Meta tags:
description= سرفۀ تلخ;
Headings (most frequently used words):
در, ما, ها, تا, هرچند, این, می, تو, من, تلخ, های, همیشه, را, مادران, اشک, ندارد, پیش, آرامش, دار, با, کابوس, رویای, له, عاشق, باران, بی, سرفۀ, آوارِ, خاطراتِ, مگو, ویرانه, ذهن, اینجا, شهر, بزرگی, خواهد, ماند, ابدالاباد, سه, نفر, بودیم, جعلی, دروغین, مضحک, صداقتِ, ذاتِ, واژه, کرگدن, شویم, سفرۀ, هفت, سین, کدام, سال, نویدتحویل, دهید, به, انتظار, ارزش, السلام, هم, شانه, مهتاب, آخرین, تانگو, خاطره, بینی, آخر, روزگار, تعبیر, کرد, مادر, کوچه, حزن, دربه, انسان, شدمدزدیده, شد, تاراج, رفت, لبخند, ماکو, شاعر, چشمان, راوی, زندان, شدمیاران, همه, گرگی, شدند, زنان, هرزه, دلاما, مانده, ام, نامردان, شدمآخر, بگو, یاد, کی, بمانم, سراب, گر, گرفته, بغض, همبستر, شدمهمبستر, شدن, پروانه, نبودمن, ناگهان, آتشم, شعله, ای, عریان, شدمارزش, السلامما, دردیم, عشق, آواره, سامان, شدماین, سرفه, شه, غزل, زنده, بگوردر, امتداد, خواب, افسانه, پایان, شدم, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (49), هفته (35), شده (22), بود (22), است (21), های (20), افشین (19), ساعت (17), نمی (17), اشک (16), نوشته (13), پرورش (13), ۱۳۸۵ (12), تمام (12), دست (12), دیگر (11), خون (11), برای (11), چهارم (10), توسط (10), شود (10), گفت (10), سوم (9), نیست (9), عشق (9), نبود (9), همه (9), شدم (9), دوم (8), بانو (8), بریده (8), پشت (8), هیچ (8), کرد (8), سال (8), خانه (7), آدم (7), اوّل (7), ۱۳۹۲ (7), دنیا (7), زیر (7), چشم (7), مرگ (7), آخر (7), کسی (7), زدم (7), کنند (7), همان (7), ۱۳۸۴ (6), اسفند (6), فروردین (6), ۱۳۸۶ (6), ۱۳۸۸ (6), آرامش (6), کوچه (6), میان (6), داغ (6), همین (6), سرفه (6), کار (6), نیم (6), روی (6), رفتم (6), گذشت (6), گفتم (6), پاک (6), هرچند (6), بودیم (6), مدرسه (6), رابطه (6), روز (5), اردیبهشت (5), تیر (5), دور (5), اینک (5), خاک (5), تنها (5), ضرب (5), کند (5), ایم (5), خود (5), آخرین (5), دوست (5), کابوس (5), تلخ (5), واژه (5), باد (5), خیال (5), ستاره (5), بگو (5), یاد (5), باز (5), بهشت (5), ولی (5), زنگ (5), کردم (5), هزار (5), بچه (5), برد (5), سکوت (5), هنوز (5), همیشه (5), فراموش (5), نفر (4), بهمن (4), صدا (4), رفت (4), نگاه (4), چهارشنبه (4), اما (4), نداشت (4), چنین (4), بسته (4), هستی (4), طعم (4), خاطره (4), شعله (4), کرده (4), حتی (4), سایه (4), آنکه (4), گرفته (4), بینی (4), خبر (4), درد (4), خواب (4), ماه (4), دلم (4), آینه (4), هشت (4), زندان (4), مانده (4), پیش (4), کنیم (4), کنم (4), دستگاه (4), تلوزیون (4), چیزی (4), زدن (4), بیرون (4), بعد (4), اند (4), دریا (4), ماند (4), خانواده (4), آنها (4), چند (4), مدیر (4), ناظم (4), دبیرستان (4), داستان (4), رفته (3), دیوانه (3), ۱۳۸۷ (3), ۱۳۹۳ (3), چقدر (3), زمزمه (3), نشسته (3), زمین (3), شاعر (3), دارم (3), نفس (3), هرچه (3), ارزش (3), سیگار (3), کدام (3), شانه (3), سوسیس (3), گریه (3), خدا (3), انسان (3), زند (3), کجا (3), بلند (3), سینه (3), افسانه (3), آرام (3), صدای (3), سکه (3), بغض (3), تاوان (3), کدامین (3), شادکامی (3), رود (3), رویای (3), اینجا (3), لبخند (3), عاشق (3), ندارد (3), هفت (3), باید (3), دقیقه (3), صبح (3), بودند (3), اینکه (3), سرم (3), خونه (3), یکی (3), گرفتم (3), حرف (3), بخاطر (3), زور (3), نای (3), جایی (3), حدود (3), سعید (3), رفیق (3), فامیل (3), سالهاست (3), جعلی (3), دروغین (3), مضحک (3), شادم (3), ایمان (3), رضا (3), باقی (3), فرزندانشان (3), شکایت (3), بماند (3), راه (3), آقای (3), چیز (3), آموزش (3), تهران (3), عکس (3), سامانتا (3), آرشیو (2), قصه (2), دختر (2), نیک (2), قفس (2), پرید (2), مرداد (2), ۱۳۹۵ (2), پرتوِ (2), آشنای (2), راهی (2), فرصتِ (2), چرخش (2), سراب (2), حنجره (2), زنده (2), دوستت (2), شدن (2), آغاز (2), خیابان (2), آسایش (2), فاضلاب (2), بدون (2), خانگی (2), پوست (2), فشارد (2), دستان (2), خشم (2), حزن (2), ناگهان (2), آتش (2), گـُر (2), امتداد (2), نفسهای (2), کشد (2), برابر (2), مهتاب (2), گیرم (2), دوباره (2), رعایت (2), عریان (2), تانگو (2), سرانجام (2), سرخ (2), تکان (2), دهد (2), دارد (2), پروانه (2), اسارت (2), پایان (2), فرو (2), هیاهوی (2), شهر (2), کاش (2), فرصت (2), گذشته (2), خاطرات (2), روزهای (2), نفسی (2), زبان (2), عفن (2), آرزوها (2), شکسته (2), سپید (2), مردن (2), زندگی (2), پای (2), تابان (2), خورشید (2), فریم (2), نیمه (2), جان (2), سوراخ (2), مرا (2), همواره (2), آواره (2), بوی (2), ماست (2), زمان (2), آورد (2), اقیانوس (2), قفلی (2), دهان (2), عمر (2), تعبیر (2), نشست (2), فریاد (2), گهی (2), نگرم (2), گویم (2), کیست (2), بُوَد (2), کردند (2), عاشقان (2), دانستیم (2), رانده (2), پنجشنبه (2), روزگار (2), همبستر (2), باران (2), دار (2), السلام (2), شنبه (2), اینگونه (2), مادران (2), مامان (2), دیروز (2), حال (2), دوازده (2), فکر (2), اهم (2), متر (2), افتادم (2), داره (2), مادر (2), نزدیک (2), خوب (2), بودم (2), همسایه (2), ساعتی (2), درست (2), توان (2), نداشتم (2), تکه (2), داشت (2), کشید (2), میام (2), چهارده (2), یادت (2), هست (2), شدیم (2), وقت (2), دانشگاه (2), پاداش (2), خورد (2), مگو (2), دیوار (2), میله (2), سطل (2), فروشی (2), آقا (2), بریزیم (2), رفاقت (2), هایی (2), خونها (2), صداقتِ (2), ذاتِ (2), دانی (2), آشنا (2), برایش (2), داده (2), آورده (2), تخمت (2), بابک (2), اهل (2), دسترس (2), شرحه (2), ایشان (2), داداش (2), جمعه (2), رسد (2), ابدالاباد (2), نام (2), قدرتی (2), شتم (2), رسید (2), معلمها (2), انگار (2), تحصیل (2), شان (2), شکار (2), مشغول (2), نمازخانه (2), اینها (2), خندیدند (2), کشیدم (2), سیلی (2), اول (2), سمت (2), صورت (2), آقایان (2), والدین (2), دانش (2), سالن (2), قرار (2), پدر (2), همانها (2), خواهد (2), پیدا (2), کمتر (2), قربانیان (2), وجود (2), تازه (2), دانشی (2), دیگری (2), آنچه (2), یادگار (2), بورجو (2), پگاه (2), فیلم (2), تئودور (2), سرفۀ (2), blogfa, com, قربان, گاه, فردا, شبکه, آنارشیستی, رزا, شورشی, راویان, یادیم, آرزوهای, آدونیس, اقلیما, آهنگ, مالیخولیای, ابری, اینستاگرام, فیس, بوک, ترانه, مصاحبه, عکسهای, پیوندها, مهر, آبان, آذر, خرداد, شهریور, پیشین, عناوین, وبلاگ, پست, الکترونیک, خانگیِ, بدرِ, نمانده, مطالب, قدیمی, موج, دریاهای, حباب, کنی, مهریه, رویایی, گور, اشارتی, خوانده, مرگِ, نابهنگام, نگاهِ, خیس, صبور, توانی, اگرداشت, چشمی, آرزوی, پناه, نسترنها, کردیم, تابوتی, مدوّر, ِغریب, خالی, بودن, آرزو, دلخواسته, زیستن, وقتی, شکافته, داس, اعتماد, توانم, بنزین, آسمان, ترسیده, بهار, هراسان, گیرد, مصلوب, ایستم, خاکسترم, فرازِ, تباه, احاطه, زخمهای, هزارساله, سوزم, سرشار, شوم, گویاترین, خواستم, ازچشمانت, رگهای, گداخته, سوگند, اگر, شاهکار, غریبی, بوسه, انداز, بارش, تلـخ, شاعرِ, غزلگریه, دلتنگ, شمارش, معکوس, سیراب, برون, چاک, گریبان, ناهید, چهر, آرمانی, آرزویی, ترسید, حریر, پوشیدن, ثبت, جریده, عالم, شبنم, هراسید, شراب, نور, نوشیدن, انتهای, افق, چهاردهم, سرگیجه, روشنی, زاد, روزِ, تنهایی, برگزید, کشیدی, خوابهای, آبی, شکستی, ریختی, رفتی, شدی, غبار, تسلیم, آوازه, خوان, پلکهایت, ناگزیرِ, تسلا, بازگشتی, اختاپوس, ایستاده, فراز, غرور, اعتنا, ریشه, دوانده, دواند, پوشاند, ترکاند, بازوان, هزارشاخه, هزارلایه, سهمگین, نیامده, نگاهی, مانند, غَلیان, وامانده, دَلمه, صحاری, هلاک, درمانده, گناه, تقدیر, تقصیر, نیس, هیس, نجوا, درگوشم, حائلی, آیه, غیبت, بیش, ریزی, تور, اهتزاز, رختِ, رکیک, کنار, استخوانهایم, پرنده, مغلوب, ولایتِ, دَیّوث, رویاهایم, استفراغ, استحقاق, عقوبتک, منگنه, بدرقه, وگرنه, کالبد, اشکها, دربدر, امید, ثمر, افقی, باشم, عمودی, خودم, تنگ, آورم, اندامم, لکنت, افتاده, شوق, خواسته, شنوی, گرمای, گامی, هیئت, دریایم, پایانی, بیتابی, دیرین, گلوی, پرعطش, صدفها, صدفهای, اشکهایم, تحلیل, شرم, تشنه, مهمانی, حاشیه, بیآراید, آسان, گفتی, آنقدر, خموش, ماندی, ِشکسته, زار, گدازه, پشیمانی, زارتر, بزرگوارتر, حاجتی, شهادت, ستارگان, پیر, طریقت, پرسیدند, فرمود, بَهرِ, تمامَتْ, تمامتْ, نگر, ظِنّ, نبری, خواری, بیرونش, علوّ, همّتِ, جمالی, دید, نهایت, جمال, جَنبِ, ناچیز, فرمان, آمد, اکنون, قدم, کوی, نهادی, بُرون, سرایْ, راحت, سلامتِ, دارُالسّلام, حلق, دام, بلا, گرفتار, دیر, شدگانیم, استِحقاقُ, عُقوبَتِکَ, دربه, دزدیده, تاراج, چشمان, راوی, یاران, گرگی, شدند, زنان, هرزه, نامردان, بمانم, آتشم, دردیم, سامان, غزل, بگور, چون, گمنامی, گورستانی, بیگانه, بازش, نخواهم, شناخت, دیدار, لای, درختان, بهارهم, بیاید, گذرد, سفرۀ, سین, نویدتحویل, دهید, انتظار, هوزه, جولای, 2011, یادداشتهای, روزانه, تورم, حرفهاش, بزرگت, نمیخواستیم, ناراحتت, دونستی, اگه, بزن, پدرت, تسلیت, کارت, دیرتر, پریروز, زودتر, فرهاد, کونت, اینطوری, پاره, لباس, عوض, کاری, ِامروز, روتورهای, سنگین, 6x1000, روتورها, سرعت, دختره, مشکلش, میتونه, باشد, مدارها, راچک, گیر, بیارم, خازنها, کارمی, یهو, گیج, فولیو, دیدم, داد, میزنه, قحبه, مرگته, امروز, بمیری, داشتی, افتادی, حالت, برو, گمشو, هزاربار, بهت, لعنتی, هیپنوتیزم, کنه, نگفتم, صورتم, شستم, برگشتم, پنج, تموم, دلار, دادم, انبار, هویه, قرض, اتوبان, عسل, ماشینها, نشنیدم, رسیدم, دوش, سراغ, دیگه, ایستادن, مبل, سیگاری, روشن, پیتزای, تخمی, گاز, خوردن, مارون, استعداد, هنرجوهاش, خوابم, دخترک, ساک, شروع, ازخونه, رومانیایی, پله, ماریجوانا, سلامی, سردرمیاری, تلوزیونم, خراب, تصویر, صداش, مشکل, مونه, نمیره, اوکی, 8تا, بینمت, مسیر, دوساعت, کارخانه, قیمت, گوشت, مرغ, کرگدن, شویم, دوشنبه, قسم, کابوسی, شبی, آمدیم, نقطه, چین, سلام, اور, باتوم, یازهرا, زهرمار, هستیمان, محو, پوتین, جنون, انهدام, فرصتی, بازی, قتل, عام, رفقا, باختیم, ساده, بیرحم, کشتارگاه, دندانهای, افشان, گیسو, معجزۀ, الکتریسته, آقاجان, نعره, مزن, دَرهَم, برآمده, کابوسها, بند, سیاه, تهوع, مدفوع, ادرار, اعتراف, گوش, آید, اینهمه, خیانت, برادری, صفحات, آلبوم, چسبند, روند, ماتِ, سوسوی, برق, اسکناس, دارند, شور, برادرم, دردهای, سند, ِمعتبر, چیست, ممنوع, دادیم, الان, تاوانش, دهیم, میراث, خوارها, دردها, دردهایی, مرز, شناسند, بسان, قلم, همانست, خفقانِ, آنیم, عربده, مستی, نفسمان, هموطن, انتظاری, ندارم, میدانم, متعهد, واژگانی, تعهدی, ایجاد, قولی, میدهد, قسمی, اصرار, خودش, پوزخندی, دوستی, معنیش, منی, عذرخواهی, گفتن, نگرفته, بگوئیم, نمیتوانیم, ناتوانیم, حرفهامان, مثل, غباری, خصلت, ایرانی, بیا, بمان, پنهان, نشو, نرو, بودی, خواهی, صمیمیت, ضیافت, ریای, رفاقتها, بگیریم, مگر, لااقل, پوچی, میتوانیم, رنگ, آمیزی, بودنتان, حضورتان, تخم, لذت, برند, گویند, تخمم, بیاور, نیاور, سحر, بیانی, تفنگدار, یاغی, عاصی, معترض, زخمی, هرسه, نفرینها, تهمتها, سرمان, مایی, هریک, نوبه, قرمزی, نگذاشته, گفته, شجره, طیبه, متعفن, خوشنامی, شرافت, آبروی, مذهبی, توجه, قوانین, نانوشته, اجباری, آقابزرگ, تمسخر, ریا, دروغ, ظلم, ترس, بویی, نبرده, پرت, نامردمان, ناپدید, درتهران, تصادف, رانندگی, همسرش, نوزادی, روزه, عزای, ثانیه, نگذاشتند, مرد, دشمنان, خونخوار, نفرین, مخلصتم, بگذار, مزخرفی, خواهند, نشخوار, سرشان, بکوبند, وشیون, زاری, شادی, ِآسایشی, بدست, حسرت, جایگاه, کنونی, آبجو, میزنم, تکیلا, قول, خودت, تخمته, حسادتم, انگیختند, کوهنورد, رها, مان, پناهجویانی, اجسادشان, شناور, آرامشی, لحظه, میدهی, بشری, غروب, منجمد, کننده, شوی, نگاهها, دیگران, گفتگوی, آرش, سیگارچی, تابستان, https, youtu, 1rycq, z0xva, http, www, entekhab, news, 