Meta tags:
description= آرباطان سهم دلتنگی هایم;
Headings (most frequently used words):
شعر, حضرت, با, به, آرباطان, سهم, دلتنگی, هایم, تا, منای, کربلا, سجاد, انتظار, ذکر, تو, شمشیر, زده, عباس, دو, قطعه, تقدیم, رهبر, معظم, انقلاب, در, سال, جهاد, اقتصادی, برای, شهدای, مناطق, جنوب, بالاخرا, بعد, از, 402, روز, دوباره, غزلب, آیینی, روزم, فقط, علت, این, همه, غیبت, را, مشغولیت, شغلی, می, توانم, اعتیاد, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
آنشب (20), این (19), خون (19), است (16), داشت (14), #آرباطان (13), نوشته (12), ابراهیم (12), حسین (12), های (11), شده (11), قبله (11), آذر (10), ساعت (10), توسط (10), بود (10), شعر (10), ۱۳۹۰ (9), مرد (9), حضرت (8), ۱۳۸۵ (7), كردي (7), ماه (7), باشد (7), برگ (7), اگر (7), عباس (7), آورده (7), ایم (7), راه (6), هاي (6), همه (6), روی (6), دیدم (6), خاک (6), چون (6), گفت (6), شماست (6), سلسله (6), خرداد (5), افتاده (5), خود (5), شنبه (5), سال (5), خوش (5), جان (5), کار (5), دارد (5), ۱۳۸۶ (4), چاه (4), جهان (4), دور (4), بعد (4), دوستان (4), شانه (4), بودم (4), زانو (4), کربلا (4), طوفان (4), نیست (4), یعنی (4), برای (4), چشم (4), لحظه (4), اما (4), نیزه (4), مکن (4), کنیم (4), قامت (4), بلبل (4), اعتراض (4), نام (4), ذره (4), خدا (4), تکه (4), خیمه (4), توست (4), رویم (4), آبان (3), فروردین (3), خانه (3), دود (3), شعله (3), حلقه (3), شانزدهم (3), کاش (3), خبری (3), نفس (3), انگار (3), علی (3), فقط (3), ناگهان (3), رزمندگان (3), گوش (3), دست (3), نور (3), پیمود (3), بغضی (3), آنجا (3), پدر (3), ظهر (3), تشنه (3), شهر (3), تيغ (3), حافظ (3), ذکر (3), شیرین (3), عشقی (3), ناله (3), رنگ (3), کنم (3), همان (3), لذت (3), فرمان (3), جهاد (3), اقتصادی (3), شمشیر (3), زده (3), گرفته (3), سجاد (3), عشق (3), قرن (3), شكند (3), سرت (3), بگو (3), بها (3), بسته (3), بهمن (2), ۱۳۸۴ (2), ۱۳۸۷ (2), ۱۳۸۸ (2), ۱۳۸۹ (2), شهریور (2), ۱۳۹۴ (2), وبلاگ (2), قدیمی (2), پنجشنبه (2), ديروز (2), ناگاه (2), خبر (2), داشتی (2), کنی (2), کرده (2), مانند (2), تنهایی (2), چنین (2), فاطمه (2), اینچنین (2), درد (2), کرد (2), وقتی (2), قسمت (2), آیینی (2), پلاک (2), گریه (2), کردم (2), کسی (2), نمی (2), گران (2), دعا (2), طواف (2), دریا (2), تنها (2), افتاد (2), آغوش (2), آخرین (2), عرش (2), رفتند (2), زمان (2), سمت (2), شوق (2), گویا (2), خواندند (2), میان (2), خاکستر (2), آتش (2), فرمود (2), خوب (2), مرا (2), لابلای (2), آسمان (2), هایم (2), سرزمین (2), اينچنين (2), شناسم (2), مگر (2), خطر (2), وادي (2), شمشاد (2), شيهه (2), باد (2), سرخ (2), رفته (2), تازد (2), زیر (2), حوری (2), سرشت (2), مهمان (2), سیر (2), بوسید (2), لبخند (2), نقش (2), عجب (2), ذبح (2), گوئیا (2), جای (2), صدای (2), باید (2), نای (2), هوای (2), فریاد (2), دلبندم (2), کمی (2), آرام (2), بیست (2), اندر (2), نوا (2), زار (2), بلبلی (2), گلی (2), منقار (2), تکرار (2), ناگفته (2), استاد (2), شیرازی (2), اصغر (2), احترام (2), عرض (2), عزیز (2), تمام (2), احساس (2), چند (2), منظور (2), شُربِ (2), مدام (2), خندان (2), پاک (2), سعی (2), قطعه (2), تقدیم (2), رهبر (2), معظم (2), انقلاب (2), نسل (2), یاس (2), کند (2), شاعر (2), شرف (2), بنده (2), هست (2), فرصت (2), دارند (2), 1385 (2), پنجره (2), بوده (2), سخن (2), منا (2), بند (2), دلش (2), خسته (2), منای (2), هفتم (2), سیزده (2), تیغ (2), شود (2), كمر (2), مانده (2), بگريزيد (2), دشت (2), لرزد (2), نوای (2), شرحه (2), ماجرا (2), واژه (2), اربعین (2), میقات (2), ملاقات (2), blogfa, com, فوران, مرتضی, پارسا, عبدالحسین, انصاری, آدالار, ریحان, آنگاه, پیوندها, اسفند, تیر, مرداد, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, مطالب, دهم, فردا, ولي, پوش, خاكستر, خويش, آئينه, آينه, تاريك, تصوير, آلود, وهم, غلتيدي, درگاه, فرزند, بيقرارت, كرده, امروز, آنكه, روي, قله, خيال, سرگردان, خواهي, كرد, قلّهء, افيوني, هان, پلنگ, هياهو, اعتیاد, صدایم, حنجره, دلم, پدری, یتیمی, باشم, کوچهء, همسفری, بوی, هنوز, خَمِ, کوچه, آید, دردا, پنهان, جگری, نفسِ, شدن, آتشی, خیره, سری, تاوان, گناهی, ندارم, گذشت, بال, پری, تنهاتر, آنم, بگویم, دربدری, شاید, هایش, بالاخرا, 402, روز, دوباره, غزلب, روزم, علت, غیبت, مشغولیت, شغلی, توانم, برخیز, برگردیم, پیش, دستی, خورد, صدها, نشان, فهمید, باری, همت, وضو, ساخت, آبادان, خواند, دجله, قدسیان, بادی, وزید, باکری, اروند, غواصی, فکه, گفتند, روان, باقری, بقایی, آوینی, نماز, آهنگران, لشکر, صاحب, مشتاقانشان, اذان, قناسه, تنگه, چزّابه, چمران, دوان, دهلاویه, عقب, برگشت, ساعات, چشمانم, شلمچه, خواب, نوشید, بمان, ذهن, بوران, شاعری, ماسه, زدند, ظلمت, راهیان, گمانم, یادم, عمری, گمان, بهار, سرد, روزن, ارزید, کهکشان, زدم, گوشه, ایی, بلعید, امان, استخوان, مردهایم, شبیه, بار, فریادی, آتشفشان, شبی, خوبی, سنگین, ترکش, برگردانده, رهاورد, شهدای, مناطق, جنوب, زناني, همرکاب, کودکاني, همسفر, رفتي, بگذري, ِپسر, باريد, ماجرايت, گرم, سيراب, شان, گرداني, بري, باغ, چشمت, بوسه, گاهِ, تيرهاي, درگذر, گلويت, کعبهء, شمشيرهاي, فغان, آبادي, پريشان, يال, سايند, گريبان, خورشيد, پيشاني, فرو, مرداب, كاروان, خير, شتابان, سوي, آشفته, کوبند, طبل, سفر, شتاب, کاروان, نمي, دانم, چرا, سرزمينِ, مرزِ, مرگ, دنياي, بادِ, سوزان, آبِ, آتشناک, پرشرر, غزل, عاشورایی, شیوه, جنات, تجری, تحتها, الانهار, بام, قصر, بیابان, سرنوشت, نزدیک, هستم, بهشت, راحت, بخواب, غنچه, تسبیح, ملک, زنار, وقت, قلندر, اطوار, ضجه, مثل, زاهد, محرابِ, دیر, تنگ, غیر, یادش, بخیر, شیخ, صنعان, خرقه, رهن, خمار, مرید, فکر, بدنامی, باقیست, اغیار, همگامی, خواهش, گوارا, جرعه, جامی, بابا, التماس, کوفی, شامی, کاین, گردش, پرگار, خیز, کلک, نقاش, افشان, عظیم, افرای, میم, زلف, آلوده, نسیم, خرم, نازنینان, بخت, برخوردار, گیرد, نیاز, ناز, حسن, دوست, بخواهد, نکوست, صورتش, زردی, اوست, قربانی, پوست, پادشاهی, کامران, گدایی, عار, یار, ننشست, برخواست, پاره, گردد, حلق, حرمله, برخاست, حال, جلوه, معشوق, گفتمش, عین, وصل, چیست, گریست, پرّان, درسِ, برگِ, داد, هاتفی, لبش, جمله, خشکیده, بسیار, داغ, اصرار, تضمین, امام, تسلیت, روزهای, خدمت, تضمینی, مهمانتان, البته, نکته, یکی, مداحان, روزها, دقیقه, وقتتان, صرف, خواندنش, نمایید, خالی, لطف, نباشد, خدای, بیستم, برایم, کافیست, عطر, آمین, ملایک, علوی, اجابت, نیز, دستان, آری, امسال, جهادی, امر, ایل, ناقابل, قدم, هایت, شهد, قند, فراوان, لذّت, ایران, گلستان, تحت, شما, فتنه, جویان, رهبرا, بده, ترک, دوشنبه, دوم, محصول, ۱۳۸۱, مایی, عزیزی, آخر, کان, حجت, دین, الناس, پوچی, محض, نظری, موقع, حساس, سرگشته, ترین, دنیا, انگیز, ملاک, انعکاس, کارهای, ماهیست, کلا, دغدغه, کاری, اداره, کارشناسی, ارشد, باغداری, بینم, قبل, اشعاری, دارم, طرف, حیف, شوند, بعضی, آنها, واقعا, ارزش, خواندن, لذا, شدم, لااقل, هفته, اینکه, بهانه, ماندنم, اینجا, ثبت, سلام, انتظار, سوم, گنبد, بقعه, فولاد, اینهمه, غریبی, نطق, دلاویز, بغضِ, مرثیهء, تلخ, جگرسوز, شوکت, نسیمی, رها, چنان, دعای, بریده, شرک, قافله, سالار, آباد, جلوهء, آیات, چهارشنبه, گویی, اصلا, جامه, خونچکان, حالی, غرق, عبا, افتان, خیزان, کنار, یوسف, کنعان, جانفدا, فهمد, عیار, معراج, شاهد, آرمانی, کرب, بلا, کاروانی, یکشنبه, گشایی, گره, تویی, ساقی, قمر, لایق, کیست, محبوب, خلایق, زنده, همگانی, گذرد, وِرد, زبانی, قصه, خفته, گیسو, دیدند, رود, ولی, نظم, ابرو, خشك, دريا, كِل, نكشد, جاشويش, گنگ, ذهني, تصور, نكند, جادويش, جذبهء, حور, ريخته, چشمانش, وصله, سلسلهء, گيسويش, همهء, دقت, وسواس, عجيب, سوسويي, انوار, منوّر, رويش, اسليم, منقّش, شدهء, ابرويش, شام, سپر, كوفه, جگر, خواهد, نفسش, بُغض, علي, واي, دیگر, توان, سركش, اسبش, هيجان, نعره, مردي, آنسوی, شَجَعُ, النّاس, ابليس, زير, سُم, دَف, كيست, اين, طَف, لرزه, اندام, سپاه, شیر, واهمه, شجاعت, عباسیه, بالا, بلند, یکسر, إِذَا, الشَّمْسُ, كُوِّرَتْ, کعبه, فوج, دربرت, زخم, شکفته, پیکرت, ابد, بینوا, سودای, آتشیست, تلاوت, رهای, نوایم, بادها, هوایم, دادی, خودت, جوشش, راز, تپیدن, مرهم, صبر, شفا, دیدار, صیدهای, زخمی, نشسته, آشیان, گذشته, گسسته, کبوتران, حرم, شکسته, گذر, کشانده, کجاها, طنین, نگین, زدیم, پیر, جوان, زمین, بارگاه, حاجات, احرام, پای, سماوات, سهم, دلتنگی,
Text of the page (random words):
