Meta tags:
author= رضا جعفری;
description= پنجره ای روبه باران - گاهی تنها یک پنجره رو به باران، برای زنده ماندن امید کافی است... - پنجره ای روبه باران;
keywords= پنجره ای روبه باران,rj1366, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogskin;
Headings (most frequently used words):
می, گاهی, ای, جمعه, که, یک, هنوز, زندگی, باران, ها, آدم, را, منتظر, است, شاید, وقتی, پیوند, وبلاگ, های, امروز, روزها, به, برای, اتفاق, کوچک, روز, خواهد, با, تو, فردا, دل, باید, کرد, فقط, بارد, پنجره, روبه, موضوعات, برچسب, آرشيو, مطالب, اخير, روزانه, امکانات, جانبی, اسلایدر, بوی, آمدن, دهد, صبح, چند, روزی, نبودم, شیراز, شهری, این, مهمانش, شده, ام, خواب, خبر, رساند, لبخند, زدن, آینده, کافی, ست, آن, نفهمیدیم, آخرین, بار, دلم, در, چیزهای, افتد, دوباره, عطر, دلت, زیادی, جدی, نگیریم, اگر, خودت, دیدی, قرارِ, یکشنبه, بعضی, آرام, تر, طبیعت, حرف, زند, دلش, فهمیده, شود, منتظریم, رویای, آرامش, همین, نزدیکی, هاست, عشق, خاطره, آمارگیر,
Text of the page (most frequently used words):
شاید (133), برای (114), گاهی (101), باران (101), هنوز (96), آدم (89), است (87), زندگی (82), همین (78), فقط (78), این (70), پنجره (64), باشد (62), چند (57), بعضی (57), شود (53), امروز (52), نمی (51), های (49), اگر (48), اما (47), آرامش (46), همه (46), اتفاق (45), جمعه (45), کسی (45), امید (44), آرام (43), نیست (40), همان (40), فکر (39), اینکه (39), نوشته (38), سال (38), روز (37), #دوباره (37), کنیم (37), وقتی (36), تمام (35), کنم (34), هایی (34), خواهد (34), کند (34), ۱۴۰۵ (33), همیشه (32), برچسب (30), هیچ (29), قرار (29), حتی (28), دلم (27), جایی (26), اند (25), بود (25), باید (24), کنار (24), دنیا (24), بیشتر (24), باز (24), چیزی (23), کنی (23), چیز (23), منتظر (22), فردا (22), لحظه (22), داشته (22), کافی (21), خاطره (21), بعد (21), کمی (21), شهریور (20), خودش (20), کوچک (19), لبخند (19), روزها (19), روزی (19), انتظار (19), حرف (19), صدای (19), شده (18), عشق (18), خودم (18), پیدا (18), دارد (18), شوند (18), نگاه (18), راه (18), باشیم (18), دوست (17), میان (17), دیگر (17), فاصله (17), هاست (17), تازه (17), معمولی (17), خواب (16), نفر (16), بزرگ (16), پشت (15), خودمان (15), عجیب (15), روزهای (15), دلیل (15), خانه (15), خوب (15), کردن (15), بار (14), صبح (14), یکشنبه (14), گوشه (14), ساده (14), ایم (14), دقیقه (14), قدر (13), روی (13), جای (13), یعنی (13), کرد (13), خبر (12), شروع (12), بوده (12), چون (12), بزرگی (12), دلمان (12), یاد (12), نباشد (12), چای (12), خسته (12), دلش (12), کردم (12), بوی (11), سکوت (11), انگار (11), گذشته (11), قدیمی (11), دلت (11), مان (11), طور (11), خستگی (11), گرفته (11), بدهیم (11), آینده (10), آمدن (10), حال (10), هست (10), شبیه (10), دور (10), خودت (10), چرا (10), کرده (10), دهد (9), شنبه (9), سخت (9), دارم (9), اینجا (9), باشم (9), آنکه (9), واقعی (9), کوچکی (9), درست (9), روشن (9), چیزهایی (9), چشم (9), شلوغی (9), خیلی (9), دیر (9), بدون (9), آدمی (9), چقدر (9), وبلاگ (8), مرداد (8), زمان (8), بارانی (8), داریم (8), دیگری (8), یکی (8), خیس (8), خیابان (8), بنشیند (8), بلکه (8), کنند (8), تواند (8), وجود (8), پیش (8), نگه (8), لازم (8), دنبال (8), آسمان (8), خبری (8), آید (8), مدت (8), بگویم (8), مانده (8), شیراز (7), شهری (7), مهر (7), دلتنگی (7), نفس (7), شیشه (7), پنهان (7), ندیده (7), ماند (7), فنجان (7), مهربان (7), عوض (7), ادامه (7), هوای (7), بگیرد (7), باور (7), قدم (7), توضیح (7), قبل (7), بهتر (7), دلی (7), شهر (7), حرفی (7), دانم (7), آخرین (6), طبیعت (6), خنده (6), داشت (6), بالاخره (6), فراموش (6), کدام (6), شدن (6), قطره (6), خاک (6), بیست (6), بودن (6), آمدنش (6), کمتر (6), دست (6), روزهایی (6), جاده (6), قصه (6), تغییر (6), کنارش (6), تصمیم (6), هایش (6), ببارد (6), عجله (6), اتفاقی (6), اللهم (6), عجل (6), لولیک (6), الفرج (6), باشی (6), زیر (6), خوشحال (6), زیادی (6), خدا (6), زدن (5), ۱۳۹۵ (5), عکس (5), زیبا (5), زیباترین (5), پنجشنبه (5), چهارشنبه (5), بنویسم (5), جمله (5), دوستش (5), گفتن (5), مثل (5), زیبایی (5), بارد (5), طولانی (5), نشیند (5), خاطر (5), شان (5), شویم (5), یادش (5), زنده (5), عطر (5), قلبت (5), نداشته (5), ترین (5), رسیدن (5), چیزها (5), فهمی (5), چراغ (5), سبک (5), درخت (5), روزگار (5), نامش (5), ظهور (5), زیباست (5), فرصت (5), کاری (5), جواب (5), مهربانی (5), بگوییم (5), بگوید (5), بلد (5), چیزهای (5), رود (5), باشند (5), بخواهد (5), خاصی (5), عصر (5), جهان (5), تنگ (5), کردی (5), نگران (5), فهمیدم (5), نرسیده (5), جان (5), رسید (5), اسم (5), نبودم (4), عاشقانه (4), رویای (4), دوشنبه (4), خودِ (4), جور (4), دارند (4), کلمات (4), قشنگ (4), وقت (4), بخشی (4), هستند (4), شکل (4), ماندن (4), اجازه (4), گفت (4), صبحی (4), فردایی (4), دلِ (4), توانیم (4), وارد (4), بزند (4), پایان (4), آماده (4), خواست (4), آمد (4), خدایا (4), منتظریم (4), اندازه (4), امیدوار (4), بگیریم (4), گوش (4), پیام (4), نیستند (4), ندارد (4), گویی (4), رسد (4), دلتان (4), بفهمد (4), زند (4), حالا (4), برسد (4), شلوغ (4), ساعت (4), وسط (4), ارزش (4), ناگهان (4), سفر (4), دیدی (4), خواهم (4), روبه (4), صدا (4), آقا (4), عدالت (4), برگردد (4), شوی (4), آمده (4), دوستشان (4), توانی (4), زمین (4), هرچه (4), عجیبی (4), دیدم (4), بودم (4), رفته (4), برایت (4), خوش (4), نفهمیدیم (3), رساند (3), مهمانش (3), عکسهای (3), دعا (3), اشتباه (3), خوبی (3), معنا (3), تنهایی (3), خورده (3), دانیم (3), آشنا (3), متفاوت (3), گیرد (3), مانند (3), آهنگ (3), بیدار (3), آیند (3), هفتم (3), داد (3), راهش (3), بکشی (3), خواسته (3), خواهیم (3), ساخته (3), مسیر (3), دادن (3), اتاق (3), نیفتاده (3), آمدنِ (3), خالی (3), گذاشته (3), نوری (3), تاریکی (3), نگیریم (3), برایش (3), بگذار (3), مدتی (3), نشده (3), رسیده (3), یکم (3), فهمیده (3), بتواند (3), احساس (3), دیده (3), کنارمان (3), ابرها (3), نظر (3), آرامی (3), تنها (3), هزار (3), برند (3), بگیرم (3), داند (3), فردای (3), سمت (3), گفته (3), نرسیدن (3), بزنم (3), قسمت (3), گرم (3), خاموش (3), بدهد (3), سؤال (3), روشنایی (3), نکرده (3), نام (3), داری (3), دعایی (3), بعدها (3), نداریم (3), رسیدم (3), بیشتری (3), کجا (3), یادآور (3), خداحافظی (3), عبور (3), اولین (3), جدی (3), نداره (3), ذهنم (3), کنارم (3), وعده (3), نزند (3), هایم (3), بدهم (3), نشسته (3), هوا (3), بیفتد (3), آورد (3), چطور (3), برایشان (3), مادری (3), رفت (3), کار (3), بیرون (3), صفحه (3), گفتم (3), العاده (3), امشب (3), دوازده (3), نبود (3), مصاحبه (3), مرضیه (3), نداشتم (3), خودشان (3), قدرِ (3), حجاب (2), پیوند (2), شخصی (2), امام (2), نوشتن (2), توی (2), آرزوها (2), رنگ (2), سختی (2), کنه (2), اشک (2), هام (2), همدیگر (2), دنیای (2), حالِ (2), هایشان (2), آنچه (2), بیند (2), کشد (2), بیاورد (2), ششم (2), گذشت (2), آرزو (2), مانی (2), دانی (2), ختم (2), سهم (2), روند (2), تصورش (2), ناتمام (2), وگوی (2), بگیری (2), رها (2), نگرانی (2), بفهمند (2), نزدیکی (2), هشتم (2), نیامده (2), قلبمان (2), برداریم (2), مجبور (2), نباشیم (2), صبحش (2), فرار (2), نهم (2), دوختن (2), کننده (2), ناامید (2), خبرهای (2), نیاز (2), صاحب (2), الزمان (2), دنیایی (2), جنس (2), بیفتند (2), باره (2), توانم (2), گرد (2), بشوید (2), انتظارها (2), معنی (2), آخر (2), خواهند (2), نکند (2), کوتاه (2), کاش (2), ترش (2), نکنیم (2), قضاوت (2), طوری (2), شدی (2), دیگران (2), امن (2), احتیاج (2), صبر (2), آسمانی (2), تاریک (2), عمیقی (2), یادآوری (2), دوم (2), ایمان (2), اطمینان (2), بروی (2), تان (2), قلب (2), شعر (2), چراغش (2), شمردن (2), ساختن (2), حضور (2), پایین (2), مهدی (2), بهتری (2), تکرار (2), خوشبختی (2), ندارند (2), داشتن (2), پیامی (2), متوجه (2), بخش (2), پول (2), داشتم (2), بفرستیم (2), بهانه (2), هفتگی (2), بهترین (2), چنین (2), طرف (2), ببینیم (2), وهوای (2), قراری (2), ناراحت (2), شدم (2), قرارِ (2), صادقانه (2), تپد (2), تجربه (2), نگاهش (2), نباش (2), زنی (2), چیست (2), بگذرم (2), گرفتن (2), بالا (2), واقعاً (2), خراب (2), قشنگی (2), اصلاً (2), سرد (2), بفهمم (2), مرا (2), بداند (2), زنم (2), دستم (2), دوازدهم (2), نخواهد (2), گره (2), نتوانسته (2), بکشد (2), قلبم (2), بودی (2), هیاهو (2), داشتنی (2), آهسته (2), بودند (2), برگردم (2), سروصدا (2), دوستی (2), حواسمان (2), منتظرش (2), دید (2), غریبه (2), عقب (2), افتاد (2), اسمش (2), افتد (2), ماشین (2), بروم (2), فعلاً (2), جلوی (2), ماجرا (2), خیال (2), دیدار (2), هفدهم (2), اینجایی (2), ایستیم (2), تماس (2), معجزه (2), برگ (2), افتاده (2), ایستادم (2), خارق (2), کتاب (2), بماند (2), برمی (2), شرمنده (2), راز (2), حقش (2), طعم (2), بچشد (2), ترس (2), گیری (2), رسند (2), جوابش (2), ثانیه (2), آنها (2), زدم (2), فکری (2), بارید (2), اختیار (2), ببینی (2), خوابش (2), ذهن (2), خواندم (2), دانستم (2), بدانم (2), کجاست (2), برده (2), سفرها (2), برگشتم (2), عزیز (2), گذرد (2), آغاز (2), ابری (2), خوشم (2), هایمان (2), آمدنت (2), اسلایدر, weblog, themes, blog, skin, راهنمای, نویسان, ابزار, آمارگیر, rss, امکانات, جانبی, روزانه, مطالب, اخير, فروردین, اردیبهشت, خرداد, تیر, آرشيو, دینی, مطلب, موضوعات, گیل, دختر, درباره, برام, خوام, بدم, راستش, بیوگرافی, خودمه, همینی, بینید, امیدهاش, فارغ, نژاد, مذهب, دین, نظرم, ناملایماتش, اون, بشه, بدی, جاییه, دردها, دفتر, خاطراته, همدم, نتونم, بگم, نویسم, نشن, نمونه, لابه, لای, منو, منه, تونم, مشترک, نویسی, بشناسند, بینند, برگردیم, طورند, جذب, نگاهی, یکسان, متن, خوانیم, صدایشان, نشنیده, دنیایشان, کوچ, گلایه, داشتی, لبخندی, شیرینیِ, بارانِ, سهمی, ردّشان, پاکش, گرفت, بتوانی, بزنی, جریان, صمیمی, تفاوتی, دوش, فکرهایی, سرت, چرخد, بنشینی, بریزی, طبق, برود, بروند, واقعیت, ذهنمان, دقیقاً, نرسد, رویا, کشیدن, آرزوی, آدمِ, اطرافمان, رویایی, یادت, بیاید, ببندی, بگذاری, ایمش, برایمان, آشناست, نشدن, تلخ, بشکنیم, نادیده, دستی, کمک, تفاوت, نگذریم, منتظران, بده, فصل, داستان, باش, درونت, شکسته, بایستند, ریخت, نشست, تلخی, شیرینی, بپذیریم, شنوا, قاضی, بدانی, شدنت, اول, تعریف, تظاهر, نقاب, مشکلات, بخواهیم, خبرم, فهمیدن, کردنشان, مکث, آغوش, سکوتِ, فهمم, نصیحتیم, ماست, بایستید, کنید, بکشید, بدهید, ببرد, فصلی, اندازد, بپرسد, خورند, خنک, بشنوم, ببندیم, لبخندهایی, نزده, عشقی, سیب, سهراب, بدبین, نیستم, بخندم, چترش, داشتنش, رسی, سوم, شنوی, خواهی, لذت, ببریم, زخم, شبه, یادمان, هیاهوی, بنوشد, جوابِ, چهارم, دعایتان, پذیرفته, روشنش, پایانِ, اگرچه, بسیار, رویش, غیبت, نباشند, دیدند, خجالتِ, کوتاهی, نیندازند, بری, آرزویی, صبورتر, راستگوتر, دلگرم, سلامِ, نزدیکیِ, بدانیم, فردایمان, هستیم, نگاهشان, شیرین, مرتب, نقص, نوشیم, عمرمان, نامعلوم, گذرانده, آرزویم, اوضاع, خندم, روم, گوییم, فلان, مشکل, شوم, شرط, گذاریم, گلستانه, صلواتی, قرآن, احمد, عطرِ, سختیِ, آسانه, رفتارمان, یادگاری, ناگفته, مراقب, دلخوری, مقابل, بتوانیم, تمرین, میلاد, پیامبر, پیامبری, رحمت, یکدیگر, دردش, نگفتم, هفته, نشینم, پرسم, تشریفات, وجودمان, بلند, نگوییم, قدرها, محبت, تغییرها, بشناسد, فکرش, توانست, ببیند, چیزهایت, تعجب, چشمانش, امیدی, توانند, حواست, ایستی, خندید, آرزوهای, تری, دانست, امروزت, فرض, بینی, دهم, خاطراتِ, دیروز, فکرِ, نباشه, آخرش, انقدر, مهم, ماه, دیگه, یادمون, نمیاد, شنید, بهشون, وابسته, نشد, سپرد, شلوغه, فکرهای, اضافه, خیالی, اعصاب, آرامشمون, داره, بهتره, شونه, هامون, بندازیم, بگیم, بفهمیم, حالشون, ربطی, ندادن, احترامی, حوصله, براش, ارزن, نشستم, مرورش, ناراحتم, حملش, زمانی, یازدهم, نتوانست, خالیِ, فردایم, رؤیاهایمان, منتظرمان, زیباتر, تویی, ببین