Meta tags:
description= Red Queen - ;
keywords= Red Queen,red-queen,Blog,Weblog,وبلاگ فارسی,وبلاگ,بلاگ;
Headings (most frequently used words):
های, ها, red, queen, بعد, از, چند, سال, گریه, آتش, سوزی, غیبت, صغری, کپی, برابر, اصل, یادم, میاد, درگیری, من, دانشجو, ارائه, توییت, یه, وقتایی, نوشته, پیشین, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (19), شده (17), کردم (16), نوشته (14), ۱۳۹۹ (14), بود (14), کنم (14), red (12), queen (12), خودم (12), های (11), ساعت (11), ولی (11), بودم (11), اردیبهشت (10), توسط (10), ۱۳۹۵ (9), بعد (8), زندگی (8), ۱۳۹۴ (8), یکم (8), کار (8), برای (8), نمی (8), هیچ (8), وقت (8), همین (7), دارم (7), خیلی (7), ۱۳۹۸ (6), چرا (6), خونه (6), آبان (5), فکر (5), گفتم (5), بشه (5), دقیقا (5), هست (5), دونم (5), اینه (5), آدم (5), باید (5), ارائه (5), یکی (5), چیزی (5), نمره (5), میاد (5), وقتی (5), جای (5), سال (5), داستان (4), روز (4), اسفند (4), تیر (4), مرداد (4), شدم (4), رفتم (4), درست (4), نداشتم (4), شروع (4), بگم (4), گول (4), هایی (4), چقدر (4), پیش (4), گریه (4), بدم (4), کارآموزی (4), الان (4), هفته (4), شرکت (4), بهمن (3), خرداد (3), شهریور (3), ۱۳۹۶ (3), وبلاگ (3), خوب (3), کلی (3), دیدم (3), بقیه (3), صبونه (3), هنوز (3), اجازه (3), جلو (3), شاید (3), بهتر (3), دونستم (3), باشه (3), بزنم (3), تونستم (3), فقط (3), بتونم (3), زدن (3), برم (3), بهم (3), کاری (3), میدم (3), استرس (3), یادم (3), همیشه (3), نیست (3), زبان (3), جایی (3), دوست (3), ندارم (3), بشم (3), بچه (3), راه (3), همه (3), پست (3), بهش (3), اضافه (3), کردن (3), دیگه (3), دست (3), کپی (3), دیالوگ (3), فیلم (3), بیش (3), خودشون (3), حال (3), سخت (3), خلاصه (3), ترین (3), کرده (3), داشته (3), گاهی (3), اون (3), چند (3), بوده (3), همون (3), حرفه (2), اول (2), اولین (2), باشم (2), سفر (2), ۱۳۹۳ (2), مهر (2), آذر (2), ۱۳۹۷ (2), فروردین (2), ۱۴۰۳ (2), اصلی (2), قدیمی (2), دوشنبه (2), درد (2), اوکی (2), تخت (2), پاشو (2), جمع (2), جوری (2), ببینم (2), قهوه (2), باز (2), کپک (2), خوردم (2), حوصله (2), بذارم (2), قبل (2), زدم (2), حالم (2), بده (2), حالا (2), تموم (2), کنه (2), خودش (2), سری (2), کاش (2), کجا (2), حرف (2), کلاس (2), پنجشنبه (2), چهارم (2), هام (2), استفاده (2), بره (2), اومدم (2), حسم (2), دور (2), دادن (2), اندازه (2), واقعا (2), انجام (2), حتی (2), دوستان (2), بدن (2), یکشنبه (2), چهاردهم (2), برو (2), نظر (2), اعتراض (2), منم (2), خدا (2), اگه (2), استاد (2), درس (2), تصحیح (2), دانشگاه (2), منه (2), دانشجو (2), شون (2), فلان (2), دوباره (2), اتفاق (2), رفت (2), رفتن (2), جمعه (2), ششم (2), صدا (2), عوض (2), فهمیدم (2), کسی (2), شنبه (2), آوردم (2), اطرافیانم (2), اومده (2), آمریکا (2), نرفته (2), زنم (2), کردیم (2), وصله (2), پینه (2), شدن (2), چیزای (2), شبیه (2), البته (2), ایام (2), بسی (2), داره (2), کارآموز (2), گذشت (2), خیر (2), ریسرچ (2), برام (2), آتش (2), سوزی (2), جنگل (2), مجبور (2), توش (2), لذت (2), خواستم (2), رسیدم (2), داری (2), دیدن (2), شهر (2), بار (2), گفت (2), انتخاب (2), رشته (2), blogfa, com, تـربـچـه, قلمی, خاله, کاکتوس, آغوشم, خواهی, ماند, پیوندها, نژادپرستی, پرستی, بوک, لند, laura, pauini, not, goodbye, نیویورک, جهان, دانش, جویی, روزهایی, ازت, متنفرم, سپردن, پایان, سورپرایز, دوم, سیب, گلابی, mean, girls, خواهم, فمنیست, دوران, جدید, تلخ, سرد, روزشماری, سـورپـرایز, روزنوشته, برچسب, آرشيو, پیشین, آرشیو, صفحه, مطالب, عجیبی, خواب, بیدار, اولش, صبح, زود, پاشدی, طبیعیه, بمونی, میشی, موندنم, زور, بابا, خودتو, نمیشی, داریم, سمنو, عید, نوروز, یخچال, مونده, درش, زده, دلم, نیومد, بندازمش, بیرون, روش, جدا, نون, بربری, فریزر, درآوردم, یخش, انداختم, توستر, آماده, خوردن, درآوردمش, کره, عسل, اینم, محبوب, بریم, بخوریمش, روزمون, کنیم, دادم, تلویزیون, بخورم, قسمت, سریال, دومم, تقریبا, بدنم, مغزم, بین, مکالمه, چرخه, طوری, تونم, زنگ, تراپیستم, مشکل, دربیارمشون, فردا, امیدوارم, ظهر, جور, وقتایی, آرات, اسم, درآوردی, چمی, قراره, ترند, اخبار, توییت, تمام, فرصت, توانمند, نیستم, چمیدونم, باورم, سرسری, عمق, قضیه, نمیرم, نکنه, سوالی, بپرسه, بلد, نباشم, یهویی, اومد, گرفتم, محدود, انگلیسی, فارسی, داشتم, غبطه, همکارایی, تونستن, راحت, ذهنم, فهمیده, مطلب, مسلط, نمیشم, ینی, چیییی, هموون, براش, گرفته, بزن, نگاهش, لازم, بهت, آخرش, خودت, بایاس, نسبت, طرف, اعصاب, خورد, کنند, واسه, همینه, آینده, چوری, کله, پرروها, فاز, جنبش, بندازه, میشم, داستانی, تقصیر, چیزا, قرار, تمرین, بعدش, صفر, رفته, شبکه, اجتماعی, مخصوص, پابلیک, گذاشته, بیسار, طبق, اخلاق, تمرینش, جاست, گذاشت, قبلیم, اونای, معلوم, درگیری, بیست, هنوزم, لحن, مامانم, میشد, بدی, صورتش, اوضاع, خرابه, اتاقم, شدت, عذاب, وجدان, اشکم, درمیومد, چون, بفهمه, سعی, ممکن, قورتش, روراستی, باهوشی, حساب, باور, هوشم, کلک, اوایلی, گفتن, زبانت, خوبه, حسابی, صرفا, شنیدم, شما, پیپری, نوشتیم, سابمیت, نکردم, وانمود, نشون, چیزایی, اونا, واقع, برگردونده, قول, سوریلند, بهترین, حالت, دستگاه, زیراکس, هوشمند, طرز, روابط, انسانی, هستند, مجموعه, الزاما, هوای, خورند, باعث, زیادی, زندگیم, نبوده, هاش, بیاد, برابر, اصل, هشتم, برگشتم, کجای, مدتی, نبودم, براتون, افتاده, امید, بالا, نبرید, قرنطینه, دمپایی, خفن, خریدم, راضیم, حقیقتا, سلامت, تاثیر, مثبت, ابعاد, دیگر, جاتون, خالی, بنده, رسما, استرسسسسسس, فشار, بنی, بشری, توصیه, ریموت, بسسسسسسسسسسیار, لحظاتی, غلطی, بکنم, بگذریم, خود, آشنا