If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: pdij.blogfa.com - .

site address: pdij.blogfa.com redirected to: pdij.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Tuesday 16 June 2026 17:08:40 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=انتهای آشفتگی این وبلاگ را به تمامی دختر وپسر های ایران در هرکجای دنیا که باشند تقدیم میکنم;

Headings (most frequently used words):

به, های, نوشته, اوهام, هیچ, انتهای, آشفتگی, این, وبلاگ, را, تمامی, دختر, وپسر, ایران, در, هرکجای, دنیا, که, باشند, تقدیم, میکنم, کاش, میشد, دل, وصیت, نامه, چالی, دخترش, محرم, عاقلان, دانند, ادامه, داستان, فیس, بوک, تبلور, درگاه, انتظار, مسیر, از, تا, قبرستان, منزلمان, خاستگاری, مداد, رنگی, عشقهاي, لات, خياباني, مفيده, بي, استفاده, یعنی, عشق, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
کرد (66), این (61), عباس (55), خود (41), بود (39), پدر (39), نمی (39), شده (37), احسان (35), عشق (33), اما (33), بعد (32), همه (32), مهسا (32), مادر (31), گفت (30), است (29), اين (28), رفت (27), ساعت (26), نگاه (26), جهاد (25), بچه (25), روی (24), نوشته (23), برای (22), های (21), توسط (20), دوست (19), سلام (19), بزرگ (19), هما (18), روز (18), شما (17), وارد (17), بلند (17), خانه (16), آنها (16), داد (16), دیگه (16), کنم (16), باز (16), صدای (15), چرا (15), محمود (15), ۱۳۹۰ (14), ولی (14), منزل (14), اتاق (14), کوثر (14), مدرسه (14), کارو (14), شود (13), کار (13), خونه (13), دارم (12), خانم (12), همان (12), دست (12), کردن (12), باید (11), رفتن (11), بله (11), ماشین (11), نامه (11), دختر (10), داره (10), حال (10), نیست (10), كند (10), كنند (10), اگر (10), #عشقهاي (10), سمت (10), کنار (10), آماده (10), شنیدن (10), صدا (10), شدن (10), صحبت (10), طرف (10), آقای (10), توی (10), آنجا (10), کلاس (10), اون (10), دختری (9), تمام (9), لات (9), حالا (9), چند (9), طور (9), شروع (9), دخترم (9), وبا (9), باش (9), بریم (9), زنگ (9), آرام (9), کاش (9), داستان (8), هیچ (8), خوب (8), زندگی (8), ۱۳۸۶ (8), ۱۳۹۱ (8), پیش (8), ادامه (8), پدرش (8), سرش (8), فکر (8), چیه (8), دونم (8), نبود (8), وقتی (8), مگه (8), شنبه (8), هستم (8), شاید (8), مسافرت (8), رئیس (8), ببخشید (8), میشد (8), نمي (7), عاشق (7), گفتم (7), بالا (7), اند (7), زود (7), فقط (7), حرکت (7), پسرم (7), برو (7), برداشت (7), حیاط (7), چیزی (7), کسی (7), حرف (7), الان (7), لحظه (7), خارج (7), سمایی (7), فاطمه (7), کنه (7), آمد (7), یکی (7), چارلی (7), مریم (6), دارد (6), هستند (6), مردم (6), گرفته (6), نور (6), وبه (6), ازدواج (6), دور (6), گوش (6), وبعد (6), مال (6), سال (6), کنند (6), خواست (6), کنن (6), بیرون (6), حرفها (6), صبح (6), بیمارستان (6), بابا (6), خودم (6), همین (6), درد (6), ندارم (6), برات (6), چشم (6), خجالت (6), خوای (6), آخه (6), درس (6), بگو (6), نسترن (6), دانشگاه (6), قصه (6), مرده (5), جدا (5), آسمان (5), خواهد (5), ودر (5), دیدم (5), کردم (5), واز (5), شوند (5), هدی (5), کردند (5), گفتن (5), بفرمائید (5), جای (5), خدا (5), حتی (5), بگم (5), دختره (5), اقا (5), راضی (5), خواهش (5), اخه (5), عصبانیت (5), جان (5), خوام (5), دلش (5), خوشحالی (5), خواب (5), رسید (5), کنید (5), هست (5), کند (5), حافظ (5), چقدر (5), باشه (5), تنها (5), اگه (5), اقای (5), شدم (5), دخترا (5), کارولین (5), کامران (5), داری (5), وقت (5), هرگز (5), خواهی (5), همیشه (5), صحنه (5), ژرالدين (5), یعنی (4), دکتر (4), میان (4), اسم (4), پنجشنبه (4), ديگر (4), معشوق (4), بيشتر (4), براي (4), وهمه (4), عشـق (4), ازمن (4), روزی (4), مرا (4), نگاهی (4), دوباره (4), بودم (4), واو (4), كور (4), بدون (4), زند (4), دوره (4), نام (4), مداد (4), رنگی (4), بگه (4), زیر (4), چاهی (4), برد (4), پائین (4), مامان (4), خندیدن (4), حقیقت (4), خواستگاری (4), شدت (4), داشت (4), دید (4), افتاده (4), منتظر (4), کرده (4), نشست (4), وای (4), کیه (4), عزیزم (4), خسته (4), جون (4), گوشی (4), ترک (4), پشت (4), دیروز (4), تلفن (4), خیلی (4), رییس (4), نوشت (4), بره (4), امروز (4), باهم (4), سوار (4), انتهای (4), ریحانه (4), شدند (4), مرسی (4), رام (4), کوچه (4), سقوط (4), میکنم (4), بازار (4), عروسی (4), باشد (4), الماس (4), بند (4), بهتر (4), بیشتر (4), دلقک (4), خفته (4), میکردم (4), بوسه (3), سفر (3), خنده (3), برنامه (3), گریه (3), محرم (3), اردیبهشت (3), شهریور (3), وبلاگ (3), منو (3), انسان (3), رسيد (3), آورد (3), ماند (3), افتخار (3), وقتي (3), روند (3), چيز (3), زماني (3), يكديگر (3), دنبال (3), کمی (3), زدم (3), همراه (3), وقبل (3), جوان (3), خياباني (3), عشقي (3), تازه (3), عشقهائي (3), عشقها (3), فكر (3), گوشه (3), دار (3), خورد (3), نزن (3), جمعه (3), تشکر (3), نظر (3), پایش (3), همسایه (3), حین (3), گلم (3), پدرت (3), بگیر (3), کنان (3), داداش (3), صورت (3), نکرده (3), اجازه (3), آقا (3), خواهر (3), اشاره (3), بدهد (3), تعریف (3), اماده (3), امشب (3), کنی (3), بوده (3), چطوری (3), جمعیت (3), دوید (3), اتفاقی (3), زمین (3), چون (3), رساند (3), انتظار (3), خوشگله (3), خاطر (3), اسمش (3), چشمان (3), تکان (3), برگشت (3), وگفت (3), پخش (3), روشن (3), ناگهان (3), درو (3), سخت (3), تلفزیون (3), بنده (3), بفرمایید (3), نوشتن (3), حرفی (3), بشه (3), تونم (3), مساعده (3), مرخصی (3), زودی (3), پسر (3), نداریم (3), بگی (3), خواد (3), میگه (3), چطور (3), چیکار (3), بودن (3), داشته (3), دوستان (3), سکوت (3), آره (3), کجا (3), بزار (3), حالی (3), میگم (3), خواند (3), بکش (3), بخیر (3), اول (3), خوبه (3), رامین (3), میخواستم (3), اطفه (3), گذاشت (3), بشم (3), بیان (3), خوردن (3), وجودم (3), زنم (3), زیبا (3), آشنا (3), افتاد (3), احساس (3), اوهام (3), صادقی (3), ماه (3), آدرس (3), ماهشهر (3), فلان (3), پاکت (3), ترا (3), عریان (3), استوار (3), چهره (3), جهان (3), هنر (3), سکه (3), آیا (3), گاه (3), شکوه (3), تماشاگران (3), تصوير (3), رويای (3), ديدم (3), دوستت (2), حرفهای (2), کوتاه (2), تنهایی (2), شوهر (2), افسونگر (2), رها (2), موج (2), ستاره (2), خیابان (2), شاكيا (2), اندب (2), حسينا (2), هذا (2), اتى (2), برچسب (2), کنده (2), آرشیو (2), موضوعی (2), آبان (2), اسفند (2), ۱۳۸۹ (2), فروردین (2), ۱۳۹۲ (2), پست (2), مدیر (2), فیسبوک (2), چهارشنبه (2), ولي (2), دائماً (2), بنا (2), فرو (2), نفس (2), ميخواهد (2), گور (2), نرسيدن (2), رسيدند (2), توجهي (2), واگر (2), نرسيدند (2), قرن (2), اتفاق (2), افتد (2), امروزي (2), لاكن (2), رسيم (2), ويا (2), دانند (2), ياد (2), رود (2), عاشقي (2), آهنگ (2), شنيده (2), جهادآلبوغبيش (2), آيم (2), دباره (2), برف (2), پرسیدم (2), سخن (2), استفاده (2), لرزید (2), دیدی (2), ودوباره (2), ذوب (2), ساختمان (2), پایین (2), جمع (2), گرفتم (2), پرسید (2), منم (2), همـان (2), كسي (2), لطمه (2), بيند (2), رنج (2), ديگران (2), وجود (2), آمده (2), جامعه (2), اشتباه (2), جانب (2), برسد (2), مدتي (2), ثروت (2), يعني (2), جنسي (2), جوانها (2), فاجعه (2), دسته (2), همين (2), سير (2), گذرد (2), دهند (2), مـي (2), گفتگو (2), داشتن (2), ليلي (2), یکشنبه (2), مشق (2), اینها (2), بسیار (2), لطفا (2), دونست (2), یام (2), دقایقی (2), نکنی (2), میوه (2), سینی (2), گرفت (2), موافقت (2), نشستن (2), دیدن (2), شناخت (2), زور (2), واقعاً (2), سالن (2), راستی (2), دونید (2), غیر (2), مات (2), داده (2), تصمیم (2), زنی (2), ناراحت (2), متشکرم (2), جبران (2), کنیم (2), خداحافظی (2), ورفت (2), سوی (2), امد (2), دارید (2), البته (2), انجام (2), بریده (2), خستگی (2), گشت (2), شان (2), خوابش (2), برده (2), خودت (2), بینی (2), شدی (2), گلوش (2), پدرم (2), اینکه (2), نیستم (2), دادش (2), بعداز (2), تخت (2), درمی (2), معطلی (2), یکم (2), سیوم (2), شیشه (2), شکست (2), سوخته (2), کولر (2), قلبش (2), غذا (2), دزفول (2), ایستاده (2), متوجه (2), ببینم (2), پسرتون (2), سست (2), بگین (2), الو (2), گردن (2), لاوی (2), نزدیک (2), دستت (2), نکنه (2), پدربزرگ (2), نگران (2), شور (2), فردا (2), ممنون (2), بهش (2), خوش (2), بال (2), دوستا (2), مواظب (2), نباشه (2), میلیون (2), وفکر (2), اهواز (2), ببرم (2), عمل (2), گفته (2), خواندن (2), هفته (2), لباس (2), کفش (2), کوتا (2), اصلا (2), جایی (2), دستش (2), بگیرد (2), هنوز (2), خوابه (2), مان (2), بوس (2), سلا (2), بوسید (2), پرید (2), بغل (2), چکار (2), اهان (2), برم (2), گیر (2), تونه (2), چهار (2), ترس (2), امید (2), سالی (2), وکارولین (2), یواش (2), پیاده (2), مرد (2), بودی (2), اونجا (2), مشغول (2), زیاد (2), موضوع (2), بشین (2), خورم (2), صبحانه (2), آمدن (2), طرفه (2), خاک (2), پسره (2), اینو (2), شنوم (2), سوال (2), خونم (2), اونا (2), داخل (2), مگو (2), مسیر (2), راه (2), نگفتم (2), گذشتن (2), بودند (2), همون (2), yes (2), خندیدند (2), بیاین (2), آدم (2), عوض (2), شکستنی (2), روم (2), وباز (2), سوزم (2), شدیدی (2), فریاد (2), مانده (2), تبلور (2), فرستم (2), بشیم (2), مغازه (2), دیگر (2), مادرش (2), گذشت (2), تماس (2), تماسم (2), برق (2), گوشش (2), تند (2), میزد (2), نگرانی (2), باشیم (2), نداشت (2), فردای (2), خرید (2), فرا (2), سریع (2), مردی (2), بگذار (2), شوهرش (2), همدیگر (2), باره (2), ریسمان (2), شاهزاده (2), ناشی (2), بازان (2), آفتاب (2), مادرت (2), برایت (2), شایسته (2), حریر (2), نازک (2), فریب (2), مردمان (2), زمانی (2), دراز (2), تاکسی (2), فرانک (2), گمنام (2), نيست (2), کور (2), رقاصگان (2), مثل (2), آنکه (2), نیز (2), خرجهای (2), پاريس (2), بپرس (2), رقص (2), نيمه (2), چاپلين (2), پيش (2), صدقه (2), گرد (2), گرسنه (2), رقصيد (2), چشيده (2), برقص (2), پاره (2), شبهای (2), اينجا (2), کوچک (2), بيدار (2), نقش (2), برايت (2), رويا (2), جرالدین (2), دنیا (2), آشفتگی (2), blogfa, com, بحر, الشعر, فیروزه, مجید, انصاری, عالمی, اشتباهی, ارضائی, قلم, کلبه, رویای, خیس, همتا, زهرا, نوید, دیار, تته, پته, مشو, ایرانی, دلتنگی, روزمره, صورتی, وتنهاییهام, نیک, اندیشان, ساسی, دانلود, دلتنکی, فرشتهای, میکده, دخترانه, شعر, برپست, پیوندها, إنصب, بقلبك, مأتما, تنم, تنش, بچرخانید, تانان, دهم, آتش, آذر, خرداد, مرداد, بهمن, پیشین, عناوین, الکترونیک, پروفایل, میتونید, jahad, alboghbish, وَإِن, يَكَادُ, الَّذِينَ, كَفَرُوا, لَيُزْلِقُونَكَ, بِأَبْصَارِهِمْ, لَمَّا, سَمِعُوا, الذِّكْرَ, وَيَقُولُونَ, إِنَّهُ, لَمَجْنُونٌ, وَمَا, هُوَ, إِلَّا, ذِكْرٌ, لِّلْعَالَمِينَ, ژان, سارتر, ميريزد, مشت, عواطف, بيهوده, آلبوغبيش, نخواند, هركه, بماند, رسيدن, خودنمي, گذارند, بيستم, تفاوت, چنين, ايثارمي, وازخود, گذشتند, داستانهاي, بسياري, مورد, شنيديم, داستانها, جفا, وفا, ديده, اميدي, اميد, مقابل, كنيم, كليسا, ونه, مسجد, ديگرعشق, اذان, مساجـد, دادند, نماز, راخواندند, درون, يافتند, وبراي, دركليساها, مساجد, دعا, ونماز, خواندند, نواختند, كليساهاي, ناقوس, دياري, طوري, مرابفهمند, چـه, دركـاروچـه, منـزل, آواره, روزي, ديار, همچو, بباره, وچیزی, نمیدانند, مراترسانده, وتنم, رابه, لرزه, اندازند, زیرپاگذاشتند, چرااینگونه, اینهامردگان, متحرکند, وبعضیهافقط, میگویندوفلسفه, میبافند, ودیگران, مرابردند, اماازمن, نکردند, خودمی, اورفتم, وازاوپرسیدم, بعضیها, اوگشتم, اورایافتم, وبازهم, درکناره, اطراف, انداختم, بازهم, بردیارخودپاشیدم, رسیدم, تااینک, بالارسیدیم, ازصحبتهای, جرأت, واوراازبالای, سیرمیکردم, درمسیربااوسخن, وازتمام, اثارهابرای, مثال, اوراجمع, وبالای, بلندی, رفتم, میگردیدوبه, هرگوشيه, راکه, دردستانم, ودرگوشه, غمگینتری, دردیارخودنگریستم, بايدهاونبايدها, نشسته, درافکارخودغرق, ناگاه, چراازمن, تخته, سنگی, رودر, بیست, ويكم, مفيده, پاییز, شيطان, بزرگم, كشم, آساني, خيـابـاني, كـــه, نـشـانـي, ويـراني, منـم, خيـاباني, دودوتا, پنجتا, عاشقم, مـيروم, هـركي, وبايد, اشتباهات, بردوش, بكشدفرزند, فرزندي, ديوانه, تولد, ومادرش, ازهم, فرهنگ, وحشي, رهاكردهاند, اوچه, وچه, تواندكند, كارهاي, خلاف, ميرود, پدرومادرخود, تكرارمي, تاهمين, طورعشقهاي, پيداكنندوشانه, شانه, وازنسلي, نسل, ديگرمنتقل, هدايت, وپيرامون, ناباوري, هاشگفتي, آفريند, هيچ, نرسد, مثلاً, شخصي, هرزه, وتصميم, گيرد, هرچه, اوصحبت, نصيحت, اساس, فهمد, بزرگي, كرده, پايدار, وعشقهاي, ماهگي, پاشند, ماديات, ديگري, كننداگر, شخص, مايه, داري, داردعاشق, وثروت, بستگي, كشيد, پاشد, مصلحتي, وميان, سالها, ارزاي, ضعيف, بسيار, گذر, ونادوام, مدت, كوتاهي, كار, وديگر, شناسند, گرند, وامكان, آلوده, دچار, گرفتاري, انواع, امراض, فرزند, گردند, تقسيم, مسير, حركت, قدمي, زيبا, اينكه, اعتراضي, ميكند, وطي, افتـخـاراتـي, نشينندوشـروع, دروغ, گفتـن, گستاخي, خدشه, گـويند, كـه, هـم, ديگـر, دارنـد, وعاشـق, يكـديگـرنـد, وپس, مصلحتهاي, ميشود, هـر, كوچـه, وخيـابـان, كنـيد, توانيدبه, سادگي, بيابيد, دروغين, واعتمادهارا, سازد, شايد, بپرسيد, كوركورانه, شكستهاي, نوجواني, تفكركرد, خيال, فكركرد, بـه, فهـم, وشعـور, كافي, نفهمانه, شودوبه, پايدارمي, ماندتااين, وشكست, سنگيني, هاومجنون, هاي, زمان, هستندوعاشقانه, معناي, بيهـوده, بخصوص, دراين, افتيـم, وژوليت, هنگامي, گـوش, رسد, ومجنون, فرهاد, وشيرين, وحتي, روميو, تاندن, باشم, اشتمباخت, فلج, روشنائی, شمعهائی, نظرات, مهم, دهید, جهادآلبوغبیش, الساعه, خانواده, روانه, ابروریزی, غباس, وسلام, واحوالپرسی, نیاورد, ساکت, بیار, کمک, مجلس, عروس, وخدابیامرزد, وبعدسینی, موتوجه, ساخت, مادرسرت, هدا, خجالتیه, وذهن, مسئله, بهم, بخوره, پدرعباس, ازمادر, بده, تنهائی, مادره, کردوبه, اماهمچنان, قسمتی, اصلاًبه, مقدمه, علاغه, ومنو, اینجا, آوردن, شرمندم, نگفت, پزیرائی, برگشتن, ندا, وهما, آرامی, هیچی, دونی, بیمارستانبرد, بالاآورد, ریختن, هوش, امدن, لحظاتی, برود, تابلاخره, اورا, ازهما, صحبتهایش, وماجرای, عاشقیش, خواستم, سرم, نبینم, چشمهای, لبخند, زدگی, خندید, بگیرین, هشت, حاضر, نشد, شناسمش, انشا, شاداب, نخوابید, چندروزبعد, مادرعباس, اوگفت, ببینی, اختیار, دونستم, وظیفه, دادیم, اوردین, خوشکش, نشون, همچنان, باخودصحبت, جمعیتی, ببیند, خانمی, دارین, بلندش, ببریمش, انها, ایجاد, وهمان, صندلی, پسندی, ناراحتی, باور, باحجاب, فهمیده, تحصیل, میل, بنشین, باهات, درمیون, بگذارم, بهت, زندگیت, باشی, خوبیه, هماست, مبهوت, حرفهااز, اورد, سرعت, ازخانه, دراوردن, سربه, مردمی, شتن, بپرسه, رفته, ادم, دیونه, ساعاتی, مستقیم, شام, بکشم, پدرجان, خودرفت, وبدون, لباسها, درازکشید, وخستگی, زمزمه, کنهن, لباسهایش, راشنید, وعباس, عباسه, جواب, وکوفته, ارسرکار, گردد, میارد, خاستگاری, دوشنبه, بخاری, جونی, قالی, آآآآآآه, کامپیوتر, سورتش, زرد, ریگلاژ, کتابخاب, سرپرست, کارگاه, گیریند, موسیقی, دلنوازی, ضبط, مشکل, بقلی, بقل, کناری, میدهد, تبلیغ, پرش, آدمهائی, رخت, طناب, مگسهای, ظرفهایمان, یخچالمان, خالی, قبرستان, منزلمان, گذا, عاتی, پرستار, جناب, سروان, انجا, هستید, محمد, عروسم, نوم, کجان, اونارو, متأسفانه, خانوادشون, کامیون, تصادف, رحمت, شوکه, وپاهایش, ازحال, متا, سفانه, تصا, بیایید, علیکم, دستاشو, حلقه, ومحمود, وسوار, ومنزل, کاسه, ریخت, خاطره, اتمام, آلوچه, لواشک, بستنی, یدونه, یخمک, میارم, برام, میاری, دلم, واسط, تنگ, حتما, سوغا, یارم, نزد, ترسید, نفوس, وسایل, راحتین, خستم, مییاین, بشید, بیام, طاقت, بریدبهتره, زنت, کشه, نگذره, گرفتن, خبر, درآورد, پوز, وحرص, خوران, راتکان, امری, مرخص, الااله, الله, برگ, خیره, ببری, تهران, قلبشو, خترت, سما, شرمنده, بکنید, بردار, صرار, مخالفت, خرابم, نکرد, نرو, میره, مدلی, طلا, ساقه, پاشنه, زهر, مار, کوفت, مرض, گنج, ننشستم, خودشو, بکشه, موهاش, کشید, صند, راهی, خصی, نرسید, میز, کوبید, متحان, اعصا, لحظا, گرده, نداره, بری, درست, عادت, طمه, نخوابیدم, چشام, خودشون, بسته, ابیدن, خوابیدی, خوابیدن, بایی, شگل, بغلش, نگه, میاد, آیفون, بازکن, بزرگش, قدر, اصرار, نکن, اخراجش, کنین, اونم, ریختی, بفهمی, نده, کوچیک, گرفتیم, گفتی, دوستام, بزرگه, أدم, راحت, تزیین, حشتناکه, توش, وحشت, زده, بزرگی, نفر, گیره, دستشویی, ترسه, اونو, خوابیده, پله, درلاوی, وپدرشوهرش, نرید, منَ, پیرمرد, بودیم, ازهیچ, پیروزی, باری, باشید, ۱۳۹۰بر, مجاری, مبارک, محول, الحولی, الاحوال, حول, حالناالی, احسن, الحال, مقلب, القلوب, والابصار, مدبر, اللیلی, والنهار, آلبوغبیش, سرشون, یین, وگریه, بخت, شوهرمه, اسمو, حرس, آدمو, ارید, اصلاً, کامرانه, میگی, آهان, دیدین, بشما, ربطی, فوضول, مین, خوشبحالت, حتماًبا, خوشتیپه, شانسا, رفتی, کارول, ورا, فرار, بعدکارولین, طبق, معمول, میترسم, بیخیال, بباو, لشون, جدی, نگیر, دنبالم, نیا, اصلانمی, ببینمت, باناراحتی, برکشت, ومضوع, میگفت, گندش, دربیاد, اخراجم, شددر, رامسخره, ریحا, دردتون, کافر, کیش, پندارد, باباخوبه, هممون, دیدیمت, اوردی, میدونم, فامیل, خودمونیم, پسرت, فامیلام, مشکلی, حرچی, وادامه, اونی, اولاً, علیک, ودوماً, کارولینه, ومستقیم, خابالو, خوری, آومدم, بچها, دنبالت, سرت, رفیقت, نظرداری, خوشکله, راست, بدجنس, میشه, کاره, وآن, چهارتا, بدنباش, دوستانش, چراکه, خیر, خواین, نشونتون, بدم, اینکاره, هالویم, راحتی, مثبتی, صبر, رولین, اهل, کارا, خیال, سواره, ازش, واوبا, لبخندی, آرامتر, صدائی, خوشتیپ, موقه, ببینیم, مونیم, رین, بمونیم, حوصله, وشروع, دادن, استراحت, وماجرا, بصدا, کلاسها, کلاسهابگو, سروصدا, معلم, ندیدی, آمدم, دیدیش, مسافتی, رسیدن, شدندچه, واااای, خوشکل, نزنید, خووووووبیم, دخترها, سلاااااااااام, خوشکلا, چطورن, کناره, ردشیم, نگین, نشونش, منه, اونجاروووو, ستا, چپل, قـش, بدی, هوا, جالبه, دختران, ونسترن, خمیازه, شایدنمی, ظهرمیبینمت, شعار, دیرم, صورتم, بشورم, دیربیدار, رسم, عمدی, خوبم, صورتت, نشستی, خوبی, last, آماد, جهت, وبچه, مقداری, کره, مربا, وچاهی, بخورن, ریحان, وخدا, بینیمت, بعدی, منتظرمه, بخورین, داریم, وریحانه, نشوده, نسترنو, بزنید, دخترای, بیائید, خاله, وبگو, صبانه, مادرالان, صبحانتو, بخور, دوستات, حوله, دستشوئی, وصورتش, شوست, صورتش, راخشک, کرئد, آشپز, حوصلگی, دهن, مزه, بیدارش, مادربیدار, مدرست, دیرمی, رضا, نخواهم, نگاهت, کشتار, انتظارمی, لبان, بهشت, دوزخم, تاج, گذارم, پایانی, تلنگر, هزاران, یابی, یابها, تورا, یابم, خدایا, دستَ, گیرد, فراغمان, کشم, فراق, ووووووووووووووووووووووو, وباتمام, بودنم, نابود, خلوت, علاقه, پیدا, کامل, هنگام, باتو, نمیدانم, فراغت, حیرانم, درگاه, میشم, برسند, دادَ, ماهی, هائی, خفه, ونیوتن, جازبه, حیران, اضافه, آبی, حجم, نتوان, نمک, بدانند, گلویم, انفجار, ستارها, مجازی, اسمی, راپیدا, اشتراک, فیس, بوک, کردودر, افکارش, مشکلات, کوره, ودختر, منع, مخالف, وصلت, زبنگ, لاکن, بیاد, خوشحال, حالت, روزها, وانها, وضع, بخوابه, شکایت, خانمه, صداشو, باریک, وام, توخیالش, خشنی, بست, 11شب, رفن, خورشید, دانشجوی, رشته, حسابداری, فوق, دیپلم, صنعتی, شماره, زنه, آشنائی, مناسبتی, عرض, تونیم, قدم, بزنیم, مزاحم, وقتتون, میدین, مناسبت, تاپا, میکنید, دخترخانم, حالتون, بزد, منطقی, ملایم, عمرش, ساکنش, اوخیره, نفسش, پاهایش, سروکله, بین, چشمش, میگذشت, دلهره, خانوادت, درخدمتشون, بازگو, رفتند, تواق, فرستادند, تودلش, حواست, احساساتش, احساسا, ریزی, ومهسا, اسباب, اسا, همچنین, سور, سات, کارتهای, خریدند, دعوت, مهمانها, داماد, قند, دردشدیدی, ناحیه, قسمت, چشماشو, پیچانده, کارت, رسی, نداری, تکیه, دادی, وآننگاه, میکنی, احسا, سرکار, مبایل, تعلفن, خاموش, سعی, یگیره, نتوانست, شهری, ادرس, بلد, فراغ, عشقش, بعدزا, یادش, کلی, دردسر, التماس, پیداکرد, فاز, داز, چندان, دوری, قامت, موهای, وسبیل, جلوی, درب, ظاهر, پاچه, بیارم, وروی, کاغذی, بیرونم, بستن, ایستاد, اشکش, مانند, قطرات, شبنم, گونهای, زیبایش, دوان, نگذاشتی, بچم, پوست, استخون, گذاشتی, میدیدی, مناسب, نیستند, ردشون, برن, لاالهه, لالله, بیرونه, بهانه, خودش, ویعد, دیدند, داشتند, همش, میکرد, دلداری, میداد, ورو, کفت, ودارم, 20دقیقه, کندن, شویم, آزادیست, بالهایتان, پانسمان, عاقلان, لقد, أنطلقت, الأمواج, ملطخه, بالدماء, وتفجرت, بالبكاء, نخواهد, اندیشه, دوران, پوشیدگی, نترس, پیر, گمان, روح, عریانش, حتمی, زیبای, گول, بازی, سقوطمی, زیور, نبند, زیرا, بزرگترین, خوشبختانه, درخشد


