Meta tags:
description= بخند تا دنيا به روت بخنده... ولا تهنوا و لا تحزنوا...;
Headings (most frequently used words):
اس, بخند, تا, دنيا, به, روت, بخنده, ولا, تهنوا, لا, تحزنوا, قِسِر, در, رفتن, سوره, فیس, بوک, az, ajayebe, lahje, mashadi, اثر, سوء, وعده, رفت, برگشت, خواستگاری, پسر, نوح, از, دختر, هابیل, لازم, است, گاهی, خرخونی, داستانک, نوشته, های, پیشین, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (27), این (26), نوشته (22), ۱۳۸۹ (17), شده (17), بود (17), کرد (16), گفت (16), های (15), ساعت (15), توسط (15), ۱۳۹۰ (13), برای (13), طبقه (12), دختر (12), ولی (11), گاهی (11), شما (10), شبنم (10), sami_jon2001 (9), خانم (9), شود (9), لازم (9), فقط (8), بچه (8), خود (8), اما (8), هابیل (8), اگر (8), nemesis (7), خوب (7), شیرینی (7), خودش (7), باشی (7), پسر (7), نوح (7), باشد (7), فیس (7), بوک (7), دوست (6), کنند (6), رفت (6), روی (6), شدن (6), لالـه (6), مهـدی (6), ببینی (6), خدا (6), باش (6), قسم (6), ۱۳۸۸ (5), خانه (5), فکر (5), مرکز (5), دارند (5), خرید (5), داشت (5), اون (5), نیز (5), دور (5), بیرون (5), راه (5), شاید (5), ادشاه (5), لباس (5), moborom (5), قِسِر (5), سکوت (4), روز (4), کند (4), مردان (4), شغل (4), داشتنی (4), وای (4), یکی (4), پاکت (4), هواپیما (4), دیگه (4), سوار (4), خیلی (4), پیش (4), وقتی (4), باشیم (4), باید (4), مطمئن (4), کرده (4), همین (4), هیچ (4), گریه (4), گریـه (4), شـده (4), واحـد (4), نیست (4), بدهی (4), گرم (4), قصر (4), مردم (4), زمان (4), درد (3), خوابگاه (3), فراموش (3), میان (3), میکنیم (3), کنید (3), زیاد (3), چهره (3), زیبا (3), قدر (3), چیزی (3), رفتند (3), اول (3), نمی (3), چرا (3), دست (3), نشست (3), آقاهه (3), برداشت (3), حالا (3), دونه (3), داره (3), دنیا (3), واسه (3), وارد (3), نـمی (3), امتـحان (3), کـه (3), دونـم (3), صـدای (3), بلـند (3), نکن (3), کردی (3), چنـد (3), مجـاور (3), نـام (3), فرشــته (3), اتـاق (3), آرمــان (3), برگـه (3), کار (3), نبود (3), آیا (3), کنی (3), بیایی (3), خندید (3), کشتی (3), برود (3), ایمان (3), تحمل (3), وعده (3), پیج (3), گاو (3), گوسفند (3), عشق (2), دکتر (2), honey2020 (2), آبان (2), آذر (2), بهمن (2), اسفند (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), دوستان (2), برد (2), درست (2), تصمیم (2), پنجم (2), اینکه (2), خوبی (2), درآمد (2), کمک (2), زندگی (2), بالا (2), دوم (2), بالاتر (2), روزی (2), کاری (2), توانست (2), اونطور (2), دید (2), کیفش (2), وقت (2), بشه (2), عصبانی (2), داد (2), نصف (2), خورد (2), مونده (2), خانمه (2), راستی (2), مرد (2), توی (2), شروع (2), خوندن (2), آقا (2), صندلی (2), انتظار (2), سالن (2), مدت (2), بزرگ (2), منتظر (2), قشنگ (2), امروز (2), شاد (2), خدایی (2), پرتش (2), میخنده (2), گونه (2), دونی (2), نمره (2), کلاس (2), بعد (2), چـند (2), حــال (2), داری (2), دیدم (2), بـه (2), بودم (2), فـردا (2), درس (2), هایش (2), آرام (2), آره (2), امـروز (2), نـازی (2), ایـن (2), مثـل (2), صبــح (2), حال (2), گوش (2), شـود (2), بـار (2), حـال (2), منــم (2), زود (2), تمــام (2), خارج (2), آرمـان (2), میـثــاق (2), رود (2), نـه (2), میثــاق (2), اوخ (2), شـروع (2), پیـش (2), مگـه (2), کنـد (2), کسی (2), داشته (2), الان (2), انسان (2), نهایت (2), هست (2), پشت (2), بینی (2), ترس (2), خواهی (2), سالهاست (2), گوید (2), سزاوار (2), رسیدم (2), رسیدن (2), نور (2), تاریکی (2), درخت (2), عصیان (2), مجال (2), سرکشی (2), بخشیده (2), هرگز (2), خدای (2), چنان (2), بسته (2), کنم (2), خواستگاری (2), حالی (2), سرما (2), مرا (2), سرباز (2), آنچه (2), ببخش (2), حتی (2), طول (2), سازنده (2), شریف (2), دهند (2), موفق (2), مهربان (2), بودیم (2), مارک (2), مکانی (2), قرار (2), دادیم (2), فیلتر (2), مبعوث (2), کردیم (2), لایک (2), رفتن (2), معنی (2), گویند (2), بخند (2), دنيا (2), روت (2), بخنده (2), blogfa, com, دسته, بیل, باحاله, وفا, ژیگول, كبوتر, سفيد, بلاگفا, طنز, جوجه, دارو, مشهد, جاثم, قاثم, پیوندها, لبخند, نویسندگان, تیر, مرداد, شهریور, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, نفرین, دشمنان, خواهیم, یاد, نخواهیم, مطالب, قدیمی, روح, هستی, بستر, آفتاب, هشتم, هدایت, تسلیت, عرض, سالروز, رحلت, رسول, اکرم, کریم, اهل, بیت, امام, حست, مجتبی, آغاز, غربت, امیرالمومنین, عزای, رحمه, اللعالمین, لحظه, آخر, پیغمبر, بگیرید, ثابت, زنان, راضی, شدنی, نیستند, آمدید, متشکریم, آرزو, کنیم, چهارم, کارهای, همسر, هدفی, عالی, ممکنه, اخر, باشه, سوم, درکارهای, وسوسه, انگیز, بریم, ببینیم, خبره, حقوق, هوم, جوریه, دختری, تابلو, خوانده, بهتره, خوام, ببینم, بالاتری, کشورها, شوهر, وجود, دخترها, آنجا, شوهری, گرفتند, شرایط, بار, دیگر, قبل, برگردد, همیشه, قضایا, نیستن, چونکه, خریده, دفعه, غافلگیر, عینکشو, بیاره, جای, پروازش, عصبانیت, وحشتناک, میخواد, نصفشو, کمال, خونسردی, آخرو, عکس, العمل, آقای, پررو, چیه, جوش, میاورد, نمیخواست, باعث, مشاجرا, میداشت, برمیداشت, عجب, رویی, نیاورد, اولین, شیرینیش, کنار, دستش, کتابش, مجله, کناریش, اقایی, اومد, فرودگاه, گرفت, کتاب, بخره, بگذرونه, همینطور, پرواز, زیادی, جوانی, فرودگاهی, اعلام, داستانک, ۱بزرگی, چیز, بهم, بخندیم, امیدوار, موقع, میگیرتمون, ماها, پرتون, هوامونو, عین, زمین, هوا, معلق, اونی, میگیرتش, میگفت, آدم, اندازه, جانب, مسیولیتی, قبال, صحت, وسقم, گزارش, ذیل, نپذیرفته, وکاملا, تقصیر, باشم, رضا, برده, چند, سکـانس, دخــتر, نامی, کتـاب, دسـتش, واحــد, دوستش, بیــنـد, خاک, بـرسرم, چــرا, مثــل, ابـر, بهـار, کـنی, خـدا, منـو, کشـت, روزو, همچـنان, ادامــه, دهـد, بگـو, ببـینم, خواســتی, بشـه, نـتیجه, زدن, تــو, بُــرد, منــی, مـاه, قبـلش, کتابامـو, خورده, بــودم, مـنی, امیـد, جلـسه, امتحــان, نشـسته, دیــدم, نمــره, شـدت, افزوده, شــود, آغــوش, کشـد, عزیـزم, گـریه, نـکن, فهـممت, بـزرگیــه, بغـض, ترکـد, بهتـره, دیگـه, غصه, نخـوری, خودتـو, امتحـان, آمـاده, کنـی, سخت, حجیــمیـه, اشک, پـاک, کنـــد, امـا, اونقــدر, سـر, ماجـرای, دلم, خـون, بـود, تونـستم, بخـونم, فهـمی, دوبـاره, جــوری, سرمـو, جلوی, دوستـاش, کنـم, عزیزم, دیگــه, شهــره, تـونســتیم, بخـونیم, ببـین, بـس, ریـمل, چشمــای, قشـنگت, پاک, شـد, دیـگه, فکـر, کردن, مســائل, سخــته, فایده, نـداره, مشــکلـی