Meta tags:
description= رادیولوژی 90;
Headings (most frequently used words):
های, رادیولوژی, 90, زندگی, کن, قدرنشناسی, ها, منابع, ارشد, امیرخان, متشکر, توصیه, دکتر, شریعتی, برای, موفقیت, در, تسلیت, مواظب, باشید, با, کی, درگیر, میشید, خودت, قضاوت, تو, کز, محنت, تند, باد, حادثه, اینم, خوابگاه, پسرا, فیزیک, پزشکی, پت, اسکن, بزرگان, جهان, از, امام, حسین, می, گویند, اینجا, آدما, اذیتت, میکنن, مراقب, قلب, باشیم, ایمان, قلبی, مورچه, وحضرت, سلیمان, پاییز, دوست, داستانک, فقط, نگاه, من, شرمنده, ام, شکلات, دوستی, پروژه, بسيار, جالب, عجیب, يک, دانشجو, نوشته, پیشین, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (48), شده (38), ۱۳۹۱ (37), ساعت (31), توسط (31), است (27), شکلات (19), این (19), بود (18), برای (17), اگر (15), ادامه (15), حسین (15), شمس (13), الدینی (13), شود (13), خود (13), شنبه (13), گفتم (13), مهر (12), آبان (12), های (12), بیست (12), گفت (12), رسول (11), ولی (11), همه (10), سال (9), #رادیولوژی (8), اما (8), کرده (8), دوست (8), خدا (8), ۱۳۹۰ (7), ۱۳۹۲ (7), کنند (7), ندارد (7), هیچ (7), نمی (7), دوشنبه (7), منابع (7), همان (6), نفر (6), کرد (6), دوستی (6), توی (6), دست (6), باشد (6), بچه (6), گاهی (6), فداکاری (6), ارشد (6), باش (6), نگارستانیان (5), نجمه (5), اسدی (5), صفری (5), آذر (5), اسفند (5), دستش (5), گذاشتم (5), کند (5), تند (5), بار (5), یکی (5), زندگی (5), بالا (5), مرا (5), شرمنده (5), ایمان (5), امام (5), چرا (5), نشسته (5), فروردین (4), دور (4), پروژه (4), فقط (4), مرگ (4), کردن (4), اول (4), صندوق (4), خواهد (4), خندیدم (4), بزرگ (4), بودم (4), تمام (4), دوستیم (4), باز (4), نگاه (4), مال (4), دنیا (4), شوند (4), آنان (4), قرآن (4), توام (4), فریاد (4), حتی (4), روی (4), خدای (4), آنها (4), دخترک (4), یکم (4), دیگه (4), پشت (4), داشت (4), فدا (4), راه (4), نهم (4), مانده (4), دربند (4), مریخی (3), mohsen (3), sadeghi (3), بهمن (3), خرداد (3), هفتم (3), باور (3), باعث (3), خاطر (3), حالا (3), همیشه (3), دانستم (3), خواهم (3), کردم (3), دلت (3), چهارشنبه (3), حفظ (3), نفس (3), پای (3), کنیم (3), ذوق (3), مادرم (3), پسر (3), دیدن (3), مهربان (3), نمیخوانم (3), گریه (3), دلم (3), عاشورا (3), خیلی (3), میگفت (3), یکشنبه (3), زمین (3), اینجا (3), کافی (3), عکس (3), درد (3), سرزمین (3), باشید (3), پنجم (3), بهترین (3), شدن (3), آماده (3), توقف (3), مرد (3), فکر (3), بودند (3), مردم (3), زیر (3), آنچه (3), اگه (3), باد (3), حادثه (3), نگفتمت (3), سیاه (3), همسفر (3), خطر (3), ﺁﻣﻮﺯ (3), ﺩﺍﻧﺶ (3), میزدم (3), بهم (3), آقا (3), اینقد (3), باشی (3), دوستان (2), میمندی (2), صابری (2), زارع (2), رضا (2), وبلاگ (2), خانه (2), شاید (2), چشم (2), جمعه (2), عنوان (2), فوق (2), زود (2), مونوکسيد (2), دانست (2), ماده (2), شيميايي (2), امضا (2), کردند (2), طور (2), حتي (2), اثر (2), بسيار (2), زياد (2), خواسته (2), گرفت (2), آخر (2), هشتم (2), مثل (2), خوب (2), یادش (2), رفته (2), دارد (2), خورد (2), رفت (2), یادم (2), خورده (2), داشته (2), هستیم (2), دهانم (2), مورچه (2), وقت (2), کنی (2), روز (2), نشود (2), گذاشت (2), یعنی (2), همدیگر (2), بیا (2), دوستیمان (2), بگذار (2), کجا (2), اصلا (2), قبول (2), دستم (2), سرم (2), لحظه (2), ظلم (2), تورا (2), چنین (2), چند (2), زنند (2), نشینند (2), چنان (2), موزه (2), میکند (2), نشین (2), مان (2), دوم (2), زمستان (2), اندازه (2), پاییز (2), خوش (2), نشست (2), تجلی (2), پیدا (2), دارم (2), همسایه (2), تنهایم (2), تولد (2), مسجد (2), روزه (2), دستهای (2), بسته (2), زیارت (2), وقتی (2), میکنم (2), آدما (2), اذیتت (2), میکنن (2), آدمها (2), عکسی (2), جایی (2), جنگ (2), دزد (2), گرگ (2), ایم (2), سرتان (2), حرف (2), پنجشنبه (2), داشتند (2), عمل (2), توماس (2), عقل (2), عقیده (2), آرمان (2), کشته (2), عزم (2), خویش (2), برسانند (2), دیگران (2), خودکشی (2), آلمانی (2), مسیح (2), جلوه (2), زیرا (2), فرزند (2), نداشت (2), بعد (2), آمد (2), جاه (2), میان (2), اسکن (2), کارشناسی (2), رشته (2), توصیه (2), طول (2), فیزیک (2), پزشکی (2), عمر (2), دیدم (2), خورشید (2), رفتی (2), رها (2), بازوی (2), دماوند (2), خیز (2), چیره (2), چاره (2), بیرون (2), ﻛﺮﺩ (2), ﻣﻌﻠﻢ (2), آدم (2), قدرنشناسی (2), كلاغ (2), هاش (2), جوجه (2), ششم (2), داغ (2), ماشین (2), داشتم (2), مواظب (2), درگیر (2), میشید (2), فرشته (2), کوچولو (2), ازم (2), آدامس (2), توان (2), گرفته (2), ساکت (2), شدم (2), اومد (2), قدرت (2), مزاحم (2), پنجره (2), ببخش (2), گاه (2), نباشد (2), شریف (2), درستکار (2), موفق (2), blogfa, com, رفسنجان, داروساز90بین, الملل, بروبچ, علوم, کرمان, تهران, گروهbشونن, مامایی, خروجی, مشهد, پیوندها, میرزازاده, منشادی, نژاد, عادلی, زاده, ضیاءالدینی, حاج, محمدی, جهانشاهی, پرموزه, بارچی, payam, gilani, امین, علیزاده, نویسندگان, اردیبهشت, تیر, مرداد, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, چراغیست, پایان, هرچه, نمایان, نقطه, نورانی, گرگان, بیابان, مطالب, قدیمی, یکبار, دیگر, دلایل, بخوانید, بینید, خواص, هستند, دانشجوي, چقدر, هستيم, واقع, هيدروژن, علاقه, نشان, ندادند, پنجاه, دادخواست, کلي, تومورهاي, سرطاني, يافت, روي, ترمز, اتومبيل, منفي, گذارد, فرسايش, اجسام, استنشاق, تصادفي, فرد, وقتي, حالت, گاز, آيد, سوزاننده, عنصر, اصلي, باران, اسيدي, مقدار, عرق, استفراغ, دولت, براي, اين, درخواست, دلايل, زير, دادخواستي, مبني, کنترل, سخت, حذف, هيدورژن, گزارش, نسل, نقل, روزنه, انجام, داده, جايزه, دانشجويي, دانشکده, گذراند, جالب, عجیب, دانشجو, نخورد, نخورده, هایم, خوردم, کدامشان, کوچکت, صندوقی, هایش, خوردن, آخری, رود, برنمی, گردد, بدهد, نرفت, خداحافظی, برود, دورها, گوید, روم, برمی, گردم, دانم, نگه, آمده, امشب, دوسال, چهار, هفت, موقعی, هایت, بخورند, کرم, چکار, مواظبشان, هستم, کدامش, بماند, کوچولوی, قشنگ, بخورش, تماتم, مکیدم, شکمو, شکمویی, هستی, شکلاتش, کردیم, تندی, شکلاتم, میگذاشتم, بینیم, نشانه, بگذاریم, شکلاتوهر, بدون, فهمید, گذارم, نگاهم, نگاهش, خواست, حتما, بکش, بهشت, جهنم, برایش, آنجا, دوباره, زنده, وگفتم, شناسد, سرش, دید, شروع, دهم, عجب, صبری, جای, میدیدم, مخلوق, وجدان, جهانرا, زیبایی, زشتی, بروی, یکدیگر, ویرانه, میکردم, دوازدهم, نکنند, اند, اسباب, مسابقات, هوش, خواندن, معرفت, رکورد, گیری, کاش, شماره, صفحه, فستیوال, مبدل, گویی, مسابقه, احسنت, آیه, بخوانند, مستمعین, پایت, خلایق, موسیقی, روزمره, خوانند, شنوند, سازی, کوچک, ترین, قطع, ممکن, منتشر, آیا, واقعا, فرستاده, طلا, بالد, فرش, برنج, بدل, نسخه, عملی, افسانه, غفلت, بزرگی, پنداریم, مردگان, نازل, آوازت, بلند, پرسند, مرده, آواز, مرگی, ساخته, کوچه, چهاردهم, يادش, بخير, بابا, هفدهم, داستانک, بهار, اردیبهشتی, تابستان, شهریوری, ونه, اسفندی, مذاق, خیابانها, نیامد, پـائیز, مــهری, داشـت, کـه, بـــَر, هـر, خیـابان, مـی, سوم, ازل, پرتو, حسنت, عشق, آتش, عالم, وحضرت, سلیمان, سیزدهم, انسانهاست, پادشاه, یکیست, جور, دیگری, میشناسم, غمها, نمیگذارد, نوزادی, خداست, بوسه, عاشقانه, پیر, کلی, دلش, شاد, میشود, فال, فروش, فالی, میخرم, هیچوقت, مادربزرگ, یتیمی, برپا, نمیگی, لبهای, میاورد, پینه, پدرم, میبینم, زدم, کنید, نماز, لبخند, خواند, میگرد, میرود, خداییست, شنیدم, مومن, نمازش, ترک, قلبی, بیستم, مراقب, قلب, باشیم, میخواد, بغض, آسمان, بیاد, اشک, هامو, پاک, کنه, بگیره, بگه, بــیـــا, بــــــریــــــــم, تنهایی, عمق, دریاست, کردنش, لیوان, محبت, ابرها, بارند, عاشق, ستاره, نامردیست, آنهمه, چشمک, فروختن, سوزانیم, سوزاند, میکنیم, سالها, یـعـنــی, پــایـــان, گنج, درمان, نامرد, قهقه, مــــــــــا, یمان, آوازی, گاوی, طویله, مخفی, بودی, واژه, وارونه, حرفهای, ناگفته, همین, سکوتی, شنوی, آینه, اعتماد, ندارم, کلاهی, گذاشتی, نشون, نمیدن, دقیقا, تعلق, دارند, کسانی, اعتنا, درسی, تراژدی, کربلا, گیریم, یارانش, استوار, روشن, تفوق, عددی, باطل, روبرو, اهمیت, پیروزی, وجود, اقلیتی, موجب, شگفتی, کارلایل, دانشمند, انگلیسی, قدم, حدود, برتر, نهاد, فرزندانش, تصمیم, ثابت, مطلق, ناشی, لجاجت, معلول, هوا, هوس, پیروی, مصمم, کامل, اینکه, مجبور, خلاف, والای, وسیله, سازشکاری, یزید, معاویه, دهد, دانیم, نماید, نکرد, قتلش, دائم, اسب, تاخت, شمشیر, انداخت, گذاشتن, مردانگی, جهاد, نظر, همانجا, گردن, قضا, دادن, نزدیک, قتل, محسوب, دلیر, نمیکند, کورت, فریشلر, مورخ, بین, مقایسه, حتماً, پرمغزتر, باارزش, نمود, روزی, گردید, نبوده, سرنوشتی, دچار, خواهند, بعضی, کودک, خردسال, احتیاج, پدر, متفکر, رحلت, پیامبر, فضائل, اخلاقی, فائق, افکار, آرای, علی, مردمی, ماند, چنانکه, کوفه, بیعتی, شکستند, نیز, اکتفا, نکرده, کشتند, جرجی, زیدان, نویسنده, لبنانی, منظور, دنیایی, فهمم, خواهران, زنان, اطفالش, همراه, حکم, اسلام, دیکنز, چارلز, پیروان, واسطه, عزاداری, دانند, پستی, زیردستی, استعمار, استثمار, نباید, شعار, پیشرو, آقای, ندادن, ستم, موریس, کبری, اندیشمند, فرانسوی, بزرگان, جهان, گویند, باید, مورد, بدانیم, مرســــــــــــــــیـــ, میدونین, بگین, پست, اضافه, کنم, mri, راضی, بشه, هفته, براتون, میزارم, معرفی, پردازیم, بسیارجالب, عمرخود, درصدافزایش, بدهید, مــــــــوفــــقـــــــ, بــــــــــاشیــــنـــــ, دوســـــتــــــــانـــ, متن, روبا, وجودتون, بخونید, نوزدهم, اینم, خوابگاه, پسرا, شانزدهم, گذر, هزار, مرتبه, اوج, حضیض, دیده, مپوش, امید, وطن, زین, بیش, نقیض, تنها, مرو, کمین, سیمای, آزاده, جبین, رنگ, قامت, ظلمت, جاده, پیچ, کاروان, شهر, دگر, بنهیم, یکدگر, باردگر, یگانگیها, بدهیم, همت, یاری, طلب, میشکند, پلاس, زخانه, فکند, ﺷﺮﻭﻉ, ﮔﻔﺖ, ﺷﻌﺮ, ﺑﻨﻲ, ﺁﺩﻡ, ﺑﺨﻮﺍﻥ, ﭘﺎﻱ, ﺗﺨﺘﻪ, ﺭﻓﺖ, ﺍﺳﻢ, ﺻﺪﺍ, محنت, تقصیر, برگ, نیست, همینند, دهـــــــی, واقعیت, تلخ, روزگار, راحت, شدیم, غذای, تكراری, گرسنگی, نجات, كردند, گفتند, آخی, زمستانی, سرد, غذا, هاشو, سیر, كنه, گوشت, بدن, خودشو, میكند, میداد, نجس, زیاد, بجوشانی, انگور, لازم, هرکسی, خودت, قضاوت, چراغ, قرمز, تلفن, طرفم, شاخ, شونه, میکشیدم, نابودت, زمان, میکوبمت, بفهمی, افتادی, زور, ندیدی, اینجوری, پول, میکشی, خلاصه, ممکنه, قوی, باشه, کتک, بخورید, هنوز, سیلی, قدرتی, قلبمه, قدرتمند, اومدم, چیزی, بگم, ادعا, سبکبال, نفروخت, صدایی, درونم, ملتمسانه, رحم, قدرتش, زدن, استفاده, نمیکنه, دریغ, نای, سخن, گفتن, علت, سکوت, ناگهانیمو, فهمیده, کشیده, مهربونش, زده, بیان, حرفاش, خرده, غرور, ارزشمو, پاهاش, میکرد, نمیشنیدم, خدایا, کردی, میگه, ترسید, کمی, عقب, رنگش, پریده, چشماشو, ناخودآگاه, نفهمیدم, دفعه, زبونم, بند, البته, جواب, سوالو, ثانیه, فهمیدم, نمایی, برداشتم, جلو, ترس, نمیفروشم, میفروشم, دوستم, اونور, خیابونه, میفروشه, شما, ازش, گرفتم, ناراحت, نباشین, عصبانی, بشین, قلبتون, میگیره, بابای, میبرنتون, بیمارستان, دخترتون, گناه, داره, منم, کمال, صلابت, عین, حال, عصبانیت, داد, هیچی, نمیگفتم, سمج, پایین, پرید, کاسه, صبرم, لبریز, سرمو, آوردم, برو, کارت, گـــل, نمیخـــرم, رویی, شماها, میخواین, یاد, بگیرین, دختر, دسته, چون, قدش, نمیرسید, میپرید, بگیرید, باردیگرجنبش, رویاهای, کال, پسرکی, توپ, پلاستیکی, بغل, گرمای, جنوب, خواب, درخت, آرزوهایش, چید, لرزش, آغاز, رخت, هموطنانمان, عظمی, شریک, مصیبت, دیدگان, نجوا, الَّذِينَ, إِذَا, أَصَابَتْهُم, مُّصِيبَةٌ, قَالُواْ, إِنَّا, لِلّهِ, وَإِنَّـا, إِلَيْهِ, رَاجِعونَ, کلام, آرام, کننده, قلوب, نشاند, پیک, اجل, سوگ, عزیزانمان, تسلیت, نهایت, بینی, هست, همواره, خداوند, نیکی, درونت, فراموش, نیکوکار, شادمانی, آرامش, یابی, حسادت, شادمان, سالیان, بنا, نهاده, شبه, ویران, سازنده, فریبت, دهند, دروغین, ودشمنان, حقیقی, خواهی, یافت, داشتن, انگیزه, پنهان, متهم, دکتر, شریعتی, موفقیت, پانزدهم, امیرخان, متشکر, اومدین,
Text of the page (random words):
ر طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ولی سازنده باش اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند ولی شادمان باش نیکی های درونت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه تو و مردم نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 21 11 توسط رسول شمس الدینی تسلیت باردیگرجنبش زمین رویاهای کال پسرکی که توپ پلاستیکی اش را در بغل گرفته و در گرمای جنوب به خواب رفته بود را از درخت آرزوهایش چید لرزش ها که آغاز شد باز هم رخت سیاه بر تن هموطنانمان نشست پیک اجل این بار هم ما را به سوگ عزیزانمان نشاند در این غم عظمی شریک داغ مصیبت دیدگان هستیم و با هم نجوا می کنیم الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ که کلام او آرام کننده قلوب است نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20 34 توسط رسول شمس الدینی مواظب باشید با کی درگیر میشید پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم به زمین و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و خلاصه فریاد میزدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمیرسید هی میپرید بالا و میگفت آقا گل آقا این گل رو بگیرید منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم بچه برو پی کارت من گـــل نمیخـــرم چرا اینقد پر رویی شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و دخترک ترسید کمی عقب رفت رنگش پریده بود وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم اومد جلو و با ترس گفت آقا من گل نمیفروشم آدامس میفروشم دوستم که اونور خیابونه گل میفروشه این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان دخترتون گناه داره دیگه نمیشنیدم خدایا چه کردی با من این فرشته چی میگه حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود توان بیان رو ازم گرفته بود و حالا با حرفاش داشت خرده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت رحم کن کوچولو آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه اما دریغ از توان و نای سخن گفتن تا اومدم چیزی بگم فرشته ی کوچولو بی ادعا و سبکبال ازم دور شد حتی بهم آدامس هم نفروخت هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه چه قدرتمند بود مواظب باشید با کی درگیر میشید ممکنه خیلی قوی باشه و کتک بخورید نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20 56 توسط نگارستانیان خودت قضاوت کن هرکسی را به اندازه ای در دلت داغ کن که لازم است انگور را زیاد که بجوشانی نجس می شود نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 9 11 توسط رسول شمس الدینی قدرنشناسی زمستانی سرد كلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر كنه گوشت بدن خودشو میكند و میداد به جوجه هاش زمستان تمام شد و كلاغ مرد اما بچه هاش كه از گرسنگی نجات پیدا كردند گفتند آخی خوب شد مرد راحت شدیم از این غذای تكراری این است واقعیت تلخ روزگار ما قدرنشناسی تقصیر برگ ها نیست آدم ها همینند نفس می دهـــــــی له ات می کنند نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10 42 توسط صفری تو کز محنت ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 17 56 توسط نجمه اسدی تند باد حادثه ها تند باد حادثه ها من و تو در گذر تند باد حادثه ها هزار مرتبه اوج و حضیض دیده ایم مپوش چشم امید از وطن که ما زین بیش به عمر خویش چه ضد و نقیض ها دیدم نگفتمت تنها مرو شب در کمین نشسته سیمای عمر آزاده را غم بر جبین نشسته نگفتمت با من بیا تا سرزمین خورشید که رنگ غم بر قامت این سرزمین نشسته نگفتمت که ظلمت بر جاده ها نشسته صد پیچ کاروان کش تا شهر ما نشسته رفتی و به راه مانده ای در شب سیاه مانده ای رفتی و به راه مانده ای در شب سیاه مانده ای آماده شو ای همسفر که بر خطر بار دگر پا بنهیم به یکدگر باردگر دست دل و یگانگیها بدهیم کن رها بازوی دربند مرا پای دربند دماوند مرا خیز و چیره شو بر خطر فکر چاره کن همسفر همت کن و از عزم خود یاری طلب که پشت شب میشکند که جلوه خورشید ما پلاس شب زخانه بیرون فکند کن رها بازوی دربند مرا پای دربند دماوند مرا خیز و چیره شو بر خطر فکر چاره کن همسفر نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 15 23 توسط میمندی اینم خوابگاه پسرا ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 11 33 توسط رسول شمس الدینی زندگی این متن روبا تمام وجودتون بخونید ادامه نوشته نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت 11 51 توسط مریخی فیزیک پزشکی منابع کارشناسی ارشد فیزیک پزشکی سال ۹۱ ۹۲ مــــــــوفــــقـــــــ بــــــــــاشیــــنـــــ دوســـــتــــــــانـــ ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13 14 توسط رسول شمس الدینی منابع ارشد منابع ارشد ادامه نوشته نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 19 27 توسط رسول شمس الدینی با عمل به توصیه های بسیارجالب زیر طول عمرخود را ده درصدافزایش بدهید ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 13 42 توسط صفری منابع ارشد اگه خدا راضی بشه هر هفته منابع ارشد یک رشته را براتون میزارم یا به معرفی یک رشته می پردازیم منابع کارشناسی ارشد mri سال 91 92 اگه منابع دیگه ای هم میدونین بگین تا به این پست اضافه کنم مرســــــــــــــــیـــ ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11 12 توسط رسول شمس الدینی پت اسکن آنچه باید در مورد پت اسکن بدانیم ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 10 58 توسط رسول شمس الدینی بزرگان جهان از امام حسین ع می گویند موریس دو کبری اندیشمند فرانسوی پیروان حسین ع