Meta tags:
description= اقلیم عشق;
Headings (most frequently used words):
های, یار, من, اقلیم, عشق, همان, بهتر, جان, ممنونم, آقوی, همساده, سادیستیک, عمر, گران, میگذرد, برف, وسیگار, سورپرایز, بزرگ, کار, دنیا, ساعت, خوشی, دلتنگی, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
یار (25), این (22), جان (20), ۱۳۹۲ (18), برای (17), شده (16), های (15), نوشته (14), اما (12), اون (12), خیلی (11), ساعت (11), عاطفه (11), بود (11), توسط (10), یارجان (10), خدا (9), دارم (9), کردم (9), دلم (8), همه (8), کار (8), اصلا (8), البته (7), دوست (7), هایی (7), ومن (7), شیراز (7), یاد (7), بچه (7), ندارم (7), شروع (7), زندگی (6), باهم (6), خوشی (6), بهم (6), رفتیم (6), بعدش (6), صبح (6), داداش (6), مامان (6), دست (6), حرف (6), شدیم (5), الان (5), شدم (5), شنبه (5), میکنم (5), یعنی (5), بودن (5), پارک (5), زیر (5), بار (5), خونه (5), کنم (5), نیست (5), بزرگه (5), ازین (5), میکنه (5), منم (5), همان (5), بهتر (5), لحظه (4), عشق (4), آبان (4), روز (4), وقتی (4), ذوق (4), نداره (4), بخاطر (4), کلی (4), تنگ (4), برام (4), نصف (4), خواب (4), عقد (4), نمیدونم (4), وبعدش (4), بنده (4), میگه (4), میاد (4), اینکه (4), مامانم (4), کنه (4), آبجی (4), اومده (4), زدن (4), برف (4), همچین (4), سیگار (4), عاشق (4), کمک (4), درس (4), خاطره (4), قطع (3), وبلاگ (3), حالا (3), دوتامون (3), بخصوص (3), منو (3), هست (3), انقدر (3), اینقدر (3), چون (3), خانم (3), بیشتر (3), جونم (3), دیدیم (3), بازی (3), میکردم (3), اونجا (3), اینجا (3), یکشنبه (3), ادامه (3), خواهر (3), هیچ (3), برم (3), والبته (3), زده (3), ازش (3), خودش (3), دیشب (3), جواب (3), چند (3), هزار (3), اومدم (3), دیدن (3), خلاصه (3), وسط (3), سوار (3), نبود (3), خوش (3), کردن (3), گرفته (3), میگم (3), خوندن (3), گفتم (3), بعد (3), کرده (3), فیلم (3), بهش (3), میکنن (3), توقع (3), دارن (3), بیست (3), کلا (3), هستیم (3), یکی (3), سرمایه (3), ممنونم (3), رنگ (2), پیچ (2), باشم (2), آرشیو (2), خرداد (2), بهمن (2), بگم (2), زیادی (2), هجدهم (2), باز (2), میبینم (2), شکر (2), میکردی (2), حاضر (2), رخش (2), بخون (2), درد (2), اولش (2), بدن (2), زیاد (2), میشه (2), دلتنگی (2), خوب (2), هیچوقت (2), باغ (2), خوابم (2), هات (2), خوردیم (2), زدیم (2), میرسیم (2), گریه (2), نوزدهم (2), امروز (2), ازینجا (2), صبحانه (2), بده (2), صبحونه (2), خودم (2), زود (2), اگه (2), دیگه (2), بدنیا (2), استرس (2), همیشه (2), زندگیم (2), بیرون (2), هرچند (2), نشه (2), میده (2), میدونم (2), خبری (2), باید (2), کیلومتر (2), روزی (2), حرکت (2), واز (2), ویار (2), کردیم (2), راه (2), اتوبوس (2), نداشتم (2), میخواد (2), اینا (2), هاش (2), بچگونه (2), اومد (2), کرد (2), جدی (2), پایین (2), خودت (2), رفتم (2), نماز (2), حالی (2), باور (2), سرما (2), سورپرایز (2), برفی (2), مردم (2), بقول (2), آخه (2), شیرازه (2), چیز (2), فهمیدم (2), میگفت (2), تعارف (2), رفت (2), مغازه (2), ازونجا (2), دار (2), فقط (2), سرمون (2), داره (2), پنجشنبه (2), جوونی (2), پیش (2), نمیتونم (2), قبول (2), میبینن (2), همینجور (2), داشت (2), حیوون (2), خونگی (2), پنهون (2), همساده (2), شباهتم (2), اممممممم (2), هنوز (2), مرغ (2), راستی (2), گربه (2), شرایط (2), وبا (2), غیر (2), همین (2), دسته (2), عرض (2), زندگیمون (2), یکسال (2), نشوند (2), اقلیم (2), blogfa, com, همراز, بعلاوه, همسر, بهشتی, فروزان, حسنی, سادات, محمد, رضا, وعاطفه, وزهرای, خوبم, خوشبخت, ترین, مطلع, ووصل, ومهره, خانومی, وآقایی, آقا, مهندس, وخانم, استاد, توفقط, لیلی, باش, رضوان, همسرمومن, زوج, شیعه, یواشکی, بدبختی, چاق, آغوش, خوشبختی, زنی, نگار, نوید, اسمایلی, پسته, خندان, پیوندها, روزانه, ترشحات, فکری, عاشقانه, خاطرات, موضوعی, اردیبهشت, تیر, شهریور, مهر, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, خانه, همسرم, بهتره, نامزدم, سال, آشنا, ازون, روزهای, گذروندیم, دید, عوض, آشناییمون, متفاوت, سعی, خاطراتم, بنویسم, افکاری, انرژی, میدن, سمت, خوبتر, شدن, میبرن, مطالب, قدیمی, شناسنامم, صفحه, دومش, اسم, همینجوری, میزنم, اسمت, وخدارو, داشتنت, عیب, خوشالم, دلتنگتم, دلتنگیا, خیییلییی, لوس, بازیام, خریدارشون, بودی, خنده, شام, دوتایی, اتاق, میخوردیم, شبایی, میومدی, خودمو, میزدم, لحظاتی, میشینم, پشت, وتو, میگی, شعر, عاشقونس, مخاطبش, تویی, توی, هیاهوی, خیابونای, برات, میخونم, فراق, دردای, عضلانی, گرمه, میگذره, دردش, خییلی, دلتنگم, داشتم, عکسای, میدیدم, دوباره, میبینمت, میفتم, ازمون, نگیر, اونروز, عفیف, آباد, نارنج, میچیدی, قهوه, خونش, وآقا, سرد, وبهم, نگاه, نمیکردن, آرزو, اینجوری, نشیم, اونشب, سلطان, قلب, بغلت, برد, آزادی, چاکلت, همصدا, آهنگ, خواجه, امیری, پخش, میشد, گوشت, میخوندم, عاشقتم, بیرحمی, عصر, قشنگ, پیتزا, خندیدیم, قدم, بارون, آلاچیق, وایسادیم, یقه, کاپشنت, وقتایی, پیچی, اسمشو, گذاشتم, صدامو, سنجد, ومیگم, یادته, هوا, ابریه, میریم, شوهر, وفکر, چقدر, وقت, نمیده, تصمیم, میگیرم, برا, درست, بخورم, اهل, خانوادم, یکصدم, بلاها, میاره, بیارم, عاق, والدین, میشم, ماه, دیدنش, نمیرم, خاطر, نیومد, میخوام, وجود, آدمو, بندازم, صله, رحمه, وگناهه, مذهبی, حربه, استفاده, طرد, اینطورنمیبینم, وجودش, لطمه, وآزارم, دلش, میسوزه, وبقول, مادره, اتفاقی, افتاده, هام, نمیداد, گوشیش, خاموشه, ونگرانم, قضایا, عادت, مشتری, وازین, سخته, نیاد, بخیر, عادتشو, ترک, وبدونه, اینورتر, نگرانم, دنیا, پانزدهم, حدود, داستان, اومدن, اینبار, گویا, هماهنگی, ومیره, میرن, شهر, میان, روستای, محبوب, سردسیر, فردا, شبش, همرا, دوماد, عزیز, کافی, شاپ, ونسکافه, واینجور, اولین, بهمراه, رفتن, ودیگه, لحظات, تلخ, وداع, گذشت, اونقدر, دقیقه, یکبار, خوشحالی, شیهه, میکشیدم, برنامه, چینندگان, خوشحال, بوده, نهایت, تشکر, قربونش, الهی, فردای, چله, ومیترا, دختر, دماغ, میدادم, خبر, واینحرفا, وبابا, رفته, نبودن, اذان, مغرب, بودکه, برگشتن, وشوهرش, همراه, وداداش, کوچیکه, میزنه, طبق, عادتش, گفت, جونت, اونجایی, باهام, شوخی, حرفشو, نگرفتم, میپرید, بالا, بخدا, راست, بیا, حیاط, ببین, ودماغ, یهو, میکشید, جلوم, وایساد, وگفت, دیدی, راس, میدونه, چجور, قلبم, ریخت, قابل, مشغله, بیاد, بزرگ, هفدهم, دیروز, بیدار, هوای, بسیار, شاد, میکردن, وپارک, آدم, خوشگل, حداقل, تهران, فضای, شادی, ندیدم, لعنتی, بامزه, داریم, خزعبل, میبافیم, نکن, عزیزم, باتو, وکلی, خندیدم, همچنان, نرفت, عوضش, خیابون, گردی, بکشیم, ویکم, هله, هوله, خرید, نخی, نداشت, دوتا, گرونای, خودشو, داد, بودم, نتونستیم, بزنیم, میخواستیم, حروم, کنیم, بیجنبه, گیج, عصزهم, مادر, وخواهر, وخودش, وبرف, دریغ, گوله, بطرف, پرتاب, عقیده, ضعیفم, ومیمیرم, وخواهرش, میرفتیم, درخت, میتکوندیم, وحسابی, میخندیدیم, باشگاه, وخودمو, خفه, تردمیل, دویدم, دویدنم, وسیگار, مزخرف, چینی, ماجراش, قرار, خانمه, بازیگر, وبچه, نمیشد, شوهرش, توجه, اینم, جادو, جنبل, وبرای, حفظ, جنین, آدمیزاد, میخورد, موضوع, شنیدم, حقیقت, وبعضی, گروه, زمینی, کارها, آمییییییییییین, مربیگری, ورزشیمو, بگیرم, مدرسه, مشاور, بشم, استثنایی, هستم, مود, نیستم, محل, خوندنم, ثابت, خداجان, حواست, ومیدونم, تنهام, نمیذاری, ایمان, بتونم, مصلحت, خواهیات, روزا, وبابای, نصایح, بشین, فوق, لیسانس, تکلیف, مشخص, ونیام, وزندگیم, بخونم, میگرم, ازم, ارشد, طرف, کتاب, رشتمو, تحصیل, دانشگاهی, کنندس, وقتمو, تست, بنظرم, فایدس, تلف, بدم, خوبیه, حاضرن, براش, عجیب, وغریب, بزنن, چرا, جوونم, قدرشو, اونطور, عمر, گران, میگذرد, یکم, روزه, احساس, نخوابیدم, فکر, وهوای, جانه, قضیه, قراره, جغد, تشریف, وشب, همون, اولای, میبره, ذهن, مشوش, کنجکاوی, ویه, وشوهر, دیگر, آزاری, بیدارش, وضعیت, اشتغال, آلمانی, سوال, سادیسم, ومنم, چرت, وپرت, اونم, صدام, گفتن, کلماتی, مثل, اوکی, آهان, تشویق, حرفات, ناواضحه, وبیشتر, شبیه, وزوز, میمونه, سادیستیک, دوم, بودیم, ویراژ, میداد, داشته, جونوره, کافیه, ولش, کنن, وحش, گفتش, داری, وقتاییم, خستس, ومیگه, آقو, شما, شباهت, آقای, مثبت, دادم, آنجلینا, جولی, میبردم, نمیکردم, صرافت, ییهو, کشف, جالب, رسیدم, فامیل, دور, مرگ, نگو, شتم, راجع, حیوانات, مختلف, تفکر, وداشتم, نتیجه, میرسیدم, حیوونی, طوطی, دستمو, گاز, جاش, روشه, امممممم, بدردم, نمیخوره, همش, نیوکاسل, میگیرن, عزادار, چنگم, گزینه, مورد, علاقمو, بررسی, آقوی, چهارم, جامعه, وضع, گرونی, عملا, جوون, وبدون, پارتی, پدر, ومادرها, ممکن, میره, خوشبختانه, متاسفانه, اتفاقا, تونستیم, تجملات, وحتی, واجبات, گذشتیم, کارمون, میلنگه, مثال, خدمتتون, کدوم, مراسم, وعروسی, واین, قرتی, بازیا, نخواهیم, وپول, جهاز, احتمالا, پول, رهن, وسایل, عادی, واندک, بریم, سخت, کوشی, خستگی, هاوکم, خوابی, وگرسنگی, میکشی, ازت, وقدرتو, خواستم, بابت, پارسال, رسما, نامزد, انصافا, تلاش, صفر, معجزه, چیزی, وکاسبی, جور, منطقی, بخوام, عالی, محدود, واونقدر, ناامیدی, وسرکوفت, اطرافیانش, میزدن, نزد, وتلاششو, سوم, پیامک, مانند, فرستاده, عشقی, موقع, سراغت, بیاید, وجودت, بسوزاند, خریدار, ندارند, صدا, بمانند, تماس, ردمیشوند,
Text of the page (random words):
اقلیم عشق اقلیم عشق همان بهتر پیامک هایی که بی جواب می مانند همان بهتر که فرستاده نشوند تماس هایی که ردمیشوند همان بهتر که گرفته نشوند دلتنگی هایی که خریدار ندارند همان بهتر که بی صدا بمانند عشقی که بی موقع سراغت بیاید همان بهتر که وجودت را بسوزاند نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15 10 توسط عاطفه یار جان ممنونم شروع یک زندگی بخصوص تو شرایط الان جامعه وبا این وضع گرونی عملا برای یک جوون بی سرمایه وبدون پارتی یا کمک پدر ومادرها تا حد غیر ممکن پیش میره خوشبختانه یا متاسفانه من و یار جان جز همین دسته هستیم اتفاقا از اون دسته های کم توقع هم هستیم و تا اونجا که تونستیم از تجملات وحتی واجبات یک زندگی گذشتیم اما هنوز هم برای شروع زندگی کارمون میلنگه برای مثال خدمتتون عرض کنم که هیچ کدوم از مراسم عقد وعروسی واین قرتی بازیا نخواهیم داشت وپول جهاز بنده هم احتمالا پول رهن یک خونه شه و با وسایل عادی واندک بریم سر زندگیمون تو این یکسال یعنی از دی پارسال که رسما نامزد شدیم وبعدش هم عقد کردیم انصافا یارجان خیلی تلاش کرده وبا سرمایه صفر جز معجزه خدا چیزی نبود برای خودش یک کار وکاسبی جور کرده والبته که تو عرض این یکسال توقع خیلی غیر منطقی هس که بخوام شرایط عالی شه همین که با اون سرمایه محدود واونقدر ناامیدی وسرکوفت که اطرافیانش بهش میزدن جا نزد وتلاششو بیشتر کرد ازش ممنونم خواستم بگم یارجان جونم بابت همه سخت کوشی ها و خستگی هاوکم خوابی ها وگرسنگی هایی که بخاطر زندگیمون میکشی ازت ممنونم وقدرتو میدونم نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 20 3 توسط عاطفه آقوی همساده روزی سوار بر رخش یار بودیم و همینجور که یار جان داشت ویراژ میداد من گفتم یار جان من دلم میخواد یه حیوون خونگی داشته باشم خب یار جان هم که عشق جک و جونوره کافیه ولش کنن خونه رو باغ وحش کنه گفتش حالا چی دوست داری منم شروع کردم گزینه های مورد علاقمو یکی یکی بررسی کردن اممممممم گربه نه راستی من از گربه خاطره خوشی ندارم یه بار چنگم زده امممممم مرغ نه راستی این هم بدردم نمیخوره خاطره خوشی از مرغ ندارم همش نیوکاسل میگیرن منو عزادار میکنن اممممممم طوطی ازین یکی هم اصلا خاطره خوشی ندارم همچین دستمو گاز گرفته جاش هنوز روشه همینجور دا شتم راجع به حیوانات مختلف تفکر میکردم وداشتم به این نتیجه میرسیدم که از هیچ حیوونی خاطره خوش ندارم ییهو به یه کشف جالب رسیدم شباهتم به فامیل دور انقدر ذوق مرگ شدم که نگو یعنی اگه به شباهتم با آنجلینا جولی پی میبردم اینقدر ذوق نمیکردم دیگه کلا از صرافت حیوون خونگی هم بیرون اومدم اصلا از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من عاشق شباهت یار جان با آقای همساده شدم که بهش جواب مثبت دادم یعنی عاشق وقتاییم که خستس ومیگه له شدیم آقو له شدیم نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 21 توسط عاطفه یار سادیستیک من کلا چند روزه صبح ها احساس میکنم شب نخوابیدم اولش فکر میکردم بخاطر آب وهوای شیرازه بعدش فهمیدم کار یار جانه قضیه از این قراره که یار جان ما جغد تشریف دارن وشب ها کلا فیلم میبینن بعد من همون اولای فیلم ها خوابم میبره این یار جان بنده هم ازونجا که سادیسم دارن شروع میکنه با من حرف زدن ومنم تو خواب کلی چرت وپرت میگم بعد اونم تا صدام قطع میشه با گفتن