Meta tags:
description= شاکی نامه ادبی اجتماعی;
Headings (most frequently used words):
به, ها, شاکی, نامه, های, خانه, ام, از, بچه, بود, خزان, ادبی, اجتماعی, نقشه, زیاد, کودکی, این, برف, هوای, بعد, تو, روح, پدر, عزیزمان, پيراهن, من, کبیرکوه, هایش, اوزا, پشت, کلاته, دارونه, جاذبه, شرمسارم, عادلانه, نیست, صدای, دلم, دارسه, چوپانی, جنگ, جهانی, آشفتگی, هایم, حیرانم, گربه, مرد, پرواز, انرژی, منفی, زمزمه, بی, شانسی, خوشبختی, هرجای, تورا, دشت, شب, ماهی, کوچک, گوش, دراز, دوتا, شبه, رباعی, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (36), ۱۳۹۲ (35), روح (32), الله (32), نوشته (32), ساعت (30), توسط (30), شکیب (30), های (24), بود (20), این (16), دست (13), بیست (11), خانه (10), دوباره (9), است (9), نیست (9), مرا (9), بعد (9), شنبه (8), باد (8), دارم (8), عشق (8), ۱۳۹۱ (7), نمی (7), دلم (7), بروم (7), فصل (7), فروردین (6), دوشنبه (6), دوست (6), همه (6), کنید (6), برای (6), یکم (6), سرم (6), اسفند (5), اردیبهشت (5), شهریور (5), نامه (5), میکنم (5), هستم (5), اگر (5), وقتی (5), گفت (5), پنجشنبه (5), پدرم (5), خواهم (5), نقشه (5), پيراهن (5), تیر (4), مهر (4), آذر (4), باران (4), دور (4), دراز (4), بشوم (4), آدم (4), چهارشنبه (4), خزان (4), ششم (4), حلال (4), کار (4), چیزی (4), شبیه (4), چهارم (4), نبود (4), رفتم (4), بچه (4), پدر (4), یکشنبه (4), اشک (4), روی (4), کنم (4), برف (4), نگاه (4), خرداد (3), آغاز (3), شوم (3), خوب (3), کوچه (3), اندوه (3), ابر (3), جمعه (3), دوستان (3), نباید (3), شهر (3), بوسه (3), خدا (3), شاکی (3), نیز (3), دنیا (3), خودم (3), کاش (3), زمین (3), پریشان (3), بار (3), ایلام (3), تهران (3), مادرم (3), هوای (3), دیگه (3), مردم (3), جای (3), نام (3), هرجای (3), سخن (3), تورا (3), زخم (3), تنها (3), پرواز (3), باز (3), خورشید (3), طبقه (3), چندم (3), نرو (3), زیادی (3), جنگ (3), جهانی (3), سلام (3), یاور (3), دیگر (3), پيراهنم (3), ميان (3), چشمه (3), بلوط (3), نخواهد (3), چشم (3), چقدر (3), گرفته (3), ومن (3), ابرها (3), رحمانی (2), خانم (2), سبزی (2), کیومرث (2), مرادی (2), سیاوش (2), علي (2), مرداد (2), وبلاگ (2), نگذار (2), بخت (2), ترسم (2), دختران (2), تویی (2), شود (2), آفتاب (2), انبوه (2), بارد (2), بودی (2), بیا (2), خسته (2), کرد (2), ریش (2), شکست (2), ازین (2), فایده (2), رقیب (2), گذشت (2), خیال (2), زنی (2), نیامدی (2), دهم (2), سیاه (2), شانه (2), سینه (2), پوست (2), سعدی (2), تنگ (2), دوستانم (2), خیر (2), یاد (2), ماهی (2), زیر (2), بدی (2), وقت (2), داشتم (2), حمله (2), دشت (2), دسته (2), پشت (2), آتش (2), گوید (2), سوم (2), خوشبختی (2), فکر (2), ترین (2), پرنده (2), پرده (2), پنجره (2), دوم (2), چاه (2), گفتم (2), داشت (2), مرد (2), کارگر (2), گذشته (2), سمت (2), فقط (2), بکند (2), بگذار (2), بالا (2), یادم (2), همین (2), پوتین (2), گربه (2), تنش (2), انگشت (2), گفتی (2), ناز (2), بکن (2), بمان (2), صدبار (2), سربازان (2), خواهند (2), اسم (2), نوشتمش (2), نشان (2), یکروز (2), چوپانی (2), مانند (2), نمک (2), باشد (2), صدای (2), عادلانه (2), شرمسارم (2), جاذبه (2), بردار (2), عراقی (2), دارد (2), جان (2), نگو (2), کبیرکوه (2), بگوييد (2), بشوند (2), نیستی (2), روزی (2), کنار (2), کند (2), ابریست (2), سکوت (2), صورت (2), موی (2), قسط (2), خاطره (2), کودکی (2), برایمان (2), گوشه (2), تصمیم (2), ریف (2), blogfa, com, صادق, شکوهی, امیرحسین, نسب, جعفری, مهدی, آخرتی, بجه, گچان, مژگان, امیری, اسداله, اسحاق, شکری, قربان, شيرزادي, طبيعت, شناس, مرادي, خداداد, مراديان, پیوندها, بهمن, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, مطالب, قدیمی, نوزدهم, میکشم, آینه, شکسته, تماشا, سوگندـبه, زلف, آشفته, بادـ, گیسوان, منم, صبحی, گذرند, بینمت, همچنان, طویلند, آرزوهای, دورم, نمناک, رشته, هایی, پنبه, صحرا, پرم, خلق, شکایت, گریان, خاری, سنگ, خاره, پنجم, بایدکه, خرتر, دانش, قیل, قال, برتر, میخواستم, سرتر, گاو, آمده, چندیست, علم, دزفول, باده, ساغر, دوتا, شبه, رباعی, هشتم, اعتراض, تقدیم, گناه, تحریم, شدم, زعدم, رفت, تقویم, ابلیس, سجده, بیم, افسانه, بودم, بدوزم, وگرنه, ایران, کاروان, حله, نرفت, سیستان, ناخودآگاهم, سروسامانم, ملخی, مزرعه, داری, کجای, خندی, گوشم, راست, بگو, میکنی, بندی, کندی, گوش, معشوقه, رصدکردم, راستی, خیالی, مانده, آهی, بسترم, یعنی, توکه, راه, نفسم, بسته, شدازآه, جگرتاب, همنفسی, نفسی, رانم, ازاین, باب, خاقانی, گشتست, برتن, چون, توانم, کشید, پیرهنم, برایم, تنم, شرطیست, کندن, کبیر, کوه, منی, وخدایم, همیشه, نزدیک, روان, برگ, درخت, یادش, اندازد, آدمی, انس, وپری, معشوقکانش, روانی, آبهای, آزاد, کوچکی, سنگی, پنهان, کوچک, دوازدهم, خاطر, مدت, تشکر, امیدوارم, مارو, ببخشند, سیستمم, فروختم, دنیای, مجازی, متصل, نیستم, البته, هنوز, سیستم, نبرده, نهایت, استفاده, نخند, بیان, ببرنش, ازش, سعی, خوبی, وبلاگم, بزنم, تاختنش, خطر, خیمه, زده, بهارمان, نفرین, تبر, مقطوع, توست, سالهاست, شاخه, جستید, یافتید, خبر, دردرون, تنکده, گشته, آلام, ایلهای, مختصر, چند, قلم, حرف, ساده, رقت, گاهی, نظر, پوچ, مدرن, بشر, ازدحام, خلوت, انسانیت, روید, شیشه, نظرکنید, خیابان, خاست, آتشم, زدند, دیروز, سبز, سرت, میان, ماست, پاییز, معنی, فهمیده, کسانی, خرپشته, خود, برند, سطر, زندگی, کنیم, خرت, پرت, هایمان, پهن, شانس, خواهی, بشناسی, مجنون, شکل, لیلا, شاعر, واژه, انرژی, منفی, زمزمه, شانسی, هفتم, شعرهای, طربناک, وصل, ازکنار, عبور, زیبا, نقطه, چین, درازی, درفصل, بهار, چهاردهم, علی, انسان, عرب, باتو, لحن, فهمید, وبا, تمام, افق, نسبت, ازشیر, شمشیر, ازابر, مردانه, گیج, میرفت, شاهد, ماجرا, خودکاری, درجیب, چپت, کافیست, جریان, سیال, ذهن, کول, نمیرود, روزها, میچرخید, احساس, طبفه, پای, کردند, شوروی, شاید, زیادند, بیچاره, خورد, زدنیا, خالش, دلی, خودش, برد, لبش, خشک, پژمرد, حیران, زین, زیبایی, اشاره, زلیخایی, چاقو, بده, یوسف, ببرد, گزانم, فریبایی, حیرانم, حال, ندارم, بگویم, عشوه, سنگدلی, بجویم, دامن, بشویم, توهین, کردم, توچه, مخاطب, محترم, لوس, دهه, الاغ, چراغی, بدهید, گرانبار, کمر, نکرده, رستم, لاحول, ولا, قوه, الا, بالله, نریختم, نگفتمت, آشفتگی, هایم, هفدهم, میخندم, خندید, اکبر, چشمهای, خونریز, گفتن, نوشت, پرچمی, عکس, چسبانده, شومی, میکشند, فتح, عاشقانه, تقسیم, ومیان, سنگین, میخواهم, اناران, کوهی, شوهان, همچنین, قبیله, ایه, سریع, بدون, ادیت, سپاس, اومد, روحم, نمیدونم, غزله, یاهرچی, بزرگ, تاثیر, گرفتم, اون, کیومرثه, دختر, برز, پیداست, شوهانی, هیچ, دانم, ایل, تبار, انگار, میدانی, بادم, رودم, وسوسه, شیرین, باهم, بیاغازیم, ایلم, فدای, کژالانی, چشمان, انارانند, ناب, لحظه, هنگام, پریشانی, میگویند, افتم, ماند, میگریند, هرچند, خوانی, ورقی, غمنامه, اور, میخواهی, ویرانی, خرابانم, سرو, سامانی, کاین, نان, گذارد, لبت, مگر, پاشیدی, یادت, خواست, بکاهد, بخواهد, دارسه, بشکند, هرآنچه, چینی, سیزدهم, هفتاد, کیلو, وزن, کشتی, اصلن, رسالت, عظیمیست, ازل, درنام, کسی, باشم, 87نوشتمش, بیتش, بعدن, اضافش, شته, نیاید, بهانه, گدایی, نهاده, چوسگان, آستانت, فخرالدین, یکی, نامهای, خداست, ملکشاهی, میگن, قسم, وار, مثل, میل, دلت, مایل, اینک, زمان, بدن, بدان, سرمن, اينك, باور, یاوه, گوی, پرسه, بهتر, معنیست, هایش, اوزا, کلاته, دارونه, یازدهم, فروش, پيرمرد, ناخلف, گندمي, فروخت, سفيد, بيچاره, ديگر, هيچ, برادري, نياورد, اين, همان, يعقوب, بدهيد, روزي, وگوي, تمدن, شايد, قيچي, القاعده, دزدان, دريايي, بوميان, آفريقا, اقوام, تقسيم, كنيد, وقتي, دردم, ميخورد, شرمسارانه, ابشاران, جویباران, غبار, آمد, سوخته, زباله, دان, قبر, خواباند, لبخند, توهم, وارد, بازی, بید, اضطراب, بوی, روشنفکران, شرقی, لعنت, هرچه, باداباد, پریده, رنگ, عریان, وچه, تفاوت, نقاش, نباشد, فرقی, فرق, دارید, موهای, پردگی, مهتاب, ژولیده, ابروان, پسران, خار, خوار, لایه, ازن, ترسید, آسمان, قدر, خواهد, عزیزمان, یکسره, بامن, نیما, سرشار, فضای, لبریز, بغض, درد, بسیار, خندیدن, یار, برفی, احمد, شاملو, ایستادن, نشیند, خیزندو, نشینند, احترامم, زود, برگردم, بعدی, اند, نگاهشان, حالا, مدرسه, روند, دستمال, عینک, نداشتم, دستش, لرزید, جوان, دبستان, پیر, نشده, مترسک, کلاغ, هاجدی, بودند, باریدبرف, محله, قدیمیمان, کشتمت, اسلحه, چوبی, کرسی, شعر, بخوانیم, خواندن, چشمت, چشمم, بیدار, وخوابی, ببینم, خواب, گزاری, نتواند, دامانت, بگذارم, توکنارم, کنی, آسیبی, نرسد, گردن, بند, آبی, گردنت, بیاویزم, دیگری, کردنت, کردنی, بکشم, نشستنت, تماشای, بنشینی, ازخلوت, سرد, سحر, دیدار, صبحگاهی, دیدن, ببرم, برایت, زیاد, ادبی, اجتماعی,
Text of the page (random words):
شاکی نامه شاکی نامه ادبی اجتماعی نقشه های زیاد نقشه های زیادی برایت دارم رم تصمیم گرفته ام تو را به دیدن ابرها ببرم رم به دیدار مه صبحگاهی وقتی که ریف ریف باران سکوت می کند که تو ازخلوت سرد سحر به تماشای ابرها بنشینی ومن نشستنت را نگاه کردنت را نگاه کنم نگاه کردنی دراز بکشم شم نقشه های دیگری هم برایمان دارم تصمیم گرفته ام گردن بند آبی ای به گردنت بیاویزم زم که از چشم زخم ابرها آسیبی به تو نرسد سد توکنارم به آتش نگاه کنی ومن سرم را روی دامانت بگذارم رم وخوابی ببینم که هر خواب گزاری نتواند و وقتی بیدار شوم که تو اشک من اشک تو گوشه ی چشمم من گوشه ی چشمت را را کنار کرسی شعر بخوانیم خواندن را نقشه های زیادی برایمان دارم رم نوشته شده در دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ساعت 20 58 توسط روح الله شکیب کودکی ها دلم برای کودکی ها که روزی صدبار می کشتمت اسلحه چوبی بود دلم برای محله قدیمیمان تنگ شده برف می باریدبرف و مترسک ها و کلاغ هاجدی بودند دبستان سعدی پیر نشده بود خاطره خاطره ام بودی مادرم چقدر جوان بود پدرم چقدر دستش نمی لرزید من دستمال عینک که نداشتم داشتم حالا بچه های تو به مدرسه می روند ومن از دور نگاهشان می کنم قسط های بعدی جای تورا گرفته اند و قسط های بعد ای کاش برگردم و ای کاش دوباره دوباره شود چقدر زود نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 19 27 توسط روح الله شکیب این برف به احترامم همه بر می خیزندو می نشینند این برف بر صورت و بر موی تو نیز می نشیند نه این برف را سر باز ایستادن نیست برفی که بر صورت و بر موی احمد شاملو نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18 2 توسط روح الله شکیب هوای خانه ام تو و ناز و تو خندیدن و یار من و بغض و سکوت و درد بسیار فضای خانه ات از عشق لبریز هوای خانه ام از ابر سرشار نیما خانه ام ابریست یکسره روی زمین ابریست بامن نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 19 57 توسط روح الله شکیب بعد از تو به روح پدر عزیزمان خورشید خسته نخواهد شد آسمان همین قدر خواهد بود و لایه ی ازن نخواهد ترسید خار چشم من خوار چشم من ژولیده باد ابروان پسران و دختران از پس پردگی مهتاب بشوند ای موهای پریشان من چه فرقی با فرق دارید وچه تفاوت دارد نقاش باشد یا نباشد وقتی که پرده را از کنار پنجره های پریده رنگ عریان نمی کند لعنت به هرچه باداباد ای روشنفکران شرقی که بوی باد بود و من بید اضطراب روزی که وارد بازی بشوم او نیست نیست نبود توهم نیستی نیست نبود و تو هم نیستی لبخند خواهم زد و گذشته های سوخته را در زباله دان قبر تو خواهم خواباند بعد از تو دیگر غبار نخواهد آمد بعد از تو بلوط بلوط بلوط بعد از تو چشمه ها چشمه ها چشمه ها بعد از تو ابشاران جویباران بعد از تو شرمسارانه خواهم گفت سلام پدر سلام کبیرکوه نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 20 37 توسط روح الله شکیب پيراهن من پيراهنم به چه دردم ميخورد وقتي مردم پيراهنم را ميان اقوام تقسيم كنيد ميان بوميان آفريقا ميان دزدان دريايي و علي القاعده شايد با قيچي ها دوست بشوند بگوييد روزي از پيراهن من گفت وگوي تمدن ها آغاز شد پيراهنم را به يعقوب بدهيد و بگوييد اين پيراهن همان است كه بود تا ديگر هيچ برادري سر از چاه در نياورد پيراهن من آه پيراهن سفيد بيچاره ي من مرا به گندمي فروخت پيرمرد ناخلف پدر آدم فروش نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10 27 توسط روح الله شکیب به کبیرکوه و بچه هایش اوزا پشت کلاته و دارونه نه بی معنیست من دست از سر تو بر نگو دست از سرم بردار به یاور نگو آن یاوه گوی پرسه زن بهتر نه جان من به جان عشق من باور سرمن باد دارد باد اينك در كه تا نا در بدن دارم بدان از سر هم اینک فصل عشق است و زمان پر نه دیگر دست از تو عشق من دیگر اگر میل دلت مایل به سمت خر عراقی وار مثل سگ سر از آن بر یاور یکی از نامهای خداست که دوستان ملکشاهی ها میگن و یاور قسم فخرالدین عراقی همه شب نهاده ام سر چوسگان بر آستانت که رقیب در نیاید به بهانه گدایی 87نوشتمش یه بیتش یادم نیست بعدن اضافش میکنم سرم شته نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 11 3 توسط روح الله شکیب جاذبه می خواهم برای خودم کسی باشم هی جاذبه دست از سرم بردار نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 9 34 توسط روح الله شکیب شرمسارم چه رسالت عظیمیست اسم تو درنام من است و من شرمسارم ای عشق باز ازل نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20 12 توسط روح الله شکیب عادلانه نیست من فقط هفتاد کیلو وزن دارم نه این کشتی اصلن عادلانه نیست دنیا نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21 42 توسط روح الله شکیب صدای دلم بود خش خش خش صدای دلم بود بگذار بشکند هرآنچه چینی باشد نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21 53 توسط روح الله شکیب به دارسه گفتم که دلم اگر بخواهد بروم از یادت اگر خواست بکاهد بروم بر روی لبت مگر نمک پاشیدی کاین نان و نمک نمی گذارد بروم نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22 46 توسط روح الله شکیب چوپانی از خانه خرابانم با بی سرو سامانی ای باد چه میخواهی از این من و ویرانی از من ورقی اندوه غمنامه ی اشک اور می ماند و میگریند هرچند نمی خوانی از عشق که میگویند من یاد تو می افتم ای ناب ترین لحظه هنگام پریشانی چشمان تو مانند خورشید انارانند ایلم به فدای تو مانند کژالانی یکروز بیا باهم در عشق بیاغازیم با وسوسه ای شیرین یکروز به چوپانی بی نام و نشان هستم از بادم و از رودم از ایل و تبار من انگار که میدانی از نام و نشان تو من هیچ نمی دانم ای دختر بالا برز پیداست که شوهانی سلام یه چیزی اومد تو روحم نوشتمش نمیدونم غزله یاهرچی فک کنم از کیومرث مرادی بزرگ تاثیر گرفتم دیگه اون کیومرثه دیگه بعد اناران اسم کوهی در ایلام شوهان همچنین قبیله ایه سریع نوشتمش بدون ادیت سپاس از همه دوستانم نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11 26 توسط روح الله شکیب جنگ جهانی میخواهم به جنگ جهانی بروم جنگ جهانی چندم ومیان سربازان با پوتین های سنگین نامه های عاشقانه تقسیم کنم همه از فتح خواهند گفت از نقشه های شومی که برای هم میکشند من روی پرچمی که عکس تورا به آن چسبانده ام از تو گفتن خواهم نوشت الله اکبر از چشمهای خونریز تو سربازان زیادی به من خواهند خندید من هم میخندم نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 19 56 توسط روح الله شکیب آشفتگی هایم صدبار نگفتمت بمان گفتی نه هی اشک نریختم بمان گفتی نه من رفتم و این بار چو رفتم رفتم لاحول ولا قوه الا بالله من فکر نکرده ام که رستم شده است در زیر گرانبار کمر خم شده است ای مردم این شهر چراغی بدهید بعد از سه دهه الاغ آدم شده است به خودم توهین کردم به توچه مخاطب محترم لوس از دامن دل دست بشویم که نرو صد کوچه و پس کوچه بجویم که نرو هی ناز بکن عشوه بکن سنگدلی من حال ندارم که بگویم که نرو نوشته شده در یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 17 30 توسط روح الله شکیب حیرانم حیران شده ام زین همه زیبایی تو انگشت گزانم از فریبایی تو چاقو بده به دست یوسف که ببرد انگشت اشاره از زلیخایی تو نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 