Meta tags:
description= تنهایی های یک متولد بهمن به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ! مبادا که ترک بردارد ، چینی نازک تنهایی من...;
Headings (most frequently used words):
باران, من, تنهایی, های, می, که, عشق, خانه, یک, متولد, بهمن, به, سراغ, اگر, آیید, نرم, آهسته, بیایید, مبادا, ترک, بردارد, چینی, نازک, زندگی, مسیحا, برزگر, یا, رب, شراب, سرمستم, کن, مادربزرگ, دلم, دستم, دهانم, چشمم, سیب, قیصر, امین, پور, قاف, حرف, آخر, است, آنجا, نام, کوچک, آغاز, شود, تکانی, پروا, نه, دنیا, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
زندگی (52), است (49), این (37), خانه (23), عشق (19), های (19), نوشته (17), خود (17), ۱۳۹۲ (16), باید (16), #مادربزرگ (15), بهمن (14), نمی (14), مثل (14), اگر (13), متولد (13), شده (12), همه (12), مهم (12), ساعت (11), دست (11), سیب (11), توسط (10), روی (10), باشد (10), آرام (10), يعني (10), دارم (9), ادامه (9), خدای (9), خدا (9), دلت (9), باران (9), پنجره (8), خواهد (8), خاطره (8), باز (8), برای (8), كجا (8), شیوه (8), صداي (7), تنها (7), هایت (7), شود (7), افتاد (7), چون (7), باغچه (7), مهر (6), شوند (6), دلم (6), بگویم (6), دوست (6), دنیا (6), اما (6), هاي (6), اينه (6), نيست (6), آرامش (6), رحمت (6), قدیمی (5), شوم (5), عاشق (5), گاه (5), کند (5), بوی (5), بزرگ (5), دارد (5), پدربزرگ (5), دانم (5), تجربه (5), هنوز (5), خاک (5), تمام (5), بود (5), اندیشه (5), شعر (5), خویش (5), آسمان (5), نور (5), ندارد (5), رود (5), مهربان (5), خدایا (5), خواهی (5), خواهم (5), هاست (5), ماست (5), شهریور (4), نمي (4), مطلب (4), ماسوله (4), روم (4), حالا (4), زیبای (4), چقدر (4), آنچه (4), وجود (4), فقط (4), بتکان (4), ساده (4), غرق (4), بغض (4), معشوق (4), دندان (4), دلهره (4), همسایه (4), کسی (4), مادر (4), الهی (4), امید (4), وجودم (4), لحظه (4), چنین (4), راز (4), نیست (4), رفتن (4), تنهایی (4), شاید (4), احساس (3), پاك (3), كند (3), هفتم (3), خیره (3), برف (3), امروز (3), سینه (3), کنار (3), سخت (3), مرا (3), سراسر (3), نگاه (3), جای (3), زمین (3), نویسم (3), بیرون (3), گویم (3), بعد (3), دوستشان (3), بیست (3), آغوش (3), کرد (3), آمد (3), روز (3), قاب (3), اشتباه (3), اتفاق (3), آنجا (3), نداشت (3), ماند (3), ولی (3), سالهاست (3), گفت (3), زده (3), دستان (3), باغبان (3), تند (3), دوید (3), پدرم (3), ذهن (3), دهد (3), گوش (3), یکشنبه (3), باور (3), راه (3), هميشه (3), نماز (3), خواند (3), قطره (3), حياط (3), همیشه (3), نان (3), هایی (3), آگاه (3), هست (3), کنی (3), اجازه (3), لطف (3), شدن (3), عظمت (3), همین (3), بنده (3), هیچ (3), واژه (3), زیبایی (3), میکند (3), دیگران (3), زیستن (3), شجاعت (3), آمدن (3), داد (3), وزن (3), دور (2), بارانی (2), آبان (2), آذر (2), آينه (2), خندم (2), عکس (2), گذاشتم (2), معصوم (2), تراس (2), ایستم (2), سبک (2), دعا (2), مانی (2), غرور (2), ایستاده (2), دلبستگی (2), سرد (2), کنده (2), رودخانه (2), سپارم (2), لای (2), سنگ (2), ببرد (2), خداحافظ (2), جان (2), خودم (2), نگاهی (2), گام (2), بخاری (2), گلپر (2), تازه (2), پشتی (2), قرمز (2), یاد (2), دیوار (2), چوبی (2), کنم (2), مهربانم (2), سرزمین (2), نفس (2), آروم (2), حیاط (2), مردم (2), شنبه (2), آری (2), فصل (2), دنیای (2), چرا (2), خیس (2), چند (2), باقی (2), خواهیم (2), یقین (2), چهارشنبه (2), چیز (2), ریخت (2), مشتی (2), تکانی (2), محکم (2), بار (2), تلخ (2), شیرین (2), بماند (2), حسرت (2), وقتی (2), بگذار (2), فراموش (2), دوشنبه (2), یکم (2), گرم (2), افتد (2), آنسان (2), مرگ (2), برگ (2), حرف (2), آخر (2), نام (2), جواد (2), نوروزی (2), پسرک (2), زمزمه (2), گردد (2), دختر (2), بودم (2), افتادم (2), دخترک (2), آید (2), غضب (2), آلود (2), برد (2), خواست (2), فروغ (2), فرخزاد (2), دانستی (2), پدر (2), خندیدم (2), خنده (2), پاسخ (2), چشمان (2), لرزه (2), خاك (2), خاطر (2), گریه (2), حیرت (2), تكراركنان (2), آزارم (2), كنان (2), پندارم (2), حمید (2), مصدق (2), كرد (2), تُند (2), نــم (2), جاده (2), حساب (2), هایش (2), مست (2), نیز (2), بهانه (2), سوی (2), زدن (2), پای (2), عاشقانه (2), بدون (2), بارد (2), تنگ (2), بازی (2), دهانم (2), طاق (2), ضربي (2), بلند (2), اين (2), صدا (2), گوشه (2), براي (2), زود (2), مهمان (2), داري (2), هيچ (2), انجير (2), مهتاب (2), داشته (2), باشي (2), همراه (2), رسد (2), سرما (2), خواب (2), رقص (2), پرده (2), چایی (2), سماور (2), سلام (2), معنا (2), دوباره (2), حوض (2), ایوان (2), درد (2), نبود (2), قدرت (2), نعمت (2), موهبت (2), کردی (2), توست (2), قلبم (2), خوشبختی (2), همیشگی (2), اشک (2), تلخی (2), درس (2), صبوری (2), هرگز (2), هدیه (2), دهی (2), آنگاه (2), جایی (2), اینكه (2), دادی (2), واسطه (2), سخن (2), مقابل (2), میزان (2), زمان (2), افكارم (2), غوطه (2), مقامی (2), چنان (2), محو (2), كنند (2), نهفته (2), خودت (2), هرگاه (2), آنچنان (2), گویی (2), داری (2), آنی (2), كنم (2), گفتگو (2), كدام (2), شدم (2), كردم (2), بزرگی (2), سکوت (2), روشن (2), نسیم (2), مسیحا (2), برزگر (2), اتراق (2), انسان (2), پرسه (2), فنا (2), خطای (2), خویشتن (2), صواب (2), زیرا (2), باشی (2), باش (2), میخواهد (2), آمادگی (2), بمیرد (2), بهای (2), ترک (2), یعنی (2), کردن (2), دریابیم (2), لبخندی (2), دریغش (2), ماهی (2), شوق (2), نبندیم (2), فرصت (2), فردایی (2), همان (2), جاریست (2), آورد (2), blogfa, com, شیک, شنگول, آباد, عاشیقیزم, دخترای, تبریز, بارون, نویس, پیوندها, مرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, سيبي, خوشنودم, بوييدن, بوته, بابونه, بستگي, قناعت, بادكنك, تركد, فلسفه, ماه, نصف, بلدرچين, شناسم, مطالب, پنجشنبه, چندتا, دانه, هوای, بازیگوش, درختان, برفی, معشوقی, تبت, سوزم, زنی, صبورانه, کوه, صبح, پاهای, پنبه, داشتی, حرارت, زیباروی, تسلیم, فرود, آورده, شان, فرو, روند, آهی, خروش, وحشی, شاخه, هرز, بکوبد, آسانی, سپرمت, صمیمیت, طراری, محض, تپنده, نگاهم, ساقه, انبوه, درختانت, گره, زنم, اینجا, گزارم, پشت, پاهایی, همچنان, دورتر, آرزوهایم, نشسته, درونم, کشد, تار, ناخوانا, گشتم, پیرمرد, دیدم, پدربزرگم, موج, زند, توری, سفید, دارند, جوان, شقایقی, ماندگارش, ارج, رنگ, سدر, وقار, خداحافظی, فروشم, بسپارم, کاش, بشود, رویشان, ببوسم, برآید, لاجرم, نشیند, باتموم, خاطراتت, گمم, مرورشون, عمیقم, میاد, آرومم, دلتنگتم, بالا, سقف, آرزوهای, سوم, راست, میگفت, نیما, کجای, تیره, بیاویزم, قبای, ژنده, حساسم, گویند, حساسیت, فصلی, چشمانم, گاهی, اختیار, گرچه, عمرمان, طلوع, خورشید, مانده, ابرها, پرواز, تراوش, برهم, پروانه, گشت, پروا, دعوتش, مال, ماندی, مبارک, کافی, تکان, دیگر, تکاندی, ببین, تمیز, قبل, بچه, گربه, بیفتد, نیفتد, تفاوتی, بتکانی, کینه, ریزد, همانجا, بکش, بزن, غصه, اشعار, سبز, زرد, بمیری, مثقال, ذره, توانی, اینکه, کردم, سالهای, سال, قیصر, امین, پور, قاف, کوچک, آغاز, هشتم, جدایی, رابطه, لبش, مطمئناً, پشیمان, پوسیده, قربانی, مظلوم, جسم, تجزیه, ذرّاتم, کنان, پندارند, تشنه, کشف, پرسش, رسولی, ناکام, ربود, رفت, زیر, یقیناً, خودش, غیظی, وسط, پیغمبر, عشقی, بین, ماتش, دزدیده, خیالش, حرمت, سالش, پسر, گیرد, خندید, دانستم, دزدیدی, پیر, خالصانه, بدهم, لیك, انداخت, برو, بسپارد, رفتم, خندیدی, دزدیدم, دید, رفتی, كوچك, داشتنی, نهایتا, تکمیل, کننده, چهاردهم, بارونی, ندین, برگــشتن, آدمــی, سالها, مُنتظرش, بودی, چسبد, دیالو, گـــ, فیلم, یلــدا, آهنگــ, مـثل, بــوســه, یواشکــی, مــثـل, خــواب, بعدازظُهــر, مثــل, مستــی, بــعد, اولــین, پـیکـــ, شــَـراب, مثـل, شُمال, داشتنت, بسیار, دار, سروده, هذیان, گناهانی, سبب, اندوهت, بکشد, بارش, بوسه, موهبتی, روحت, طراوات, برخیز, غمی, بردت, رها, ساز, قدم, خواندت, شیشه, اتاقت, نوازد, کوچه, رقصد, کوبی, فرستاده, شنوی, میکنم, افتم, چتر, برایت, سـرمای, هوا, خـاک, موسـیقی, پـنجره, نیمه, آغـوشی, بـاران, دستم, چشمم, مادربزرگي, هستند, بالاي, سرشان, هاله, مقدسي, مقدستر, غمي, غريب, سبحان, الله, گفتن, هايش, وقتي, زدنش, بيشتر, نواي, اشكي, دستي, پير, آرامي, چشمي, خاله, پيري, دعايش, مستجاب, زيباتري, نوازي, چيز, تعريفي, متفاوت, داشتني, امامزاده, سيد, منصور, معتقد, زنبورهاي, اينجا, نيش, زنند, كلاغ, زاغي, روي, درخت, انتهاي, لونه, داره, امسال, اومده, مسابقه, كندن, برنده, انارهاي, جلويي, سرخترند, پشتي, كويري, شهر, غبار, باشه, بشه, شكارچي, خوشه, پروين, پيدا, كتاب, نخوانده, قضا, هنرتجربه, گرا, كنكور, دكترا, شركت, كني, آنلاين, ديويد, ممت, نمايشنامه, خوب, تبديل, فيلمنامه, كرده, جيمز, فولي, جيم, جارموش, كيست, روزمرگي, ترسهاي, مديري, بايد, هفته, پيش, كارت, تحويلش, دادي, نيمه, نرسيده, مسئول, آموزش, دانشگاه, زني, قيافه, عبوس, بگويد, گزارش, ماهه, پايان, نامه, تون, دوستاني, كساني, نداري, دستش, دنياست, خوردن, لذت, بردن, خوابيدن, زير, ستاره, نكردن, خوري, جيغ, ممتد, قرقي, جواني, همسايه, آنهاست, سكوت, گامهاي, آلودگي, ظهر, رخوت, تابستاني, بازي, سايه, لابه, لاي, پلكهايي, سنگين, گنجشك, آواز, قمري, گرگ, ميش, صبحگاه, توري, سرخي, انار, زردي, سبزي, انگور, سفيد, توی, قوری, مهمانی, دلیل, برهان, غذاها, خانگی, بویش, نیازی, هود, عطرش, هفت, خشک, برکت, سفره, ناخوانده, خورشت, زیاد, دلخوری, مشاوره, دوستی, کتاب, اینقدر, گرگی, افسردگی, بیماری, نایابی, نیلوفر, مهرجویی, رویا, دیده, تنی, هندوانه, فیروزه, کاهگل, تخت, دراز, میکشم, رزی, سرخ, طعم, لاغر, خوابیده, تختی, میدهد, صدای, پریدم, کرانت, شکر, سپاسی, اعماق, عطا, خدایی, قسم, معجره, قدرتت, رحمتت, ترم, بیش, عاشقم, تکیه, گاهم, نهایت, چشم, براه, زیباترین, هستم, اتفاقی, بچشم, حافظ, نگهدار, خوبی, قدرتمند, هدایتگر, سوز, داغی, گونه, هایم, پذیرم, تراشیده, ناظر, خرم, دردها, تهی, بدانی, توکل, امیدت, ایمانی, ژرف, صمیم, قلب, معجزه, شادی, حال, آینده, کشیدنم, دلی, امیدش, هستی, کران, آدمی, بجز, نداند, شبانه, پنج, سپاسگذارم, امیدوارم, عظمی, دریغ, نكنی, تزق, قلوبنا, هدیتنا, عبادت, بندگی, كرم, پشیزی, ارزد, یوم, یقوم, الحساب, كرمت, رفتار, عبادات, اعمال, خسر, الدنیا, الاخره, بخشش, صحبت, مادیات, خواسته, بلكه, ناتوانی, درك, رساند, بندگان, مخلصت, قرار, گیرند, بینند, كشیدن, تیر, سری, مخلوق, توام, كاملا, خلقتم, آفریده, آگاهی, دسترسی, حكمت, بالغه, بوده, عاجز, دانی, هزاران, كلماتم, فرا, گویا, فراتر, تجسم, صمیمانه, خودمانی, كسی, تسكین, دادم, انتها, متوصل, مشكلات, گرفتاری, نومیدی, شكست, رخنه, نكند, محرم, پیدا, آشكار, نهانم, بداند, آنها, نگوید, پناهگاهی, یافتم, مرتكب, لغزشی, درگاه, پناه, بردم, خلوص, نزد, اعتراف, طلب, عفو, مقام, كبریایی, حقیر, عرش, اعلی, خاكی, لایموت, عبد, فانی, ذات, مقدس, موجود, تقصیر, حكمتی, مخیله, گنجد, داده, ناچیز, بگوید, خـدایــا, دوسـتـت, ناتوان, پیچیدگیست, ناهموار, درهم, تنیده, آوار, پیچیدگی, بیزارم, قامت, خمیده, تنم, خسته, رنجور, زبانم, گنگ, ذهنم, کور, زیبائی, بریزم, بخندم, لختی, کمک, زبان, آرم, افسون, همتا, دریا, برکه, گردم, جنگل, شراب, سرمستم, هفدهم, متن, معرفی, کوتاه, استاد, میرد, دوش, آواره, كسانی, كنارها, بازند, سفر, زمانی, سفری, شهود, اشیاست, تجارت, معامله, شگفتی, منطق, ساخته, پرداخته, اصلا, پدیده, منطقی, دستمایه, بالید, بالاخره, دیر, گرفت, خطاست, بطالت, میگذارند, بهتر, کنند, اگرهم, خطا, خلاق, نقش, کهنه, نقاشی, نکن, خودرا, ترسیم, نگران, عوام, نصیحت, مباش, شبیه, جرات, اگردراین, رنجی, رنج, زایمان, هنگامی, آماده, چیزی, شور, اوست, روح, حتی, ارزش, بپردازی, بلکه, آدمهای, شجاع, تقلید, خواهان, کشید, یکی, رازهای, اساسی, اینست, اوصاف, بشر, اسرار, نهد, امواج, عنایت, باخود, هنر, بیاموزد, فناست, میماند, مصلحت, ماهیت, فراموشی, نهم, سهراب, قدر, پاک, حیات, میان, کردیم, خواهر, چای, نمود, رضایتمندی, رسم, پذیرایی, تقدیر, سلامی, بکنیم, ساحت, برگیریم, سعادت, جهانی, فهم, نفهمیدن, ترجمه, آیینه, دریاست, شکوفایی, مزرعه, بذر, دریایی, سبزترین, آیه, غریبی, آخرین, همراهی, ظرف, بودن, دیروزی, نخواهد, رسیدن, درک, اکنون, شعله, گرمی, کشت, بیهوده, دنبال, وقت, عریانی, هنگام, ورود, آمده, ایم, آبتنی, فاصله, گفتم, دفتر, شعری, تکيه, پاشویه, نشست, خواهرم, تکه, نانی, چید, مادرم, سینی, بپرسم, آرامی, شیرینی, قشنگ, رویاییست, رویای, کودک, ناز, زیباییست, غنچه, چرخش, عقربه, پینه, درگذر, سراغ, آیید, نرم, آهسته, بیایید, مبادا, بردارد, چینی, نازک,
Text of the page (random words):
فردایی ظرف امروز پر از بودن توست شاید این خنده که امروز دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است زندگی یاد غریبی است که در سینه ی خاک به جا می ماند زندگی سبزترین آیه در اندیشه برگ زندگی خاطر دریایی یک قطره در آرامش رود زندگی حس شکوفایی یک مزرعه در باور بذر زندگی باور دریاست در اندیشه ی ماهی در تنگ زندگی ترجمه ی روشن خاک است در آیینه ی عشق زندگی فهم نفهمیدن هاست زندگی پنجره ای باز به دنیای وجود تا که این پنجره باز است جهانی با ماست آسمان نور خدا عشق سعادت با ماست فرصت بازی این پنجره را دریابیم در نبندیم به نور در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم پرده از ساحت دل برگیریم رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است وزن خوشبختی من وزن رضایتمندی ست زندگی شاید شعر پدرم بود که خواند چای مادر که مرا گرم نمود نان خواهر که به ماهی ها داد زندگی شاید آن لبخندی ست که دریغش کردیم زندگی زمزمه ی پاک حیات ست میان دو سکوت زندگی خاطره ی آمدن و رفتن ماست لحظه ی آمدن و رفتن ما تنهایی ست من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم سهراب نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13 44 توسط متولد بهمن مسیحا برزگر عشق عشق یعنی فراموش کردن خود در معشوق ماهیت عشق خود فراموشی است ترک مصلحت خویشتن است غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس راه عشق راه فناست عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد او باید از اوصاف بشر بمیرد تا اسرار عشق الهی او را بر سر نهد و امواج عنایت دم به دم معشوق او را باخود ببرد راز یکی از رازهای اساسی زندگی اینست هر آنچه را که خواهان آنی به سوی خود خواهی کشید شجاعت شجاعت آن نیست که از آدمهای شجاع تقلید کنی بلکه آن است که به شیوه خود زندگی کنی و بهای آن را نیز بپردازی حتی اگر بهای به شیوه ی خود زیستن خود زندگی باشد باز ارزش آن را دارد زیرا در چنین شیوه ی زیستن است که روح به دنیا می آید هنگامی که کسی آماده است تا برای چیزی بمیرد همین آمادگی و شور اوست که او را دوباره متولد میکند اگردراین آمادگی رنجی نهفته است رنج زایمان است به شیوه ی خویش زیستن شجاعت میخواهد دل و جرات میخواهد به شیوه خود زندگی کن شبیه خودت باش و بس