164827, مردی, تنومند, ریش, هویجی, مخوف, رحم, شاید, فقط, فیلمهای, ژانر, وحشت, بتوانی, بیابی, بازار, توهین, تحقیر, صدایمان, مثلا, دلسوز, بدنبال, کردن, جیب, کلاسهای, خصوصی, آمادگی, کنکور, بدتر, خایه, مالی, پاچه, خاری, کارهمیشگی, خوش, مستقیم, کتک, حرفهایمان, باور, بردیم, گفتند, ربطی, قرعه, دوستان, صمیمی, افتاد, نامش, تفریح, درآمد, رفتن, خونریزی, دفتر, کارم, ساخت, نفهمیدم, مازیار, بالای, جرات, خوبی, منتظر, جواب, نشد, سریع, دوید, حیاط, مزه, سوزش, شکمم, ظهر, جلسه, اولیا, مربیان, مزخرف, گویی, گدایی, کمک, گرفتن, آموزان, وارد, متورم, کبود, خونی, کماکان, جاری, هوار, موردتجاوز, پوزخندها, پرانیهای, مادرها, یادم, هایشان, مورد, گرفتند, خوراک, قربانی, شهوت, برخاست, فحش, پسرک, لات, نمونه, کادر, مدیریتی, تحصیلی, عالی, پدرم, هاها, صندلیش, نخورد, بغضم, ترکید, تلفن, عمومی, کامرانیه, مادرش, مریض, خوابیده, درخانه, دیدمش, وجودش, مرده, میداد, حرفهایم, شنید, مات, مبهوت, حرفی, نداشتیم, بزنیم, وراهی, خودمان, جهنم, جریان, میرویم, تجریش, بیچاره, اندازیمش, بامداد, اسم, آوردیم, رییس, بقیه, نگویید, زورمان, زودی, جای, پشتش, گرم, اطلاعاتی, خلاصه, کنید, بزرگ, شوند, برنگشتم, اخراج, ندیدم, ردی, نکردند, نوابغی, اکثرا, اعتیاد, سپردند, گند, متعفنشان, سرخوشانه, زیند, طلبکارند, فرزندانی, خودشان, قربانگاه, فرستادند, حفظ, ریاست, منطقه, متجاوز, همینک, لینک, آموز, هنرستان, سیمای, باغ, فردوس, نامم, رشته, ریاضی, تاسیس, پیام, شهید, نیاوران, نوشت, نوساز, دیوارهای, چهارمتری, شبیه, بازجوی, معروف, اوین, مسلح, کلت, کمری, وسیله, نقلیه, موتور, هوندا, بزرگی, مجاز, هشتصد, فایل, صوتی, مکالمه, هایمان, هشتاد, ویدیو, چندصد, عدد, بعلاوه, صفحه, پرینت, متن, گفتگوهامان, خواندن, راحتی, تاثیر, اینترنت, تکنولوژی, روابط, انسانی, تصمیم, روابطم, تاثیرگزار, زندگیم, بنویسم, بخواهم, کمترین, بنویسمشان, یادگاری, آیندگان, بدانند, چگونه, زیستیم, آنهایی, روزی, her, آیا, فرد, داری, آری, ۸۳۱۶, ۶۴۱, نفرشان, عاشقانه, داشته, ترکیه, امریکا, میانی, مجازی, برجای, عروسی, جزوه, تمرین, ادبیات, فارسی, طول, سالی, مدت, برایم, مقداری, شعر, نمایشنامه, همگی, جامانده, آوارِ, خاطراتِ, ویرانه, ذهن,
Text of the page (random words):
ل طول کشید هشت سالی که تمام مدت در تهران گذشت از آن رابطه تنها چند عکس برایم باقی مانده و مقداری دست نوشته و شعر و داستان و نمایشنامه که همگی در تهران جامانده است اما با بورجو سه سال و نیم در ترکیه و امریکا سر کردم ده ماه میانی آن رابطه ای مجازی بود آنچه که برجای ماند نزدیک به هزار عکس بود و فیلم عروسی و جزوه های تمرین ادبیات فارسی او با لبخند اما یک سال و نیم تمام رابطه در مجاز گذشت آنچه که به یادگار ماند هزار و هشتصد ساعت فایل صوتی مکالمه هایمان است و حدود هشتاد ساعت ویدیو چندصد عدد عکس بعلاوه ی حدود هزار صفحه ی a4 پرینت شده متن گفتگوهامان با خواندن همین چند خط به راحتی می توان به تاثیر اینترنت و تکنولوژی بر روابط انسانی پی برد از دیروز تصمیم گرفتم داستان روابطم یا این سه زن تاثیرگزار زندگیم را مو به مو بنویسم از لبخند که هر چیزی که بخواهم هست ولی از بورجو کمتر و پگاه با وجود آن هشت سال کمترین باید بنویسمشان تا یادگاری برای آیندگان بماند و آنها بدانند که ما چگونه عاشق شدیم و زیستیم برای آنهایی به یادگار بماند که روزی داستان فیلم her را زندگی می کنند داستان تئودور و سامانتا را تئودور سامانتا آیا با فرد دیگری هم رابطه داری سامانتا آری با ۸۳۱۶ نفر که با ۶۴۱ نفرشان رابطه ی عاشقانه داشته ام نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵ ۰۴ ۱۸ ساعت 1 45 توسط افشین پرورش اینجا همیشه شهر بزرگی خواهد ماند هنرستان صدا و سیمای باغ فردوس بودم که آقای پدر نامم را در رشته ی ریاضی دبیرستان تازه تاسیس پیام شهید نیاوران نوشت مدرسه ای نوساز با دیوارهای بلند چهارمتری که جز زندان به چیز دیگری شبیه نبود مدیر دبیرستان سعید دانشی بازجوی معروف اوین بود که همیشه مسلح به کلت کمری بود و وسیله ی نقلیه اش یک موتور هوندا هزار ناظم ه م مردی بود قد بلند و تنومند به نام قدرتی با مو