19 14 توسط روح الله شکیب گربه ها لبش خشک و تنش بی عشق پژمرد تنش را باد و باران با خودش برد زدنیا و خط و خالش دلی داشت دل بیچاره اش را گربه ای خورد نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 23 2 توسط روح الله شکیب بچه ها بچه های پدر و مادرم زیادند پدرم می گفت شوروی شاید حمله بکند آن وقت پوتین ها پای مرا زخم می کردند پدرم از طبفه ی کارگر بود من از طبقه چندم برای همین احساس پرواز دور سرم میچرخید یادم نمیرود آن روزها که از سر و کول پدرم بالا نمی رفتم سیاوش می گوید بگذار جریان سیال ذهن کار خو دش را بکند فقط کافیست خودکاری درجیب سمت چپت شاهد ماجرا با شد کار از کار گذشته بود پدرم از طبقه ی کارگر بود من از طبقه ی چندم سرم گیج میرفت نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21 24 توسط روح الله شکیب از مرد بود از مرد بود و از مردانه تر ازابر بود و از آفتاب ازشیر از شمشیر از خورشید بود وبا تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید من باتو سخن می گفتم او با تنها یی او با چاه سخن می گفت عرب نبود تنها بود علی انسان بود نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23 33 توسط روح الله شکیب پرواز پرنده ای در فصل بهار نقطه چین های درازی درفصل دوم و زنی زیبا که ازکنار پرده ی پنجره عبور می کرد فصل فصل وصل نبود فصل شعرهای طربناک پرنده ای از خیر پرواز گذشت نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21 39 توسط روح الله شکیب انرژی منفی زمزمه ی بی شانسی من شاعر واژه های تنها هستم مجنون شده ای به شکل لیلا هستم می خواهی اگر خوب مرا بشناسی بی شانس ترین آدم دنیا هستم نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14 14 توسط روح الله شکیب خوشبختی فکر بدی نیست خرت و پرت هایمان را پهن و سه سطر زندگی کنیم شبیه کسانی که خرپشته ای از خوشبختی را به خانه خود می برند من نیز معنی فصل را فهمیده ام چیزی شبیه زخم چیزی شبیه پاییز چیزی شبیه باد میان دست های ماست نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 12 36 توسط روح الله شکیب هرجای تورا بوسه های تو را دوست دارم وقتی باران می بارد بوسه های تو را دوست دارم سرت سینه ات هرجای تو از سبز هر جای تو از آتش سخن می گوید هرجای تو را دوست دارم آتشم زدند دیروز از هر جای من نام تو بر می خاست نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 10 31 توسط روح الله شکیب دشت شب از پشت شیشه ها به خیابان نظرکنید وقتی برای مردم این شهر سر کنید تا ازدحام خلوت انسانیت روید گاهی نظر به پوچ مدرن بشر کنید با چند حرف ساده رقت بار با قلم آلام ایلهای مرا مختصر کنید من دردرون تنکده گم گشته ام اگر جستید و یافتید مرا هم خبر کنید این شاخه سالهاست که مقطوع دست توست نفرین به دسته دسته ی شوم تبر کنید این دشت شب که خیمه زده بر بهارمان با دو سه حمله تاختنش را خطر کنید از همه ی دوستان به خاطر این مدت تشکر میکنم و امیدوارم بدی های مارو ببخشند سیستمم و فروختم و دیگه به دنیای مجازی متصل نیستم البته هنوز سیستم و نبرده و من نهایت سو استفاده نخند رو تا بیان ببرنش ازش میکنم و سعی میکنم هر وقت کار خوبی داشتم تو وبلاگم بزنم حلال کن دست مرا سیاه پریشان بر شانه ی دوست