Meta tags:
description= کوچه باغ های زندگی;
Headings (most frequently used words):
تنها, های, خدا, است, کوچه, باغ, زندگی, خداحافظی, تنهایی, که, را, نمی, گذارد, غربت, ان, بدانند, کجایی, نگیرند, خبر, سال, نو, مبارک, اونقدرها, هم, بیخیال, انسان, نیست, کاش, یک, آدم, خوش, شانس, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (43), بود (41), خدا (28), بزرگ (25), شده (22), کاش (19), بچه (19), همه (18), بودیم (18), های (17), برای (17), است (16), گفت (16), شدیم (16), اما (15), نوشته (14), کسی (14), خیلی (14), نمی (13), دوست (13), ساعت (12), ۱۳۹۱ (10), کنم (10), توسط (10), nina (10), اگر (10), تمام (10), ۱۳۹۲ (9), کرد (9), فراموش (9), شما (9), جوان (9), تنها (8), مرا (8), بودم (8), اون (8), توی (8), چیزی (8), میکردم (8), هیچ (8), میکنم (8), دارم (8), شیطان (8), شدم (7), بعد (7), کردم (7), وقتی (7), گریه (7), سلام (7), دیگه (7), زندگی (7), مثل (7), کند (7), حرف (6), روی (6), یکی (6), کرده (6), نیست (6), وقت (6), سال (6), چیز (6), دلم (6), درد (6), شدن (6), عشق (6), چرا (6), کار (6), داد (6), مزرعه (6), مریم (5), وبلاگ (5), خواهم (5), یاد (5), قلبم (5), راه (5), استاد (5), دیدم (5), پیدا (5), جواب (5), بلند (5), دنیا (5), آدم (5), کوچک (5), اگه (5), دیگر (5), پاسخ (5), رفت (5), اینجا (5), امیدوارم (5), بگو (5), مگه (5), صدای (5), فریب (5), عبادت (5), مرد (5), صبح (5), شاید (5), بهار (4), باز (4), اسم (4), شعر (4), بودن (4), نبود (4), بیست (4), روز (4), کجا (4), افتاده (4), مدت (4), دانشگاه (4), بدون (4), میشد (4), منو (4), رفتم (4), خودم (4), پانزدهم (4), ولی (4), انسان (4), فکر (4), جای (4), دلمون (4), شنبه (4), کمی (4), عزیزم (4), گذاشتم (4), کنار (4), بغض (4), دوستت (4), اینکه (4), غرور (4), بعضی (4), کاری (4), بار (4), چون (4), دعا (4), پسرش (4), بهمن (3), تیر (3), خواب (3), دسته (3), منم (3), عاشق (3), خودش (3), یادم (3), رفته (3), اول (3), موفق (3), خدمت (3), دوستای (3), قرار (3), بیام (3), تنگ (3), بگذار (3), اند (3), داشتیم (3), همش (3), بچگی (3), آرزومون (3), حتی (3), راحت (3), کردیم (3), نمیشه (3), شکست (3), جمع (3), شبی (3), برایت (3), مردم (3), هست (3), همتون (3), کودک (3), خدای (3), بهت (3), بگم (3), نکنه (3), بقیه (3), بره (3), داره (3), باشه (3), لحظه (3), بساطش (3), دادند (3), خواست (3), سرش (3), کنی (3), دهد (3), آمد (3), بزند (3), نشستم (3), جعبه (3), افتاد (3), دلی (3), خود (3), باشد (3), خداوند (3), دست (3), باش (3), کلبه (3), کشتی (3), خشک (3), فریاد (3), بتونه (3), ببینه (3), برو (3), بنده (3), قطره (3), دوستون (3), باشین (3), کنید (3), میشه (3), انجام (3), پیرمرد (3), پدر (3), شخم (3), بدهم (3), سیب (3), زمینی (3), یواشتر (3), مهشید (2), تنهایی (2), دختر (2), درسا (2), آذر (2), اسفند (2), فروردین (2), مرداد (2), شهریور (2), خانه (2), چهره (2), همان (2), ببینم (2), شود (2), هایم (2), نخواهم (2), پاییز (2), دوباره (2), انتهای (2), سرنوشت (2), مطالب (2), دوشنبه (2), الان (2), سوالی (2), نداره (2), معلم (2), گلم (2), بیرون (2), کشیدم (2), دختره (2), ناجی (2), فهمیدم (2), کیه (2), نگذشته (2), اومدم (2), حسابی (2), تشکر (2), زمین (2), یهو (2), میکرد (2), المپیاد (2), ریاضی (2), آخه (2), گفتم (2), سوم (2), چهارم (2), تخته (2), زنگ (2), همون (2), جمعه (2), ماه (2), تکیده (2), آرام (2), سرشار (2), درخت (2), بزرگی (2), نیستیم (2), ایم (2), زبان (2), برگشتن (2), داریم (2), کوچکترین (2), داشتن (2), بزرگترین (2), خاطر (2), ونه (2), نمیکنه (2), گاهی (2), دلها (2), شکستن (2), یادمون (2), میکردیم (2), اندازه (2), درست (2), کنه (2), بعضیها (2), فقط (2), چشمای (2), ستاره (2), آسمان (2), چشمان (2), عشقی (2), حیدرزاده (2), غرق (2), شبها (2), بارانی (2), رنگ (2), رفتار (2), دریا (2), ترین (2), خاطره (2), ساده (2), گاه (2), دوستان (2), عزیز (2), تبریک (2), میگم (2), ممنون (2), تلفن (2), داشت (2), همیشه (2), زیبا (2), مهربون (2), نداری (2), روزی (2), باهات (2), داشتم (2), دوستم (2), قول (2), یعنی (2), زده (2), چند (2), الو (2), اونجا (2), داری (2), داده (2), پرسید (2), میدان (2), پهن (2), زدند (2), دروغ (2), پاره (2), خندید (2), خواند (2), ندارم (2), گوشه (2), بینی (2), دور (2), نزدیک (2), اینها (2), زیرکی (2), نجات (2), گرسنه (2), آمدم (2), دستم (2), بگیرم (2), اشک (2), علائمی (2), کمک (2), داشته (2), ممکن (2), نجاتش (2), خسته (2), خدایا (2), راضی (2), حال (2), دید (2), دارد (2), خالی (2), خوشیتو (2), سرت (2), کشیده (2), شاخه (2), وجود (2), قلب (2), دلو (2), کاشکی (2), پاک (2), روزای (2), برد (2), زیاد (2), نتونستم (2), تموم (2), خوبی (2), ندارد (2), بدهید (2), اسلحه (2), نامه (2), دیگری (2), نوشت (2), توانست (2), بودی (2), خوب (2), برونی (2), کلاه (2), کاسکت (2), ترمز (2), زنده (2), بسپار (2), ماسه (2), نوشتی (2), دیشب (2), ارزو (2), بخشنده (2), ميکند (2), پشت (2), دانشجو (2), پست (2), کوچه (2), باغ (2), blogfa, com, ریحانه, ایرونی, امید, کامران, درنا, مائده, تینا, پگاه, فرهاد, مهری, نیلوفر, شادی, سمیه, پرستو, سمیرا, پیوندها, آبان, پیشین, عناوین, آرشیو, دلواپسی, نشسته, سخن, بگویم, لبخند, کودکانه, انتهایش, ختم, ناتمام, ماندند, اسیر, دلتنگی, رویای, رساند, خیابان, شلوغ, سهم, غصه, خورد, اشکهایم, شانه, ذخیره, ناتمامم, دیوار, دیدنت, تکمیل, رسد, رسیدن, جاده, اندیشیم, قدیمی, هفتم, خلاصه, قضیه, خواستگاری, شمام, استادام, برده, پنجره, شوت, سرک, بغل, پیچید, رئیس, تازه, کنکور, وارد, هنوز, ترم, راهرو, عینک, بشکنمش, خانومی, سراسیمه, رسوند, عینکش, نیازی, صاف, کردنش, زحمت, نکشید, برمیداشتم, جلوم, سبز, واز, گمشده, مدال, طلا, بردم, برگم, ورقها, اسمم, بنویسم, دبیرستان, معلمم, نابغه, فرستاد, درس, نمیخواندم, هروقت, نوبت, برم, پای, میخورد, صفحه, میپرسید, مدرسه, وسالای, ازم, حساب, میبردند, نذاشتم, شکستم, بدهد, شیر, میخوردم, دردم, توجه, نمیکردم, نیاوردم, ضربه, دکتر, چنان, فهمید, هوی, بدو, تولد, وگرنه, پام, نمیرسید, خوش, شانس, عرض, واستون, شرمنده, دانستن, برگها, حُرمت, دارند, قدم, خاطرات, فصل, دوش, کشند, شعور, برگ, پاییزی, اکنون, بزرگیم, دلتنگیم, نشدیم, گوییم, فهمد, هزار, ناله, گفتیم, فهمیدند, خیالمون, میگردیم, بازیهامون, ادای, ترها, آوردیم, حسرت, چیزه, نگاه, میکنیم, بجز, انسانها, بودنشون, میخواستیم, پول, ۱۰۰, کلاف, نخم, سرگرممون, تیکه, سرگرم, میشکنیمو, کنارش, میشیم, نمیکردیم, دعواهامون, سالها, مونده, آشتی, کنیم, دعوا, میرفت, هنوزم, همون۱۰, تای, قضاوتهای, غلط, باعث, داشتنمون, تغییر, قضاوت, یکسان, هیچی, بعضیهارو, نهایت, شکستگیش, میمونه, آبنباتی, درستش, آبنبات, دلمونو, بدست, آوردن, آسون, شکنه, خلوت, هیچکی, نمیبینه, خیسمون, میدیدن, چشمامون, آسمون, بارون, میومد, دورم, ناز, ابد, روشنت, مینویسم, هزاران, اوی, بودنت, مکث, منفی, دادنت, ملالی, نداشتنت, نخواستنت, راندنت, باختنت, رفتنت, نماندنت, راز, همین, مصرع, پایانی, دعایی, بکنیم, هرچیز, میخواهی, میدانی, دنیای, سنگی, سیمانی, پرسش, کمتر, نام, گلهای, شبنم, ایرانی, دخترکان, یادش, چراغانی, افسانه, نیما, صحبت, شاعر, کاشانی, سهراب, نمیرفت, زودی, غافل, دیوانه, چقدر, نوشتیم, باران, عرفانی, حافظ, معجزه, والهام, لحن, انسانی, تشنگی, پونه, دادیم, قرض, میداد, هرچه, پریشانی, شفاف, مهمانی, حرمت, دلهای, مسافر, مختصر, پنهانی, لطف, بازار, صداقت, ارزانی, دهکده, فراوانی, امروز, شعرای, شاعرای, مورد, علاقم, شماهم, شعرا, خوشتون, بیاد, نهم, میلاد, حضرت, محمد, امام, صادق, کسایی, وبلاگمون, میزنن, آغوش, فرو, گوشی, درحالی, لبخندبرلب, محبوب, مخلوق, زود, خاطراتش, ازای, میکنه, خواسته, عجیب, طلب, میکردند, دستشان, میگرفت, خودخواهی, شان, میخواستند, بیا, بمانی, وهرگز, نشوی, آنچه, کوچکت, سنگینی, میکند, امانش, بریده, وگفت, جون, قشنگم, میخواستم, نذار, مخالف, تقدیره, بشی, مامانم, فراموشت, زدم, فهمن, بزرگن, میکنن, الکی, باهم, حرفمو, باور, بزرگا, حرفاشون, سخت, سخته, اینطوری, میخوای, میدم, آلودش, آهسته, خدام, فرشته, ساکت, مکثی, چندان, طولانی, میتونه, نداشته, بلور, اشکی, چشمانش, حلقه, فشار, وبر, گونه, غلطید, وباهمان, اصلا, نگی, باهام, بزنه, میکنما, هیاهوی, سکوت, خونه, نمیده, فرشتس, بله, کوچولو, باهاش, امشب, جوابمو, بده, میشنوم, متعجب, خدایی, دیروز, حوالی, فروخت, دورش, بودند, هیاهو, کردند, هول, بیشتر, خواستند, حرص, خیانت, جاه, طلبی, خرید, ازایش, تکه, قلبشان, روحشان, ایمانشان, آزادگیشان, دهانش, بوی, گند, جهنم, حالم, نفرتم, صورتش, انگار, ذهنم, موذیانه, بساطم, نجوا, قیل, قال, مجبور, بخرد, خودشان, جوابش, ندادم, آورد, البته, فرق, مومن, ایمان, خورند, بدم, هایش, شیرین, چشمم, لای, چشم, برداشتم, جیبم, بدزدد, بخورد, اتاق, ریخت, خورده, بساط, گذاشته, دویدم, لعنتش, خواستم, یقه, نامردش, دروغی, بکوبم, رسیدم, ببرم, صدایی, شنیدم, اختیار, سجده, افتادم, بوسیدم, شکرانه, قلبی, دودهای, برخاسته, عظمت, ببازیم, میان, رنج, مان, سوخت, خاکستر, دادی, اوضاع, خراب, ناامید, آسان, نباید, دلمان, فهمیدید, هستم, آنها, متوجه, دود, آمده, دهندگانش, چنین, بوق, ساحل, پرید, شدت, خشم, اندوه, درجا, چطور, شدی, جیز, سوختن, دودی, رود, متاسفانه, بدترین, اتفاق, جستجوی, غذا, هنگام, عوامل, زیان, محافظت, داراییهای, اندکش, نگه, سرانجام, بسازد, گذارند, لرزان, روزها, افق, دنبال, یاری, رسانی, نظر, بازمانده, شکسته, جزیره, سکنه, اونقدرها, بیخیال, پنجم, اره, همینه, خوبم, سلامت, امیده, مجنون, سایه, دونم, پیچک, تنهام, حقیرم, نصیبه, تکیه, کوهه, استوارو, شادیتو, کمرم, دستام, بیده, تویی, غریبه, دیره, میمیره, میزدم, ریا, دستای, سردو, یخی, اشنا, سرسری, خاک, زیر, آبروی, حقیرو, بها, برملا, خام, بچگیمو, زندگیم, تلف, کردنت