Meta tags:
description= سایه گاه خنک تنهایی - ;
keywords= سایه گاه خنک تنهایی,rangys, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Description= زندگی من بنظرم همانقدر غیرطبیعی ، نامعلوم و باورنکردنی میاید که نقش روی دکمه های کیبوردی که با آن مشغول تایپ کردن هستم سایه گاه خنک تنهایی;
Keywords= سایه گاه خنک تنهایی;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
دام (20), کرد (16), بود (13), های (12), این (11), داد (10), بلند (9), کفش (8), ولی (8), دیدام (8), پشت (7), روی (6), فقط (6), گیتار (5), قهوه (5), بار (5), تمام (5), کمی (5), حرف (4), دنیا (4), پنجره (4), بودند (4), نگاه (4), کردند (4), هایش (4), بخواند (4), خودش (4), هایی (4), سفارش (4), صندلی (4), سایه (3), نظر (3), بعد (3), لااقل (3), حوصله (3), سیم (3), بالا (3), خواست (3), چشم (3), صدایش (3), جور (3), دوباره (3), زمین (3), همان (3), چند (3), کشید (3), خنک (3), صدای (3), موقموزل (3), شروع (3), آرام (2), روشن (2), روز (2), امروز (2), فاصله (2), رهگذر (2), بازی (2), زندگی (2), links (2), آبان (2), شهریور (2), تیر (2), رضا (2), کردن (2), یاسمن (2), گیره (2), بیشتر (2), خیال (2), خواند (2), لیوان (2), انگار (2), جایی (2), شان (2), جفت (2), بگوید (2), میدونی (2), اشک (2), انگشت (2), بیاورد (2), نبود (2), آید (2), حالتی (2), مخصوص (2), خندید (2), خیره (2), شود (2), دفعه (2), دور (2), مزخرفی (2), دوست (2), بگو (2), خوب (2), حرکت (2), کنار (2), تخت (2), خزه (2), داشت (2), قبل (2), شوند (2), مثل (2), برگ (2), کار (2), دروغ (2), دیگری (2), تکان (2), جذاب (2), کند (2), همیشگی (2), دود (2), بدهد (2), ترک (2), آهنگ (2), نمی (2), اول (2), حتی (2), گاه (2), تنهایی (2), m0zhgan, igner, نگار, رویای, بیخواب, خطیام, روزی, روزگاری, بادبادک, شکسته, سوته, دلان, خانه, دایی, یادگار, باشگاه, کتاب, پرتاقال, musical, life, عادله, دنیای, هستی, صورتی, ضحی, اینبروفسکی, شمیم, سبز, سارا, بانو, بچه, بودم, آذز, مرداد, خرداد, اردیبهشت, فروردین, اسفند, بهمن, آذر, مهر89, archive, titles, یغما, گلرویی, فریدون, مشیری, امیرخانی, حسین, پناهی, گروس, عبدالملکیان, نیما, یوشیج, یزدانی, daily, posts, blogarchive, email, profile, home, بنظرم, همانقدر, غیرطبیعی, نامعلوم, باورنکردنی, میاید, نقش, دکمه, کیبوردی, مشغول, تایپ, هستم, تاریخ, دوشنبه, 26ساعت, عصر, نویسنده, پنننن, جره, هااااا, خیلیییی, یکیو, همه, چیزایی, عمرم, نوشتم, دوس, دارم, نوشت, پرده, کنا, بهتر, ببیند, مادمازل, شعر, سفارشی, شیشه, چسبیده, بین, برگشته, خداحافظ, غصه, دلو, وقتی, بخت, خودم, میزنم, چشام, بارون, میشه, جدی, پایین, جوری, گند, بخورد, وجود, بست, دیگر, برایش, مهم, نفسی, تازه, نیمکت, هفتم, بزند, جداره, گلو, سمت, سینه, زخم, کرده, ساعت, نشسته, دقیقه, نوبت, ششم, ماند, گوش, مدت, ادای, فردی, درآورد, شجاعانه, جلوی, ریزش, گیرد, شدند, لعنتی, سرت, نیگا, لحن, داری, بودی, خوش, گذشت, اقل, برگرد, خدافظ, ترس, مانده, کیفش, محکم, بغل, خیالِ, برگه, دستش, ریخته, فرار