, تیم, کارآموزا, چیز, سپری, سرش, آسون, تجربه, ایشالا, بعدی, بگذره, نگفته, هدف, مهندسی, دومش, ببینیم, بامزه, بسته, شرت, کوله, چرت, پرت, فرستادن, تاپ, موس, مانیتور, نگه, خرج, غیبت, صغری, نوشت, چشم, تون, نبینه, انگار, کرونا, گرمای, تابستون, نزدیک, سوختن, مدت, نامعلوم, ترک, شهری, واقعی, غریبی, اما, بیام, روی, آرامش, خوشی, شرایط, امروزم, پناهی, بعضاً, دنبال, گردم, هیشکی, نشناسه, گور, چهارشنبه, دلیلی, مسیرش, یادآوری, آفرین, استراحت, کنی, ازش, ببری, تصور, شخصیت, نیو, ماتریکس, برج, بلند, کامپیوتری, فضای, کیوبی, اتاق, رانندگی, راستش, بیخانمان, راست, میرم, قدم, یاد, تصورم, افته, بینم, she, having, her, dream, job, مهمونی, بحث, آرزوهای, بچگی, سالش, حسی, تصورش, فارغ, التحصیلی, دیده, اکثر, آدما, متفاوتی, بودن, تعجب, گفتند, واووو, دوستای, صمیمیم, برگشت, ایشون, اشاره, جاییه, راهنمایی, دبیرستانی, آرزوش, داشت, رفیق, جدیدا, شیب, پیشرفت, تکنولوژی, پوست, جون, نیازهای, ابزارهای, تونند, جواب, همیشگی, نفر, میشه, چشمش, میفته,
Text of the page (random words):
red queen red queen بعد از چند سال هی رفیق زندگی چقدر عوض شده از دو سه سال پیش جدیدا شیب پیشرفت تکنولوژی رو با پوست و جون حس می کنم ولی گاهی نیازهای ما رو همون ابزارهای قدیمی بهتر می تونند جواب بدن همون وبلاگ همیشگی که هر از چند گاهی یک نفر به جز خودم رد میشه و چشمش بهش میفته چند وقت پیش یه مهمونی بودم و بحث آرزوهای بچگی شد هر کسی گفت که وقتی بچه تر بوده یا وقتی ۱۸ سالش بوده و داشته انتخاب رشته دانشگاه می کرده چه حسی داشته و چرا اون رشته رو انتخاب کرده تصورش چی بوده و خودش رو بعد از فارغ التحصیلی کجا می دیده اکثر آدما خودشون رو جای خیلی متفاوتی از چیزی که بودن می دیدن و با تعجب می گفتند که واووو چی فکر می کردیم چی شد یکی از دوستای صمیمیم برگشت گفت ایشون با اشاره به من دقیقا همون جاییه که وقتی راهنمایی دبیرستانی بود آرزوش رو داشت she is having her dream job و برای اولین بار به خودم اومدم و دیدم راست می گه بعد از اون هر بار میرم شرکت یا تو شهر قدم می زنم یاد تصورم از زندگی خودم می افته و می بینم که دقیقا به چیزی که می خواستم رسیدم تصور من از زندگی همیشه شبیه شخصیت نیو تو ماتریکس بود برج های بلند یک شرکت کامپیوتری فضای باز کیوبی به جای اتاق کار راه رفتن از خونه تا سر کار به جای رانندگی و راستش حتی دیدن بیخانمان های شهر بیش ترین دلیلی که دوست دارم گاهی برم شرکت و از اون جا کار کنم همین مسیرش و یادآوری اینه که من دقیقا به چیزی که می خواستم رسیدم به خودم بگم آفرین و این که اجازه داری استراحت کنی اجازه داری ازش لذت ببری نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 3 51 توسط red queen گریه بعضاً دنبال یه جایی می گردم که هیشکی من رو نشناسه و برم توش گم و گور بشم نوشته شده در شنبه ششم دی ۱۳۹۹ ساعت 11 17 توسط red queen آتش