, گرگ, خواستنیمو, سرد, وحشی, نیاز, خستگیمو, عاشقیمو, خوبه, زندگیمو, اخر, مراقب, خودتون, پایینم, دوستام, غزاله, گفته, جدید, سالی, موفقیت, خوشبختی, تحویل, درگیر, مبارک, پنجشنبه, تعطیلات, سپری, واسه, امتحانامون, مانعی, اعماق, قلبتان, تصمیم, بگیرید, توانید, مانع, ذهن, فرد, هستید, دریافت, نزن, آنجا, پنهان, فردا, نفر, مأموران, fbi, افسران, پلیس, محلی, دیده, شدند, کنند, اتفاقی, خواهد, هایت, بکار, بهترین, توانستم, تلگراف, پیرمردی, مینه, سوتا, راشخم, سختی, زندان, وضعیت, توضیح, پسرعزیزم, خوشی, امسال, بکارم, مادرت, زمان, کاشت, محصول, پیر, مشکلات, دانم, زدی, دوستدار, وشوهر, جوانی, سوار, برموتورسیکلت, راندند, انها, صمیم, یکدیگر, داشتند, ترسم, اینجوری, بهتره, خواهش, میترسم, مردجوان, باید, بگی, حالامی, محکم, بگیر, حالا, شرط, برداری, بذاری, اخه, تونم, برونم, اذیتم, روزنامه, نوشتند, برخورد, موتورسیکلت, ساختمانی, حادثه, آفرید, سانحه, بدلیل, بریدن, موتور, سیکلت, سرنشین, ماند, گذشت, آگاهی, یافته, مطلع, ترفندی, گذاشت, آخرین, بشنود, بماند, واقعی, گـــذشته, نگـــوید, گدایی, پیش, خـــدا, چشمانم, میبندم, کمکش, ندهم, نمیگویم, راست, میگوید, گدا, میبینم, فریدون, مشیری, باد, آرزوی, پاکیست, همزبان, دیرین, توست, دریای, هستی, نوشتم, شرم, وزن, سیری, ترازوی, بکشم, نمیدانی, بیدار, مادرم, ریختم, خوابم, دعوایم, قهر, غربت, بدانند, کجایی, نگیرند, خبر, نینا, لذت, ببرین, بهتون, بزنم, ببخشید, جبران, برامون, کنین, رویا, براتون, کنکورم, دادم, دوم, انتخاب, اوست, بخواهی, بگوئی, گوش, قلــب, پروردگار, عالم, تواند, جائی, فرستد, هرروز, آفتاب, هدیه, مطمـئن, عاشقانه, باشم, کام, غریبانه, عاشقت, پنداشتم, گنه, وفادار, وفایی, نمودم, سرشکسته, بازگشتم, گرم, سردترین, لحظات, سراغت, ااما, دیدی, همچنان, توبه, پذیر, مشتاق, ماندی, ولي, بديها, خوبي, خوبيها, بدي, نگاهی, باشی, نخواهی, مسلما, بینم, کلاس, آیا, دانشجویی, استادش, نشان, عبادتش, نبینم, بینند, زنند, بیند, پوشاند, حکایت, عجیبیست, میدانم, انگشتان, مهربانش, نواز, گوید, مشت, دهانم, خداییست, گذارد, یکشنبه, بای, نظرات, اینده, برگشتم, کنکوریها, اومد, ایشالا, راههای, زندگیتون, خوشحالم, منت, گذاشتین, زدین, بوده, اخرین, خداحافظی,
Text of the page (random words):
را نمی بینم استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید انسان تمام خوبيها را با يک بدي فراموش ميکند ولي خدا تمام بديها را با يک خوبي فراموش ميکند خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم تو را وفادار دیدم و بی وفایی نمودم ولی هر کجا که رفتم سرشکسته بازگشتم تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم ااما تو مرا چه دیدی که همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات ماندی کسی به خدا گفت اگر سرنوشت مرا نوشتی پس چرا ارزو کام خدا گفت شاید نوشته باشم هر چه ارزو کنی مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند به یاد داشته باش که پروردگار عالم با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی گوش می کند نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 20 16 توسط nina با سلام خدمت دوستای عزیزم دلم خیلی براتون تنگ شده بود دیگه کنکورم دادم تموم شد برامون دعا کنین هم برای من هم برای رویا امیدوارم از