Text of the page (random words):
ظرداری همه باهم خندیدن و به طرفه خانه رفتن نسترن مادر بچه ها آمدن دنبالت ن آومدم مامان وبعد از چند لحظه بریم بچها مگه صبحانه نمی خوری مادر ن نه مادر تو مدرسه می خورم ن راستی سلام همه سلام خابالو ومستقیم به طرف مدرسه رفتن وارد کلاس شدن کارولین در گوشه کلاس درس می خواند ن سلام کارو کارو اولاً علیک سلام ودوماً اسم من کارولینه نه کارو ن حالا حرچی وادامه داد پس می گی دوست پسر ندارم اونی که دیروز باش سوار شدی کی بود کارو یکی از فامیلام بود با اون مشکلی داری ن میدونم بعد شاید فامیل بشین دخترا همه خندیدن وبعد ادامه داد میگم خودمونیم دوست پسرت نبود کارو نسترن دیگه شو شو در اوردی خجالت هم خوب چیزی ری نه باباخوبه هممون دیدیمت کارو تو دیگه چرا ریحا نه ولی می دونم دردتون چیه کافر همه را به کیش خود می پندارد وبا عصبانیت از کلاس خارج شددر حالی که همه دخترا با صدای بلند می خندیدن واو رامسخره می کردن کارولین با خود میگفت حالا اگر گندش دربیاد چی وای از مدرسه اخراجم می کنن حالا چکار کنم بزار به کامران بگم باناراحتی به خانه برکشت ومضوع را به کامران گفت کارو کامران من چیکار کنم دیگه دنبالم نیا اصلانمی خواد دیگه پیش مدرسه ببینمت کامران بیخیال بباو لشون کن زیاد موضوع را جدی نگیر کارو نه کامران میترسم روز بعدکارولین طبق معمول در کلاس مشغول درس خواندن بود که دخترا وارد شدن ن بچه ها اونجا رو ری دیروز از ترس فرار کرد م کجا رفتی کارول از اون ورا اط خوشبحالت حتماًبا اون خوشتیپه بودی زیر لب ما که از این شانسا نداریم کارو آره بودم بشما ربطی داره یا فوضول مرد مین ن آهان حالا دیدین داره ری پس میگی ندارم اط یواش یواش پیاده شو باهم بریم بابا کارو با عصبانیت شما حرس آدمو در می ارید اصلاً می دونید چیه اسمش کامرانه نسترن میان صحبت کارولین پرید به به اسمو حال کنید بچه ها کارو بد بخت اون شوهرمه سکوت همه جا را برداشت دخترا از خجالت سرشون پا یین گرفته بودن وکارولین ناراحت وگریه کنان از کلاس خارج شد جهاد آلبوغبیش فروردین 87 نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰ ۰۱ ۲۸ ساعت 2 pm توسط جهاد از هیچ تا هیچ یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیلی والنهار یا محول الحولی و الاحوال حول حالناالی احسن الحال نو روز سال ۱۳۹۰بر همه دوستان مجاری من مبارک امید است که سالی همراه با پیروزی و برد باری داشته باشید ازهیچ تا هیچ ای خدا خسته شدم آخه منَ پیرمرد تنها توی این خونه بزرگ چیکار کنم ای اگه بچه ها بودن الان الان خیلی خوش بودیم گفتم گفتم نرید اما و گریه کرد کوثر از اتاق خارج شد و از پله ها آرام آرام آمد درلاوی کنار شوهر وپدرشوهرش نشست وگفت محمود من دیگه از این زندگی خسته شدم این بچه هم وحشت زده شده آخه کی خونه به این بزرگی رو برای چهار نفر می گیره پدر جان این بچه از ترس شب خوابش نمی بره دستشویی که می خواد بره می ترسه من اونو باید ببرم امروز هم مدیر مدرسه زنگ گفت فاطمه سر کلاس خوابیده چرا شب زود نمی خوابه محمود کوثر این همه گیر نده خونه کوچیک گرفتیم گفتی خونه دوستام چقدر بزرگه جا داره خوشگله أدم راحت می تونه تزیین کنه الان خونه بزرگ گرفتم و حشتناکه نمی تونم توش زندگی کنم کوثر اصلا من خسته شدم دوست دارم برم مسافرت محمود اهان پس بگو ما رو تو هم ریختی که می خوای بگی بریم مسافرت آ خه تو چرا نمی خوای بفهمی به من مرخصی نمی دن کوثر من نمی دونم باید بریم مسافرت اونم شما ل دخترم این قدر اصرار نکن ا گه از کا رش اخراجش کنن بعد چکار می کنین زنگ خانه به صدا در میاد و کوثر بلند شد و گو شی آیفون را برداشت بله کیه فاطمه پشت در بود ما ما ن جون منم درو بازکن فاطمه وارد خا نه شد وبا دو پرید تو بغل پدر بزرگش سلا م پدر بزرگ و او را بوسید پدر بزرگ هم به او سلا م کرد و او را توی بغلش نگه داشت واو را بوسید پدر سوخته پدر پس به من یه بوس نمی دی فاطمه چرا با بایی به تو هم بوسه می دم اون هم یه بوس خو شگل کوثر چرا سر کلاس خوابیدی مگه مدرسه جای خوابیدن ما مان فا طمه ما مان جون من که نخوابیدم چشام خودشون کم کم کم کم بسته شدن و خو ابیدن کوثر می بینی شب نمی خوابه توی مدرسه این طور می شه محمود درست می شه خانم هنوز به این خونه عادت نکرده کوثر محمود بریم مسافرت محمود ای با با محمود اعصا بش خورد می شه لاوی رو ترک می کنه بعد از لحظا تی دوباره بر