Meta tags:
author= نسرین;
Description= رمان و داستان ادبیات برجسته;
Keywords= رمان و داستان ادبیات برجسته;
Headings (most frequently used words):
داستان, کوتاه, رمان, جدید, پشتکار, قسمت, من, سه, پیرمرد, ساعتی, چقدر, پول, می, گیرد, زیبا, پر, معنا, جولیا, دیوید, هستی, اول, ادبیات, برجسته, آموزنده, پاداش, نیکوکاری, وجود, خدا, کشیش, جذاب, زندگی, عادی, زیبای, معلم, دانش, آموز, واقعی, دانشگاه, قلب, امارت, به, اسم, گرگ, میش1, بازی, جراحی, وحشت, عشق, پارت, دو, عاشقانه,
Text of the page (most frequently used words):
بود (197), گفت (100), این (92), نمی (76), کرد (75), برای (51), اما (50), است (44), هستی (43), #داستان (42), حسین (40), شده (39), عشق (39), های (36), بعد (36), امیر (36), پسر (33), نازنین (33), فرهاد (30), خودش (30), کنم (29), گفته (27), کسی (26), دیگه (26), زندگی (25), فکر (23), چند (23), بچه (23), همین (23), حرف (22), همه (22), کوتاه (22), رفت (22), دختر (22), داد (22), خدا (21), خیلی (21), هیچ (21), نگاه (21), کند (21), روی (20), کردم (20), اون (19), چرا (19), دست (19), مادر (18), سال (18), وقتی (18), داشت (18), خانه (17), بودم (17), ولی (17), پول (16), قدر (16), وقت (16), باید (16), هنوز (16), جواب (16), رمان (15), مثل (15), فقط (15), دوباره (15), کرده (15), دارم (14), اول (14), دلم (14), وجود (14), لنا (14), بیرون (13), نظر (13), اگر (13), مرد (13), گرفته (13), باز (13), مادرم (13), حالا (13), همیشه (13), ادامه (12), کمی (12), دید (12), پدر (12), پیدا (12), خواست (12), دنیا (12), دارد (12), عاشقانه (11), چقدر (11), نسرین (11), خاطر (11), خوش (11), خود (11), دیگر (11), طور (11), مریم (11), خودم (11), گذشته (11), توی (11), رفته (11), پیش (11), گریه (11), همان (11), کار (11), پدرم (11), دوست (11), روز (11), درس (11), معلم (11), بازی (10), شود (10), صدای (10), بلند (10), ساعت (10), اشک (10), زیر (10), باشد (10), حتی (10), آمد (10), نگاهش (10), بار (10), شدم (10), بودند (10), دیوید (10), آنها (10), زیبا (9), جان (9), نداشت (9), سرش (9), خواهد (9), گرفت (9), جلوی (9), کنی (9), پشت (9), هستم (9), بیشتر (9), تمام (9), مادرش (9), چون (9), کاری (9), کشیش (9), نبود (8), کردند (8), هایی (8), داده (8), جدید (8), چشم (8), برایش (8), هایش (8), نیست (8), شاید (8), برداشت (8), کشید (8), ناراحت (8), ازدواج (8), بزرگ (8), کنه (8), بابا (8), کلاس (8), پرسید (8), تومان (8), پسرش (8), مطلب (7), دور (7), شدند (7), شنبه (7), آره (7), بهم (7), الان (7), چیزی (7), چنین (7), کنند (7), شوهرش (7), اجازه (7), بین (7), باش (7), گفتم (7), پنج (7), کردن (7), کنار (7), وارد (7), شروع (7), بهش (7), دانست (7), دانشگاه (7), یکی (7), شما (7), یعنی (7), استاد (7), مدیر (7), پشتکار (6), گیرد (6), قسمت (6), خوبی (6), انگار (6), خوب (6), نکرده (6), دستش (6), یاد (6), بگو (6), چیز (6), مهران (6), حال (6), خسته (6), دلش (6), دارند (6), واقعا (6), بغض (6), بهتر (6), نسبت (6), آرام (6), اتاقش (6), شهر (6), ماه (6), درد (6), خونه (6), ماشین (6), عاشقی (6), چیه (6), موضوع (6), منو (6), رفتم (6), داخل (6), فلج (6), میز (6), مشتری (6), آرایشگر (6), بالا (5), باران (5), قرار (5), برو (5), پیرمرد (5), باعث (5), بیا (5), هدیه (5), عمه (5), زده (5), مشغول (5), کشیده (5), لحظه (5), دانم (5), حیاط (5), شوهر (5), صحبت (5), خاطرات (5), موقع (5), زنگ (5), سخن (5), حمید (5), دلت (5), اصلا (5), روزی (5), تنگ (5), مرا (5), کوچک (5), عزیز (5), دونم (5), انداخت (5), زمان (5), تنها (5), نفس (5), باشی (5), قلب (5), طرف (5), جمع (5), داشتم (5), عاشق (5), موهای (5), احساس (5), خیابان (5), طاقت (5), اینجا (5), میکرد (5), بهت (5), تموم (5), باشه (5), تعریف (5), زمین (5), دانش (5), بهترین (5), گذشت (5), دقیقه (5), جعبه (5), هفته (5), بدهد (5), بهشت (5), دلار (5), داشته (5), مردی (5), عید (5), آقای (5), تلاش (5), امروز (4), بزن (4), لذت (4), خیال (4), مهمان (4), حلقه (4), اند (4), هستند (4), چشمان (4), شبیه (4), حالی (4), پنجره (4), بوده (4), زدن (4), شدن (4), نبودم (4), عرض (4), ایستاد (4), دیدن (4), عشقی (4), بودی (4), نبودی (4), دهد (4), مهمانی (4), گرم (4), زنی (4), افتاد (4), آسمان (4), راه (4), جای (4), عصبانی (4), منتظر (4), خنده (4), آخر (4), چهره (4), رفتار (4), جوان (4), سخت (4), قدم (4), گذاشت (4), طوری (4), بند (4), پایین (4), سفید (4), رنگ (4), قبل (4), اولین (4), سرفه (4), صبح (4), امارت (4), مامان (4), منم (4), دخترم (4), میشه (4), عادی (4), ازش (4), خودت (4), بشه (4), واقعی (4), دنبال (4), مردم (4), گوشی (4), اینقدر (4), مرکز (4), بدی (4), بودیم (4), بزنه (4), بدون (4), سراجاوید (4), ببینم (4), حاضر (4), گرفتم (4), ثانیه (4), مدرسه (4), داشتند (4), میخواهم (4), زود (4), سوال (4), امد (4), جیبش (4), رسید (4), اخر (4), اینکه (4), بله (4), بسته (4), اخرین (4), سرعت (4), پولی (4), گناه (4), کلیسا (4), 1397 (3), کنید (3), معنا (3), ساعتی (3), فامیل (3), آدم (3), کمک (3), یادآوری (3), نمود (3), اشاره (3), سیاه (3), شهلا (3), مبل (3), سالن (3), پدرش (3), راحتی (3), خارج (3), حسرت (3), افتخار (3), خانم (3), بدهم (3), بگویم (3), یاسمن (3), درست (3), برایم (3), شاد (3), باور (3), شیرین (3), شانه (3), آورد (3), توکل (3), غرق (3), خواستگاری (3), پاسخ (3), خان (3), تحمل (3), حیف (3), سحر (3), قدیمی (3), تکرار (3), تلخ (3), زخم (3), بگذارم (3), وسط (3), راضی (3), خودشان (3), توانم (3), مرگ (3), مورد (3), مانده (3), شنیدن (3), خیره (3), ندارد (3), خواسته (3), دعوت (3), گذاشته (3), کدام (3), گفتن (3), دیدم (3), لبخندی (3), سرنوشت (3), نکردی (3), بگوید (3), ببیند (3), تازه (3), کردی (3), تعجب (3), چطور (3), خورد (3), رساند (3), خداحافظی (3), نداشتم (3), رسیدن (3), تعطیلات (3), متنفر (3), مشکلی (3), جلب (3), خرید (3), گذر (3), عجله (3), پیاده (3), نشسته (3), اندازه (3), نشد (3), اشتباه (3), بره (3), قرمز (3), اومده (3), بچگی (3), باورش (3), دوستش (3), داره (3), توان (3), جدا (3), چشمش (3), دار (3), بعضی (3), خوند (3), هاش (3), برابر (3), کارش (3), ندارم (3), هیچکس (3), ناگهان (3), اونو (3), خیس (3), دونستم (3), مدت (3), باهم (3), مونم (3), مواظب (3), پایان (3), آموز (3), جولیا (3), بخش (3), مراجعه (3), ترین (3), پیتر (3), آمدم (3), سلام (3), گوش (3), راستش (3), شنید (3), بفرمایید (3), خاطره (3), صدا (3), بپرسم (3), اسکناس (3), تونه (3), کاخ (3), بیشتری (3), سمت (3), پسرک (3), صورت (3), کثیف (3), اصلاح (3), آرایشگرها (3), عیدی (3), سؤال (3), علی (3), رغم (3), ساحل (3), پرواز (3), مرغان (3), دریایی (3), توسط (2), دلتنگی (2), خاکستر (2), پاییزی (2), سایه (2), دنیای (2), روزای (2), ناگفته (2), لینک (2), عاشقان (2), دیروز (2), انتخاب (2), یادداشت (2), امشب (2), انها (2), خواهرش (2), هومن (2), دوید (2), لادن (2), توجهی (2), پای (2), انداخته (2), تکیه (2), خونسرد (2), فارغ (2), نوشته (2), لجبازی (2), نگرانی (2), محبت (2), ببین (2), نشستی (2), تماس (2), تلخی (2), بدم (2), آید (2), سپس (2), نگاهی (2), اسمان (2), خجالت (2), کشیدم (2), حسابی (2), هایم (2), گویی (2), بریم (2), خواهر (2), دانی (2), مهربانی (2), قیافه (2), خوشحالی (2), تواند (2), گرمای (2), دلچسب (2), محکم (2), دیگری (2), پدید (2), درک (2), احساسات (2), گرمی (2), آغوش (2), قلبش (2), قصه (2), رویم (2), آمدی (2), کهنه (2), نشان (2), عمیقی (2), بغضش (2), دلیل (2), بدانی (2), حسودی (2), توانست (2), ناراحتی (2), رنجش (2), ظریف (2), شرمنده (2), بخواهم (2), معلوم (2), آشنا (2), جمله (2), نگران (2), باشند (2), درسته (2), دهانش (2), صدایش (2), نازک (2), قول (2), رفتن (2), بزند (2), بخواهد (2), خواند (2), برود (2), جایی (2), بسیار (2), مخصوصا (2), کنارش (2), متوجه (2), شدی (2), زنش (2), دسته (2), جون (2), ساز (2), گویم (2), سرم (2), حداقل (2), احترام (2), برخورد (2), انگشت (2), ثابت (2), ماند (2), بارد (2), آمدن (2), فرستاد (2), نشست (2), پارت (2), هوای (2), پیراهن (2), علاقه (2), کوچکی (2), فرکس (2), افتاده (2), زمانی (2), آنجا (2), مجبور (2), سالی (2), کفش (2), دادم (2), تصمیمی (2), زیاد (2), نیستی (2), بکنی (2), داشتنی (2), گرگ (2), میش1 (2), جراحی (2), وحشت (2), حین (2), نگاهم (2), قصد (2), غرور (2), احساسی (2), هوا (2), اسم (2), یکشنبه (2), زیبایی (2), توجه (2), سنگ (2), روند (2), اونجا (2), ختم (2), بودن (2), خبر (2), حالش (2), مگه (2), روش (2), نمونده (2), اومدی (2), خواد (2), نیستم (2), نکنه (2), میتونه (2), اراده (2), خوام (2), عاشقتم (2), جوری (2), مون (2), آورده (2), جاری (2), اگه (2), دوستت (2), هرگز (2), بگم (2), میکنم (2), قشنگ (2), مال (2), بشی (2), هستن (2), نیستند (2), واقعیت (2), مدام (2), عشقش (2), بیاد (2), کارایی (2), زبون (2), زدند (2), برگشته (2), نشده (2), مهندس (2), لباس (2), برده (2), تصمیم (2), درسش (2), کنکور (2), میگم (2), امتحان (2), قبول (2), سالم (2), لطفا (2), سراغ (2), برار (2), قرص (2), روان (2), گردان (2), آروم (2), مدل (2), آنلاین (2), حرفی (2), جدی (2), طول (2), بسه (2), اونم (2), دنبالش (2), تونم (2), کنیم (2), پنجشنبه (2), مهر (2), جوابی (2), نداد (2), ترکید (2), بده (2), کردو (2), بذارید (2), براتون (2), معنی (2), عاشقش (2), عهد (2), عمل (2), شبانه (2), بقیه (2), براش (2), بکنم (2), بشم (2), کردیم (2), نبودن (2), خواهش (2), بذار (2), بخاطر (2), بست (2), سختی (2), برام (2), لنای (2), عمر (2), منتظرت (2), صورتش (2), شدت (2), داشتن (2), ناظم (2), خواهی (2), جهان (2), اقبال (2), خواهان (2), آغاز (2), زیبای (2), نویسنده (2), مطالعه (2), باشید (2), دخترک (2), نمیتوانستم (2), زیرا (2), وضعیت (2), میگفتم (2), سوارشو (2), مگر (2), مطمئن (2), آخه (2), نداره (2), میخوام (2), نیامد (2), موبایل (2), آرامش (2), تلفن (2), دختری (2), مسئله (2), میان (2), بخواهی (2), شهرها (2), میزد (2), بازگشت (2), یادگاری (2), درخشش (2), حرفش (2), خواستم (2), میرم (2), هیچی (2), خشک (2), صدایی (2), نفهمید (2), سعی (2), قطع (2), انجام (2), جاهایی (2), برایشان (2), تفاوت (2), نیم (2), دنبالم (2), اومدم (2), خوشحال (2), جذاب (2), گناهی (2), نکردم (2), بخوام (2), بالاخره (2), مثلا (2), مختلفی (2), زیادی (2), خواهم (2), بهتری (2), بهشتم (2), موقعیت (2), احتیاط (2), سکه (2), دریچه (2), چاه (2), گردنش (2), برق (2), آفتاب (2), سریع (2), نقش (2), کوچکش (2), نهایت (2), طلایی (2), آویزان (2), رنج (2), مغازه (2), محض (2), ریش (2), برگشت (2), آرایشگاه (2), ندارند (2), عینکش (2), ساله (2), سوخته (2), دادن (2), مشهد (2), کشاورز (2), گذاشتم (2), بوی (2), چادر (2), پله (2), شنیدم (2), بابام (2), نوه (2), انتظار (2), ماجرا (2), گیوه (2), 900 (2), کجا (2), حدس (2), استعلام (2), اتاق (2), پاداش (2), شاگرد (2), همکلاسی (2), باهوش (2), چگونه (2), والدین (2), کسب (2), پیشرفت (2), دریا (2), دریاها (2), آموزان (2), سوالی (2), گیرید (2), گفتند (2), شویم (2), ادبیات (2), برجسته (2), طراحی, بازنویسی, پارسی, بلاگ, اسپایکا, solostream, atom, rss, ستاره, ردپای, آپلود, عکس, دلتو, بنویس, باب, اسفنجی, وبلاگ, آبجی, ادبی, سپردمت, عارفانـــــه, دوســـــت, تبادل, کلبه, تنهایی, دوستان, تاکنون, 138276, بازدیدها, خبرنامه, فروردین, اسفند, بایگانی, بخند, ببر, مواقع, شادی, شوند, شتافته, گاهی, سفارشاتش, پذیرایی, فرو, گذاری, برادش, سویی, شهین, گفتگو, شوهرشان, پائید, معدود, احوالپرسی, حواسش, ظاهرا, دیدرس, پنهان, پایش, دیگرش, پشتی, هیاهوی, رضوان, جوزانی, دومان, تباه, ویرانی, ارزوهایمان, رایی, آینده, گردد, دلسوزی, دلسورزی, برادر, ریا, نگرانت, تاریکی, دنبالت, خندیدند, نزنیم, ممکن, کله, دمار, روزگارمان, بیاورد, دوستی, تان, آیم, صحبتی, شناسمت, گیرم, مرور, شیرینی, داشتی, برایت, شریفی, جرات, سرگرم, همراز, همدلم, فرانسه, خودمانی, صمیمی, تلمبار, بگذاریم, بیایی, احسا, سادگی, اندازد, بگیرم, تظاهر, نگرانم, نکنی, تنت, ببخش, بغلت, کوچولیت, سبک, شوی, نجات, بنده, بسپار, مواقعی, پاره, تخته, حسی, امیدی, ساحلندارد, لطیفت, هوایت, ابری, کافیه, دائما, آشک, دلسوزانه, موهایش, گشید, فشرد, چرخی, کنان, نداشتن, اید, آوری, گجذشته, دگرگون, نفوذ, کلامش, بکشاند, موفقیت, محرز, توانسته, ربع, گریست, فرهادر, داشتنش, جودش, اتش, نشینی, عشقمان, دیدنت, شیرینم, افتم, نمک, پاشیدی, کشیدن, نازنینم, محتاج, همسرم, بگریم, کاره, سبز, لجم, چمن, شاهرخ, ادمهایش, چسبیده, روحیه, ترتیب, لعنتی, مهار, رفتاری, گلویم, گذرد, نتوانسته, خنکای, باد, پائیزی, انقلاب, تلاطم, دورنش, کاست, عمیق, ارامشش, بدش, خودداری, تبدیل, نوشد, برخاست, سینا, بگویی, بیابی, دهم, صریح, داری, آتشی, اندر, کوچه, جزئی, وجودم, خدابیامرز, حسودم, اصطلاح, همسر, فرزند, دوستداران, شوم, کینه, بینم, سخنی, لیوان, سپرد, موجودی, شکننده, ساخته, وامانده, توپی, کشیدنش, شرافت, سراعم, گیج, آنی, خشم, حاضرم, نصف, عمرم, باشم, لودگی, شعر, خواندی, روبروی, زدی, گیتارت, آوردی, گوری, لحن, همزمان, ابرویش, حمله, دلخسته, ازدواح, راستی, طفلک, کاملا, دلگیری, سرنوشتی, بخشمش, حساب, کتاب, نبخشیدی, نتوانست, بگیرد, ادای, ابروی, نماندی, مهمانها, بدرقه, ترسی, مادرت, گونه, چنگ, مهمونی, بریز, بپاش, جیم, فکرم, خطور, شیطون, جانش, واسه, باریدن, حوصله, پندها, نصیحت, چرخش, خوشی, اندیشید, عزیزش, مغلوب, نگفت, راست, ایستاده, هستیم, ضمن, غریبه, بشوم, غیابش, خوشگل, تیپش, خودمان, حدیث, نمیاش, چانه, ساعتش, خاصی, ادا, بیوه, ناخوشایند, دوخت, آیی, بزنیم, عجب, بارانی, ششه, چرخاند, ممنونم, خوبم, حالت, هنوزم, بینمت, نفسم, ندید, بلندش, گره, ندامت, روبرویش, نگریست, ماشینی, فرودگاه, دمای, فنیکس, هفتاد, درجه, آبی, خالی, ابر, آستین, نشانه, کاپشن, خزدار, شبه, جزیره, المپیک, شمال, غربیه, ایالت, واشینگتن, واقع, نام, پوشش, نسبتا, دائمی, ابرها, بیش, ایالات, متحده, آمریکا, محیط, خفه, فرار, شهری