مطالب لذت ببرین اگه تو این مدت نتونستم بیام بهتون سر بزنم ببخشید از این به بعد جبران میشه دوستون دارم نینا ا نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 13 54 توسط nina غربت ان است بدانند کجایی و نگیرند خبر دیشب با خدا دعوایم شد با هم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مادرم گفت نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد شرم میکنم که وزن سیری ام را با ترازوی گرسنه ای بکشم بر ماسه ها نوشتم دریای هستی من از عشق توست سرشار این را به یاد بسپار بر ماسه ها نوشتی ای همزبان دیرین این آرزوی پاکیست اما به باد بسپار فریدون مشیری گدا که میبینم در دل نمیگویم راست میگوید یا دروغ بدهم یا ندهم آدم خوبی است یا نه چشمانم را میبندم و کمکش میکنم تا وقتی رفتم گدایی پیش خـــدا نگـــوید که خاطره یعنی گـــذشته نگذشته نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 13 48 توسط nina زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند زن جوان یواشتر برو من می ترسم مرد جوان نه اینجوری خیلی بهتره زن جوان خواهش می کنم من خیلی میترسم مردجوان خوب اما اول باید بگی دوستم داری زن جوان دوستت دارم حالامی شه یواشتر برونی مرد جوان مرا محکم بگیر زن جوان خوب حالا می شه یواشتر برونی مرد جوان باشه به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری اخه نمی تونم راحت برونم اذیتم می کنه روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی عشقی زیبا پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی دوستدار تو پدر پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن من آنجا اسلحه پنهان کرده ام ۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند پسرش پاسخ داد پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید مانع ذهن است نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید سلام تعطیلات داره تموم میشه امیدوارم سال خوبی رو سپری کنید واسه امتحانامون دعا کنید نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 12 5 توسط nina سال نو مبارک سلام دوباره خدمت دوستای عزیزم این مدت درگیر درسا بودم نتونستم بیام دلم برای همتون تنگ شده بود خیلی زیاد اومدم که سال نو رو به همتون تبریک بگم امیدوارم سال جدید سالی پر از موفقیت و خوشبختی باشه لحظه سال تحویل منم دعا کنید شعر پایینم یکی از دوستام به اسم غزاله گفته در اخر دوستون دارم خیلی زیاد مراقب خودتون باشین فراموش میکنم روزای خوبه زندگیمو فراموش میکنم لحظه ی پاک عاشقیمو قطره قطره های قلبم دلی عاشق تو شد فراموش میکنم عشق و نیاز و خستگیمو چشمای تو سرد و وحشی بره ی دلم رو برد فراموش میکنم گرگ عزیز خواستنیمو همه زندگیم تلف شد تو فراموش کردنت فراموش میکنم این فکر خام بچگیمو کاشکی اون روزای اول دلو برملا میکردم آبروی این حقیرو بنده بی بها میکردم این غرور سرسری رو خاک زیر پا میکردم دستای سردو یخی مو با تو اشنا میکردم کاشکی که دلم رو با تو پاک و بی ریا میکردم دلو میزدم به دریا بنده ی شما میکردم اما الان دیگه دیره قلب من داره میمیره من و این شبها و گریه تویی و عشق غریبه کمرم خم شد و دستام شاخه های خشک بیده اما شاید دل بتونه شادیتو با اون ببینه تکیه گاه تو یه کوهه استوارو سر کشیده اما این تن حقیرم یه وجود بی نصیبه می دونم پیچک تنهام شاخه ی خشک و