Meta tags:
description= ...تنها تر از خدا ...بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم/باشد که نباشیم و بدانند که بودیم;
Headings (most frequently used words):
که, بودیم, فقط, یک, تنها, تر, از, خدا, کسی, پاس, نمیداشت, هستیم, باشد, نباشیم, بدانند, گل, با, پاپیون, قرمز, دوست, مجازی, یا, حسین, شهید, نی, نامه, بهترین, روز, زندگی, قلم, لطفا, در, سوگ, پدر, بزرگ, جشن, سالگی, تو, مرد, من, بمان, ای, رفته, دل, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (37), است (20), ۱۳۹۲ (18), همه (17), شده (13), چون (13), نیست (13), حسین (13), زمین (13), نوشته (12), تنهاترین (12), کربلا (12), کرد (11), بود (11), فتاد (11), خون (11), ساعت (10), توسط (10), دارم (10), زدند (10), عشق (9), شدی (9), کرده (9), اهل (9), زمان (9), رسید (9), های (8), شهریور (8), چشم (8), دوست (8), خاک (8), مجازی (8), آتش (8), محتشم (8), ببین (8), توست (8), زنند (8), کاش (7), خدا (7), ۱۳۹۱ (7), آسمان (7), کند (7), نبی (7), خاموش (7), جهان (7), اما (6), جان (6), باز (6), دست (6), تمام (6), مهر (5), امروز (5), رفته (5), توی (5), روح (5), روزها (5), ﯾﻌﻨﯽ (5), باد (5), روی (5), بیت (5), گردون (5), حرم (5), شاخه (5), زده (4), آذر (4), وبلاگ (4), دید (4), مرد (4), نیم (4), کنند (4), روز (4), درد (4), شما (4), هیچ (4), محشر (4), چرخ (4), فلک (4), قیامت (4), عرش (4), کوه (4), غبار (4), خلق (4), بگوييم (4), خيلي (4), حرف (3), دلم (3), خسته (3), دلتنگی (3), آبان (3), مرداد (3), دوشنبه (3), بیست (3), گور (3), رفت (3), منگر (3), ندارم (3), دیده (3), داشت (3), خاطر (3), یکم (3), یاد (3), گوش (3), فقط (3), تشکر (3), همراه (3), دوستان (3), تنها (3), سلام (3), یکشنبه (3), چند (3), روزی (3), خیلی (3), وقتی (3), پدر (3), قلم (3), واقعی (3), آدم (3), ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ (3), ﻫﺎﯼ (3), حال (3), ماهی (3), دور (3), کسی (3), خود (3), خویش (3), ترسم (3), دمی (3), بیداد (3), اولاد (3), دین (3), عمل (3), ستم (3), چنین (3), نکرد (3), حجاب (3), آفتاب (3), گلگون (3), اشگ (3), کباب (3), کنار (3), نیزه (3), فتاده (3), دشت (3), مدینه (3), هرچند (3), کار (3), شور (3), نوحه (3), الامین (3), جبرئیل (3), زار (3), حشر (3), فریاد (3), ملال (3), بلند (3), عالم (3), میشوم (3), براي (3), زندگي (3), محبت (3), عاشق (2), دلان (2), شکسته (2), بارانی (2), غیر (2), نبود (2), سلامتی (2), صلوات (2), اشک (2), سلطان (2), لحظه (2), آرامش (2), زندگی (2), مدیر (2), گفت (2), نهادم (2), مرده (2), سینه (2), ویم (2), چها (2), کجا (2), ناگاه (2), تاب (2), نگاه (2), خنده (2), آخر (2), سرد (2), سیاه (2), بهر (2), تلخی (2), مـن (2), تلاطم (2), چـقدر (2), بزرگ (2), مـرا (2), هایم (2), همیشه (2), شـب (2), میشود (2), دارد (2), بمان (2), باعث (2), بوده (2), برای (2), ولی (2), وقفه (2), عزیزی (2), هزار (2), بودند (2), ماه (2), جشن (2), شادی (2), بهتون (2), سوم (2), جلوی (2), نبودم (2), دیر (2), لطفا (2), بیچاره (2), بهترین (2), آرزو (2), ﺩﺍﺷﺘﻦ (2), ﻧﺸﻪ (2), هرکه (2), زبان (2), محرم (2), هوش (2), راه (2), همچو (2), پرده (2), درید (2), کاندر (2), بانگ (2), لیک (2), نور (2), شدم (2), روزگار (2), شرحه (2), اند (2), دود (2), درآورند (2), برآورند (2), مصطفی (2), زیاد (2), خصم (2), رسول (2), دریا (2), حباب (2), گریست (2), گریه (2), خونچکان (2), مرغ (2), هوا (2), خانهٔ (2), خراب (2), داد (2), بضعةالرسول (2), دوش (2), مخالف (2), سرهای (2), کشتگان (2), سیل (2), موج (2), آستین (2), شفیعان (2), زهرا (2), شاه (2), شهید (2), خیل (2), غرقه (2), دریای (2), هست (2), نخل (2), سوز (2), وین (2), صید (2), پیکر (2), تیغ (2), سنان (2), هرجا (2), غلغله (2), گمان (2), وانگه (2), جمعی (2), پاس (2), وار (2), گفتی (2), حرکت (2), مطمئن (2), آمد (2), خورشید (2), بهم (2), کفن (2), شعلهٔ (2), شرم (2), انبیا (2), نوبت (2), طوفان (2), ارکان (2), حلق (2), تشنهٔ (2), ضربتی (2), کوفیان (2), ملک (2), زان (2), صلا (2), دهر (2), کشتی (2), شکست (2), برق (2), ستون (2), کردند (2), گویا (2), رستخیز (2), جمله (2), باشد (2), برایش (2), نباشیم (2), حقیقی (2), وقت (2), قرمز (2), بهترين (2), سادگي (2), ساده (2), ترين (2), دوستت (2), برايم (2), مادر (2), همسر (2), بودیم (2), blogfa, com, غوغای, دلمღ, دستان, قلبم, شدهღ, غزل, عاشقی, تـــ, ــک, ستـــــــاره, تـــنـهـــــا, تــر, خـــــدا, ســکانـــسی, زنــدگی, سیاهی, محض, رهگـذرِ, کـوچـﮧ, ےِتنهــایے, مــــاه, افــــرید, رویای, عشقولانه, هیچکس, قلبی, تپیدن, سرگشته, غـــمـــزנه, تموم, مادرا, bivafa, ــبـارانــمــ, ـــــ, طعم, خیس, سرزمین, آهنگ, پیوندها, بهمن, اسفند, فروردین, خرداد, تیر, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, خانه, دمش, گرم, باران, میگویم, شانه, استراحت, جایت, بارم, مطالب, قدیمی, هشتم, سنگی, افسردگی, سردی, کافور, گرمش, چرا, ندانم, خواهیش, مهتاب, صفت, شبنم, خفت, بخش, دیری, نشکفت, آری, رنگ, مرموزتر, تیرگی, شامگهان, وان, آلوده, نرگس, شبرنگ, گفتار, نهان, گنگ, خموش, سودای, احوال, سودازده, شرر, سایه, اویم, آمده, دلبر, دلخواه, خاطره, آمدهای, سویم, راست, بگو, امشب, زانکه, اندوه, پنجشنبه, بـانوی, تـمام, لحظاتت, باشم, هـم, قـول, میدهم, ابـد, فـقط, مـرد, بـمان, آغـوشت, همچون, دریـایی, پـر, غـرق, شدن, دریـا, دسـتان, قوی, واژه, اندازد, امـنیت, صـدای, مـردانه, میلرزاند, انتظار, شنیدن, هایت, نشیند, ـشمانت, چـشمانی, رنـگ, عـمق, آرام, میکند, هـمین, شـیرینی, لبانم, حـل, دلنشین, دوسـت, بارها, مـزه, لـبانت, بچـشم, طـعم, جمعه, شکر, بات, همراهی, حضورشون, دلگرمی, کمال, امیدوارم, بعد, نظرات, ارزندشون, منو, لطف, خداوند, کارم, نشد, فراز, باید, بگم, وبلاگم, یکساله, سالی, عاشقانه, غمگین, عارفانه, یکسال, سالگی, هفدهم, اسیران, عزیز, ببخشید, نزدم, پدربزرگم, ناگهانی, چشمام, دادم, صحنه, مرگش, چشمامه, همین, بازم, زود, میزنم, میکنم, عزیزانی, کلبه, تنهایی, زدن, سوگ, پنجم, میخواهم, خودم, خطی, کنم, عجیب, بچگی, میخواهد, میدیم, تنهاییم, كشیم, لطمه, بینیم, مدت, هاست, خندیم, شادیم, میشیم, همدیگه, دلداری, اینگونه, بارد, آدمها, چترهایتان, ببندید, تنهاست, شهوتی, چیدن, سیب, تقاص, آدمیت, بوی, گند, خیانت, شهر, گرفته, مردهای, چران, خائن, دختران, پول, پرست, پسران, خدايا, حرفهايم, بوي, ناشکري, دهند, حساب, تنهايي, بگذار, دوستدار, همیشگی, دوستون, میگیرم, دوستای, گلم, تولدمه, خوشحالم, ﺁﺭﺍﻣﺶ, ﺁﺭﺯﻭ, ﮐﻮﭼﮏ, ﺑﺰﺭﮒ, ﻫﺪﻓﻬﺎﯼ, ﺑﻠﻨﺪ, ﺁﯾﻨﺪﻩ, ﺷﯿﺮﯾﻦ, ﻌﻨﯽ, ﻋﮑﺴﻬﺎﯼ, ﻧﻔﺮﻩ, ﻏﻤﮕﯿﻦ, ﻭﻗﺘﯽ, ﺑﺎﺭوﻥ, ﺑﺒﺎﺭﻩ, ﻫﻮﺍ, ﺳﺮﺩ, ﺑﺎﺷﻪ, ﺩﻟﺖ, ﺩﯾﮕﻪ, ﺑﻬﺎﻧﻪ, ﻧﮕﯿﺮﻩ, ﺗﻨﮓ, ﺟﻤﻠﻪ, ﻋﺠﯿﺐ, ﺩﻭﺳﺖ, ﻏﺮﯾﺐ, ﺯﻧﮓ, ﻏﯿﺮ, ﻣﻨﺘﻈﺮﻩ, ﺑﺎﻟﮑﻦ, ﺻﻨﺪﻟﯽ, چهارشنبه, مولانا, سخن, کوتاه, باید_, والسلام, درنیابد, پخته, خام, روزیست, روزش, آبش, سیر, آنک, پاک, باک, سوزها, بیگاه, مشتری, قصه, مجنون, حدیث, پرخون, دمساز, مشتاقی, زهری, تریاقی, هاایش, حریف, یاری, برید, جوشش, ندارد, نای, دستور, مستور, ناله, دورن, نجست, اسرار, یار, جفت, بدحالان, خوشحالان, جمعیتی, نالان, بازجوید, وصل, ماند, اصل, بگویم, شرح, اشتیاق, خواهم, فراق, نفیرم, نالیده, نیستان, مرا, ببریده, جدایی, شکایت, بشنو, حکایت, نامه, بیستم, السلام, علیک, اباعبدالله, کاشانی, آزرده, خنجر, حلقی, سوده, لعل, حیدر, دشمنان, نتوان, باغ, شمشاد, خسی, بار, درخت, شقاوتست, بنگر, قتل, دلشاد, کام, یزید, داده, کشتن, نمرود, شداد, زادهٔ, نکرده, امداد, طعنت, عترت, کین, درین, آباد, غافلی, آفریده, جفائی, سفله, خطائی, جبریل, پیمبر, ذکر, ماتمیان, ماهتاب, بسوز, مرتبه, جگرگون, نظم, خیز, مستمعان, ناب, شعر, سوزناک, بنیاد, صبر, طاقت, سنگ, رسالت, ابن, غلطان, معرکهٔ, پرورشش, جدا, مدام, سروران, تنهای, نگر, طغیان, فتنه, بلا, ورا, ابر, خروشان, واندر, مصیبت, ملا, خلد, کون, فشان, ورطهٔ, عقوبت, جفا, محشرند, غریب, آشنا, کای, مونس, وحش, بقیع, خطاب, ناشده, مدفون, قالب, طپان, مانده, خرگاه, زین, بیرون, سپاه, جیحون, خشک, فرات, محیط, شهادت, زخم, ستاره, تنش, افزون, رسانده, تشنگی, کشتهٔ, هامون, ایهاالرسول, گله, چنانکه, اختیار, نعرهٔ, هذا, شریف, امام, دختر, میان, زخمهای, کاری, شهدا, وحشتی, طایری, آشیان, آهوئی, کشید, ملایک, هفت, جهت, فکند, نشور, واهمه, حربگاه, کاروان, نوعی, عقل, قیام, کوفه, الم, شام, گشت, شرمسار, امت, گشتند, عماری, محمل, شتر, سوار, محملشان, سرنگون, خیمه, گیسوی, حورش, طناب, افتاد, آشکار, لرزه, درآمد, پیر, قرار, زلزله, ابری, بارش, بگریست, موجی, جنبش, برخاست, برهنه, برآمد, کوهسار, بزرگوار, شوید, گیسویش, سلسبیل, سری, ناکسان, صاحب, توقع, زنان, صفشان, عرصهٔ, قدم, جوانان, علی, علم, عتاب, آید, دارند, گنه, کزین, گناه, باره, جریدهٔ, رحمت, جزای, قاتل, رقم, دلست, دلی, گرچه, بری, ذات, ذوالجلال, دامن, جلال, آفرین, خیال, وهم, غلط, کان, حضرت, خروش, خبر, عیسی, نشین, یکباره, جامه, نیل, گرد, هفتمین, مزار, رساند, خسان, شکستها, نزدیک, ایمان, شود, جوش, بذروه, برین, تاریک, دیدن, نهاده, زانو, کبریا, دریده, گریبان, گشوده, خلف, مرتضی, کزان, جگر, نخلها, گلشن, عبا, تیشهٔ, ستیزه, کندند, سرادقی, محرمش, افروختند, حسن, مجتبی, آتشی, اخگر, الماس, ریزه, پهلوی, خیرالنسا, امین, خادمش, شیر, اولیا, طپید, اول, سلسلهٔ, برخوان, عالمیان, تظلم, معاملهٔ, انتقام, نفتادی, بروز, جهانیان, برون, درون, سیماب, گوی, سکون, خرمن, دون, سیه, قیرگون, درآمدی, خرگه, سرادق, نگون, خوف, افغان, غیرت, سپند, خیمهٔ, لشگر, اعدا, العطش, بیابان, تشنگان, هنوز, عیوق, رسد, خاتم, قحط, سلیمان, دیو, سیراب, مکید, خوش, داشتند, حرمت, مهمان, مضایقه, زآن, شکفته, بستان, نگرفت, گلابی, گذشت, ایوان, طپیده, میدان, خوردهٔ, پروردهٔ, مشرقین, عزای, اشرف, آدمیان, قدسیان, زانوی, بارگاه, قدس, جای, عام, نامش, خوانمش, دنیا, بعید, کاشوب, تمامی, ذرات, طلوع, مغرب, صبح, تیره, دمید, کزو, نفخ, صور, خاسته, اعظم, عظیم, عزا, ماتم, شورش, دهم, دوستانم, دنیای, هرکجا, صدای, نشنیده, باشیم, صحبت, عنوانِ, دلتنگش, نگرانش, میگذارد, برایم, میگذارم, آشفتگی, هایش, مینویسد, خصوصیاتش, نمیتواند, مخفی, آنسو, نشسته, سمش, میگذاریم, شنبه, ششم, جبران, نگفتن, ناراحتي, هايي, کافيست, روبان, پاپيون, چشماني, شادي, سرور, اگر, نتونستين, هاي, زندگيتون, تقديم, کنيد, حالا, وقتشه, بودن, ماست, بيان, مفهوم, بايد, استفاده, عزيزانمون, منتقل, کنيم, وجودمون, بهشون, بگيم, مهم, هستي, بابت, زحماتتون, فرزندمان, ارزشمندي, ميشه, مهربانمان, ايجاد, زيرا, سرچشمه, الهيست, نظر, چنين, گياهي, تزريق, نبوده, عين, نمي, دونم, تاثير, فکر, کردين, حاضريم, اين, عزيزامون, کاري, انجام, دهيم, راضي, باشند, دوستمون, بدارند, مثل, فرزند, خواهر, برادر, آدما, توي, شخصيمون, افرادي, هستند, برامون, عزيزند, پاپیون, نمیداشت, هستیم, بدانند,
Text of the page (random words):
تنها تر از خدا تنها تر از خدا بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم گل با پاپیون قرمز ما آدما توي زندگي شخصيمون افرادي هستند که برامون خيلي خيلي عزيزند مثل پدر و مادر همسر فرزند خواهر و برادر يا يک دوست حاضريم براي اين عزيزامون همه کاري انجام دهيم تا از ما راضي باشند و دوستمون بدارند نمي دونم تا به حال به تاثير يک شاخه گل فکر کردين يا نه اما يه شاخه گل در عين سادگي خيلي خيلي ايجاد محبت مي کند زيرا خود گل سرچشمه اش از محبت الهيست و به نظر من خلق چنين گياهي جز تزريق محبت نبوده با يه شاخه گل ميشه به همسر مهربانمان بگوييم دوستت دارم به فرزندمان بگوييم برايم ارزشمندي به پدر و مادر بگوييم بابت تمام زحماتتون تشکر به يک دوست بگوييم برايم مهم هستي با يک شاخه گل به عزيزانمون عشق را منتقل کنيم و با تمام وجودمون بهشون بگيم دوستت دارم زندگي به سادگي بودن ماست پس براي بيان ساده ترين مفهوم زندگي بايد از ساده ترين راه ها استفاده کرد اگر تا به امروز نتونستين به بهترين هاي زندگيتون بهترين جمله را تقديم کنيد حالا وقتشه يه شاخه گل با يه روبان پاپيون شده قرمز با چشماني پر از برق شادي و سرور براي جبران تمام نگفتن ها و ناراحتي هايي که بوده کافيست نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16 35 توسط تنهاترین دوست مجازی ا سمش را میگذاریم دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذارد برایم وقت میگذارم برایش نگرانش میشوم دلتنگش میشوم وقتی در صحبت هایم به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست هرچند کنار هم نباشیم هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد همه شما دوستانم در دنیای مجازی رو دوست دارم نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17 44 توسط تنهاترین یا حسین شهید ع باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است خورشید آسمان و زمین نور مشرقین پروردهٔ کنار رسول خدا حسین کشتی شکست خوردهٔ طوفان کربلا در خاک و خون طپیده میدان کربلا گر چشم روزگار بر او زار می گریست خون می گذشت از سر ایوان کربلا نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم کردند رو به خیمهٔ سلطان کربلا آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند ستون بی ستون شدی کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یک شعلهٔ برق خرمن گردون دون شدی کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان همه از تن برون شدی کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالم تمام غرقه دریای خون شدی گر انتقام آن نفتادی بروز حشر با این عمل معاملهٔ دهر چون شدی آل نبی چو دست تظلم برآورند ارکان عرش را به تلاطم درآورند برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسلهٔ انبیا زدند نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند آن در که جبرئیل امین بود خادمش اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند پس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها افروختند و در حسن مجتبی زدند وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود کندند از مدینه و در کربلا زدند وز تیشهٔ ستیزه در آن دشت کوفیان بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید بر حلق تشنهٔ خلف مرتضی زدند اهل حرم دریده گریبان گشوده مو فریاد بر در حرم کبریا زدند روح الامین نهاده