك سگ به زوزه مي كِشمت مثل يك مرده دفن مي شَوَمَت نقشهايي تمام نقش بر آب 9 10 91 3 45 am این هم به جای تمام کامنتهای عمومی مسخره ای که تا به حال نه گذاشته ام و نه از این به بعد می گذارم هر چه را که دلم بخواهد دي ولي تا دلتان بخواهد مي بينم ایندفعه فقط کامنت را دی به روزم بعد از دو سال نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ ساعت 19 1 توسط آرش محمدي سایه ات رفت و عشق را بوسید جاده هایی همیشه بی آخر چشمهایی همیشه تورفته بوی ِخون بوی ِجیغ بوی خدا بوی یک آب ِ آبرو رفته فکر کردن به نقطه آخر ِ خط به شروعی که بعد ِ پایان است به طلوعی که پشت ِ کوهی مرد مثل یک عشق ِ رنگ و رو رفته دساشو واکنید برید اونور عرق ِ سرد کرده می میره اَشهَدُ اَن بهار نزدیک است دست در دست آرزو رفته تو کجا و شغال ِ پیر کجا پسرم قربونت برم عمرم انقدر غر نزن به جون ِ خدا جنگ ِ غول ِ دروغگو رفته می توانی دوباره عاشق شو مرد باش و غروب را طی کن مرد باش و سکوت را بشکن مثل این بغض ِ در گلو رفته قصه گوی ِ تمام ِ خاطره ها چشاتو واکن و دوباره بخند مامانی شب سیاس می ترسم مامانی زنده شو لولو رفته p s apropos of nothing نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 16 8 توسط آرش محمدي جیبهای پر از سنگ و رودخانه خوشبخت river ouse من مطمئنم که دوباره دیوونه شدم احساس می کنم دیگه نمی تونیم یکی از اون دورانهای وحشتناک رو شروع کنیم و ایندفعه دیگه نمی تونم خودمو جمع و جور کنم صداهایی می شنوم و نمی تونم تمرکز کنم پس کاری رو می کنم که فکر می کنم بهترینه تو بیشترین خوشی ِ ممکن رو به من دادی تو از هر جهتی تمام اون چیزی بودی که کسی می تونست باشه فکر نمی کنم تا قبل از اومدن ِ این بیماری وحشتناک هیچ دونفری می تونستن اینقدر خوشحال باشن دیگه نمی تونم بجنگم می دونم که دارم زندگیتو حروم می کنم که بدون من می تونستی کار کنی و می دونم که خواهی کرد می بینی حتی این رو هم نمی تونم درست و حسابی بنویسم نمی تونم بخونم چیزی که می خوام بگم اینه من تمام خوشبختی ِ زندگیم رو به تو مدیونم تو کاملا در قبال من صبور بودی و بیش از حد خوب من می خوام اینو بگم همه می دونن اگه کسی می تونست نجاتم بده اون تو بودی من همه چیز رو از دست دادم غیر از ایمانم رو به خوبی تو نمی تونم بیشتر از این زندگیت رو خراب کنم فکر نمی کنم هیچ دونفری بتونن به اندازه ای که ما خوشبخت بودیم خوشبخت باشن پ ن 1 روز 28 مارس 1941 چند لحظه بعد از اینکه ویرجینیا ولف این نوشته رو با دستهایی که از شدت فشار عصبی می لرزید برای همسرش نوشت کتی که جیبهاش از سنگ پر شده بود رو پوشید و خودش رو به رودخونه ای سپرد که تا 18 آوریل جسدش رو به همسرش تحویل نداد جسدی که کاش به جای دفن شدن تو حیاط خونش همیشه تو همون رودخونه می موند پ ن 2 کسی که به آرزوش رسیده حق داره اونجوری