Meta tags:
author= .;
description= پــــــــردیـــــــــــــــــــــــس ادب - ادبــــــــــــی آمــــــــــــــوزشی عـــــــــلمی - پــــــــردیـــــــــــــــــــــــس ادب;
keywords= پــــــــردیـــــــــــــــــــــــس ادب,pardisnazanin, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs;
Headings (most frequently used words):
کد, ذکر, ایام, هفته,
Text of the page (most frequently used words):
محمد (41), علی (37), تاريخ (30), نویسنده (30), است (28), این (25), صلوات (23), بود (22), گفت (22), چشم (14), ۱۴۰۱ (13), چون (13), دوست (12), خود (12), دگر (12), کرد (11), اگر (11), ۱۴۰۳ (10), سامانه (9), حافظ (9), نام (9), نیست (9), بگو (9), های (8), سعدی (8), دیو (8), مگر (8), باشد (8), یکشنبه (7), شنبه (7), شود (7), جان (7), دارد (7), شیوه (7), مردم (7), مَا (7), چرا (7), کتاب (7), بررسی (7), قالب (6), ۱۴۰۲ (6), فردوسی (6), شاهنامه (6), اهل (6), جهان (6), نامه (6), نمی (6), دست (6), یعنی (6), نرگس (6), زبان (6), فارسی (6), وبلاگ (5), مطالب (5), فرم (5), دیوان (5), عالم (5), خدا (5), همه (5), رنگ (5), خاک (5), چهارشنبه (5), فِي (5), مرا (5), مِنَ (5), حدیث (5), میان (5), نشان (5), نبود (5), نسیم (5), روی (5), راه (5), دوشنبه (5), ثبت (5), النَّاسِ (5), شَرِّ (5), آنچه (5), عمر (5), آفتاب (5), عکس (5), خبرگزاری (5), نیوز (5), یاسوج (5), مقاله (5), کنکور (5), مفید (4), مهر (4), سنجش (4), فنی (4), حرفه (4), خواجه (4), گلستان (4), ۱۳۹۹ (4), حکم (4), حرف (4), باد (4), آدم (4), سنگ (4), ناله (4), کردم (4), روزی (4), پیر (4), شعر (4), یاد (4), کسی (4), غیر (4), کوی (4), زمان (4), صبح (4), دیده (4), ندارم (4), زمانه (4), زان (4), عشق (4), نیک (4), بار (4), جویم (4), کجایی (4), خواهی (4), قُلْ (4), بِسْمِ (4), اللَّهِ (4), الرَّحْمَنِ (4), الرَّحِیم (4), سوره (4), شرّ (4), پرستم (4), سخن (4), بازار (4), وقت (4), لَا (4), تبدیل (4), دانلود (4), کتابخانه (4), خودرو (4), دنا (4), تحلیل (4), شخصیت (4), لینک (3), آرشیو (3), بویراحمد (3), آموزش (3), پرورش (3), صبوحی (3), ادامه (3), مطلب (3), نظر (3), امثال (3), دوستان (3), خوش (3), سینه (3), موسی (3), گوید (3), قمری (3), داستان (3), همین (3), روان (3), ۱۴۰۰ (3), گوش (3), چمن (3), دیدم (3), قصد (3), ملک (3), گوهر (3), پنجشنبه (3), خاکم (3), بوی (3), بدو (3), گفتم (3), چنین (3), جمعه (3), تنگ (3), بینم (3), رندان (3), قضا (3), جنگ (3), نصیحت (3), برو (3), مسکین (3), فریاد (3), زلف (3), دانی (3), برآید (3), روز (3), آورد (3), نزدیک (3), آمد (3), طلبد (3), طرف (3), چیست (3), گردم (3), نور (3), محبت (3), دارم (3), حال (3), امروز (3), ناز (3), کند (3), آیو (3), حسب (3), گویم (3), توام (3), نیاز (3), وسوسه (3), مِنْ (3), وَمِنْ (3), پرستید (3), شما (3), دین (3), أَعْبُدُ (3), وَلا (3), قرار (3), دهی (3), إِن (3), رویِ (3), دیوی (3), خردمند (3), خشم (3), هوش (3), كسي (3), پيش (3), رفت (3), اين (3), خوشه (3), راهم (3), إِلَّا (3), وَلَا (3), ادب (3), خبر (3), عصر (3), ایران (3), آنلاین (3), تاریخ (3), زاگرس (3), ایتا (3), مای (3), تخمین (3), تراز (3), weblog (2), themes (2), pichak (2), پیچک (2), ذکر (2), آبان (2), آذر (2), ۱۴۰۴ (2), اتوماسیون (2), سرچ (2), مرور (2), شورای (2), عالی (2), تحصیلی (2), استعلام (2), ملمع (2), روایت (2), غزلی (2), راز (2), طرزی (2), افشار (2), ملمعی (2), شاطر (2), عباس (2), آیه (2), الکرسی (2), دام (2), دانا (2), توان (2), الف (2), والشمس (2), وصف (2), واللیل (2), حضرت (2), داده (2), عیسی (2), مست (2), گشته (2), بشنید (2), عصا (2), میخواند (2), دعا (2), سرعت (2), چشمش (2), شده (2), لاله (2), زاری (2), عیان (2), سرو (2), قدم (2), هزار (2), مصطفی (2), آنجا (2), کاری (2), غنچه (2), باز (2), دیوانه (2), شنیدم (2), اعظم (2), عجب (2), سری (2), امام (2), همان (2), هستم (2), کمال (2), مدتی (2), اندر (2), گِلی (2), لـذّت (2), نصیحتی (2), کنمت (2), گفتار (2), آیدش (2), داری (2), بلبل (2), شهر (2), دار (2), خجل (2), فلان (2), کلاله (2), زور (2), دور (2), رخت (2), رقیب (2), بگوید (2), دوش (2), مستی (2), زهی (2), نروند (2), نابینایی (2), لاف (2), مرنج (2), میکده (2), شادان (2), غزل (2), خوان (2), بروم (2), نذر (2), درآیم (2), نیز (2), همچون (2), غمی (2), شبانروزی (2), ندانم (2), نوحه (2), جویباران (2), گردی (2), گرد (2), دامنت (2), دستت (2), دامن (2), بجز (2), طلب (2), بینی (2), لقای (2), نخواهی (2), دید (2), دیدت (2), طرح (2), انداخت (2), الفت (2), نقش (2), نباشد (2), بلاکش (2), ناوک (2), جوان (2), عشاق (2), نامم (2), نامت (2), آید (2), هنوز (2), رفته (2), جناب (2), رقم (2), ولی (2), چند (2), ماند (2), گلبانگ (2), رحلت (2), ساز (2), هیچ (2), بهتر (2), هنر (2), پاک (2), تصویر (2), عاشقی (2), نبرد (2), بستر (2), فردا (2), صحیح (2), اعمال (2), خواهند (2), اند (2), جهاد (2), هـر (2), چـه (2), کـنـد (2), شناخت (2), سعید (2), مادر (2), شقی (2), مَنْ (2), حاصل (2), دادم (2), پریشانم (2), غزال (2), رود (2), نظرم (2), تورا (2), سوی (2), سپیده (2), زاییده (2), فرزند (2), ندارد (2), هُوَ (2), اللَّهُ (2), أَحَدٌ (2), وَلَمْ (2), لَهُ (2), پروردگار (2), پناه (2), برم (2), أَعُوذُ (2), بِرَبِّ (2), فِی (2), إِذَا (2), نمى (2), براى (2), أَنْتُمْ (2), عَابِدُونَ (2), الله (2), پنج (2), آرد (2), نمّام (2), دوروی (2), کین (2), نیکی (2), شناس (2), کسری (2), داد (2), پاسخ (2), آنک (2), گزند (2), خون (2), راست (2), منزل (2), مِن (2), شیرین (2), احوال (2), گفتا (2), اشعار (2), خواب (2), چنگ (2), لعل (2), کار (2), گفتن (2), خاموشي (2), كرده (2), خويش (2), سعدي (2), بامداد (2), پرداخت (2), آنكس (2), فرست (2), نساخت (2), نوبت (2), شباهنگام (2), اللَّهُ (2), السَّمَاوَاتِ (2), وَمَا (2), الظُّلُمَاتِ (2), إِلَى (2), النُّورِ (2), ادبیات (2), گوگل (2), احادیث (2), واژه (2), نوشته (2), ترجمه (2), کتابهای (2), قرآنی (2), فارس (2), ایسنا (2), ایرنا (2), باشگاه (2), خبرنگاران (2), موج (2), طلا (2), محاسبه (2), جنوب (2), کهگیلویه (2), معنایی (2), دوره (2), اول (2), آنیموس (2), کردن (2), حجم (2), پروفایل (2), تلفظ (2), فاطمه (2), بیمه (2), معلم (2), مهارت (2), نمایشنامه (2), جذب (2), دانشگاه (2), فرهنگیان (2), مرورگر (2), سوابق (2), نویسی (2), صورتجلسه (2), کارورزی (2), پــــــــردیـــــــــــــــــــــــس (2), net, طراح, ایام, هفته, امکانات, ابزارهای, شهریور, فروردین, بهمن, لینکها, سـامـانه, امـین, سـرور, ســامــانــه, امیــن, ســرور, مـــای, مدیــــــو, مــــــــــــــــــــای, اداره, مشارکتهای, مردمی, معافیت, گواهینامه, تعیین, وضعیت, مشمول, آمـــــــــادگی, دفـــــــاعی, تایید, مدارک, پيوندهای, روزانه, آخرین, قدیمی, بند, نگیرند, مرغ, خلق, لطف, صید, مروت, دشمنان, مدارا, آسایش, گیتی, تفسیر, ترکیبات, صیدعلی, نجفوند, دریکوندی, ملاصیدآلی, رویت, مویت, فدای, کویت, بخوان, والضحی, والنهارا, سلیمان, تعلیم, فرمان, داوود, هود, جرجیس, لوط, عزیز, ادریس, خواندن, ابلیش, چرخ, چرخش, میخاند, دمادم, طور, سینا, شیدا, فرق, خارا, نوح, کشتی, حوری, بهشتی, درشتی, برمحمد, پیغمبر, زمانی, گلدسته, جهانی, قندیل, آسمانی, ماهی, تاب, نیش, قلاب, بسوز, پیاله, مششغول, واله, کبکان, کوهساری, مرغان, خواننت, رخش, قدش, بستان, لطفش, دستان, ندیدیم, خوشش, شنیدیم, دینش, گزیدیم, بگویی, خیل, اویی, یابی, هرآنچه, جویی, باب, سرخیل, انبیا, وردش, درشأن, جبریل, مرتضی, جفتش, حوا, صدر, صفا, محمود, احمد, دریای, جود, سرمد, یقین, خیبر, جایش, کنده, گمانم, ابن, ملجم, ضربتی, نسیمی, دعایی, ریزش, باران, رحمت, وادی, دارالجنون, مجنونی, رسیدم, لیلایی, قرب, معراج, برخاست, دامان, مریم, مسیحا, گردید, کلیم, مسلم, اژدها, برمی, خاست, خلقت, اولین, اسم, عليه, السلام, فرمودند, تَقَلُّبِ, الاَْحْوَالِ, عُلِم, جَوَاهِرِ, الرِّجَالِ, دگرگونى, حالات, مردان, شناخته, سخنی, نهج, البلاغه, وگرنه, نشین, اثر, عمرم, گذرکرد, همنشینی, مفتخر, زیر, گسترده, ولیکن, گُل, نشستم, بگفتا, ناچیز, بودم, شنودم, ندیدم, عبرت, نمودم, گـلـهای, عالـــم, آزمودم, دلاویز, مستم, مشکی, عبیری, معطر, خوب, دلپذیری, خمیر, نرم, نیکو, حریری, گرفتم, خمیری, رسید, محبوبی, دستم, گلی, خشبوی, حمام, عجوزی, شنیدستم, مرد, پاره, دوزی, شبی, محفلی, سوزی, تضمین, الشعرای, بهار, جمع, مال, حلال, ممکن, لَاتَجْمَعُ, الْمَال, الحِّلِ, دگـر, لذّت, نـفـس, نـخوانـی, اگـر, تــرک, لــذّت, بـدانـی, بیت, طریقتم, گیر, عمل, ناصح, مشفق, بگویدت, بپذیر, بشنو, بهانه, مگیر, دلش, ساغر, گیرد, نصیحتگوی, پسند, سودمند, گنجینه, کاین, بسی, جوانان, سعادتمند, پند, جانا, دارند, مستحق, کرامت, گناهکارانند, نصیب, ماست, بهشت, خداشناس, شمشیر, آتش, انداختی, نصره, الدین, شاه