آرباطان آرباطان سهم دلتنگی هایم شعر اربعین با پای سر به سیر سماوات می رویم احرام بسته ایم و به میقات می رویم تا بارگاه قبله ی حاجات می رویم قسمت اگر شود به ملاقات می رویم میقات ما حسین ملاقات ما حسین زانو زدیم پیر و جوان بر زمین تو ما حلقه بسته ایم به دور نگین تو ما را کشانده است کجاها طنین تو افتاده ایم در گذر اربعین تو ای واژه واژه نام تو صد ماجرا حسین ما چون کبوتران حرم پر شکسته ایم از آشیان گذشته و از خود گسسته ایم چون صیدهای زخمی در خون نشسته ایم یعنی که دل به لذت دیدار بسته ایم مرهم حسین صبر حسین و شفا حسین ای جان شرحه شرحه بگو ماجرا چه بود راز به خون تپیدن خون خدا چه بود آن جوشش صدای تو بر کربلا چه بود دادی بها به خون خودت خون بها چه بود ای خون پاک تو همه تن خون بها حسین با بادها بگو که هوایم هوای توست با نای ها بگو که نوایم نوای توست بغضی که در تلاوت در خون رهای توست سودای آتشیست که بر خیمه های توست ای تا ابد نوای من بینوا حسین گل زخم ها شکفته شده روی پیکرت چون کعبه فوج تیغ گرفته ست دربرت بعد از تو دشت یکسر إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ بالا سرت بلند سرت تا خدا سرت بر ما چه رفته است به شوق تو یا حسین نوشته شده در شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ ساعت 8 44 توسط ابراهیم قبله آرباطان شجاعت عباسیه شیر بی واهمه از خیمه به راه افتاده ناگهان لرزه بر اندام سپاه افتاده كيست اين مرد كه مي تازد و طَف مي لرزد زير سُم ها تن يك دشت چو دَف مي لرزد گوش ابليس كر اما شَجَعُ النّاس است او نعره زد مردي از آنسوی كه عباس است او شيهه سركش اسبش هيجان دارد مرد بگريزيد كه صد مرد توان دارد مرد بگريزيد اگر فرصت دیگر مانده ست واي از آن لحظه كه تن مي دود و سر مانده ست نفسش بُغض نفس هاي علي را دارد تيغ او تشنه خون است جگر مي خواهد كمر كوفه كمر باشد اگر مي شكند قامت شام سپر باشد اگر مي شكند تيغ اسليم ِ منقّش شدهء ابرويش ماه سوسويي از انوار منوّر رويش و خدا با همهء دقت و وسواس عجيب مو به مو وصله زده سلسلهء گيسويش جذبهء حور مگر ريخته در چشمانش عشق سر مي شكند تا كه شود جادويش گنگ ذهني كه تو را ماه تصور نكند خشك دريا كه تو را كِل نكشد جاشويش تیغ پیمود ولی نظم خم ابرو را ماه بوسید به خون نقش گرفته رو را همه دیدند که خون رود شد و می پیمود مو به مو سلسله در سلسله ی گیسو را تو همان ماه به خون خفته ی عشقی عباس تو همان قصه ی ناگفته ی عشقی عباس قرن ها می گذرد وِرد زبانی ای مرد زنده تر از همه ای با همگانی ای مرد کیست مانند تو محبوب خلایق باشد سیزده قرن قمر باشد و لایق باشد سیزده قرن تویی ساقی جان یا عباس می گشایی گره از کار جهان یا عباس 1385 نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 10 12 توسط ابراهیم قبله آرباطان تا منای کربلا تا منای کربلا کاروانی خسته را سمت منا آورده است عشق را لب تشنه تا کرب و بلا آورده است شاهد شیرین سخن با آرمانی سرخ رنگ لذت معراج را در نیزه ها آورده است خوب می فهمد عیار عشق را که اینچنین یوسف کنعان خود را جانفدا آورده است خسته و افتان و خیزان تا کنار خیمه ها یک پدر بند دلش را در عبا آورده است یک پدر بند دلش را تکه تکه غرق خون با چه حالی ای عجب تا خیمه ها آورده است گویی اصلا ماه را با جامه های خونچکان تکه تکه ذره ذره تا منا آورده است نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 