, رؤیای, فردایت, نشود, رویم, حواسم, فنجانی, نیمه, انتظارهای, خورشید, نسیمی, بگذرد, آسان, حرفِ, زمانمان, آمدنی, ظهوری, وقتِ, دلیلِ, امیدشان, دادند, مهری, بمانیم, بنشینیم, سیزدهم, نیازی, برسی, دیدنت, تپیده, عصرها, دیوار, حضورِ, نادیدنیِ, گرمای, دلتنگیِ, حضورشان, خیسِ, رفتنِ, فهمیم, بودنشان, عادت, بودیم, چهاردهم, گیریم, ماندگار, متوقف, گرفتیم, دورهمی, بتوانم, اتفاقات, غذایی, اشتها, خوریم, شماره, پدری, بودنش, پشتوانه, تکه, رؤیایی, دربیاید, برسیم, گردیم, معمول, مزه, دانستی, دهانت, درمی, دیدن, هرگز, نخواهی, مجموعه, مدل, خندیدنِ, دری, سراغش, نرفته, ظاهراً, ذهنش, شنیدم, دفعه, افتادم, پانزدهم, سنگینی, دیروزت, ساخت, ثابت, رسیدنش, تحسینش, کنارت, نصیحتی, شکلِ, بایستم, بگذارم, ریه, باریک, بند, هرکدام, مقصدی, شانزدهم, واقع, مانم, سعی, غرور, بردارم, باری, نشستی, باشکوه, موسیقی, غمگین, دانستیم, ماندیم, زدیم, موقع, گفتیم, گوید, نانوشته, باقی, خاص, نیفتاد, تبدیل, آوریم, پدرمان, زنگ, بزنیم, بابت, نتوانستیم, قوی, ببخشیم, انجام, قالب, شدند, درختی, زردش, نکنم, نوزدهم, مبارک, نیفتد, محکمی, واژه, ابد, امیدوارم, فوق, تسلیم, جلو, برویم, دریغ, نشکنیم, دیدنش, نشویم, نشستن, بینیم, شبی, تمرینِ, نزدیکیم, کودکی, جنگ, راحت, توپش, بدود, عدالتی, نپرسد, ترسد, بیستم, دورتر, شنیدن, صدایش, پرسد, ناامیدی, سرِ, منتظرم, بگو, آرزوهایت, بسپار, بکش, بنشین, بریز, نکن, مشغول, درها, نشو, کشی, شما, انداخته, خوانده, بارها, صبور, ببندم, فرزندش, سلامتی, عزیزانم, موعود, کوچه, پیچید, گویم, صبحشان, گریه, نانش, برساند, تاریخیم, نیستیم, مگر, انتظارشان, پایانی, ننوشته, بیندازد, نتواند, وقتش, برگشت, چایم, بریزم, پرده, آنجا, درِ, توانستم, نرفتم, چشمت, گذارد, آمادگی, شروعش, ربط, تصادف, مبهوت, مسیری, اطلاعی, اسمی, برایم, ملکی, جست, وجوهای, جوابشان, الان, خاطرات, آمدند, ببینم, ماندم, سقف, نامزدی, خورد, نامزد, آشنای, شناخت, هرکدامشان, جوانی, داشتند, برایتان, تماشا, بفهمی, کسانی, دیدنشان, دستشان, بچه, خانواده, فهمد, حافظیه, حافظ, سعدی, بهارنارنج, مهمان, شیرازم, ضرورت, چمدان, بندد, راهی, انتخاب, پنجم, منظره, هرچقدر, کشند, امیدهایی, شبِ, اینجام, آره, نباید, پرسید, گردی, منتظرت, گله, پرسند, جاها, نپرسیده, جاست, آمدم, سراغ, درگیر, وآمدها, مطب, دکتر, خیره, برد, اتفاقاً, گذشتند, خواستم, نداشت, جوانه, سنگین, کهنه, حساب, صورتت, شیرینِ, نمناک, بتراشد, هوایی, شوید, شانه, نشان, خوشی, بخواهی, بین, ببری, اینجاست, ردّ, غبار, شسته, خیابانی, برق, شاخه, فهمیدنش, نگاهتان, سرشار, برکت, روزهایمان, ببخش, برسان, دعای, فرج, نخوانیم, شوق, بخوانیم, امیدوارتر, باریدن, بسته, عدل, دلپذیر, نامت, زمزمه, دوزند, گویند, ممکن, دورترین, چراغی, مطبوع, نسیم, پراکنده, صورت, کاملاً, آفتابی,
Text of the page (random words):
ایت دارند از پنجره ای رو به باران ️ برچسب ها باران آرامش امید دل نوشته شیراز شهری که این روزها مهمانش شده ام یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵ شیراز شهری که این روزها مهمانش شده ام بعضی سفرها را خودمان انتخاب نمی کنیم یک اتفاق یک ضرورت یا گاهی یک عزیز چمدان را می بندد و آدم را راهی شهری می کند که قرار نبود این روزها در آن باشد این چند روز من مهمان شیرازم شهری که همیشه نامش با حافظ و سعدی و عطر بهارنارنج گره خورده اما این بار برای من حال وهوای دیگری دارد این جا نه آمده ام که فقط در خیابان هایش قدم بزنم نه آمده ام که از حافظیه عکس بگیرم و برگردم این بار شیراز برای من بخشی از یک روزهای واقعی زندگی ست روزهایی که آدم بیشتر از همیشه قدرِ خانه را می فهمد قدرِ آدم هایی را که دوستشان دارد و حتی قدرِ یک عصر معمولی را که کنار خانواده می گذرد گاهی فاصله چیز عجیبی ست وقتی از خانه دور می شوی تازه می فهمی بعضی چیزهایی که هر روز می دیدی چقدر برایت عزیز بوده اند یک صدای آشنا یک فنجان چای کنار هم خنده بچه ها و حتی همان شلوغی های کوچکی که گاهی از دستشان خسته می شدی حالا من اینجا میان خیابان های شیراز گاهی بی اختیار به خانه فکر می کنم به آدم هایی که دوستشان