به زانو سر حجاب تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب چون خون ز حلق تشنهٔ او بر زمین رسید جوش از زمین بذروه عرش برین رسید نزدیک شد که خانهٔ ایمان شود خراب از بس شکستها که به ارکان دین رسید نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید باد آن غبار چون به مزار نبی رساند گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید یکباره جامه در خم گردون به نیل زد چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش از انبیا به حضرت روح الامین رسید کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار تا دامن جلال جهان آفرین رسید هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند یک باره بر جریدهٔ رحمت قلم زنند ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر دارند شرم کز گنه خلق دم زنند دست عتاب حق به در آید ز آستین چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک آل علی چو شعلهٔ آتش علم زنند فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت گلگون کفن به عرصهٔ محشر قدم زنند جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند از صاحب حرم چه توقع کنند باز آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه ابری به بارش آمد و بگریست زار زار گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن گفتی فتاد از حرکت چرخ بی قرار عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر افتاد در گمان که قیامت شد آشکار آن خیمه ای که گیسوی حورش طناب بود شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل گشتند بی عماری و محمل شتر سوار با آن که سر زد آن عمل از امت نبی روح الامین ز روح نبی گشت شرمسار وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد شور و نشور و واهمه را در گمان فتاد هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید هرجا که بود طایری از آشیان فتاد شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد بی اختیار نعرهٔ هذا حسین او سر زد چنانکه آتش از او در جهان فتاد پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست این غرقه محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست این قالب طپان که چنین مانده بر زمین شاه شهید ناشده مدفون حسین توست چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد کای مونس شکسته دلان حال ما ببین ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین اولاد خویش را که شفیعان محشرند در ورطهٔ عقوبت اهل جفا ببین در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین نی نی ورا چو ابر خروشان به کربلا طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکهٔ کربلا ببین یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد خاموش محتشم که دل سنگ آب شد بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد خاموش محتشم که از این حرف سوزناک مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد خاموش محتشم که از این شعر خونچکان در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد خاموش محتشم که از این نظم گریه خیز روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای وز کین چها درین ستم آباد کرده ای بر طعنت این بس است که با عترت رسول بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای ای زادهٔ زیاد نکرده ست هیچ گه نمرود این عمل که تو شداد کرده ای کام یزید داده ای از کشتن حسین بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای بهر خسی که بار درخت شقاوتست در باغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای ترسم تو را دمی که به محشر برآورند از آتش تو دود به محشر درآورند محتشم کاشانی السلام علیک یا اباعبدالله نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23 12 توسط تنهاترین نی نامه بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کند کز نیستان تا مرا ببریده اند در نفیرم مرد و زن نالیده اند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق هر کسی کو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوشحالان شدم هر کسی از ظن خود شد یار من از دورن من نجست اسرار من سر من از ناله ی من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست تن ز جان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیست آتش است این بانگ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد آتش عشق است کاندر نی فتاد جوشش عشق است کاندر می فتاد نی حریف هر که از یاری برید پرده هاایش پرده های ما درید همچو نی زهری و تریاقی که دید همچو نی دمساز و مشتاقی که دید نی حدیث راه پرخون می کند قصه های عشق مجنون می کند محرم این هوش جز بی هوش نیست مر زبان را مشتری جز گوش نیست در غم ما روزها بیگاه شد روزها با سوزها همراه شد روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد هرکه بی روزیست روزش دیر شد درنیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید_ والسلام مولانا نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17 2 توسط تنهاترین بهترین روز زندگی ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﯾﮏ ﺑﺎﻟﮑﻦ ﺩﻭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺯﻧﮓ ﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮﻩ ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺠﯿﺐ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻏﺮﯾﺐ ﯾﻌﻨﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺭوﻥ ﺑﺒﺎﺭﻩ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩ ﺑﺎﺷﻪ ﺩﻟﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﮕﯿﺮﻩ ﺗﻨﮓ ﻧﺸﻪ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﺸﻪ ﯾ ﻌﻨﯽ ﻋﮑﺴﻬﺎﯼ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺁﺭﺯﻭ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﺪﻓﻬﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺗﻮ سلام دوستای گلم امروز تولدمه و من خیلی خوشحالم امروز را با شما جشن میگیرم و بهترین ها را برای شما توی این روز آرزو دارم خیلی دوستون دارم دوستدار همیشگی شما تنهاترین نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13 51 توسط تنهاترین فقط یک قلم لطفا خدايا این روزها حرفهايم بوي ناشکري مي دهند اما تو به حساب تنهايي و درد دل بگذار بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته مردهای چشم چران زن های خائن دختران پول پرست و پسران شهوتی پس چه شد چیدن یک سیب و این همه تقاص بیچاره آدم بیچاره آدمیت درد دارد آسمان که اینگونه بی وقفه می بارد آی آدمها چترهایتان را ببندید آسمان تنهاست مدت هاست مجازی می خندیم مجازی شادیم مجازی عاشق میشیم مجازی همدیگه رو دلداری میدیم اما واقعی تنهاییم واقعی درد می كشیم واقعی از عشق های مجازی لطمه می بینیم این روزها عجیب دلم بچگی میخواهد خسته ام فقط یک قلم لطفا میخواهم خودم را خط خطی کنم نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11 42 توسط تنهاترین در سوگ پدر بزرگ سلام به همه ی دوستان عزیز ببخشید که چند روزی بهتون سر نزدم روز سوم شهریور ماه پدربزرگم را خیلی ناگهانی و جلوی چشمام از دست دادم صحنه ی مرگش