سوزی و هیچ وقت از امروزم بیش تر حس بی پناهی نداشتم پی نوشت چشم تون روز بد نبینه انگار کرونا و گرمای تابستون کم بود که آتش سوزی جنگل هم بهش اضافه شد خونه ی ما نزدیک یکی از همین جنگل های در حال سوختن هست و من مجبور شدم خونه ام رو برای یک مدت نامعلوم ترک کنم از وقتی اومده بودم آمریکا خونه و شهری که توش بودم برام خونه ی واقعی بود و حس غریبی نداشتم اما خب الان خونه ام رو مجبور شدم که بذارم و بیام اگه از روی آرامش و دل خوشی و سفر باشه آدم لذت هم می بره ولی این شرایط نه خیلی نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 9 51 توسط red queen غیبت صغری من برگشتم جایی نرفته بودم البته ولی همین که به وبلاگ و دوستان سر نمی زدم از کجای این مدتی که نبودم براتون شروع کنم کلی اتفاق افتاده کلی که نه حالا خیلی هم امید رو بالا نبرید ایام ایام قرنطینه هست به هر حال هنوز بگم که ۱ دمپایی خفن خریدم و بسی راضیم حقیقتا که سلامت پا واقعا تاثیر مثبت رو ابعاد دیگر زندگی داره ۲ کارآموزی رو شروع کردم جاتون خالی بنده از دوشنبه رسما کارآموز بودم و استرسسسسسس فشار کاری به هیچ بنی بشری توصیه نمی کنم کارآموزی از راه دور ریموت انجام بده بسی سخت گذشت بسسسسسسسسسسیار از تک تک لحظاتی که با خودم می گفتم من الان باید دقیقا چه غلطی بکنم که بگذریم خود آشنا شدن با تیم و بقیه کارآموزا و کار و همه چیز خلاصه سخت بود ولی هر چی بود گذشت هفته ی ۱ رو سپری کردم خیر سرش باید آسون ترین هفته می بود که به نظر من یکی از سخت ترین هفته هایی بود که تا الان تجربه کرده بودم ایشالا که ۱۲ هفته بعدی به خیر بگذره و سال بعد بتونم کارآموز ریسرچ بشم نگفته بودم هدف اینه دیگه سال اول رو با کارآموزی مهندسی شروع می کنم که سال دومش بشه ریسرچ خلاصه ببینیم که چی پیش میاد البته کارآموزی تا این جای کار چیزای بامزه هم داشته هر روز یه بسته داره برام میاد تا الان تی شرت و کوله و این چرت و پرت ها رو فرستادن لپ تاپ رو که باید پس بدم ولی شاید موس مانیتور رو بتونم برای خودم نگه دارم ببینم شرکت چقدر خرج می کنه خلاصه نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر ۱۳۹۹ ساعت 7 15 توسط red queen کپی برابر اصل من و خودم و روراستی من آدم باهوشی حساب می شم ولی باور ندارم که از هوشم هیچ وقت درست استفاده کردم هر چیزی که تو زندگی به دست آوردم رو حس می کنم با کلک و گول زدن اطرافیانم به دست آوردم اوایلی که اومده بودم آمریکا بهم می گفتن که چقدر زبانت خوبه و من هیچ وقت درست و حسابی کلاس زبان نرفته بودم و می دونستم زبان من خوب نیست صرفا دارم با کپی کردن دیالوگ هایی که تو فیلم ها شنیدم شما رو گول می زنم بعد از هر پیپری که نوشتیم و سابمیت کردیم هم حسم همین بود این که من کاری نکردم فقط تونستم با وانمود کردن اطرافیانم رو گول بزنم و نشون بدم یه چیزایی از اونا کار منه ولی در واقع بیش تر حرف های خودشون رو برگردونده بودم به خودشون به قول سوریلند