دارم و این روزها سهم من از دیدنشان چند تماس و چند پیام است شاید سفر همین باشد گاهی دور شدن از خانه برای اینکه دوباره بفهمی خانه کجاست و چه کسانی خانه را برایت ساخته اند شیراز زیباست اما من این روزها زیبایی اش را با دلتنگی عجیبی تماشا می کنم شاید وقتی برگشتم بیشتر از آنکه از شیراز برایتان بگویم از لحظه هایی بگویم که در این شهر دلم بیشتر از همیشه برای خانه تنگ شد و چه خوب است که بعضی سفرها آدم را فقط به یک شهر نمی برند گاهی آدم در مسیر یک سفر کمی بیشتر خودش را پیدا می کند از پنجره ای رو به باران گاهی یک خواب آدم را به یک خبر می رساند چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ گاهی یک خواب آدم را به یک خبر می رساند دوازده سال بود که هیچ خبری از او نداشتم دوازده سال بدون یک عکس تازه بدون یک خبر بدون اینکه بدانم زندگی او را به کدام سمت برده است فقط یک اسم مانده بود و چند خاطره که هرکدامشان گوشه ای از سال های جوانی ام را با خودشان داشتند تا اینکه یک شب خوابش را دیدم خواب عجیبی بود در خواب دوباره به خانه شان رفته بودم همان حس آشنای سال های دور را داشتم انگار زمان برای چند دقیقه عقب رفته بود و من دوباره همان آدمی شده بودم که سال ها پیش او را می شناخت اما در خواب فهمیدم که مرضیه قرار است نامزد کند و عجیب تر اینکه وقتی مرا دید همه چیز تغییر کرد نامزدی به هم خورد از خواب که بیدار شدم چند لحظه همان طور ماندم و به سقف نگاه کردم خودم هم نمی دانستم چرا بعد از این همه سال باید خواب او را ببینم مدت ها بود حتی به دنبال خبری از او هم نبودم به خودم گفتم یک خواب است همین اما بعضی خواب ها حتی اگر فقط خواب باشند آدم را تا چند روز با خودشان می برند آن روزها دوباره خاطرات قدیمی از گوشه های ذهنم بیرون آمدند اینکه الان کجاست چه کار می کند زندگی اش چطور گذشته سؤال هایی که جوابشان را نمی دانستم و قرار هم نبود بدانم تا اینکه مدتی بعد اتفاقی افتاد که هنوز هم برای خودم عجیب است میان جست وجوهای معمولی به یک مصاحبه رسیدم اسم را دیدم مرضیه ملکی چند ثانیه فقط نگاه کردم دوباره خواندم این همان اسمی بود که سال ها برایم فقط یک خاطره بود اما این بار اسم کنار یک زندگی تازه آمده بود از سال هایی که من هیچ اطلاعی از آنها نداشتم مصاحبه را باز کردم خواندم و تازه فهمیدم آدمی که سال ها در ذهن من با چند خاطره ی قدیمی مانده بود در این فاصله برای خودش مسیری ساخته تجربه هایی داشته و زندگی اش ادامه پیدا کرده است آن لحظه بیشتر از اینکه خوشحال یا ناراحت باشم مبهوت بودم با خودم گفتم یعنی بعد از این همه سال درست بعد از آن خواب باید به این خبر می رسیدم شاید فقط یک تصادف بود شاید ذهن آدم گاهی چیزهایی را که سال ها در گوشه ای پنهان کرده دوباره به یادش می آورد و بعد هر اتفاقی را به آن ربط می دهد نمی دانم اما یک چیز را می دانم گاهی زندگی جواب یک سؤال قدیمی را با یک جمله نمی دهد با یک خواب شروعش می کند بعد سال ها سکوت را کنار می زند و یک روز بی آنکه آمادگی اش را داشته باشی یک نام را دوباره جلوی چشمت می گذارد من آن روز دنبال گذشته نرفتم فقط چند دقیقه به صفحه نگاه کردم و به سال هایی فکر کردم که گذشته بود به آدم هایی که دیگر همان آدم های آن روزها نیستند به خودم که حالا زندگی دیگری دارم و به مرضیه ای که شاید او هم در این سال ها هزار بار عوض شده باشد شاید این ماجرا هیچ ادامه ای نداشته باشد شاید آن خواب فقط یک خواب بوده و آن مصاحبه هم فقط یک اتفاق معمولی اما برای من کنار هم قرار گرفتن این دو اتفاق بعد از این همه سال چیزی بود که نمی توانستم ساده از کنارش بگذرم دوازده سال هیچ خبری نبود یک شب خوابش را دیدم و مدتی بعد دوباره اسمش را پیدا کردم بعضی اتفاق ها را نمی شود توضیح داد فقط می شود گوشه ای از قلب نگه شان داشت و گفت شاید دنیا گاهی فقط برای چند لحظه درِ یک اتاق قدیمی را باز می کند تا ببینی چه چیزهایی هنوز آنجا مانده است از پنجره ای رو به باران برچسب ها باران آرامش امید دل نوشته جمعه ای که هنوز منتظر است جمعه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۵ جمعه ای که هنوز منتظر است امروز صبح قبل از اینکه چایم را بریزم بی اختیار پرده