Meta tags:
description= آواز باد و باران toro 2s daram ykam bishtar az khodam...........;
Headings (most frequently used words):
آواز, باد, باران, toro, 2s, daram, ykam, bishtar, az, khodam, 49, 48, 47, 46, 45, 44, 43, 42, 41, 40, 39, 38, 37, 36, 35, 34, 33, 32, 31, 30, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
بود (32), ۱۳۸۹ (28), نوشته (22), شده (22), ساعت (20), توسط (20), پردیس (20), های (14), است (11), دارد (9), داره (8), پریا (8), وقتی (7), خواب (7), دست (7), بودم (7), اگر (7), نفر (7), برابر (7), بچه (7), آرام (6), خود (6), باغچه (6), زیر (6), باد (6), اين (6), شهر (6), این (6), انسان (6), آواز (6), خانه (5), نمی (5), پایین (5), سخن (5), خاموش (5), خواهد (5), دور (5), زمان (5), نبود (5), چهارشنبه (5), سهم (5), آدمها (5), دنیای (5), گریه (5), داد (5), روزهای (5), کند (5), کسی (4), چنین (4), چیزی (4), پنجشنبه (4), کاش (4), عشق (4), زبان (4), هزار (4), جمعه (4), بلند (4), مثل (4), پری (4), نیست (4), روي (4), راه (4), دیب (4), گله (4), زار (4), كردن (4), کرد (4), معلم (4), فرد (4), واحد (4), تساوی (4), مرا (4), آبستن (4), سرخي (4), ۱۳۸۷ (3), شهریور (3), ۱۳۸۸ (3), مهر (3), یعنی (3), خسته (3), دستی (3), شنبه (3), سبز (3), آفتاب (3), غمگینی (3), سان (3), گلويم (3), خاک (3), افق (3), زندگی (3), تنها (3), امشب (3), باران (3), میدانم (3), كسی (3), فكر (3), كند (3), ساحل (3), باز (3), تون (3), پشت (3), داشت (3), برای (3), دلتنگ (3), اما (3), کوتاه (3), رنگین (3), کرده (3), گونه (3), شود (3), نخستین (3), مرداد (2), فروردین (2), تیر (2), وبلاگ (2), ترسم (2), میرد (2), هیچ (2), هرگز (2), دوشنبه (2), گاه (2), شانه (2), هایم (2), انگار (2), کردم (2), احساس (2), کشیدم (2), دیدم (2), آسمان (2), صبح (2), مشت (2), چون (2), پرواز (2), دیشب (2), دوست (2), برگ (2), بهار (2), شرط (2), رنگ (2), وارد (2), گشتن (2), ميخواهد (2), گردد (2), باشم (2), گوید (2), دارم (2), هزاران (2), شاد (2), توست (2), آنکه (2), دوستت (2), جوید (2), سکوت (2), سازد (2), سخت (2), سوتکي (2), باشد (2), گویند (2), تنهایی (2), زمین (2), نگاه (2), پرید (2), رفتیم (2), کوه (2), درختان (2), سیاه (2), یکشنبه (2), فلانی (2), دهند (2), مانی (2), رسم (2), همه (2), پنجره (2), نوازش (2), خیس (2), اینست (2), غربت (2), باغ (2), بوسه (2), دیگر (2), کوچک (2), دلش (2), آيد (2), هاي (2), ديگران (2), نشسته (2), زند (2), بيهوده (2), جان (2), نان (2), خواند (2), موج (2), كوبد (2), سايه (2), هاتان (2), ديده (2), كبود (2), كار (2), چنان (2), سنگين (2), تنگ (2), قصه (2), بسته (2), مردم (2), مال (2), شدین (2), وای (2), ابرای (2), باهار (2), یكی (2), كمون (2), شبق (2), جرینگ (2), ناله (2), وار (2), گرفته (2), رقصم (2), گفت (2), خویش (2), بالا (2), صورت (2), وان (2), دیوار (2), تخته (2), یکی (2), همیشه (2), هنوز (2), خورشید (2), شاخ (2), روزها (2), نبودند (2), سرخ (2), ابر (2), گيرم (2), کبود (2), شکوفه (2), شاخه (2), گریز (2), حضور (2), آدمی (2), هایت (2), آغاز (2), جائی (2), اندک (2), blogfa, com, اسفند, آبان, آذر, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, مرگ, قبلآ, زاده, لابد, آمده, وجود, نداشتن, مطالب, قدیمی, ناباورانه, جای, شبیه, بال, خالی, خمیازه, دوباره, گویا, خودم, لای, ابرها, پریدم, رختخوابم, گرم, بالش, رختخواب, نفس, پراکنده, ديگر, نگويد, کجاست, سهراب, مينويسم, يار, اينجاست, دوستي, درش, گلي, ميکوبم, يادش, قلم, داشتن, رياست, دلهاست, شستشوي, کسي, صفامان, بگو, بشنو, کنج, ديوارش, دوستانم, بـنشينند, دلم, داشته, خنیاگر, آوازش, داده, چشمان, گلوی, اندوهگین, شبی, خندان, خرم, ستاره, تمنای, گریان, مهتابش, قناری, کاکلی, مرگبارم, بدين, بشکند, خفتگان, خفته, آشفته, خويش, بفشارد, يکريز, کودکي, گستاخ, بازيگوش, ولي, بسيار, مشتاقم, ساخت, نميخواهم, بدانم, کوزه, اندامم, نميدانم, مرگم, خوابیدم, خوابی, چید, بنشستم, چشمت, دستم, پرخواب, بیابان, نگران, رشته, خندیدم, ورطه, نهان, آوایی, افشاندند, ترسید, بارید, خواندیم, دری, برون, نگاهی, کران, وصدایی, کویر, مرگی, دامنه, ابری, مرغان, زیست, راهی, تماشا, کنم, دانی, آیند, مانند, روند, راستی, دانم, چرا, واژه, اند, بارد, اینک, لبه, نشیند, چشمانم, دهد, لحظه, دلتنگی, گذر, شاید, احساسم, آسمانی, عادتت, آویختن, گیرد, رفتن, پله, واصل, گردش, خاطره, هاست, حزن, آلودی, پوسیدگی, متروکست, پرده, آسمانیست, بدنیا, آمد, فروغ, تولدی, سحرگاه, میمیرد, مینوازد, لبک, چوبین, مسکن, اقیانوسی, میشناسم, دستهایم, میکارم, خواهم, پرستوها, گودی, جوهریم, خواهند, گذاشت, تخم, انگشتان, ماهی, باور, قلب, كرده, ذهن, خاطرات, تهی, میشود, وحس, مجردست, انزوای, پوسیده, ورم, گلها, خرطوم, سوراخ, كنيم, هنرمندي, آفتابگردان, روزهاي, ابري, ميكنند, نميتوانند, ايام, كودكي, خاك, بازي, كنند, بادكنك, نمي, توانند, سوزن, خودشان, بزنند, گربه, بيش, آزادي, پرندگان, محبوس, هستند, كسي, نميگذارد, كلاه, جوالدوز, ماهي, بلاتكليفي, فيل, خندانيد, سپارد, پاي, دايم, درياي, دانيد, هستيد, خيال, يابيدن, دشمن, پيش, پنداريد, گرفتستيد, ناتواني, توانايي, بهتر, پديد, آريد, بنديد, كمرهاتان, كمربند, هنگامي, بگويم, قربان, دلگشا, داريد, سفره, جامه, تان, شما, بازمي, دهان, چشم, وحشت, دريده, بلعيده, گود, افزون, زين, ابها, بيرون, كهنه, پايد, فرياد, اميد, كمك, ساحلِ, تماشاييد, پخش, مستي, مدهوش, رود, وين, بانگ, نعره, زنان, جاي, افتاده, جهان, تابيش, بساط, مست, تيره, تند, همینه, بخوای, نخواهی, اینه, پیغام, عیونه, میخواد, بدونه, خار, بیابوناش, مار, باهاش, خبر, دار, بزرگه, شغال, گرگه, چراغونه, خونه, دیبا, داغونه, مهمون, مان, دامب, دومب, یان, عید, مردماست, دنیا, ماست, سیاهی, سیاست, سپیدی, پادشاست, گشنتونه, تشنتونه, مرغ, چیه, هیچی, نگفتن, گنبد, لخت, عور, غروب, گیسوشون, بلندترك, مشكی, ترك, روبروشون, غلامای, اسیر, سرد, قلعه, افسانه, پیر, صدای, زنجیر, یومد, توی, برج, شبگیر, میومد, رقصیدم, پیرانه, دیوانه, غیر, خیال, آنجا, درختکی, آزادگان, قفس, آسا, جزوه, بنویسید, پشتش, بار, فقر, ضربت, شلاق, گشت, مدهوشی, سئوالی, خشمگین, فریاد, آری, پوزخندی, زور, دامن, وانکه, قلبی, پاک, فاقد, نقره, گون, قرص, سیه, چرده, نالید, اگریک, شدحال, پرسم, بودنان, مفت, خواران, کجا, آماده, گردید, چین, بنا, آرامی, اشتباهی, فاحش, محض, مات, ماند, پرسید, آیا, بازیک, پای, صورتش, خشم, گلگون, دستانش, پوششی, گردپنهان, ولی, آخر, کلاسی, لواشک, بین, تقسیم, کردند, گوشه, جوانان, ورق, شور, پایان, جبری, رانشان, خطی, خوانا, روی, ظلمتی, تاریک, غمگین, بنوشت, هست, میان, جمع, شاگردان, برخاست, باید, خیزد, ریزد, نوشند, اسب, گندم, خوب, مرد, کفتر, هفته, کودک, فردا, مثلا, دلخوشی, شدی, سار, نوسیم, چندین, گنجشک, نویسم, فضا, شیشه, پیچک, رسیدن, حیاط, مسافر, کمی, میل, جاده, فراوان, زاغ, فراق, آدم, بزرگ, فاصله, بیداری, سرشار, ناکت, خاموشی, ماه, جیرجیرک, بیشتر, هوا, آمیخت, قرآن, درشتش, عینک, اشک, خوبی, زنی, بوی, سیگار, نارنج, زاران, بام, سحرخیزی, پلک, بردت, بادبادک, برد, گيسوهاي, مضطربم, تاريکي, سرانجام, خوابيد, کبوترهاي, مفلوج, تجربه, يائسه, کور, زير, قلبم, اعماق, کمرگاهم, کنون, رويد, پرچم, رستاخيز, هستم, گناهي, سيه, ايا, سردي, افسرد, بيند, نخواست, خدا, مانده, کاين, پوش, سوگوار, نسيم, بلوغ, قله, تناور, درخت, بیدارمی, دستهایت, وسپیده, شوم, شسته, ودروغ, گناهان, غرق, دریائی, توجیه, جهنم, بهشتی, سوزد, ناراستی, خلواره, جزدر, پیکرت, درقالب, گریستم, ودریا, برکه, نگریستم, دراز, عمری, آئی, پدیدار, یینه, گوارا, عطش, رسید, فرا, کدامین, تابستان, خوانند, سینه, طاقت, پرنده, یابند, زیبایی, نگرند, هفتگانه, خواهران, تابنک, ایینه, پیشانیت, برده, یاد, دشمنی, یاری, ودوستانی, آشتی, دستانت, دریابند, کوچه, ایم, بگذار, طالع, ترانه, نوازند, لبکی, شکوهمندی, عظیم, رقص, توفان, شدم, زنجیرش, ستمگری, زندانی, درد, سنگ, متهم, پاکی, وقاحت, انگشت, مردن, زیستن, آغوشت, شتابد, تقدیر, جنگ, هنگامی, پیروزی, عشقت, آتش, چشمانت, نشستم, برنخاست, کشتن, فجیع, آورده, ستد, سپیخانه, بکارتی, بوده, مسلح, انتظار, تحمل, سرنوشت, کنند, هدایت, غرور, مّورب, شیار, دراید, سود, غار, نشین, جاندار, ترین, شهوانی, شعر, ظرافت, لبانت, toro, daram, ykam, bishtar, khodam,
Text of the page (random words):
آواز باد و باران آواز باد و باران toro 2s daram ykam bishtar az khodam 49 لبانت به ظرافت شعر شهوانی ترین که جاندار غار نشین از آن سود می جوید تا به صورت انسان دراید و گونه هایت با دو شیار مّورب که غرور تو را هدایت می کنند و سرنوشت مرا که شب را تحمل کرده ام بی آن که به انتظار صبح مسلح بوده باشم و بکارتی سر بلند را از رو سپیخانه های داد و ستد سر به مهر باز آورده ام هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم و چشمانت از آتش است و عشقت پیروزی آدمی ست هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد و آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از شهر که به هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد من با نخستین نگاه تو آغاز شدم توفان ها در رقص عظیم تو به شکوهمندی نی لبکی می نوازند و ترانه رگ هایت آفتاب همیشه را طالع می کند بگذار چنان از خواب بر ایم که کوچه های شهر حضور مرا دریابند دستانت آشتی است ودوستانی که یاری می دهند تا دشمنی از یاد برده شود پیشانیت ایینه ای بلند است تابنک و بلند که خواهران هفتگانه در آن می نگرند تا به زیبایی خویش دست یابند دو پرنده بی طاقت در سینه ات آواز می خوانند تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید تا عطش آب ها را گوارا تر کند تا آ یینه پدیدار آئی عمری دراز در آن نگریستم من برکه ها ودریا ها را گریستم ای پری وار درقالب آدمی که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد حضور بهشتی است که گریز از جهنم را توجیه می کند دریائی که مرا در خود غرق می کند تا از همه گناهان ودروغ شسته شوم وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹ ۱۰ ۰۲ ساعت 20 5 توسط پردیس 48 گيرم که اين درخت تناور در قله ي بلوغ آبستن از نسيم گناهي ست اما اي ابر سوگوار سيه پوش اين شاخه ي شکوفه چه کرده ست کاين سان کبود مانده و خاموش گيرم خدا نخواست که اين شاخ بيند ز ابر و باد نوازش اما اين شاخه ي شکوفه که افسرد از