8 46 توسط ابراهیم قبله آرباطان شعر حضرت سجاد ع حضرت سجاد ع ای جلوهء آیات خدا حضرت سجاد وی قافله سالار سخن خانه ات آباد شمشیر دعای تو بریده ست سر شرک تا بوده چنان بوده و تا هست چنین باد انگار نسیمی تو رها در نفس شهر قد قامت ِ تو شوکت صد قامت شمشاد در بغضِ تو صد مرثیهء تلخ و جگرسوز در نطق دلاویز تو صد پنجره فریاد با اینهمه ای مرد چه تنها و غریبی بی گنبد و بی بقعه و بی پنجره فولاد 12 9 1385 نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 10 51 توسط ابراهیم قبله آرباطان شعر انتظار با ذکر تو شمشیر زده حضرت عباس سلام بر دوستان چون ملاک بنده در این وبلاگ انعکاس کارهای آیینی هست و چند ماهیست که کلا دغدغه های کاری و اداره و کارشناسی ارشد و باغداری و فرصت را از بنده گرفته است و می بینم که از سال های قبل اشعاری دارم که از یک طرف دارند حیف می شوند و بعضی از آنها واقعا ارزش خواندن دارند لذا بر آن شدم که لااقل هفته ای یک کار برای اینکه بهانه ای برای ماندنم باشد در اینجا ثبت کنم با احترام آرباطان ای سلسله در سلسله از نسل گل یاس با نام دل انگیز تو گل می کند احساس سرگشته ترین شاعر دنیا به تو دارد چشم نظری موقع هر لحظه ی حساس یعنی که جهان بی تو پر از پوچی محض است ای کان شرف حجت دین ای شرف الناس حس می کند این شاعر تو لحظه ی آخر با نام تو شمشیر زده حضرت عباس یعنی که تو ذکر لب مایی و عزیزی ای سلسله در سلسله از نسل گل یاس محصول ۱۲ ۸ ۱۳۸۱ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 8 41 توسط ابراهیم قبله آرباطان دو قطعه شعر تقدیم به رهبر معظم انقلاب در سال جهاد اقتصادی دو قطعه شعر تقدیم به رهبر معظم انقلاب در سال جهاد اقتصادی 1 رهبرا فرمان بده ترک سر و جان می کنیم کار طوفان با تمام فتنه جویان می کنیم با جهاد اقتصادی تحت فرمان شما ذره ذره خاک ایران را گلستان می کنیم 2 لذّت شُربِ مدام از لب خندان شماست شهد شیرین گل از قند فراوان شماست جان ناقابل ما زیر قدم هایت مرد امر کن ایل فقط گوش به فرمان شماست آری امسال فقط سعی جهادی باید سعی از ما و دعا نیز به دستان شماست دست پاک علوی جای اجابت دارد عطر آمین ملایک همه مهمان شماست لب اگر تر کنی ای مرد برایم کافیست لذت شُربِ مدام از لب خندان شماست نوشته شده در شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12 18 توسط ابراهیم قبله آرباطان به نام خدای حسین ع آه دلبندم کمی آرام این که آب نیست با عرض تسلیت این روزهای عزیز خدمت تمام دوستان با تضمینی از شعر استاد حافظ شیرازی مهمانتان می کنم البته این نکته را هم عرض کنم که این شعر را برای یکی از مداحان عزیز کار کرده بودم که احساس کردم اگر در این روزها چند دقیقه وقتتان را صرف خواندنش نمایید خالی از لطف نباشد در این شعر منظور از برگ گل همان حضرت علی اصغر ع و منظور از بلبل حضرت حسین ع است با احترام امام حسین ع و حضرت علی اصغر ع تضمین شعر استاد حافظ شیرازی بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت ظهر بود و داغ بر تکرار خود اصرار