Meta tags:
description= روسری آبی;
Headings (most frequently used words):
های, روسری, آبی, جوون, کنونی, عمل, دیسک, کمر, زندگی, جدید, سال, نو, مبارک, حسنی, نگو, یه, دسته, گل, نیمه, بارداری, مادر, بودن, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بچه (24), برای (19), این (18), اما (15), شده (14), خیلی (14), اینکه (13), نوشته (12), ۱۳۸۹ (11), دارم (11), ساعت (11), داره (11), ۱۳۸۵ (10), ۱۳۹۰ (10), توسط (10), همه (10), دیگه (10), میکنم (10), بعد (10), حسنی (10), بود (10), نمی (9), فکر (8), زندگی (7), فروردین (7), آبان (7), های (7), کنم (7), گاهی (7), فقط (7), بیشتر (7), داری (7), وقت (7), خونه (7), شوهر (7), آذر (6), مادر (6), واه (6), کمی (6), کتاب (6), خودم (6), صبح (6), آقای (6), هستم (5), اون (5), میشم (5), الان (5), وقتی (5), البته (5), شاید (5), کردن (5), درد (5), ۱۳۸۴ (4), اردیبهشت (4), مهر (4), ۱۳۸۶ (4), دلم (4), چرا (4), باور (4), خدا (4), اول (4), شدن (4), سخته (4), اگه (4), روزها (4), اوقات (4), حالت (4), احساس (4), حتی (4), بالا (4), میکنه (4), خاطر (4), کرده (4), مدام (4), نیست (4), هفته (4), خودش (4), کوچولو (4), تموم (4), دوم (4), خوب (4), حالا (4), بار (4), جدید (4), دوشنبه (4), نگو (4), باباش (4), هست (4), باید (4), داشته (4), بیدار (4), بازی (4), کمبود (4), عمل (4), کمر (4), خسته (4), بهمن (3), اسفند (3), شهریور (3), ۱۳۸۷ (3), بده (3), است (3), دعا (3), بهم (3), بودن (3), هیچی (3), مثل (3), بیست (3), بارداری (3), انتخابی (3), پسر (3), دختر (3), اسم (3), باشه (3), معلوم (3), ببینم (3), بیاد (3), خرید (3), براش (3), موجودی (3), واقعا (3), شیر (3), بلند (3), روی (3), خوام (3), پیش (3), علت (3), ولی (3), مثلا (3), انرژی (3), اونم (3), بچگی (3), دسته (3), میذارم (3), کتابای (3), سال (3), شادی (3), پسرم (3), کار (3), روز (3), زنها (3), پوست (3), خواب (3), مهمون (3), باشم (3), بیمارستان (3), مدت (3), آرامش (3), شدی (3), آرشیو (2), مرداد (2), تیر (2), خرداد (2), ۱۳۹۲ (2), ۱۳۹۵ (2), وبلاگ (2), خانه (2), صدایت (2), میزنم (2), نگاه (2), ستاره (2), سرچشمه (2), دریاهاست (2), قدیمی (2), یکشنبه (2), نهم (2), کنید (2), سالم (2), تازه (2), ماه (2), مشکلات (2), قدر (2), بدونین (2), سخت (2), امید (2), توی (2), نمیدونم (2), چیز (2), برام (2), غیر (2), انگار (2), همین (2), میده (2), اسید (2), معدت (2), شبها (2), شکم (2), پری (2), تهوع (2), شنبه (2), نیمه (2), وارد (2), مرحله (2), اسامی (2), دوستای (2), وبلاگی (2), لطفا (2), نظر (2), هاش (2), کوروش (2), تارا (2), باران (2), شدیدا (2), دنبال (2), سونو (2), گرافی (2), گرفته (2), پسره (2), کنین (2), دیر (2), زودتر (2), خوابی (2), خوبی (2), میکنی (2), قربون (2), صدقه (2), وجود (2), میتونم (2), بشم (2), مخصوصا (2), ماهه (2), دنیا (2), اومدن (2), دادن (2), بگو (2), موی (2), سیاه (2), ناخن (2), دراز (2), فلفلی (2), مرغ (2), باهاش (2), نمیام (2), اصلاح (2), الاغ (2), یورتمه (2), بخرم (2), نویسنده (2), نمیشه (2), طرفی (2), هسته (2), سنی (2), رده (2), میگم (2), کنه (2), کردم (2), نداره (2), گلو (2), براتون (2), شماها (2), باشین (2), دویدم (2), منه (2), تشریف (2), انجام (2), چند (2), کلفتر (2), اونی (2), میدم (2), اداره (2), چهارشنبه (2), اینا (2), بیرون (2), میره (2), خانوم (2), دار (2), میکردم (2), خیال (2), ازدواج (2), آماده (2), عمه (2), طوری (2), تحت (2), هیچ (2), بتونم (2), زایمان (2), میگیره (2), مریضی (2), ممکنه (2), بغل (2), بشه (2), اینطوری (2), خود (2), مامانش (2), روزی (2), غذا (2), عوض (2), ادم (2), گذشته (2), نسل (2), ماها (2), هستند (2), بهتر (2), کلا (2), تغذیه (2), روش (2), میدونستم (2), خودت (2), مصنوعی (2), روسری (2), آبی (2), blogfa, com, نوشت, پیوندها, مردم, روزانه, موضوعی, آرشيو, پیشین, عناوین, گوش, قلبم, زند, گرداگردم, حصار, کشیده, پنجره, هایت, آفتابی, آفتاب, دریا, چشم, انسان, مطالب, خوشگل, نتیچه, اخلاقی, راهم, مشکل, پنج, خیر, بگذرونه, بعدشم, خودشو, مادرا, خانماتونو, شماهایی, مجردین, مرد, بودنه, ببخشید, حالتونو, زدم, حالم, اینطوریه, راه, چطوری, آوردن, قابل, تحمل, میشه, نخورده, باشی, گاو, درسته, خوردی, ضعف, گشنگی, بهت, دست, تونی, بخوری, بعضی, میخوری, آری, گلوتو, زخم, طبیعیه, آدمی, خوری, خوابهای, آشفته, میبینی, کلافه, عصبی, هستی, وحشتناک, چیزی, بیاری, میرسه, وروجک, وول, خوره, حسابی, ماهی, شیکمت, شکمت, شنا, خدارو, شکر, داشتم, نهار, معده, اذیتم, طاوس, خواهد, جور, هندوستان, کشد, شرح, زیر, شما, خودتونو, بدین, اسمهای, آراد, پسرونه, كارن, برديا, اوستا, يونا, ارسلان, اردلان, باربد, كسرا, ياشار, آراز, كياراد, دخترونه, آتوسا, ارغوان, گيتا, ساحل, صحرا, نازگل, هستي, لاله, اشک, گیتا, تینا, حقی, آریا, وکیارش, کاملیا, گندم, بادبادک, سوار, بردیا, آدرس, وبلاگتونو, کامنتها, بذارین, خور, بنویسین, اصیل, ایرانی, راستی, رفتم, شرم, حیاست, دستشو, جلوی, دختره, میرم, دوباره, مسافر, کوچولوی, مقصد, برسه, زمان, میگذره, میخواد, کوچولورو, بعدش, باز, دوران, راحتیمه, مشکلاتی, آره, جنسیت, حال, ببینی, خوشت, بخری, چندین, خریدمو, ورانداز, ندیدمش, روزبروز, تکوناشو, قشنگیه, خوشحالم, زنم, نعمتو, داده, عوارض, خبری, باردای, همون, ماههای, ویارش, منفجر, هیکل, هزار, مرض, پوکی, استخوان, بعدا, زیباست, بلا, تنبل, تنبلا, قلقلی, زرد, کاکلی, هیچکس, رفیق, نبود, تنها, پایه, نشسته, سایه, گفت, میای, بریم, حموم, سرتو, خوای, کنی, کره, کدخدا, رفت, کوچه, الاغه, ببرم, دیرم, عجله, نازنین, هوا, زمین, یالت, پرمو, دمت, مثال, جارو, سواری, واسه, تمیزم, عزیزم, میگردم, متاسفانه, فوت, منوچهر, احترامی, چاپ, سری, کتابهای, نظرم, شعراش, مسخره, کتابها, جالب, نیومد, آخه, میدونه, چیه, کتابی, گروه, الفه, دروغ, نگم, سنیشو, نیگا, نکردم, الف, اینترنت, سرچ, یکی, فروشگاه, اینترنتی, کتابو, میگه, محبوب, بچگیمو, قسمتی, شعر, خاطره, بره, داشت, دزده, مورد, علاقم, برادر, کوچیکم, اومد, حسنیو, خوندم, حفظش, خاطرات, هشتم, منتظر, بیارن, انشا, همگی, سرشار, موفقیت, سلامتی, خوشبختی, تاخیر, نورو, تبریک, مبارک, پنجم, توان, کارامو, مدتها, برگشتم, بگم, فرصتی, نوشتن, نداشتم, نیمشه, مرخصی, زایمانم, اومدم, جدیدی, واقع, فصل, کارای, الانم, روزه, میام, هستیم, ظاهرمون, نشون, نمیکنم, منم, کارو, شبهایی, مجبورم, شونصد, دفعه, عصبانیت, خودمو, ژشت, مخفی, همیشه, جابجایی, سلام, یازدهم, خنده, سختی, تنت, کاش, مردا, خانوماشونو, بدونن, خودمونیم, داریم, کارم, افتادم, فهمیدم, میگن, زود, نشین, دردسر, تونستیم, بشیم, ساله, کردیم, سنمون, اجازه, نمیداد, صبر, کنیم, صبحها, نیو, فعلا, عید, جونشه, کارمندی, ناراضی, نیستم, سعی, ظهرا, جای, کیفیت, بذارم, نبودمو, نکنه, کاری, قبل, چون, بابت, خیالم, راحته, فشارم, بدم, طاقت, بیارم, واقعیت, اینه, پیدا, عین, ظرافت, حساس, بودنشون, کلفت, دارند, کنارش, کارهای, آدمو, میدونی, حرصم, زحمت, ناباب, مرده, فامیلش, مالکیتش, حالی, تربیت, نقش, مهمتری, ششم, میکنید, اشکال, کوجاست, شدیم, رفته, کسی, یکماه, فهمید, چاره, راهی, دیسکشو, کرد, گذشت, داشتیم, عیادت, اومدند, مامانم, عصر, نبودم, باعث, منو, زیادی, طور, ناگهانی, دیدن, منع, اومدیم, توقع, دور, برش, بگیرمش, هفت, اصلا, نگرفتمش, بغلی, اثر, اتفاق, میچسبه, علاوه, جراحی, دردهایی, کشید, ناراحت, وقتها, گریه, میکرد, بغلش, بگیره, تونست, هممون, عذاب, کشیدیم, بقیه, فشار, روحی, جسمی, بودم, سوزه, گناهی, سرش, شلوغه, چشاش, التماس, بخندم, جایی, حدودا, ساعتو, نکنم, درست, رسیدگی, امور, قبیل, لباس, پوشک, کلی, گیره, دیسک, چهاردهم, مواظب, اوضاع, بدنیم, بدتر, نشه, مراقب, باشیم, میبینم, زندگیم, یکمی, روال, افتاده, اگر, نوبت, زانو, شدید, هنوز, دکتر, نرفتم, احتمال, کلسیم, بدنهای, جوونا, قدرت, بدنی, کمتری, نسبت, جوونی, والدینمون, بیشترش, تحرک, اشتباهه, نادرست, کردنه, پایین, انداختن, قوز, آموزشها, مفید, تعداد, مرتب, ورزش, میکردند, ادامه, میدن, قراره, مهره, گردنم, جابجا, زندگیمو, اینقدر, مهمه, حتما, حداقل, لیوان, شیرو, خوردم, چیزای, میدونین, جوون, کنونی, هفتم, مشغولیت, زیاد, شدم, خواد, سکون, ادمیزاده, وقتایی, رسیدی, عشقت, زمونه, دونی, چته, یکم, دلتنگم, دلتنگ, آروم, دغدغه, همراه, کنار, خانواده, شایدم, اینطوري, فكر, روزا, شاد, کمتر, اعماق, شدند,
Text of the page (random words):
روسری آبی روسری آبی دلتنگم دلتنگ یه روز آروم بی هیچ دغدغه همراه با شادی کنار خانواده این روزا ادم شاد کمتر هست شادی ها از اعماق وجود نیست مصنوعی شدند مصنوعی شایدم من اینطوري فكر میکنم نوشته شده در دوشنبه یکم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 13 44 توسط ر ی را یه وقتایی تو زندگی احساس میکنی به ته خط رسیدی حالا ممکنه از عشقت نا امید شدی از خودت خسته شدی از زمونه خسته شدی خودت