If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: panjaareh.blogfa.com - .

site address: panjaareh.blogfa.com redirected to: panjaareh.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Tuesday 28 July 2026 6:50:53 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
page from cache: 1 hour ago
Meta tags:
description=پنجره پنجره ای به روی من !;

Headings (most frequently used words):

به, را, پنجره, از, ای, روی, من, آسمان, ريسماني, بافت, كه, غير, خودش, نمي, ديد, خيلي, هم, ريسمان, محكمي, نبود, زندگی, زیباي, آقاي, مري, گو, رَوند, سایه, ات, رفت, عشق, بوسید, جیبهای, پر, سنگ, رودخانه, خوشبخت, river, ouse, خدایا, ما, ایستاده, بمیران, اشک, ها, لبخندها, دست, بی, نمک, سگ, زرد, parisienne, moonlight, خواب, درددار, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
این (60), است (32), بود (31), کند (30), شود (29), نمی (29), چند (25), روی (24), شده (22), همه (22), مردم (21), برای (20), خدا (19), ثانیه (19), دست (17), مرد (17), نـدا (17), های (16), you (16), یکی (16), ولی (15), کارگردان (15), نوشته (14), اند (14), انقدر (14), بودند (14), فکر (14), آرام (14), کرد (14), خودش (14), بعد (14), آرش (13), مثل (13), تمام (13), دختر (13), دوربین (13), کنم (13), تیر (12), ۱۳۸۷ (12), همیشه (12), هیچ (12), بعضی (12), حتی (12), ۱۳۸۸ (11), نیست (11), کرده (11), بار (11), فقط (11), خورد (11), خـون (11), باتـ (11), ـوم (11), ساعت (10), توسط (10), محمدي (10), چیزی (10), رود (10), کسی (10), همان (10), آید (10), ۱۳۸۶ (9), بخند (9), دوباره (9), زده (9), دیگر (9), سال (9), دور (9), دهد (9), کمی (9), روز (9), پسر (9), خورده (8), زمین (8), پشت (8), رفته (8), غیرت (8), باز (8), آمده (8), حرف (8), دارد (8), گوید (8), اگر (8), اینکه (8), سکانس (8), بیشتر (8), اين (8), نمي (8), آخر (7), باید (7), زیبایی (7), هنوز (7), جایی (7), چقدر (7), زند (7), همین (7), دیگه (7), عشق (6), جان (6), خورشید (6), آسمان (6), know (6), بدون (6), هوا (6), خون (6), گریه (6), راه (6), رفت (6), یادش (6), یادشان (6), بغض (6), چرا (6), کات (6), لحظه (6), جای (6), چشمهایش (6), کنند (6), ایرانی (6), زوم (6), نفر (6), تونم (6), آدم (5), خرداد (5), فروردین (5), دارم (5), دلم (5), خواب (5), خیلی (5), وقتها (5), چهار (5), تازه (5), دیده (5), خودشان (5), شروع (5), کردن (5), آمد (5), داشت (5), چشمهای (5), رنگ (5), سکوت (5), کنید (5), صورت (5), توی (5), بزنند (5), افتد (5), زور (5), صدای (5), هایی (5), صورتش (5), چشم (5), لوکیشن (5), قبل (5), تراولینگ (5), بسـ (5), ـیجـ (5), خوب (5), کنه (5), دونم (5), روزا (5), ۱۳۹۱ (4), سنگ (4), بسته (4), غروب (4), اشک (4), شنبه (4), feel (4), بلبل (4), وسط (4), کردند (4), زندگی (4), هایش (4), پیدا (4), برود (4), سرش (4), چیز (4), رفتن (4), ناگهان (4), کنار (4), شاید (4), آرامش (4), فیلم (4), قرار (4), خواهد (4), خفه (4), پیش (4), گفت (4), باشد (4), نگاه (4), نبود (4), حاضر (4), شدن (4), نزدیک (4), خود (4), نمک (4), صحنه (4), تنگ (4), هیچی (4), دیگری (4), پایین (4), بینی (4), وقتی (4), بگوید (4), زدن (4), داند (4), کاملا (4), افق (4), خارجی (4), حرکت (4), بستة (4), شان (4), چهره (4), بیست (4), ـاز (4), آرزوهای (4), احساس (4), داره (4), پنجره (4), بوی (4), ساده (4), غزل (3), مهر (3), بهمن (3), خنده (3), سیاه (3), باران (3), قلب (3), پاره (3), don (3), the (3), inside (3), tried (3), ابر (3), باد (3), راحت (3), نامرد (3), بکشد (3), ایندفعه (3), ماه (3), داشتند (3), خواندند (3), آبی (3), گرفته (3), مفت (3), قورباغه (3), آبشارها (3), سربالا (3), رفتند (3), غنچه (3), رسیده (3), نشان (3), داد (3), زیر (3), قار (3), نفس (3), غیر (3), شهر (3), بین (3), صدا (3), آخرین (3), عزیز (3), قدم (3), جانش (3), روزه (3), برد (3), امنـیـ (3), باشند (3), یاد (3), دولـ (3), چطور (3), جهان (3), خوردن (3), مگر (3), ـتی (3), ادی (3), جنایـ (3), معصوم (3), کنیم (3), ملی (3), بزرگ (3), گردن (3), حتما (3), نـدارد (3), همة (3), زیبا (3), خواست (3), بوده (3), مسن (3), نترس (3), ترس (3), دود (3), حال (3), تبدیل (3), ضجه (3), موج (3), بالا (3), ـرطان (3), دروغ (3), گناه (3), همانی (3), جور (3), تواند (3), پیوسته (3), اول (3), مشابه (3), فیلمنامه (3), دقیقا (3), طرف (3), زیادی (3), کشـ (3), کتـ (3), درجه (3), فرار (3), انـد (3), خودم (3), بودم (3), خوام (3), ایران (3), آرزو (3), باشه (3), عصبانی (3), کاری (3), امروز (3), شدی (3), اون (3), بودی (3), خوشبخت (3), هميشه (3), سخت (3), گريه (3), درون (3), فصل (2), جزیره (2), عمومی (2), شعر (2), آرشیو (2), اردیبهشت (2), مرداد (2), شهریور (2), آبان (2), اسفند (2), ۱۳۸۹ (2), پست (2), خانه (2), سرد (2), دلش (2), خواهی (2), پنجشنبه (2), آرزوی (2), دیدن (2), زدم (2), دار (2), زمان (2), see (2), for (2), want (2), free (2), all (2), pain (2), hold (2), cannot (2), hide (2), from (2), parisienne (2), moonlight (2), یکشنبه (2), خشک (2), خوشی (2), دسته (2), جمعی (2), زیبای (2), برید (2), خوشه (2), طلای (2), مُثلِه (2), دعا (2), مطمئن (2), خرفت (2), بماند (2), دادند (2), رودخانه (2), کفتارها (2), داده (2), زدند (2), هفت (2), ابوعطا (2), البته (2), گفتند (2), عهد (2), چیزهای (2), زیاد (2), وحشی (2), مهربان (2), گذاشته (2), خار (2), مردنی (2), سراغ (2), دیروز (2), لطافت (2), پریروز (2), خبر (2), آنجا (2), دیوانه (2), وار (2), گرفت (2), ابرهای (2), سالها (2), شوند (2), یواش (2), مالید (2), یکبار (2), ماند (2), اما (2), پایش (2), زنده (2), دوم (2), لطفا (2), نـداها (2), بعدش (2), آخرش (2), فاصله (2), دوربینش (2), گذارد (2), دورها (2), هست (2), چماقی (2), مردانه (2), بزند (2), بدجوری (2), مادر (2), لنگ (2), لنگان (2), حرفهای (2), گوشه (2), فریاد (2), حقوق (2), اصلا (2), جرم (2), کنی (2), عضو (2), حرفش (2), نـدای (2), آنهایی (2), ظلم (2), ریخته (2), نشد (2), حسین (2), کوروش (2), شدند (2), پاک (2), ماست (2), ـرکوب (2), اغتشـ (2), ـاش (2), تقریبا (2), مرده (2), جوان (2), گفته (2), مستقیم (2), قلبش (2), ماشه (2), لانگ (2), شات (2), دختری (2), عقب (2), چهارراه (2), بگیرد (2), سعی (2), بیمارستان (2), توانی (2), انگار (2), خوش (2), دهان (2), حلقه (2), خلوت (2), اینو (2), التماس (2), نرو (2), بمون (2), نکند (2), دستهای (2), ظریف (2), کوچکترین (2), آسفالت (2), جنایت (2), گیرد (2), میرد (2), گرفتنی (2), ریه (2), گرفتن (2), قتـ (2), بدهد (2), یعنی (2), محض (2), انسان (2), پیداست (2), معنی (2), بندد (2), چشمهایی (2), دکوپاژ (2), گونه (2), درگیری (2), اولی (2), کاراکتر (2), اصلی (2), احتمالا (2), ظرافت (2), چشمش (2), نامعلوم (2), آهسته (2), چرخد (2), رسد (2), قلمی (2), فرق (2), موهایش (2), مانتویش (2), شجاعت (2), اَوت (2), زاویه (2), خواهند (2), لگد (2), مسخره (2), مکافات (2), گویا (2), ضربه (2), محکم (2), بدن (2), وارثان (2), مردمانش (2), نوشت (2), خواسته (2), رهایی (2), مجازات (2), ناجوانمردانه (2), سایه (2), قطره (2), بدنش (2), جلوی (2), دستیارش (2), مردی (2), گونی (2), اثر (2), اوت (2), گیر (2), دستهایی (2), سریعتر (2), کار (2), جـان (2), همراه (2), ساله (2), بلند (2), ترکیـدن (2), هندوانه (2), آور (2), دستیار (2), امسال (2), کردم (2), عزیزای (2), فرزانه (2), خونه (2), برام (2), گرانبهاترین (2), قبال (2), پیر (2), اگه (2), برم (2), وطنم (2), ناموسم (2), میاد (2), کشتار (2), تمومش (2), نباشم (2), خوشحالم (2), دلیل (2), همش (2), شمعها (2), چشمهات (2), آرزوهات (2), پایان (2), جنگ (2), کاش (2), غصه (2), دلمون (2), اینقدر (2), چهارشنبه (2), شدم (2), وحشتناک (2), همسرش (2), رودخونه (2), دفن (2), بگم (2), تونست (2), خراب (2), دونفری (2), باشن (2), چهارم (2), مامانی (2), ترسم (2), باش (2), کجا (2), نقطه (2), جاده (2), بخواهد (2), كردي (2), تنهايي (2), عذاب (2), پوچ (2), بودي (2), سراب (2), رفتم (2), پريدن (2), زندگي (2), روي (2), خفيف (2), خيلي (2), سايه (2), خنديد (2), شنيدم (2), blogfa, com, اعظم, خندان, پیشرو, علیرضا, عاشوری, رودپشتی, کلاغ, بدبخت, بخوان, آیدا, رشیدی, سیمرغ, شیر, نسکافه, اور, مزد, بچه, گرسنه, پرنده, بیا, برایت, بگویم, ساسوشا, پری, کوچک, غمگین, افسانه, ناتمام, پنج, وارونه, پیوندها, موسیقی, طنز, موضوعی, آذر, پیشین, عناوین, وبلاگ, الکترونیک, راهی, جنون, زدی, داغ, روح, سرانجام, عابری, خسته, وادیها, یافت, مرا, مطالب, قدیمی, بیستم, طناب, کهنة, صبحی, کارم, زخم, سبزة, بهارم, خیال, قهقهه, دزدانه, عاشقت, عشقْ, دچارم, تعبیر, سقوط, خندیده, تارم, دنیا, نزارم, زارم, درددار, پنجم, how, why, cried, with, would, die, need, who, couldn, and, now, leaving, away, please, try, understand, take, hand, anathema, album, judgement, 1999, یکم, لحاف, ملا, راستی, رودهای, تکان, نخورد, فرط, زار, فلک, نشسته, سلامتی, آقـــxا, ویسکی, cheers, گورهایی, گور, ِخودشان, کنده, گوری, امن, زجرآور, راحتشان, گیس, تنش, تضرع, بخشیده, بودکه, ننگ, مهرپراکنی, دوش, گناهکار, ابری, نکرده, پشتش, کوه, قایم, آهوها, خوششان, زالوی, خوشگل, پروانه, سرویس, سرود, پیروزی, بالاخره, نغمه, بسترشان, جاری, خلاص, سبیل, چرب, خرس, خوک, پولش, چنگشان, کورشود, هرآنکه, نتواند, دید, سرشان, نقاره, نصف, نصفشان, بلبلهای, عتیق, هقه, چهه, نشنیده, همچنان, نهایت, معشوقش, پررو, گـُل, زشت, ِخوشبخت, باقی, بـاتـــو, پرستوهای, خونخوار, خواندن, تمرین, ناتوانی, نازکتر, ساقه, تهدید, طوفان, وحشت, زردی, نور, سرخ, نسیم, بادهای, بیابانهای, سگها, سیاهی, بدش, نازنینش, طاق, سیل, انداخت, شرق, مرگها, کلاغها, دمشان, گذاشتند, کولشان, نادر, سنجابها, خندیدند, دنبال, نرم, پشمالوی, همدیگر, ریسه, پرستوها, آواز, درخت, ناز, رقصید, کشید, سفید, آمدند, خندید, بارید, هوس, شدنش, مگس, بلا, نسبت, لجنی, سرازیر, طبیعی, ابوعطاخوان, خمیازه, کشان, خمارش, چارقدش, زلفهای, طلایش, شانه, گندم, چین, روبرویش, زپرتی, فزرتی, آنهم, کسوف, اوست, بچرخد, چنان, دانگ, علفهای, سبز, سرید, هورا, زرد, گرانقدر, شهیدان, ادوار, ِاین, مرز, بوم, فاتحه, بخوانید, دقیقه, خودتان, زندگیتان, سرزمین, خدایتان, گورش, کولش, نسازد, کمال, نامردی, شکایت, خـونین, چوب, بشکنند, ازگونی, معروفشان, ترسد, کلمه, باهاش, حرفهایی, مخصوصا, شکایتش, وقت, شکست, خدایی, داریم, چوبی, سلطانی, رعیتی, همینطور, پسری, متبوعش, دایه, جلاد, کتک, انسانی, شدیدترین, حملات, ـتها, تضییع, بشر, ِخودش, پشه, کشد, پول, ندا, نداها, روزگار, گذراند, نوکری, ِشان, بکند, ِاعتراض, بکشـ, مصداق, بارز, دیـکـ, ـتـاتوری, تاب, شنیدن, مخالف, نداشته, باشی, بیچاره, گروه, سنگین, پولی, دزدیـ, ـده, تعرض, حقشان, راس, کارهایند, جنایـتها, چیست, برابـر, مولایـمان, حسـین, پاکش, ظاهر, سازی, بیـعت, توانست, زنـده, عاشورا, زنیم, خودمان, کشیـم, امام, مان, سردار, سالار, ستارخان, باقر, خان, کشته, شهید, همت, باکری, چمران, محمد, آرا, مملکت, حاصل, هزاران, مذهبی, حاتم, بخشی, زوری, رویم, رسانة, شور, حرارتـ, گران, ِیکی, گرانِ, قلدر, کلفت, مردند, ادعای, بودنشان, گذشته, حرام, استغفرالله, نسلهای, آخری, گروهی, قبلا, حرفم, زنم, قلبم, بخورد, اتفاقا, خلاصه, طومار, طویلی, پرمعناتر, کلوزآپ, ِانگشت, کثیف, مسنی, نفهمید, پدرش, استادش, رشادت, بگذارد, تشویش, ناراحتی, پنهان, لرزان, برسونیدش, بهت, یهو, کجاش, کدام, شنود, کله, مردمکش, گوشة, شمال, ِغربی, قابهای, همانجا, ببینی, فرشته, بردنش, مقدمات, فراهم, خیالی, وضعیت, سمت, آرایشی, ماهش, ندیده, حلاج, امثال, خبرها, اَش, دستها, گلگونة, فوران, خورند, برسونه, شیون, حالا, صدایش, تروخدا, بمـــــــون, فریادهایش, ناله, فحش, ببیند, وقته, بیند, تکانی, جسم, خیابانهایی, کندنی, زدنی, کندن, قرص, آمپول, سرپا, ماندن, گفتن, شیشه, اُوِر, دوزی, معشوقه, بیمارستانی, دکتر, دوایی, دردی, اینها, گویند, مظلوم, بدبختی, تنفس, مصنوعی, آورد, سرعت, بیرون, ِمستقیم, واقعا, حیوانی, چنین, نشانه, خبری, جرمش, خواستن, کمینة, بالای, باور, کردنی, لخته, نیمی, پوشانده, نـداده, مدفون, نصفش, بازند, زنانه, توانند, داشته, درس, نبست, مردنش, حاضرید, ِباز, ابدی, عادی, خلوتی, خیابان, فرعی, ِبدون, ماشین, فضا, بسیار, تظاهـ, ـرات, دورتر, کوچه, امیر, آباد, پایانی, دورشونده, ادامه, اصراف, فـِـیدین, قابل, تشخیص, چهرة, دومی, صلابت, طراوت, سپس, فردی, ناشناس, چرخاند, نتوانست, ببیندش, حیوانیت, رذیلت, شرافتی, بیگانگی, مسخی, زمختی, وجودی, انگشت, سفت, تَق, محو, آزادة, تِرَنزیشن, اِفِکت, فِید, صورتی, متفاوت, برجسته, ترند, راست, نشالن, مشکی, شلوارش, مهم, زنانة, مردانة, درجة, مشخص, رسند, جواب, مشت, بدهند, فله, گتره, سریال, ترکی, کلید, اسرار, آبگوشتی, بودن, متهم, عمل, وقوع, صاحب, قانون, دادگاه, بقیه, پهلو, ظریفش, ِپسر, چسبیده, نازگتر, گلش, خیمه, پاهای, پهلوهای, محافظت, آیند, قشر, عامة, سلاطین, دشمنان, خودی, آسیب, نبینند, شاهی, رسید, عدل, معروف, منشور, جامعه, طبقاتی, بابل, ستم, شاهش, مولای, دینشان, قاتلش, انتقام, قاتل, خطرناک, عقده, کینه, موقع, امثالش, بخشش, عین, توانایی, سرلوحه, ایرانیان, انـداخته, کشند, اطمینان, محیط, رها, اشکهایش, شسته, دورش, کرم, پودرهای, پاکی, قادر, خـونها, آستین, تاشدة, کبودی, دستهایش, پاها, وضع, دارند, آستینهایش, برش, خجالت, نکشند, عصبانیت, هاست, بهشان, نتوانسته, کنترل, تقصیر, اشکش, افتخار, نسلی, دخترهایش, موهایشان, تیفوسی, مردترند, عاقبتش, جدی, فیلمش, بسازد, همانطور, میاید, قاطی, پالگی, پشتِ, آرایشهایش, تافت, کارگر, نبوده, کجش, نگاهش, مِهر, مادرانة, پدرانه, ِایرانی, ۱۳۵, جرات, محاصره, پیشاپیششان, ـیها, نیروهای, ِاشتباهی, اجتماعی, بیفتند, هزار, تهمت, بارش, آبرویی, رسوایی, برندَش, عرب, انـداخت, بدنی, ـیده, موهای, ناخن, لاک, مانتویی, نما, شلواری, اهریمنی, جین, فَشِن, بغل, پاهایش, روبروی, کلیه, هاش, رزمی, کارش, بلد, بشکاند, زنها, تـرس, عصبـانی, همگـی, کنـند, مـوتـورش, نـگـرانی, روشن, جهت, عکس, متر, آنطرف, یـورش, اولیـه, عقـب, ـیـده, دسـت, نیمخیز, زانو, عجیب, غریب, اثری, جلال, جبروت, حرکتی, هواست, ۱۸۰, ِدوربین, عده, کـارد, بزنــی, خـونشـان, آیـد, هنـدوانه, ضربـه, زننده, خوردنـد, کننـد, شـان, افتـد, حلقـه, مهربـانان, رقصد, فـرق, ِسـر, ِاغتشـ, ـاشـگر, روانـی, بدبخـت, آشـوبـ, ـگر, چیـز, پـرد, دوبار, بستـه, قـطرات, خـونـی, جهیدن, کـرده, دوبـاره, ارتفـاع, بیشتـر, قدرت, قیـاس, کامل, خالی, بسنده, شقـه, عربـده, زننـد, عدة, خـورند, حوالی, ظهر, شیشـه, دلسـتر, شـده, شلـیک, گوشـه, غلـیـظ, ناشـی, سطلـی, آتـ, نرده, هـای, وسـط, بزرگراه, شلـوغ, نزدیـک, میــدان, منشی, نـداریم, کنـد, بایـد, برداشت, بگیــریم, نویس, تهیه, کننده, مرحوم, کوتاه, افکتهای, حرفه, ندهید, هفتم, تولدش, آرزویی, دوست, داشتنی, رسیدنی, پروا, آرزوهایی, ممکنه, روزی, بهش, برسه, بگذریم, اولیش, دومیش, پناه, کشورم, سومیش, هرکسی, اینجا, دعایی, بکنه, آرزوهام, باارزش, ترین, موهبتی, آدما, جونشونه, بارها, موکدا, جونتون, مسئولید, بازخواست, شید, جوونم, احساساتی, اشتباه, بگیرم, تدبیر, دوراندیشی, سرنوشت, آرشها, کمون, توران, پیوند, شقاوتی, بدتر, پایمال, موهبتش, سعادتی, بهتر, والاتر, گذشتن, آگاهانه, ازش, رسوندن, سلامت, امانت, صاحبش, بیهوده, بیخود, ندم, بمونم, بازم, مرگ, هموطنم, سوگوارم, داستان, چیزا, ذهنم, بیتش, نویسم, چشمم, اتجازه, گیرم, همونطور, تولدم, بودنش, رسیدن, جدید, تازگی, متفاوته, شدید, همراهمه, نوشتن, آروم, کمه, بدی, عمیق, فرو, خوابی, گرون, تموم, برامون, تولدت, مبارک, دوستت, منتظرن, ببند, گرمت, خاموش, خوند, آزادی, کابوس, سربلندی, روزهای, برآورده, بشن, واسه, خودت, تکیه, گاه, سرپناهی, دلت, وطنت, طپه, خونت, جوش, اومده, ریختن, دخترکان, پسرکان, کوچیکت, اغراق, حاضری, خاطر, هموطنت, جانت, بگذری, اینهمه, هشت, عزیزترینم, زود, گذشت, جشن, تولد, سالگیت, قاب, گرفتیم, نگرانیم, نگران, قراره, خاک, تفتیده, رنگین, تنگه, کمتر, شادی, لبخندها, هجدهم, خدایا, ایستاده, بمیران, مطمئنم, دیوونه, تونیم, دورانهای, خودمو, جمع, صداهایی, شنوم, تمرکز, بهترینه, آرزوش, اونجوری, خواد, نرسیده, حسرت, بخوره, منطقیه, مارس, 1941, ویرجینیا, ولف, شدت, فشار, عصبی, لرزید, کتی, جیبهاش, پوشید, سپرد, آوریل, جسدش, تحویل, نداد, جسدی, حیاط, خونش, همون, موند, درست, حسابی, بنویسم, بخونم, اینه, خوشبختی, زندگیم, مدیونم, صبور, بیش, دونن, نجاتم, بده, دادم, ایمانم, خوبی, زندگیت, بتونن, اندازه, بودیم, بیشترین, ممکن, دادی, جهتی, اومدن, بیماری, تونستن, خوشحال, بجنگم, زندگیتو, حروم, تونستی, جیبهای, river, ouse, apropos, nothing, قصه, گوی, خاطره, چشاتو, واکن, سیاس, لولو, عاشق, بشکن, گلو, شغال, پسرم, قربونت, عمرم, نزن, جون, غول, دروغگو, دساشو, واکنید, اونور, عرق, میره, اَشهَدُ, اَن, بهار, شروعی, طلوعی, کوهی, تورفته, ِخون, ِجیغ, آبرو, بوسید, نهم, کامنتهای, گذارم, ولي, دلتان, بينم, کامنت, روزم, شَوَمَت, نقشهايي, نقش, گرگ, كني, زوزه, كِشمت, گلوم, فريادت, نحس, كلاغ, طلوع, روزها, چنگ, خشم, مهتاب, خيالت, مردي, صبح, چسبيد, هام, درد, دردتر, مني, تمامم, كردم, تويي, باشي, روياهام, گيج, گرداب, چرخ, خوردم, برج, تلخ, مزخرف, ذاتي, حباب, زیباي, آقاي, مري, رَوند, دومين, وزن, كلا, مخلثاط, بامداد, روزهاي, ديگر, تلِّ, نشينم, انتظار, گودو, ديوار, خنديدند, كوچه, فهميد, پيچيد, تنها, روزي, بزن, شبي, بپر, سوي, تاريكي, آبِ, توي, خشك, غرش, پلنگ, زدمت, هيچ, ستاره, خام, نشو, سرزمينم, كجاست, شوم, بست, معلقم, گيجم, شبيه, يويو, بگذرمت, كورم, هيچم, بيني, بگذر, برو, كرد, درونت, ريسماني, بافت, غير, ديد, ريسمان, محكمي,


Text of the page (random words):