و ریش آب هویجی مخوف تر و بی رحم تر از این دو را شاید فقط در فیلمهای ژانر وحشت بتوانی بیابی بازار ضرب و شتم و توهین و تحقیر داغ صدایمان هم به جایی نمی رسید خانواده های مثلا دلسوز بدنبال پر کردن جیب معلمها برای کلاسهای خصوصی و آمادگی برای کنکور سه سال بعد بودند و انگار نه انگار که فرزندانشان در جایی بدتر از زندان تحصیل می کنند خایه مالی و پاچه خاری مدیر و ناظم که کارهمیشگی شان بود در این میان قدرتی به شکار مشغول بچه های خوش بر رو را شکار می کرد و مستقیم به ضرب کتک به نمازخانه می برد همه می دانستیم چه بر سر اینها می رود حرفهایمان را هیچ کس باور نمی کرد به معلمها شکایت می بردیم می خندیدند یا اینکه می گفتند ربطی به ما ندارد تا اینکه قرعه به نام یکی از دوستان صمیمی من افتاد نامش بماند زنگ تفریح از نمازخانه که درآمد نای راه رفتن نداشت خونریزی کرده بود نای حرف زدن هم گریه می کرد با خشم تمام به دفتر رفتم و فریاد کشیدم بر سر آقای مدیر سیلی اول کارم را ساخت و دیگر نفهمیدم چه بر من گذشت چشم که باز کردم مازیار بالای سرم و با بغض به من نگاه می کرد جرات دست زدن به من را نداشت زیر لب گفت افشین خوبی منتظر جواب نشد و سریع دوید سمت حیاط مزه ی خون سوزش پوست صورت و شانه ها و سینه و شکمم را هنوز بخاطر دارم بعد از ظهر همان روز جلسه ی اولیا و مربیان بود و آقایان مشغول مزخرف گویی از برای گدایی و کمک گرفتن از والدین دانش آموزان بدون در زدن وارد سالن شدم با سر و صورت متورم و کبود و خونی که کماکان از بینی ام جاری بود هوار می کشیدم و از بچه های موردتجاوز قرار گرفته می گفتم پوزخندها و تکه پرانیهای پدر و مادرها را یادم نمی رود همانها که بچه هایشان مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند هر روز همانها که فرزندانشان خوراک قربانی شهوت آقایان بودند به من می خندیدند دست آخر یکی از آنها برخاست و مرا به زور از سالن بیرون برد و یک سیلی و فحش که پسرک لات و بی همه چیز چه کسی تو را به این مدرسه ی نمونه با کادر مدیریتی و تحصیلی عالی راه داده پدرم هاها از روی صندلیش تکان نخورد بغضم ترکید و از مدرسه زدم بیرون از تلفن عمومی سر کامرانیه به آن دوست زنگ زدم مادرش گفت مریض است خوابیده به درخانه شان رفتم دیدمش کاش در وجودش چیزی مرده بود بوی مرگ میداد حرفهایم را نمی شنید گریه هم نمی کرد مات مبهوت حرفی نداشتیم بزنیم همه چیز در سکوت گذشت از خانه بیرون زدم وراهی خانه ی خودمان شدم راهی جهنم به مادر جریان را گفتم گفت صبح اول وقت میرویم آموزش و پرورش تجریش شکایت می کنیم بیچاره اش می کنیم به زندان می اندازیمش بامداد روز بعد تا اسم دبیرستان را آوردیم آقای رییس آموزش و پرورش گفت بقیه اش را نگویید که زورمان به ایشان نمی رسد و به زودی جای من خواهد نشست و پشتش گرم است و اطلاعاتی است و خلاصه هرچه شده بی خیال فراموش کنید بچه اند بزرگ می شوند فراموش می کنند فراموش می کنند فراموش می کنند فراموش من دیگر به آن مدرسه برنگشتم اخراج آن دوست را هم دیگر ندیدم گم شد خانواده اش هم دیگر ردی از او پیدا نکردند از نوابغی که در آن مدرسه تحصیل می کردند کمتر کسی به دانشگاه راه پیدا کرد و اکثرا تن به اعتیاد سپردند و والدین آن قربانیان هنوز در گند وجود متعفنشان سرخوشانه می زیند و تازه طلبکارند از فرزندانشان فرزندانی که به دست خودشان به قربانگاه فرستادند سعید دانشی با حفظ سمت به ریاست آموزش و پرورش منطقه ی یک تهران رسید ناظم متجاوز قصه ی ما همینک مدیر همان دبیرستان است اینها را گفتم بخاطر لینک زیر که خبر از شکایت خانواده های قربانیان دانش آموز از ناظم یک مدرسه را می دهد http www entekhab ir fa news 164827 گفتگوی من با آرش سیگارچی در تابستان ۱۳۹۳ https youtu be 1rycq z0xva نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳ ۰۴ ۱۸ ساعت 2 18 توسط افشین پرورش تا همیشه تا ابدالاباد حسادتم را بر انگیختند این سه کوهنورد رها شده مان و آن پناهجویانی که اینک اجسادشان در اقیانوس آرام شناور است چه خوب است و چه آرامشی دارد آن لحظه ای که تن میدهی به