, یحیی, خصم, زکاتم, فقیرم, نصاب, حسن, مپرس, موی, میانش, بستم, بنال, بیدل, جای, عهد, تبسم, مشایخ, عاشقیست, حافظا, رسول, بلاغ, نشاط, عیش, جوانی, غنیمت, دان, شمیم, عنبربوی, فرخ, مشک, تاتاری, گذر, سعادت, بدان, کالبدش, بگذرد, تربت, بشکند, سنبل, محنت, کوتهی, صبا, دوشم, آگهی, شبنم, بستند, نژاد, محیط, یکرنگی, خسته, رنجور, نماندست, نیم, بالین, بنشست, نرگسش, عربده, جوی, لبش, افسوس, کنان, خوشت, وام, خبرش, حیا, ببینی, میانه, نبندی, طرفی, کمروار, ببارد, آذرخشا, زین, شگفتی, مجروح, غمزه, بیار, رسن, همچو, افتاده, قتیل, گوشه, خوردن, گوارشتم, نان, مدخل, زشتم, نمود, عیب, سرزنش, کنند, ناموس, رونق, برند, شغل, دیگرم, کارخانه, محو, اقبال, فرخنده, شنوم, فرح, زنده, تویی, نامی, غریبی, جانان, سهو, شاهم, ملتمس, کلک, پیش, سود, زیان, پذیرفت, آمدم, خواهم, پنهانش, کنم, خروش, خفته, برآرم, چاه, استخوانم, گلو, خانه, برون, تاخته, ناگهان, پرده, برانداخته, افکاران, ناگشوده, نقاب, آهنگ, گیسوی, ناظر, صاحب, نظرانند, آری, عاقل, هنری, ناصحم, شوریده, جعد, کاکل, بایدش, نازها, مستانه, باید, کشید, ننشینی, نازنینی, پاکیزه, نهاد, خوشتر, نازنینتر, قدت, نرست, پرورد, تنعم, عافیت, خوابیدیم, هاویه, دیدیم, خیزد, فدا, کشتۀ, ندا, کـند, گردیدم, ازاء, ثواب, شهدا, نامۀ, کشته, فراغت, غنوده, اعتقاد, داشته, شهادت, رسند, معنی, کاش, پیامبر, اکرم, فرموده, اکثر, شهیدان, امّت, فراشند, بسیارند, مؤمنین, برفراش, استراحت, خوابیده, دیـوانـۀ, جـهـان, دیـوانـه, کـنـی, جـهـانـش, بـخـشـی, فـرزنـد, عـیـال, خـانمـان, وینی, نامهٔ, ننگت, خوانان, خوانند, فراخی, تنگت, مکن, سنگت, السّعیدُ, سعیدٌ, بطنِ, اُمِّهِ, الشّقيُّ, شَقِيٌ, بَطْنِ, أُمِّهِ, افعال, بطن, رحم, نـگری, خـویش, سـوزد, حـسود, دگـران, آتـشی, برافـروزد, کـه, بـلا, غــم, رنــج, داردش, هـردم, حسـود, حسـد, بـس, اسـت, عـالـم, سیّد, ابرار, مروی, أَزْرَعَ, الْعَدَاوَة, حَصَلَ, بَذَرَ, تخم, عداوت, کاشت, خصومت, برداشت, نبوی, یکدم, خیال, پرسی, اسیر, آرزوی, رُخِ, ماهت, ببرم, فتاده, جانم, نشانِ, زمین, گاهی, آسمان, ببین, پروا, رهِ, پویم, شوق, آیم, کوروس, سرهنگ, زاده, خداوند, یکتاست, همتای, الصَّمَدُ, لَمْ, یَلِدْ, یُولَدْ, یَکُنْ, کُفُوًا, توحید, فرمانروای, خدای, نهانی, خواه, جنیان, آدمیان, مَلِکِ, إِلَهِ, الْوَسْوَاسِ, الْخَنَّاسِ, الَّذِی, یُوَسْوِسُ, صُدُورِ, الْجِنَّةِ, ناس, آفریده, تاریکى, فراگیرد, دمندگان, افسون, گره, حسود, آنگاه, حسد, ورزد, الْفَلَقِ, خَلَقَ, غَاسِقٍ, وَقَبَ, النَّفَّاثَاتِ, الْعُقَدِ, حَاسِدٍ, حَسَدَ, فلق, کافران, پرستیدید, خودتان, خودم, یَا, أَیُّهَا, الْکَافِرُونَ, تَعْبُدُونَ, أَنَا, عَابِدٌ, عَبَدْتُمْ, لَکُمْ, دِینُکُمْ, وَلِیَ, دِینِ, کافرون, چهار, اللهم, اجعلنی, درعک, الحصینة, التی, تجعل, فیها, ترید, خداوندا, زره, قوی, نگهدارنده, بخواهی, بده, برای, محفوظ, ماندن, غروب, آیت, بهجت, رحمه, علیه, شَکَوتُ, إِلی, الطَّیرِ, نُحنَ, الوُکَناتِ, فراقنامهٔ, نگیرد, أحِبَّتي, هَجَروني, کَما, تَشاءُ, عُداتي, چشمِ, فتادم, کامهٔ, دلِ, دشمن, کمندِ, بلایی, کلیدِ, نجاتی, أخافُ, مِنکَ, أرجو, أستَغیثُ, أدنو, مَحامدِ, ماورای, صفاتی, وَصَفتُ, کُلَّ, مَلیحٍ, کما, یُحِبُّ, یَرضیٰ, وَجَدتَ, رائِحَةَ, الوُدِّ, شَمَمتَ, رُفاتي, روزهٔ, عشقِ, جوابِ, تلخ, بدیع, دهانِ, نباتی, فَکَم, تُمَرِّرُ, عَیشي, أنتَ, حاملُ, شهدٍ, قَد, تُفَتَّشُ, عَینُ, الحیوةِ, الظُّلماتِ, شبانِ, تیره, امیدم, صبحِ, حقیقت, عَجین, آبِ, حیاتی, آدمی, جمالت, مَضَی, الزَّمانُ, قلبي, یَقولُ, إِنَّکَ, آتٍ, دیر, بماندم, امید, برنگرفتم, هَجَرتَ, سَواءٌ, عَشِیَّتي, غَداتي, شبم, روشن, قدرِ, کنارِ, فراتی, سَلِ, المَصانِعَ, رَکباً, تَهیمُ, الفَلَواتِ, بخشایش, آگاه, آژنگ, چهر, دروغ, نداند, نراند, فروغ, بماند, چین, بریده, بیم, کیهان, خدیو, بکوشد, پیوستگی, بشکرد, دانش, ناسپاس, رای, شرم, اندکی, یکیست, کزیشان, خرد, بباید, گریست, دیوند, گردن, فراز, رشکست, ننگست, ناپاک, دهم, سپاس, وهم, یزدان, ازین, شوم, کدامســت, آهرمــن, زورمنــد, ستمکاره, دیرساز, نبینند, خشنود, ایچ, فزونیش, بسیچ, اندوه, درد, همی, کور, بینند, رخساره, زرد, کزین, بگذری, خسروا, رشک, یکی, دردمندی, پزشک, تندی, دردمند, ننگ, ستیز, همیشه, کرده, چنگال, تیز, کینست, جوش, بتابد, سرپنجهٔ, شاهینِ, غافل, دیدی, قهقههٔ, کبکِ, خِرامان, درخشید, دولتِ, مُستَعجِل, راستی, خاتمِ, فیروزهٔ, بواسحاقی, مفتیِ, عقل, مسأله, لایَعْقِل, بِگَشتَم, بپرسم, سببِ, دردِ, فِراق, خُمِ, مِی, یادِ, حریفان, خرابات, شدم, سعیِ, باطل, دلم, نباشم, هرگز, سوز, نیازی, محفل, جور, تَطاول, دامگَه, شرح, مشکل, پیرِ, خِرَد, نَقلِ, مَعانی, سوسن, اثرِ, صحبتِ, روشنی, خاکِ, درت, سرِ, کویِ, دلخسته, دلدار, جنگیدن, گلشن, حسنی, پلنگیدن, مسلمانان, کافریدن, بهر, گرفتاران, مستضعف, فرنگیدن, نگاهی, التفاتی, یکرنگ, رعنا, رنگیدن, راندی, دلبرا, دنگی, کافی, بنگیدن, قوس, تیر, اجل, خورد, مردمان, توپ, تفنگیدن, طرزیا, طریق, مقصدی, زهاد, ریایی, عذر, لنگیدن, حَتّیٰ, یَذوقَ, مِنهُ, کأساً, الکرامه, طالب, جامی, اللهِ, رَأینا, حُباً, بِلا, ملامه, ملامت, گِرد, بُعدها, عذابٌ, قُربها, السلامه, پرسیدم, طبیبی, مَن, جَرَّبَ, المُجَرَّب, حَلَّت, الندامه, کآزمودم, سودم, لَیسَت, دُموعُ, عَینی, هٰذا, لَنا, العلامه, فراقش, علامت, اِنّی, رَأیتُ, دَهراً, هَجْرِکَ, القیامه, نوشتم, خاصه, مدهوشی, عار, مدهوش, آلودگان, طرب, بیدار, مطربا, بزم, سماع, بزن, زنم, رشتهٔ, زنار, نار, ساقیا, آتشین, ساغری, لبریز, ریز, بوسه, شکربار, بکن, طنّاز, افگار, دهانت, دلتنگ, نخواهم, عیّار, یار, عیشی, کوچه, زار, روا, گردد, عاشق, غمخوار, خوار, دهان, چيست, كليد, ِدر, گنج, ِصاحب, بسته, داند, جوهر, فروشست, پيله, خامشي, ادبست, مصلحت, كوشي, چيز, طَيره, سبكي, عقلست, فروبستن, متعلقان, منش, واقعه, مطلع, گردانيد, عزم, نيت, جزم, بَقيِت, معتكف, نشيند, گزيند, نيز, تواني, گير, مجانبت, شدن, عزت, عظيم, صحبت, قديم, نيارم, آنگه, گفته, عادت, مألوف, طريق, معروف, آزردن, جهلست, وكفارت, يمين, سوگند, سهل, خلاف, صوابست, نقص, راي, اولوالالباب, خردمندان, ذوالفقار, علي, نيام, كام, ِنوشين, رحيل, پياده, سبيل, عمارتي, ساخت, ديگري, وان, پخت, همچنان, هوسي, وين, عمارت, بسر, يار, ناپايدار, مدار, دوستي, نشايد, غدار, نيك, همي, ببايد, مرُد, خُنُك, گوي, نيكي, برُد, برگ, عيشي, گور, نيارد, برَف, تموز, مردادماه, اندكي, غَره, تهي, ترسمت, پُر, نياوري, دستار, مزروع, بخورد, يـد, خيد, خوانده, نارس, گندم, خرمنش, بايد, چيد, چيدن, يعني, گدايي, كردن, كار, كوس, زدند, پنجاه, خوابي, دريابي, نفسي, نگه, كنم, نماند, بسي, شيخ, مصلح, الدين, شيرازي, درگلستان, آورده, تأمل, ايام, گذشته, كردم, تلف, تأسف, خوردم, سراچه, الماس, ديده, سفتم, بيت, مناسب, یادت, کاهم, گرم, آوری, بندد, نیلوفر, پای, کوهی, دره, مرده, ماران, خفتگانند, وزان, دلخستگانت, اندوهی, فراهم, گیرند, شاخ, تلاجن, سایه, سیاهی, إِلَهَ, الْحَيُّ, الْقَيُّومُ, تَأْخُذُهُ, سِنَةٌ, نَوْمٌ, الْأَرْضِ, ذَا, الَّذِي, يَشْفَعُ, عِنْدَهُ, بِإِذْنِهِ, يَعْلَمُ, بَيْنَ, أَيْدِيهِمْ, خَلْفَهُمْ, يُحِيطُونَ, بِشَيْءٍ, عِلْمِهِ, بِمَا, شَاءَ, وَسِعَ, كُرْسِيُّهُ, وَالْأَرْضَ, يَئُودُهُ, حِفْظُهُمَا, وَهُوَ, الْعَلِيُّ, الْعَظِيمُ, إِكْرَاهَ, الدِّينِ, قَدْ, تَبَيَّنَ, الرُّشْدُ, الْغَيِّ, فَمَنْ, يَكْفُرْ, بِالطَّاغُوتِ, وَيُؤْمِنْ, بِاللَّهِ, فَقَدِ, اسْتَمْسَكَ, بِالْعُرْوَةِ, الْوُثْقَى, انْفِصَامَ, لَهَا, وَاللَّهُ, سَمِيعٌ, عَلِيمٌ, وَلِيُّ, الَّذِينَ, آمَنُوا, يُخْرِجُهُمْ, وَالَّذِينَ, كَفَرُوا, أَوْلِيَاؤُهُمُ, الطَّاغُوتُ, يُخْرِجُونَهُمْ, أُولَئِكَ, أَصْحَابُ, النَّارِ, هُمْ, فِيهَا, خَالِدُونَ, فرهیخته, خدمات, الکترونیکی, برق, ایزی, تریدر, سهام, عدالت, میل, کافه, وبگاه, عروض, اعراب, گذاری, هوشمند, آیات, پارس, قرآن, دیجیتال, عربی, بوکی, فقاهت, دایره, المعارف, کتابداری, وفاتی, سوزناک, کامل, شاعران, خراسان, عراق, قائمیه, مناسبتی, فنون, مجری, رسانه, پایگاه, اطلاع, رسانی, حوزه, علمیه, ضرب, المثل, دادگان, دستور, تخصصی, شهید, مطهری, تحقیقات, فرهنگ, رحیم, هادی, دنیای, اقتصاد, ملت, شبکه, رجانیوز, همشهری, دیدبان, کلینیک, نرخ, خلافی, آنالیز, تولد, خبرآوران, تابناک, فانوس, بندیر, افتو, فصلی, برتر, بویرنیوز, ندای, امت, صدا, سیما, افق, پیوار, افکار, کبنا, سجام, سایپا, آسان, درایور, ایرانداک, بومینو, یکپارچه, تخصیص, یاب, گرسیوز, هنجارگریزی, متوسطه, انواع, موسیقی, وحشی, بافقی, عناصر, رمان, خمار, فتانه, حاج, سید, جوادی, ابعاد, شخصیتی, رستم, متون, دیگر, مرگ, سهراب, معرفی, نسخه, خطی, احسن, المنظومه, رمز, گشایی, ارتباطات, کلامی, بوستان, پردازی, زنان, ایرانی, خاقانی, مثبت, فرنگیس, منفی, سودابه, ریخت, شناسی, قصه, عامیانه, ماه, اساس, نظریه, ولادیمیر, پراپ, فراهنجاری, دفتر, شعری, البکاء, بین, یدی, زرقاء, الیمامه, امل, دنقل, دائی, ناپلئون, تصور, بازنمایی, طنزآمیز, واقعیت, محتوای, کتب, ابتدایی, تاثیرپذیری, المعنویهالخفیه, گلشنی, بردعی, مضامین, مفاهیم, میزخدمت, ویندوز, گنجور, قمر, عقرب, اوقات, شرعی, ورد, فرهنگنامه, کلمات, مدیو, موبوتل, gmail, کلاسی, تاملند, مروارید, آموزان, انگلیسی, اپلیکیشن, ملمعات, مراحل, ارائه, سخنرانی, فراخوان, آزمون, دیجی, رسا, سلامت, مصنوعی, فیلتر, حمایت, بلد, واتساپ, بله, روبیکا, آیگپ, عدلیران, گاز, درگاه, ملی, مجوزها, مشارکتها, کارت, ورود, جلسه, گواهی, فرادرس, خسرو, نوشتار, ted, کانون, کارشناسان, دادگستری, رهگیری, مرسولات, پستی, مجازی, بلاگفا, مدرسه, روزنامه, نگاری, صندوق, پرستاری, هزینه, تست, اینترنت, وزن, عروضی, مجله, نوآوری, آموزشی, جزوه, گاه, پرشین, دیالوگ, ترکیب, جداسازی, صفحات, سایت, دکتر, شروین, وکیلی, درمان, میز, خدمت, تعمیر, پرینتر, مزایده, استاندارد, آپلود, فایل, ترکاشوند, تماس, عناوین, صفحه, اصلی, ادبــــــــــــی, آمــــــــــــــوزشی, عـــــــــلمی,
Text of the page (random words):
مي شود خوشه نارس گندم و جو وقت خرمنش خوشه بايد چيد خوشه چيدن يعني گدايي كردن كسي از متعلقان منش بر حسب واقعه مطلع گردانيد كه فلان عزم كرده است و نيت جزم كه بَقيِت عمر معتكف نشيند و خاموشي گزيند تو نيز اگر تواني سر خويش گير و راه مجانبت دور شدن پيش گفتا به عزت عظيم و صحبت قديم كه دم بر نيارم و قدم بر ندارم مگر آنگه كه سخن گفته شود به عادت مألوف و طريق معروف كه آزردن دوستان جهلست وكفارت يمين سوگند سهل و خلاف راه صوابست و نقص راي اولوالالباب خردمندان ذوالفقار علي در نيام و زبان سعدي در كام زبان در دهان اي خردمند چيست كليد ِدر ِ گنج ِصاحب هنر چو در بسته باشد چه داند كسي كه جوهر فروشست يا پيله ور اگر چه پيش خردمند خامشي ادبست به وقت مصلحت آن به كه در سخن كوشي دو چيز طَيره سبكي عقلست دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي شاطر عباس صبوحی تاريخ سه شنبه ۱۴۰۳ ۱۱ ۲۳ 20 53 نویسنده کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار خوار در ره عشق تو اندر کوچه و بازار زار در جهان عیشی ندارم بی رخت ای دوست دوست جز تو در عالم نخواهم ای بت عیّار یار از دهانت کار گشته بر من دلتنگ تنگ با لب لعل تو دارد این دل افگار کار هر چه می خواهی بکن با من تو ای طنّاز ناز گر دهی یک بوسه ام زان لعل شکربار بار ساقیا زان آتشین می ساغری لبریز ریز تا به مستی بر زنم در رشتهٔ زنار نار مطربا بزم سماع است و بزن بر چنگ چنگ چشم خواب آلودگان را از طرب بیدار دار ای صبوحی شعر تو آرد به هر مدهوش هوش خاصه مدهوشی که گوید دارم از اشعار عار ملمعی از حافظ تاريخ جمعه ۱۴۰۳ ۰۸ ۰۴ 9 33 نویسنده از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هَجْرِکَ القیامه دارم من از فراقش در دیده صد علامت لَیسَت دُموعُ عَینی هٰذا لَنا العلامه هر چند کآزمودم از وی نبود سودم مَن جَرَّبَ المُجَرَّب حَلَّت به الندامه پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بُعدها عذابٌ فی قُربها السلامه گفتم ملامت آید گر گِرد دوست گردم و اللهِ ما رَأینا حُباً بِلا ملامه حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین حَتّیٰ یَذوقَ مِنهُ کأساً مِن الکرامه طرزی افشار تاريخ یکشنبه ۱۴۰۳ ۰۷ ۲۲ 15 25 نویسنده با من دلخسته ای دلدار جنگیدن چرا تو غزال گلشن حسنی پلنگیدن چرا با مسلمانان ِ مسکین کافریدن بهر چه با گرفتاران مستضعف فرنگیدن چرا می نگاهی بر من و می التفاتی با رقیب با من ِ یکرنگ ای رعنا دو رنگیدن چرا از سر کوی ات من ِ دیوانه را راندی به سنگ دلبرا دنگی مرا کافی ست بنگیدن چرا هر یک از قوس ِ قضا تیر اجل خواهند خورد مردمان را گو که این توپ و تفنگیدن چرا طرزیا چون در طریق عاشقی می مقصدی هم چو زهاد ریایی عذر ِ لنگیدن چرا غزلی از خواجه راز تاريخ سه شنبه ۱۴۰۳ ۰۱ ۲۱ 19 23 نویسنده یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود دیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثرِ صحبتِ پاک بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود دل چو از پیرِ خِرَد نَقلِ مَعانی می کرد عشق می گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود آه از آن جور و تَطاول که در این دامگَه است آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز چه توان کرد که سعیِ من و دل باطل بود دوش بر یادِ حریفان به خرابات شدم خُمِ مِی دیدم خون در دل و پا در گل بود بس بِگَشتَم که بپرسم سببِ دردِ فِراق مفتیِ عقل در این مسأله لایَعْقِل بود راستی خاتمِ فیروزهٔ بواسحاقی خوش درخشید ولی دولتِ مُستَعجِل بود دیدی آن قهقههٔ کبکِ خِرامان