هم نمی دونی چته شاید هم از مشغولیت زیاد خسته شدم دلم یه کمی آرامش می خواد شاید آرامش هم داشته باشم از آرامش و سکون خسته بشم ادمیزاده دیگه نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10 10 توسط ر ی را جوون های کنونی با بهتر شدن آقای شوهر زندگیم یکمی رو روال افتاده اگر چه فکر میکنم بعد از آقای شوهر نوبت مریضی منه کمر درد و زانو درد شدید دارم هنوز دکتر نرفتم ولی احتمال میدم به علت کمبود کلسیم باشه و اینکه کلا خرید خونه کلا بدنهای ما جوونا قدرت بدنی کمتری نسبت به جوونی والدینمون داره که بیشترش فکر میکنم به علت کمبود تحرک تغذیه اشتباهه و روش نادرست زندگی کردنه مثلا پایین انداختن سر قوز کردن و البته آموزشها هم خیلی مفید هستند مثلا تعداد کمی از نسل ماها مرتب ورزش میکردند و الان هم ادامه میدن شاید اگه من یه روزی میدونستم که قراره مهره گردنم جابجا بشه روش زندگیمو اصلاح میکردم و یا اینکه میدونستم شیر اینقدر تو تغذیه مهمه هر روز حتما حداقل یک لیوان شیرو می خوردم و خیلی چیزای دیگه که شماها بهتر از من میدونین پ گذشته دیگه گذشته باید از حالا مواظب بود که اوضاع بدنیم بدتر نشه و اینکه مراقب بچه ها باشیم البته اینطوری که من میبینم نسل بعد از ما از ماها هم پر مشکلات تر هستند نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ ساعت 8 19 توسط ر ی را عمل دیسک کمر بعد از یکماه درد وقتی آقای شوهر فهمید چاره ای جز عمل نداره راهی بیمارستان شد و دیسکشو عمل کرد این مدت برای من و نی نی خیلی سخت گذشت کار خونه بچه داری اداره و گاهی هم مهمون داشتیم که برای عیادت می اومدند با اینکه وقتی آقای شوهر بیمارستان بود مامانم پیش پسرم بود و خودم از صبح تا عصر نبودم این باعث شد کمبود منو تا حد زیادی حس کنه نمیدونم شاید به خاطر اینکه به طور ناگهانی از دیدن باباش هم منع شده بود طوری که الان بعد از دو هفته که از بیمارستان اومدیم توقع داره من مدام دور و برش باشم و بغل بگیرمش تو این هفت ماهه اصلا بغل نگرفتمش که بچه بغلی بشه حالا در اثر یک اتفاق اینطوری به من میچسبه از طرفی خود آقای شوهر هم این مدت علاوه بر جراحی و دردهایی که کشید برای بچه خیلی ناراحت بود خیلی وقتها گریه میکرد که باباش بغلش بگیره که اونم به خاطر کمر درد نمی تونست هممون این مدت عذاب کشیدیم بچه من آقای شوهر با اینکه خودم بیشتر از بقیه تحت فشار روحی جسمی بودم اما دلم برای بچه خیلی می سوزه اون چه گناهی کرده که باباش عمل کرده مامانش کمر درد داره مامانش سرش شلوغه و مهمون داره با چشاش التماس میکنه که با من بازی کنین تا براتون بخندم خوب تا جایی که بتونم حدودا روزی یک ساعتو برای بازی با پسرم وقت میذارم که به هیچی فکر نکنم و فقط باهاش بازی کنم البته به جز غذا درست کردن برای نی نی و رسیدگی به امور بچه از قبیل عوض کردن لباس غذا دادن پوشک عوض کردن و که خود اینا کلی برای ادم وقت گیره فکر میکنید اشکال از کوجاست دیر بچه دار شدیم سن ازدواج بالا رفته یا اینکه مریضی برای هر کسی ممکنه پیش بیاد نوشته شده در یکشنبه ششم آذر ۱۳۹۰ ساعت 8 54 توسط ر ی را زندگی جدید دیگه تو کارم جا افتادم تازه فهمیدم چرا همه میگن زود بچه دار نشین یه کمی بیشتر از اونی که فکر میکردم دردسر داره ولی ما دیگه نمی تونستیم بی خیال بشیم ۵ ساله ازدواج کردیم و سنمون هم دیگه اجازه نمیداد صبر کنیم صبحها ۶ ۱۰ از خواب بیدار میشم و بعد از آماده شدن خودم و آماده کردن نی نی ساعت ۶ ۵۰ تا ۷ ۰۰ از خونه میزنم بیرون نی نیو فعلا تا عید مهمون خونه عمه جونشه زندگی کارمندی با بچه خیلی سخته اما ناراضی نیستم سعی می کنم بعد از ظهرا به جای صبح برای نی نی وقت با کیفیت بذارم طوری که نبودمو تو صبح حس نکنه هر کاری داشته باشم بی خیال میشم و فقط با بچه بازی میکنم خودم احساس میکنم خیلی بیشتر از قبل برای بچه وقت میذارم و چون خونه عمه اش میره از بابت صبح هم خیالم راحته فقط خودم خیلی تحت فشارم شبها تا صبح چند بار باید بیدار شم و به نی نی شیر بدم بیشتر اوقات یه کمی کمبود خواب دارم هیچ وقت باور نمی کردم بتونم این همه طاقت بیارم اما واقعیت اینه که پوست کلفتر از زنها پیدا نمیشه زنها در عین ظرافت و حساس بودنشون واقعا پوست کلفت تشریف دارند بارداری زایمان بچه داری در کنارش کارهای دیگه هم هست خانه داری و اما زایمان و بچه داری خیلی از انرژی آدمو میگیره میدونی از چی حرصم میگیره بعد از این همه زحمت اگه شوهر زن ناباب باشه بچه برای مرده فامیلش و حتی مالکیتش در حالی که حتی مادر تو تربیت بچه نقش مهمتری داره پ۱ کاش همه مردا قدر خانوماشونو بدونن البته خودمونیم خانوم داریم تا خانوم پ۲ با همه اینا وقتی نی نی می خنده تموم سختی از تنت بیرون میره نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 8 58 توسط ر ی را سلام بعد از مدتها برگشتم که فقط بگم هستم با اومدن بچه فرصتی برای نوشتن وبلاگ نداشتم الان پسرم ۶ ماه و نیمشه مرخصی زایمانم تموم شده و اومدم سر کار هر روز وارد مرحله جدیدی از زندگی میشم در واقع الان در فصل دوم زندگی هستم بچه داری شب بی خوابی کارای خونه و الانم که چند روزه دارم میام سر کار گاهی فکر میکنم ما زنها خیلی پوست کلفتر از اونی هستیم که ظاهرمون نشون میده خودم باور نمیکنم این منم که این همه کارو انجام میدم مخصوصا شبهایی که مجبورم به خاطر نی نی شونصد دفعه بیدار شم و عصبانیت خودمو ژشت قربون صدقه مخفی کنم صبح هم که زودتر از همیشه ۶ از خواب بیدار میشم و بعد از جابجایی بچه سر وقت اداره می آم خوب از خدا می خوام توان انجام کارامو بهم بده نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 10 50 توسط ر ی را سال نو مبارک با کمی تاخیر سال نورو به تموم دوستای وبلاگی تبریک میگم انشا همگی سال خوبی داشته باشین سرشار از شادی و موفقیت و سلامتی و خوشبختی من شدیدا منتظر نی نی گلو هستم تا ۲۵ فروردین باید تشریف بیارن برام دعا کنید نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 52 توسط ر ی را حسنی نگو یه دسته گل از کتابای مورد علاقم تو بچگی کتابای حسنی بود برادر کوچیکم هم که به دنیا اومد مدام