Meta tags:
Description= شهید همت: با این امکانات نمیشود در مقابل این دشمن ایستاد . باید خون داد.
و چرا ما خون هایمان را در شیشه های از جنس خوف در تاخچه عمر نهادیم و از جنگ حرفی نزدیم.. محفل گرم عاشقان جنگ و شهادت;
Keywords= محفل گرم عاشقان جنگ و شهادت;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
این (22), خود (11), ناله (10), فکه (9), شهر (9), بانه (9), آنقدر (8), صدای (8), های (8), همه (8), هنوز (8), عاشق (7), مرا (7), شده (7), ساعت (6), داشت (6), بود (6), ضدانقلاب (6), نیروهاى (6), عصر (5), نظر (5), نظرات (5), دیگران (5), جنگ (5), شهدا (5), کنم (5), خدا (5), کند (5), گوش (5), کرده (5), هاى (5), کرد (5), شهید (5), خدایا (5), کربلا (4), شاید (4), خون (4), حاج (4), نمى (4), طرف (4), گردنه (4), وبلاگ (4), شنبه (3), عشق (3), چرا (3), بسیجی (3), غرق (3), حسین (3), دنیا (3), دیگر (3), رسد (3), داشته (3), عباس (3), راه (3), شهادت (3), گناه (3), گوید (3), گفت (3), پیچک (3), ولى (3), گیر (3), غلام (3), على (3), درگیرى (3), پادگان (3), محاصره (3), ندارم (3), آنچه (3), دوستان (3), بازدید (3), زمانه (2), نمیشود (2), یاد (2), خاکی (2), دیده (2), اشک (2), ایمان (2), ترین (2), جای (2), عالم (2), دریای (2), برای (2), شود (2), وجودم (2), چاک (2), قرار (2), خمینی (2), شما (2), کسی (2), لبیک (2), بیشتر (2), اند (2), دشمن (2), کناره (2), آری (2), احمد (2), متوسلیان (2), علی (2), اخلاص (2), برادران (2), باشید (2), فریاد (2), وصل (2), وارد (2), هستی (2), همت (2), برگ (2), طول (2), انقلاب (2), رشادت (2), زیادى (2), داد (2), یکى (2), اصلى (2), همرزمان (2), تواضع (2), کسى (2), باور (2), ذره (2), شجاعت (2), باشد (2), العاده (2), دید (2), آمد (2), نبرد (2), نفرى (2), تعداد (2), هیچ (2), حاضر (2), حالى (2), ببریم (2), گلوله (2), بچه (2), خورد (2), بهدارى (2), جندالله (2), جوجه (2), ابلیس (2), داده (2), باید (2), مقاومت (2), قدرت (2), شدند (2), جهنم (2), وجود (2), چیزی (2), نمی (2), بازدیدهای (2), لوگوی (2), محفل (2), گرم (2), عاشقان (2), رفتن, خواهد, حرف, آخر, غبطه, میخورم, سالهای, نبودم, خوشحالم, هستم, زنده, خاک, بازی, روز, بشوم, میان, آوینی, بشنود, ببرد, رملهای, التماس, دریا, همچون, شوم, فرو, میبرم, همتی, اعطا, سلسله, موی, چنگ, زنم, آسمانی, یعنی, بروم, قدر, شنا, تنم, مورد, آمورزش, خویش, دهند, پنج, بلبلهای, کنید, گفتن, آماده, نیست, جواب, حاجی, حالش, چشمانت, کور, آدمک, قبله, نیز, برادر, شبانه, میدان, صبحگاه, میرسد, قلب, دردوکوهه, نهاد, رفت, سید, گردان, نجف, اشرف, عزیز, کجایی, بابایی, مکه, مدینه, پرواز, کوهه, همسرش, چشم, زمینیان, نگاهی, فرات, آشنا, هست, کریمی, میزند, سفا, نداره, بیا, نقطه, طلاییه, عرش, مهدی, باکری, بلند, اهل, گروه, سوم, شوید, مجنون, چینین, سکوت, برهم, زند, دوست, اینجا, قدمگاه, مادر, زهراست, نکنید, گذشته, خرازی, خاکریزه, شلمچه, خطاب, کجا, هستن, یاران, منم, علمدارش, بشنو, بلبلی, گلی, منقار, وندر, نواخوش, زار, گفتمش, عین, چیست, معشوق, کار, چهارشنبه, منبع, کتاب, مرد, تمامى, نبردهاى, مظلومانه, فرزندان, نشان, ارکان, کردستان, حدى, هنگام, بروز, شجاعتش, صبر, فوق, هنگامى, معصیت, ظالمین, آنچنان, خروش, برمى, خاست, متعجب, شدیم, بار, کیلومترى, افتادیم, شرایط, مبارزه, موضع, گرفتیم, ارتباط, نداشتیم, شروع, جنگیدن, کردیم, خنده, عصبانى, گفتم, چطور, موقعیت, توانى, بخندى, توکل, توانند, جلوى, عرض, اندام, کنند, درایتِ, خارق, توانستیم, مهلکه, جان, سالم, بدر, خورده, دائماً, دوید, هدایت, رسیدن, نیروى, کمکى, حدود, هفت, هشت, بعد, اینکه, برگشتیم, نشد, حالم, خوبست, سایر, برسید, اما, همین, حال, شدت, ضعف, بیهوش, پیکر, مدهوش, رساندیم, سربازان, نبردى, دشوار, نفس, سنندج, عازم, گماردن, عناصرى, کیفى, منتهى, گلوگاه, مواصلاتى, مانع, نفوذ, مسؤولیت, گروهى, رزمى, سپاه, عهده, حرکت, بعدى, آزاد, کردن, بگویم, آنجا, توان, برابر, مخصوصاً, درگیریهاى, خان, اگر, سمت, سقز, بروید, اواسط, خواهید, موقعیتى, بسیار, سوق, الجیشى, دارد, خیلى, قیمتى, ستون, زمین, تمام, آنها, عقب, زدند, مانور, سریع, جریان, تصرف, بین, قواى, سنگین, درون, شهرى, بوجود, نتیجه, تعدادى, دادیم, عناصر, کثیرى, کشته, نهایت, توانستند, برسانند, بدین, ترتیب, چند, ماه, خارج, وسربازان, یکشنبه, فاطمه, سوزان, نجات, دلت, میاید, مقیر, باشیم, درگاه, خریدار, شوند, جهنمی, منه, آلوده, قدسیان, رحمی, نمیایند, آبرویمه, طمع, بهشت, آمده, ترس, چیز, گذشتم, آمدم, برسم, انسان, سازی, گذاشته, خودت, گواهی, روزی, جبهه, دانشگاه, پناهی, امید, ندارد, ضلالت, گمراهی, دنبال, دور, سرانجام, شدن, سرشار, است, گناهی, محمد, پیروز, بخت, نکرده, پاداشی, بخواهم, ارائه, دهم, کاری, زاده, اراده, توست, نموده, استعدادهای, فداکاری, فخر, فروشم, اجر, خواهم, خاطر, دکتر, چمران, مناجات, العارفین, یاعلی, موفق, تشریف, بیارید, خوشحال, میشم, www, mojiyeeshgh, parsiblog, com, تغییر, لطفا, بنده, بیاید, جدید, امروز, دیروز, مجموع, بازدیدها, اشتراک, خبرنامه, خدایی, نزدیکیست, بارون, لینک, امکانات, مقابل, ایستاد, هایمان, شیشه, جنس, خوف, تاخچه, عمر, نهادیم, حرفی, نزدیم, درباره, پارسی, بلاگ, پست, الکترونیک, وضعیت, یاهو, صفحه, اصلی, 59937, اوقات, شرعی,
Text of the page (random words):
محفل گرم عاشقان جنگ و شهادت محفل گرم عاشقان جنگ و شهادت اوقات شرعی بازدیدهای امروز 0 بازدید بازدیدهای دیروز 2 بازدید مجموع بازدیدها 59937 بازدید صفحه اصلی وضعیت من در یاهو پست الکترونیک پارسی بلاگ درباره من عاشق فکه شهید همت با این امکانات نمیشود در مقابل این دشمن ایستاد باید خون داد و چرا ما خون هایمان را در شیشه های از جنس خوف در تاخچه عمر نهادیم و از جنگ حرفی نزدیم لوگوی وبلاگ لینک دوستان من خط بارون و خدایی که در این نزدیکیست لوگوی دوستان من یاد فکه اشتراک در خبرنامه وبلاگ جدید وبلاگ تغییر کرده لطفا به این وبلاگ بنده بیاید www mojiyeeshgh parsiblog com دوستان تشریف بیارید خوشحال میشم موفق باشید یاعلی عاشق فکه شنبه 87 1 17 ساعت 12 15 عصر نظرات دیگران نظر مناجات العارفین شهید دکتر چمران خدایا از آنچه که کرده ام اجر نمی خواهم و به خاطر فداکاری های