Meta tags:
description= مهربانی شما چه رنگی ست ؟ مجالی برای فرار از خود سانسوری ، تلخندی به زندگی و همدلی صادقانه...;
Headings (most frequently used words):
عروسی, روحانی, سفرنامه, نواسکوشا, قسمت, مهربانی, شما, چه, رنگی, ست, از, پایان, هر, کودکی, هنرمند, است, نوشته, های, شبانه, مجالی, برای, فرار, خود, سانسوری, تلخندی, به, زندگی, همدلی, صادقانه, چِِون, آن, روح, زیبا, با, ماست, بی, ناز, نرگسش, عشق, معجزه, میکند, جمعه, دهم, دی, ساعت, ۳۰, شب, کوتاه, شنبه, مرداد, توهم, بیداری, خواب, ارامش, اول, آخر, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (202), شده (84), پاشا (68), ساعت (46), بودم (37), نوشته (36), برای (36), بودن (33), های (32), این (31), روز (31), داشت (30), بعد (30), ۱۳۹۵ (29), دست (28), کرده (26), کشیش (26), عروسی (25), دانشگاه (25), همه (24), عروس (24), میشد (22), میز (22), سال (21), قرار (21), سالن (21), توسط (20), rojin (20), بهم (20), اون (20), مادر (20), ادامه (19), خانم (19), داماد (19), روی (18), میکرد (17), داده (17), خونه (17), مراسم (17), کرد (17), زندگی (16), سمت (16), ولی (16), نیست (16), شدن (16), برام (16), دیگه (16), پیش (15), نبود (15), یکی (15), کردن (14), دارم (14), هنوز (14), کنم (13), عکس (13), کار (13), شنبه (13), همون (13), دوست (13), غذا (13), نچو (13), خودش (13), چند (13), بابا (13), میشه (12), نزدیک (12), خواب (12), حتی (12), گرفته (12), توی (12), کلیسا (12), خودم (12), خیلی (12), بلند (12), درد (12), اینکه (11), دیگر (11), راه (11), اتاق (11), شهر (11), ریه (11), ابجی (11), ۱۳۹۴ (10), خانه (10), بار (10), هزار (10), داره (10), مثل (10), جلوی (10), نون (10), ماشین (10), طرف (10), بشه (10), رستوران (10), اخر (10), دلم (10), پشت (10), منو (10), داد (10), خسته (10), خانواده (10), فقط (10), بیمارستان (10), پدر (9), ۱۳۹۲ (9), لحظه (9), پیدا (9), وقت (9), صبح (9), شروع (9), کمی (9), سفارش (9), است (9), باز (9), باشه (9), گرفت (9), حرف (9), چندین (9), اول (9), خوابگاه (9), خوش (9), بگیرم (9), حالی (9), بریم (9), سری (9), میکند (9), داشتم (9), قبل (8), سیب (8), مرغ (8), میشدم (8), رنگ (8), هتل (8), میداد (8), میکردم (8), مشغول (8), میکردن (8), حال (8), چیزی (8), لباس (8), جمعه (8), همیشه (8), میکنه (8), فکر (8), یاد (8), رفتن (8), زمان (8), کنیم (8), گذاشت (8), دعا (8), انجیل (8), سرفه (8), دکتر (8), شاید (7), بین (7), صورت (7), قدیمی (7), میکنن (7), طبق (7), طول (7), بیدار (7), شدیم (7), صبحانه (7), سفر (7), کردم (7), مردم (7), دیدم (7), وارد (7), حسابی (7), دقیقه (7), registration (7), کنه (7), کسی (7), جمع (7), مدعووین (7), دعوت (7), باید (7), نداشت (7), وقتی (7), اولین (7), استین (7), بیشتر (7), دارد (7), مانی (7), گرفتم (7), انگار (7), حلقه (7), نیمکت (7), میکنم (7), امروز (7), شبانه (7), پسر (6), پیاده (6), شهریور (6), اسفند (6), پست (6), اینجا (6), میلیون (6), تازه (6), تخم (6), چشم (6), داشتیم (6), کوچک (6), انواع (6), ساختمان (6), کلی (6), رنگی (6), خدا (6), بازار (6), جمعیت (6), چیز (6), خوبی (6), زیادی (6), کنار (6), براش (6), خصوص (6), همین (6), هست (6), میخواست (6), راحت (6), list (6), کمک (6), دار (6), اهل (6), سنگ (6), مورد (6), بچه (6), هیچ (6), رفته (6), اگه (6), اومده (6), روحانی (6), سختی (6), سفید (6), داشتن (6), چطور (6), گفتم (6), تنها (6), تمام (6), بده (6), دوستان (6), صدای (6), نوشتن (6), ندارم (6), مهمانی (6), برادرم (6), شما (6), منم (5), ماه (5), مرداد (5), مهر (5), آبان (5), آذر (5), بهمن (5), نفس (5), روژین (5), پنجشنبه (5), شیر (5), میوه (5), سفرنامه (5), وسط (5), غذاخوری (5), همان (5), نمیشد (5), اقسام (5), گذاشته (5), انتخاب (5), غذایی (5), میده (5), فردا (5), دادم (5), میگرفت (5), زیاد (5), نشستن (5), سرد (5), قسمت (5), کارت (5), دوماد (5), میگفت (5), ایران (5), خبر (5), نیم (5), دوچرخه (5), داشته (5), نیاز (5), نام (5), خشک (5), بودیم (5), گفت (5), دارن (5), ظرف (5), دیده (5), درس (5), زبان (5), اصرار (5), طبقه (5), اصلی (5), استراحت (5), برج (5), حساب (5), میاد (5), دور (5), امریکا (5), اهنگ (5), یکم (5), گوشه (5), موسیقی (5), انجام (5), گریه (5), جور (5), ارامش (5), درمانی (5), امسال (5), دوستش (5), قرص (5), شدم (5), پشمک (5), برفک (5), میشود (5), مرگ (5), بشم (5), بلاگ (5), اکسیژن (5), توان (5), غریبه (4), تیر (4), ۱۳۹۳ (4), وبلاگ (4), باشم (4), کسانی (4), زمینی (4), پوند (4), سبزیجات (4), بیش (4), هفته (4), جای (4), پوشیده (4), نواسکوشا (4), معمول (4), سرو (4), مدتی (4), قدم (4), هوا (4), داخل (4), نمونه (4), فهمیدم (4), کسب (4), ادم (4), زیبایی (4), آبجی (4), بلد (4), رفتیم (4), بسته (4), درست (4), ازش (4), شلوغ (4), شباهت (4), توش (4), میخواستم (4), ثبت (4), غذاها (4), گاهی (4), موز (4), برم (4), جلوتر (4), منتظر (4), دادن (4), ببینم (4), تبریک (4), ازدواج (4), بشن (4), شبیه (4), نوزاد (4), وسائل (4), کشیده (4), کادو (4), جالب (4), بهشون (4), افتاد (4), زمانی (4), نفر (4), خوندن (4), سرش (4), قبول (4), چهارشنبه (4), دانشجو (4), کاسه (4), میدیدم (4), ذوق (4), سیتی (4), بالای (4), رسیدیم (4), اماده (4), هنرمند (4), بزرگ (4), ظهر (4), حالت (4), پایان (4), بستنی (4), فیله (4), خودشون (4), اونم (4), زود (4), خود (4), کردیم (4), نشسته (4), نیمکتها (4), کشیدن (4), مقدس (4), دهن (4), رفت (4), خلاصه (4), کودکی (4), بالا (4), الان (4), خاطر (4), بوده (4), زار (4), پایین (4), دستم (4), تمپل (4), حالم (4), عوض (4), ندارد (4), مسکن (4), توهم (4), ولي (4), گفته (4), سوراخ (4), پلاکت (4), جواب (4), تند (4), قلب (4), نکرده (4), سخت (4), روح (4), عید (4), مهربانی (4), بدون (3), اردیبهشت (3), فرو (3), آنم (3), عشق (3), دنیای (3), باشد (3), اشتراک (3), علاقه (3), گذاشتن (3), فرنگی (3), برداشت (3), لیتر (3), تحت (3), معطلی (3), میگرفتم (3), سرخ (3), روشن (3), مطلب (3), زیبا (3), چیده (3), زدیم (3), زدن (3), شهرهای (3), عکاسی (3), البته (3), فارمرز (3), مارکت (3), دیدن (3), کارهای (3), چوبی (3), نرفته (3), اونقدر (3), کارش (3), کشاورزان (3), اونجا (3), دستی (3), روغن (3), خودمون (3), تفاوت (3), پنیر (3), سوار (3), دوباره (3), گلهای (3), جاده (3), تست (3), میکنی (3), امتحان (3), شناخته (3), تصمیم (3), نرم (3), میزها (3), دیگری (3), فضای (3), بودند (3), عاشق (3), چرا (3), درخواست (3), میخواد (3), هزینه (3), وبسایت (3), اعلام (3), باهاش (3), تماس (3), خاطرات (3), معلوم (3), میرفت (3), فروشگاه (3), نهایت (3), اساس (3), هدیه (3), خارجی (3), تجربه (3), زنگ (3), لیوان (3), مکزیکی (3), یادگار (3), اکثر (3), کتابخانه (3), دوره (3), ساده (3), اسپانیایی (3), نمیکرد (3), میخوام (3), شام (3), عادت (3), زده (3), نشون (3), امکانات (3), غربی (3), شرقی (3), دختر (3), پله (3), مرکز (3), ساخته (3), میشدیم (3), بزرگه (3), دانشگاهی (3), هالالویا (3), برگشت (3), خوشی (3), تکرار (3), خواستم (3), مکدونالد (3), نتونستم (3), نگاه (3), کاندا (3), باهام (3), بشقاب (3), مقدار (3), بهتر (3), پای (3), گرفتن (3), نداشتم (3), درب (3), خارج (3), اومد (3), ردیف (3), خیر (3), جلسه (3), نمیدونم (3), شوهر (3), گذشت (3), زشته (3), خندم (3), ماجرا (3), ارام (3), میزد (3), افتاده (3), دقت (3), بیخبر (3), صحنه (3), یعنی (3), میخوند (3), زمین (3), زور (3), خستگی (3), مذهبی (3), ظاهرا (3), برگرداند (3), راست (3), عقبتر (3), ازمایشگاه (3), کله (3), موبایل (3), پنجره (3), دوید (3), شهری (3), بعدی (3), دنیا (3), نباشد (3), شیمی (3), انتی (3), بیوتیک (3), خواهد (3), اند (3), درمان (3), خوردن (3), گرسنه (3), خوب (3), هستم (3), دستش (3), دوشنبه (3), بايد (3), هيچ (3), ابجي (3), ديگه (3), عفونت (3), سختي (3), اومدن (3), جدید (3), ریم (3), خودشو (3), گلبولهای (3), یادمه (3), پرستار (3), کنین (3), برایم (3), تنگی (3), زودتر (3), برات (3), خون (3), خونم (3), کوتاه (3), انگشتانم (3), اثر (3), جون (3), خواهرم (3), خیابون (3), سالم (3), باغچه (3), همبازی (3), عهده (3), آشنا (2), روزهای (2), قشنگ (2), خداوند (2), خرداد (2), فروردین (2), ۱۳۹۶ (2), ۱۳۹۹ (2), آنکه (2), روزگار (2), نیازمند (2), ستایش (2), خواهم (2), نماند (2), جان (2), شود (2), دچار (2), همدلی (2), شادی (2), هستی (2), سالانه (2), توت (2), هستن (2), بخش (2), میکنند (2), ۲۰۰۰ (2), فعالیت (2), سرشماری (2), هکتار (2), مواد (2), مسیر (2), میخورد (2), زرد (2), صورتی (2), درختان (2), ردیفهای (2), کاشته (2), خاک (2), چندان (2), اسکله (2), افتادیم (2), ماهیگیران (2), بزرگی (2), دکوراسیون (2), گرد (2), روش (2), مهمانخانه (2), مجاور (2), ترین (2), مردمان (2), ناحیه (2), پارک (2), یادبود (2), کوچه (2), برق (2), شکل (2), ماهی (2), تزئین (2), هوای (2), خلاف (2), بوی (2), اثری (2), شکر (2), جایی (2), دهم (2), مونترال (2), نفری (2), لوننبرگ (2), عجیبی (2), وصل (2), بافتنی (2), کسایی (2), آشپزخانه (2), مدتها (2), مجموعه (2), بزرگترین (2), ۱۹۳۳ (2), محلی (2), نان (2), دستپخت (2), رودخانه (2), ببینیم (2), عکسهای (2), ریسک (2), گرفتیم (2), برگردیم (2), خورد (2), آمریکایی (2), اونها (2), ورود (2), منوی (2), صندلی (2), خیالم (2), خواست (2), بنویسیم (2), بدیم (2), اینجاییها (2), وسایل (2), تکراری (2), اوردن (2), ادرس (2), بیاره (2), گیاهی (2), نظر (2), عجیب (2), تلفن (2), ساعتی (2), گذشته (2), نگه (2), سابق (2), اینترنتی (2), میخوان (2), کنن (2), قیمت (2), تعداد (2), مهمانها (2), خرج (2), نمیدونستم (2), میدن (2), مجانی (2), عنوان (2), صمیمی (2), هیجان (2), ببرم (2), کجاست (2), باغ (2), برداشتم (2), زدم (2), حداقل (2), حتما (2), نداشتن (2), بدین (2), اتاقی (2), چشمش (2), ایمیلی (2), جشن (2), دارسی (2), برده (2), آستین (2), وقتش (2), کلاس (2), یوتی (2), گرم (2), تعریف (2), ترم (2), واحد (2), انگلیسی (2), ناهار (2), میزهای (2), میتونه (2), افتادم (2), ماست (2), اضافه (2), اداره (2), ورزشی (2), یکشنبه (2), چهره (2), خوشحال (2), شوق (2), میزنه (2), اسمش (2), میتونست (2), اتاقش (2), پسرانه (2), دانشجویان (2), دیدیم (2), مسابقات (2), دانشگاههای (2), محل (2), اساتید (2), صدا (2), ورودی (2), حوض (2), مجسمه (2), برنزی (2), خاکی (2), مشکی (2), بندی (2), لیسانس (2), دکترا (2), سلف (2), بزنیم (2), پخش (2), قطع (2), نگذاشته (2), تهوع (2), شدیدی (2), غذاهای (2), ندرت (2), ممکن (2), لااقل (2), بگیره (2), ایستاد (2), چیک (2), زبر (2), بخورم (2), گشنم (2), دهنم (2), گذاشتم (2), مایونز (2), خوردم (2), تونستیم (2), رابطه (2), برقرار (2), نخورده (2), قدیم (2), شدت (2), گرسنگی (2), پذیرایی (2), قیافه (2), قطعه (2), تکه (2), ملاقات (2), دورش (2), غیر (2), خنده (2), هام (2), روم (2), دعای (2), ختم (2), اورد (2), جدا (2), نیمکتهای (2), نمیتونستم (2), خندمو (2), کنترل (2), مرحله (2), صلیبش (2), اورده (2), پودر (2), خونده (2), ترتیب (2), کدوم (2), اتمام (2), بلاخره (2), حاضر (2), میبرد (2), اشاره (2), بشین (2), پاشو (2), همراهیش (2), شعر (2), حفظ (2), میرسید (2), نبودم (2), تکون (2), گیر (2), فرصتی (2), خوشحالی (2), مادرزن (2), جایگاه (2), بازوی (2), افتادند (2), مادرها (2), بازو (2), میکشید (2), نزدیکتر (2), همزبون (2), خانوادش (2), سالها (2), احتمالا (2), احساس (2), نمیکردیم (2), باهوش (2), همراه (2), مدرسه (2), بیماران (2), سرطانی (2), کشید (2), خالی (2), اکثرا (2), ندیدم (2), ناچار (2), رستورانی (2), ستاره (2), اومدم (2), شیشه (2), سمتم (2), مدتهاست (2), هراسان (2), اطراف (2), موقع (2), رستورانهای (2), میکردیم (2), تگزاس (2), گشتیم (2), بیماری (2), استخوانی (2), دلیل (2), مدت (2), میگیرد (2), معنی (2), هایم (2), باور (2), مقداری (2), برایش (2), کند (2), کیسه (2), گله (2), امانم (2), خاموش (2), گوش (2), دنبال (2), بیداری (2), نشده (2), برگشته (2), دوربین (2), شکلات (2), پيش (2), داستان (2), مسكن (2), قوي (2), قراره (2), مرخص (2), اين (2), پير (2), برگرده (2), ترتيب (2), اكسيژن (2), بيشتر (2), مرتب (2), كرده (2), دوران (2), ميكنم (2), براشون (2), محبت (2), بهمون (2), کریسمس (2), مونده (2), جدیدم (2), بیماریم (2), صبور (2), خوشحاله (2), اقامت (2), جسیکا (2), اینو (2), دستشویی (2), میرفتم (2), خواسته (2), چون (2), ناگهان (2), بنویسم (2), ذهنم (2), اخرین (2), سینه (2), سوال (2), میترسیدم (2), ویروس (2), پوشیدم (2), هماهنگ (2), یادم (2), خودت (2), طپش (2), فاصله (2), تخت (2), تزریق (2), میموندم (2), ميام (2), الهي (2), خواهرت (2), مني (2), ثانيه (2), انرژي (2), ميفرستم (2), خواهر (2), بودي (2), بازی (2), معجزه (2), پروژه (2), تهران (2), تنهایی (2), سالش (2), دستای (2), دنبالش (2), رکاب (2), الکتریکی (2), نجاری (2), فرار (2), ترسون (2), معلم (2), ارزو (2), کاش (2), هستند (2), خواهند (2), شوند (2), شکسته (2), مونس (2), اشتهایم (2), تلاش (2), سالهای (2), كردن (2), سفره (2), ندارند (2), تلخ (2), blogfa, com, آدنوکارسینوما, سورنا, مرد, رویهای, بارانی, شیخ, ببوس, پیوندها, احمد, شاملو, برچسب, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, پروفایل, مدیر, واپسین, برآرم, پرده, افتد, پژمردن, آخرین, بورزم, جهان, ظلمانی, سرشار, فجایع, کینه, نزد, منند, ایشانم, انگیزند, دریابم, شگفتی, بازشناسم, توانم, ثمر, یابد, گران, برهه, اوج, روزمرّگی, مرهمی, یافته, روزنه, خوشحالم, لطفا, کپی, اجازه, بگیرید, ممنون, مطالب, ۲۰۰, عمدتا, براکلی, هویج, دامداری, راس, گاو, ۲۲۶, گوسفند, شانه, ۱۷۳, تولید, نقاط, کانادا, صادر, کشاورز, دامدار, درصد, آنها, منطقه, دارند, بعدها, خواندم, ۲۰۰۶, ۳۹۰۰, مزرعه, ۴۰۰, کشت, زرع, سایر, غذاییه, منظره, نوازی, سریعا, پارکی, زمینهایی, سراسر, سفیدرنگ, زمینهای, زراعی, خوشه, گندم, ذرت, بوته, منظم, زیباییشون, زنان, روبروی, گاهیشونو, ساعتها, دریاچه, قایقهای, کمین, ماهیها, توقف, عکسها, اشیا, چیدمان, نوشیدنیها, ابمیوه, آبی, براه, ماهیگیری, عمده, شغل, درامد, کوچکی, لوحهای, سیاه, اسامی, دریانوردانی, دریا, جونشون, چراغ, دکور, گلدانی, خنک, هایی, دیوار, بندری, مشام, میرسه, مشمئز, کننده, وعده, سوژه, دوربینی, قلق, باهاشو, کودکان, مهدکودکی, طنابی, احیانا, نشن, خانمهایی, خیاطی, افرادی, آشپزی, میپختن, چوب, تخته, راستای, تجاری, بازاری, محصولاتش, متنوع, جمیت, استقبال, نمیکنن, مارکتی, آمریکای, شمالی, محسوب, دهکده, فکرش, بکنین, تابستون, زمستان, پرجمعیت, گلدان, فراورده, دامی, ادویه, جات, زیورالات, بازارهای, محصولات, دسترنج, استان, jean, talon, میزهایی, سرتاسر, بساطی, پهن, محصولاتی, شهروندان, گلدوزی, هنرهای, سبزی, ادویجات, مربا, خانگی, مکانهای, ندیده, نمای, بیشتری, خودرویی, روییده, خاصی, american, breakfast, اولیش, مرغه, روشی, خواستی, نیمرو, خاگینه, میدی, رنده, کنارش, مافین, سوسیس, یکیشونو, مزشونو, پذیر, باب, طبعشه, سفارشش, ناامید, قهوه, چسبید, تخلیه, ورقه, نازک, بیکن, بروان, فرانسوی, نونهای, تستی, مخلوطی, همزده, نمک, دارچین, غوطه, ماهیتابه, حدی, طرفش, طلائی, پودرشکر, بلوبری, تزئینش, شیره, درخت, چنار, french, toast, سریعتر, درها, دقیقا, حواسشون, نوبت, رستورانو, رعایت, گارسونی, مشتریها, هدایت, گارسون, برمیگشت, منتظرین, عده, کارکنان, چیدن, آخر, لازم, تدارک, مواردی, جاش, همونجا, اینترنت, عجیبیه, آشپزخونه, بخوان, اینه, سوم, میبره, جنس, باد, عکاس, چاپ, پرداخت, مکزیک, ایتالیا, هانیمون, اژانس, مسافرتی, خرجها, پالتاکه, دسری, بپزه, غذاش, شماره, چگونگی, مکان, تجدید, سابقه, تشریفات, آنچنانی, بهش, گیاهخوار, ایمیل, لیست, مثلا, baby, shower, تولد, زایمان, فروشگاهی, سایت, استفاده, نوزادش, پوشک, پستونک, لوازم, بهداشتی, گهواره, کفش, بخواد, میفرسته, سلیقه, پولی, اجناسی, راستش, پولشو, کردیت, فرستاده, کدوممون, انگیز, رسمی, ماکسی, بپوشم, میدونست, بپرسین, rejistration, گلدون, کریستال, بگیر, پول, نقد, تاشون, کلاه, حصیری, ایمیلاشو, عروسیش, سفراش, سومی, نمیموند, اوقات, بقیه, اتاقیها, رفیق, اصالتن, گذروندن, دکترای, فیزیک, فلسفه, تفریح, گذرونی, میکرده, بزنه, جوابش, نمیزنم, ساکنین, تنوع, انچنان, زیاده, اپدیت, علاوه, دسر, نوشیدنی, بازم, چادم, میداشتم, دیگم, سینی, طویل, فشرده, میایستادم, کفگیر, پلو, خورش, سیخ, کباب, بشقابم, میذاشتن, ضیافت, سالاد, مطالعه, کتابخونه, راهروی, سوپر, کافی, شاب, سینما, شویی, لباسشویی, باشگاه, کنفرانس, گردهمایی, صندوق, پستی, نامش, شور, هیجانی, لابد, استینیها, پاسی, بارها, رستورانها, میگذروندن, تعطیل, باقیمانده, طور, اونور, میکشونه, خوابگاهش, جستر, رفاهی, واقعا, شهرک, اپاتمان, قدیمیتر, جدیدتر, اتاقهای, غرب, مجهز, سلیقش, تجهیز, مجموع, گنجایش, ۳۳۰۰, قاطی, اتاقهاشون, دخترانه, تمرین, وزنه, برداری, لحاظ, مطرح, سطح, کشوره, تیمهای, بیسبال, فوتبالش, کشوری, مدال, افتخارات, متر, ساختمانهای, اداری, دفاتیر, ناقوس, ربع, درمیان, مناسبتهای, ویژه, نورافکنهای, نارنجی, میشن, رنگهایی, سمبل, لگوی, میان, فواره, فلک, ایتالیایی, کشته, جنگ, جهانی, مجلس, دانشجوهای, شاد, خندان, دانشجویی, محیط, دانشگاشون, لذت, میبرن, ساز, برهوت, دبیرستان, اتوبوس, متری, میبایست, برسیم, چادر, مخابرات, نداشتیم, مجبور, فنی, شمال, محله, univercity, texas, austin, دولتی, وسعت۵۸۰, ۱۸۸۱, میلادی, تاسیس, استاد, پرسنل, رتبه, برتر, مقام, ۱۷۰, رشته, فوق, تدریس, جلد, کتاب, مجله, هفتمین, سرویس, خوردیم, هتلش, مجلل, عالی, صبحانش, تعریفی, شنیدن, اپارات, دانلود, اجرا, کلش, دوان, لود, ممکنه, تسویه, قدیمیمون, بلیط, پامو, معدم, تحمل, اونهم, وحشتناک, جالبی, برامون, ضعف, دونالد, اشتهام, کور, بستنیهای, خوشمزه, عصرانه, بستنیش, میزنیم, نظرم, طعم, هیچکدوم, بسنی, گفتیم, ساندوچاش, ارگانیک, معروفه, مزارع, داریهای, فست, فود, سالمی, اینبار, بسنیش, شیرین, انداختم, انگشتی, گاز, ننشست, لقمه, بقیش, چسبیده, بینمک, نپخته, بدمزه, دسرش, اولش, یخش, دانشگاهیشون, میگفتن, نموندیم, خدافظی, کادوشونو, شناخت, شوخی, احوالات, خندیدیم, دادیم, تاش, جیبش, سعی, نخوره, سیبها, قاشق, چنگال, مصرف, برمیداشتم, میتونستیم, برداریم, کدومشون, خوشم, نیومد, همش, غذای, ترکیب, ماکارونی, گوشت, ظاهرش, بطری, هدایاشونو, کشیدم, نامزدش, پراکنده, درختی, تزعین, لیوانهایی, اسم, ناچو, شون, لیوانها, ببره, معمولی, صندلیهای, فلزی, دنبالشون, اقوام, همراهان, میگذاشت, میبوسیدن, اصلا, خداییش, نونها, تریبونش, خوانده, دهنش, نونو, دهان, دلشون, بکنن, قبلیشون, برگشتن, مسخ, اشک, چشمای, سرازیر, ابرومونو, بردی, خودتو, نهایی, تکمیل, میزی, گنجینه, احتیاط, کیمیاگری, نانها, ریخت, ورد, میخواند, جادوگر, کارتونهای, نگاش, فوت, فنشو, بشقابی, داخلش, معجونش, مخلوط, کوبیدن, مراقب, ذره, ارزش, باقی, هدر, نره, کنان, متنی, مقابل, دعاهای, خطبه, عقد, همدیگرو, بوسیدن, قسمتش, سانسور, نشدیم, اتفاقاتی, انتظار, جذاب, دستاش, بیایستید, دستهایش, بنشینید, خونی, دراورد, گشنگی, نای, نگات, تموم, زیبای, خانمی, یافت, وصف, سروده, مواقع, دسته, جمعی, موزیک, خواننده, دلنشین, همصدا, بقیشم, سبحان, الله, سخنانش, خوشامد, گویی, پاراگراف, ایاتی, اجر, ثواب, بیان, ریتمدار, سریانی, نبودیم, میدادیم, قار, قور, شکمم, مسیحیون, فواعدش, زمانهای, ارگان, الات, متداول, کلیساها, پیاله, پارچ, والدینش, نشست, پدرش, گفتن, بیر, موبایلم, محض, مگر, مسلخگاه, امده, گریش, جدایی, احساساتی, پیشواز, امد, رفتند, صندلیهایی, برایشان, تعبیه, نشستند, bridesmaides, ساقدوش, لباسهای, سالنو, ایستادن, groomsmen, گرفتند, انها, پیوست, ارامی, نگاهی, تکان, لبخندی, بوسید, مادرش, حرکات, سلو, موشن, زنش, تریبون, سرها, انداختند, ایه, خواند, سخنان, شمع, کردند, منوال, بازوها, همراهی, نوای, فضا, لباسی, صلیبی, سرشون, مقدسشان, همگی, احترام, بعضی, میشدن, زانو, میزدن, ببوسن, معطل, استانه, دخترش, تایلند, کلمه, فارسی, نمیزد, فرهنگ, عمر, درمیونه, متداولی, مشترکشون, اوایلی, بودمش, غریبی, یهویی, همکلاسیهای, استینش, اصفهانی, زرنگی, سالگی, همینجا, کالج, بالطبع, ییشتر, امریکایی, پاره, فلبوتومی, پزشکی, تخصص, اشعه, radiation, oncology, کتابهای, کشوهای, برداشتن, ظاهر, نسبتا, زرق, کلیساهایی, خانوار, صحن, بشینم, واضحتر, دوربینمو, نبرده, وبال, گردنم, لنز, کیف, کوله, پشتی, اینقدر, کیفش, سنگین, بردنش, عاقلانه, میشستیم, عکسام, کیفیتتر, کادر, اطرافین, تعلق, رزرو, نشستیم, بیشترین, yelp, کافه, جابا, طویلی, ایستاده, لبه, جام, جیغم, دروامد, آآآآخخخخخخ, آآآآآخ, هول, سریع, همیشگیش, کاری, طفلک, حواسش, عصای, دستمو, انگشتامو, بدم, نگاههای, پرسشگرانه, دلسوزانه, شاهد, جیغها, راند, راک, outlet, mall, فروشگاههای, مارک, شعبه, اجناسشون, تولیدی, کارخانه, میفروختن, اوت, سرگرمیهامون, تخفیف, درصدی, اجناس, قصد, تصویه, صرف, مسیرمون, کوچیکه, ۲۰۱۶, کیلومتری, round, rock, کوچیکیه, جمعیتش, بیشتره, عازم, معروف, نزدیکمون, هیوستون, گلوستون, انتونیو, دالاس, موزه, سینمای, سافاری, جاهای, توریستی, میدیدیم, سفرهای, بعدیشون, ایالتها, حالا, میگم, حرفی, میون, وقتامون, ازادتر, میخواستیم, بگذره, دریغ, سفرها, گذشتنها, میفتن, افسوس, میخورن, امان, نمیگویم, بشر, عمرو, بخت, جاودان, بنده, هایش, مهربان, امکان, قول, میدهم, برگردم, مجدد, قویتر, نشدن, تصمیمش, فهمید, سرطان, عمق, وجودم
Text of the page (random words):
ی درمانی روز سه شنبه بود سری هم میخواستم به ارایشگاه بزنم و جمعه با این همه کار خسته میشدم مهمانی ۱ شنبه به خوبی و خوشی برگزار شد هر چند بعد از رفتن مهمانها برای جمع و جور خانه حسابی خسته شدیم روز دوشنبه بود که سرفه ها و تنگی نفسم تشدید شد آبجی خانم با مادر تماس گرفته بود و برایم پیغامی در تلگرام گذاشت اي روژين مهرباني اي قشنگ نازنينم مادر ميگه ديشب بهتر بودي ولي امروز سرفه ميزني جون دلمي من برات انرژي مثبت ميفرستم به ماماني هم ميگم هواتو داشته باشه با خدا هم در ارتباطم خلاصه حواسم به جابجاييه ولي دل و جونم پيش توه قرررررربوووووونت بشم كوچولم راستي سال ٢٠١١ اين روز تو روتردام بودي بیمارستان بستری بودم و به بخش ای سی یو منتقل شده بودم برایش نوشتم پلورال افیوژن دارم rsv infection هم گرفتم گلبولهای سفید خونم کمه و اکسیژن رسانی خونم فقط ۸۲ ست انتی بیوتیک شروع کردن خواهر جون احتمالا فردا پس فردا مرخصم نگران نباش جواب داده بود الهي خواهرت فداي تو بشه الهي دردت بياد به جون من روح مني جان مني من ثانيه به ثانيه دعا ميكنم هروقت بگي ميام پيشت تو فقط دستور بده خواهرم نگذار هيچ كس هيچ كس انرژي و اراده ات رو تحت تاثير قرار بده خواهرت تا انتهاي منظومه شمسي پشتتو داره ر ضا رو ميفرستم كه كمك پاشا و مادر و بابا باشه دل قوي دار روح من سلام روح و روانم من ديگه طاقت دوري ندارم شب كريسمسي رو بايد با هم باشيم دارم ميام ادامه دارد ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ ساعت 11 4 توسط rojin جمعه دهم دی ساعت ۷ ۳۰ شب نوشته های کوتاه ب با اینکه سیستم ایمنیم درب و داغونه و تعداد گلبولهای سفید که باید بالای ۷ هزار باشه فقط ۲ هزار تا ست با اینکه پلاکت خونم ۵۰ هزار بوده و ۱۰ واحد پلاکت به بهم تزریق کردن و قرار بود به ۸۰ برسه که برم خونه هنوز تغییر زیادی نکرده نزدیک ظهر پرستارا و دکترا از رفتن به خونه بهم خبر میدادن پاشا بهم گفته بود شاید امروز رو هم باید میموندم و تا عصر ساعت ۵ منتظر اومدن پاشا و دکتر ریم بودم که ببینم تکلیفم چی میشه پاشا از صبح همه امکانات بیمارستان رو برای خونه با مسئولین بیمه هماهنگ کرده بود از جمله دستگاه اکسیژن وسائل و داروهای اکسیژن درمانی حتی شلنگ و تخت بیمارستان رو سفارش داده بود ابجی خانم روزها کنارم بود و شبها پاشا پیشم میموند تا اومدن دکتر و پاشا بیدار موندم وقتی دکتر بهم گفت خونه برات راحت تره و میتونیم ۲ روز دیگه ازمایشات رو تکرار کنیم ببینیم نیاز به تزریق خون هست خیالم راحت شد پاشا با ابجی خانم یه سری وساعل و تجهیزات رو با خودشون بردن قرار شد پاشا برگرده کپسولهای اکسیژن هم اماده بشن با هم بریم خونه زودتر لباس پوشیدم تا انرژیمو ذخیره کنم به ندرت میتونم یدون اکسیژن نفس بکشم و طپش قلب نگیرم خونه از مرکز شهر و بیمارستان ۴۰ دقیقه فاصله داشت منم اون روز منتظر نخوابیده بودم و خیلی خسته بودم پاشا به مادر زنگ زده بود مادر و ابجی خانم منتظرمون بودن بابا به خاطر عفونت ریه خودشو تو اتاق