Meta tags:
description= دلنوشته ها در شهر شلوغ ما، تماشا دارد،تنهاییِ دسته جمعی آدم ها...;
Headings (most frequently used words):
ها, یا, باید, مرد, دلنوشته, در, شهر, شلوغ, ما, تماشا, دارد, تنهاییِ, دسته, جمعی, آدم, انتظار, نخندیم, زمستان, ایران, من, کودکی, تلنگر, دقیقه, ای, برای, مطالعه, دلتنگی, اینه, نوشته, های, پیشین, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (19), ۱۳۹۸ (16), شده (16), نوشته (12), برای (11), برچسب (11), #دلنوشته (10), ساعت (10), توسط (10), mobina (10), moazeni (10), قربون (9), ادم (8), است (8), باید (8), صدقهٔ (8), ولی (8), بلدن (8), اینجا (7), دیگر (6), توی (6), همه (6), نخند (6), خواب (5), های (5), مبینا_موذنی (5), بود (5), هایی (5), کودکی (5), قاصدک (4), نامه (4), هایم (4), انسانیت (4), اشک (4), هایش (4), کنم (4), نیست (4), دوشنبه (4), دلم (4), بعد (4), مرد (4), آدم (4), تهوع (3), قدیم (3), فقر (3), نخندیم (3), تلنگر (3), یکشنبه (3), کردن (3), مجبور (3), انجام (3), میکردم (3), دست (3), اند (3), دنیا (3), همین (3), راه (3), شاد (3), شان (3), دروغ (3), خود (3), کنند (3), جایی (3), بگویم (3), رنگی (3), نیستند (3), نقاشی (3), ایران (3), خیلی (3), زمستان (3), نخورد (3), هرگز (3), گلها (2), سرد (2), ایینه (2), کارگر (2), کودکم (2), عرضگان (2), تاریخ (2), ایندگان (2), نامهربانی (2), بچگی (2), وبلاگ (2), خانه (2), نگاه (2), بودم (2), ایستاده (2), خجالت (2), کرده (2), کار (2), نبود (2), دوست (2), شدم (2), تمام (2), پاک (2), باشد (2), اینه (2), گرفته (2), روی (2), آنها (2), کوچولوی (2), حال (2), گریه (2), چقدر (2), چون (2), پیش (2), نمیدانم (2), امید (2), باشی (2), زیرا (2), اشنا (2), فحش (2), کلاه (2), دزدی (2), میخواهم (2), انسان (2), فقط (2), منتظر (2), چیز (2), تاريخ (2), صورت (2), تنگ (2), خواهد (2), ببینم (2), کسی (2), بگذارد (2), ساده (2), بالای (2), کوه (2), باشم (2), همهٔ (2), شاید (2), کنن (2), نمیکنن (2), نمیدن (2), فَصل (2), قَشنگی (2), سوز (2), گاهی (2), چهارشنبه (2), انگار (2), بوی (2), شیشه (2), نمی (2), جارو (2), راننده (2), کشند (2), دوستت (2), دارم (2), blogfa, com, مالیات, گربه, نجوم, سینما, اصطلاحات, زبان, پیوندها, خیال, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, استاد, راهنما, سرکار, خانم, نیکتا, دیهیم, مطالب, قدیمی, مشغول, چشم, ادمی, رویم, کشیدم, نگاهم, دزدیدم, بدی, بسیار, مایل, دادنش, دیدن, چیزهایی, نداشت, شنیدن, حرف, حقش, کمش, میگرفتم, بارها, باعث, شکسته, شدنش, خاطر, جلو, رفتم, گِلی, یادم, اتاق, تمیز, خاک, پیرزن, تخت, مَن, میخوابَد, پیرِزنی, چشمهایِ, گود, افتاده, پوستی, شبیه, کاغذ, هایِ, مچاله, شعرهایم, روبرویش, زُل, میزند, جایِ, خالیِٓ, مردی, سالهاست, همخواب, زنی, لعنت, میفرستد, خودَش, خاطراتی, بَس, خوابیده, هَرزه, دلتنگی, عزیزم, گذاشتی, اول, کاری, هایت, بکن, خواستی, بریز, نگران, نباش, عصبانی, خسته, شوم, سختی, توست, چگونه, دهم, میتوانی, پیچ, لذت, ببری, اتفاق, ارزویی, مزحک, موجوداتی, میشوی, صبحانه, غرور, مهربانی, ورزش, صبگاهی, ناسزا, نهار, کمی, غیب, تهمت, میل, میکنند, عصرانه, مقداری, برداری, استکان, چای, تازه, میباشد, نهایت, شام, رضایت, نسبت, روز, نوش, جان, نباید, کنی, موفقیت, دیگران, نمیخواهم, واقعیت, تلخ, شوی, اسمان, ابی, رنگ, پرنده, مرده, الان, دختر, بچه, موهای, طلایی, جلوم, گیر, میفروشد, چرا, میکند, میدانم, زیبا, غروب, پدرش, برایش, سنجاق, گلی, بیاورد, اینکه, خودش, پدران, کودکان, بفروشد, دلبندم, حرفی, گفتن, ندارم, بگوییم, برایم, مهم, خودت, پرورش, دهی, سعی, هیچوقت, مانند, ادمها, تغذیه, نکنی, اضافه, وزن, پیدا, میکنی, اصلا, خوبی, دقیقه, مطالعه, بسپاريم, سنگ, مزارمان, نزنند, آيندگان, ندانند, عرضگانِ, اين, برهه, بوديم, دخترک, کثیف, پاهای, خاکی, بستنی, قلب, زلال, مثل, آواز, بخوانم, قاصدکی, دنبالش, بدوم, بگیرمش, گوشش, چیزی, فوت, برود, هوا, اگر, پرسید, گوش, گفتی, بهش, گفتم, خدا, سلام, برساند, داشتنی, آرزوهایم, کردم, خوابشان, دیدم, موهایم, زدم, دشت, دویدم, نشستم, رودخانه, سُر, خوردم, پایین, رها, وطن, اینا, میخوام, یکم, صدقت, برم, زشتی, ملایماتت, غصه, هات, ارزش, بودنت, مرزهای, گوهرت, اسمون, سیاهت, زمین, الودت, جاده, خرابت, حتی, ادمای, بدت, ادما, هست, زیر, ادماس, اجازه, بده, تموم, نمک, زخمت, نپاشم, نمیدونم, متولد, خوشحال, ناراحت, نشیا, میشد, بهتر, بدنیا, اومد, ادماش, بگن, نمیگن, بدن, مال, مردمو, بخورن, نمیخورنن, اختلاس, بکشن, نمیکشن, بشکنن, نمیشکنن, خلاصه, کارا, امّا, حالا, فکرش, میکُنم, فصلِ, قشنگی, بَر, آنهایی, متولّد, شُده, عاشِقانه, هایشان, شِکل, تَمام, علاقِمندان, نِمیتوانم, کارتُن, فکر, کُنم, بَرف, شَب, دَمار, روزگارِ, دَر, آورد, انصاف, بنویسم, انسانیّت, والا, علاقه, هاست, درو, دیواره, میبارد, صبحا, بیرون, میروم, میکنم, رباتی, بیش, هیچ, احساسی, تکرار, چهره, نمیبینم, هوای, میدهد, اور, امیدی, داخل, کلی, فشار, دادند, سریع, بستند, خوب, نیس, نـخـنـدیـم, سرآستین, پاره, کارگری, دیوارت, چیند, گوید, ارباب, پسرکی, آدامس, فروشد, خری, پیرمردی, پیاده, زحمت, رود, چند, ثانیه, کوتاه, معطلت, کند, دبیری, عینکش, گچی, یقه, پیراهنش, جمع, دستان, پدرت, مادرت, چاق, اتوبوس, رفتگری, گرمای, تیر, ماه, پشمی, سردارد, آژانسی, چرت, زند, پارگی, ریز, جوراب, مجلسی, پشت, بودن, چادر, پیرزنی, خیابان, ارزشش, ندارد, دانی, دنیای, بزرگ, دردسری, دارند, کدام, خانواده, کسند, زندگی, تقلا, بار, برند, خوابی, کهنه, پوشند, زنند, سرما, گرما, تحمل, تنها, پشتیبانشان, خـدا, پنجشنبه, عشق, صفِ, تلفن, مُشتی, آدمِ, دستِ, بین, چار, نفر, زنگ, بزند, بخواهد, بگوید, اما, صدای, پشتِ, آنی, نباشد, ناچار, گوشی, برگردد, آخرِ, ناگفته, نمانند, مریم_قهرمانلو, انتظار, شهر, شلوغ, تماشا, دارد, تنهاییِ, دسته, جمعی,
Text of the page (random words):
دلنوشته ها دلنوشته ها در شهر شلوغ ما تماشا دارد تنهاییِ دسته جمعی آدم ها انتظار قدیم ها صفِ تلفن بود و مُشتی آدمِ منتظر دستِ کم بین شان چار نفر بود که زنگ بزند و بخواهد بگوید که دوستت دارم اما صدای پشتِ خط آنی نباشد که باید ناچار گوشی را بگذارد و برگردد آخرِ صف که چه که دوستت دارم ها ناگفته نمانند مریم_قهرمانلو برچسب ها دلنوشته قدیم ادم ها عشق نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۸ ۱۲ ۰۱ ساعت 2 2 توسط mobina moazeni نخندیم به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب نخند به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری نخند به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند نخند به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده نخند به دستان پدرت به جارو کردن مادرت به راننده ی چاق اتوبوس به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد به راننده ی آژانسی که چرت می زند به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان نخند نخند که دنیا ارزشش را ندارد که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای همه