, حـل, کنـه, چـرا, روزیـه, قدیم, دلـم, نـمیره, مثـلاً, ساعـت, بیـدار, شـدم, باورت, مـیشه, همیــن, جیــغ, شیـون, رسـد, اسـترس, عظیـمی, وجـودِ, گیــرد, دخـتری, اضـطراب, فرشــتـه, دلهــره, کمـک, کنیـد, واسـه, بیــستمـین, کتــابشـو, خـوند, یـه, دفعــه, لابــد, خـودش, سخــت, گرفته, خونـدم, طـوری, نـشدم, باشیــد, ببـریـمش, دکتــر, ساکنـین, سراسیـمه, یاری, نــازی, شـونـد, چـراغ, خامـوش, پسران, سکــانـس, اتـاقی, پـسر, دراز, کشــیده, انـد, نصـب, برنـامه, تـاپ, مشغــول, نوشــتـن, مطالبی, هـمین, واحدی, شـان, حـالی, موبایـلش, اتــاق, میثـــاق, شایـعه, داریـم, راســته, پایــان, تــرمه, مــن, اصـلاً, خبـر, نـداشـتم, چقـدر, امتـحانا, شــد, دقـیقه, فهمـیدم, چیــه, نگـرانی, کلاسـتون, دختـر, نداریـد, مـن, نـگرانی, عمــراً, اشــاره, نیگــاش, کـن, خرخـونیــه, آقـا, ببیــن, جـزوه, زیـر, قابلمــه, نـُـتی, بـر, آرمـــان, تـو, میگــیا, تقـلبه, دقیـقــه, نـوشتـنــش, کردم, دختــرای, مـا, دختـرای, پایـه, نیســتن, اگـه, بهت, نـرسوند, بایــد, قوت, قلــب, محکـم, مـهدی, همچــنان, تاپــش, سیــر, جـون, اگه, واسـت, زحمـتی, مـنم, بنـویس, دستـت, همیـن, فریـاد, هیاهـویی, پسـری, رضـا, خوشحـالی, وسط, پـرد, چـت, زمــین, بنـد, نیـستی, رضــا, پرسپولیس, دومیشم, اصلا, حواسم, توپ, تانک, فشفشه, ساکنیـن, دیـدن, ادامـه, مسـابقـه, اتاق, شتـابنـد, چراغ, هـا, روشــن, مانند, دخترا, خرخونی, ارزشش, سالها, سپری, شوم, اکنون, هستم, فاصله, دورتر, خودت, بنگری, بپرسی, بالاخره, لازمست, آمده, عیسی, ایوب, برنده, بازنده, محتاج, تقسیم, بخشی, حقوقت, آهن, پاره, برقی, بنشینید, رفیقت, ایمیل, فلان, خیال, شوی, خانواده, پای, کامپیوترت, نباشی, گوگل, وجودت, نوازش, غذا, هنوز, طبیعت, درختی, گلی, حیوانی, شبیه, آرزوهای, نوجوانیت, ساختمان, اداره, اعتقادت, حقیقت, مسجد, کلیسا, باز, برگردی, گاهي, همسریش, دستها, تماشایش, زیباتر, گناه, گذشت, عبور, نگاه, شاخه, آنکه, دستهای, برسند, پاهایش, تجربه, اند, پرهیزکاری, تردید, آغشته, نام, دلیری, کوتاه, وآدمی, کوتاهتر, ازمون, خطا, همه, آنگاه, جسارت, دارد, شجاعت, توبه, فرصت, داده, باری, گناهکاری, گناهت, نخواهد, خطیر, طوفانی, کفم, آنها, سوارند, امنند, کجدارومریز, بادی, ممکن, دستشان, غریقم, مهیبی, چشمان, بینمش, دستان, لمسش, کفری, بدل, رسیدی, اختیار, گردنی, گردنت, شکست, واقعه, آید, هول, هراسی, گرفتار, شدی, خدایم, لای, طوفان, یافتم, مرگ, سهمگینی, سیل, غرق, راخالصانه, صدا, زند, غرورت, غرقت, دیدی, شنا, کارت, آمد, بلندی, کوهها, جوابش, همسری, نیستی, بدان, نشستی, خاندان, نبوتت, همانی, نشدی, نادیده, گرفتی, فرمانش, پدرت, پیمان, پیامش, دادن, دمشون, عیدمون, تکمیل, برگشت, میکردم, آورد, صبح, جسد, سرمازده, حوالی, یدا, کردند, کنارش, خطی, خوانا, محض, ورود, نگهبان, ذوق, زده, تشکر, داخل, میروم, میگویم, برایت, بیاورند, ندارم, مجبورم, بازگشت, یری, اندک, نگهبانی, میداد, رسید, سردت, ادشاهی, سرد, زمستانی, هنگام, اثر, سوء, mibaram, moo, bur, hastam, miboram, barandeh, misham, man, beram, ajayebe, lahje, mashadi, سعی, خودتو, بشناسونی, بهشون, نمیفهمنت, علی, شریعتی, ودر, همواره, خداوند, بهترین, گاه, کافی, نباشد, نیکی, درونت, نیکوکار, شادمانی, آرامش, یابی, حسادت, شادمان, سالیان, سال, بنا, نهاده, شبه, ویران, ودرستکار, فریبت, درستکار, دروغین, ودشمنان, حقیقی, یافت, داشتن, انگیزه, پنهان, متهم, اغلب, انصاف, منطق, محورند, آنان, زرد, میمانم, طرف, سبز, مرز, شکفتن, همچو, خاری, همدم, بنمایی, گفتم, بزارمش, شعرو, واسم, فرستاده, شاعر, میگه, نباشیم, بدانند, پاس, نمیداشت, هستیم, نوشت, زوکربرگ, کسب, اخبار, رستگار, شوید, فضولان, پروفایل, نچرخید, فضولی, نکنید, خسرانی, عذابی, عظیم, قوم, معتادان, میزان, اعتیاد, بسنجد, معتادید, شکن, اولترا, فری, گیت, نشانه, هایی, ماست, کسانی, تفکر, میکنند, بیچاره, تان, بیایید, صادق, هستید, بترسید, موس, کیبورد, صفحه, مانیتور, دوستانتان, علیه, شهادت, شناخته, آبرویتان, استتوس, میخورد, مدیا, زمانی, شِیر, میشود, نوتوفیکیش, تعدادش, اسمت, دوستت, 120, مشترک, هوس, ادمین, مابه, جانش, انداختیم, تعقل, همانا, اندازی, نزدیکتر, جان, بیندازد, سوره, دقت, ماده, دوره, پرواربندی, زیر, نری, باردار, نشود, رفته, بنابراین, آقایی, فلانی, رفتم, دریابید, ولا, تهنوا, تحزنوا,
Text of the page (random words):
بخند تا دنيا به روت بخنده بخند تا دنيا به روت بخنده ولا تهنوا و لا تحزنوا قِسِر در رفتن قِسِر در رفتن به معنی آن دقت کنید به گاو یا گوسفند ماده ای که در طول یک دوره ی پرواربندی از زیر گاو یا گوسفند نری در برود و باردار نشود می گویند قِسِر و به این گاو یا گوسفند می گویند که قِسِر در رفته است بنابراین وقتی که خانم یا آقایی می گوید از دست فلانی قِسِر در رفتم شما معنی آن را دریابید نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۳ ۲۰ ساعت 2 15 توسط nemesis سوره فیس بوک قسم به استتوس آن زمان که لایک میخورد ١ و قسم به مدیا آن زمانی که شِیر میشود ٢ و قسم به نوتوفیکیش آن زمان که تعدادش از 10 بالاتر می رود ٣ و قسم به اسمت آن زمان که تگ می شود ۴ و قسم به دوستت آن زمان که با او 120 دوست مشترک داری ۵ و قسم به پیج ها و آن کس که آن را لایک کرد ۶ که هوس ادمین شدن آن پیج را مابه جانش انداختیم ٧ باشد که تعقل کنید ٨ همانا ما مارک 1 را مبعوث کردیم تا فیس بوک را راه اندازی کند ٩ تا شما را به هم نزدیکتر کند 10 و به جان هم بیندازد 11 و ما فیس بوک را مکانی برای کسب اخبار شما قرار دادیم 12 باشد که رستگار شوید 13 ای فضولان در پروفایل مردم نچرخید و فضولی نکنید 14 که در این کار خسرانی بزرگ و عذابی عظیم است 15 و برای قوم معتادان فیس بوک فیلتر را مبعوث کردیم 16 تا میزان اعتیاد شما به آن را بسنجد 17 و شما خیلی معتادید 18 در فیلتر شکن های اولترا و فری گیت نشانه هایی از ماست برای کسانی که تفکر میکنند 19 و اگر فیس بوک بیچاره تان کرده است از آن بیرون بیایید 20 اگر صادق هستید 21 و بترسید از روزی که موس و کیبورد و صفحه مانیتور و پیج دوستانتان علیه شما شهادت دهند 22 که ما فیس بوک را مکانی برای شناخته شدن شما قرار دادیم 23 باشد که آبرویتان برود 24 پی نوشت 1 مارک زوکربرگ سازنده فیس بوک نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۳ ۰۲ ساعت 16 58 توسط nemesis شاعر میگه بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۲ ۱۰ ساعت 0 25 توسط sami_jon2001 این شعرو یکی از بچه ها واسم فرستاده بود دیدم قشنگ گفتم واسه شما هم بزارمش اگر ای دوست تحمل بنمایی همچو خاری که شود همدم