حبس کرده بود پشمک برفک هم باهام غریبه شده بودن و تحویلم نگرفتن ۱۲ روز پیش بود خیلی درد و تنگی نفس داشتم یادم میاد سرفه هام قطع نمیشد با پاشا تماس گرفتم دارم خفه میشم پرسید حالت خوبه ۹۱۱ خبر کنم گفتم نه خودت بیا میریم بیمارستان پاشا خودشو رسوند به سختی یه شلوار راحتی بدون سگمه دکمه پوشیدم اگه خواستن عکس بگیرن علاف نشم به بیمارستان رسیدیم پاشا از قبل با دانشجوهاش هماهنگ کرده بود رگ پیدا نمیشد و چندین بار بازو و دستامو سوراخ سوراخ کردن تا عکس ریه انجام شد بعد سیتی ریه گرفته شد که شش سمت راست اب جمع شده بود مقداری از اب ریه رو کشیدن اب سلولهای سرطانی رو نشون میداد عفونت ویرووسی تنفسی هم گرفته بودم که ظاهرا خیلی شایع شده بود و اکثرا دچار این ویروس شده بودن اب ریه به مقدار ۱ لیتر کشیده شد از این لحظه اتفاقات بعدی یادم نیست و به کمک پاشا بلاگ مینویسم ببعد از ۱ روز اب ریه دوباره جمع میشود بعد از بیحس کردن پوست لوله ای در قفسه سینه جا میگذارند چست تیوب که اب ریه را به تدریج بکشد تحت تاثیر دارو و مسکن از دنیا بیخبر بودم حرفهایی میزدم که با شخصیتم فرق داشت روز ۶ ناگهان از خواب بیدار شدم سوال میپرسیدم چرا اینجام از کی اینجا بودم نبودن پاشا برایم سوال داشت زمان برام طولانی میگذشت میترسیدم پاشا منو گذاشته رفته پاشا کجاست ابجی خانم میگفت پاشا حالش بده همین ویروس رو گرفته باورم نمیشد ناگهان عصبی میشدم بلاگمو بهم بدین میخوام بلاگ بنویسم وقتی نمونده و چهره پاشا رو میدیدم که به جلو میاد میخواد موز دهنم کنه شیرینی بهم بده اصرار میکرد اینو بخور بعد بنویس احساس میکردم پاشا نمیخواد من بلاگ بنویسم تند و تند در حالی که چشمام همه چیز رو ۲ تا میدید و ذهنم تمرکز نمیکرد تند تند هر چی به ذهنم میومد مینوشتم دستانم میلرزید نوشته های توهمی که بعدا با خواندن کامنت دوستان فکر کردم چطور معنی حرفهای منو درک کردن من خودم رو یه موجود دم مرگ شبیه میدیدم که میخواست اخرین جملات بلاگش رو بنویسه زمان رو از دست داده بودم ساعت ۳ شب گرسنه ام میشد هر چیزی نمیخوردم صبحانه نون و پنیر و هندوانه میخواستم بیچاره پاشا هم از خدا خواسته که من یه چیزی بخورم میرفت و برام هر چی میخواستم میگرفت ساعت ۶ تخم مرغ هوس میکردم پاشا مسئول انجام اوامر خرد و کوچک من شده بود حتی یادمه از نون و پنیری که برام اورده بود نخوردم چون پنیر و نونش اونی نبود که خواسته باشم هر ۵ دقیقه به دستشویی میرفتم منو ببرین دستشویی تختمو درست کنین اتاقو مرتب کنین دیفن هیدرامین وریدی و اکسی کانتین هیدرو مورفون دیلادید ویکودین مسکن های نارکوتیکی و خواب اورهای قوی بودن که گیجم کرده بودن یادمه بیمارستان عاشق یه پرستار شدم اسمش جسیکا بود بهم یه پتوی نرم صورتی رنگ داده بود یادمه که شب شیفتش عوض میشد زار زار گریه میکردم خیلی دوستش داشتم روز اخر که به دیدنم اومد نشناختمش فکر کردم پرستار جدیدم داره حرف میزنه و شکایت میکردم که این قرص رو میخورم اینو نمیخورم که یه دفعه پاشا بهم گفت جسیکا ست خنده ای کردم و عذر خواستم رک شده بودم و الکی میخندیدم به ابجی خانم گفته بودم پرستاری بلد نیست گفته بود کفشای سفید منو پوشیده جواب داده بودم کار بدی کردی گفتم تو با همه پرستارای اینجا دلربایی میکنی و دوست جمع میکنی خواهرکمو که کلی کوبیده بود از درس و کارش باز مونده و شبانه روز با حرفام خندوندم و رنجوندمش به دکتر ریم هم که یه یه بسته شکلات بهم داده بود گفتم دوستش دارم فکر کنم یکم شوک شده بود مکثی کرد و گفت i like you too الان روز ۲ اقامت و استراحت در خانه ست امروز به ازمایشگاه رفتم و سی تی گرفتم تقریبا سوراخ سوراخ شدم گلبولهای سفید ۱۰۰۰ تا بالاترند پلاکت رو به افزایش است ریه ارامتر است مادر خیلی اروم و صبور شده بابا رو زیاد ندیدم خودشو از من مخفی میکنه ولی خوشحاله به زور از اتاق بیرونش میارم لااقل رو حیاط بشینه برام از خوابش گفته و از اینکه خدا دوباره منو بهشون برگردونده خوشحاله ابجی خانم و همسرش پیش ما اومدن و نهایت محبت رو بهمون کردن پشمک و برفک رو دیگه تو اتاق راه نمیدن غریبه شدن باهام مبلهای قدیمی که پشمک برفک نابود کرده بودند با مبلای جدید جابجا کردیم یعنی من نه ابجی خانم مبلا رو حتی اهدا هم قبول نکردن و دورشون ریختیم از کریسمس فقط کادوهای روز میز برام به یادگار مونده من با دوربین جدیدم هنوز هم عکس نمیگیرم ۳ شنبه قراره دکتر ریم رو ببینم درمان بعدی بیماریم چیه ایمونوتراپی یا شیمی درمانی بابا مادر ۸ روز دیگه مصاحبه سیتی زنی دارن با تمام وجود میخوام قبول بشن براشون دعا میکنم نوشته شده در جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ ساعت 15 42 توسط rojin ٣ شنبه ٧ مرداد ٣شنبه ساعت ٣ ٥٠ بعداز ظهر امروز نخواستم مرخص بشم يكي از دوستاي نزديكم به ديدنم اومد و كلي باهاش درد دل كردم دليل نرفتم به خونه رو براش توضيح دادم اونم دلايل منو قبول كرد از يه طرف ديگه با هر روز موندن تو بيمارستان شانس عفونت بيشتر ميشه فردا ميرم خونه ابجي خانم كمد لباسيمو مرتب كرده مبلاي جديدي كه سفارش