داشت نیزه ای خشکیده لب ناگفته ها بسیار داشت هاتفی روی لبش این جمله را تکرار داشت بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت نیزه ای پرّان به درسِ برگِ گل می داد بیست برگ گل لبخند می زد بلبل اما می گریست آه دلبندم کمی آرام این که آب نیست گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت حرمله برخاست با حال و هوای اعتراض گفت باید پاره گردد حلق و نای اعتراض گوئیا برخواست از عرش این صدای اعتراض یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت ذبح شد قربانی و افتاد سر بر روی پوست صورتش چون برگ زردی شد که خون بر روی اوست بلبل اما گفت وقتی او بخواهد پس نکوست در نمی گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت شانه می زد زلف خون آلوده را دست نسیم قامت افرای بلبل گوئیا خم شد چو میم روی شن زانو زد و فرمود ای ذبح عظیم خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت گفت بابا التماس از کوفی و شامی مکن خواهش آب گوارا جرعه ای جامی مکن تا جهان باقیست با اغیار همگامی مکن گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت گفت بعد از این تو و لبخند تو یادش بخیر تنگ در آغوش خود بوسید دور از چشم غیر ضجه می زد مثل آن زاهد که در محرابِ دیر وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت گفت که راحت بخواب ای غنچه ی حوری سرشت ظهر نزدیک است مهمان تو هستم در بهشت این من و این یک بیابان نیزه و این سرنوشت چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت اما یک غزل عاشورایی قدیمی بادِ سوزان آبِ آتشناک خاک ِ پرشرر سرزمينِ تيغ مرزِ مرگ دنياي خطر از شتاب کاروان کم کن نمي دانم چرا اينچنين آشفته مي کوبند بر طبل سفر كاروان خير مي تازد شتابان سوي شهر شهر سر تا پا فرو رفته ست در مرداب شر تا گريبان مي درد خورشيد بر پيشاني ات لحظه ها بر خاک هاي سرخ مي سايند سر مي شناسم شيهه باد پريشان يال را در فغان آبادي از شمشاد هاي شعله ور اي گلويت کعبهء شمشيرهاي در طواف اي دو چشمت بوسه گاهِ تيرهاي درگذر مي بري وادي به وادي باغ هاي تشنه را تا مگر سيراب شان گرداني از خون و خطر مي شناسم ماجرايت را که در آن ظهر ِ گرم ناگهان خون ِپسر باريد از چشم پدر اينچنين رفتي که از طوفان ِ آتش بگذري با زناني همرکاب و کودکاني همسفر نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 13 15 توسط ابراهیم قبله آرباطان برای شهدای مناطق جنوب رهاورد سرزمین نور و آخرین شبی که در سرزمین نور بودم گویا خوبی سنگین مرا به سال های ترکش و خاکستر برگردانده باشد دیدم در آنجا شعله را آتشفشان آنشب بر شانه هایم بار فریادی گران آنشب دیدم در آنجا آسمان را لابلای خاک و خاک آنجا را شبیه آسمان آنشب بی استخوان بی سر پلاک مردهایم را در لابلای گریه های بی امان آنشب زانو زدم در گوشه ایی بغضی مرا بلعید بغضی که می ارزید بر صد کهکشان آنشب سی سال یعنی سی بهار سرد و بی روزن عمری که می پیمود من را بی گمان آنشب ناگاه طوفان شد گمانم خوب یادم نیست گم شد میان نور و ظلمت