, چهارده, سالگی, تابستانم, بگذرانم, پاهایم, عوض, تابستان, چارلی, دوهفته, کالیفرنیا, گذرانده, تبعید, ترس, چراکه, مفابل, فینیکس, خورشید, سوزانش, شلوغی, بزرگی, بلا, صدایم, میزند, هزارمین, سوار, شدنم, هواپیما, کارو, غیر, خطوط, اطراف, معصومانه, اضطرابی, توانستم, نگرانش, ساده, عهده, کارهایش, برآید, هرچند, فیل, فیلیپ, قبض, پرداخت, یخچالش, غذا, باک, ماشینش, بنزین, کندو, دوشنبه, پیر, دستانی, نایلون, عابرانی, نداشتند, دگر, اعتمادی, کسانی, دوختم, تکان, دادند, درگیر, افکار, روزانه, مشکلات, بیماری, ناعلاجی, دامن, گیرمن, شکایتی, نداشتیم, درونم, شکوه, جلال, وجد, میومدم, گچبری, آدمی, ورودی, توقف, بوق, نگهبان, نیاوردم, فرش, دویدم, فرمون, مسیر, امارتی, پزرگم, دلچسبی, همون, وخیم, دلگیر, خانوادم, جانم, باخبر, دیدنش, رسمی, احوالش, پرسیده, واسم, بپرسی, زجر, احمق, شعورم, دستت, خواستی, مزاحمت, پوچ, فایده, داغون, زندگیش, باطراوت, مانع, نذاشته, یقه, گول, اطرافیانم, خوردم, بخدا, شرم, زبونش, همش, نوشتم, دفتر, خاطراتش, نشون, چشماش, پامو, نمیذاشتم, فرصت, گشتم, فراموش, کوچولو, خودمی, میام, خواستگاریت, اشکی, بخشیدتش, تدارک, چیده, دراورده, ماجرای, یافت, دچار, نشوید, جالب, فردی, چرون, شکاک, دخترای, پولدار, پولش, استفاده, خراب, حقمه, هاشون, شون, آرزوی, نتونست, بیاره, باهات, چشمی, خون, آخرش, الآن, خوبه, روحی, کلی, دانشگاهش, بخونه, راحت, عروسی, درمان, تقریبا, سلامتی, اورد, انگیزه, اتفاق, نویسم, احساساتی, رشته, مهندسی, عمران, دکتر, مهربون, کشم, نگرفته, نبودیم, ارزشی, میزنه, میشم, روم, خوریم, نیا, نرفت, باخته, مصرف, السا, همچین, میگی, پسرخاله, کشه, اینه, بهتره, شوخی, جوابش, دستم, نمیخورم, خیابون, دعواشون, مرگت, ربط, فضای, تاثیر, گشت, پیشش, بهانه, مختلف, محلی, هستش, بکنه, بخوانید, آور, دونه, یکباره, ساکت, سرشو, چشاش, نزده, بغل, دستیش, نیوشا, چشمای, نیشخند, زدو, خانوم, تابحال, دیدی, بگه, مکث, پرسم, داستانی, شفاهیشو, حفظ, شخصی, بستم, نفهمیدم, متنفره, بجز, شخص, ندم, سخته, عهدی, طوریکه, بالشم, دوسش, مدتی, فهمیدم, ازینکه, عاشقم, عشنگی, sms, یواشکی, همدیگرو, داشتیم, دستشو, سردترین, چیزتو, بهخاطرش, چیزو, خاطرش, بگذری, خانواده, ازین, تونستم, زنه, بذارم, بجای, تورو, لگد, اونطرف, پرتاب, منرو, رگبار, کتک, راححتیش, غشق, زندگیمون, ندیم, ازون, خبری, نامه, توش, آخرین, عهدم, وفا, نرسیم, عاشقا, رسن, زودتر, رمو, نگهدار, گلکم, دوستدار, گمان, جوابم, واضح, تونی, بشینی, شدو, پدرو, اومدن, مراسم, بستگان, دستهای, لرزیدن, پاهاش, ایستادن, افتادو, ومن, مطمئنم, دوتا, شعرو, امیدواریم, پیشنهاد, نمایید, سالها, شوهری, مالی, ریسک, ایمیل, گمنام, طولانی, ترحم, تسلیم, نشدم, معرفی, میدانم, فرشته, آری, ثروتمند, افراد, ساختند, فقیر, بدقیافه, توضیح, هیس, شیشه, مات, مبهوت, کجایی, میآیم, گرفتی, مطمئنی, شاخه, محل, ساعاتی, کمال, اخالقیاتش, میخواند, ناراحتم, روراست, میخواهی, میخواستم, نمیدانم, نگفتم, کودکی, هیچوقت, بابت, عذر, پسری, بسیاری, رازی, درونش, فریاد, نظرش, کوتاهی, رویای, مطمعن, سنگین, دراز, نفسش, شوق, ذوقی, خریدش, بدهدش, جاودان, سازد, نگینش, تمرین, هیجان, خوابش, نبرد, اخه, فردا, باهاش, دوش, شلواری, پوشید, تیپ, نیاورد, میدانست, دزدیده, تاخیر, اشفته, حتما, همیشگی, شان, نشستند, بشنود, حرفاش, جور, اضطراب, پرید, نشنید, صداش, گلوش, مجبورم, بیلیت, باورم, نمیشه, باشیم, بشنوه, عمرش, بمونه, نای, دوشش, بعدا, میزنم, راشنید, میگفت, اروم, تخت, سکوت, تنهاییش, شکاند, مهم, موبایلش, میسکال, میرد, بروز, ندهد, میزدند, سپیده, قیمتش, تقدیم, رحم, فرا, بذارد, نگیر, نیز, بگذرد, گذره, چشامانش, اشکهایش, بوسیدش, گرمایش, بوسه, خداحافظ, نرفته, دیده, عالم, رویا, بازگرداند, اشنایی, پروازم, نمیرم, صدام, میاد, پیشت, اره, شقیقه, تیر, دیوار, اومیدانست, برگرفته, turanj, blog, بپردازم, طمع, ننداخته, میدونم, فانی, ارزشه, بخشید, فروخت, منحنی, لبش, گرد, پسرم, قیمت, فرق, دلاری, پاکشون, دخـ, درجات, چندین, بخشیدن, گناهه, آسون, بدست, آوردن, آرزوهایش, هرچی, صندلیش, ارزش, هرچه, بتوانم, آورم, برگشتن, تکه, آهن, اینو, میتونم, بفروشم, ارزه, آجر, بتواند, بخرد, شصت, برداشتن, فاضلاب, چنان, ضربه, متر, پرت, قوی, مساوی, شلوار, کراوات, عینک, دودی, لیموزین, تمیزی, پیچید, ایی, پوست, سوخت, آنقدر, خوست, نور, بلندای, بام, عصا, نگارهای, پیرمردی, نحیف, اتومبیل, دونفر, جلو, نیفتد, پوزخند, سیگاری, بهشتی, کلّاش, برا, نگه, میداشت, بستند, تکانی, شمرد, حماقت, آنکه, سرو, دلربا, ناقوس, احمقانه, سرت, نزند, معصومش, تعظیم, پاکی, طهارتی, دقایقی, جوانی, کلاه, کابویی, بچپاند, نبیند, لبخند, سردی, برانداز, جیب, بااحترام, اطمینان, کافیست, بروی, ببینی, مریض, سرپرست, رنجی, خدای, تصور, جود, بحث, تابیده, ظاهرش, ریخته, میدونی, میزنی, آرایشگرم, اعترا, تاکید, دقیقا, نکته, گردند, لاک, گوی, جالبی, مطالب, مقرراتی, مزیدی, دشواری, درسها, دستی, تهی, موی, چشمانش, صندلی, مان, قهوه, تونستید, بندازید, حدودا, چروک, خورده, ببوسمشان, بویشان, ندادم, دستان, ماش, پلو, خوردیم, لبانم, استادمان, قدری, کلماتش, بردید, مادری, خاص, دلتنگش, سفیدی, ریز, دهان, بینی, پدرها, ابراز, مستقیم, نزدیکی, حقوقم, انبار, شستن, ظروف, صبحانه, بیارم, خفیف, مردانه, بلندتر, آقا, نمیذاره, کوچیک, بشیم, فوقش, دیم, قرآن, غلط, هامون, تهران, نباید, روشن, جیبم, 100, خاک, خلی, زراعی, همراه, بوسیدم, برادرام, ازتهران, آمدند, عمو, دایی, نثارم, هرکدام, عنوان, چهاردهم, کروات, نویی, کارم, بروم, کشوی, خاکستری, زوار, درفته, گوشه, درآورد, فهمی, نقد, رشد, تشویقت, ناخودآگاه, 1000, دونی, زنم, دونست, بخنده, پررویی, خبرش, معلمان, آماده, رفتنت, گفتی, هزار, نهصد, تومانش, کِش, دادنش, شرط, شرطی, دونستی, نگو, زدم, مشتاقانه, خواستند, بشنوند, گوشش, شنیدی, نیکوکاران, غایب, اکثرا, شهرستان, گرفتار, کارهای, تاخیری, آموزنده, نیکوکاری, بعدی, رتب, هفتادم, نگرفت, بهر, هوشی, دیگران, متفاوت, ذهن, معمولاً, عادت, هایشان, شماتت
Text of the page (random words):
نداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و گفت لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت عشق دوباره یه نیشخند زدو گفت عشق ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه معلم مکث کردو جواب داد خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم لنا گفت بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید و ادامه داد من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش دوستدار تو ب ش لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت آره دخترم می تونی بشینی لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان لنا بلند شد و گفت چه کسی ناظم جواب داد نمی دونم یه پسر جوان دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد آغاز کسی باش که پایان تو باشد رمان واقعی دانشگاه حسین سراجاوید پنجشنبه 5 مهر 1397 12 45 ب ظ داستان عاشقانه واقعی کوتاه و گریه آور فضای دانشگاه روی نازنین و داستان عشق او و امیر حسین تاثیر گذاشته بود هر وقت از دانشگاه بر می گشت و امیر حسین می رفت پیشش یا می گفت