تکیده اما اون درخت مجنون سایه رو سرت کشیده برو خوبم به سلامت دل من پر از امیده کاش میشد اما نمیشه زندگی همش همینه اما شاید دل بتونه خوشیتو با اون ببینه اره شاید دل بتونه خوشیتو با اون ببینه نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 12 35 توسط nina خدا اونقدرها هم بیخیال انسان نیست تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند اما کسی نمی آمد سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد فریاد زد خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد مرد خسته از نجات دهندگانش پرسید شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم آنها جواب دادند ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم وقتی که اوضاع خراب می شود ناامید شدن آسان است ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است پس به یاد داشته باش در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند شیطان دیروز شیطان را دیدم در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود فریب می فروخت مردم دورش جمع شده بودند هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند توی بساطش همه چیز بود غرور حرص دروغ و خیانت جاه طلبی و هر کس چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی پاره ای از روحشان را بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگیشان را شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد حالم را به هم می زد دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم انگار ذهنم را خواند موذیانه خندید و گفت من کاری با کسی ندارم فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد می بینی آدم ها خودشان دور من جمع شده اند جوابش را ندادم آن وقت سرش را نزدیک تر آورد و گفت البته تو با اینها فرق می کنی تو زیرکی و مومن زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد اینها ساده اند و گرسنه به جای هر چیزی فریب می خورند از شیطان بدم می آمد حرف هایش اما شیرین بود گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت ساعت ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه ای عبادت افتاد که لا به لای چیز های دیگر بود دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم با خودم گفتم بگذار یک بار هم شده کسی چیزی از شیطان بدزدد بگذار یک بار هم او فریب بخورد به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم توی آن اما جز غرور چیزی نبود جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت فریب خورده بودم فریب دستم را روی قلبم گذاشتم نبود فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام تمام راه را دویدم تمام راه لعنتش کردم تمام راه خدا خدا کردم می خواستم یقه نامردش را بگیرم عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم به میدان رسیدم شیطان اما نبود آن وقت نشستم و های های گریه کردم اشک هایم که تمام شد بلند شدم بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم صدای قلبم را و همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم به شکرانه قلبی که پیدا شده بود تلفن به خدا الو الو سلام کسی اونجا نیست مگه اونجا خونه ی خدا نیست پس چرا کسی جواب نمیده یهو یه صدای مهربون مثل اینکه صدای یه فرشتس بله با کی کار داری کوچولو خدا هست