مرگ و نیک می دانی که دست هیچ بشری حتی به سایه ات نمی رسد در غروب سرخ ولی منجمد کننده ی خورشید گم می شوی از نگاهها و دور از دسترس دیگران می روی برای همیشه تا ابدالاباد نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲ ۰۵ ۰۳ ساعت 8 51 توسط افشین پرورش ما سه نفر بودیم ایمان آورده ام به تخم هایی که لذت می برند و می گویند به تخمم ایمان بیاور به تخمت ایمان نیاور به تخمت سحر بیانی ما سه نفر بودیم افشین رضا و بابک سه تفنگدار فامیل هر سه یاغی و عاصی و معترض هر سه زخمی خانواده ها هرسه رانده و مانده تنها بریده از همه چه نفرینها و تهمتها که پشت سرمان نبود مایی که هریک به نوبه ی خود هیچ خط قرمزی را باقی نگذاشته بودیم و به گفته ی این شجره ی طیبه ی متعفن خوشنامی و شرافت و آبروی مذهبی آنها را بی توجه به قوانین نانوشته ولی اجباری آقابزرگ به تمسخر گرفته بودیم نه اهل ریا و دروغ بودیم و نه اهل سکوت در برابر ظلم و حرف زور از واژه ی ترس هم هیچ بویی نبرده بودیم اینک من که پرت و دور از دسترس این نامردمان بابک که ناپدید شد و رضا هم چند روز پیش درتهران در یک تصادف رانندگی از قفس پرید همسرش هم از او نوزادی چند روزه باقی مانده تنها و اینک تمام فامیل در عزای کسی نشسته اند که یک عمر حتی ثانیه ای آسایش و آرامش برایش نگذاشتند شرحه شرحه بود دل ِ این مرد از دست دشمنان خونخوار خانگی نفرین به تک تک ایشان مخلصتم داداش رضا بگذار آنها هر مزخرفی که می خواهند نشخوار کنند و بر سرشان بکوبند وشیون و زاری من شادم به شادی ِآسایشی که اینک تو بدست آورده ای به یادت و در حسرت جایگاه کنونی ات یک هفته هر شب هفت آبجو میزنم جمعه شب هم هفت تکیلا به قول خودت بی خیال دنیا تخمته داداش نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲ ۰۴ ۱۹ ساعت 19 24 توسط افشین پرورش هرچند جعلی هرچند دروغین هرچند مضحک می دانی رفیق دوست آشنا فامیل هموطن سالهاست که انتظاری از کسی ندارم سالهاست که میدانم کسی متعهد به واژگانی که بر زبان می آورد نیست و تعهدی برایش ایجاد نمی کند کسی که قولی میدهد یا قسمی می خورد حتی به اصرار خودش من در دلم تنها پوزخندی است که بی خیال رفیق رفاقت و دوستی سالهاست که معنیش را از دست داده است پس بی خیال تو هنوز همان رفیق منی همان دوست من همان آشنا گیرم که یاد نگ رفته ایم عذرخواهی یا نه گفتن یاد نگرفته ایم که بگوئیم نمیتوانیم ناتوانیم حرفهامان مثل غباری است در باد این خصلت ایرانی است پس بیا و بمان و پنهان نشو و نرو که هنوز همان هستی برای من که بودی هستی خواهی بود صمیمیت جعلی و ضیافت پر ریای دروغین و مضحک ِ این رفاقتها را هم که از هم بگیریم دیگر چه می ماند مگر لااقل پوچی و عفن این فاضلاب هستی را که میتوانیم با همین ها رنگ آمیزی کنیم شادم به بودنتان شادم به حضورتان هرچند جعلی هرچند دروغین هرچند مضحک نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲ ۰۴ ۱۹ ساعت 10 28 توسط افشین پرورش صداقتِ ذاتِ این واژه ها چهارده سال گذشته از این شب به این سرفه ها قسم که چه کابوسی به پا شد در این شبی که گذشت یادت هست کش آمدیم در نقطه چین سپید سعید و سلام اشک اور بود و باتوم یازهرا زهرمار به ساعتی همه هستیمان بر باد محو شدیم در هیاهوی پوتین و خون و جنون وقت انهدام در دانشگاه فرصتی نبود پاداش فکر بازی تمام شد قتل عام رفقا باختیم چه ساده چه بیرحم پاداش عشق در کشتارگاه دست شکسته و دندانهای خورد شده سوسیس شده ای افشین افشان شده گیسو معجزۀ الکتریسته است این آقاجان نعره مزن هیچ مگو دیوار به دیوار طعم خون میله به میله طعم خون سکوت به سکوت طعم خون دَرهَم و از هم برآمده اند کابوسها پشت این چشم بند سیاه به سرفه ای تلخ تهوع آرزوها در سطل پر از مدفوع و ادرار سطل اعتراف باد بی خواب گوش کن صدای سکه می آید فروشی است آقا آدم فروشی است آقا دریا دریا اشک بریزیم و باز پاک نمی شود اینهمه خون و خیانت پاک نمی شود دریا دریا اشک بریزیم و باز این همه خون پاک نمی شود برادری ها و رفاقت ها به صفحات آلبوم های خاطرات می چسبند و از یاد همه می روند چشم ها ماتِ سوسوی ستاره هایی است که برق اسکناس دارند نه شور عشق پاک نمی شود برادرم پاک نمی شود این خونها تو بگو این دردهای بی مرگ سند ِمعتبر چیست تاوان کدامین شادکامی ممنوع را دادیم چهارده سال پیش که اینگونه تا به الان هنوز هم تاوانش را می دهیم این میراث خوارها پاک نمی شود این خونها این دردها دردهایی که مرز نمی شناسند بسان این قلم که همیشه همانست که بود پر از اشک و سرفه های بریده بریده در خفقانِ نفسی که در آنیم صداقتِ ذاتِ این واژه ها عربده های مستی روزگار ماست که نفسمان را بریده اند سکوت را زمزمه می کنم به درد نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲ ۰۴ ۱۷ ساعت 15 38 توسط افشین پرورش کرگدن می شویم ساعت دو و نیم صبح که ازخونه زدم بیرون دختر رومانیایی همسایه روی پله ها نشسته بود و داشت ماریجوانا می کشید سلامی کرد و گفت تو از تلوزیون سردرمیاری تلوزیونم خراب شده تصویر و صداش مشکل داره گفتم بعد از کار میام چک می کنم گفت که خونه می مونه و جایی نمیره گفتم اوکی حدود 8تا 9 میام و می بینمت و زدم به کوچه مامان زنگ زد و تمام مسیر دوساعت و نیمه تا کارخانه را یک نفس قر زد و از قیمت گوشت و مرغ و تورم گفت آخر حرفهاش هم گفت مامان بزرگت هم رفت نمیخواستیم ناراحتت کنیم ولی خب باید می دونستی اگه شد زنگ بزن به پدرت تسلیت بگو 4 57 کارت زدم یک دقیقه از دیروز دیرتر و سه دقیقه از پریروز زودتر فرهاد گفت حال می کنم کونت هر صبح اینطوری پاره می شه لباس عوض کردم و رفتم پشت دستگاه تمام دوازده ساعت کاری ِامروز به روتورهای سنگین 6x1000 گذشت روتورها با سرعت دوازده هزار دور در دقیقه در حال چرخش بودند و من در فکر تلوزیون این دختره اینکه مشکلش چه میتونه باشد باید مدارها راچک کنم اهم متر از کجا گیر بیارم خازنها کارمی کنند یا نه یهو سرم گیج رفت و افتادم چشم که باز کردم فولیو را دیدم که داره سرم داد میزنه مادر قحبه چه مرگته امروز نزدیک بود بمیری داشتی می افتادی تو دستگاه حالت خوب نیست برو گمشو خونه هزاربار گفتم بهت این دستگاه لعنتی هیپنوتیزم می کنه چیزی نگفتم رفتم دست و صورتم و شستم و دوباره برگشتم پای دستگاه ساعت پنج که کار تموم شد رفتم ده دلار دادم و از یکی از بچه های انبار اهم متر و هویه قرض گرفتم تو اتوبان بودم که عسل زنگ زد دو ساعت حرف زد ولی خب بخاطر صدای ماشینها هیچ چیزی نشنیدم ساعت 9 بود که رسیدم خونه دوش گرفتم رفتم سراغ تلوزیون همسایه تلوزیون یک ساعتی کار برد تا درست شد و من دیگه توان ایستادن نداشتم افتادم رو مبل سیگاری روشن کردم و تکه های پیتزای تخمی را به زور گاز زدم نای خوردن هم نداشتم مارون 5 داشت از صدا و استعداد هنرجوهاش می گفت که من خوابم برد درست همان زمان که دخترک ساک زدن را شروع کرده بود سن هوزه 4 جولای 2011 یادداشتهای روزانه نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲ ۰۴ ۱۵ ساعت 0 17 توسط افشین پرورش سفرۀ هفت سین کدام سال را نویدتحویل می دهید به مادران اشک مادران انتظار اینگونه که می گذرد بهارهم که بیاید و از لای درختان سر خم کند به دیدار من بازش نخواهم شناخت چون گمنامی در گورستانی بیگانه نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸ ۱۲ ۲۵ ساعت 17 13 توسط افشین پرورش ارزش ندارد پیش ما آرامش دار السلام می بینی آخر روزگار تعبیر کرد کابوس ما در کوچه ها ی اشک و حزن دربه در انسان شدم دزدیده شد رویای ما تاراج رفت لبخند ما کو شاعر چشمان تو من راوی زندان شدم یاران همه گرگی شدند له له زنان و هرزه دل اما من عاشق مانده ام کابوس نامردان شدم آخر بگو با یاد تو تا کی بمانم در سراب این گر گرفته بغض را همبستر باران شدم همبستر باران شدن رویای پروانه نبود من ناگهان آتشم من شعله ای عریان شدم ارزش ندارد پیش ما آرامش دار السلام ما عاشق دردیم و عشق آواره بی سامان شدم این سرفه ها ی تلخ و این شه غزل زنده بگور در امتداد خواب تو افسانه بی پایان شدم نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸ ۱۱ ۱۵ ساعت 17 12 توسط افشین پرورش هم شانه ی مهتاب در آخرین تانگو با خاطره ها سیگار پشت سیگار