خسته ام یا درس دارم یا به بهانه های مختلف امیر حسین رو بی محلی می کرد تا یک سال امیر حسین رو دور داد تا این که تو جمع پیش همه گفته بود این داستان عاشقی رو باید تموم کنیم من قصد ازدواج ندارم و بهتر هستش امیر حسین ازدواج کنه و فکر من رو از سرش بیرون بکنه ادامه این داستان عشق واقعی را در ادامه مطلب بخوانید اصلا هیچ کس باورش نمی شد نازنین تو این داستان عشقی همچین حرفی رو بزنه امیر حسین بلند شده بود گفته بود که واقعا نازنین تو این حرف رو جدی میگی نازنین هم گفته بود پسرخاله من تا دانشگاه رو تموم کنم 4 سال طول می کشه بهتر اینه به فکر دختر دیگه ای باشی این برای هر دو تا مون بهتره امیر حسین هم گفته بود شوخی بسه دیگه نازنین هم گفته بود من هیچ وقت اینقدر جدی نبودم امیر حسین هم در جوابش گفته بود نکنه من کاری کردم که از دستم ناراحت شدی اونم گفته بود تو کاری نکردی من به درد تو نمیخورم این رو گفته بود و از خونه بیرون زده بود امیر حسین رفته بود دنبالش تو خیابون دعواشون شده بود امیر حسین بهش گفته بود تو چه مرگت شده چرا اینقدر بی ربط حرف می زنی این داستان عاشقی تلخ رو شیرین کن و بیا بریم خونه من نمی تونم بدون تو زندگی کنم اما قلب مهربون و نازک نازنین داستان عشق ما از سنگ شده بود به امیر حسین گفته بود اگه ادامه بدی خودم رو می کشم امیر حسین هم با گریه گفته بود چه کسی نازنین من رو از من گرفته نازنین هم گفته بود کسی نگرفته ما از اول هم مال هم نبودیم و اون موقع بچه بودیم و عشق چیز بی ارزشی است و حالا پول حرف بازی مدل لباس السا آنلاین اول رو همه جا میزنه و امیر حسین گفته بود خب منم پول دار میشم منم می روم دانشگاه نازنین هم در جواب گفته بود ما اصلا به درد هم نمی خوریم و لطفا دیگه هیچ وقت سراغ من نیا بعد از این داستان عاشقی تلخ هر کاری پدر و مادر نازنین و امیر حسین کردند که نازنین راضی بشه نازنین دست برار نبود که نرفت این وسط امیر حسین خودش رو باخته بود و رفته بود سراغ قرص های روان گردان برای آروم کردن خودش درسش رو ول کرده بود و کارش شده بود مصرف قرص های روان گردان نازنین هم که هرگز به فکر داستان عشق امیر حسین نبود بعد از 2 سال از دانشگاه وارد یک داستان عشق دیگه شده بود و با پسر دیگه ای ازدواج کرد که مهندس بود حالا امیر حسین عشق خودش رو تو لباس عروسی با یکی دیگه می دید اینجا بود که پدر مادر امیر حسین اون رو برده بودند به یک مرکز درمان و امیر حسین خودش هم تصمیم گرفته بود دیگه به نازنین و داستان عشق خودش و نازنین فکر نمی کنه و زندگی اش رو دوباره درست خواهد کرد بعد از تقریبا چند ماه امیر حسین سلامتی خودش رو به دست اورد و درسش رو دوباره شروع کرد و درس می خوند برای کنکور دیگه کار نمی کرد و فقط درس می خوند انگیزه هاش چند برابر شده بودند این داستان عاشقی رو که میگم تو چند سال اتفاق افتاده بود و من که دارم می نویسم خودم احساساتی شدم سرنوشت چه کارایی که با آدم نمی کنه بعد از امتحان کنکور امیر حسین رشته مهندسی عمران قبول شده بود و دیگه زندگی اش از این رو به اون رو شده بود امیر حسین با توکل به خدا و اراده محکم و کمک پدر و مادر و دکتر ها سالم شده بود و برای خودش شده بود مهندس جالب این بود که شوهر نازنین فردی چشم چرون و شکاک هم بود و مدام چشمش دنبال دخترای مردم بود و اجازه نمی داد نازنین که به خونه پدر و مادرش بره همیشه گوشی نازنین رو چک می کرد حتی چند بار نازنین رو زده بود درسته که شوهرش پولدار بود ولی نه از پولش استفاده می کرد و نه از وجود شوهرش چون خودش خراب بود به زنش هم شک می کرد نازنین چون به امیر حسین تو این داستان عشقی پشت کرده بود و با عشقش بازی کرده