بدبخـت ِ آشـوبـ ـگر ِ بی همه چیـز می پـرد در هوا دوبار دوربین کات می شود روی بستـه یکی از قـطرات ِ خـونـی که بعد از جهیدن دقیقا روی همان باتـ ـوم جا خوش کـرده و دوبـاره همراه باتـ ـوم به آسمان می رود این بار تا ارتفـاع بیشتـر و با قدرت بیشتر تا دیگر قیـاس هندوانه ای کامل شود و به صدای خالی بسنده نکند کاملا دو شقـه ثانیه ۱۰ باتـ ـوم همان جا روی هوا می ماند سر و صدا بلند می شود حرکتی حس می شود ولی هنوز باتـ ـوم روی هواست تراولینگ ۱۸۰ درجه ای و زوم اَوت ِدوربین عده ای از مردم را نشان می دهد که کـارد بزنــی خـونشـان در نمی آیـد و از صدای ترکیـدن هنـدوانه به خودشان آمده اند یکی شان باتـ ـوم ِ ضربـه زننده را روی هوا از پشت گرفته ثانیه ۱۲ کتـ ـک زنها که چند نفر بودند از تـرس جـان و این مردم عصبـانی همگـی فرار می کنـند دوباره دوربین زوم می شود روی بستة یکی شان که مـوتـورش را با نـگـرانی روشن می کند و می رود تراولینگ ۹۰ درجه ای دوربین این بار در جهت عکس به همراه زوم اوت یکی دیگر را نشان می دهد که چند متر آنطرف تر خورده زمین مردم هم بعد از یـورش اولیـه عقـب کشـ ـیـده اند باتـ ـوم به دسـت ِ چند ثانیه قبل از روی زمین نیمخیز می شود روی دو زانو دوربین دوباره با یک تراولینگ عجیب و غریب زوم می شود روی چهره پسر جوان یک بسـ ـیجـ ـی َ بیست و چند ساله ترس ِ از مکافات در چهره اش موج می زند ولی هیچ اثری از جلال و جبروت ِ وقتی که باتـ ـوم داشت دیده نمی شود ثانیه ۱۴ دوباره زوم اوت و تراولینگ این بار در زاویه ۱۳۵ درجه با افق مردم کمی جرات می کنند و حلقه محاصره تنگ تر می شود دختری پیشاپیششان حرکت می کند از همان هایی که اگر گیر همین بسـ ـیجـ ـیها یا نیروهای امنـیـ ـت ِاشتباهی اجتماعی بیفتند اول هزار جور تهمت بارش می کنند و بعد با بی آبرویی و رسوایی می برندَش جایی که عرب نی انـداخت دستهایی ظریف و بدنی کشـ ـیده موهای ِ رنگ کرده و ناخن های لاک زده مانتویی بدن نما و شلواری اهریمنی جین ِ آبی ِ فَشِن مردم سریعتر حرکت می کنند ولی دختر از همه سریعتر است می دود و سر و گردن ِ پسر بسـ ـیجـ ـی را از پشت محکم بغل می کند پاهایش را هم می گذارد دو طرف بدنش دقیقا روبروی کلیه هاش گویا رزمی کار است و کارش را هم خوب بلد است و می خواهد با یک حرکت گردن پسر را بشکاند ثانیه ۱۸ دوربین کات می شود به بستة چهره دختر آرامش چشمهایش از پشتِ همة آرایشهایش پیداست تافت ِ روی موهایش کارگر نبوده و در اثر کتـ ـک خوردن های همین چند لحظه پیش از دست همین ها فرق کجش به هم ریخته ولی چیزی در چهره اش موج می زند در ته ِ نگاهش مِهر ِ مادرانة یک زن ِ ایرانی و غیرت ِ پدرانه یک مرد ِایرانی ثانیه ۲۰ دوباره زوم اَوت و تراولینگ دوربین این بار در زاویه ۴۵ درجة افق تا همة درگیری کاملا مشخص باشد مردم می رسند می خواهند جواب ِ باتـ ـوم هایی را که خورده اند با مشت و لگد بدهند فله ای خورده اند و می خواهند گتره ای بزنند مثل سریال ِ ترکی ِ کلید ِ اسرار که کارگردان همیشه مسخره اش می کرد و فیلمنامه هایش را به آبگوشتی بودن متهم مکافات ِ عمل دقیقا چند ثانیه بعد از وقوع جرم می رسد آن هم نه از طرف ِ صاحب ِ زور و قانون و دادگاه گویا از طرف خدا مردم شروع می کنند به زدن یک لگد به پسر ِ بسـ ـیجـ ـی می خورد آن هم به پایش بقیه می خورد به پک و پهلو و صورت ِ دختر ِ ایرانی باز هم ضربه می خورد ولی هنوز با دستهای ِ ظریفش سر ِپسر را محکم چسبیده و با بدن ِ نازگتر از گلش خیمه زده روی تن ِ پسر و با پاهای ِ قلمی اش هم پهلوهای ِ او را محافظت می کند مردم به خودشان می آیند یادشان می آید وارثان آرش اند همانی که از قشر عامة مردم بود و نه از سلاطین و جانش را داد تا کسی از مردمانش حتی دشمنان ِ خودی آسیب نبینند وارثان کوروش اند همانی که بین مردم بزرگ شد و به شاهی رسید و به عدل معروف شد و منشور حقوق را نوشت و جامعه طبقاتی را از بین برد و وقتی بابل را به خواسته مردمانش برای رهایی شان از ستم گرفت حتی حاضر نشد شاهش را بکشد یادشان می آید که مولای ِ دینشان خواسته بود که فقط یک ضربه به قاتلش بزنند آن هم نه برای انتقام برای مجازات ِ یک قاتل ِ خطرناک یادشان می آید که عقده و کینه جایی در قلب ِ ایرانی نـدارد یادشان می آید اگر هم ناجوانمردانه خورده باشند حاضر نمی شوند ناجوانمردانه بزنند که خدا به موقع این پسر و امثالش را مجازات می کند و بخشش در عین توانایی همیشه سرلوحه ایرانیان بوده مثل ِ اینکه دختر چیزهای ِ زیادی را یادشان انـداخته عقب می کشند دختر هم پس از اطمینان از امنـیـ ـت محیط پسر را رها می کند دوربین کات می شود به بسته صورت ِ دختر اشکهایش سایه های چشمش را شسته و دورش را سیاه کرده یک قطره دیگر می آید و از روی کرم پودرهای صورتش سر می خورد و می افتد روی قطره های خـون ِ کف ِ آسفالت ولی با تمام ِ پاکی اش قادر به پاک کردن این خـونها نیست آستین ِ تاشدة مانتویش کبودی ِ دستهایش را لو می دهد احتمالا پاها و بدنش هم همین وضع را دارند آستینهایش را می زند پایین که مردم ِ دور و برش خجالت نکشند خودش هم می داند که عصبانیت این مردم از قتـ ـل ها و جنایـ ـت ها و آدم کشـ ـی هاست و حق بهشان می دهد می داند که نتوانسته اند خودشان را فقط برای چند لحظه کنترل کنند می داند که تقصیر ِ این ها نیست بعضی از مردم گریه شان می گیرد کارگردان هم نمی تواند جلوی اشکش را بگیرد و می خواهد به دستیارش بگوید افتخار می کند از نسلی است که دخترهایش حتی اگر موهایشان را تیفوسی بزنند از هر مردی مردترند که یادش می آید دستیارش توی گونی است و فقط بغض می کند ولی وقتی به آخر و عاقبتش فکر می کند به خودش می آید که از چند لحظه بعدش هم بی خبر است و جدی می شود که باید این آخرین فیلمش را هم بسازد و بعد دوربین همانطور آهسته می چرخد و میاید بالا پسر بسـ ـیجـ ـی لنگ لنگان می رود قاطی هم پالگی هایش سکانس ۲ ۱ ثانیه خارجی روز پیوسته از سکانس قبل لوکیشن نامعلوم ثانیه ۲۵ همه جا محو می شود غیر از کاراکتر اصلی دوربین آهسته نزدیک ِ دختر ِ آزادة ایرانی می شود می چرخد و به صورتش می رسد کم کم این صورت با تِرَنزیشن اِفِکت ِ فِید تبدیل می شود به صورتی مشابه چشمهای این دختر کمی متفاوت تر است و بینی اش هم کمی قلمی تر گونه هایش کمی برجسته ترند و فرق ِ موهایش هم کمی راست تر دوربین آرام آرام می آید بالا و نشالن می دهد که مشکی ِ مانتویش کمی پر رنگ تر است و آبی ِ شلوارش کمی کم رنگ تر اما مهم چیز دیگری است زیبایی همان زیبایی و ظرافت زنانة ایرانی است و غیرت هم همان غیرت و شجاعت ِ مردانة ایرانی سکانس ۳ ۲ ثانیه خارجی روز پیوسته از سکانس قبل لوکیشن نامعلوم ثانیه 26 دوربین همان حرکت آرام و دورشونده اش را ادامه می دهد کم کم دور و اصراف ِ کاراکتر ِ اصلی فـِـیدین می شود و قابل تشخیص این صحنه اول کات می خورد به بستة چهرة دختر دومی که پر از صلابت و طراوت و زیبایی است سپس چشم فردی ناشناس احتمالا مشابه پسر اولی ولی کارگردان هر چه چشم چرخاند نتوانست ببیندش که به جای لطافت و غیرت حیوانیت ِ محض دارد و رذیلت و بی شرافتی و از خود بیگانگی ِ و مسخی بعد هم روی دست ِ همان آدم که به جای ظرافت زمختی دارد و بی وجودی انگشت که روی ماشه سفت می شود یک چشمش را می بندد و چشم دیگر را هم تنگ می کند تَق سکانس ۴ پایانی ۲ ثانیه خارجی روز پیوسته از سکانس قبل لوکیشن جایی کمی دورتر و خلوت تر از لوکیشن اولی در کوچه های امیر آباد دکوپاژ خط ِ وسط خط ِ افق رفت و آمد عادی چند آدم خلوتی ِ یک خیابان ِ فرعی ِبدون ماشین فضا بسیار آرام به دور از هر گونه تظاهـ ـرات و درگیری ثانیه ۲۸ صحنه از کلوزآپ ِانگشت و ماشه و چشمهای تنگ و کثیف کات می خورد روی ِ لانگ شات ِ دختری که کنار ِ مرد ِ مسنی که خود ِ کارگردان هم آخر نفهمید پدرش بوده یا استادش راه می رود و در یک لحظه چند قدم عقب می افتد و همان آن ناگهان این همه زیبایی و رشادت وسط ِ چهارراه وا می رود و می خورد زمین مرد ِ مسن انقدر نزدیک هست که سرش را بگیرد و آرام روی زمین بگذارد سعی می کند همه تشویش و ناراحتی اش را پنهان کند و با صدای لرزان به دختر می گوید نترس نـدا هیچی نیست ولی نـدا مثل اینکه جای ِ دیگری است کسی می گوید برسونیدش بیمارستان دیگری با بهت می گوید چی شد یهو یکی دیگر داد می زند حتما تیر خورده آن یکی پس کجاش خورده ولی نـدا هیچ کدام را نمی شنود چشمهایش کله می شود و مردمکش می رود آسمان گوشة شمال ِغربی ِ آن قابهای زیبا همانجا که خدا را می توانی ببینی انگار زل زده به فرشته هایی که برای ِ بردنش آمده اند شاید هم این بار خود ِ خدا آمده پایین و مقدمات را فراهم می کند هنوز مرد ِ مسن با خوش خیالی و کمی هم ترس ِ بیشتر از وضعیت چشمهای نـدا می گوید نترس نـدا نترس هیچی نیست ناگهان خـون از دهان و بینی دختر می دود سمت چشمهایش و آرایشی را به صورت ِ ماهش می دهد که تا به حال هیچ کس ندیده کارگردان یاد ِ حلاج می افتد که وقتی امثال ِ همین از خدا بی خبرها داشتند مُثلِه اَش می کردند خـون ِ دستها را به صورتش می مالید و می گفت خـون ِ مرد گلگونة صورتش است و چه کسی مرد تر از نـدا مردم دور ِ نـدا حلقه زده اند از دیدن فوران این همه خـون با هم جا می خورند دور ِش رو خلوت کنید و یکی اینو برسونه به بیمارستان تبدیل می شود به ضجه و شیون و فریاد مرد ِ مسن که حالا التماس در صدایش موج می زند با صدای خفه می گوید نـدا نرو نـدا بمون تروخدا بمون بمـــــــون کم کم فریادهایش به ضجه و ناله تبدیل می شود مردم گریه می کنند یکی فحش می دهد و کارگردان هم بالا را نگاه می کند که ببیند خدا کو نکند این چند وقته شهر ِ ما را نمی بیند دستهای ظریف نـدا آرام آرام می آید پایین و بدون کوچکترین تکانی کنار جسم ِ بی جانش کف ِ آسفالت خیابانهایی که این چند روزه از همیشه بیشتر جنایت دیده اند آرام می گیرد کارگردان دارد می میرد به خودش می گوید کسی را نـدارد که به او بگوید چقدر راحت رفت نه جان کندنی نه دست و پا زدنی نه سـ ـرطان گرفتنی نه سـ ـرطان ریه گرفتنی نه سـ ـرطان ریه گرفتن و 10 سال جان کندن و جان همه را گرفتن