را کنار زدم باران نمی بارید اما عجیب بود پنجره بوی باران می داد نمی دانم چرا اما یک فکر قدیمی دوباره برگشت همان فکری که سال هاست هر وقت دلم چیزی را بیشتر از همیشه می خواهد آرام می آید و گوشه ای از قلبم می نشیند شاید هنوز وقتش نرسیده لبخند زدم بعضی انتظارها همین اند نه تمام می شوند نه آدم را رها می کنند فقط یاد می گیری با آنها زندگی کنی مثل انتظار یک نفر یک نفر که سال هاست ندیده ای اما هنوز وقتی نامش از جایی عبور می کند قلبت برای چند ثانیه یادش می رود چطور باید آرام بزند عشق واقعی شاید همین باشد اینکه زمان بتواند فاصله بیندازد زندگی بتواند آدم ها را از هم دور کند اما نتواند خاطره ای را از جایی که در قلبت نشسته بیرون بکشد امروز جمعه است و من فکر می کنم تمام عاشقانه های دنیا یک روز بالاخره باید به یک رسیدن ختم شوند اصلاً مگر می شود خدا این همه دل را با امید زنده نگه دارد و برای انتظارشان پایانی ننوشته باشد ما آدم ها گاهی برای آمدن یک نفر سال ها پشت یک پنجره می ایستیم اما جمعه ها فقط منتظر یک نفر نیستیم منتظر بهترین اتفاق تاریخیم منتظر روزی که جهان بعد از این همه خستگی طعم عدالت را بچشد منتظر روزی که دیگر کسی مجبور نباشد برای حقش گریه کند برای نانش شرمنده شود یا شب را با ترس به صبح برساند منتظر کسی که آمدنش فقط آمدن یک نفر نیست آمدنِ آرامش به خانه ای ست که سال هاست چراغش روشن مانده شاید برای همین است که جمعه ها حال عجیبی دارند صبحشان شبیه همه صبح هاست اما دل آدم انگار منتظر خبری ست که هنوز نرسیده گاهی با خودم می گویم اگر روزی آن خبر رسید اگر آن صبح موعود از راه رسید اگر صدای آمدنش در کوچه های دنیا پیچید اولین چیزی که از خدا می خواهم چیست شاید سلامتی عزیزانم شاید آرامش خانه ام شاید اینکه هیچ مادری برای فرزندش نگران نباشد و شاید فقط شاید برای چند لحظه چشم هایم را ببندم و با خودم بگویم دیدی بالاخره انتظار هم بلد بود به کجا برسد و عجیب تر اینکه شاید تمام این سال ها خدا می خواسته به ما یاد بدهد که بعضی آمدن ها آن قدر بزرگ اند که ارزش دارد آدم برایشان صبور بماند برای همین امروز در این جمعه ی آرام نه می خواهم از نرسیدن بنویسم نه از خستگی می خواهم از امید بنویسم از آن چراغ کوچکی که هنوز در دل خیلی از ما روشن است از دعایی که شاید بارها گفته ایم گاهی با اشک گاهی با لبخند گاهی بی صدا اللهم عجل لولیک الفرج و بعد دلم می خواهد به تمام آدم هایی که این چند خط را تا اینجا خوانده اند بگویم اگر تو هم چیزی را سال هاست انتظار می کشی اگر کسی را دوست داشته ای و روزگار میان شما فاصله انداخته اگر دعایی داری که هنوز جوابش را ندیده ای اگر گاهی فکر کرده ای شاید دیگر دیر شده امروز ناامید نشو بعضی درها درست در همان لحظه ای باز می شوند که آدم فکر می کند دیگر قرار نیست باز شوند و بعضی آدم ها بعضی اتفاق ها آن قدر دیر می رسند که وقتی می رسند تازه می فهمی خدا تمام این مدت مشغول آماده کردن تو برای همان لحظه بوده است پس امروز جمعه را با دلِ گرفته تمام نکن یک فنجان چای بریز کنار پنجره بنشین آرام نفس بکش و اگر دلت خواست آرزوهایت را یکی یکی به خدا بسپار بعد زیر لب بگو خدایا من هنوز منتظرم نه از سر ناامیدی از سرِ ایمان چون هنوز باور دارم پشت این همه جمعه یک صبح متفاوت پنهان شده صبحی که وقتی از راه برسد دیگر هیچ کس نمی پرسد پس کی می رسد چون آن روز منتظر دیگر منتظر نیست از پنجره ای رو به باران برچسب ها باران آرامش امید دل نوشته گاهی آدم یکشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۵ گاهی آدم نه دلش عشق تازه می خواهد نه قصه ای تازه فقط دلش می خواهد یک نفر باشد که وقتی دنیا شلوغ می شود با شنیدن صدایش همه چیز دوباره آرام بگیرد برای من عشق همین است کسی که حتی وقتی کنارم نیست یک جای امن در دل من دارد و عجیب تر اینکه هرچه از بعضی آدم ها دورتر می شوی می فهمی بعضی فاصله ها هیچ وقت نتوانسته اند آدم را از دلِ آدم دور کنند بعضی ها را نمی شود فراموش کرد فقط یاد می گیری آرام تر دوستشان داشته باشی از پنجره ای رو به باران برچسب ها باران آرامش امید دل نوشته جمعه ای برای لبخند زدن به آینده جمعه بیستم شهریور ۱۴۰۵ جمعه ای برای لبخند