خود بر تو فخر نمی فروشم آنچه داشته ام تو داده ای و آنچه کرده ام تو م یس ر نموده ای همه استعدادهای من همه قدرت های من و همه وجود من زاده اراده توست من از خود چیزی ندارم که ارائه دهم من از خود کاری نکرده ام که پاداشی بخواهم شهید محمد پیروز بخت خدایا وجودم سرشار از گناه است گناهی که مرا از تو دور می کند و سرانجام جز غرق شدن در دریای ضلالت و گمراهی چیزی به دنبال ندارد خدایا با وجود این همه گناه جز تو پناهی ندارم جز تو به کسی امید ندارم خدایا از روزی که پا به جبهه این دانشگاه انسان سازی گذاشته ام خودت گواهی که از همه چیز گذشتم آمدم تا به تو برسم خدایا نه به طمع بهشت آمده ام و نه ترس از جهنم ای شهید تو جهنمی هستی یا منه آلوده خدا کند که قدسیان بر من خاکی رحمی نمیایند و آبرویمه مرا در درگاه حسین خریدار شوند علی تو به حق فاطمه ات مرا از جهنم سوزان نجات ده دلت میاید من و مقیر یک جا باشیم آری عاشق فکه یکشنبه 86 7 8 ساعت 8 1 عصر نظرات دیگران نظر جوجه ابلیس ها وسربازان جندالله غلام على پس از نبردى دشوار و نفس گیر در سنندج عازم شهر محاصره شده بانه شد این شهر را ضدانقلاب از همه طرف در محاصره خود قرار داده بود و با گماردن عناصرى از نیروهاى کیفى خود در گردنه هاى منتهى به شهر و گلوگاه هاى مواصلاتى اصلى مانع نفوذ نیروهاى انقلاب به شهر بانه مى شد احمد متوسلیان از همرزمان پیچک که خود مسؤولیت گروهى از نیروهاى رزمى سپاه در نبرد بانه را به عهده داشت مى گوید حرکت بعدى ما آزاد کردن شهر بانه بود باید بگویم که در بانه ضدانقلاب تا آنجا که در توان داشت در برابر ما مقاومت کرد مخصوصاً در درگیریهاى گردنه خان اگر شما از سمت سقز به طرف بانه بروید اواسط راه این گردنه را خواهید دید که موقعیتى بسیار سوق الجیشى دارد ضدانقلاب در این گردنه خیلى مقاومت کرده بود تا به هر قیمتى که شده نیروهاى ستون ما را زمین گیر کند ولى با این همه نیروهاى ما با تمام قدرت آنها را عقب زدند و طى یک مانور سریع وارد شهر شدند در جریان تصرف شهر بین برادران ما و قواى ضدانقلاب زد و خورد سنگین درون شهرى بوجود آمد که در نتیجه آن ما تعدادى شهید دادیم و از عناصر ضدانقلاب هم تعداد کثیرى کشته شدند نهایت این که نیروهاى ما توانستند خود را به پادگان بانه برسانند و بدین ترتیب این پادگان هم پس از چند ماه از محاصره خارج شد پیچک در طول تمامى نبردهاى مظلومانه فرزندان انقلاب رشادت هاى زیادى از خود نشان داد و یکى از ارکان اصلى جنگ هاى تن به تن کردستان بود یکى از همرزمان او مى گوید تواضع او به حدى بود که کسى باور نمى کرد ذره اى در او شجاعت باشد و در هنگام بروز شجاعتش کسى باور نمى کرد که ذره اى تواضع داشته باشد ولى او با این که صبر فوق العاده اى داشت هنگامى که معصیت ظالمین را مى دید آنچنان به خروش مى آمد و به نبرد برمى خاست که متعجب مى شدیم یک بار در ده کیلومترى بانه دو نفرى گیر تعداد زیادى ضدانقلاب افتادیم هیچ کس در آن شرایط حاضر به مبارزه نمى شود ولى ما با رشادت غلام على موضع گرفتیم و دو نفرى در حالى که با هیچ جا ارتباط نداشتیم شروع به جنگیدن کردیم در طول درگیرى خنده هاى غلام على مرا عصبانى مى کرد و من به او مى گفتم چطور