نگران عوام نصیحت گو مباش زندگی خودرا ترسیم کن از روی نقش کهنه ی دیگران نقاشی نکن خلاق باش اگرهم در شیوه ی خود بر خطا باشی بهتر از آن است که دیگران به جای تو زندگی کنند و تو بر صواب باشی زیرا کسی که به شیوه ی دیگران زندگی میکند و بر صواب است زندگی را به بطالت میگذارند کسی که به شیوه ی خود زندگی میکند و بر خطاست بالاخره دیر یا زود از خطای خویش درس خواهد گرفت او خطای خویش را دستمایه ی تجربه ای تازه خواهد کرد و با تجربه های خویشتن خواهد بالید زندگی زندگی رودخانه ای ست از فنا تا به فنا زندگی اصلا پدیده ای منطقی نیست منطق ساخته و پرداخته ی ذهن ماست زندگی حیرت در شگفتی هاست پرسه زدن در زیبایی هاست زندگی معامله نیست تجارت نیست شهود عاشقانه ی اشیاست زندگی زمانی معنا دارد كه سفری در جاده ی عشق باشد زندگی سفر است كسانی كه جایی در گوشه و كنارها اتراق می كنند زندگی را می بازند انسان باید آواره و پرسه زن باشد انسان باید خانه به دوش باشد هر جا كه اتراق شود زندگی در آن جا می میرد ادامه ی متن ها و معرفی کوتاه استاد مسیحا برزگر در ادامه ی مطلب ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15 0 توسط متولد بهمن یا رب ز شراب عشق سرمستم کن به تو من خیره می گردم به این جنگل به این برکه به خط نور به این دریا به رقص آب به این افسون بی همتا چه باید گفت کمک کن واژه ها را بر زبان آرم بگویم لحظه ای از تو از این زیبائی روشن از این مهتاب بریزم با نسیم و گم شوم در شب بخندم با تو لختی در کنار آب زبانم گنگ و ذهنم کور تنم خسته دلم رنجور تمام واژه ها قامت خمیده ناتوان بی نور پر از پیچیدگیست این ذهن ناهموار سکوت واژه ها درهم تنیده مثل یک آوار من از پیچیدگی ها سخت بیزارم تو با من ساده می گویی و من هم ساده می گویم خـدایــا دوسـتـت دارم ای خدای مهربان نمی دانم چه حكمتی داشته است اینكه تو با آن همه عظمت و بزرگی ات كه در مخیله هیچ كس نمی گنجد اجازه داده ای كه بنده ای ناچیز این چنین بی واسطه با تو سخن بگوید مقام كبریایی تو كجا و بنده حقیر كجا عرش اعلی كجا و زمین خاكی كجا حی لایموت كجا و عبد فانی كجا ذات پاك و مقدس كجا و موجود سراسر تقصیر كجا اما می دانم هر چه هست تو فراتر از آنی كه عظمت لطف تو را تجسم كنم خدایا اگر تو اجازه نمی دادی این چنین صمیمانه و خودمانی با تو گفتگو كنم آنگاه باید در گفتگو با چه كسی دلم را تسكین می دادم به كدام رحمت بی انتها متوصل می شدم تا در مشكلات و گرفتاری های دنیا احساس نومیدی و شكست در وجودم رخنه نكند كدام محرم راز را پیدا می كردم كه تمام آشكار و نهانم را بداند و آنها را به هیچ كس نگوید چه پناهگاهی را می یافتم كه هرگاه مرتكب اشتباه و لغزشی می شدم به درگاه او پناه می بردم و با خلوص دل نزد او اعتراف می كردم و طلب عفو و رحمت خدایا تو خودت می دانی كه هرگاه من به نماز می ایستم آنچنان در افكارم غوطه ور می شوم كه گویی هزاران خدا دارم و اما تو آنچنان به كلماتم گوش فرا می دهی كه گویا همین یك بنده را داری نمی دانم چه سری در این نهفته است اما هر چه باشد من مخلوق توام و تو كاملا بر خلقتم آگاه تو به آنچه در وجودم آفریده ای آگاهی و من از دسترسی به آنچه حكمت بالغه ات بوده عاجز خدایا اگر در زمان هم صحبت شدن با تو افكارم در دنیا و مادیات غوطه ور است نه از سر این است كه من چنین خواسته ام بلكه ناتوانی من را در درك عظمت و مقامی كه در مقابل او ایستاده ام می رساند مقامی كه بندگان مخلصت وقتی در آن قرار می گیرند فقط تو را می بینند و بس چنان محو وجود تو می شوند كه كشیدن تیر را از پای خویش حس نمی كنند می خواهم بگویم از اینكه اجازه دادی در شبانه روز پنج بار بدون واسطه و رو در رو با تو سخن بگویم سپاسگذارم و امیدوارم كه این نعمت عظمی را از من دریغ نكنی می خواهم بگویم كه لا تزق قلوبنا بعد اذ هدیتنا می خواهم بگویم