داده بوديم رسييده پاشا ترتيب تمام سرويسهاي اكسيژن رساني و ناتواني رو فراهم كرده دوران سختي خواهد بود بابا و مادر ميخوام بعد از امتحان سيتيزن شيپي برن ايران استراحت كنن تا جلسه قسم احظار بشن دوران سختي رو خواهم داشت ولي به خودم باشه بيشتر به خودم اتكا ميكنم نوشته شده در سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵ ساعت 16 8 توسط rojin ٣ توهم من چند روز پيش اصرار به نوشتن يه توهم داشتم و تا اونجايي كه كلمه ميتونستم پيدا كنم با اصرار به نوشتنش ادامه دادم الان كه از اون جو بيرون اومدم و داستان واقعي رو از زبان پاشا شنيدم فهميدم داستان ساختگيم توهم ناشي از مسكن هاي قوي ضد درد بوده يك روز هراسان پا ميشم و داد ميزنم بايد بلاگ بنويسم بقيه ماجرا رو حالم خوب شد از زبان پاشا مينويسم من فردا قراره مرخص بشم به هيچ عنوان امادگي مرخصي رو ندارم خانواده نميتونه اين مسئوليت جديد رو از پسش بربياد مادر بابا پير و خسته ان ابجي خانم بايد سر كار برگرده پاشا روزا عمل داره شب زنده داري ديگه نبايد داشته باشه بابا حساسه هر ١ ساعت شب مياد جلوي اتاق خواب ببينه كاري دارم انجام بده اونم پير و ١٠ تا مرض به خواب شبانه نياز داره ميدونم پاشا ترتيب همه وسائل و كپسول اكسيژن رو داده ولي من حاضر نيستم برم خونه نوشته شده در دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵ ساعت 17 58 توسط rojin ۲ پاشا لحظه لحظه حواسمو برت میکنه من در لحظه آن زندگی میکنم دوربین پاشا زمانی که شکلات دستم میده تا کالری بهم برسونه رو نشون میده یا با دادن اجباری موز به پتاسیم موز بدنم رو بهم میرسونه انواع و اقسام غذاها از سلف بیمارستان تا بهترین رستورانهای اطراف بیمارستان غذا برای شام و ناهار سفارش میده هر طرف میگرده یه لیوان اب دستش بیاد بیده بهت که دهیدراته نشی نوشته شده در شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ ساعت 17 14 توسط rojin بیداری از خواب شبانه همین بود بیداری خاموش زندگی من در لحظه توهم مرگ هستم روژین دیوانه نشده ۱ ساعت نشده به زمان اصلی برگشته ۴ شبانه روز بپیش به ملاقات مرگ رفته ولی باور ندارد دلم به درمانهای دیگر خوش بود میخواهد کشفیات دم اخر رو باهاتون شریک بشم تا ۳ روز پیش خوشحال بودم که امروز شنبه هم مثل شنبه ۵ سال پیش دوست داشتنی هستم که همه خانواده خودشون رو موقع بدترین خبر زندگیم به هم برسونن فهمیدم مرگم امروزه نوشته شده در شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ ساعت 16 49 توسط rojin ارامش شبانه ساعت ۳ صبح و خانه خاموش ست جز صدای نفسهای پاشا و شر شر باران صدایی به گوش نمیرسد سیل و طوفان سختی در راه است حالم خوب نیست با درد از خواب بیدار شدم و خودم را به زور به آشپزخانه رساندم تا کیسه اب گرمی درست کنم پشمک و برفک بیدار شدند دنبال سرم راه افتادند دلم میخواست تنها یک شب به خواب عمیق فرو روم و صبح که از خواب بیدار شدم اثری از درد و سرفه نباشد چند وقتی میشود یک خواب ارام و پر رویا را نداشته ام بچه ها گرسنه اند دور ظرف غذا میچرخند کاسه هایشان را پر میکنم کیسه اب گرم هم علاج دردهایم نیست باز هم به مسکن نیاز دارم میترسم هنوز ۴ ساعت از خوردن قرص قبلی نگذشته معده ام از خوردن قرص زیاد گله دارد ناچار یک مسکن دیگر سرفه امانم را بریده پاشا از خستگی انگار بیهوش شده هر شب به دادم میرسید وقتی سیتی ریه را دیدم دانستم سرفه های شبانه بی دلیل نیست دکتر به دادن ۵ روز انتی بیوتیک کفایت کرد درخواست کرده بودم اگر مقدار اب ریه کافیست مقداری نمونه به ازمایشگاه بفرستد شاید با کشیدن اب نفسهایم هم راحتتر شود زیر بار نرفت مغرورتر از انی ست که بیمارش برایش تعیین و تکلیف کند دوستش ندارم مشکلاتم را نادیده میگیرد نمیداند fish sign چقدر برای من معنی دارست مرا و نشانه هایم را باور ندارد بر اساس انچه با چشم سر میبیند درمان میکند نه با چشم دل امروز جلسه اول شیمی درمانی شروع شد بعد از تکرار مجدد ۱۰ روز انتی بیوتیک قویتر و بهتر نشدن حالم تصمیمش عوض شد بعد از کشیدن ۱ لیتر اب ریه فهمید سرطان در عمق وجودم نفوذ کرده و دردهای استخوانی بی دلیل نبود طبیعت این بیماری ست چاره ای نیست یک مدت ارام میگیرد و یک ان طغیان میکند فقط ارامش و صبوری می خواهد تا مدتی از سفر و سفرنامه خبری نیست پازل ساختن شادم میکند و یاد دوستان همدمهای شبانه هم که همراه همیشگی اند برای مدتی ممکن ست امکان نوشتن نباشد قول میدهم زود برگردم دلم میخواست دنیا رنگ دیگر بود خدا با بنده هایش مهربان تر بود نمیگویم بشر را عمرو بخت جاودان میداد همین ده روز هستی را امان میداد نوشته شده در چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۹۵ ساعت 12 53 توسط rojin عروسی روحانی پایان ساعت نه و نیم از هتل تصویه حساب کردیم قرار شد صبحانه رو بین جاده تو یکی از رستورانهای بین شهری صرف کنیم مسیرمون از استین به تمپل ۱ ساعت و نیم راه بود تمپل یه شهر کوچیکه که طبق سرشماری سال ۲۰۱۶ فقط ۷۲ هزار جمعیت داره ۳۵ کیلومتری استین به شهر round rock رسیدیم