می گرده و رو به کوثر میگه مگه این بچه درس و مشق نداره چطور می خوای بری مسافرت کوثر این بچه دیگه فقط یه ا متحان داره محمود دستش را روی موهاش می کشید وفکر می کرد و دوباره آنجا رو ترک کرد و به اتاق کار خود رفت روی صند لی نشست و فکر می کرد که چطوری و از چه راهی از رئیس خود مر خصی بگیرد وقتی که به جایی نرسید دستش را روی میز کوبید و شروع کرد با خود صحبت کردن اگه این زن خونه خرابم نکرد هر چه هم بهش بگی خونه این دوستا ت نرو باز میره یه روز لباس نمی دونم چه مدلی می خواد یه روز طلا یه روز کفش ساقه کوتا ه یه روز کفش پاشنه بلند خونه ماشین زهر مار کوفت مرض الان هم مسافرت با با سر گنج که ننشستم که اصلا جایی نمی رم اگه خودشو بکشه ای اما کوثر دست بردار نبود هر روز ا صرار می کرد و محمود با او مخالفت می کرد محمود بعد از سه هفته راضی به مسافرت رفتن شد و دو تا نامه نوشت و برای رئیس خود رفت اقای رییس ببخشید بفرمایید اقای سمایی آقای رئیس شرمنده یه نگاهی به این نامه ها بکنید باز چی می خوای اقای سما یی و اقای رئیس بعد از خواندن چی 15 روز مرخصی د و خترت آقای رئیس باید ببرم دکتر قلبشو عمل کنه آخه دکتر گفته نمی دونم باید عمل بشه آقای رئیس مگه توی اهواز دکتر خوب نداریم که باید ببری تهران نه اقای رئیس نداریم باشه باشه برو این نامه دیگه چیه مساعده می خوای دو میلیون پسر کی دو میلیون مساعده لا الااله الله رییس به برگ خیره شده بود وفکر می کرد و گفت باشه برو بگیر متشکرم آقای رییس دستت درد نکنه خیلی ممنون جبران می کنم آقای رییس اگه امری نباشه من مرخص می شم نه فقط مواظب باش چشم آقای رئیس و محمود پس از گرفتن مساعده به خونه برگشت کوثر با شنیدن خبر موافقت مرخصی ا ز خوشحالی بال درآورد زودی کنار تلفن نشست و به دوستا نش زنگ زد و پوز مسافرت به آنها می داد و محمود به او نگاه می کرد وحرص خوران سرش راتکان می داد و بعد به طرف اتاق پدرش رفت و گفت پدر جان برای فردا آماده سفر بشید خیلی ممنون پسرم ولی من نمی تونم بیام طاقت نشستن توی ماشین ندارم بعد تنها بریدبهتره زنت از من خجالت می کشه و شاید بهش خوش نگذره نه با با این حرفها چیه پدر در حین صحبت بود که فاطمه وارد شد پدر بزرگ پدر بزرگ شما هم مییاین نه با با جون من خستم نمی تونم باشه پدربزرگ هر طور شما راحتین شب همان روز کوثر همه وسایل را آماده کرد تا صبح بی معطلی حرکت کنن صبح همه آماده شدن اما پدر بزرگ نگران بود و دلش شور می زد ولی حرفی نزد چون می ترسید نفوس بد بشه فاطمه پدر بزرگ دلم واسط تنگ می شه ولی حتما برات سوغا تی می یارم پدربزرگ چی برام میاری خانم خوشگله برات آلوچه لواشک بستنی تازه و یدونه یخمک برات میارم بزرگ دستت درد نکنه دخترم فاطمه دستاشو دور گردن پدر بزرگ حلقه می کنه واو نو می بوسه کوثر ومحمود هم خداحافظی کردن وسوار ماشین شدن ومنزل را ترک کردن پدر بزرگ کاسه آب را پشت سر آنها ریخت و وارد منزل شد و شروع به نوشتن خاطره دیروز شد بعد از اتمام نوشتن به لاوی رفت تلفزیون را روشن کرد و به برنامه تلفزیون نگاه می کرد ساعت نزدیک ده بود که صدای تلفن به گوش پدر بزرگ رسید پدر بزرگ گوشی را برداشت الو بفرمایید سلام علیکم آقای سمایی بله خودم هستم بفرمایید آقای سمایی لطفا به بیمارستان بزرگ دزفول بیایید چه اتفاقی افتاده زود به من بگین متا سفانه پسرتون تصا د ف کردن پدر بزرگ گوشی را گذا شت و زود به طرف دزفول حرکت کرد بعد از سا عاتی به بیمارستان رسید زود وارد بیمارستان شد وبه پرستار گفت بنده پدر محمود سمایی هستم جناب سروان انجا ایستاده بود متوجه پدر بزرگ شد به پدر بزرگ سلام کرد و گفت شما پدر آقای سمایی هستید بله بنده محمد سمایی پدر محمود سمایی هستم پسرم عروسم نوم چی شدن کجان می خوام اونارو ببینم متأسفانه پسرتون و خانوادشون با یک کامیون تصادف کردن و هر سه به رحمت خدا رفتن پدر بزرگ با شنیدن این حرف مات و شوکه شد دست وپاهایش سست شد و ازحال رفت نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۰۱ ۰۶ ساعت 9 pm توسط جهاد قبرستان منزلمان در روز یکم شهریور سیوم یخچالمان پر از خالی شده بود مگسهای سه روز پیش ظرفهایمان مرده اند مرده اند آدمهائی که روی رخت طناب شده اند تلفزیون تبلیغ غذا با پرش پخش می کن کولر اتاق بقلی قلبش را به بقل کولر کناری میدهد چقدر سخت می شود مشکل با صدای موسیقی دلنوازی که از ضبط خانه پخش نمی شود بچه ها سوخته از آب میوه گیریند حتی ریگلاژ شیشه کتابخاب خانه سرپرست کارگاه را شکست کامپیوتر سورتش زرد آه آه آآآآآآه بخاری دوست جون جونی قالی شد در روز یکم شهریور سیوم جهاد نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۰۱ ۰۱ ساعت 10 pm توسط جهاد خاستگاری عباس خسته وکوفته ارسرکار به خانه بر می گردد و زنگ را به صدا در میارد مادر حافظ مادر درو باز کن حافظ چشم مادر کیه کیه وقبل از شنیدن جواب در را باز کرد مادر حافظ کیه عزیزم حافظ دادش عباسه مادر عباس سلام پدر سلام مادر عباس بعداز سلام به طرف اتاق خودرفت وبدون این که لباسها یش را از تن خارج کند روی تخت درازکشید وخستگی درمی کرد بعد از چند لحظه بلند شد پخش را روشن کرد و زمزمه