به واسطه عزاداری حسین می دانند که پستی و زیردستی استعمار و استثمار را نباید قبول کنند زیرا شعار پیشرو و آقای آنها تن ندادن زیر بار ظلم و ستم بود دیکنز چارلز اگر منظور امام حسین ع جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری کرد جرجی زیدان نویسنده لبنانی پس از رحلت پیامبر ص حب جاه و مال بر فضائل اخلاقی فائق آمد و افکار و آرای آل علی ع در میان چنان مردمی بی اثر ماند چنانکه مردم کوفه به خاطر جاه و مال بیعتی را که با امام حسین ع بسته بودند در هم شکستند و به این نیز اکتفا نکرده و او را کشتند توماس مان متفکر آلمانی اگر بین فداکاری مسیح و حسین ع مقایسه شود حتماً فداکاری حسین پرمغزتر و باارزش تر جلوه خواهد نمود زیرا مسیح روزی که آماده برای فدا شدن گردید زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبوده که بعد از او به چه سرنوشتی دچار خواهند آمد امام حسین ع زن و فرزند داشت و بعضی از آنها کودک خردسال بودند و احتیاج به پدر داشتند کورت فریشلر مورخ بزرگ آلمانی امام حسین ع در فداکاری قدم را از حدود فدا کردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا کرد تصمیم ثابت حسین ع برای فداکاری مطلق نه ناشی از لجاجت بود نه معلول هوا و هوس و او با پیروی از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاری کند تا اینکه مجبور نشود بر خلاف عقیده و آرمان والای خود به وسیله سازشکاری با یزید بن معاویه و زندگی ادامه دهد می دانیم که حسین ع خود را برای کشته شدن آماده کرده بود و او عزم داشت خویش را فدا نماید چرا توقف نکرد تا به قتلش برسانند و چرا دائم اسب می تاخت و شمشیر می انداخت حسین ع دست روی دست گذاشتن و توقف برای کشته شدن را دور از مردانگی و جهاد در راه عقیده و آرمان خود می دانست در نظر حسین ع در همانجا توقف کردن و گردن بر قضا دادن تا این که دیگران نزدیک شوند تا او را به قتل برسانند خودکشی محسوب می شود یک مرد دلیر و با ایمان خودکشی نمیکند توماس کارلایل دانشمند بزرگ انگلیسی بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم این است که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق و باطل روبرو می شوند اهمیت ندارد پیروزی حسین ع با وجود اقلیتی که داشت موجب شگفتی من است نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۱ ساعت 3 12 توسط mohsen sadeghi به کسانی که پشت سرتان حرف می زنند بی اعتنا باشید آنها به همان جا تعلق دارند دقیقا پشت سرتان نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ ساعت 17 57 توسط رضا شمس الدینی اینجا آدما اذیتت میکنن دیگه به آینه ها هم اعتماد ندارم کلاهی که سرم گذاشتی رو نشون نمیدن تمام حرفهای ناگفته ام همین سکوتی است که می شنوی من و تو مــــــــــا شده ایم نمی دانستم که ما یمان آوازی می شود برای گاوی که در طویله ی دلت مخفی کرده بودی اینجا سرزمین واژه های وارونه است جایی که گنج جنگ می شود درمان نامرد می شود قهقه هق هق می شود اما دزد همان دزد است درد همان درد و گرگ همان گرگ همیشه ابرها می بارند ولی آدمها عاشق ستاره ها می شوند نامردیست آنهمه گریه را به یک چشمک فروختن گاهی عکسی را می سوزانیم گاهی عکسی ما را می سوزاند گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه میکنیم گاهی سالها با یک عکس زندگی می کنیم و گاهی دیدن یک عکس یـعـنــی پــایـــان تنهایی آدمها به عمق یک دریاست ولی برای پر کردنش یک لیوان محبت کافی است گاهی دلم میخواد وقتی بغض میکنم خدا از آسمان به زمین بیاد اشک هامو پاک کنه دستم را بگیره و بگه اینجا آدما اذیتت میکنن بــیـــا