اشک پشت اشک کابوس آنقدر خموش ماندی تا آخرین کابوس هم به تعبیر نشست بانو که این چنین ماه ِشکسته زار می زند اینجا در به روی هیچ ستاره ای باز نمی شود فریاد می زند هر شب ستاره ای بر این گدازه جان می کند بی هیچ پشیمانی آخر تو بگو تاوان کدامین شادکامی گهی به خود نگرم گویم از من زارتر کیست گهی به تو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست حاجتی به شهادت ستارگان نیست که پیر ِ طریقت را پرسیدند در آدم چه بینی در دنیا تمام تر بُوَد یا در بهشت فرمود در دنیا تمام تر بُوَد از بَهرِ آنکه در بهشت تمامَتْ خود بود و در دنیا تمامتْ عشق نگر تا ظِنّ نبری که از خواری ِ آدم نبود که از بهشت بیرونش کردند که آن از علوّ ِ همّتِ آدم بود آدم جمالی دید بی نهایت که جمال هشت بهشت در جَنبِ آن ناچیز فرمان آمد که یا آدم اکنون که قدم در کوی عشق نهادی از بهشت بُرون شو که این سرایْ راحت است و عاشقان ِ درد را با سلامتِ دارُالسّلام چه کار همواره حلق ِ عاشقان در دام ِ بلا گرفتار باد چه دیر دانستیم که از رانده شدگانیم استِحقاقُ عُقوبَتِکَ می بینی آخر دنیا کدام کابوس ِ تو را برگزید اسارت پایان افسانه ی ما بی خبر از من آرام آرام دست کشیدی از خوابهای آبی بی خبر از من شکستی فرو ریختی رفتی سایه شدی غبار تسلیم بی خبر از آوازه خوان ِ زیر پلکهایت صدای هق هق ناگزیرِ تو گم شد میان هیاهوی این شهر بی تسلا ای کاش نه دیگر فرصت بازگشتی نیست که کار از کار گذشته که این اختاپوس چنین ایستاده بر فراز به غرور که بی اعتنا ریشه دوانده و می دواند و می پوشاند و می فشارد و می ترکاند میان ِ بازوان هزارشاخه و هزارلایه ی سهمگین ِ خود خاطرات روزهای رفته و تمام روزهای نیامده را فرصت نفسی نیست نیم نگاهی هم نه که نگاه به مانند صدا حل می شود میان غَلیان ِ اشک و درد و این سرفه های وامانده ی تلخ واژه واژه دَلمه بسته روی این زبان بریده بریده در صحاری عفن چه آرزوها که بر خاک به ضرب سکه ای هلاک باد بی خواب من شکسته تر از تو تو درمانده تر از من بانو گناه از ما نبود تقدیر بی تقصیر نیس هیس ماه نجوا می کند درگوشم میان مرگ و عشق حائلی نیست پس بی خیال دنیا آیه های غیبت خدا و خدا که افسانه ای بیش نبود تو فرو می ریزی زیر تور سپید اهتزاز ِ رختِ اسارت در کوچه های رکیک اشک پشت اشک که چقدر برای تو مردن چقدر کنار تو مردن زندگی جز مرگ در پای تو استخوانهایم تابان تر از خورشید بانو تابان تر از همین سکه ها بانو آخرین نفسهای پرنده ی مغلوب روی همین پل ولایتِ دَیّوث فریم پشت فریم رویاهایم را استفراغ استحقاق عقوبتک این نیم سایه ی منگنه شده به اشک و خون و ما بد بدرقه ایم وگرنه این خانه این کالبد نیمه جان و سوراخ سوراخ ستاره پشت ستاره حق من این نبود حق من و این اشکها حق من و این بغض دربدر حق من و این امید بی ثمر سوسیس شده ای افشین تاوان کدامین شادکامی تو بگو افقی باشم یا عمودی دلم برای خودم تنگ به یاد نمی آورم اندامم را کسی مرا به جا دلم برای تو آینه آینه اشک دلم برای ما آینه آینه درد به لکنت افتاده از شوق آنکه عشق را همواره آواره می خواسته بوی خاک را می شنوی که در پی گرمای ماست نه خاک نه که گامی دیگر به هیئت دریایم پایانی بر بیتابی ِ دیرین ِ گلوی پرعطش ِ صدفها صدفهای نیم خواب زمین به زیر اشکهایم به تحلیل می رود و زمان که حل شده در رویای خاک به شرم کم می آورد تا اقیانوس تشنه ی مهمانی دیگر حاشیه ی ماه را به خون بیآراید قفلی بر دهان من عمر در نگاه تو چه آسان تمام شد بانو قفلی بر دهان تو تو که گفتی از اینجا آغاز می شود دنیا چقدر دور بود و موج دریاهای دور در چرخش سراب و حباب زیر لب زمزمه می کنی به اشک در پس هر مهریه ای حنجره ای به خون نشسته و رویایی زنده به گور اما زمین که اشارتی نداشت پس که خوانده مرگِ تو را چنین نابهنگام نگاهِ خیس ِ تو و این شاعر صبور چشم در چشم مرگ دوستت دارم بانو این حنجره توانی اگرداشت نفس بی نفس چشمی در آرزوی بسته شدن ما از پناه نسترنها آغاز کردیم و اینک هر خیابان تابوتی است مدوّر آسایش خاک در آرامش ِغریب خالی بودن از هرچه آرزو هرچه دلخو...
|