کنهن لباسهایش را درمی آورد ناگهان صدای پدرش راشنید عباس عباس وعباس بی معطلی به سمت پدرش دوید عباس بله پدرجان پدر بنشین می خوام موضوعی را باهات درمیون بگذارم می خوام بهت بگم که تو دیگه بزرگ شدی و باید به فکر زندگیت باشی به همین خاطر هم من دختر همسایه را برات خواستگاری کردم دختر خوبیه پسرم اسمش هم هماست عباس با چشمان باز و مبهوت به پدرش نگاه می کرد و از شدت عصبانیت حرفهااز گلوش بالا نمی امد سرش را پایین اورد و با سرعت از جای خود بلند شد و به بیرون ازخانه رفت پدر عباس به مادر عباس نگاه کرد وبا اشاره و تکان دراوردن سربه او گفت چی شد چرا رفت عباس بیرون کنار حیاط نشست و به مردمی که از کنار او می گذ شتن نگاه می کرد و به صحبت های پدرش فکر می کرد و با خود می گفت پدرم بدون اینکه نظر منو بپرسه به خواستگاری رفته اخه چرا مگه من ادم نیستم وای خدا دارم دیونه می شم چی به پدرم بگم بعد از ساعاتی عباس به خانه برگشت و مستقیم وارد اتاق شد خواهر عباس به طرف اتاق عباس دوید وگفت دادش برات شام بکشم عباس نه هدی جان میل ندارم هدی داداش این همه ناراحتی برای چیه اخه باور کن دختره هم خوشگله هم باحجاب فهمیده و تحصیل کرده هم هست عباس تو دیگه چرا هدی هدی خودت می بینی می پسندی و از اتاق خارج شد عباس ای بابا من دختری رو می خوام که خودم دوست دارم همان دختری رو که برای خودم نشون کردم و بس همچنان باخودصحبت می کرد که از شدت خستگی به خواب رفت روز بعد عباس از سر کار بر می گشت که جمعیتی را ان طرف تر خانه خود شان دید به طرف جمعیت دوید وقتی به جمعیت رسید مردم را کنار زد تا ببیند که چه اتفاقی افتاده است خانمی بر روی زمین افتاده بود و همه او را نگاه می کردند عباس با عصبانیت گفت چرا همین طور دارین نگاه می کنید بلندش کنید ببریمش بیمارستان کسی به حرف او گوش نمی داد چون همه فکر می کردن که خانم مرده و برای انها درد سر ایجاد می شود عباس به تنهایی خانم را بلند کرد و با ماشین او را به بیمارستان رساند وهمان جا منتظر شد از شدت خستگی روی صندلی های انتظار خوابش برده بود اقا اقا بله چیه سر ش را بلند کرد و همان طور خوشکش زد و با صدای بریده بریده س س سلام اقا گفتن که شما مادر منو به بیمارستان اوردین در حقیقت نمی دونم چطوری از شما تشکر کنم عباس نه خانم خواهش می کنم اختیار دارید ولی من نمی دونستم مادر شما ست البته وظیفه بوده انجام دادیم متشکرم اقا انشا ا جبران می کنیم و دختر خانم خداحافظی کرد ورفت و عباس دل تو دلش نبود اخه این همان دختری بود که دوست داشت عباس شاداب به سوی منزل امد و ان شب از خوشحالی تا صبح نخوابید چندروزبعد مادرعباس به اوگفت که امشب اماده شو که باید به منزل همسایه بریم تا دختره را ببینی وبا او صحبت کنی عباس من ن می یام من نمی خوام با دختری که نمی شناسمش ازدواج کنم مادر جان من نمی دونم پدرت ناراحت می شه ها عباس ای با با اخه کی به شما اجازه داده که برای من تصمیم بگیرین من نمی دونم چرا سر من داد می زنی فقط ساعت هشت اماده باش عباس از شدت عصبانیت سر کار حاضر نشد پدر عباس پسرم آماده ای عباس با شنیدن صدای پدرش دست و پایش را گم کرد نمی دونست باید چی بگه می خواست بگه که من نمی یام ولی صدا زد الساعه آماده می شم بعد از دقایقی عباس آماده شد و با خانواده به سمت خانه همسایه روانه شدن پدر عباس در حین حرکت رو به عباس کرد و گفت پسرم ابروریزی نکنی ها و به حرکت ادامه داد وارد منزل که شد ن غباس سر به زیر وارد شد وسلام واحوالپرسی کرد ولی سرش را بالا نیاورد مادر عباس با مادر هما شروع به صحبت کردن پدر عباس ساکت بود و میوه می خورد عباس سرش را زیر گرفته بود و به بالا نگاه نمی کرد مادر هما صدا زد هما دخترم چاهی بیار مادر عباس به هدی گفت دخترم برو به هما کمک کن و دوباره شروع به صحبت کردند بعد از دقایقی هما با سینی چاهی وارد مجلس شد سینی را به طرف پدر عباس گرفت و پدر عباس با گفتن به به به به عروس گلم وخدابیامرزد پدرت را چاهی برداشت وبعدسینی را به سمت عباس برد وبا گفتن بفرمائید او را موتوجه خود ساخت ولی عباس همان طور که سرش را پائین گرفته بود چاهی را برداشت مادر عباس با صدای بلند گفت عباس مادرسرت رو بالا بگیر هدا خنده کنان گفت داداش خجالتیه مامان وهمه خندیدن فکر وذهن عباس جای دیگه ای بود و خدا خدا می کرد که مسئله بهم بخوره او حتی به صورت مادر هما نگاه نکرده بود پدرعباس ازمادر هما خواست تا اجازه بده عباس با هما به تنهائی صحبت کنن مادره هما هم موافقت کردوبه سمت حیاط رفتن اماهمچنان عباس سرش پائین بود بیرون نشستن هما با دیدن قسمتی از صورت عباس او را شناخت ولی او اصلاًبه هما نگاه نمی کرد وبه هما گفت بدون مقدمه بگم در حقیقت من به یه دختره دیگه علاغه دارم ومنو به زور به اینجا آوردن واقعاً شرمندم هما با شنیدن این حرفها دیگه چیزی نگفت وبه سالن پزیرائی برگشتن همه به آنها نگاه می کردن مادر هما به هما ندا داد که چی شد وهما به آرامی گفت هیچی وبا صدای بلند ادامه داد راستی مامان می دونی عباس آقا همان کسی بود که شما را به بیمارستانبرد عباس با شنیدن این حرف سرش را بالاآورد واز جای خود بلند شد واز حال رفت ای