باهاش قرار داشتم قول داده امشب جوابمو بده بگو من میشنوم کودک متعجب پرسید مگه تو خدایی من با خدا کار دارم هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره فرشته ساکت بود بعد از مکثی نه چندان طولانی نه خدا خیلی دوستت داره مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت بگو زیبا بگو هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت خدا جون خدای مهربون خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا چرا این مخالف تقدیره چرا دوست نداری بزرگ بشی آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ده تا دوستت دارم اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم مگه ما باهم دوست نیستیم پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد خدا پس از تمام شدن گریه های کودک آدم محبوب ترین مخلوق من چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند دنیا برای تو کوچک است بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی کودک کنار گوشی تلفن درحالی که لبخندبرلب داشت د ر آغوش خدا به خواب فرو رفت p s ممنون از همه ی کسایی که به وبلاگمون سر میزنن p s میلاد حضرت محمد ص و امام صادق ع رو به همتون تبریک میگم نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 13 21 توسط nina کاش سلام یه دوستان عزیزم امروز دو تا از شعرای مریم حیدرزاده عزیز رو گذاشتم که یکی از شاعرای مورد علاقم هست امیدوارم شماهم از شعرا خوشتون بیاد کاش کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود کاش دریا کمی از درد خودش کم میکرد قرض میداد به ما هرچه پریشانی بود کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم رنگ رفتار منو لحن تو انسانی بود مثل حافظ که پر از معجزه والهام است کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود چقدر از شعر نوشتیم برای باران غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود کاش سهراب نمیرفت به این زودی ها دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود کاش دلها پر افسانه ی نیما میشد و به یادش همه شب ماه چراغانی بود کاش اسم همه ی دخترکان اینجا نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود کاش دنیای دل ما شبی از این شبها غرق هرچیز که میخواهی و میدانی بود دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم راز این شعر همین مصرع پایانی بود مریم حیدرزاده دیگر ملالی نیست جز نداشتنت نخواستنت راندنت باختنت رفتنت نماندنت با او و هزاران اوی دیگر بودنت بدون مکث پاسخ منفی دادنت و عشقی نیست جز عشق به چشمان ناز تا ابد روشنت این را برایت نوشته بودم باز هم مینویسم هر ستاره شبی است که از تو دورم آسمان چه پر ستاره است نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 22 11 توسط nina بچه بودیم از آسمون بارون میومد بزرگ شده ایم از چشمامون می یاد بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم بزرگ شدیم تو خلوت بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه بچه بودیم اگه دلمون می شکست با یه آبنبات دلمونو بدست می آوردن بزرگ که شدیم وقتی دلمون رو شکستن با هیچ چیز دیگه نمیشه درستش کرد فقط جای شکستگیش روی دل میمونه با هیچ آبنباتی درست نمیشه بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم بزرگ که شدیم بعضیها رو هیچی بعضیهارو