کلماتی مثل خب اوکی آهان بعدش منو به ادامه حرف زدن تشویق میکنه البته میگه حرفات ناواضحه وبیشتر شبیه وزوز میمونه یه بار میگفت نصف شب بیدارش کردم واز وضعیت اشتغال زن های آلمانی ازش سوال کردم یه همچین ذهن مشوش و کنجکاوی دارم من ویه همچین زن وشوهر دیگر آزاری هستیم ما نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 19 46 توسط عاطفه عمر گران میگذرد دیشب یه فیلم خیلی مزخرف چینی با یارجان دیدیم ماجراش ازین قرار بود که خانمه بازیگر بود وبچه دار نمیشد والبته شوهرش بهش بی توجه بود اینم دست زده بود به جادو جنبل وبرای حفظ جوونی جنین آدمیزاد میخورد البته این موضوع رو شنیدم حقیقت داره وبعضی گروه های زیر زمینی ازین کارها میکنن حالا که جوونی اینقدر چیز خوبیه که مردم حاضرن براش دست به هزار کار عجیب وغریب بزنن چرا من که جوونم قدرشو اونطور که باید نمیدونم این روزا مامان وبابای یار جان خیلی ازین دست نصایح میکنن که بشین جدی برای فوق لیسانس بخون اما خب تا تکلیف زندگیم مشخص نشه ونیام سر خونه وزندگیم نمیتونم درس بخونم خیلی استرس میگرم وقتی میبینم همه ازم توقع دارن ارشد قبول شم با اینکه میبینن طرف کتاب ها نمیتونم برم رشتمو دوست دارم اما تحصیل دانشگاهی رو خیلی قبول ندارم هرچند کمک کنندس اما از این که وقتمو با تست زدن و خوندن درس هایی که بنظرم بی فایدس تلف کنم بدم میاد دوست دارم مربیگری ورزشیمو بگیرم یا تو یه مدرسه مشاور بشم یا خیلی دوست دارم به بچه های استثنایی کمک کنم عاشق کار کردن با بچه ها هستم اصلا تو مود درس خوندن نیستم چون محل درس خوندنم ثابت نیست نمیدونم چی پیش میاد خداجان خودت که حواست بهم هست ومیدونم تنهام نمیذاری فقط بهم ایمان بده که بتونم کمک هات و مصلحت خواهیات رو باور کنم آمییییییییییین نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 16 25 توسط عاطفه برف وسیگار دیروز که از خواب بیدار شدم هوای شیراز برفی بود و البته بسیار شاد مردم همه با هم برف بازی میکردن وپارک ها پر شده بود از آدم برفی های خوشگل خب من که حداقل تو تهران همچین فضای شادی ندیدم بقول یارجان آخه اینجا شیرازه لعنتی بعدش رفتم باشگاه وخودمو بقول یار جان خفه کردم بس که رو تردمیل دویدم آخه من عاشق دویدنم عصزهم با مادر وخواهر یارجان وخودش رفتیم پارک وبرف بازی البته دریغ از یه گوله برف که یار بطرف من پرتاب کنه عقیده داره من ضعیفم ومیمیرم از سرما بعدش هم با یار وخواهرش میرفتیم زیر درخت ها و برف هاش رو میتکوندیم رو سرمون وحسابی میخندیدیم شب هم یار سر کار نرفت عوضش با هم رفتیم خیابون گردی من به یارجان گفتم چه حالی میده سیگار بکشیم یارجان رفت یه مغازه ویکم هله هوله خرید بعد ازونجا که مغازه دار سیگار نخی نداشت دوتا از سیگار گرونای خودشو داد به ما منم مث چی ذوق کرده بودم اما خب دوتامون دو تا پک بیشتر نتونستیم بزنیم فقط میخواستیم سیگار بنده خدا رو حروم کنیم مث بیجنبه ها دوتامون سرمون گیج رفت یه چیز بامزه اینکه نصف شب فهمیدم داریم با یار جان بهم خزعبل میبافیم یار جان میگفت تعارف نکن منم گفتم عزیزم باتو که تعارف ندارم وبعدش به خودم اومدم وکلی خندیدم اما یار همچنان خواب بود نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 