گل با تو تا مرز شکفتن با تو تا سبز شدن آن طرف تر حتی با تو تا زرد شدن میمانم نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۲ ۰۳ ساعت 22 14 توسط sami_jon2001 مردم اغلب بی انصاف بی منطق و خود محورند ولی آنان را ببخش اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت ولی موفق باش اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ولی سازنده باش اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند ولی شادمان باش نیکی های درونت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد ودر نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم از دکتر علی شریعتی ن مردم هیچ وقت نمیفهمنت س سعی نکن خودتو بشناسونی بهشون نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۱ ۳۱ ساعت 20 58 توسط sami_jon2001 az ajayebe lahje mashadi moborom mibaram moborom man beram moborom barandeh misham moborom miboram moborom moo bur hastam نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۱ ۳۰ ساعت 6 39 توسط sami_jon2001 اثر سوء وعده ادشاهی در یک شب سرد زمستانی از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز یری را دید که با لباس اندک در سرما نگهبانی میداد از او رسید آیا سردت نیست سرباز یر گفت چرا ای ادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم ادشاه گفت من الان داخل قصر میروم و میگویم یکی از لباس های گرم مرا برایت بیاورند نگهبان ذوق زده شد و از ادشاه تشکر کرد اما ادشاه به محض ورود به قصر وعده اش را فراموش کرد صبح روز بعد جسد سرمازده ی یر مرد را در حوالی قصر یدا کردند در حالی که در کنارش با خطی نا خوانا نوشته بود ا ی ادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل میکردم اما وعده ی لباس گرم تو مرا از ای در آورد نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۱ ۱۵ ساعت 21 36 توسط sami_jon2001 اس اس رفت و برگشت چه حالی دادن بچه ها دمشون گرم عیدمون تکمیل شد نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۱ ۱۱ ساعت 2 6 توسط nemesis خواستگاری پسر نوح از دختر هابیل پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت دختر هابیل جوابش کرد و گفت نه هرگز همسری ام را سزاوار نیستی تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد تو همانی که بر کشتی سوار نشدی خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را به پدرت پشت کردی به پیمان و پیامش نیز غرورت غرقت کرد دیدی که نه شنا به کارت آمد نه بلندی کوهها پسر نوح گفت اما آن که غرق می شود خدا راخالصانه تر صدا می زند تا آن که بر کشتی سوار است من خدایم را لا به لای طوفان یافتم در دل مرگ و سهمگینی سیل دختر هابیل گفت ایمان پیش از واقعه به کار می آید در آن هول و هراسی که تو گرفتار شدی هر کفری بدل به ایمان می شود آن چه تو به آن رسیدی ایمان به اختیار نبود پس گردنی خدا بود که گردنت را شکست پسر نوح گفت آنها که بر کشتی سوارند امنند و خدایی کجدارومریز دارند که به بادی ممکن است از دستشان برود من آن غریقم که به چنان خدای مهیبی رسیدم که با چشمان بسته نیز می بینمش و با دستان بسته نیز لمسش می کنم خدای من چنان خطیر است که هیچ طوفانی آن را از کفم نمی برد دختر هابیل گفت باری تو سرکشی کردی و گناهکاری گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت شاید آن که جسارت عصیان دارد شجاعت توبه نیز داشته باشد شاید آن خدا که مجال سرکشی داد فرصت بخشیده شدن هم داده باشد دختر هابیل سکوت کرد و سکوت کرد و سکوت کرد و آنگاه گفت شاید شاید پرهیزکاری من به ترس و تردید آغشته باشد اما نام عصیان تو دلیری نبود دنیا کوتاه است وآدمی کوتاهتر مجال ازمون و خطا این همه نیست پسر نوح گفت به این درخت نگاه کن به شاخه هایش پیش از آنکه دستهای درخت به نور برسند پاهایش تاریکی را تجربه کرده اند گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریکی عبور کرد گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت من این گونه به خدا رسیدم راه من اما راه خوبی نیست راه تو زیباتر است راه تو مطمئن تر دختر هابیل پسر نوح این را گفت و رفت دختر هابیل تا دور دستها تماشایش کرد و سالهاست که منتظر است و سالهاست که با خود می گوید آیا همسریش را سزاوار بودم نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۱ ۱۰ ساعت 12 21 توسط nemesis لازم است گاهی لازم است گاهي لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می خواهی به آن خانه برگردی یا نه لازم است گاهی از مسجد کلیسا بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی فکر کنی که چه قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است لازم است گاهی درختی گلی را آب بدهی حیوانی را نوازش کنی غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی گوگل و ایمیل و فلان را بی خیال شوی با خانواده ات دور هم بنشینید یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن پاره ی برقی است یا نه لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده لازم است گاهی عیسی باشی ایوب باشی انسان باشی ببینی می شود یا نه و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۱ ۰۹ ساعت 12 46 توسط nemesis خرخونی این جانب هیچ گونه مسیولیتی در قبال صحت وسقم گزارش ذیل نپذیرفته وکاملا بی تقصیر می باشم خوابگاه دخترا شب سکـانس اول دخــتر شبنم نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش لالـه می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد شبنم ِ وا خاک بـرسرم چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی لالـه خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد شبنم بگـو ببـینم چی شـده لالـه چی می خواســتی بشـه امروز نـتیجه ی امتـحان رو زدن تــو بُــرد منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم دیــدم نمــره ام شـده 19 بر شـدت گریه افزوده می شــود شبنم او را در آغــوش می کشـد عزیـزم گـریه نـکن می فهـممت درد بـزرگیــه بغـض شبنم نیز می ترکـد بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی درس سخت و حجیــمیـه می دونی کـه لالـه اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد آره می دونـم امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم می فهـمی شبنم فقط 8 دور دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم شبنم عزیزم دیگــه گریه نکن من و شهــره هم فقط 7 8 دور تـونســتیم بخـونیم ببـین از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگت پاک شـد گریـه نکن دیـگه فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه لالـه نـمی دونـم چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره مثـلاً امـروز صبــح ساعـت 5 7 بیـدار شـدم باورت مـیشه در همیــن حال صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد دخـتری به نـام فرشــته با اضـطراب وارد اتـاق می شـود شبنم چی شـده فرشــتـه فرشــته با دلهــره کمـک کنیـد نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت شبنم لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته فرشــته خب منــم 19 بـار خونـدم این طـوری نـشدم زود باشیــد ببـریـمش دکتــر تمــام ساکنـین آن واحـد سراسیـمه برای یاری نــازی از اتـاق خارج می شـونـد چـراغ ها خامـوش می شود خوابگاه پسران شب سکــانـس دوم در اتـاقی دو پـسر به نـام های مهـدی و آرمــان دراز کشــیده انـد مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است در هـمین حـال واحدی شـان میـثــاق در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود میثـــاق مهـدی شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم مهـدی نـه راســته امتـحان پایــان تــرمه میثــاق اوخ اوخ مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد مهـدی آره منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم حالا چیــه مگـه نگـرانی مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد میثــاق مـن و نـگرانی عمــراً بـه آرمــان اشــاره می کنـد وای وای نیگــاش کـن چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره آرمـــان تـو هم یه چیزی میگــیا ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن اگـه کسی بهت نـرسوند بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه کار از محکـم کاری مـهدی همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد آرمــان جـون اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس دستـت درست در همیـن حــال صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود پسـری به نـام رضـا با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد میـثــاق چـت شده رو زمــین بنـد نیـستی رضــا پرسپولیس همین الان دومیشم خورد مهـدی اصلا حواسم نبود توپ تانک فشفشه و تمــام ساکنیـن آن واحـد برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد چراغ هـا روشــن می مانند چند روز بعد نمره ها روی برده نمره اول کلاس آقا رضا چرا نمی دونی نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۲ ۱۱ ساعت 19 48 توسط honey2020 ۱بزرگی یه چیز خیلی قشنگ بهم گفت امروز میگفت ما آدم ها باید به اندازه ی بچه ای که وقتی پرتش میکنیم بالا میخنده مطمئن باشیم اون بچه در عین اینکه تو زمین و هوا معلق اما مطمئن که اونی که پرتش کرده میگیرتش واسه همین میخنده و شاد ماها هم باید اونطور باشیم و مطمئن باشیم که اون خدایی که توی این دنیا پرتون کرده خودش هوامونو داره و خودش به موقع میگیرتمون پس بخندیم و شاد و امیدوار باشیم نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۲ ۰۴ ساعت 22 37 توسط sami_jon2001 داستانک خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و این مدت و بگذرونه اون همینطور یه پاکت شیرینی خرید اون خانم نشست روی یکی از صندلی های انتظار سالن فرودگاه صندلی کناریش یه اقایی اومد نشست خانم شروع به خوندن