گر چه عبادت و بندگی من در مقابل لطف و كرم تو پشیزی نمی ارزد اما تو در یوم یقوم الحساب از سر لطف و كرمت با من رفتار كن چون اگر میزان عبادات و اعمال من باشد خسر الدنیا و الاخره خواهم بود و اگر میزان بخشش تو باشد آنگاه رسد آدمی به جایی كه بجز خدا نداند به نام تو ای بی کران مهربان ای خدای رحمت ها و موهبت ها برای تو و از تو می نویسم برای خود و دلی که تنها امیدش تو هستی می نویسم خدایا من خود و زندگی ام را حال و آینده ام را لحظه لحظه نفس کشیدنم را به دستان پر قدرت و مهربان تو می سپارم و ایمانی بس ژرف و از صمیم قلب دارم که تو برای من معجزه می کنی و آرامش و شادی همیشگی را به قلبم هدیه می دهی الهی به امیدت الهی توکل به تو می خواهم بدانی مهربان خدای من هرگز از تو تهی نمی شوم هرگز اگر صبوری می خواهی از من صبوری می کنم چون تو ای خدای من می خواهی اگر درس هایی هست که با تلخی و درد همراه است به جان می خرم تمام دردها و تلخی ها را چون تو می خواهی ای ناظر و آگاه بر همه ی زندگی ام اگر اشک هایی هست که باید با هر قطره اش سنگ وجودم تراشیده شود با سوز دل داغی اشک ها را بر گونه هایم می پذیرم چون تو می خواهی ای خدای رحمت ها و خوبی ها ای قدرتمند آگاه و ای هدایتگر من و ای حافظ و نگهدار من خدایا چشم براه زیباترین اتفاق زندگی ام هستم اتفاقی که با آن از ته قلبم عشق و خوشبختی همیشگی را بچشم خدای من خدای مهربان من تنها امید و تکیه گاهم تو و رحمت بی حد و نهایت توست ای خدای مهربانم ای که بیش از عشق بر تو عاشقم تو را به خدایی ات قسم با معجره ات با قدرتت با رحمتت عاشق ترم کن تو را شکر و سپاسی از اعماق وجودم می گویم برای همه ی نعمت ها و موهبت هایی که به من عطا کردی الهی امید به رحمت و قدرت بی کرانت نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 15 30 توسط متولد بهمن خانه ی مادربزرگ در باز شد حیاط خانه ی مادربزرگ آب تنی هندوانه در حوض فیروزه ای بوی نم کاهگل ایوان و قل قل سماور بر تخت چوبی روی حوض دراز میکشم مست بوی رزی سرخ دهانم پر از طعم گس آسمان مادربزرگ لاغر تر از همیشه خوابیده بر تختی که بوی درد میدهد با صدای مادر از جا پریدم مادر بزرگ نبود خانه اش نبود دوباره با چشمان باز رویا دیده ام نیلوفر مهرجویی خانه های قدیمی را دوست دارم چایی همیشه دم است روی سماور توی قوری در خانه همیشه باز است مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد غذاها ساده و خانگی بویش نیازی به هود ندارد عطرش تا هفت خانه می رود کسی نان خشک ندارد نان برکت سفره است مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کند دلخوری ها مشاوره نمی خواهد دوستی ها حساب و کتاب ندارد سلام ها اینقدر معنا ندارد سلام گرگی وجود ندارد افسردگی بیماری نایابی است خانه های قدیمی را دوست دارم خانه ی مادربزرگ يعني طاق ضربي هاي سفيد يعني سرخي انار و زردي انجير و سبزي انگور يعني رقص آرام پرده هاي توري پنجره ها يعني گنجشك هاي پر سر و صدا و آواز قمري تنها در گرگ و ميش صبحگاه يعني خواب آلودگي يك بعد از ظهر پر از رخوت تابستاني و بازي نور و سايه از لابه لاي پلكهايي سنگين يعني سكوت و آرامش پدربزرگ و صداي گامهاي بي صداي او يعني صداي جيغ هاي ممتد قرقي جواني كه همسايه آنهاست يعني خوابيدن زير آسمان پر از ستاره و گوش نكردن به حرف مادربزرگ كه سرما مي خوري يعني سرما خوردن و لذت بردن خانه ی مادربزرگ براي تو آخر دنياست در خانه ی مادربزرگ هيچ كس دستش به تو نمي رسد نه دوستاني كه دوستشان داري نه كساني كه دوستشان نداري نه دست مسئول آموزش دانشگاه و نه زني با قيافه عبوس كه بگويد گزارش سه ماهه پايان نامه تون نه دست مديري كه بايد هفته پيش كارت را تحويلش مي دادي و هنوز به نيمه هم نرسيده نه دست روزمرگي و ترسهاي هميشه همراه در خانه ی مادربزرگ مهم نيست كه جيمز فولي يا جيم