و به زور قرص و آمپول سرپا ماندن و دروغ گفتن و خـون ِ مردم را توی ِ شیشه کردن و قتـ ـل و جنایـ ـتی نه اُوِر دوزی کنار معشوقه ای نه بیمارستانی نه دکتر و دوایی از چشم بر هم زدن هم آرام تر و راحت تر کارگردان فکر می کند که این دختر چقدر باید معصوم باشد که حتی بدون کوچکترین دردی برود پیش خدا حتما بی گناه است اگر گناه همانی بود که اینها می گویند این دختر ِ مظلوم باید با بدبختی می مرد نه خودشان یکی که سعی دارد با گریه و التماس به نـدا تنفس مصنوعی بدهد کارگردان را به خودش می آورد کارگردان بیشتر دارد می میرد آخر می داند که ناگهان با آن سرعت خـون از دهان و بینی بیرون زدن یعنی چه که تیر ِمستقیم به قلب خوردن یعنی چه با خودش فکر می کند که واقعا چه جور حیوانی می تواند این گل ِ زیبا را این چنین پر پر کند آن هم از فاصله دور از پشت قلبش را نشانه برود آن هم در بی خبری ِ محض جرمش چه بوده راه رفتن حرف زدن خواستن ِ کمینة حق ِ یک انسان کم کم دوربین را می برد بالای ِ سر ِ نـدا باور کردنی نیست با اینکه انقدر خـون ِ روی صورتش زیاد است که لخته شده و تقریبا نیمی از آن را پوشانده هنوز هم زیبایی اش را از دست نـداده با اینکه یکی از چشمهایش کاملا در خـون مدفون شده و دیگری هم نصفش پیداست هنوز باز ِ بازند و پر از مهر ِ زنانه و غیرت ِ مردانه کارگردان فکر می کند که این چشم های باز چقدر می توانند معنی داشته باشند که این نگاه پر معنی چقدر می تواند به همه آدم ها درس بدهد که چرا نـدا چشمهایش را نبست می خواست بگوید حتی لحظه مردنش هم چشمهایش را نمی بندد می خواست بگوید چطور حاضرید با چشمهای بسته زندگی کنید چشمهایی که باز ِباز بودند پر از آرامش و این بار آرامش ِ ابدی همة این سکانس آخری فقط دو ثانیه بود حتی انقدر نبود که نـدای ِ جوان ِ زیبا که عضو ِ هیچ گروهی هم نبود و فقط آز ادی را برای همه می خواست و قبلا هم گفته بود حرفم را می زنم حتی اگر تیر مستقیم به قلبم بخورد و تیر هم اتفاقا مستقیم به قلبش خورد آخرین حرفش را بزند ولی نه تمام ِ حرفهای نـدا در همان نگاه ِ آخرش خلاصه می شد بعضی وقتها سکوت از هر طومار طویلی پرمعناتر است فیلم تمام می شود کارگردان که انقدر گریه کرده تقریبا مرده پیش ِ خودش فکر می کند که چرا بعضی ها انقدر مردند و بعضی ها با تمام ادعای مرد بودنشان نامرد و بی غیرت چرا بعضی ها انقدر از خود گذشته اند و بعضی ها انقدر نمک به حرام بعد هم می گوید نه استغفرالله حتما دست من و هم نسلهای ِ من و نـدا نمک نـدارد کارگردان یاد حرفهای دولـ ـت متبوعش می افتد که چطور دایه مهربان تر از مادر ِ مردم جهان است و جلاد مردم خودش که چطور حتی با کتک خوردن انسانی در گوشه ای از این جهان شدیدترین حملات را به دولـ ـتها می کند و فریاد ِ تضییع حقوق ِ بشر سر می دهد و مردم ِخودش را مثل ِ پشه می کشد که اصلا مگر می شود دولـ ـتی که با پول ندا و نداها روزگار می گذراند و باید نوکری ِشان را بکند مردم خودش را به جرم ِاعتراض بکشـ ـد مگر این مصداق بارز دیـکـ ـتـاتوری نیست که تاب شنیدن حرف مخالف را نداشته باشی و در دم خفه اش کنی تازه این بیچاره که فقط داشت آرام راه می رفت و عضو هیچ گروه و دسته ای هم نبود فقط حرفش آز ادی بود و بس انقدر سنگین است این حرف نه جنایـ ـتی کرده بود و نه پولی دزدیـ ـده بود نه حق ِ کسی را به زور گرفته بود و نه به کسی تعرض کرده بود اگر نـدای ِ معصوم و نـداها حقشان این است پس حق ِ آنهایی که راس کارهایند و تمام ِ آن جنایـتها را کرده اند چیست که اگر سکوت در برابـر زور و ظلم حق است چرا مولایـمان حسـین حاضر شد خون ِ پاکش ریخته شود ولی حاضر نشد حتی برای ظاهر سازی هم که شده با ظلم بیـعت کند نمی توانست زیر بار زور برود و زنـده بماند چرا هر عاشورا حسین حسین می زنیم و بعد خودمان حق را می کشیـم و دل ِ امام مان را خون می کنیم آرش و کوروش که بودند سردار ملی و سالار ملی که بودند ستارخان و باقر خان چرا کشته شدند شهید همت و باکری و چمران که بودند محمد جهان آرا که بود این مملکت حاصل ِ خون ِ پاک ِ هزاران بزرگ ملی و مذهبی ماست مگر مفت به ما رسیده که حاتم بخشی می کنیم و زیر بار هر زوری می رویم و یاد ِ رسانة جمعی می افتد که با چه شور و حرارتـ ـی از سـ ـرکوب اغتشـ ـاش گران حرف می زند و اینکه سـ ـرکوب شدن ِیکی از این اغتشـ ـاش گرانِ قلدر ِ گردن کلفت را از نزدیک دیده کارگردان که در این فیلم ِ آخرش انقدر حرف زده که یک قدم تا گورش فاصله دارد دوربینش را می گذارد روی کولش و با خودش عهد می کند که دیگر فیلم نسازد آرام آرام می رود به دورها جایی که خدا هست این بار مطمئن است که خدا را پیدا می کند و حرف ِ دلش را تمام و کمال می زند و از این همه نامردی شکایت می کند این بار خدا را در صورت