تمومش کنه که خودش می خواد ولی کسی که هنوز نرسیده فقط حق داره حسرت بخوره منطقیه نه نوشته شده در چهارشنبه دوم دی ۱۳۸۸ ساعت 12 23 توسط آرش محمدي خدایا ما را ایستاده بمیران نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 2 15 توسط آرش محمدي اشک ها و لبخندها این روزا دلمون غصه داره این روزا همش نگرانیم نگران اینکه امروز قراره خون چند نفر دیگه این خاک تفتیده رو رنگین کنه این روزا اینقدر تنگه دلمون که کمتر می شه فکر کرد به شادی و شاید اصلا با اینهمه تو امروز بیست و هشت ساله شدی عزیزترینم چه زود گذشت انگار همین دیروز بود که جشن تولد بیست و شش سالگیت رو رو توی قاب همین پنجره گرفتیم می دونم که این روزا دلت بیشتر از همیشه برای وطنت می طپه و خونت به جوش اومده از ریختن خون دخترکان و پسرکان معصوم بی گناه می دونم چقدر غصه دل کوچیکت رو تنگ کرده که بی اغراق حاضری به خاطر هموطنت از جانت هم بگذری چقدر بزرگ شدی دیگه مردی شدی واسه خودت و تکیه گاه و سرپناهی برای من عزیز دلم شمعها منتظرن چشمهات رو ببند و آرزو کن و با نفس گرمت شمعها رو یکی یکی خاموش آرزوهات رو از چشمهات می شه خوند آزادی رهایی پایان این کابوس جنگ و کشتار و سربلندی ایران من و تو ایران ما آرزوهات آرزوی این روزهای همه ماست کاش برآورده بشن دوستت دارم تولدت مبارک پ ن ۱ همونطور که فرزانه عزیز نوشته امروز تولدم بود همیشه و هر سال این روز رو خیلی خوشحالم هم به دلیل هفت بودنش و هم به دلیل رسیدن یه سال جدید زندگی و احساس ِ تازگی و از اول شروع شدن ولی امسال با هر سال متفاوته این روزا دیگه هیچ چیزی از ته ِ دل خوشحالم نمی کنه هر کاری می کنم یه احساس ِ غم ِ شدید همراهمه حتی دیگه با غزل نوشتن هم آروم نمی شم همش حس می کنم یه چیزی کمه یه چیزی نیست یه چیزی سر جای خودش نیست احساس ِ بدی دارم اینکه همه تو یه خواب ِ عمیق فرو رفتن خوابی که داره خیلی گرون تموم می شه برامون پ ن ۲ در مرگ عزیزای ِ هموطنم سوگوارم بدجوری دلم خونه دست و دلم به هیچی نمی ره شعر داستان فیلمنامه هیچی خیلی چیزا میاد تو ذهنم که تا چند بیتش رو می نویسم صحنه های جنایت و کشتار میاد جلوی ِ چشمم و به خودم اتجازه نمی دم تمومش کنم من عصبانی ام عصبانی روزه سکوت نمی گیرم یه کاری می کنم که یا عصبانی نباشم یا نباشم پ ن ۳ هر کس روز تولدش آرزویی می کنه آرزوهای خیلی خوب آرزوهای دوست داشتنی آرزوهای رسیدنی و بعضی وقتها هم بی پروا آرزوهایی که فکر نمی کنه ممکنه یه روزی بهش برسه بگذریم امسال آرزوهای زیادی کردم اولیش برای خودم بودم دومیش برای عزیزای بی پناه ِ کشورم سومیش هم برای فرزانه از هرکسی که اینجا رو می خونه می خوام یه دعایی برام بکنه برای یکی از آرزوهام گرانبهاترین و باارزش ترین موهبتی که خدا به آدما داده جونشونه و بارها موکدا گفته که در قبال ِ جونتون از همه چیز بیشتر مسئولید