کتابای حسنیو براش می خوندم و اونم حفظش کرده بود این کتاب ها پر از خاطرات بچگی منه ۱ حسنی نگو یه دسته گل ۲ حسنی ما یه بره داشت ۳ دویدم و دویدم ۴ دزده و مرغ فلفلی اما یک هفته ای هست که دنبال کتاب میگردم برای نی نی بخرم متاسفانه به علت فوت منوچهر احترامی نویسنده کتاب دیگه کتاب چاپ نمیشه ولی سری جدید کتابهای حسنی با یه نویسنده جدید هست که به نظرم شعراش خیلی مسخره بود و از طرفی هم اسم کتابها جالب نیومد مثلا حسنی و انرژی هسته ای آخه بچه کوچولو چه میدونه انرژی هسته ای چیه اونم کتابی که برای گروه سنی الفه البته دروغ نگم رده سنیشو نیگا نکردم اما اون حسنی که من میگم برای رده سنی الف بود به نظر من بچه باید بچگی کنه تو اینترنت هم سرچ کردم یکی از فروشگاه های اینترنتی کتابو داره اما میگه موجودی نداره ببینم میتونم کتاب محبوب بچگیمو برای نی نی بخرم یا نه قسمتی از شعر کتاب حسنی نگو یه دسته گلو براتون میذارم شاید شماها هم خاطره داشته باشین حسنی نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو موی بلند روی سیاه ناخن دراز واه واه واه نه فلفلی نه قلقلی نه مرغ زرد کاکلی هیچکس باهاش رفیق نبود تنها روی سه پایه نشسته بود تو سایه باباش می گفت حسنی میای بریم حموم نه نمیام نه نمیام سرتو می خوای اصلاح کنی نه نمی خوام نه نمی خوام کره الاغ کدخدا یورتمه می رفت تو کوچه ها الاغه چرا یورتمه می ری دارم می رم بار ببرم دیرم شده عجله دارم الاغ خوب و نازنین سر در هوا سم بر زمین یالت بلند و پرمو دمت مثال جارو یک کمی به من سواری می د ی نه که نمی دم چرا نمی دی واسه اینکه من تمیزم پیش همه عزیزم اما تو چی موی بلند روی سیاه ناخن دراز واه واه واه پ۱ حس و حال خوبی داره وقتی برای نی نی خرید میکنی حتی اگه یه چیز کوچولو ببینی و خوشت بیاد و براش بخری وقتی براش خرید می کنم تو خونه چندین بار خریدمو ورانداز میکنم و قربون صدقه موجودی می رم که ندیدمش اما وجود داره موجودی که روزبروز تکوناشو بیشتر حس میکنم واقعا حس قشنگیه این روزها خوشحالم که یک زنم و خدا این نعمتو بهم داده که میتونم مادر بشم مخصوصا اینکه از اون عوارض سه ماهه اول خبری نیست باردای واقعا سخته از همون ماههای اول ویارش گرفته تا به دنیا اومدن و منفجر شدن هیکل مادر و شیر دادن بچه و هزار تا مرض مثل پوکی استخوان که بعدا معلوم می شه اما مادر بودن زیباست پ۲ جنسیت نی نی معلوم شد نی نی پسره نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۹ ساعت 11 3 توسط ر ی را نیمه بارداری این هفته بارداری من به نیمه میرسه دیگه نی نی وروجک برای خودش مدام وول می خوره گاهی احساس میکنم برای خودش اون تو حسابی کش می آد انگار یه ماهی کوچولو تو شیکمت داری که داره تو شکمت شنا میکنه خدارو شکر حالت های تهوع و شکم پری که داشتم تموم شده اما کم کم دارم وارد مرحله دوم میشم بعد از نهار گاهی اسید معده اذیتم میکنه خوب هر که طاوس کوچولو خواهد جور هندوستان کشد بیشتر اوقات فکر می کنم زمان دیر میگذره دلم میخواد زودتر نی نی کوچولورو ببینم اما