در این موقعیت مى توانى بخندى و او مى گفت توکل بر خدا کن این جوجه ابلیس ها نمى توانند جلوى سربازان جندالله عرض اندام کنند ما با شجاعت و درایتِ خارق العاده پیچک توانستیم از آن مهلکه جان سالم بدر ببریم در یک درگیرى دیگر در حالى که سه گلوله خورده بود دائماً این طرف و آن طرف مى دوید و بچه ها را هدایت مى کرد و تا رسیدن نیروى کمکى طى حدود هفت هشت ساعت درگیرى دو گلوله دیگر هم خورد بعد از اینکه به بانه برگشتیم حاضر نشد او را به بهدارى پادگان ببریم و مى گفت من حالم خوبست به سایر بچه ها برسید اما در همین حال از شدت ضعف بیهوش شد و با پیکر غرق به خون و مدهوش او را به بهدارى رساندیم منبع کتاب آن سه مرد عاشق فکه چهارشنبه 86 6 21 ساعت 9 43 عصر نظرات دیگران نظر ناله شهدا بلبلی برگ گلی در منقار داشت وندر آن برگ و نواخوش ناله های زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست 1 گفت ما را معشوق در این کار داشت بشنو ناله شهدا را و لبیک گو صدای ناله شهدا هنوز هم به گوش می رسد و شاید بیشتر از گذشته هنوز صدای حاج حسین خرازی از خاکریزه های شلمچه خطاب به شهر ما می گوید کجا هستن یاران خمینی منم علمدارش هنوز از مجنون ترین جای عالم هستی صدای حاج همت چینین سکوت شهر ما را برهم می زند که ای دوست اینجا قدمگاه مادر زهراست گناه نکنید هنوز هم صدای از سه راه شهادت از نقطه وصل طلاییه به عرش ناله مهدی باکری بلند شده ای اهل دنیا وارد گروه سوم شوید هنوز از کناره های فرات صدای به گوش می رسد این ناله آشنا هست این عباس کریمی فریاد میزند ای بسیجی کربلا بی تو سفا نداره بیا جواب ما حاجی دنیا حالش بیشتر هنوز حاج عباس بابایی در مکه و مدینه پرواز عشق می کند در دو کوهه در فکه و همسرش چشم به راه که ای عباس به زمینیان هم نگاهی کن هنوز هم صدای سید علی در گردان نجف اشرف به گوش می رسد ایمان و اخلاص برادران عزیز داشته باشید اخلاص کجایی هنوز هم صدای ناله های شبانه از کناره میدان صبحگاه به گوش میرسد آری حاج احمد متوسلیان قلب خود را دردوکوهه نهاد و رفت بسیجی گوش تو چرا کر شده چشمانت کور شده دنیا با تو چه کرده آدمک های تو از قبله ی دیگر شده اند همه با دشمن خود نیز برادر شده اند بلبلهای خمینی شما چه ناله می کنید کسی برای لبیک گفتن آماده نیست عاشق فکه پنج شنبه 86 6 15 ساعت 10 16 عصر نظرات دیگران نظر آنقدر آن قدر در دریای خون برای خدا شنا می کنم تا تنم شر شر شود و وجودم چاک چاک تا شاید خدا مرا مورد آمورزش خویش قرار دهند آنقدر در سلسله موی عشق چنگ می زنم تا به آسمانی ترین جای عالم یعنی کربلا بروم آنقدر دیده ام را فرو میبرم تا آن ایمان همتی خدا به من اعطا کند آنقدر از دیده ام التماس اشک می کنم تا در دریا اشک خود همچون شهدا غرق حسین شوم آنقدر در میان رملهای فکه ناله می کنم تا شاید صدای مرا آوینی بشنود و مرا کربلا ببرد آنقدر خاک بازی می کنم تا شاید یک روز یک بسیجی خاکی بشوم آنقدر غبطه میخورم که چرا در سالهای جنگ نبودم و آنقدر خوشحالم که در این زمانه هستم تا یاد شهدا را زنده کنم حرف آخر کربلا رفتن عشق می خواهد هر کس در این زمانه عاشق نمیشود عاشق فکه سه شنبه 86 6 13 ساعت 8 16 عصر نظرات دیگران نظر
|