کتابش کرد اون آقا هم شروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش داشت وقتی خانم اولین شیرینیش رو از توی پاکت شیرینی کنار دستش برداشت آقاهه هم یه دونه شیرینی برداشت خانم عصبانی شد ولی به روی خودش نیاورد فقط پیش خودش گفت این مرد عجب رویی داره هر یه دونه شیرینی که خانمه بر میداشت آقاهه هم برمیداشت دیگه خانمه داشت راستی راستی جوش میاورد اما نمیخواست باعث مشاجرا بشه وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود خانم پیش خودش فکر کرد حالا عکس العمل این آقای پررو چیه آقاهه در کمال خونسردی شیرینی آخرو برداشت نصف کرد نصفشو داد به خانم و نصف دیگه شو خورد آه این دیگه خیلی رو میخواد خانم وحشتناک عصبانی شده بود دیگه وقت پروازش بود با عصبانیت پا شد و رفت که سوار هواپیما بشه تو هواپیما سر جای خودش نشست دست کرد تو کیفش که عینکشو در بیاره یه دفعه غافلگیر شد چرا چونکه دید پاکت شیرینی که خریده بود تو کیفش بود پ ن همیشه قضایا اونطور که ما فکر میکنیم نیستن نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۱ ۲۸ ساعت 19 7 توسط sami_jon2001 در یکی از کشورها یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که ۵ طبقه بود و دخترها به آنجا می رفتند و شوهری برای خود می گرفتند شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگر نمی توانست به طبقه قبل برگردد روزی دو دختر به این مرکز خرید رفتند در طبقه اول نوشته بود این مردان شغل خوب و بچه های دوست داشتنی دارند دختری که تابلو را خوانده بود گفت از بی کاری بهتره ولی می خوام ببینم که بالاتری ها چی دارند در طبقه دوم نوشته بود این مردان شغل خوب با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند دختر گفت هوم م م طبقه بالاتر چه جوریه طبقه سوم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد بچه های دوست داشتنی و چهره ای زیبا و درکارهای خانه هم کمک می کنند دختر گفت وای ی ی چه قدر وسوسه انگیز ولی بریم بالا تر ببینیم چه خبره طبقه چهارم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد بچه های دوست داشتنی چهره ای زیبا در کارهای خانه به همسر خود کمک می کنند و هدفی عالی در زندگی دارند دختر وای چه قدر خوب پس چه چیزی ممکنه در طبقه اخر باشه پس رفتند به طبقه پنجم طبقه پنجم این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند از اینکه به مرکز ما آمدید متشکریم روز خوبی را برای شما آرزو می کنیم خوب فکر کنید و درست و به جا تصمیم بگیرید نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۱ ۱۶ ساعت 19 39 توسط nemesis روح هستی در میان بستر است لحظه های آخر پیغمبر است روز عزای رحمه اللعالمین است آغاز غربت امیرالمومنین است سالروز رحلت رسول اکرم و کریم اهل بیت امام حست مجتبی ع و آفتاب هشتم هدایت را تسلیت عرض میکنیم نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۱ ۱۲ ساعت 22 12 توسط sami_jon2001 مطالب قدیمی تر ما نفرین دشمنان را فراموش خواهیم کرد ولی سکوت دوستان را از یاد نخواهیم برد خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ نویسندگان لبخند honey2020 nemesis sami_jon2001 پیوندها جاثم و قاثم خوابگاه 87 دارو 87 مشهد پت و مت جوجه دکتر طنز اس مر بلاگفا كبوتر سفيد ژیگول وفا درد عشق دسته بیل باحاله ها blogfa com
|