چیز و همه کسند آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند بار می برند بی خوابی می کشند کهنه می پوشند جارو می زنند سرما و گرما را تحمل می کنند و گاهی خجالت هم می کشند خیلی ساده هرگز به آدم هایی که تنها پشتیبانشان خـدا ست نـخـنـدیـم برچسب ها دلنوشته نخندیم کارگر نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۸ ۱۰ ۱۱ ساعت 7 52 توسط mobina moazeni یا باید مرد و یا باید مرد از درو دیواره این جا فقر میبارد صبحا که از خانه بیرون میروم به صورت ادم ها که نگاه میکنم انگار رباتی بیش نیستند و هیچ احساسی جز تکرار در چهره ان ها نمیبینم هوای اینجا بوی غم میدهد بوی تهوع اور نا امیدی انگار همه ی ادم ها را کردن داخل شیشه و کلی فشار دادند و بعد سریع در شیشه را بستند حال اینجا و ادم هایش خوب نیس یا باید مرد و یا باید مرد مبینا_موذنی برچسب ها دلنوشته فقر تهوع نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۸ ۱۰ ۱۱ ساعت 7 38 توسط mobina moazeni زمستان وَ امّا زمستان حالا که فکرش را میکُنم فصلِ قشنگی نیست بَر نخورد به آنهایی که در این فَصل متولّد شُده اند بر نخورد به آنها که عاشِقانه هایشان در این فَصل شِکل گرفته بر نخورد به تَمام علاقِمندان من نِمیتوانم هم به کارتُن خواب ها فکر کُنم هم به قَشنگی بَرف و سوز این شَب ها این سوز دَمار از روزگارِ خیلی ها دَر می آورد انصاف نیست که از قَشنگی هایش بنویسم گاهی انسانیّت والا تر از علاقه هاست برچسب ها زمستان سرد انسانیت نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۸ ۰۹ ۲۵ ساعت 13 38 توسط mobina moazeni ایران من نامه ای به ایران نمیدونم باید از این که اینجا متولد شدم خوشحال باشم یا نه ناراحت نشیا ولی شاید میشد جایی بهتر از اینجا بدنیا اومد جایی که ادماش بلدن دروغ بگن ولی نمیگن بلدن دزدی کنن ولی نمیکنن بلدن فحش بدن ولی نمیدن بلدن مال مردمو بخورن ولی نمیخورنن بلدن اختلاس کنن ولی نمیکنن بلدن ادم بکشن ولی نمیکشن بلدن دل بشکنن ولی نمیشکنن خلاصه که خیلی کارا بلدن که انجام نمیدن با همهٔ اینا میخوام یکم قربون صدقت برم قربون صدقهٔ همه زشتی ها و نا ملایماتت قربون صدقهٔ همه غم و غصه هات قربون صدقهٔ بی ارزش بودنت پیش همه قربون صدقهٔ مرزهای پر گوهرت قربون صدقهٔ اسمون سیاهت قربون صدقهٔ زمین الودت قربون صدقهٔ جاده های خرابت حتی قربون صدقهٔ همهٔ ادمای بدت آه از این ادما آه که هر چی هست زیر سر ادماس اجازه بده که همین جا نامه رو تموم کنم و نمک رو زخمت نپاشم مبینا_موذنی برچسب ها ایران وطن دلنوشته نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۸ ۰۹ ۲۵ ساعت 12 54 توسط mobina moazeni کودکی دلم برای آن دخترک کر و کثیف با پاهای خاکی و صورت پر از بستنی تنگ شده است دلم برای آن قلب پاک و زلال تنگ شده است دلم می خواهد مثل کودکی هایم شاد شاد آواز بخوانم قاصدکی را ببینم و تا ته دنیا دنبالش بدوم تا بگیرمش بعد توی گوشش چیزی بگویم و قاصدک را فوت کنم تا برود توی هوا اگر کسی پرسید چه توی گوش قاصدک گفتی بهش بگویم گفتم به خدا سلام برساند و بگذارد شب ها خواب رنگی رنگی ببینم کودکی چقدر ساده و دوست داشتنی بود آرزوهایم را نقاشی می کردم و بعد خوابشان را می دیدم به موهایم گل می زدم و توی دشت نقاشی ام تا بالای کوه می دویدم بعد می نشستم توی رودخانه و از بالای کوه سُر می خوردم پایین دلم می خواهد کودکی توی نقاشی بچگی هایم رها باشم برچسب ها دلنوشته کودکی قاصدک خواب نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۸ ۰۹ ۲۵ ساعت 2 52 توسط mobina moazeni تلنگر بسپاريم بر سنگ مزارمان تاريخ نزنند