, بطری, معدنی, برداشت, قرنی, افتاده, بستن, ثانیه, هنوز, طور, رسید, سطح, ظاهر, تمامش, گرفته, پاییزی, خوششان, عادت, دارند, نکنند, بزنم, باز, مادمازلش, مزخرف, ترین, لهجه, ممکن, بیان, ذهنش, زود, پشیمان, موقموزلش, قشنگ, آمده, سوالش, سوالی, بشود, دوشیزه, دلربا, پرسید, جمع, ترجیح, مخصوصی, شعری, ربط, نخواهد, خود, مزاحم, استراحت, گیتارش, روبرو, پایش, مودبانه, جایش, کلاهش, سبک, جنتلمن, قرن, نوزده, حرکتی, خداحافظی, بعدی, مسئول, کمک, عقربه, ساعتِ, کافه, خوری, عزیزم, زیر, چشمی, نگاهی, شیطنت, لبخندی, معنی, سیگاری, هوا, همیشه, کسی, چقدر, سیگار, هایت, رسد, زیبا, مثلا, دلرباتر, حالی, جمله, گوید, گفته, بخندد, تلخ, کلیشه, اولِ, توانست, ادامه, خسته, زور, خودشان, دادند, رفته, سرصدا, حواسش, پرت, شاید, صاف, سعی, آمد, دلیل, وصله, ناجور, شده, آخر, نشست, قدر, خواندن, لای, موهایش, تار, عنکبوت, ببندد, موریانه, بخورند, باید, صبا, ویژن, تبلیغ,
Text of the page (random words):
سایه گاه خنک تنهایی سفارش تبلیغ صبا ویژن سایه گاه خنک تنهایی پشت این پنجره ها دیدام دیدام دام دام دام دام دام دام دام دام دام اولِ آهنگ را می زد ولی نمی توانست ادامه بدهد انگشت هایش خسته بودند و به زور خودشان را تکان می دادند سیم های گیتار حوصله شان سر رفته بود با هم سرصدا می کردند و حواسش را پرت می کردند صد بار یا شاید کمی بیشتر صدایش را صاف کرد و سعی کرد با آهنگ بخواند ولی جور در نمی آمد یا بد شروع می کرد یا صدایش بی دلیل همان اول کار وصله ای ناجور می شد بر کل دیدام دیدام ها ولی می خواست بخواند حتی شده تا آخر دنیا همان جا می نشست و این قدر از اول شروع می کرد به خواندن که لای موهایش تار عنکبوت ببندد یا حتی موریانه تمام گیتار را بخورند ولی باید می خواند صندلی اش را کمی جا به جا کرد زیر چشمی نگاهی به صندلی رو به رو کرد و با شیطنت همیشگی اش لبخندی بی معنی زد سیگاری روشن کرد و شروع کرد بی هوا دود کردن همیشه دوست داشت جایی به کسی بگوید چقدر از پشت دود سیگار چشم هایت جذاب تر به نظر می رسد یا زیبا تر یا مثلا دلرباتر و در حالی که این جمله را می گوید با حالتی که فقط مخصوص خودش بود لم بدهد روی صندلی و از دروغ مزخرفی که گفته بلند بلند بخندد دو قهوه ترک همیشگی سفارش داد تلخ و کلیشه ای مثل تمام قهوه های ترک دنیا امروز چی بزنم موقموزل باز هم مادمازلش را با مزخرف ترین لهجه ممکن بیان کرد و دوباره بلند بلند در ذهنش خندید ولی زود از کار خودش پشیمان شد موقموزلش را قشنگ آمده بود ولی سوالش سوالی نبود که بشود از هر موقموزل یا دوشیزه یا دلربا یا هر دروغ دیگری پرسید خودش را کمی جمع و جور کرد لیوان قهوه را تا ته سر کشید و ترجیح داد قبل از هر سفارش مخصوصی شعری بی ربط بخواند تا نخواهد بی خود مزاحم استراحت سیم های گیتارش شود صندلی روبرو را با پایش کمی تکان داد بعد مودبانه از جایش بلند شد کلاهش را به سبک جنتلمن های قرن نوزده حرکتی داد و از چشم های جذاب خداحافظی کرد قهوه بعدی را سفارش داد تا موقموزل دیگری را مسئول کمک به حرکت عقربه های کند ساعتِ کافه کند چی می خوری عزیزم بطری آب معدنی را از کنار تخت برداشت انگار چند قرنی می شد