سردي بهار با گونه ي کبود ايا چه کرده بود نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹ ۰۹ ۲۳ ساعت 16 16 توسط پردیس 47 او مرا برد به باغ گل سرخ و به گيسوهاي مضطربم در تاريکي گل سرخي زد و سرانجام روي برگ گل سرخي با من خوابيد اي کبوترهاي مفلوج اي درختان بي تجربه يائسه اي پنجره هاي کور زير قلبم و در اعماق کمرگاهم کنون گل سرخي دارد مي رويد گل سرخي سرخ مثل يک پرچم در رستاخيز آه من آبستن هستم آبستن آبستن نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹ ۰۸ ۲۶ ساعت 12 20 توسط پردیس 46 وقتی که من بچه بودم پرواز یک بادبادک می بردت از بام های سحرخیزی پلک تا نارنج زاران خورشید وقتی که بچه بودم خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد و اشک های درشتش از پشت عینک با قرآن می آمیخت آه آن روزهای رنگین آه آن روزهای کوتاه وقتی که بچه بودم آب و زمین و هوا بیشتر بود و جیرجیرک شب ها در خاموشی ماه آواز می خواند وقتی که بچه بودم در هر هزاران و یک شب یک قصه بس بود تا خواب و بیداری خواب ناکت سرشار باشد آه آن روزهای رنگین آه آن روزهای کوتاه آه آن روزهای رنگین آه آن فاصله های کوتاه آن روزها آدم بزرگ ها و زاغ های فراق این سان فراوان نبودند وقتی که بچه بودم مردم نبودند آن روزها وقتی که من بچه بودم غم بود اما کم بود نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹ ۰۷ ۰۲ ساعت 11 26 توسط پردیس 45 جاده یعنی غربت باد آواز مسافر و کمی میل به خواب شاخ پیچک و رسیدن و حیاط من و دلتنگ و این شیشه خیس می نویسم و فضا می نوسیم و دو دیوار و چندین گنجشک زندگی یعنی یک سار پرید از چه دلتنگ شدی دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید کودک پس فردا کفتر آن هفته یک نفر دلتنگ است یک نفر دیشب مرد و هنوز نان گندم خوب است و هنوز آب می ریزد پایین اسب ها می نوشند نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹ ۰۶ ۱۷ ساعت 23 45 توسط پردیس 44 معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود ولی آخر کلاسی ها لواشک بین خود تقسیم می کردند وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری رانشان می داد خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت یک با یک برابر هست از میان جمع شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد به آرامی سخن سر داد تساوی اشتباهی فاحش و محض است معلم مات بر جا ماند و او پرسید اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا بازیک با یک برابر بود سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود و او با پوزخندی گفت اگر یک فرد انسان واحد یک بود آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود آن که صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود وان سیه چرده که می نالید پایین بود اگریک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شدحال می پرسم یک اگر با یک برابر بودنان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد یا که زیر ضربت شلاق له می گشت یک اگر با یک برابر بود پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد معلم ناله آسا گفت بچه ها در جزوه های خویش بنویسید یک با یک برابر نیست نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹ ۰۶ ۱۳ ساعت 21 15 توسط پردیس 43 رقصم گرفته بود مثل درختکی در باد آنجا کسی نبود غیر از من و خیال تنهایی رقصم گرفته بود پیرانه سر دیوانه وار تنها تنها رقصیدم نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹ ۰۶ ۰۳ ساعت 16 48 توسط پردیس 42 یكی بود یكی نبود زیر گنبد كبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسته بود زار و زار گریه می كردن پریا مث ابرای باهار گریه می كردن پریا گیسوشون قد كمون رنگ شبق از كمون بلندترك از شبق مشكی ترك روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر پشت سر سرد و سیاه قلعه افسانه پیر از افق جرینگ جرینگ صدای زنجیر می یومد پشت سر از توی برج ناله شبگیر میومد پریا گشنتونه پریا تشنتونه پریا خسته شدین مرغ پر بسته شدین چیه این های های تون گریه تون وای وای تون پریا هیچی نگفتن زار و زار گریه می كردن پریا مث ابرای باهار گریه می كردن پریا امشب تو شهر چراغونه خونه ی دیبا داغونه مردم شهر مهمون مان با دامب و دومب به شهر می یان عید مردماست دیب گله داره دنیا مال ماست دیب گله داره سیاهی رو سیاست دیب گله داره سپیدی پادشاست دیب گله داره دنیای ما قصه نبود پیغام سر بسته نبود دنیای ما عیونه هر كی میخواد بدونه دنیای ما خار داره بیابوناش مار داره هر كی باهاش كار داره دلش خبر دار داره دنیای ما بزرگه پر از شغال و گرگه دنیای ما همینه بخوای نخواهی اینه نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۳۱ ساعت 21 43 توسط پردیس 41 آي آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد يك نفر در آب دارد مي سپارد جان يك نفر دارد كه دست و پاي دايم مي زند روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه مي دانيد آن زمان كه مست هستيد از خيال دست يابيدن به دشمن آن زمان كه پيش خود بيهوده پنداريد كه گرفتستيد دست ناتواني را تا توانايي بهتر را پديد آريد آن زمان كه تنگ مي بنديد بر كمرهاتان كمربند در چه هنگامي بگويم من يك نفر در آب دارد مي كند بيهوده جان قربان اي آدمها كه بر ساحل بساط دلگشا داريد نان به سفره جامه تان بر تن يك نفر در آب مي خواند شما را موج سنگين را به دست خسته مي كوبد بازمي دارد دهان با چشم از وحشت دريده سايه هاتان را ز راه دور ديده سايه هاتان را ز راه دور ديده آب را بلعيده در گود كبود و هر زمان بي تابيش افزون مي كند زين ابها بيرون گاه سر گه پا آي آدمها او ز راه دور اين كهنه جهان را باز مي پايد مي زند فرياد و اميد كمك دارد اي آدمها كه روي ساحلِ آرام در كار تماشاييد موج مي كوبد به روي ساحل خاموش پخش مي گردد چنان مستي به جاي افتاده بس مدهوش مي رود نعره زنان وين بانگ باز از دور مي آيد آي آدمها نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۲۷ ساعت 23 20 توسط پردیس 40 اگر خرطوم فيل را سوراخ كنيم ني زن هنرمندي از آب در مي آيد گل هاي آفتابگردان در روزهاي ابري احساس بلاتكليفي ميكنند ماهي ها نميتوانند در ايام كودكي خاك بازي كنند بادكنك ها نمي توانند يك سوزن به خودشان بزنند و يك جوالدوز به ديگران گربه ها بيش از ديگران به فكر آزادي پرندگان محبوس هستند و باد كلاه سر كسي نميگذارد نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۲۵ ساعت 12 57 توسط پردیس 39 كسی به فكر گلها نیست كسی به فكر ماهی ها نیست كسی نمی خواهد باور كند كه باغچه دارد می میرد كه قلب باغچه در زیر آفتاب ورم كرده است كه ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی میشود وحس باغچه انگار چیزی مجردست كه در انزوای باغچه پوسیده ست نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۲۱ ساعت 22 56 توسط پردیس 38 دستهایم را در باغچه میکارم سبز خواهم شد میدانم میدانم میدانم و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹ ۰۵ ۱۵ ساعت 20 