و بازخواست می شید نه انقدر جوونم که احساساتی شدن رو با شجاعت و غیرت اشتباه بگیرم و نه انقدر خرفت و پیر که ترس رو با تدبیر و دوراندیشی نمی دونم شاید سرنوشت بعضی از آرشها همیشه به تیر و کمون و ایران و توران پیوند خورده هیچ شقاوتی برای یک انسان بدتر و پست تر از پایمال کردن گرانبهاترین موهبتش نیست و هیچ سعادتی هم بهتر و والاتر از گذشتن ِ آگاهانه ازش و رسوندن به سلامت ِ این امانت به دست صاحبش آرزو کردم که بیهوده و بیخود چیزی رو از دست ندم اگه قرار شد برم در راه ِ خدا باشه و وطنم و ناموسم اگر هم قرار شد بمونم بازم در راه ِ خدا باشه و وطنم و ناموسم برام دعا کنید نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 10 49 توسط آرش محمدي دست ٍ بی نمک دست ِ بی نمک فیلم کوتاه با افکتهای حرفه ای لطفا گیر ندهید زمان ۳۰ ثانیه فیلمنامه نویس کارگردان تهیه کننده مرحوم آرش منشی صحنه نـداریم دستیار ۱ را هم زده انـد و توی گونی کرده انـد دستیار ۲ دارد فرار می کنـد همه را بایـد با یک برداشت بگیــریم سکانس ۱ ۲۵ ثانیه لوکیشن سر یک چهارراه شلـوغ نزدیـک میــدان آز ادی دکوپاژ خط وسط روی خط افق چند تا شیشـه دلسـتر خورد شـده یک گوشه و چند تا گـ ـاز اشک آور شلـیک شده یک گوشـه دیگر دود غلـیـظ هم ناشـی از گـ ـاز و هم از سطلـی که آتـ ـش زده انـد تا گـ ـاز کم اثر تر باشد نرده هـای بی جـان وسـط بزرگراه خارجی روز حوالی ظهر ثانیه ۱ لانگ شات چند نفر عربـده می زننـد چند نفر باتـ ـوم چند نفر گـ ـاز اشک آور و چند نفر کتـ ـک عدة زیادی هم همه را با هم می خـورند ثانیه ۵ بیشتر آنهایی که می خوردنـد فرار می کننـد یکی شـان می افتـد در حلقـه مهربـانان باتـ ـوم به دست دوربین کات زده می شود به بستة یکی از باتـ ـوم هایی که به هوا می رود در هوا می رقصد و پایین می آید مشابه صدای ترکیـدن هندوانه بلند می شود و خـون از فـرق ِسـر ِاغتشـ ـاشـگر ِ روانـی ِ بدبخـت ِ آشـوبـ ـگر ِ بی همه چیـز می پـرد در هوا دوبار دوربین کات می شود روی بستـه یکی از قـطرات ِ خـونـی که بعد از جهیدن دقیقا روی همان باتـ ـوم جا خوش کـرده و دوبـاره همراه باتـ ـوم به آسمان می رود این بار تا ارتفـاع بیشتـر و با قدرت بیشتر تا دیگر قیـاس هندوانه ای کامل شود و به صدای خالی بسنده نکند کاملا دو شقـه ثانیه ۱۰ باتـ ـوم همان جا روی هوا می ماند سر و صدا بلند می شود حرکتی حس می شود ولی هنوز باتـ ـوم روی هواست تراولینگ ۱۸۰ درجه ای و زوم اَوت ِدوربین عده ای از مردم را نشان می دهد که کـارد بزنــی خـونشـان در نمی آیـد و از صدای ترکیـدن هنـدوانه به خودشان آمده اند یکی شان باتـ ـوم ِ ضربـه زننده را روی هوا از پشت گرفته ثانیه ۱۲ کتـ ـک زنها که چند نفر بودند از تـرس جـان و این مردم عصبـانی همگـی فرار می کنـند دوباره دوربین زوم می شود روی بستة یکی شان که مـوتـورش