حافظ که ز سرپنجهٔ شاهینِ قضا غافل بود ده دیو به روایت فردوسی در شاهنامه تاريخ شنبه ۱۴۰۳ ۰۱ ۱۸ 19 42 نویسنده بدو گفت کسری که ده دیو چیست کزیشان خرد را بباید گریست چنین داد پاسخ که آز و نیاز دو دیوند با زور و گردن فراز دگر خشم و رشکست و ننگست و کین چو نمّام و دوروی و ناپاک دین دهم آنک از کس ندارد سپاس به نیکی وهم نیست یزدان شناس بدو گفت ازین شوم ده با گزند کدامســت آهرمــن زورمنــد چنین داد پاسخ به کسری که آز ستمکاره دیوی بود دیرساز که او را نبینند خشنود ایچ همه در فزونیش باشد بسیچ نیاز آنک او را ز اندوه و درد همی کور بینند و رخساره زرد کزین بگذری خسروا دیو رشک یکی دردمندی بود بی پزشک اگر در زمانه کسی بی گزند به تندی شود جان او دردمند دگر ننگ دیوی بود با ستیز همیشه به بد کرده چنگال تیز دگر دیو کینست پر خشم و جوش ز مردم بتابد گه خشم هوش نه بخشایش آرد برو بر نه مهر دژ آگاه دیوی پر آژنگ چهر دگر دیو نمّام کو جز دروغ نداند نراند سخن با فروغ بماند سخن چین و دوروی دیو بریده دل از بیم کیهان خدیو میان دو تن جنگ و کین آورد بکوشد که پیوستگی بشکرد دگر دیو بی دانش و ناسپاس نباشد خردمند و نیکی شناس به نزدیک او رای و شرم اندکی ست به چشمش بد و نیک هر دو یکیست ملمع سعدی تاريخ چهارشنبه ۱۴۰۲ ۰۹ ۲۹ 0 49 نویسنده سَلِ المَصانِعَ رَکباً تَهیمُ في الفَلَواتِ تو قدرِ آب چه دانی که در کنارِ فراتی شبم به رویِ تو روز است و دیده ها به تو روشن و إِن هَجَرتَ سَواءٌ عَشِیَّتي و غَداتي اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم مَضَی الزَّمانُ و قلبي یَقولُ إِنَّکَ آتٍ من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم اگر گِلی به حقیقت عَجین آبِ حیاتی شبانِ تیره امیدم به صبحِ رویِ تو باشد و قَد تُفَتَّشُ عَینُ الحیوةِ فِي الظُّلماتِ فَکَم تُمَرِّرُ عَیشي و أنتَ حاملُ شهدٍ جوابِ تلخ بدیع است از آن دهانِ نباتی نه پنج روزهٔ عمر است عشقِ رویِ تو ما را وَجَدتَ رائِحَةَ الوُدِّ إِن شَمَمتَ رُفاتي وَصَفتُ کُلَّ مَلیحٍ کما یُحِبُّ و یَرضیٰ مَحامدِ تو چه گویم که ماورای صفاتی أخافُ مِنکَ و أرجو و أستَغیثُ و أدنو که هم کمندِ بلایی و هم کلیدِ نجاتی ز چشمِ دوست فتادم به کامهٔ دلِ دشمن أحِبَّتي هَجَروني کَما تَشاءُ عُداتي فراقنامهٔ سعدی عجب که در تو نگیرد و إِن شَکَوتُ إِلی الطَّیرِ نُحنَ في الوُکَناتِ تاريخ چهارشنبه ۱۴۰۲ ۰۹ ۰۸ 10 8 نویسنده آیت الله بهجت رحمه الله علیه برای محفوظ ماندن هر صبح و غروب سه بار بگوید اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من ترید خداوندا مرا در زره قوی و نگهدارنده خود که هر کس را بخواهی در آن قرار می دهی قرار بده چهار قل تاريخ سه شنبه ۱۴۰۲ ۰۹ ۰۷ 6 38 نویسنده سوره کافرون بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ ١ لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ٢ وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ٣ وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ ۴ وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ۵ لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ ۶ بگو اى کافران ۱ آنچه مى پرستید نمى پرستم ۲ و آنچه مى پرستم شما نمى پرستید ۳ و نه آنچه پرستیدید من مى پرستم ۴ و نه آنچه مى پرستم شما مى پرستید ۵ دین شما براى خودتان و دین من براى خودم ۶ سوره فلق بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ١ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ٢ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ٣ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ۴ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ۵ بگو پناه مى برم به پروردگار سپیده دم ۱ از شرّ آنچه آفریده ۲ و از شرّ تاریکى چون فراگیرد ۳ و از شرّ دمندگان افسون در گره ها ۴ و از شرّ هر حسود آنگاه که حسد ورزد ۵ سوره ناس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ١ مَلِکِ النَّاسِ ٢ إِلَهِ النَّاسِ ٣ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ۴ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ۵ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ ۶ بگو به پروردگار مردم پناه می برم ١ فرمانروای مردم ٢ خدای مردم ٣ از شر وسوسه وسوسه گر نهانی ۴ آن که در دل های مردم وسوسه می کند ۵ خواه از جنیان باشد یا از آدمیان ۶ سوره توحید بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ١ اللَّهُ الصَّمَدُ ٢ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ٣ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ۴ بگو خداوند یکتاست ١ خدا بی نیاز است ٢ نه زاییده و نه زاییده شده فرزند ندارد و فرزند کسی نیست ٣ هیچ کس همتای او نیست ۴ به سوی تو کوروس سرهنگ زاده تاريخ سه شنبه ۱۴۰۲ ۰۸ ۱۶ 23 56 نویسنده به سوی تو به شوق روی تو به طرف کوی تو سپیده دم آیم مگر تو را جویم بگو کجایی نشانِ تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم ببین چه بی پروا رهِ تو می پویم بگو کجایی کی رود رُخِ ماهت از نظرم نظرم به غیر نامت کی نام دگر ببرم اگر تورا جویم حدیث دل گویم بگو کجایی به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی یکدم از خیال من نمی روی ای غزال من دگر چه پرسی ز حال من تا هستم من اسیر کوی توام به آرزوی توام اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی حدیث نبوی تاريخ شنبه ۱۴۰۱ ۰۶ ۱۹ 12 44 نویسنده و از جناب سیّد ابرار مروی است که مَنْ أَزْرَعَ الْعَدَاوَة حَصَلَ ما بَذَرَ یعنی هر کسی که تخم عداوت در دل خود کاشت حاصل آن همان خصومت برداشت تاريخ پنجشنبه ۱۴۰۱ ۰۶ ۱۷ 10 47 نویسنده حسـود را حسـد او بـس اسـت در عـالـم کـه در بـلا و غــم و رنــج داردش هـردم حـسود بر دگـران آتـشی برافـروزد چو نیک در نـگری خـویش در میان سـوزد تاريخ جمعه ۱۴۰۱ ۰۵ ۲۸ 7 46 نویسنده السّعیدُ سعیدٌ في بطنِ اُمِّهِ و الشّقيُّ شَقِيٌ في بَطْنِ أُمِّهِ را یعنی سعید سعید است به حسب افعال در بطن مادر خود و شقی شقی است به حسب اعمال در رحم مادر خود تاريخ دوشنبه ۱۴۰۱ ۰۵ ۲۴ 8 20 نویسنده مکن کاری که پا بر سنگت آیو جهان با این فراخی تنگت آیو چو فردا نامه خوانان نامه خوانند تو وینی نامهٔ خود ننگت آیو تاريخ دوشنبه ۱۴۰۱ ۰۵ ۲۴ 8 4 نویسنده آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فـرزنـد و عـیـال خـانمـان را چـه کـنـد دیـوانـه کـنـی هـر دو جـهـانـش بـخـشـی دیـوانـۀ تو هـر دو جـهـان را چـه کـنـد تاريخ یکشنبه ۱۴۰۱ ۰۵ ۲۳ 13 1 نویسنده پیامبر اکرم ص فرموده است که اکثر شهیدان امّت من از اهل فراشند یعنی بسیارند از مؤمنین که برفراش استراحت خوابیده اند و در بستر فراغت غنوده اند و قصد و اعتقاد صحیح داشته که در جهاد به شهادت رسند به این معنی که کاش من در راه امام زمان جهاد می کردم که تا کشته می گردیدم پس در ازاء قصد صحیح او ثواب شهدا در نامۀ اعمال او ثبت خواهند کرد تاريخ یکشنبه ۱۴۰۱ ۰۵ ۲۳ 11 20 نویسنده فردا که دوست کشتۀ خود را ندا کـند خیزد ز خاک و بار دگر جان فدا کند تاريخ دوشنبه ۱۴۰۱ ۰۵ ۱۷ 18 38 نویسنده شب در بستر عافیت خوابیدیم و صبح خود را در هاویه دیدیم امثال و حکم حرف ن تاريخ چهارشنبه ۱۴۰۱ ۰۵ ۰۵ 0 50 نویسنده ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد نازنینتر ز قدت در چمن ناز نرست خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود نازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهاد بهتر آن است که با مردم بد ننشینی نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این ناظر روی تو صاحب نظرانند آری سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه ناله ام در سینه ماند و استخوانم در گلو تا خروش خفته را از دل برآرم چاه کو ناله را هر چند می خواهم که پنهانش کنم سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست نام حافظ گر برآید بر زبان کلک دوست از جناب حضرت شاهم بس است این ملتمس نام من رفته ست روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز نام نیک ار طلبد از تو غریبی چه شود تویی امروز در این شهر که نامی داری نامت شنوم دل ز فرح زنده شود حال من از اقبال تو فرخنده شود نامم ز کارخانه عشاق محو باد گر جز محبت تو بود شغل دیگرم ناموس عشق و رونق عشاق می برند عیب جوان و سرزنش پیر می کنند نان آن مدخل ز بس زشتم نمود از پی خوردن گوارشتم نبود ناوک چشم تو در هر گوشه ای همچو من افتاده دارد صد قتیل ناوک غمزه بیار و رسن زلف که من جنگ ها با دل مجروح بلاکش دارم نباشد زین زمانه بس شگفتی اگر بر ما ببارد آذرخشا نبندی زان میان طرفی کمروار اگر خود را ببینی در میانه نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت نخواهی دید روی او اگر دیدت همین باشد طلب کن نور چشم از او که تا بینی لقای او ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی تا در میکده شادان و غزل خوان بروم نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج نروند اهل نظر از پی نابینایی نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت نخواهی دید روی او اگر دیدت همین باشد طلب کن نور چشم از او که تا بینی لقای او ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی تا در میکده شادان و غزل خوان بروم نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج نروند اهل نظر از پی نابینایی نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست نرگس همه شیوه های مستی از چشم خوشت به وام دارد نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید دور از رخت این خسته رنجور نماندست نژاد و گوهر من از محیط یکرنگی است مرا به زور چو شبنم به رنگ و بو بستند نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ ز خاک کالبدش صد هزار لاله برآید نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی نسیم مشک تاتاری خجل کرد شمیم زلف عنبربوی فرخ نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم نشان عهد و و فا نیست در تبسم گل بنال بلبل بیدل که جای فریاد است نشان موی میانش که دل در او بستم ز من مپرس که خود در میان نمی بینم نصاب حسن در حد کمال است زکاتم ده که مسکین و فقیرم نصره الدین شاه یحیی آن که خصم ملک را از دم شمشیر چون آتش در آب انداختی نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو که مستحق کرامت گناهکارانند نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را نصیحت گوش کن کاین در بسی به از آن گوهر که در گنجینه داری نصیحت کسی سودمند آیدش که گفتار سعدی پسند آیدش نصیحتگوی رندان را که با حکم قضا جنگ است دلش بس تنگ می بینم مگر ساغر نمی گیرد نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر که این حدیث ز پیر طریقتم یاد است تک بیت تاريخ جمعه ۱۴۰۱ ۰۲ ۱۶ 18 49 نویسنده اگـر لـذّت تــرک لــذّت بـدانـی دگـر لذّت نـفـس لـذّت نـخوانـی حدیث تاريخ چهارشنبه ۱۴۰۱ ۰۲ ۱۴ 13 11 نویسنده لَاتَجْمَعُ الْمَال مِنَ الحِّلِ یعنی جمع مال از حلال ممکن نیست تضمین ملک الشعرای بهار از شعر سعدی تاريخ پنجشنبه ۱۴۰۱ ۰۲ ۰۸ 23 53 نویسنده شبی در محفلی با آه و سوزی شنیدستم که مرد پاره دوزی چنین می گفت با پیر عجوزی گلی خشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم گرفتم آن گل و کردم خمیری خمیر نرم و نیکو چون حریری معطر بود و خوب و دلپذیری بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم همه گـلـهای عالـــم آزمودم ندیدم چون تو و عبرت نمودم چو گل بشنید این گفت و شنودم بگفتا من گِلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گُل نشستم گل اندر زیر پا گسترده پر کرد مرا با همنشینی مفتخر کرد چو عمرم مدتی با گل گذرکرد کمال هم نشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم سخنی از نهج البلاغه تاريخ پنجشنبه ۱۴۰۰ ۰۷ ۰۸ 13 58 نویسنده امام علی عليه السلام فرمودند فِي تَقَلُّبِ الاَْحْوَالِ عُلِم جَوَاهِرِ الرِّجَالِ در دگرگونى حالات گوهر مردان شناخته مى شود یا علی تاريخ چهارشنبه ۱۴۰۰ ۰۴ ۲۳ 8 22 نویسنده خدا با اسم اعظم یا علی گفت ملک در اولین دم یا علی گفت عجب سری است در خلقت که از خاک چو برمی خاست آدم یا علی گفت عصا در دست موسی اژدها شد کلیم آنجا مسلم یا علی گفت مسیحا دم از آن گردید عیسی که در دامان مریم یا علی گفت محمد در شب معراج برخاست به قصد قرب اعظم یا علی گفت ز لیلایی شنیدم یا علی گفت به مجنونی رسیدم یا علی گفت مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت چمن با ریزش باران رحمت دعایی کرد و او هم یا علی گفت نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت علی را ضربتی کاری نمی شد گمانم ابن ملجم یا علی گفت مگر خیبر ز جایش کنده می شد یقین آنجا علی هم یا علی گفت صلوات نامه تاريخ یکشنبه ۱۴۰۰ ۰۴ ۲۰ 1 39 نویسنده صدر و صفا محمد محمود نام احمد دریای جود سرمد صل علی محمد صلوات بر محمد آدم که در جهان شد جفتش حوا روان شد این داستان عیان شد صل علی محمد صلوات بر محمد صلوات را خدا گفت درشأن مصطفی گفت جبریل و مرتضی گفت صل علی محمد صلوات بر محمد آدم که باب ما بود سرخیل انبیا بود وردش همین دعا بود صل علی محمد صلوات بر محمد صلوات گر بگویی گر تو ز خیل اویی یابی هرآنچه جویی صل علی محمد صلوات بر محمد ما مصطفی ندیدیم نام خوشش شنیدیم دینش به دل گزیدیم صل علی محمد صلوات بر محمد قدش چو سرو بستان سر تا قدم گلستان لطفش هزار دستان صل علی محمد صلوات بر محمد هر گل که در جهان است رنگ رخش از آن است این داستان عیان است صل علی محمد صلوات بر محمد کبکان کوهساری مرغان لاله زاری می خواننت به زاری صل علی محمد صلوات بر محمد قمری بسوز ناله چشمش شده پیاله مششغول ذکر واله صل علی محمد صلوات بر محمد ماهی که در لب آب با سرعت و تب تاب گوید به نیش ...
|