ِ خـونین ِ نـدا دیده می رود و دیگر به هیچ چیزی هم فکر نمی کند نه چوب و چماقی که قرار است توی ِ سرش بزنند نه دوربینش را که قرار است بشکنند نه ازگونی های معروفشان می ترسد و نه حتی از جانش فقط می خواهد خدا را پیدا کند و چهار کلمه مردانه باهاش حرف بزند حرفهایی که در این 28 سال و مخصوصا این چند روزه بدجوری بغض شده و دارد خفه اش می کند می گوید شکایتش را می برد پیش خدا آخر یادش است که هر وقت دل ِ مادر می شکست می گفت ما هم خدایی داریم می خواهد همه در امنـیـ ـت باشند نه چوبی باشد و نه چماقی نه سلطانی و نه رعیتی همینطور که می رود دورها را هم نگاه می کند جایی که صدا از آنجا آمده بود پسری لنگ لنگان دور می شود پ ن لطفا برای نـدا و نـداها و خـون ِ عزیز و گرانقدر تمام شهیدان ِ همه ادوار ِاین مرز و بوم فاتحه ای بخوانید و بعدش یک دقیقه سکوت کنید و در آرامش فکر کنید به خودتان به زندگیتان و به سرزمین و خدایتان نوشته شده در سه شنبه دوم تیر ۱۳۸۸ ساعت 18 52 توسط آرش محمدي سگ ِ زرد پس پریروز آمده بود تا برای کفتارها هورا بکشد اما پایش که روی آخرین علفهای سبز و زنده سرید و سرش که به سنگ خورد چنان دانگ صدا کرد که ماه یادش آمد اوست که باید دور ِ زمین بچرخد یادش آمد که نمی شود همیشه بین زمین و خورشید ماند و فقط چند سال یکبار آنهم برای چند ثانیه کسوف می شود نه چهار سال یکبار برای 8 سال خورشید تازه یادش آمده بود که خورشید است که ابرهای سیاه روبرویش چقدر زپرتی اند و شاید هم فزرتی یواش یواش داشت خمیازه کشان چشمهای خمارش را می مالید و چارقدش را باز می کرد و زلفهای طلایش را شانه می زد و شهر را رنگ گندم دست چین می کرد آبشارها یادشان آمده بود که باید سرازیر شوند و سربالا رفتن غیر طبیعی است و قورباغه ها را ابوعطاخوان می کند بلبل هم یادش آمده بود که مگس نیست و دیگر وز وز نمی کرد و بلا نسبت گه سراغ هر لجنی نمی رفت رفته بود کنار یک غنچه و به هوس باز شدنش عشق گریه می کرد ابرهای سفید آمدند و آسمان بعد سالها خندید و باران بعد ِ سالها بارید نفس کشید و نفس ها را تازه و نم دار کرد غنچه داشت با ناز می رقصید و باز می شد درخت داشت جان می گرفت پرستوها دیوانه وار آواز می خواندند و سنجابها هم دیوانه وار می خندیدند و دنبال دم ِ نرم ِ پشمالوی همدیگر ریسه می رفتند کلاغها هم دمشان را گذاشتند روی کولشان و رفتند جایی که نادر رفت جایی در شرق که مرگها از آنجا می آمد قار و قار و قار خبر دادند ناگهان ابر سیاهی که از خنده باران بدش می آمد سر ِ نازنینش را زد به طاق و سیل راه انداخت نسیم ِ آرام شروع کرد مثل بادهای وحشی بیابانهای سگها عو عو کردن پریروز گل ِ زردی که زیر خوشه های طلای نور سرخ شده بود از وق وق ِ طوفان وحشت زده آن همه زیبایی و لطافت را ول کرده بود و چهار تا خار ِ مردنی ِ نازکتر از ساقه اش را با تهدید نشان می داد بلبل از این همه غیرت و ناتوانی غنچه تازه به بار رسیده اش خون گریه می کرد آبشارها دوباره داشتند سربالا رفتن را تمرین می کردند و قورباغه هم ابوعطا خواندن را دیروز آبشارها بـاتـــو م به دست سربالا می رفتند سراغ پرست...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کف...

Verified site has: 45 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45


The site also has 1 references to external domain(s).

 panjareh.persiangig.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Tue, 28 Jul 2026 05:37:58 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/panjaareh.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=5OS2c%2F0kfu%2FK63tJfWwtGMxrl%2FNyBua0mwdCs9rMHLYUPMV4TrfMv9wO9kfBaXuhmQkLLiwtbFLH27GVIHwqv4eiYq5YGHHd8elzX5aMVjNS%2BbI%2F6vF2ZhfWn8WrLxlA2CoYrfoZMw%3D%3D ]
CF-RAY a22188f66d5c7e80-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Tue, 28 Jul 2026 05:37:59 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=O3F5W8MgJ4Obqcujr9mWNKMXU7ffPG0wiuiAoEGYN3%2FfqLCFhZBnPLAgCoqRl7NjNbphui3Efo5UH9zaH6dQMp5yB5C9ntWHwRN%2FX3Angx2YKYl%2FAUaxsYpkiybkF8197Ubty1OGKA%3D%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a22188f7ce7a9875-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="پنجره پنجره ای به روی من !"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="پنجره"
property="og:site_name" content="پنجره"
property="og:description" content="پنجره پنجره ای به روی من !"

Load Info

page size67582
load time (s)0.565165
redirect count1
speed download32495
server IP 188.114.96.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"