در بهترین حالت یه دستگاه زیراکس هوشمند باشم دیالوگ طرز فکر روابط انسانی همه شون کپی شده هستند و فکر می کنم مجموعه ای از وصله پینه هام وصله پینه هایی که الزاما به حال و هوای زندگی من نمی خورند و برای همین باعث شدن چیزای زیادی رو تو زندگیم از دست بدم زندگی من هیچ وقت شبیه فیلم و داستان نبوده که دیالوگ هاش از فیلم و داستان در بیاد چی با خودم فکر کردم نوشته شده در سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 21 8 توسط red queen یادم میاد یادم میاد بچه که بودم لحن مامانم که عوض میشد می فهمیدم کار خیلی بدی کردم صورتش که تو هم می رفت می فهمیدم دیگه خیلی اوضاع خرابه خودم می رفتم تو اتاقم و از شدت عذاب وجدان اشکم درمیومد چون دوست نداشتم هیچ وقت کسی بفهمه دارم گریه می کنم سعی می کردم تا جای ممکن قورتش بدم یا بی صدا گریه کنم هنوزم بی صدا گریه می کنم نوشته شده در جمعه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 6 21 توسط red queen درگیری های من و دانشجو ها نمی دونم چرا هر سری که من تی ای میشم یه داستانی پیش میاد نمی دونم تقصیر منه یا برای همه این چیزا هست داستان از این قرار که من تمرین دانشجو ها رو باید تصحیح می کردم و بعدش یکی شون که نمره اش صفر شده بود رفته بود تو شبکه اجتماعی مخصوص درس پست پابلیک گذاشته بود که چرا نمره من فلان شده و بیسار منم طبق اخلاق حرفه ای رفتم و دوباره تمرینش رو چک کردم و یکم نمره بهش اضافه شد اتفاق اصلی این جاست که وقتی من نمره اش رو درست کردم رفت دوباره پست گذاشت که بعد پست قبلیم که اعتراض کردم یکم رفتن بهم اضافه کردن ولی اونای دیگه معلوم نیست چرا کم شده و فلان فاز این که جنبش راه بندازه خب ینی چیییی برو مث آدم تو هموون جایی که براش در نظر گرفته شده اعتراض بزن منم به خدا نگاهش می کنم و اگه لازم باشه بهت نمره میدم آخرش رفتم به استاد درس گفتم خودت برو تصحیح کن من بایاس شدم نسبت به طرف اعصاب آدم رو خورد می کنند به خدا واسه همینه خیلی دوست ندارم در آینده استاد دانشگاه بشم این چوری ام که حوصله سر و کله زدن با این بچه پرروها رو ندارم نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 9 29 توسط red queen ارائه یهویی یادم اومد که من همیشه قبل از ارائه دادن استرس می گرفتم و این فقط محدود به ارائه هایی نیست که به زبان انگلیسی میدم حتی به فارسی هم استرس داشتم و همیشه غبطه می خوردم به بقیه دوستان همکارایی که می تونستن خیلی راحت ارائه بدن و من تو ذهنم این بود که چقدر خوب فهمیده مطلب رو چرا من هیچ وقت به یه چیزی با این اندازه مسلط نمیشم باورم اینه که واقعا دارم هر کاری رو سرسری انجام میدم هیچ وقت تا عمق قضیه نمیرم جلو و برای همین تو ارائه هم استرس دارم نکنه یکی سوالی بپرسه که من بلد نباشم نمی دونم تا این جا اومدم جلو و حسم اینه که تمام آدم های دور و برم رو که بهم فرصت دادن رو تونستم گول بزنم و من اندازه ای که باید توانمند نیستم