جلوی چشمامه به خاطر همین چند وقتی نبودم ولی از امروز بازم دیر یا زود بهتون سر میزنم و در آخر تشکر میکنم از همه ی عزیزانی که توی این چند روزی هم که نبودم به کلبه ی تنهایی من سر زدن شادی روح همه ی اسیران خاک صلوات نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16 3 توسط تنهاترین جشن یک سالگی سلام به همه ی دوستان عزیزی که توی این یکسال همراه تک تک لحظه های عاشقانه دلتنگی غمگین عارفانه و وبلاگ تنها تر از خدا بودند باید بگم که توی این ماه شهریور وبلاگم یکساله شد یک سالی که با هزار فراز و ن شی ب برای من همراه بود ولی خب به لطف خداوند باعث وقفه توی کارم نشد از دوستان عزیزی که همیشه حضورشون باعث دلگرمی من بوده کمال تشکر را دارم امیدوارم از این به بعد هم با نظرات ارزندشون منو همراهی کنند بات شکر مدیر وبلاگ تنهاترین نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 19 35 توسط تنهاترین تو فقط مرد من بمان دوسـت دارم بارها مـزه ی لـبانت را بچـشم طـعم تلخی دارد اما هـمین که با شـیرینی لبانم حـل میشود دلنشین است چ ـشمانت را دوست دارم چـشمانی که به رنـگ عـمق شـب است و این شـب چـقدر مـرا آرام میکند صـدای مـردانه ات دلم را میلرزاند گوش هایم همیشه به انتظار شنیدن حرف هایت می نشیند دسـتان بزرگ و قوی ات مـرا یاد یک واژه می اندازد و آن هم امـنیت است آغـوشت همچون دریـایی پـر تلاطم است و مـن چـقدر غـرق شدن در این دریـا را دوست دارم تو فـقط مـرد من بـمان و مـن هـم قـول میدهم تا ابـد بـانوی تـمام لحظاتت باشم نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 11 توسط تنهاترین ای رفته ز دل ا ای رفته ز دل رفته ز بر رفته ز خاطر بر من منگر تاب نگاه تو ندارم بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم ای رفته ز دل راست بگو بهر چه امشب با خاطره ها آمدهای باز به سویم گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه من او نیم او مرده و من سایه ی اویم من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است او در دل سودازده از عشق شرر داشت او در همه جا با همه کس در همه احوال سودای تو را ای بت بی مهر به سر داشت من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است در دیده ی او آن همه گفتار نهان بود وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ مرموزتر از تیرگی ی شامگهان بود من او نیم آری لب من این لب بی رنگ دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت بر من منگر تاب نگاه تو ندارم آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد او در تن من بود و ندانم که به ناگاه چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد من گور ویم گور ویم بر تن گرمش افسردگی و سردی ی کافور نهادم او مرده و در سینه ی من این دل بی مهر سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 45 توسط تنهاترین مطالب قدیمی تر دمش گرم باران را میگویم به شانه ام زد و گفت خسته شدی امروز را تو استراحت كن من به جایت می بارم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ پیوندها آرامش دل بارانی من آهنگ زندگی لحظه های آرامش سلطان سرزمین عشق طعم خیس اشک ــبـارانــمــ ـ ـ ـــــ bivafa سلامتی تموم مادرا صلوات נل غـــمـــزנه دلتنگی سرگشته قلبی خسته از تپیدن کاش غیر از خدا هیچکس نبود عشقولانه رویای بارانی دلان شکسته مــــاه افــــرید رهگـذرِ کـوچـﮧ ےِتنهــایے سیاهی محض ســکانـــسی از زنــدگی ღ ღ تـــنـهـــــا تــر از خـــــدا ღ ღ حرف های دلم تـــ ــک ستـــــــاره غزل عاشقی ღ قلبم عاشق شدهღ دستان یخ زده ღ ღ غوغای دلمღ ღ blogfa com
|