18 48 توسط عاطفه سورپرایز بزرگ الان حدود ده روزی هست اومدم شیراز داستان شیراز اومدن اینبار من ازینجا شروع شد فردای شب چله بود ومیترا خانم دختر داداش بزرگه بدنیا اومده بود منم اصلا دل و دماغ نداشتم از صبح هم به یارجان اس میدادم که دلم یه خبر خوش میخواد دلم گرفته واینحرفا مامان وبابا هم رفته بودن دیدن بچه داداش بزرگه و از صبح خونه نبودن خلاصه سر اذان مغرب بودکه مامان اینا برگشتن آبجی وشوهرش هم که از قم اومده بودن برای دیدن بچه همراه مامان اینا اومده بودن مامان من همیشه با بچه هاش بخصوص من وداداش کوچیکه بچگونه حرف میزنه وقتی اومد طبق عادتش شروع کرد بچگونه حرف زدن و گفت که یار جونت اومده از اونجایی که زیاد باهام شوخی میکنه حرفشو جدی نگرفتم مامانم هم میپرید بالا پایین که بخدا راست میگم بیا حیاط خودت ببین منم که اصلا دل ودماغ نداشتم رفتم شروع کردم به نماز خوندن یهو مامانم تو حالی که دست یار جان رو میکشید اومد جلوم وایساد وگفت دیدی راس میگم خدا میدونه که چجور وسط نماز قلبم پایین ریخت اصلا برام قابل باور نبود یار با اون همه مشغله هزار کیلومتر راه بیاد وسط سرما ومن رو سورپرایز کنه خلاصه که خیلی بهم خوش گذشت اونقدر که هر چند دقیقه یکبار از خوشحالی شیهه میکشیدم البته از آبجی جونم که جز برنامه چینندگان برای خوشحال کردن من بوده نهایت تشکر رو دارم قربونش برم الهی گویا نصف شب یار جان با هماهنگی آبجی از شیراز حرکت میکنه ومیره قم واز اونجا میرن شهر داداش بزرگه دیدن بچه وبعدش هم میان به روستای محبوب سردسیر من خلاصه فردا شبش به همرا آبجی و دوماد عزیز و من ویار جان حرکت کردیم وسط راه هم رفتیم کافی شاپ ونسکافه زدیم بر بدن بعدش هم من ویار جان قم سوار اتوبوس شیراز شدیم واینجور شد که من برای اولین بار بهمراه یارجان برای رفتن به شیراز سوار اتوبوس شدم ودیگه از لحظات تلخ وداع خبری نبود خدا رو شکر ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 40 توسط عاطفه کار دنیا اینجا یعنی خونه خواهر هوا ابریه امروز ازینجا میریم صبحانه شوهر خواهر رو حاضر کردم وفکر کردم چقدر بده خواهر هیچ وقت صبحونه این بنده خدا رو نمیده با خودم تصمیم میگیرم هر روز برا یار جان صبحونه درست کنم انقدر دوست دارم صبحانه رو صبح زود بخورم اما یار جان اهل صبح زود نیست نمیدونم دیشب چه اتفاقی افتاده بود که جواب اس ام اس هام رو نمیداد الان هم گوشیش خاموشه ونگرانم البته من به این قضایا عادت دارم و میدونم میاد میگه دیشب کلی مشتری بود وازین دست حرف ها هر چند برام خیلی سخته اما امروز تا خودش نیاد از اس ام اس صبح بخیر و این دست حرف ها خبری نیست باید این عادتشو ترک کنه وبدونه من هزار کیلومتر اینورتر نگرانم ماه دیگه بچه داداش بزرگه بدنیا میاد ومن دوست ندارم به دیدنش برم والبته که نمیرم نه به این خاطر که سر عقد من نیومد بخاطر اینکه میخوام استرس وجود این آدمو برای همیشه از زندگیم بیرون بندازم مامانم میگه این کار قطع صله رحمه وگناهه هرچند مامانم اصلا مذهبی نیست اما ازین حربه استفاده میکنه تا داداش بزرگه طرد نشه اما من اینطورنمیبینم وجودش تا الان لطمه های زیادی بهم زده وآزارم میده مامان هم با اینکه اصلا دل خوشی ازش نداره باز دلش برای