چمیدونم نوشته شده در پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 21 26 توسط red queen توییت ک من فک می کردم آرات اسم من درآوردی ای هست که من برای غر زدن هام استفاده می کنم چمی دونستم قراره یه روز ترند بشه و بره تو اخبار نوشته شده در پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 0 59 توسط red queen یه وقتایی با یه درد عجیبی از خواب بیدار شدم اولش فکر کردم اوکی صبح زود پاشدی طبیعیه یکم تو تخت بمونی خوب میشی یکم تو تخت موندنم شد ۲ ساعت به زور گفتم پاشو بابا خودتو جمع کن تو این جوری نمیشی که پاشو ببینم کلی کار داریم رفتم قهوه درست کردم یکم سمنو از عید نوروز تو یخچال مونده بود درش رو باز کردم دیدم کپک زده ولی دلم نیومد بندازمش بیرون کپک های روش رو جدا کردم و بقیه اش رو خوردم یک نون بربری از فریزر درآوردم حوصله نداشتم بذارم یخش آب بشه همین جوری انداختم تو توستر و قبل از این که آماده خوردن بشه درآوردمش یکم کره و عسل زدم و گفتم اوکی اینم صبونه محبوب ات بریم بخوریمش و روزمون رو شروع کنیم دیدم هنوز حالم بده به خودم اجازه دادم صبونه رو جلو تلویزیون بخورم شاید بعد یک قسمت سریال حالم بهتر بشه حالا صبونه تموم شده قهوه دومم رو هم تقریبا تموم کردم بدنم درد می کنه و مغزم برای خودش بین یه سری مکالمه می چرخه کاش می دونستم دقیقا چش هست می دونم از کجا این طوری شد ولی هنوز نمی تونم بگم چرا گفتم با خودم شاید بهتر باشه زنگ بزنم به تراپیستم ولی مشکل اینه که نمی دونم چی بگم کاش می تونستم به حرف دربیارمشون فردا کلاس دارم و فقط امیدوارم تا ظهر بتونم خودم رو جمع و جور کنم نوشته شده در دوشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 21 23 توسط red queen مطالب قدیمی تر صفحه اصلی آرشیو وبلاگ نوشته ها نوشته های پیشین شهریور ۱۴۰۳ دی ۱۳۹۹ مرداد ۱۳۹۹ تیر ۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ اسفند ۱۳۹۸ آبان ۱۳۹۸ مرداد ۱۳۹۸ خرداد ۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ بهمن ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۶ خرداد ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ اسفند ۱۳۹۵ بهمن ۱۳۹۵ آذر ۱۳۹۵ آبان ۱۳۹۵ مهر ۱۳۹۵ شهریور ۱۳۹۵ تیر ۱۳۹۵ خرداد ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ اسفند ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۴ مرداد ۱۳۹۴ تیر ۱۳۹۴ اسفند ۱۳۹۳ آبان ۱۳۹۳ آرشيو برچسب ها روزنوشته های من 8 سـورپـرایز 6 روزشماری 3 تلخ و سرد 2 دوران جدید 2 سفر 2 می خواهم فمنیست باشم 2 mean girls 2 روز نوشته های من 2 داستان های سیب و گلابی 2 پایان سورپرایز دوم 1 اولین سپردن 1 روزهایی که ازت متنفرم 1 زندگی دانش جویی 1 جهان اول 1 بعد از نیویورک 1 s not goodbye 1 laura pauini 1 بوک لند 1 نژادپرستی یا حرفه پرستی 1 پیوندها در آغوشم خواهی ماند خاله کاکتوس چه نوشته ای چه قلمی تـربـچـه blogfa com
|