وا چی شد داداش مادر عباس عباس اقا عباس پسرم و روی صورت عباس اب می ریختن بعد از به هوش امدن اجازه خواست تا به حیاط رفت بعد از لحظاتی خواهر عباس به هما اشاره داد تا پیش عباس برود ولی او راضی به این کار نمی شد تابلاخره اورا راضی به این کار کرد هما به حیاط رفت و حال عباس را پرسید عباس ازهما خواهش کرد تا به صحبتهایش گوش بدهد وماجرای عاشقیش را برای او تعریف کرد وبعد به او گفت حالا می دونید که چرا نمی خواستم سرم را بلند تا غیر از شما دختری را خواستگاری نبینم خوب الان نظر شما چیه هما هم با شنیدن این حرفها به چشمهای عباس نگاه می کرد و لبخند می زد و بعد از لحظه ای مات زدگی خندید و وارد خانه شد جهادآلبوغبیش اردیبهشت 87 نظرات شما برای ما بسیار بسیار مهم است لطفا نظر دهید با تشکر نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹ ۱۲ ۲۷ ساعت 1 pm توسط جهاد مداد رنگی به مداد رنگی های من دست نزن اینها شمعهائی هستند که در روشنائی به من نور می دهند به مداد رنگی های من دست نزن اینها مرا بر روی اشتمباخت فلج می کنند تا سر مشق حرکت تاندن های آسمان باشم به مداد رنگی های من دست نزن جهاد نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۶ ۱۰ ۰۲ ساعت 8 pm توسط جهاد عشقهاي لات خياباني عشقهاي لات خياباني هنگامي كه نام عشـق به گـوش ما مـي رسد به ياد ليلي ومجنون فرهاد وشيرين وحتي روميو وژوليت مي افتيـم ولي حال عشـق معناي بيهـوده اي گرفته بخصوص دراين دوره در اين دوره هر نوجواني كه شروع به تفكركرد ودر خيال خود فكركرد كه بـه فهـم وشعـور كافي رسيد نفهمانه عاشق مي شودوبه اين عشق تا چند سال پايدارمي ماندتااين كه فاجعه اي اتفاق مي افتد وشكست سنگيني مي خورد همه عاشق مي شوند وهمه فكر مي كنند كه ليلي هاومجنون هاي زمان خود هستندوعاشقانه به معشوق خود يعني كوركورانه نگاه مي كنند تا اين كه بعد از شكستهاي پي در پي شروع به داشتن عشق لات مي كنند حالا شايد بپرسيد عشق لات ديگر چه عشقي است عشق لات همان عشق دروغين است كه لطمه به جامعه ما مي زند واعتمادهارا از جانب ديگران دور مي سازد در هـر كوچـه وخيـابـان كه نگاه مي كنـيد مي توانيدبه سادگي عشقي را براي خود بيابيد همين طور كه در مسير حركت خود سير مي كند چند قدمي نمي گذرد كه مي بيند معشوق يك جوان زيبا شده است بدون اينكه اعتراضي كند با او سير ميكند وطي افتـخـاراتـي كه به هم مي دهند در گوشه اي مـي نشينندوشـروع به دروغ گفتـن مي كنند در اين گفتگو اسم دوست داشتن را با تمام گستاخي خدشه دار مي كنند و مي گـويند كـه هـم ديگـر را دوست دارنـد وعاشـق يكـديگـرنـد وپس از مدتي كه مصلحتهاي هم ديگر تمام شد عشق آنها تمام ميشود واز هم جدا مي شوند عشقهاي لات به چند دسته تقسيم مي شوند 1 عشقهاي جنسي عشقهاي جنسي عشقهائي هستند كه جوانها وميان سالها براي ارزاي نفس ضعيف خود عاشق مي شوند لاكن اين عشقها بسيار زود گذر ونادوام هستند ودر طي مدت كوتاهي كه كار آنها تمام شد از هم جدا مي شوند وديگر يكديگر را نمي شناسند اين عشقها فاجعه گرند وامكان دارد انسان در روند اين عشق آلوده دچار گرفتاري انواع امراض ويا فرزند گردند 2 عشقهاي مصلحتي اين عشقها عشقهائي هستند كه فقط به ماديات فكر مي كنند وبه چيز ديگري فكر نمي كننداگر كسي عاشق شخص مايه داري شود تا وقتي كه ثروت داردعاشق او خواهد ماند يعني عشق او به مال وثروت او بستگي دارد واگر ثروت او را بالا كشيد عشق تمام مي شود واز هم مي پاشد 3 عشقهاي كور عشق كور عشقي ...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

Verified site has: 43 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-43


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Tue, 16 Jun 2026 17:08:39 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/pdij.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=J79cxIYHGOp8NRFeKGvwAzPKsXJMYto6PDOL23UpPk%2FPXZ5H5s2gxG4oGG24Xc2JxcQ9N0YR4qj1b%2B38Ao1aQ6jUZXwnfqf0IIuXXoGD2NqUrokW6bXF1UhV%2FQK3W6%2FCwUM%3D ]
CF-RAY a0cb6af33a12d8d2-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Tue, 16 Jun 2026 17:08:39 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=2EM370tC6x%2FKSb35sGqZ0O0B8ja6MVzAtzdC1eWQbyAxPonUMY98MTUzamEQiq2mZrhgmyzwxN5NkLYBtGulNIkjDDgEPQZqvq02qnzYSaxFThnGFHWOY%2F%2FJl9abdr7ICmQ%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0cb6af4095d9ee0-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="انتهای آشفتگی این وبلاگ را به تمامی دختر وپسر های ایران در هرکجای دنیا که باشند تقدیم میکنم"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="انتهای آشفتگی"
property="og:site_name" content="انتهای آشفتگی"
property="og:description" content="انتهای آشفتگی این وبلاگ را به تمامی دختر وپسر های ایران در هرکجای دنیا که باشند تقدیم میکنم"

Load Info

page size27195
load time (s)0.476487
redirect count1
speed download57132
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"