زدن به آینده بعضی جمعه ها آدم دلش می خواهد فقط چند دقیقه بنشیند و به آینده فکر کند نه به آینده ای که از آن می ترسد به آینده ای که هنوز ندیده است به روزی که شاید صبحش خبرهای دنیا جنس دیگری داشته باشند شاید آن روز وقتی پنجره را باز می کنیم دیگر کسی از خودش نپرسد آخر این همه بی عدالتی کی تمام می شود شاید آن روز کودکی به جای ترس از صدای جنگ با خیال راحت دنبال توپش بدود شاید کسی که سال ها حقش را خورده اند بالاخره طعم عدالت را بچشد و شاید ما هنوز نمی دانیم چقدر به آن صبح نزدیکیم این است راز عجیب جمعه جمعه فقط روز انتظار نیست روز تمرینِ امید است اینکه با وجود تمام چیزهایی که در دنیا می بینیم هنوز باور داشته باشیم پایان قصه قرار نیست شبی تاریک باشد من فکر می کنم انتظار واقعی نشستن و شمردن روزها نیست انتظار یعنی امروز همان آدمی باشیم که اگر صاحب الزمان عج از کنارمان گذشت از دیدنش شرمنده نشویم یعنی اگر می توانیم دل کسی را نشکنیم اگر کاری از دست برمی آید دریغ نکنیم اگر کسی خسته است کمی آرامش به او بدهیم و اگر خودمان خسته ایم به جای تسلیم شدن باز هم یک قدم جلو برویم شاید ظهور از ما آدم های فوق العاده نخواهد شاید فقط آدم هایی بخواهد که در روزگار سخت خوب ماندن را فراموش نکرده اند امروز جمعه است و من دلم می خواهد به جای اینکه بگویم آقا جان چقدر دیر کردی بگویم آقا جان من هنوز امیدوارم هنوز وقتی اسم تو می آید ته دلم روشن می شود هنوز فکر می کنم دنیا نمی تواند تا ابد همین طور بماند هنوز باور دارم روزی خواهد رسید که عدالت فقط یک واژه در کتاب ها نباشد و شاید قشنگ ترین بخش انتظار همین باشد اینکه آدم به آینده لبخند بزند حتی وقتی هنوز دلیل محکمی برای لبخند ندارد امشب اگر دلت گرفته یک لحظه به آسمان نگاه کن شاید هیچ اتفاق خارق العاده ای نیفتد اما همین که هنوز می توانی امید داشته باشی خودش اتفاق کوچکی نیست برای ظهور برای بهتر شدن دنیا برای بهتر شدن خودمان و برای آن روزی که صبح از راه برسد و جهان بفهمد سال ها منتظر چه کسی بوده است اللهم عجل لولیک الفرج جمعه ات مبارک نه فقط به خاطر اینکه جمعه است به خاطر اینکه هنوز کسی هست که می شود برای آمدنش امیدوار بود از پنجره ای رو به باران برچسب ها باران آرامش امید دل نوشته امروز یک اتفاق کوچک کافی ست پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۵ امروز یک اتفاق کوچک کافی ست امروز صبح قبل از اینکه روز شروع شود یک لحظه کنار پنجره ایستادم نه بارانی بود نه اتفاق خاصی افتاده بود اما نمی دانم چرا دلم خواست چند دقیقه هیچ کاری نکنم فقط نگاه کنم به آدم هایی که از روبه رو رد می شدند به درختی که چند برگ زردش را آرام روی زمین گذاشته بود و به آسمانی که انگار چیزی را از من پنهان می کرد با خودم گفتم شاید زندگی همین باشد همین لحظه های کوچکی که آن قدر معمولی اند که حواسمان نیست بعدها دلمان برایشان تنگ خواهد شد ما همیشه منتظریم اتفاق بزرگی بیفتد یک سفر یک خبر خوب یک آدم تازه یک معجزه اما شاید بعضی معجزه ها خیلی بی سروصدا می آیند در قالب یک تماس کوتاه یک لبخند از یک غریبه بوی چای تازه دم صدای خنده ی کسی که دوستش داریم یا حتی همین چند دقیقه ای که کنار پنجره می ایستیم و برای اولین بار بعد از مدت ها متوجه می شویم هنوز دلمان برای زندگی می تپد شاید لازم نباشد امروز زندگی مان را عوض کنیم شاید فقط کافی ست یک کار کوچک را جور دیگری انجام بدهیم به مادری که خسته است بیشتر نگاه کنیم به پدرمان بی دلیل زنگ بزنیم برای دوستی که مدت هاست خبری از او نداریم پیام بفرستیم یا خودمان را بابت تمام روزهایی که نتوانستیم قوی باشیم ببخشیم گاهی یک روز معمولی با یک تصمیم کوچک به خاطره ای تبدیل می شود که سال ها بعد با لبخند به یادش می آوریم پس اگر امروز هیچ اتفاق خاصی نیفتاد نگران نباش شاید اتفاق خاص همین باشد که هنوز اینجایی هنوز می توانی دوست داشته باشی هنوز می توانی شروع کنی هنوز می توانی یک نفر را خوشحال کنی و هنوز چند صفحه ی نانوشته از زندگی ات باقی مانده است من امروز فهمیدم برای ادامه دادن همیشه به یک دلیل بزرگ احتیاج نداریم گاهی فقط باید پنجره را باز کنیم و ببینیم دنیا هنوز ادامه دارد از پنجره ای رو