کم و بعضیها رو بی نهایت دوست داریم بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه کاش هنوزم همه رو به اندازه همون۱۰ تای بچگی دوست داشتیم بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم بچه که بودیم حتی فکر شکستن دل کسی رو هم نمیکردیم بزرگ که شدیم خیلی راحت دلها رو میشکنیمو از کنارش رد میشیم بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه بچه که بودیم انسانها رو به خاطر انسان بودنشون میخواستیم ونه پول و بزرگ شدیم به همه چیز نگاه میکنیم بجز انسان بودن بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی بچه که بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم هیچ کس نمی فهمد بچه که بودیم بچه بودیم بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم برگ های پاییزی سرشار از شعور ِ درخت اند و خاطرات سه فصل را بر دوش می کشند آرام قدم بگذار بر چهره ی تکیده ی آن ها این برگها حُرمت دارند درد ِ پاییز درد ِ دانستن است سلام عرض میکنم خدمت دوستای گلم قرار بود ۱ ماه دیگه بیام ولی دلم تنگ شده بود واستون دیگه شرمنده نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 16 53 توسط nina یک آدم خوش شانس از بدو تولد موفق بودم وگرنه پام به این دنیا نمیرسید از همون اول کم نیاوردم با ضربه دکتر چنان گریه ای کردم که فهمید جواب های هوی است هیچ وقت نذاشتم هیچ چیز شکستم بدهد پی در پی شیر میخوردم و به دل دردم توجه نمیکردم این شد که وقتی رفتم مدرسه از هم سن وسالای خودم بلند تر بودم و همه ازم حساب میبردند هیچ وقت درس نمیخواندم هروقت هم که نوبت من میشد برم پای تخته زنگ میخورد هر صفحه ای هم که باز میکردم جواب سوالی بود که معلم از من میپرسید این بود که سال سوم و چهارم دبیرستان معلمم گفت من نابغه ام و منو فرستاد المپیاد ریاضی تو المپیاد ریاضی مدال طلا بردم آخه برگم گم شده بود و یکی از ورقها بی اسم بود منم گفتم یادم رفته اسمم رو بنویسم بدون کنکور وارد دانشگاه شدم هنوز یک ترم نگذشته بود که توی راهرو دانشگاه یه دسته عینک پیدا کردم اومدم بشکنمش که خانومی سراسیمه خودش رو به من رسوند و از این که دسته عینکش رو پیدا کرده بودم حسابی تشکر کرد و گفت نیازی به صاف کردنش نیست زحمت نکشید این شد که هر وقت یه چیزی از زمین برمیداشتم یهو جلوم سبز میشد واز این که گمشده اش رو پیدا میکردم حسابی تشکر میکرد بعد از یه مدت تو دانشگاه پیچید دختر رئیس دانشگاه عاشق ناجی اش شده تازه فهمیدم که اون دختره کیه و اون ناجی کیه یک روز برای روز معلم برای یکی از استادام گل برده بودم یکی از بچه ها دسته گلم رو از پنجره شوت کرد بیرون منم سرک کشیدم ببینم کجا افتاده که دیدم تو بغل اون دختره است خلاصه این شد قضیه خواستگاری ما و الان هم که استاد شمام کسی سوالی نداره نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 21 18 توسط nina مطالب قدیمی تر من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها می خواهم با تو سخن بگویم می خواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم می خواهم هر چه انتهایش به اسم تو و یاد تو ختم می شود شعر هایم ناتمام ماندند اسیر دلتنگی شدم من و خواب مرا به رویای با تو بودن می رساند کاش خیابان های شلوغ سهم ما نبود اما غصه ای نخواهم خورد اشکهایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد حرف های...
|