تا آيندگان ندانند بی عرضگانِ اين برهه از تاريخ ما بوديم برچسب ها تلنگر انسانیت بی عرضگان تاریخ ایندگان نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۸ ۰۹ ۲۵ ساعت 2 42 توسط mobina moazeni دقیقه ای برای مطالعه کوچولوی عزیزم حال که پا به این دنیا گذاشتی همین اول کاری تمام گریه هایت را بکن هر چقدر که خواستی اشک بریز و نگران این نباش که من عصبانی و خسته شوم چون راه سختی پیش روی توست نمیدانم چگونه باید به تو امید دهم که میتوانی در این راه پر پیچ و خم شاد باشی و لذت ببری زیرا در اینجا این اتفاق برای ادم ها ارزویی مزحک شده است در این جا با موجوداتی اشنا میشوی که صبحانه شان غرور و نا مهربانی است و ورزش صبگاهی ان ها دروغ فحش و ناسزا برای نهار کمی غیب و تهمت میل میکنند و عصرانه شان مقداری کلاه برداری و یک استکان چای تازه دم میباشد و در نهایت شام خود را با دزدی و حس رضایت نسبت به روز خود نوش جان می کنند این جا جایی است که تو نباید گریه کنی زیرا اشک های تو امید و موفقیت برای دیگران است نمیخواهم به تو دروغ بگویم میخواهم تو با واقعیت تلخ اینجا اشنا شوی اینجا اسمان دیگر ابی نیست گلها دیگر رنگ رنگی نیستند پرنده ها مرده اند و ادم ها دیگر انسان نیستند همین الان دختر بچه ای با موهای طلایی جلوم ایستاده و گیر سر میفروشد نمیدانم چرا این کار را میکند فقط این را میدانم که این کوچولوی زیبا باید غروب ها منتظر پدرش باشد که برایش سنجاق سر گل گلی بیاورد نه اینکه خودش به پدران کودکان دیگر بفروشد دلبندم حرفی برای گفتن ندارم فقط میخواهم بگوییم برایم مهم این است که انسان باشی و انسانیت را در خودت پرورش دهی و سعی کن هیچوقت مانند دیگر ادمها تغذیه نکنی چون اضافه وزن پیدا میکنی و این اصلا چیز خوبی نیست مبینا_موذنی برچسب ها دلنوشته نامه ای برای کودکم نامهربانی نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۸ ۰۹ ۲۴ ساعت 22 6 توسط mobina moazeni دلتنگی روی تخت مَن میخوابَد پیرِزنی با چشمهایِ گود افتاده و پوستی شبیه به کاغذ هایِ مچاله شده یِ شعرهایم هر شب به روبرویش زُل میزند به جایِ خالیِٓ مردی که سالهاست همخواب زنی دیگر شده و لعنت میفرستد به خودَش و خاطراتی که از بَس با آنها خوابیده هَرزه اش کرده اند مبینا_موذنی برچسب ها پیرزن بی خواب نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۸ ۰۹ ۲۴ ساعت 21 54 توسط mobina moazeni اینه مشغول نگاه کردن چشم های ادمی بودم که رو به رویم ایستاده بود از او خجالت می کشیدم نگاهم را می دزدیدم در حق او بدی های بسیار کرده بودم او را مجبور به انجام کار هایی میکردم که مایل به انجام دادنش نبود مجبور به دیدن چیزهایی میکردم که دوست نداشت مجبور به شنیدن حرف هایی میکردم که حقش نبود دست کمش میگرفتم و بارها باعث شکسته شدنش شدم تمام این اشک هایش به خاطر من بود جلو رفتم تا اشک هایش را پاک کنم دست هایم گِلی شد یادم باشد اینه اتاق را تمیز کنم خاک گرفته است مبینا_موذنی برچسب ها ایینه دلنوشته نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۸ ۰۹ ۱۰ ساعت 16 40 توسط mobina moazeni مطالب قدیمی تر استاد راهنما سرکار خانم نیکتا دیهیم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین ۱۳۹۸ ۱۲ ۱ ۱۳۹۸ ۱۲ ۲۹ ۱۳۹۸ ۱۰ ۱ ۱۳۹۸ ۱۰ ۳۰ ۱۳۹۸ ۰۹ ۱ ۱۳۹۸ ۰۹ ۳۰ برچسب ها دلنوشته 8 انسانیت 2 تلنگر 1 ادم ها 1 بچگی هایم 1 نامهربانی 1 بی خواب 1 نخندیم 1 ایندگان 1 بی عرضگان تاریخ 1 نامه ای برای کودکم 1 فقر 1 شب 1 قدیم 1 قاصدک 1 خیال 1 کارگر 1 ایینه 1 سرد 1 تهوع 1 پیوندها اصطلاحات زبان سینما گلها نجوم گربه ها مالیات blogfa com
|