Meta tags:
description= ✘ رבپــــــــــ . . . ـاے בرב ✘ בرב رآ ωــتـ ــــــــــآ ر ہ هـــــآ مے בآ ننــــ ـב و بωَـ ــــ .....;
Headings (most frequently used words):
בرב, یکی, رבپــــــــــ, ـاے, رآ, ωــتـ, ــــــــــآ, هـــــآ, مے, בآ, ننــــ, ـב, بωَـ, ــــ, زندان, هزار, قفل, تو, را, قســـــم, تنها, مي, مانم, کابوس, ناف, یورش, اعتراف, بندباز, فردا, بود, نبود, درد, واره, ها, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۱ (40), نوشته (33), شده (33), ساعت (30), توسط (30), مونا (30), است (23), درد (21), شنبه (16), های (14), دلم (11), خواهم (11), خرداد (10), دردهاي (10), این (10), هنوز (9), مهر (9), ستاره (8), شهریور (8), باز (7), گاه (6), شوم (6), روزی (6), خود (6), بگذاريد (6), اما (5), مرا (5), سرنوشت (5), دارد (5), پنجشنبه (5), نگرد (4), اين (4), كنم (4), حرف (4), دست (4), رنگ (4), مردم (4), ایستاده (4), روی (4), آسمان (4), دیگر (4), برای (4), بلند (4), بغض (4), آفتاب (3), راه (3), بگو (3), كسي (3), صداي (3), دور (3), صبح (3), هيچ (3), پرسم (3), شعر (3), چگونه (3), نيست (3), بوي (3), خورده (3), هاي (3), مردمي (3), مثل (3), نيستند (3), بود (3), فرو (3), نمی (3), مشغولند (3), فرشتگان (3), آبستنم (3), چند (3), دامنه (3), خواهد (3), شاخه (3), پرتگاه (3), زیر (3), کدام (3), دوش (3), آرام (3), چهارشنبه (3), همین (3), کنم (3), یکشنبه (3), كدامين (3), گوشه (3), تنها (3), گاهی (3), בرב (3), وبلاگ (2), خانه (2), نیست (2), لرزد (2), نماز (2), جواب (2), رسد (2), نبض (2), زند (2), بالا (2), كرانه (2), ميان (2), خون (2), مرگ (2), باغ (2), خويش (2), صدا (2), نام (2), ميزنم (2), غنچه (2), اولين (2), كهنه (2), كجا (2), شانه (2), خسته (2), كند (2), لحظه (2), ساده (2), زمانه (2), درآورم (2), یکی (2), چشم (2), حسرت (2), زمان (2), فریاد (2), گوش (2), کسی (2), کاش (2), کاری (2), راست (2), کوچه (2), پرواز (2), تنگ (2), قفسی (2), فردا (2), فارغ (2), کشم (2), ناله (2), شمار (2), سالهاست (2), هایم (2), جفت (2), روزگار (2), برزخ (2), همیشه (2), سکوت (2), مانده (2), پای (2), ناگهانی (2), اعتراف (2), میکنند (2), برگهای (2), بار (2), نیستند (2), دار (2), مرداد (2), گمان (2), نیستم (2), آمد (2), کرد (2), زمین (2), احساس (2), انتهای (2), اگر (2), خاک (2), ماهی (2), دنیا (2), خبر (2), خودم (2), جمجمه (2), ناف (2), کابوس (2), دلتنگي (2), دلتنگ (2), همه (2), تابوت (2), چيزي (2), دستانم (2), دارم (2), دهانم (2), بدانند (2), چشمانم (2), سياهي (2), بدهم (2), چقدر (2), تــــ (2), هـــ (2), ــــ (2), برایم (2), قرآن (2), شود (2), قطره (2), باران (2), دانه (2), آبی (2), دهد (2), دنبال (2), لال (2), دوشنبه (2), مهربان (2), گویم (2), نفرت (2), بافته (2), خستـــه (2), ڪند (2), ڪــہ (2), رבپــــــــــ (2), ـاے (2), blogfa, com, دنیـــــــــای, دختـــــری, رژلب, مشـــکی, خلـــــوت, دختـــــرکـ, سیگــــاری, silver, star, سَنگ, ـسآرِ, اِحسآـسآـت, داستان, كوتاه, آرآمــــــ, ـــگآهـ, افکــــــــآر, ڪــآفــِـہ, فــــآحـِـــشــِہ, ðökнmα, رפּح, ِآشـــفـــتـــهـ, رقـــ, ـاصـهـ, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, سناریوی, فهمش, آسان, دقت, نکن, همانگونه, سركش, مغرور, انهدام, جهان, خراب, سوزد, ميرد, تكيده, غمگين, افتم, مگر, بگويي, رواق, ملال, شكايت, استاده, ديدگان, اشك, آلود, پرسشي, ندارد, آنسوي, نگاه, مصاحب, گنجشكهاي, شاد, مبين, معاصر, گلبرگهاي, ياس, مدان, تمامي, جنگل, آتش, چشمه, زير, بال, هيولاي, زيسته, سپيده, سياه, بشر, گريسته, گريي, دشت, گمشده, سراب, جاي, تفاوتي, بيني, دوباره, كنار, نسترن, همسايه, شفاف, داني, شکایت, ديگر, ميانه, شنفته, گفته, تازه, ورق, دفتر, برگهاي, توي, جدا, ناگزير, رها, گلم, سرشته, قلم, لجوج, خانگي, بومي, غريب, آشنا, پافشاري, شگفت, دردهاست, سماجت, عجيب, دوستي, پوستي, زخم, بازوان, شاعرانه, كتف, گريه, بهانه, تكيه, پناهي, شكسته, غرور, انحناي, روح, سرودنم, ولي, تمام, استخوانه, بودنم, جلد, شناسنامه, هايشان, نامهايشان, روي, آستينشان, چين, پوستينشان, اگرچه, نهفتني, نگفتني, ناي, جان, برآورم, نعره, رشته, سخن, چامه, چكامه, جامه, واره, نـــــــازا, زنـہ, ڪــے, عروسـ, پاشــویـہ, اتاق, پشتـ, نبود, قفا, دوخته, دریغ, سیاهی, برابر, بگذرم, ریشخند, آستانه, ظلمت, اکنون, کار, دیگری, جاسوسی, پیر, ذغالشان, شعار, خیابانی, بنویسیم, وبالشان, تیر, بسوزد, ندیدند, هرماه, حقوقشان, گیرند, چرخند, هوا, پرندگان, وقتی, دریچه, مسدود, خواهی, نگریست, ازدحام, کدامین, خوشبختی, اینجا, تاریکی, انتظار, چیستی, بعد, غفلت, زندانبان, خوب, تنهایی, چون, زندگی, بخوانیـ, ـــ, فاتحـ, گناهی, گردنم, فشارد, زمانی, همسایه, خداوند, دردهای, طولانی, امید, دهم, دردهایم, نامردی, عقیمم, خوش, شانسی, زائو, توان, شدنم, پیچم, بدشانسی, زاید, قلوهایی, جنس, مشکلات, راهند, حوادث, ادامه, داشت, تنفس, سنگ, طعم, ميوه, ممنوع, تكان, خاك, طنين, نخستين, شروع, ادراك, سرودن, روم, صدایی, ناگزیر, دهان, دره, سقوط, ناگهان, ریسمان, عصای, استوایی, باد, تکیه, داده, بندباز, میخورد, ریشه, خشکی, درخت, زبان, گناه, میرسد, خشی, سرزنش, کنی, خویش, زرد, پیش, آنکه, نیستن, نیز, میوه, کال, کرم, چوبه, خشک, خوار, خارها, میرقصم, پیچ, تاب, میخورم, نمک, میپاشد, پهلویم, زخمی, نگران, داس, اند, محصولش, ملخ, مزرعه, هستم, داد, کبوتر, روزن, مینای, شکسته, آنگاه, آبگینه, شکست, خروش, خشم, سنگی, مشت, گرفت, نردبان, رفت, پشت, بام, عقل, پایین, رختهای, کودکیم, پوشید, عصیان, ستوه, غروبی, غمگین, عاقبت, کهـ, مـــــدام, خوابــــــ, زده, ذره, کاهــــند, لوکــــس, ترین, صـــــابون, گــــیرم, زخــــــم, هایی, کــــشم, مبــــــادا, کلماتی, خواهــــم, کشتـــــ, قســــم, خـــــورم, لبه, خطرناکی, ســـازم, لبـــــــ, هنگامی, آمدم, امروز, رسم, نزدیک, جاست, پایان, کودکی, کردم, کوچکی, بیابم, خنجری, انتقام, کوچک, میخندم, جهانی, سیاه, چاله, دیگران, پرسه, میزنند, مهمان, ارواح, دیوار, چین, فضا, بگذرد, موهایم, میکنم, یورش, جنون, رقص, جنین, پاره, رفته, اندامم, کلاف, سردرگم, راستی, اندازه, اشک, خیس, پوستم, خیزم, خواب, بینم, دلشوره, میشود, آوای, غریب, تلخ, دلتنگم, چنين, كدام, خنديدم, خواهش, نشنيدم, كردم, قلب, شكستم, وجدانم, محاكمه, باختن, شكستن, شمارم, نشينم, ميشوم, بمانم, بودم, برويد, نماند, ديگران, نگريند, شما, نگرييد, خاكم, بگريد, طلوع, خورشيد, گشته, صليبي, مزارم, شايد, بيايد, ببينند, نخواهم, برد, باور, كنند, ناگفتني, انتظارم, همگان, دنيا, نديده, هرگاه, كساني, مامور, دفن, هستيد, مانم, اجاقشان, كور, طلاق, چشمهايم, ميخواهم, شدن, ميگردم, اثري, داشتم, تركيد, جـــ, ـבايمــــ, كنــــ, اشڪـــــ, صبـــ, بــآ, كهـ, شبـ, مــــ, ـرا, بهـــ, آغـ, ـوش, آورב, بيــــ, ـزارґ, ايــــ, ـטּ, פֿـــפּابــــ, ـهـآ, گاهم, یوسف, بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــا, آغوش, دلــــــــــــم, صبر, تلاوت, یوســــــــــــــــــــــــــف, آیه, بست, صبـــــــــــــــــــــــــــر, همان, قسمش, دادم, قدر, گذارتـــــــــــــــــــــــــــــــم, امــــــــا, گریم, داغ, تعداد, باری, تـــــــــــــــــو, صدایت, لهجه, بالشت, بارد, وشکوفه, یاد, دلــــــــــــــــــــــم, تنهاییم, رگبار, بندد, وحشتناک, قلبم, شنیده, صدای, تگرگ, بوی, پرم, پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم, گریه, امشب, تسلی, احساسم, معبد, چشمانــــــــــــــــم, اشکی, یادت, دود, گرفته, دلـــــــــــــــم, شوند, بالشتی, قســـــم, جمعه, نگـــــــــــــــ, زمیــــــــــ, نگــ, تــــــــــازه, چیـــــــــز, رنـــــــــج, ــتـ, ـــــــــــ, بایـ, نلـــــــــــــــــ, ـرز, نچــــــــــــــــ, ـرخ, جولان, روز, کژدم, کوری, مجروحی, جهانم, مرداب, متروک, تشویش, امیال, وحشی, خونخوار, دوزخ, افکار, فسونیار, زندان, هزار, قفل, هــــ, ـפּارے, بزטּґ, بگــــــــذاریـב, بـﮧ, تنـگــــــ, آمבہ, همـﮧ, چیــــــــــز, حلالـــــــــــم, کنیــــــــــــد, واژه, مادرزاد, طناب, دلـــــــــمـ, دستــــــــــ, منـ, خستـــــــــهـ, استـــــــــ, کنار, دستش, گیرم, برم, رویا, دوست, بزرگ, شدی, خشمگین, پدر, گذرد, غصه, نخور, عزیزکم, نوازش, مادری, زور, براي, زنده, ماندن, گند, ميگيرد, زندگي, اشكهايم, فاضلاب, ميبرد, وقتي, سيفون, دستشوئي, توانم, بغـــــضـ, هــایــــــمـ, یقه, آنقدر, آنوقت, گفتم, دانستم, بازی, بگوید, پاهایش, بغل, کند, پشتش, بکند, بنشیند, روحم, میخواهد, برود, فـــردا, بیــــدارمـ, نکنــ, مشبـــ, خیلیــ, امـ, خدایــــا, کاشـ, میشد, ایــ, نوشتــ, هــر, روزمـ, امــروز, آذر, قلبــے, شدهـ, تمـــــامـ, وجود, زنــــدگــے, سختـ, تپیدهـ, استـ, ـہـــــر, نفســ, ڪتــــــہ, ــے, ڪـســ, روزهـــــا, ایـ, ωــتـ, ــــــــــآ, هـــــآ, ننــــ, بωَـ,
Text of the page (random words):
رבپــــــــــ ـاے בرב رבپــــــــــ ـاے בرב בرב رآ ωــتـ ــــــــــآ ر ہ هـــــآ مے בآ ننــــ ـב و بωَـ ــــ ایـ לּ روزهـــــا در بط לּ م לּ ڪـســ ــے سـ ڪتــــــہ مـ ـے ڪند ڪــہ در ـ ـہـــــر نفســ زنــــدگــے را سختـ تپیدهـ استـ تمـــــامـ وجود م לּ قلبــے شدهـ ڪــہ ב ر ב مـ ـے ڪند نوشته شده در شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱ ساعت 7 21 pm توسط مونا امــروز خستـــه تر از هــر روزمـ کاشـ میشد گوشه ایــ نوشتــ خدایــــا ا مشبـــ خیلیــ خستـــه امـ فـــردا بیــــدارمـ نکنــ روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش را بکند به دنیا پاهایش را بغل کند و بلند بلند بگوید من دیگر بازی نیستم نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۱ ساعت 5 53 pm توسط مونا کاش می دانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافته آنوقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغـــــضـ هــایــــــمـ را نمی توانم فرو بدهم نفرت دستشوئي از دلم خبر دارد وقتي صداي هق هق ام را سيفون و اشكهايم را فاضلاب با خود ميبرد زندگي بوي گند نفرت ميگيرد و من بي خود براي زنده ماندن زور ميزنم نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت 6 44 pm توسط مونا برای دلم گاهی مادری مهربان می شوم دست نوازش می کشم و می گویم غصه نخور عزیزکم می گذرد برای دلم گاهی پدر می شوم خشمگین می گویم بس است دیگر تو بزرگ شدی گاهی هم دوست می شوم مهربان دستش را می گیرم و می برم باغ رویا کنار تو دلـــــــــمـ از دستــــــــــ منـ خستـــــــــهـ استـــــــــ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت 6 35 pm توسط مونا روزی خودم را دار خواهم زد نه با این طناب با همین شعر با همین واژه های مادرزاد لال حلالـــــــــــم کنیــــــــــــد نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8 26 pm توسط مونا مלּ بـﮧ تنـگــــــ آمבہ اґ از همـﮧ چیــــــــــز بگــــــــذاریـב هــــ ـפּارے بزטּґ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱ ساعت 7 20 pm توسط مونا زندان هزار قفل در دوزخ افکار فسونیار در برزخ امیال وحشی خونخوار در مرداب متروک تشویش های بی شمار جهانم جمجمه مجروحی است و کژدم کوری در آن شب و روز جولان می دهد نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۱ ساعت 7 19 pm توسط مونا نچــــــــــــــــ ـرخ نلـــــــــــــــــ ـرز بایـ ω ــتـ ـــــــــــ از رنـــــــــج ها ے تــــــــــازه چیـــــــــز ے نگــ פּ زمیــــــــــ לּ نگـــــــــــــــ פּ نوشته شده در جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت 6 35 pm توسط مونا تو را قســـــم چند شب است بغض هایم گاه و بی گاه در بالشتی آبی رنگ لال می شوند دلـــــــــــــــم پا گرفته دنبال یادت می دود آسمان دلم به دنبال قطره اشکی ست در معبد چشمانــــــــــــــــم برای تسلی احساسم امشب پرم پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم از گریه دلم بوی باران می دهد صدای تگرگ ها چه وحشتناک به قلبم شنیده می شود دلــــــــــــــــــــــم تنهاییم را به رگبار می بندد وشکوفه های یاد تو دانه دانه روی بالشت آبی ام می بارد من به لهجه ی فریاد بار باران صدایت می کنم و تـــــــــــــــــو به تعداد قطره ها در دلم می باری امــــــــا هر چقدر می گریم دلم داغ تر می شود قرآن گذارتـــــــــــــــــــــــــــــــم همان قرآن که قسمش دادم در کوچه های قدر و او در انتهای بن بست صبـــــــــــــــــــــــــــر آیه های یوســــــــــــــــــــــــــف را برایم تلاوت کرد اما تا به کی صبر دلــــــــــــم تو را می خواهد دلم آغوش تو را می خواهد بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــا یوسف من آرام کن بغض های گاه بی گاهم را نوشته شده در سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8 13 pm توسط مونا بيــــ ـزارґ از ايــــ ـטּ פֿـــפּابــــ ـهـآ كهـ هـــ ـر شبـ ــــ مــــ ـرا بهـــ آغـ ـوش تــــ ـפּ مے آورב פּ صبـــ ـح هـــ ـآ بــآ اشڪـــــ از تــــ ـפּ جـــ ـבايمــــ مے كنــــ ـב نوشته شده در چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱ ساعت 6 59 pm توسط مونا بغض دارم نه بغض داشتم كه تركيد اما هر چقدر ميگردم اثري از تر شدن نيست ميخواهم چشمهايم را طلاق بدهم اجاقشان كور شده نوشته شده در یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 7 10 pm توسط مونا تنها مي مانم اي كساني كه مامور دفن من هستيد هرگاه كه من مردم مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همگان بدانند كه جز سياهي در دنيا چيزي نديده ام چشمانم چشمانم را باز بگذاريد تا بدانند كه هنوز چشم انتظارم دهانم دهانم را باز بگذاريد تا باور كنند كه هنوز ناگفتني ها دارم دستانم دستانم را باز بگذاريد تا ببينند كه چيزي با خود نخواهم برد در تابوت را باز بگذاريد تا شايد كه بيايد آن گاه صليبي از يخ بر سر مزارم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد آب گشته بر سر خاكم بگريد شما نگرييد ديگران نگريند هيچ كس نماند همه برويد تنها بودم مي خواهم تنها بمانم نوشته شده در یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 6 59 pm توسط مونا گاه دلتنگ ميشوم دلتنگ تر از همه ي دلتنگي ها گوشه اي مي نشينم حسرت ها را مي شمارم صداي شكستن ها را باختن ها را وجدانم را محاكمه مي كنم من كدامين قلب را شكستم كدامين احساس را له كردم كدامين خواهش را نشنيدم و به كدام دلتنگي خنديدم كه اين چنين دلتنگم نوشته شده در یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 6 17 pm توسط مونا کابوس ناف آوای غریب و تلخ کدام یک از این کابوس ها دلشوره میشود که هر شب خواب درد می بینم و با درد بر می خیزم زیر پوستم از نبض کدام یک می لرزد که خیس می شوم اندازه ی اشک به راستی این کلاف های سردرگم این ناف پاره های فرو رفته در اندامم رقص جنین است یا جنون نوشته شده در شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 7 18 pm توسط مونا یورش موهایم را بلند میکنم زمان بگذرد جا مانده ام در فضا خسته تر از دیوار چین جمجمه ام مهمان خانه ی ارواح شده دیگران در من پرسه میزنند در سیاه چاله ای یا در جهانی دیگر بی خبر از خودم بلند میخندم نوشته شده در شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 7 13 pm توسط مونا ماهی کوچک برای انتقام خنجری در دست دارد دنیا را اگر بیابم ماهی کوچکی خواهم بود نوشته شده در شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 6 57 pm توسط مونا در کودکی همیشه گمان می کردم پایان خاک آن جاست نزدیک آسمان و اگر چند روزی خاک را طی کنم به انتهای زمین می رسم امروز احساس می کنم بر پرتگاه زمین ایستاده ام این راه دور را به چه هنگامی آمدم از همین لبـــــــ ها لبه های خطرناکی می ســـازم قســــم می خـــــورم روزی مبــــــادا کلماتی را خواهــــم کشتـــــ من زخــــــم هایی را هم به دوش می کــــشم دوش می گــــیرم لوکــــس ترین صـــــابون ها اما ذره ای از درد نمی کاهــــند در روزی کهـ من مـــــدام خود را به خوابــــــ زده ام نوشته شده در شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 6 31 pm توسط مونا عاقبت روزی در غروبی غمگین به ستوه خواهم آمد عصیان خواهم کرد رختهای کودکیم را خواهم پوشید از پشت بام عقل پایین خواهم آمد از