اونم شهر کوچیکیه و فقط یکم جمعیتش از تمپل بیشتره ۹ سال پیش که تمپل زندگی میکردیم و پدر مادر اولین بار به امریکا اومده بودن هر فرصتی پیدا میکردیم عازم سفر میشدیم اکثر شهرهای معروف تگزاس که نزدیکمون بود رو با ماشین گشتیم مثل هیوستون گلوستون سن انتونیو استین دالاس حتی موزه ها و باغ گل سینمای ۳ بعدی بازار کشاورزان اگه بود سافاری و اکثر جاهای توریستی رو میدیدیم سفرهای بعدیشون ایالتها و شهرهای شناخته شده دیگه رو با هم گشتیم حالا که با خودم فکر میکنم میگم چطور تونستیم خرج این همه سفر رو جور کنیم حرفی از بیماری من در میون نبود وقتامون ازادتر بود میخواستیم به پدر و مادر حسابی خوش بگذره و از هیچ چیز دریغ نمیکردیم همون شده که همیشه یاد تگزاس و سفرها و خوش گذشتنها میفتن و افسوس اون زمان ها رو میخورن راند راک outlet mall بزرگی هم داشت که در فضای باز فروشگاههای مارک دار هر کدوم شعبه ای داشتن و اجناسشون رو به قیمت تولیدی کارخانه میفروختن رفتن به اوت لت هم یکی از سرگرمیهامون بود به خصوص که همیشه تخفیف ۵۰ ۶۰ درصدی هم داشت و اجناس خوبی هم از توش پیدا میشد قصد داشتم اگه موقع برگشت وقت داشتیم سری هم به اونجا بزنیم طبق معمول نام رستورانی که بیشترین ستاره رو گرفته بود توی اپ yelp از تو موبایل پیدا کردیم رستورانی به نام کافه جابا ظاهرا رستوران خوبی بود صف طویلی جلوی در رستوران منتظر خالی شدن میز ایستاده یا نشسته بودن شب قبل چیزی نخورده بودم و حسابی گشنم بود از ماشین دستم رو به لبه پنجره گرفتم تا اومدم از جام بلند شم از شدت درد جیغم دروامد آآآآخخخخخخ دستم آآآآآخ دستم پاشا که حسابی هول شده بود سریع شیشه ماشین رو پایین کشید و به سمتم دوید طبق عادت همیشگیش اولین کاری کرده بود پنجره های ماشین رو بسته بود طفلک شاید حواسش نبود پنجره یا در ماشین مدتهاست برای بلند شدن عصای دست من شده هراسان به سمتم دوید و میخواست دستمو بگیره از درد نمیتونستم انگشتامو تکون بدم فقط گفتم یخ برام بیاره به سمت رستوران دوید یه لحظه به اطراف نگاه کردم جمعیت با نگاههای پرسشگرانه و دلسوزانه شاهد جیغها و درد های من بودن ادامه نوشته نوشته شده در جمعه ۲۱ آبان ۱۳۹۵ ساعت 11 22 توسط rojin عروسی روحانی قسمت ۳ وارد کلیسا شدیم داخل کلیسا هم نسبتا ساده بود و زرق و برق کلیساهایی که تا به حال دیده بودم نداشت چند خانوار قبل از ما روی نیمکت ها نشسته بودن خیلی دوست داشتم نزدیکتر به صحن کلیسا بشینم که واضحتر از مراسم و عروس و دوماد عکس بگیرم دوربینمو دیگه نبرده بودم وبال گردنم میشد به خصوص که یه لنز اضافه و کیف کوله پشتی هم براش گرفتم اینقدر کیفش سنگین بود که بردنش به جشن عروسی عاقلانه نبود و تصمیم گرفتم با موبایل عکس بگیرم با موبایل هر چی عقبتر میشستیم عکسام کم کیفیتتر میشد و سر و کله و دست و پای مدعووین هم تو کادر قرار میگرفت از اونجا که ردیفهای اول به خانواده و اطرافین نزدیک عروس و داماد تعلق داشت و رزرو شده بود ما هم غریبه بودیم به ناچار چند نیمکت عقبتر نشستیم نیم ساعتی طول کشید که کم کم سرو کله مدعووین پیدا شد و روی نیمکتها نشستن جمعیت زیادی نبود شاید ۴۰ ۵۰ نفر و بیشتر نیمکتهای کلیسا خالی بود اکثرا از همون لحظه نشستن کتابهای انجیل رو از کشوهای جلوی نیمکتها برداشتن و شروع به انجیل خوندن کردن راحت نبودم از جمعیت عکس بگیرم توی کلیسا که به ظاهر خیلی مذهبی بود کسی رو ندیدم فکر عکس گرفتن باشه بین مدعووین پاشا یهویی چشمش به یکی از همکلاسیهای دانشگاه استینش افتاد مانی هم به عروسی دعوت شده بود مانی اصفهانی و پسر باهوش و زبر و زرنگی بود ۱ سال از پاشا عقبتر بود از ۱۴ سالگی همراه خانوادش به امریکا اومده و همینجا مدرسه و کالج رفته بود و بالطبع ییشتر امریکایی شده بود ازمایشگاه دانشگاه به صورت پاره وقت هر دو کار گرفته بودن و فلبوتومی میکردن او هم عشق پزشکی داشت و در نهایت هم تخصص اشعه درمانی بیماران سرطانی رو امسال گرفته بود radiation oncology با دوست دخترش که فقط ۳ ماه آشنا شده بود و قرار ازدواج داشتن به عروسی اومده بود کاندا اهل تایلند و حتی یک کلمه فارسی حرف نمیزد با خودم فکر کردم چطور مانی میتونه با کسی که هم فرهنگ و همزبون خودش نیست رابطه برقرار کنه پای یک عمر زندگی درمیونه البته برای اینجاییها چیز غیر متداولی نیست به خصوص خودش و خانوادش سالها اینجا زندگی کرده بودن احتمالا زبان مشترکشون انگلیسی میشد شاید برای من ازدواج با یه خارجی عجیب بود خلاصه دیدن دوست قدیمی که اوایلی اومده بودم امریکا دیده بودمش جو دیگه ای به عروسی داد حداقل احساس غریبی نمیکردیم تا شروع مراسم ۴۵ دقیقه ای معطل شدیم کم کم داشتم به استانه گرسنگی نزدیک و نزدیکتر میشدم بلاخره با صدای زنگ کلیسا مراسم شروع شد در حالی که نوای موسیقی مذهبی در فضا پخش میشد کشیش با لباسی سفید و صلیبی در دست وارد شد همگی به احترام کشیش از نیمکت بلند شدیم ردیف به ردیف بعضی از مدعووین از نیمکتها خارج میشدن و جلوی کشیش زانو میزدن تا دست کشیش رو ببوسن کشیش هم صلیبش رو به سرشون میکشید و مقدسشان می...
|