را با نـگـرانی روشن می کند و می رود تراولینگ ۹۰ درجه ای دوربین این بار در جهت عکس به همراه زوم اوت یکی دیگر را نشان می دهد که چند متر آنطرف تر خورده زمین مردم هم بعد از یـورش اولیـه عقـب کشـ ـیـده اند باتـ ـوم به دسـت ِ چند ثانیه قبل از روی زمین نیمخیز می شود روی دو زانو دوربین دوباره با یک تراولینگ عجیب و غریب زوم می شود روی چهره پسر جوان یک بسـ ـیجـ ـی َ بیست و چند ساله ترس ِ از مکافات در چهره اش موج می زند ولی هیچ اثری از جلال و جبروت ِ وقتی که باتـ ـوم داشت دیده نمی شود ثانیه ۱۴ دوباره زوم اوت و تراولینگ این بار در زاویه ۱۳۵ درجه با افق مردم کمی جرات می کنند و حلقه محاصره تنگ تر می شود دختری پیشاپیششان حرکت می کند از همان هایی که اگر گیر همین بسـ ـیجـ ـیها یا نیروهای امنـیـ ـت ِاشتباهی اجتماعی بیفتند اول هزار جور تهمت بارش می کنند و بعد با بی آبرویی و رسوایی می برندَش جایی که عرب نی انـداخت دستهایی ظریف و بدنی کشـ ـیده موهای ِ رنگ کرده و ناخن های لاک زده مانتویی بدن نما و شلواری اهریمنی جین ِ آبی ِ فَشِن مردم سریعتر حرکت می کنند ولی دختر از همه سریعتر است می دود و سر و گردن ِ پسر بسـ ـیجـ ـی را از پشت محکم بغل می کند پاهایش را هم می گذارد دو طرف بدنش دقیقا روبروی کلیه هاش گویا رزمی کار است و کارش را هم خوب بلد است و می خواهد با یک حرکت گردن پسر را بشکاند ثانیه ۱۸ دوربین کات می شود به بستة چهره دختر آرامش چشمهایش از پشتِ همة آرایشهایش پیداست تافت ِ روی موهایش کارگر نبوده و در اثر کتـ ـک خوردن های همین چند لحظه پیش از دست همین ها فرق کجش به هم ریخته ولی چیزی در چهره اش موج می زند در ته ِ نگاهش مِهر ِ مادرانة یک زن ِ ایرانی و غیرت ِ پدرانه یک مرد ِایرانی ثانیه ۲۰ دوباره زوم اَوت و تراولینگ دوربین این بار در زاویه ۴۵ درجة افق تا همة درگیری کاملا مشخص باشد مردم می رسند می خواهند جواب ِ باتـ ـوم هایی را که خورده اند با مشت و لگد بدهند فله ای خورده اند و می خواهند گتره ای بزنند مثل سریال ِ ترکی ِ کلید ِ اسرار که کارگردان همیشه مسخره اش می کرد و فیلمنامه هایش را به آبگوشتی بودن متهم مکافات ِ عمل دقیقا چند ثانیه بعد از وقوع جرم می رسد آن هم نه از طرف ِ صاحب ِ زور و قانون و دادگاه گویا از طرف خدا مردم شروع می کنند به زدن یک لگد به پسر ِ بسـ ـیجـ ـی می خورد آن هم به پایش بقیه می خورد به پک و پهلو و صورت ِ دختر ِ ایرانی باز هم ضربه می خورد ولی هنوز با دستهای ِ ظریفش سر ِپسر را محکم چسبیده و با بدن ِ نازگتر از گلش خیمه زده روی تن ِ پسر و با پاهای ِ قلمی اش هم پهلوهای ِ او را محافظت می کند مردم به خودشان می آیند یادشان می آید وارثان آرش اند همانی که از قشر عامة مردم بود و نه از سلاطین و جانش را داد تا کسی از مردمانش حتی دشمنان ِ خودی آسیب نبینند وارثان کوروش اند