حلال کن دست مرا نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 17 46 توسط روح الله شکیب ماهی کوچک زیر سنگی پنهان ماهی کوچکی هستم روانی آبهای آزاد هوای تهران و معشوقکانش آدمی من و جن و انس وپری را یاد ایلام می اندازد یادش به خیر مادرم آن برگ درخت دوستانم آب های روان وخدایم آن همیشه نزدیک آه تهران آه تهران تو ایلام منی این چه شرطیست کندن کبیر کوه من که پوست تنم را دلم برایم تنگ بار گشتست پوست برتن من چون توانم کشید پیرهنم سعدی راه نفسم بسته شدازآه جگرتاب کو همنفسی تا نفسی رانم ازاین باب خاقانی به توکه خیال میکنم تو یعنی تو بر سینه ام در بسترم خیالی از تو مانده و آهی از من حلال کن دست مرا سیاه پریشان بر شانه ی دوست حلال کن دست مرا راستی را رصدکردم زمین هم معشوقه اش را دور می زد نوشته شده در شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0 42 توسط روح الله شکیب گوش دراز ای کاش که دل از دل من می کندی دل میکنی و دوباره دل می بندی گوشم که دراز نیست رو راست بگو داری به کجای ریش من می خندی نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20 22 توسط روح الله شکیب خزان خزان ملخی به مزرعه بی سروسامانم نیامدی ناخودآگاهم نیامدی و کاروان حله ی من نرفت از سیستان ایران زنی بود وگرنه در خیال خودم را بدوزم به آن سر دنیا به دست های افسانه بودم خزان خزان فصل من نیز گذشت نوشته شده در چهارشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۱ ساعت 22 3 توسط روح الله شکیب شاکی نامه ابلیس به سجده بود از بیم خدا آدم زعدم رفت به تقویم خدا من ـ این من بی گناه ـ تحریم شدم این نامه ی اعتراض تقدیم خدا نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 22 20 توسط روح الله شکیب دوتا شبه رباعی بی باده و ساغر که نباید بروم بی بوسه ازین در که نباید بروم چندیست پی علم به شهر دزفول گاو آمده ام خر که نباید بروم میخواستم از رقیب سرتر بشوم با دانش قیل و قال برتر بشوم بی فایده بود دوستان بی فایده بایدکه ازین پس خر و خرتر بشوم نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 17 10 توسط روح الله شکیب به خانه ام از انبوه از اندوه از شکست دلم شکست از سنگ خاره ای که تویی از خاری که خسته ام کرد ریش از خلق پر شکایت گریان از ابر پرم ابر به صحرا بیا به خانه ام که دور است و دراز به خانه ام به رشته هایی که پنبه شد طویلند آرزوهای دورم نمناک می بینمت که همچنان بودی باران می بارد انبوه است اندوه و این کوچه ها که از تو نمی گذرند از آفتاب می ترسم از صبحی که دوباره آغاز می شود از دوباره ای که تویی از دوباره ای که منم از گیسوان تو در باد از دختران دم بخت سوگندـبه سر زلف تو آشفته بادـ از هر چه می ترسم خوب تماشا کن این آینه ی شکسته بخت من است آه دوباره آه میکشم آه نگذار که دوباره آغاز شوم نگذار که دوباره نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 23 45 توسط روح الله شکیب مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ پیوندها خداداد مراديان خانم مرادي علي طبيعت شناس قربان شيرزادي سیاوش سبزی کیومرث مرادی اسحاق شکری اسداله سبزی مژگان امیری بجه های گچان روح الله رحمانی مهدی آخرتی خانم جعفری امیرحسین رحمانی نسب صادق شکوهی blogfa com
|