نردبان ناله ها بالا خواهم رفت سنگی در مشت خواهم گرفت با خشم با خروش آبگینه آسمان را خواهم شکست آنگاه از روزن این مینای شکسته کبوتر دلم را پرواز خواهم داد نوشته شده در چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 5 31 pm توسط مونا آرام هستم آرام مثل مزرعه ای که ملخ ها محصولش را خورده اند دیگر نگران داس ها نیستم نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 8 3 pm توسط مونا زخمی بر پهلویم است روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم مردم گمان میکنند که من میرقصم نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت 7 51 pm توسط مونا اعتراف خارها خوار نیستند شاخه های خشک چوبه های دار نیستند میوه های کال کرم خورده نیز روی دوش شاخه بار نیستن د پیش از آنکه برگهای زرد را زیر پای خویش سرزنش کنی خش خشی به گوش میرسد برگهای بی گناه با زبان ساده اعتراف میکنند خشکی درخت از کدام ریشه آب میخورد نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9 40 pm توسط مونا بندباز تکیه داده ام به باد با عصای استوایی ام روی ریسمان آسمان ایستاده ام بر لب دو پرتگاه ناگهان ناگهانی از صدا ناگهانی از سکوت زیر پای من دهان دره ی سقوط باز مانده است ناگزیر با صدایی از سکوت تا همیشه روی برزخ دو پرتگاه راه می روم سرنوشت من سرودن است نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9 0 pm توسط مونا هنوز دامنه دارد هنوز هم كه هنوز است درد دامنه دارد شروع شاخه ي ادراك طنين نام نخستين تكان شانه ي خاك و طعم ميوه ي ممنوع كه تا تنفس سنگ ادامه خواهد داشت و درد هنوز دامنه دارد نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 8 21 pm توسط مونا فردا سالهاست آبستنم از حوادث روزگار چند قلوهایی از جنس مشکلات در راهند سالهاست بدشانسی هایم جفت جفت می زاید و من آبستنم از ناله های بی شمار و هنوز از درد به خود می پیچم زائو دور است و من توان فارغ شدنم نیست باز درد می کشم من عقیمم از خوش شانسی آبستنم از نامردی و هنوز در دردهایم به خود امید می دهم که روزی فارغ می شوم از دردهای طولانی فردا نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9 26 pm توسط مونا زمانی خداوند همسایه ام بود گناهی رگ گردنم را می فشارد فاتحـ ـ ـہ ے اح ω ـــ اس ґ را بخوانیـ ב نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9 14 pm توسط مونا زندگی چون قفسی است قفسی تنگ پر از تنهایی و چه خوب است لحظه غفلت آن زندانبان بعد از آن هم پرواز نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9 4 pm توسط مونا در انتظار چیستی اینجا هنوز تاریکی ست تو به ازدحام کدامین کوچه خوشبختی خواهی نگریست وقتی دریچه مسدود است پس این فرشتگان به چه کاری مشغولند که مثل پرندگان راست راست می چرخند در هوا و سر هرماه حقوقشان را می گیرند پس این فرشتگان به چه کاری مشغولند که مرگ ما را ندیدند کاش پر وبالشان در آفتاب تیر بسوزد ما با ذغالشان شعار خیابانی بنویسیم پس این فرشتگان پیر شده جز جاسوسی ما به چه کار بد دیگری مشغولند که فریاد ما به گوش کسی نمی رسد نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 8 38 pm توسط مونا و اکنون در آستانه ظلمت زمان به ریشخند ایستاده است تا من اش از برابر بگذرم و در سیاهی