که کنار تخت افتاده بود و تا خزه بستن فقط چند ثانیه فاصله داشت ولی هنوز خنک بود یا لااقل این طور به نظر می رسید قبل از این که خزه ها روی سطح آب ظاهر شوند تمامش را سر کشید دیدام دیدام دام دام این دفعه گیتار هم بازی اش گرفته بود صدای خش خش می داد مثل صدای کفش هایی که آرام روی برگ های پاییزی دور می شوند کفش هایی بی خیال که از صدای خش خش برگ ها خوششان می آید و عادت دارند که به پشت سر نگاه نکنند ساعت ها بود که همان جا نشسته بود و زمین را نگاه می کرد هر چند دقیقه یک جفت کفش رد می شد و این دفعه نوبت کفش سی و ششم بود به کفش ها خیره ماند با حوصله به تک تک خش خش ها گوش می داد و در تمام مدت ادای فردی را درآورد که شجاعانه جلوی ریزش اشک هایش را می گیرد کفش ها که کمی دور شدند بلند شد و داد کشید لعنتی لااقل یه بار به پشت سرت نیگا کن یه بار با هر لحن مزخرفی که دوست داری بگو خوب بود تو هم خوب بودی خوش می گذشت لا اقل یه بار برگرد بگو خدافظ رهگذر از ترس بی حرکت مانده بود و فقط نگاه می کرد بعد کیفش را محکم بغل کرد و بی خیالِ برگه هایی که از دستش روی زمین ریخته بودند فقط فرار کرد نفسی تازه کرد روی نیمکت با حالتی که فقط مخصوص خودش بود لم داد و بلند بلند خندید دوباره به زمین خیره شد تا کفش سی و هفتم رد شود تا دوباره داد بزند و حرف هایی که تمام جداره های گلو تا سمت چپ سینه اش را زخم کرده بودند بالا بیاورد انگشت هایش بی حوصله ولی جدی سیم های گیتار را بالا پایین می کردند می خواست این بار جوری حرف ها را بالا بیاورد که گند بخورد به تمام وجود دنیا دیدام دیدام دام دام دام دام دام دام دام دام دام چشم هایش را بست دیگر برایش مهم نبود صدایش جور در می آید یا نه فقط می خواست بخواند پشت این پنجره ها دل می گیره غم و غصه ی دلو تو میدونی وقتی از بخت خودم حرف میزنم چشام اشک بارون میشه تو میدونی بلند و بی خیال می خواند پرده را کنا زد تا پشت پنجره را بهتر ببیند مادمازل ها با لیوان های قهوه و شعر های سفارشی به شیشه پنجره چسبیده بودند و تو را نگاه می کردند انگار جایی در بین شان یک جفت کفش برگشته بود تا لااقل بگوید خداحافظ بعد نوشت این یکیو از همه چیزایی که تو عمرم نوشتم بیشتر دوس دارم خیلیییی پشت این پنننن جره هااااا دل می گیره تاریخ دوشنبه 90 10 26ساعت 3 41 عصر نویسنده یاسمن نظر یاسمن زندگی من بنظرم همانقدر غیرطبیعی نامعلوم و باورنکردنی میاید که نقش روی دکمه های کیبوردی که با آن مشغول تایپ کردن هستم home profile email blogarchive posts daily links رضا یزدانی نیما یوشیج گروس عبدالملکیان حسین پناهی رضا امیرخانی فریدون مشیری یغما گلرویی titles archive شهریور 89 مهر89 آبان 89 آذر 89 دی 89 بهمن 89 اسفند 89 فروردین 90 اردیبهشت 90 خرداد 90 تیر 90 تیر 90 مرداد 90 شهریور 90 آبان 90 آذز 90 links من هم یک روز بچه بودم سارا بانو شمیم سبز ضحی و اینبروفسکی دنیا ی صورتی دنیای هستی عادله my musical life بازی زندگی پرتاقال رهگذر باشگاه کتاب دایی یادگار خانه 52 فاصله ها سوته دلان گیتار شکسته حرف دل یک بی دل روزی روزگاری بادبادک خط خطیام روز امروز سایه روشن دل آرام رویای بیخواب نگار ðe igner m0zhgan
|