بعدش فکر میکنم الان باز دوران راحتیمه و نی نی بیاد با خودش مشکلاتی جدید می آره مثل شب بی خوابی های نی نی اول اینکه دعا کنین مسافر کوچولوی من سالم به مقصد برسه دوم اینکه اسامی انتخابی دختر و پسر خور را بنویسین که من شدیدا دنبال اسم هستم فقط اسم اصیل ایرانی باشه راستی دو بار رفتم سونو گرافی نی نی ما با شرم حیاست دستشو جلوی خودش گرفته معلوم نیست دختره یا پسره ببینم من از رو میرم یا اون این هفته دوباره وقت سونو گرافی دارم پ لطفا آدرس وبلاگتونو تو کامنتها بذارین اسامی انتخابی دوستای وبلاگی تا حالا به شرح زیر است لطفا شما هم نظر خودتونو بدین اسمهای انتخابی آراد پسرونه هاش کوروش كارن برديا اوستا يونا ارسلان اردلان باربد كسرا ياشار آراز كياراد دخترونه هاش آتوسا ارغوان گيتا تارا ساحل صحرا نازگل هستي باران لاله اشک کوروش باران گیتا و تینا حقی پسر آریا وکیارش دختر کاملیا گندم بادبادک سوار پسر بردیا و دختر تارا نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 11 29 توسط ر ی را مادر بودن خیلی سخته که هیچی نخورده باشی اما انگار یه گاو درسته رو خوردی در همین حالت احساس ضعف و گشنگی بهت دست میده اما هیچی نمی تونی بخوری بعضی روزها حتی آب هم میخوری بالا می آری اسید معدت بالا می آد و گلوتو زخم میکنه شبها به خاطر همین شکم پری با اینکه فقط یه حالت غیر طبیعیه مثل آدمی که پر خوری کرده مدام خوابهای آشفته میبینی بیشتر روزها کلافه و عصبی هستی گاهی اوقات حالت تهوع وحشتناک داری اما چیزی توی معدت نیست که بالا بیاری ببخشید اگه حالتونو به هم زدم من این روزها حالم اینطوریه فقط به امید نی نی هستم که توی راه دارم نمیدونم قدیمی ها چطوری این همه بچه می آوردن گاهی اوقات همه چیز برام غیر قابل تحمل میشه نتیچه اخلاقی اینکه تازه اول راهم و این همه مشکل دارم تا پنج ماه دیگه خدا به خیر بگذرونه و بعدشم که بچه مشکلات خودشو داره مادر شدن سخته قدر مادرا و خانماتونو بدونین شماهایی هم که مجردین بدونین زن بودن گاهی خیلی سخت تر از مرد بودنه دعا کنید خدا بهم یه نی نی سالم و خوشگل بده نوشته شده در یکشنبه نهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 8 19 توسط ر ی را مطالب قدیمی تر صدایت میزنم گوش بده قلبم صدایت می زند شب گرداگردم حصار کشیده است و من به تو نگاه می کنم از پنجره های دلم به ستاره هایت نگاه می کنم چرا که هر ستاره آفتابی است من آفتاب را باور دارم من دریا را باور دارم و چشم های تو سرچشمه ی دریاهاست انسان سرچشمه دریاهاست خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین شهریور ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۷ خرداد ۱۳۸۷ فروردین ۱۳۸۷ اسفند ۱۳۸۶ بهمن ۱۳۸۶ تیر ۱۳۸۶ فروردین ۱۳۸۶ اسفند ۱۳۸۵ بهمن ۱۳۸۵ دی ۱۳۸۵ آذر ۱۳۸۵ آبان ۱۳۸۵ مهر ۱۳۸۵ شهریور ۱۳۸۵ مرداد ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ فروردین ۱۳۸۵ اسفند ۱۳۸۴ بهمن ۱۳۸۴ دی ۱۳۸۴ آذر ۱۳۸۴ آرشيو آرشیو موضوعی روزانه ها زندگی مردم پیوندها من نوشت blogfa com
|