Meta tags:
description= ناشیانه ی یک کبوتر;
Headings (most frequently used words):
های, ناشیانه, یک, کبوتر, من, را, بکش, از, زبان, مجنون, ناکام, معجزه, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۰ (16), نوشته (12), شده (12), شدم (12), ساعت (10), توسط (10), حسین (10), پورقلی (10), یام (10), خود (9), این (8), کرد (8), کند (8), باید (8), بکش (7), کنی (7), شنبه (6), مرا (6), لیلی (6), دختر (5), های (5), میروم (5), شعر (4), وقتی (4), چشمانت (4), ندارم (4), ولی (4), چون (4), شود (4), فروردین (3), اردیبهشت (3), مهر (3), آذر (3), بیستم (3), برای (3), اینکه (3), عشقت (3), بود (3), باور (3), حالا (3), مهمان (3), اصلا (3), یار (3), عاشق (3), دوشنبه (3), شعری (3), غزل (3), blogfa (2), com (2), چشم (2), آبان (2), وبلاگ (2), میکنی (2), تمام (2), نیست (2), ایمان (2), طوفان (2), بودم (2), معجزه (2), لعنتی (2), مختلف (2), زبان (2), بازی (2), روم (2), بکن (2), عشق (2), چشمان (2), اوج (2), بیست (2), چهارم (2), مرد (2), دیگر (2), گریه (2), جهان (2), مردن (2), خدا (2), شهری (2), ارزان (2), ناشیانه (2), کبوتر (2), حمید, اور, غزلکده, تنها, پیوندها, اسفند, ۱۳۸۹, پیشین, عناوین, آرشیو, خانه, مطالب, قدیمی, پنهان, پلیدیت, امیدی, بیاوری, قرآن, نمای, سوار, نمیشوی, برکشتی, میدانی, فقط, است, زنده, شدن, چشمانم, نگاه, تبدیل, عصای, چوپانیم, نمی, آوری, کاش, آنقدر, سخت, نکنم, برایت, دوست, داشتنم, غافل, رسانه, سانسور, فرستند, فیلم, پایتختت, همیشه, اسلحه, اشکم, میگیرم, تحریم, چراغ, جادویم, براورده, کردن, آرزو, میخواست, پشت, لباسهای, گرگ, شکارم, جنگ, انتحارم, بمب, قهرت, ویران, لانه, روزگارت, دمارم, گفته, روسپیدت, نمایم, قهر, تارم, آرزویم, تمبک, ساز, شادی, قرارت, بیقرارم, عهد, بستی, بارقیبم, ناامیدم, برف, اخمت, بهارم, مجنون, ناکام, سیزدهم, بار, دراوج, قاف, سرفرازی, راهی, مگر, زخم, نیازی, قطعا, کمبودی, رکن, نمازی, روزی, بودی, برایم, آمدم, دست, نوازی, ظلمی, نکردی, خوب, دارم, راضی, گریان, نبازی, برآسمان, دورنگی, عشث, تباهی, سرنگی, آخر, تلخ, جگرسوز, اوقات, چهره, فرنگی, میرسدحضرت, مریم, همدم, قلب, نیزه, جنگی, وای, اگر, رویش, ماه, کجا, دیده, کار, پلنگی, چنگ, زده, بردلم, طرقی, روی, نگارین, سنگی, سلامی, زیبایی, خودم, زیر, ناجور, باران, خون, کورتر, کوری, انکارم, معشوق, شوم, مجبورتر, خاکم, همچنان, مغرورتر, بیت, شما, کنم, شرمنده, بابت, کامل, یازدهم, دشمن, واضح, بگویم, گناهی, میشود, ببخشم, همین, همه, لاغر, سوزن, فراوان, خورده, حرص, درپی, معدن, فرهاد, دلم, تیشه, کوهی, بکند, گفتم, هرگز, گفتی, چرا, شدی, اعدامت, کنند, قانع, برا, یکم, دردم, افسون, شاید, درمانم, گوشه, میخانه, میدانم, دیوانه, رسوای, عالم, میکند, نمیبینم, وچون, یعقوب, کنعانم, تویک, انسان, قلبم, بدان, مهربان, بیایی, ازجنس, قرآنم, کاری, ملحدم, گلویم, رها, جانم, نفس, تاحد, میبرد, ابری, آسمان, بارانم, پنجم, بایک, بانوی, ترسم, روز, باطل, جادوی, آمدی, روشن, سیب, برآبی, گلم, میشوی, جوی, مانند, عروسکی, آغوشت, کشم, حافظ, رنگ, خواجوی, بدانی, شاعری, درقلب, جایی, نداشت, نورانی, وبی, سوی, زیباتری, یوسف, کنعان, واز, پیراهنش, خورشید, پرنورمنی, زیباترین, آهوی, یکشنبه, پروانه, درکوچه, شبگرد, عنوان, اخبار, مهم, خودکشی, صحنه, راند, گردن, طنابی, دور, تقویم, ورق, پاییز, زرد, سال, واندی, یعنی, خیلی, مانده, بودنش, دلسرد, لعنت, حتی, پدر, مرگ, ندید, شکار, عقده, عده, نامرد, آلودگی, خفاش, اسیر, دود, سیگار, الکل, گرد, دنیا, نبودن, داده, غمگین, پیله, درد, نوزدهم, purgholiyam, رفتم, اگه, دنبالم, میگردین, اینجام, سلام,
Text of the page (random words):
ناشیانه ی یک کبوتر ناشیانه ی یک کبوتر سلام من از این وبلاگ رفتم اگه دنبالم میگردین اینجام purgholiyam blogfa com نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 9 17 توسط حسین پورقلی یام پروانه ای در اوج غم درکوچه ها شبگرد شد غمگین تر از این شعر من او پیله ای از درد شد دنیا نبودن را به او ارزان ارزان داده بود دختر اسیر دود غم سیگار الکل گرد شد شهری پر از آلودگی شهری پر از خفاش شب دختر شکار عقده های عده ای نامرد شد لعنت به او حتی پدر هم مرگ دختر را ندید هم از تمام بودنش هم از خدا دلسرد شد سی سال واندی سن او یعنی که خیلی مانده بود تقویم دختر یک ورق پاییز غم او زرد شد یک صحنه یک بک راند غم گردن طنابی دور آن عنوان