اون میسوزه وبقول خودش مادره یارجان میگه اگه من سر خانوادم یکصدم این بلاها که داداش تو میاره بیارم صد بار عاق والدین میشم ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9 28 توسط عاطفه ساعت های خوشی خییلی دلتنگم داشتم عکسای عقد رو میدیدم نمیدونم دوباره کی میبینمت یاد همه لحظه های خوب باهم بودن میفتم یاد وقتایی که میرسیم سر پیچی که من اسمشو گذاشتم پیچ گریه و وقتی میرسیم اونجا من صدامو مث سنجد میکنم ومیگم یادته یه بار من اینجا گریه کردم یاد اون روز که زیر بارون رفتیم پارک و زیر آلاچیق وایسادیم ومن با یقه کاپشنت بازی میکردم یاد اون عصر خیلی قشنگ که باهم رفتیم پیتزا خوردیم و کلی خندیدیم وبعدش تو پارک قدم زدیم یاد اون شب که تو پارک آزادی هات چاکلت خوردیم ومن همصدا با آهنگ خواجه امیری که تو پارک پخش میشد زیر گوشت میخوندم عاشقتم چون بیرحمی یاد اونشب که باهم سلطان قلب ها رو دیدیم ومن تو بغلت خوابم برد یاد اونروز که باهم رفتیم باغ عفیف آباد و برام نارنج میچیدی بعدش که تو قهوه خونش اون خانم وآقا رو دیدیم که باهم سرد بودن وبهم نگاه هم نمیکردن ومن آرزو کردم هیچوقت اینجوری نشیم ای خدا جونم این لحظه های خوب رو هیچوقت ازمون نگیر نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23 23 توسط عاطفه دلتنگی های من شناسنامم رو باز میکنم و وقتی میبینم صفحه دومش اسم تو هست انقدر ذوق میکنم که حد نداره همینجوری زل میزنم به اسمت وخدارو بخاطر داشتنت شکر میکنم این درد فراق هم مث دردای عضلانی هس اولش که بدن گرمه زیاد درد نداره اما هر چی میگذره دردش بیشتر میشه دلم برای اون لحظاتی که میشینم پشت رخش وتو میگی بخون عاطفه خانم تنگ شده اون لحظه هایی که هر چی شعر عاشقونس برای من مخاطبش تویی و توی هیاهوی خیابونای شیراز برات میخونم دلم برای همه اون شبایی که از سر کار میومدی ومن خودمو به خواب میزدم تنگ شده دلم برای همه اون شام هایی که برام حاضر میکردی و دوتایی نصف شب تو اتاق میخوردیم تنگ شده دلم برای همه لوس بازیام که کلی خریدارشون بودی و از خنده غش میکردی تنگ شده اما عیب نداره ته دلم خوشالم که اینقدر دلتنگتم چون این دلتنگیا یعنی خیییلییی دوست دارم نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 11 58 توسط عاطفه مطالب قدیمی تر من و همسرم البته بهتره بگم نامزدم خرداد سال 89 باهم آشنا شدیم ازون روز تا حالا روزهای زیادی رو با هم گذروندیم دید هر دوتامون به زندگی عوض شده بخصوص من از روز آشناییمون تا الان خیلی متفاوت شدم سعی دارم تو این وبلاگ از خوشی ها و خاطراتم بنویسم افکاری که بهم انرژی میدن و منو به سمت خوبتر شدن میبرن خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ آرشیو موضوعی خاطرات عاشقانه ترشحات فکری من رنگ خدا روزانه ما پیوندها پسته خندان اسمایلی نوید نگار زنی که من باشم آغوش خوشبختی بدبختی های زن چاق یواشکی های زندگی من زوج شیعه همسرمومن من توفقط لیلی باش رضوان جان آقا مهندس وخانم استاد خانومی وآقایی پیچ ومهره قطع ووصل مطلع عشق من خوشبخت ترین زن لحظه های ما برای هو یه زندگی رنگ خدا من وزهرای خوبم محمد رضا وعاطفه حسنی سادات فروزان جان همسر بهشتی یک بعلاوه یک همراز blogfa com
|