بــــــریــــــــم نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ ساعت 12 42 توسط نجمه اسدی مراقب قلب ها باشیم ادامه نوشته نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11 56 توسط زارع ایمان قلبی مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است نمازش ترک نمی شود زیارت عاشورا می خواند روزه میگرد مسجد میرود خیلی پسر با خداییست لحظه ای دلم گرفت در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم نماز نمیخوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم میاورد دستهای پینه بسته پدرم را دستهای خدا میبینم زیارت عاشورا نمیخوانم ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا برپا میکند نه من روزه نمیگی رم ولی هر روز از آن دخترک فال فروش فالی را میخرم که هیچوقت نمیخوانم مسجد من خانه مادربزرگ پیر و تنهایم است که با دیدن من کلی دلش شاد میشود خدای من نگاه مهربان دوستی است که در غمها تنهایم نمیگذارد برای من تولد هر نوزادی تولد خداست و هر بوسه عاشقانه ای تجلی او مادرم خدای من و خدای پسر همسایه یکیست فقط من جور دیگری او را میشناسم و به او ایمان دارم خدای من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23 14 توسط نگارستانیان مورچه وحضرت سلیمان در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 19 35 توسط صابری پاییز نه بهار با هیچ اردیبهشتی نه تابستان با هیچ شهریوری ونه زمستان با هیچ اسفندی اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 20 38 توسط مریخی دوست نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12 37 توسط نجمه اسدی داستانک ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 15 38 توسط صفری فقط نگاه کن يادش بخير آب بابا ادامه نوشته نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23 48 توسط رسول شمس الدینی من شرمنده ام قرآن من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند چه کس مرده است چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است قرآن من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین م بدل کرده ام یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم قرآن من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند احسنت گویی مسابقه نفس است قرآن من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه خواندن تو از آخر به اول یک معرفت است یا یک رکورد گیری ای کاش آنان که تورا حفظ کرده اند حفظ کنی تا این چنین تورا اسباب مسابقات هوش نکنند نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 16 56 توسط نجمه اسدی عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم همان یک لحظه اول که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان جهانرا با همه زیبایی و زشتی بروی یکدیگر ویرانه میکردم ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 15 26 توسط صفری شکلات های دوستی با یک شکلات شروع شد من یک شکلات گذاشتم کف دستش او هم یک شکلات گذاشت توی دستم من بچه بودم او بچه بود سرم را بالا کردم سرش را بالا کرد دید که مرا می شناسد خندیدم گفت دوستیم گفتم دوست دوست گفت تا کجا گفتم دوستی که تا ندارد گفت تا مرگ خندیدم وگفتم من که گفتم تا ندارد گفت باشد تا پس از مرگ گفتم نه نه گفتم که تا ندارد گفت قبول تا آنجا که همه دوباره زنده می شوند یعنی زندگی پس از مرگ باز هم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشد من و تو با هم دوستیم خندیدم و گفتم تو برایش تا هر کجا که دلت می خواهد یک تا بگذار اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا آن دنیا اما من اصلا تا نمی گذارم نگاهم کرد نگاهش کردم باور نمی کرد می دانستم او می خواست حتما دوستیمان تا داشته باشد دوستی بدون تا را نمی فهمید گفت بیا برای دوستیمان یک نشانه بگذاریم گفتم باشد تو بگذار گفت شکلاتوهر بار که همدیگر را می بینیم یک شکلات مال تو و یکی مال من باشد گفتم باشد هر بار یک شکلات میگذاشتم توی دستش او هم یک شکلات توی دست من باز همدیگر را نگاه می کردیم یعنی که دوستیم دوست دوست من تندی شکلاتم را باز می کردم و می گذاشتم توی دهانم و تند تند آن را می مکیدم می گفت شکمو تو دوست شکمویی هستی و شکلاتش را می گذاشت توی یک صندوق کوچولوی قشنگ می گفتم بخورش می گفت تمام می شود می خواهم تماتم نشود می خواهم برای همیشه بماند صندوق پر از شکلات شده بود هیچ کدامش را نمی خورد من همه اش را خورده بودم گفتم اگر یک روز شکلات هایت را مورچه ها بخورند یا کرم ها آن وقت چکار می کنی گفت مواظبشان هستم می گفت می خواهم تا موقعی که دوست هستیم و من شکلات را می گذاشتم توی دهانم و می گفتم نه نه تا ندارد دوستی که تا ندارد یک سال دوسال چهار سال هفت سال ده سال و بیست سال شده است او بزرگ شده است من بزرگ شده ام من همه شکلات ها را خورده ام او همه شکلات ها را نگه داشته است او آمده است امشب تا خداحافظی کند می خواهد برود آن دور دورها می گوید می روم اما زود برمی گردم من می دانم می رود و برنمی گردد یادش رفت به من شکلات بدهد من یادم نرفت یک شکلات گذاشتم کف دستش گفتم این برای خوردن یک شکلات هم گذاشتم کف آن دستش این هم آخری شکلات برای صندوق کوچکت یادش رفته بود که صندوقی دارد برای شکلات هایش هر دو را خورد خندیدم می دانستم دوستی من تا ندارد مثل همیشه خوب شد همه شکلات هایم را خوردم اما او هیچ کدامشان را نخورد حالا با یک صندوق پر از شکلات نخورده چه خواهد کرد نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 0 16 توسط نگارستانیان پروژه بسيار جالب و عجیب يک دانشجو دانشجويي که سال آخر دانشکده خود را مي گذراند به خاطر پروژه اي که انجام داده بود جايزه اول را گرفت به گزارش سه نسل به نقل از روزنه او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستي مبني بر کنترل سخت يا حذف ماده شيميايي دي هيدورژن مونوکسيد توسط دولت را امضا کنند و براي اين درخواست خود دلايل زير را عنوان کرده بود ۱ـ مقدار زياد آن باعث عرق کردن زياد و استفراغ مي شود ۲ـ عنصر اصلي باران اسيدي است ۳ـ وقتي به حالت گاز در مي آيد بسيار سوزاننده است ۴ـ استنشاق تصادفي آن باعث مرگ فرد مي شود ۵ـ باعث فرسايش اجسام مي شود ۶ـ حتي روي ترمز اتومبيل ها اثر منفي مي گذارد ۷ـ حتي در تومورهاي سرطاني يافت شده است از پنجاه نفر فوق 43 نفر دادخواست را امضا کردند 6 نفر به طور کلي علاقه اي نشان ندادند و اما فقط يک نفر مي دانست که ماده شيميايي دي هيدروژن مونوکسيد در واقع همان آب است عنوان پروژه دانشجوي فوق ما چقدر زود باور هستيم بود یکبار دیگر دلایل را بخوانید می بینید همه خواص آب هستند نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 22 9 توسط نگارستانیان مطالب قدیمی تر خ و ش آ م د ی د نه چراغیست در آن پایان هرچه از دور نمایان است شاید آن نقطه ی نورانی چشم گرگان بیابان است خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ نویسندگان mohsen sadeghi امین علیزاده رسول شمس الدینی payam gilani بارچی پرموزه جهانشاهی حاج محمدی رضا شمس الدینی زارع صابری صفری ضیاءالدینی عادلی زاده مریخی منشادی نژاد میرزازاده میمندی نجمه اسدی نگارستانیان پیوندها رادی...
|