راهیان آنشب شن ماسه ها دف می زدند و شعر می خواندند بر شاعری چون من به دور از دوستان آنشب در ذهن من انگار طوفان بود بوران بود در من کسی فرمود ابراهیم بمان آنشب چشمانم از دست شلمچه خواب می نوشید دیدم عقب برگشت ساعات زمان آنشب دیدم که در دهلاویه خون بود و آتش بود چمران میان خاک و خاکستر دوان آنشب قناسه ها در تنگه ی چزّابه می خواندند بر گوش مشتاقانشان گویا اذان آنشب دیدم که سمت کربلا با شوق می رفتند آهنگران با لشکر صاحب زمان آنشب بعد از نماز آخرین تا عرش می رفتند رزمندگان رزمندگان رزمندگان آنشب از باقری ها و بقایی ها و آوینی با فکه می گفتند شن های روان آنشب اروند را دیدم که زانو زد و غواصی افتاد در آغوش دریا ناگهان آنشب بادی وزید و زد به دریا باکری تنها وَ دجله گم شد در طواف قدسیان آنشب همت وضو می ساخت آبادان دعا می خواند من بودم و بر شانه ام باری گران آنشب من گریه می کردم کسی من را نمی فهمید من بودم و صدها پلاک بی نشان آنشب دستی به روی شانه ام می خورد ابراهیم برخیز برگردیم پیش دوستان آنشب نوشته شده در شنبه سی ام خرداد ۱۳۸۸ ساعت 10 53 توسط ابراهیم قبله آرباطان بالاخرا بعد از 402 روز دوباره با غزلب آیینی به روزم فقط علت این همه غیبت را مشغولیت شغلی می توانم ب و شاید علی ع وقتی تنهایی هایش را با چاه قسمت می کرد با فاطمه اش اینچنین درد دل می کرد ای کاش خبر داشتی از بی خبری ها از بی خبری های من و دربدری ها ای فاطمه تنهاتر از آنم که بگویم بر من چه گذشت از غم بی بال و پری ها انگار به تاوان گناهی که ندارم در آتشی افتاده ام از خیره سری ها دور از تو نفس در نفسِ چاه شدن ها دردا غم پنهان چنین خون جگری ها بوی تو هنوز از خَمِ این کوچه می آید از کوچهء تنهایی و بی همسفری ها مانند یتیمی که سر راه تو باشم در حق دلم کرده ای ای زن پدری ها ای کاش صدایم کنی از حنجره ء چاه ای کاش خبر داشتی از بی خبری ها نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 10 59 توسط ابراهیم قبله آرباطان اعتیاد هان اي پلنگ بي هياهو راه گم كردي بر قلّهء افيوني خود ماه گم كردي اي در خيال ماه سرگردان چه خواهي كرد با آنكه روي قله ها ناگاه گم كردي گم كرده اي امروز را در حلقه هاي دود ديروز را در شعله هاي آه گم كردي فرزند را زن را جهان بيقرارت را در وهم غلتيدي و بر درگاه گم كردي آينه ات تاريك و تصوير تو دود آلود هم خويش و هم آئينه را در چاه گم كردي تن پوش خاكستر به تن افتاده اي در راه ديروز و فردا را ولي در راه گم كردي نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان ۱۳۸۶ ساعت 8 21 توسط ابراهیم قبله آرباطان مطالب قدیمی تر خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آذر ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ آذر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۶ خرداد ۱۳۸۶ فروردین ۱۳۸۶ بهمن ۱۳۸۵ دی ۱۳۸۵ آذر ۱۳۸۵ آبان ۱۳۸۵ مهر ۱۳۸۵ مرداد ۱۳۸۵ تیر ۱۳۸۵ اسفند ۱۳۸۴ بهمن ۱۳۸۴ پیوندها و آنگاه تو ریحان آدالار عبدالحسین انصاری فوران مرتضی پارسا blogfa com
|