فرو شوم به دریغ و حسرت چشم بر قفا دوخته آن جا که تو ایستاده ای نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 8 30 pm توسط مونا یکی بود یکی نبود ב ر اتاق پشتـ ـے پاشــویـہ م ـے ڪـ نـ ـ ב عروسـ ڪــے را زنـہ نـــــــازا نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 7 52 pm توسط مونا درد واره ها دردهاي من جامه نيستند تا ز تن درآورم چامه چكامه نيستند تا به رشته ي سخن درآورم نعره نيستند تا ز ناي جان برآورم دردهاي من نگفتني دردهاي من نهفتني است دردهاي من اگرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست درد مردم زمانه است مردمي كه چين پوستينشان مردمي كه رنگ روي آستينشان مردمي كه نامهايشان جلد كهنه ي شناسنامه هايشان درد مي كند من ولي تمام استخوانه بودنم لحظه هاي ساده ي سرودنم درد مي كند انحناي روح من شانه هاي خسته ي غرور من تكيه گاه بي پناهي دلم شكسته است كتف گريه هاي بي بهانه ام بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است دردهاي پوستي كجا درد دوستي كجا اين سماجت عجيب پافشاري شگفت دردهاست دردهاي آشنا دردهاي بومي غريب دردهاي خانگي دردهاي كهنه ي لجوج اولين قلم حرف حرف درد را در دلم نوشته است دست سرنوشت خون درد را با گلم سرشته است پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها كنم درد رنگ و بوي غنچه ي دل است پس چگونه من رنگ و بوي غنچه را ز برگهاي تو به توي آن جدا كنم دفتر مرا دست درد مي زند ورق شعر تازه ي مرا درد گفته است درد هم شنفته است پس در اين ميانه من از چه حرف ميزنم درد حرف نيست درد نام ديگر من است من چگونه خويش را صدا كنم نماز شکایت كنار نسترن باغ همسايه من از ستاره ي شفاف صبح مي پرسم تو شعر مي داني ستاره جاي جواب به بي تفاوتي آفتاب مي نگرد تو هيچ مي بيني دوباره مي پرسم ستاره اما ز دشت بي كرانه ي صبح به من چو گمشده اي در سراب مي نگرد نگاه كن مرا مصاحب گنجشكهاي شاد مبين مرا معاصر گلبرگهاي ياس مدان كه من تمامي شب در آن كرانه ي دور ميان جنگل و آتش ميان چشمه و خون به زير بال هيولاي مرگ زيسته ام و تا سپيده ي صبح به سرنوشت سياه بشر گريسته ام تو هيچ مي گريي باز از ستاره مي پرسم ستاره اما با ديدگان اشك آلود به پرسشي كه ندارد جواب مي نگرد بگو صداي من به كسي مي رسد در آنسوي شب بگو كه نبض كسي مي زند در آن بالا ستاره مي لرزد بگو مگر تو بگويي در اين رواق ملال كسي چو من به نماز شكايت استاده ست ستاره مي سوزد ستاره مي ميرد و من تكيده و غمگين به راه مي افتم و آفتاب همانگونه سركش و مغرور به انهدام جهان خراب مي نگرد نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 7 41 pm توسط مونا سناریوی درد فهمش آسان نیست دقت نکن خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین ۱۳۹۱ ۰۹ ۱ ۱۳۹۱ ۰۹ ۳۰ ۱۳۹۱ ۰۷ ۱ ۱۳۹۱ ۰۷ ۳۰ ۱۳۹۱ ۰۶ ۱ ۱۳۹۱ ۰۶ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۵ ۱ ۱۳۹۱ ۰۵ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۳ ۱ ۱۳۹۱ ۰۳ ۳۱ پیوندها رפּح ِآشـــفـــتـــهـ ے یڪ رقـــ ـاصـهـ ðökнmα αk ڪــآفــِـہ فــــآحـِـــشــِہ آرآمــــــ ـــگآهـ افکــــــــآر داستان كوتاه سَنگ ـسآرِ اِحسآـسآـت silver star دختـــــرکـ سیگــــاری خلـــــوت دل دختـــــری با رژلب مشـــکی دنیـــــــــای من blogfa com
|