جارموش كيست مهم نيست كه ديويد ممت نمايشنامه اش را خوب تبديل به فيلمنامه كرده يا نه مهم نيست آنلاين باشي يا نه مهم نيست كنكور دكترا شركت كني يا نه مهم نيست هنرتجربه گرا يعني چه مهم نيست كه چقدر كتاب نخوانده و نماز قضا شده داشته باشي مهم اينه كه آسمان كويري شهر بي غبار باشه تا بشه شكارچي و خوشه پروين را پيدا كرد مهم اينه كه انارهاي حياط جلويي سرخترند يا حياط پشتي مهم اينه كه تو مسابقه كندن انجير تو برنده مي شي يا مهتاب مهم اينه كه كلاغ زاغي كه روي درخت بزرگ انتهاي حياط لونه داره امسال هم اومده يا نه مهم اينه كه زنبورهاي قرمز اينجا هيچ كس را نيش نمي زنند مهم اينه كه مادربزرگ سخت به امامزاده سيد منصور معتقد است در خانه ی مادربزرگ همه چيز تعريفي متفاوت دارد و دوست داشتني در خانه مادربزرگ تو هميشه زيباتري و اين را از مهمان نوازي آينه هاي خانه مادربزرگ داري در خانه مادربزرگ خاله پيري براي تو دعا مي كند و دعايش چه زود مستجاب مي شود در خانه مادربزرگ صداي نواي ني پدربزرگ است و قطره اشكي كه دستي پير به آرامي از گوشه چشمي پاك مي كند صداي بلند پدربزرگ است وقتي كه نماز مي خواند و من اين صدا را از صداي ني زدنش هم بيشتر دوست دارم و هميشه غمي غريب است در سبحان الله گفتن هايش در آنجا پدربزرگ و مادربزرگي هستند كه طاق ضربي هاي بالاي سرشان از هر هاله مقدسي مقدستر است نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 14 40 توسط متولد بهمن دلم باران دستم باران دهانم باران چشمم باران بـاران که می بارد باید آغـوشی باشد پـنجره ی نیمه بازی موسـیقی باران بوی خـاک سـرمای هوا باران که می بارد دلم برایت تنگ می شود راه می افتم بدون چتر من بغض میکنم آسمان گریه پچ ِ پچ ِ باران را می شنوی عاشقانه هایش را برای تو فرستاده ست گاه در کوچه می رقصد و پای کوبی می کند گاه شیشه ی ِ پنجره ی ِ اتاقت را می نوازد و برای قدم زدن می خواندت برخیز و خویش را از غمی که تا مرگ ِ احساس می بردت رها ساز خیس شو در بارانی که روحت را طراوات می دهد باران همه بهانه است موهبتی ست از سوی ِ خدا گاه خدا نیز بهانه می کند و مست می شود برای بارش ِ بوسه هایش و تا آغوش بکشد تو را از همه ی ِ آن لرزه گناهانی که سبب ِ اندوهت می شوند آری سروده ام را بگذار به حساب ِ تب و هذیان اما باور دار که آغوش ِ او بسیار بزرگ است داشتنت مثـل نــم نــم ِ باران ِ جاده شُمال مثــل ِ مستــی ِ بــعد از اولــین پـیکـــ های ِ شــَـراب مــثـل ِ خــواب بعدازظُهــر مـثل ِ بــوســه های ِ تُند تُند و یواشکــی مثل ِ آهنگــ های قدیمی مثل ِ دیالو گـــ های فیلم ِ شب ِ یلــدا و مثل ِ برگــشتن آدمــی که سالها مُنتظرش بودی می چسبد چند تا هم شعر بارونی گذاشتم تو ادامه مطلب از دست ندین ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17 30 توسط متولد بهمن سیب شعر دوست داشتنی حمید مصدق پاسخ زیبای فروغ فرخزاد و نهایتا شعر تکمیل کننده ی این دو از جواد نوروزی تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من كرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتی و هنوز سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكراركنان می دهد آزارم و من اندیشه كنان غرق در این پندارم كه چرا باغچه ی كوچك ما سیب نداشت حمید مصدق من به تو خندیدم چون كه می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه ی همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا كه با خنده ی خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك دل من گفت برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تكراركنان می دهد آزارم و من اندیشه كنان غرق در این پندارم كه چه می شد اگر باغچه ی خانه ما سیب نداشت فروغ فرخزاد دخترک خندید و پسرک ماتش برد که به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد غضب آلود به او غیظی کرد این وسط من بودم سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام هر دو را بغض ربود دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت او یقیناً پی معشوق خودش می آید پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد سالهاست که پوسیده ام آرام آرام عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم همه اندیشه کنان غرق در این پندارند این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت جواد نوروزی نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 14 53 توسط متولد بهمن قیصر امین پور و قاف حرف آخر عشق است آنجا که نام کوچک من آغاز می شود من سالهای سال مردم تا اینکه یک دم زندگی کردم تو می توانی یک ذره یک مثقال مثل من بمیری افتاد آنسان که برگ آن اتفاق زرد می افتد افتاد آنسان که مرگ آن اتفاق سرد می افتد اما او سبز بود و گرم که افتاد باقی اشعار در ادامه مطلب ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10 17 توسط متولد بهمن خانه تکانی دلت را بتکان غصه هایت که ریخت تو هم همه را فراموش کن دلت را بتکان اشتباه هایت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند فقط از لا به لای اشتباه هایت تجربه را بیرون بکش قاب کن و بزن به دیوار دلت دلت را محکم تر اگر بتکانی تمام کینه هایت هم می ریزد و تمام آن غم های بزرگ و همه حسرت هایت باز هم محکم تر از قبل بتکان تا این بار همه ی آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد حالا آرام تر آرام تر بتکان تا خاطره هایت نیفتد تلخ یا شیرین چه تفاوتی می کند خاطره خاطره است باید باشد باید بماند کافی ست نه هنوز دلت خاک دارد یک تکان دیگر بس است تکاندی دلت را ببین چقدر تمیز شد دلت سبک شد حالا این دل جای او ست دعوتش کن این دل مال او ست همه چیز ریخت از دلت همه چیز افتاد و حالا تو ماندی و یک دل یک دل و یک قاب تجربه یک قاب تجربه و مشتی خاطره مشتی خاطره و یک او خانه تکانی دلت مبارک نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 14 41 توسط متولد بهمن پروا نه به یقین می دانم خواهد آمد آن روز که من و تو به تراوش نگاه دو عاشق برهم پروانه خواهیم گشت و در آغوش ابرها پرواز خواهیم کرد گرچه از عمرمان فقط چند طلوع خورشید باقی مانده باشد نمی دانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند می گویند حساسیت فصلی است آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم راست میگفت نیما به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 13 11 توسط متولد بهمن دنیا مثل ماسوله است دنیا سقف آرزوهای ما می شود حیاط مردم بالا آه چقدر دلتنگتم ماسوله سرزمین عشق سرزمین عشق من و من در تو و خاطراتت گمم با مرورشون نفس عمیقم میاد و آرومم آروم آروم باتموم وجود دوست دارم آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند روی تراس می ایستم و به تو خیره می شوم دانه های سبک برف در هوای تو بازیگوش می شوند و درختان دست به دعا ماسوله ی من ماسوله ی برفی من من می روم و تو می مانی من تنها تو تنها تو معشوقی و من عاشق در تبت می سوزم و دم نمی زنی چه صبورانه و چه پر غرور در دل کوه خیره ایستاده ای امروز صبح پاهای پنبه ای برف را روی سینه ات داشتی و حالا از حرارت عشق تو زیباروی من برف ها هم سر تسلیم فرود آورده و در دلبستگی شان فرو می روند من می روم و تو می مانی من با آهی سرد از کنار تو چه سخت کنده می شوم خود را به خروش وحشی رودخانه می سپارم تا مثل گل و لای مثل سنگ مثل شاخه های هرز مرا در خود بکوبد و به آسانی ببرد زیبای من زیبای خدای من به خدا می سپرمت خداحافظ ای سراسر نگاه ای سراسر صمیمیت ای طراری محض خداحافظ ای دل تپنده ی خدا در سینه ی من نگاهم را به پنجره هایت و دلم را به ساقه های...
|