به باران برچسب ها باران آرامش امید دل نوشته آن روز که نفهمیدیم آخرین بار است سه شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۵ آن روز که نفهمیدیم آخرین بار است هیچ کس به ما نمی گوید این آخرین دیدار است اگر می دانستیم شاید بیشتر می ماندیم شاید حرف های بیشتری می زدیم شاید موقع خداحافظی آن قدر معمولی نمی گفتیم فعلاً زندگی همین طور بی خبر بعضی آدم ها را از ما می گیرد نه با خداحافظی های باشکوه نه با موسیقی غمگین فقط یک روز می فهمی آخرین باری که کنارش نشستی همان روزی بوده که فکر می کردی یک روز معمولی دیگر است عجیب ترین قسمت ماجرا هم همین است ما قدر بعضی لحظه ها را نمی دانیم چون خیال می کنیم قرار است دوباره تکرار شوند شاید برای همین این روزها بیشتر به آدم هایی که دوستشان دارم نگاه می کنم بیشتر می مانم بیشتر حرف می زنم و اگر دلم برای کسی تنگ شود سعی می کنم به جای غرور یک قدم بردارم چون بعضی فرصت ها فقط یک بار از جلوی آدم رد می شوند و هیچ کس نمی داند کدام فعلاً در واقع همان برای همیشه بوده است پنجره ای رو به باران برچسب ها باران آرامش امید دل نوشته گاهی دلم می خواهد دوشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۵ گاهی دلم می خواهد یک روز صبح بی آنکه به ساعت نگاه کنم از خانه بیرون بزنم نه مقصدی داشته باشم نه کاری که عجله اش را داشته باشم فقط بروم جایی دور از صدای ماشین ها دور از پیام های بی جواب و آدم هایی که هرکدام چیزی از آدم می خواهند بروم جایی که یک جاده باریک از میان درخت ها رد شده باشد و باران تازه بند آمده باشد همان جا کنار جاده بایستم شیشه ماشین را پایین بدهم و بگذارم بوی خاک خیس آرام آرام وارد ریه هایم شود گاهی فکر می کنم طبیعت عجیب ترین شکلِ آرامش را بلد است هیچ حرفی نمی زند هیچ نصیحتی نمی کند فقط کنارت می ماند درخت درخت می ماند حتی اگر کسی تحسینش نکند رود راه خودش را می رود حتی اگر کسی برای رسیدنش دست نزند و باران بدون اینکه از کسی اجازه بگیرد می بارد شاید ما هم گاهی باید همین طور باشیم کمتر توضیح بدهیم کمتر خودمان را برای دیگران ثابت کنیم و کمی بیشتر همان آدمی باشیم که دلمان می خواهد اگر امروز خسته ای شاید لازم نباشد همه چیز را درست کنی گاهی کافی ست پنجره را باز کنی نفس عمیقی بکشی و به خودت یادآوری کنی هنوز می شود از همین روزهای معمولی یک زندگی قشنگ ساخت و شاید فردا باران دوباره ببارد اما این بار تو زیر باران فقط خیس نمی شوی شاید کمی هم از سنگینی دیروزت کم شود از پنجره ای رو به باران برچسب ها باران آرامش امید دل نوشته زندگی در چیزهای کوچک اتفاق می افتد یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵ زندگی در چیزهای کوچک اتفاق می افتد امروز وسط یک کار معمولی یک دفعه یاد یک نفر افتادم که سال هاست ندیده ام نه اتفاق خاصی افتاد نه کسی اسمش را آورد فقط یک جمله شنیدم و ذهنم بی اجازه رفت چند سال عقب تر عجیب است آدم فکر می کند بعضی آدم ها را فراموش کرده اما ظاهراً فقط جای شان را در ذهنش عوض کرده اند گاهی یک اسم یک آهنگ یک خیابان حتی یک مدل خندیدنِ یک غریبه می تواند دری را باز کند که سال هاست سراغش نرفته ای شاید زندگی همین باشد مجموعه ای از همین اتفاق های کوچک و بی خبر یک چای که بیشتر از معمول مزه می دهد پیامی که نمی دانستی چقدر منتظرش بوده ای خنده ای که وسط یک روز بد از دهانت درمی آید دیدن کسی که فکر می کردی دیگر هرگز نخواهی دید یا حتی پیدا کردن یک عکس قدیمی که چند دقیقه تمام فقط نگاهش می کنی ما زیادی دنبال اتفاق های بزرگ می گردیم دنبال روزی که همه چیز درست شود پول بیشتری داشته باشیم به جایی که می خواهیم برسیم آدمی را که دوست داریم پیدا کنیم و بالاخره احساس کنیم زندگی همان چیزی شده که باید باشد اما شاید قرار نیست زندگی یک باره به شکل رؤیایی مان دربیاید شاید باید حواسمان به همین تکه های کوچک باشد به غذایی که با اشتها می خوریم به دوستی که هنوز بعد از این همه سال شماره مان را دارد به مادری که هنوز وقتی دیر می کنیم نگران می شود به پدری که شاید خیلی حرف نزند اما بودنش خودش یک جور پشتوانه است به آدم هایی که بی سروصدا گوشه ای از زندگی مان را بهتر کرده اند گاهی فک...
|