58 توسط پردیس 37 من پری کوچک غمگینی را میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین مینوازد آرام آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه بدنیا خواهد آمد فروغ خاموش ـ تولدی دیگر نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۱۴ ساعت 17 59 توسط پردیس 36 سهم من اینست سهم من اینست سهم من آسمانیست که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۱۳ ساعت 16 5 توسط پردیس 35 هی فلانی می دانی می گویند رسم زندگی چنین است می آیند می مانند عادتت می دهند و می روند تو در خود می مانی تو تنها می مانی راستی رسم تو هم چنین نبود مثل همه فلانی ها نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۱۰ ساعت 23 59 توسط پردیس 34 می رفتیم و درختان چه بلند و تماشا چه سیاه راهی بود از ما تا گل هیچ مرگی در دامنه ها ابری سر کوه مرغان لب زیست می خواندیم بی تو دری بودم به برون و نگاهی به کران وصدایی به کویر می رفتیم خاک از ما می ترسید و زمان بر سر ما می بارید خندیدم ورطه پرید از خواب و نهان آوایی افشاندند ما خاموش و بیابان نگران و افق یک رشته نگاه بنشستم تو چشمت پر دور من دستم پر تنهایی و زمین ها پرخواب خوابیدم می گویند دستی در خوابی گل می چید نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹ ۰۵ ۰۸ ساعت 18 30 توسط پردیس 33 نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد گلويم سوتکي باشد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش و او يکريز و پي در پي دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدين سان بشکند در من سکوت مرگبارم را نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹ ۰۵ ۰۸ ساعت 15 23 توسط پردیس 32 آن که می گوید دوستت می دارم خنیاگر غمگینی است که آوازش را از دست داده است ای کاش عشق را زبان سخن بود هزاران کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من عشق را ای کاش زبان سخن بود آنکه می گوید دوستت دارم دل اندوهگین شبی ست که مهتابش را می جوید ای کاش عشق را زبان سخن بود هزار آفتاب خندان در خرم توست هزار ستاره ی گریان در تمنای من عشق را ای کاش زبان سخن بود نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۰۷ ساعت 13 35 توسط پردیس 31 من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوستانم بـنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر کسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميکوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي يار خانه دوستي ما اينجاست تا که ديگر نگويد سهراب خانه دوست کجاست نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۰۵ ساعت 14 17 توسط پردیس 30 دیشب دوباره گویا خودم را خواب دیدم در آسمان پر می کشیدم و لا به لای ابرها پرواز می کردم و صبح چون از جا پریدم در رختخوابم یک مشت پر دیدم یک مشت پر گرم و پراکنده پایین بالش در رختخواب من نفس می زد آن گاه با خمیازه ای ناباورانه بر شانه های خسته ام دستی کشیدم بر شانه هایم انگار جای خالی چیزی چیزی شبیه بال احساس می کردم نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹ ۰۵ ۰۴ ساعت 12 18 توسط پردیس مطالب قدیمی تر من از مرگ نمی ترسم وقتی کسی می میرد یعنی قبلآ زاده شده چنین کسی لابد از هیچ آمده من از هرگز وجود نداشتن می ترسم خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ فروردین ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ شهریور ۱۳۸۷ مرداد ۱۳۸۷ blogfa com
|