همانی که بین مردم بزرگ شد و به شاهی رسید و به عدل معروف شد و منشور حقوق را نوشت و جامعه طبقاتی را از بین برد و وقتی بابل را به خواسته مردمانش برای رهایی شان از ستم گرفت حتی حاضر نشد شاهش را بکشد یادشان می آید که مولای ِ دینشان خواسته بود که فقط یک ضربه به قاتلش بزنند آن هم نه برای انتقام برای مجازات ِ یک قاتل ِ خطرناک یادشان می آید که عقده و کینه جایی در قلب ِ ایرانی نـدارد یادشان می آید اگر هم ناجوانمردانه خورده باشند حاضر نمی شوند ناجوانمردانه بزنند که خدا به موقع این پسر و امثالش را مجازات می کند و بخشش در عین توانایی همیشه سرلوحه ایرانیان بوده مثل ِ اینکه دختر چیزهای ِ زیادی را یادشان انـداخته عقب می کشند دختر هم پس از اطمینان از امنـیـ ـت محیط پسر را رها می کند دوربین کات می شود به بسته صورت ِ دختر اشکهایش سایه های چشمش را شسته و دورش را سیاه کرده یک قطره دیگر می آید و از روی کرم پودرهای صورتش سر می خورد و می افتد روی قطره های خـون ِ کف ِ آسفالت ولی با تمام ِ پاکی اش قادر به پاک کردن این خـونها نیست آستین ِ تاشدة مانتویش کبودی ِ دستهایش را لو می دهد احتمالا پاها و بدنش هم همین وضع را دارند آستینهایش را می زند پایین که مردم ِ دور و برش خجالت نکشند خودش هم می داند که عصبانیت این مردم از قتـ ـل ها و جنایـ ـت ها و آدم کشـ ـی هاست و حق بهشان می دهد می داند که نتوانسته اند خودشان را فقط برای چند لحظه کنترل کنند می داند که تقصیر ِ این ها نیست بعضی از مردم گریه شان می گیرد کارگردان هم نمی تواند جلوی اشکش را بگیرد و می خواهد به دستیارش بگوید افتخار می کند از نسلی است که دخترهایش حتی اگر موهایشان را تیفوسی بزنند از هر مردی مردترند که یادش می آید دستیارش توی گونی است و فقط بغض می کند ولی وقتی به آخر و عاقبتش فکر می کند به خودش می آید که از چند لحظه بعدش هم بی خبر است و جدی می شود که باید این آخرین فیلمش را هم بسازد و بعد دوربین همانطور آهسته می چرخد و میاید بالا پسر بسـ ـیجـ ـی لنگ لنگان می رود قاطی هم پالگی هایش سکانس ۲ ۱ ثانیه خارجی روز پیوسته از سکانس قبل لوکیشن نامعلوم ثانیه ۲۵ همه جا محو می شود غیر از کاراکتر اصلی دوربین آهسته نزدیک ِ دختر ِ آزادة ایرانی می شود می چرخد و به صورتش می رسد کم کم این صورت با تِرَنزیشن اِفِکت ِ فِید تبدیل می شود به صورتی مشابه چشمهای این دختر کمی متفاوت تر است و بینی اش هم کمی قلمی تر گونه هایش کمی برجسته ترند و فرق ِ موهایش هم کمی راست تر دوربین آرام آرام می آید بالا و نشالن می دهد که مشکی ِ مانتویش کمی پر رنگ تر است و آبی ِ شلوارش کمی کم رنگ تر اما مهم چیز دیگری است زیبایی همان زیبایی و ظرافت زنانة ایرانی است و غیرت هم همان غیرت و شجاعت ِ مردانة ایرانی سکانس ۳ ۲ ثانیه خارجی روز پیوسته از سکانس قبل لوکیشن نامعلوم ثانیه 26 دوربین همان