اخبار مهم او خودکشی با کرد شد نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر ۱۳۹۰ ساعت 12 46 توسط حسین پورقلی یام مهمان چشمانت شدم بایک غزل بانوی من خورشید پرنورمنی زیباترین آهوی من زیباتری از یوسف کنعان واز پیراهنش باید تو نورانی کنی چشم تر وبی سوی من باید بدانی شاعری درقلب من جایی نداشت حافظ شدم با یک غزل با رنگ تو خواجوی من مانند یک عروسکی باید به آغوشت کشم چون سیب برآبی گلم رد میشوی از جوی من باور ندارم آمدی چشمان من روشن ولی می ترسم از آن روز بد باطل شود جادوی من نوشته شده در شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰ ساعت 12 44 توسط حسین پورقلی یام دردم که با افسون خود شاید که درمانم کنی ابری شدم چون آسمان باید که بارانم کنی عشقت مرا با هر نفس تاحد مردن میبرد باید گلویم را رها یا اینکه بی جانم کنی من بی تو اصلا با خدا کاری ندارم ملحدم باید بیایی و مرا ازجنس قرآنم کنی من بی تویک انسان بی قلبم بدان ای مهربان دیگر نمیبینم وچون یعقوب کنعانم کنی عشقت مرا دیوانه و رسوای عالم میکند هم گوشه ی میخانه و هم مرد میدانم کنی نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12 12 توسط حسین پورقلی یام من را بکش حالا که من با شعر خود دشمن شدم من را بکش حالا که من قانع برا مردن شدم من را بکش گفتی چرا عاشق شدی باید که اعدامت کنند گفتم که نه هرگز ولی اصلا شدم من را بکش وقتی که فرهاد دلم با تیشه ای کوهی بکند با حرص خود من درپی معدن شدم من را بکش من در جهان لعنتی غم ها فراوان خورده ام با این همه لاغر تر از سوزن شدم من را بکش در هر گناهی میشود خود را ببخشم جز همین واضح بگویم عاشق یک زن شدم من را بکش نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 13 26 توسط حسین پورقلی یام سلامی به زیبایی خودم با سه بیت از یک غزل شما را مهمان می کنم شرمنده بابت اینکه کامل نیست من در جهان خاکم ولی او همچنان مغرورتر او می شود معشوق بد من می شوم مجبورتر می زد به کوری یار من خود را که انکارم کند با گریه ها با خون دل از یار خود من کورتر شعری پر از باران شدم شعری پر از طوفان شدم شعری که زیر گریه ها باید شود ناجور تر نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 8 27 توسط حسین پورقلی یام حک شده برآسمان یار دورنگی کند روی نگارین خود چون بت سنگی کند چنگ زده بردلم از طرقی مختلف ماه کجا دیده ای کار پلنگی کند وای اگر حس کند عاشق رویش شدم همدم قلب مرا نیزه ی جنگی کند چون که به ما میرسدحضرت مریم شود دیگر اوقات خود چهره فرنگی کند آخر این شعر من تلخ و جگرسوز شد عشث تباهی مرا مرد سرنگی کند نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 10 41 توسط حسین پورقلی یام این بار من دراوج بازی می روم در عشق بازی تا نبازی می میروم چشمان من گریان ولی در اوج غم باور بکن دارم که راضی میروم اصلا به من ظلمی نکردی خوب من از دست این مهمان نوازی میروم روزی که بت بودی برایم آمدم حالا که خود رکن نمازی میروم قطعا که کمبودی ندارم عشق من باور بکن از بی نیازی می روم راهی ندارم من مگر زخم زبان تا قاف غم با سرفرازی میروم نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 11 54 توسط حسین پورقلی یام از زبان مجنون های ناکام گرگ چشمانت شکارم کرد لیلی برف اخمت بی بهارم کرد لیلی عهد بستی بارقیبم ناامیدم این قرارت بیقرارم کرد لیلی آرزویم بود تمبک ساز شادی قهر چشمانت سه تارم کرد لیلی گفته بودم روسپیدت می نمایم روزگارت بی دمارم کرد لیلی بمب قهرت کرد ویران لانه ام را جنگ عشقت انتحارم کرد لیلی نوشته شده در شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 10 40 توسط حسین پورقلی یام معجزه پنهان میکنی تمام پلیدیت را پشت لباسهای مختلف تحریم میکنی چراغ جادویم را که از تو براورده کردن یک آرزو را میخواست همیشه اسلحه ی اشکم را رو به چشمانت میگیرم غافل از اینکه این رسانه های لعنتی سانسور شده می فرستند فیلم های مرا به پایتختت کاش من آنقدر سخت بودم که معجزه نکنم برایت دوست داشتنم را وقتی که تو ایمان نمی آوری به تبدیل عصای چوپانیم به گل برای تو یا زنده شدن چشمانم برای نگاه تو وقتی سوار نمیشوی برکشتی ام وقتی که میدانی طوفان فقط برای من است پس امیدی نیست که ایمان بیاوری به شعر قرآن نمای من نوشته شده در شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 10 28 توسط حسین پورقلی یام مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ پیوندها دختر تنها غزلکده حمید چشم اور blogfa com
|