حرکت آرام و دورشونده اش را ادامه می دهد کم کم دور و اصراف ِ کاراکتر ِ اصلی فـِـیدین می شود و قابل تشخیص این صحنه اول کات می خورد به بستة چهرة دختر دومی که پر از صلابت و طراوت و زیبایی است سپس چشم فردی ناشناس احتمالا مشابه پسر اولی ولی کارگردان هر چه چشم چرخاند نتوانست ببیندش که به جای لطافت و غیرت حیوانیت ِ محض دارد و رذیلت و بی شرافتی و از خود بیگانگی ِ و مسخی بعد هم روی دست ِ همان آدم که به جای ظرافت زمختی دارد و بی وجودی انگشت که روی ماشه سفت می شود یک چشمش را می بندد و چشم دیگر را هم تنگ می کند تَق سکانس ۴ پایانی ۲ ثانیه خارجی روز پیوسته از سکانس قبل لوکیشن جایی کمی دورتر و خلوت تر از لوکیشن اولی در کوچه های امیر آباد دکوپاژ خط ِ وسط خط ِ افق رفت و آمد عادی چند آدم خلوتی ِ یک خیابان ِ فرعی ِبدون ماشین فضا بسیار آرام به دور از هر گونه تظاهـ ـرات و درگیری ثانیه ۲۸ صحنه از کلوزآپ ِانگشت و ماشه و چشمهای تنگ و کثیف کات می خورد روی ِ لانگ شات ِ دختری که کنار ِ مرد ِ مسنی که خود ِ کارگردان هم آخر نفهمید پدرش بوده یا استادش راه می رود و در یک لحظه چند قدم عقب می افتد و همان آن ناگهان این همه زیبایی و رشادت وسط ِ چهارراه وا می رود و می خورد زمین مرد ِ مسن انقدر نزدیک هست که سرش را بگیرد و آرام روی زمین بگذارد سعی می کند همه تشویش و ناراحتی اش را پنهان کند و با صدای لرزان به دختر می گوید نترس نـدا هیچی نیست ولی نـدا مثل اینکه جای ِ دیگری است کسی می گوید برسونیدش بیمارستان دیگری با بهت می گوید چی شد یهو یکی دیگر داد می زند حتما تیر خورده آن یکی پس کجاش خورده ولی نـدا هیچ کدام را نمی شنود چشمهایش کله می شود و مردمکش می رود آسمان گوشة شمال ِغربی ِ آن قابهای زیبا همانجا که خدا را می توانی ببینی انگار زل زده به فرشته هایی که برای ِ بردنش آمده اند شاید هم این بار خود ِ خدا آمده پایین و مقدمات را فراهم می کند هنوز مرد ِ مسن با خوش خیالی و کمی هم ترس ِ بیشتر از وضعیت چشمهای نـدا می گوید نترس نـدا نترس هیچی نیست ناگهان خـون از دهان و بینی دختر می دود سمت چشمهایش و آرایشی را به صورت ِ ماهش می دهد که تا به حال هیچ کس ندیده کارگردان یاد ِ حلاج می افتد که وقتی امثال ِ همین از خدا بی خبرها داشتند مُثلِه اَش می کردند خـون ِ دستها را به صورتش می مالید و می گفت خـون ِ مرد گلگونة صورتش است و چه کسی مرد تر از نـدا مردم دور ِ نـدا حلقه زده اند از دیدن فوران این همه خـون با هم جا می خورند دور ِش رو خلوت کنید و یکی اینو برسونه به بیمارستان تبدیل می شود به ضجه و شیون و فریاد مرد ِ مسن که حالا التماس در صدایش موج می زند با صدای خفه می گوید نـدا نرو نـدا بمون تروخدا بمون بمـــــــون کم کم فریادهایش به ضجه و ناله تبدیل می شود مردم گریه می کنند یکی فحش می دهد و کارگردان هم بالا را نگا...
|