بود مدام می گفت حقمه باید سرم بیاد وقتی به کارایی که با امیر حسین تو بچگی هاشون کرده بود وقتی به دوست داشتنی هایی که بین شون بود فکر می کرد آرزوی مرگ می کرد که چرا تو این داستان عشق اینقدر در حق امیر حسین بد کرده ولی روش نمی شد که از شوهرش جدا بشه چون همه بهش زخم زبون می زدند آخر نتونست طاقت بیاره و به شوهرش گفته بود من دیگه نمی خوام باهات زندگی کنم نازنین با چشمی پر از اشک و خون برگشته بود خونه پدر و مادرش و آخرش از شوهرش جدا شد الآن خوبه که بچه دار نشده بود ولی روحی اش رو به کلی از دست داده بود دانشگاهش رو هم تموم نکرده بود بعضی موقع ها درس می خوند ولی مگه زخم زبون مردم اجازه می داد درس بخونه و راحت باشه امیر حسین هم از حالش باخبر شده بود و یک روز رفت دیدنش و خیلی عادی و رسمی ولی روش نشد با امیر حسین رو به رو شه به خاطر همین امیر حسین رفته بود تو اتاقش و احوالش رو پرسیده بود نازنین هم گفته بود حالی واسم نمونده که ازش بپرسی بعد گفته بود اومدی اینجا که زجر کش کنی آره من احمق هستم بی شعورم اصلا هر چی دلت می خواد بگو امیر حسین هم گفته بود نه من دیگه از دستت ناراحت نیستم تو خواستی زندگی خودت رو بکنی من اشتباه کردم که مزاحمت می شدم عشق چیز پوچ و بی فایده ای است این حرف نازنین رو داغون کرد بعد به نازنین گفته بود که خودش رو ناراحت نکنه و میتونه زندگیش رو دوباره شروع کنه و دوباره باطراوت بشه و یک داستان عاشقی دیگه رو شروع کنه فقط اراده می خواد و توکل به خدا این رو گفته بود و خواسته بود بره ولی نازنین مانع شده بود و نذاشته بود یقه اش رو گرفته بود و بهش گفته بود من تو رو می خوام من اشتباه کردم من بچه بودم گول اطرافیانم رو خوردم بخدا هنوز عاشقتم امیر حسین که از شرم و خجالت قرمز شده بود زبونش بند اومده بود و همین جوری نگاه اش میکرد بعد نازنین گفته بود بیا ببین همش از تو نوشتم و خاطرات بچگی مون بعد دفتر خاطراتش رو آورده بود و به امیر حسین نشون داده بود امیر حسین عاشق واقعی داستان عشق ما که اشک از چشماش جاری شده بود بهش گفته بود من اگه دوستت نداشتم هرگز پامو این طرف ها نمیذاشتم فقط دنبال یک فرصت می گشتم که بهت بگم منم هنوز عاشقتم و هر کاری کردی رو فراموش میکنم تو نازنین کوچولو و قشنگ خودمی بعد به نازنین گفته بود همین امشب میام خواستگاریت تا دیگه برای همیشه مال خودم بشی نازنین از بس گریه کرده بود دیگه اشکی نمونده بود و باورش نمی شد امیر حسین بخشیدتش و هنوز دوستش داره بعد از چند ساعت حرف زدن امیر حسین تدارک خواستگاری رو چیده بود و نازنین رو برای همیشه به ازدواج خودش دراورده بود این هم داستان پر ماجرای امیر حسین و نازنین ولی مرد هایی مثل امیر حسین کم هستن اما فقط در داستان عشق و عاشقی نیستند و می توان آن ها را در واقعیت هم یافت و باید دانست که پول و عشق دو چیز جدا از هم هستن پس هیچ وقت دچار اشتباه نشوید رمان قلب امارت قسمت 1 جدید یکشنبه 96 12 13 10 29 ع نسرین نظر رمان قلب امارت قسمت 1 جدید رمان از این جا شروع میشه که مامان جانم بابا بزرگ حالش خوب میشه مگه نه نمی دونم دخترم نمی دونم مامان پشت فرمون نشسته بود و داشت ماشین می روند و منم کنارش نشسته بودم و به مسیر امارتی که به اونجا ختم می شد و برای پدر پزرگم بود نگاه می کردم هوای پاییزی و دلچسبی بود که به همون اندازه دلچسب بودن با شنیدن خبر وخیم بودم حال پدر بزرگ دلگیر هم شده بود برای من و خانوادم مخصوصا بابا چون پدرش بود پشت در ورودی امارت مادرم توقف کرد و دو تا بوق زد تا نگهبان در رو باز کنه طاقت نیاوردم و با عجله از ماشین پیاده شدم و با عجله وارد حیاط شدم و کل سنگ فرش حیاط رو تا خود امارت دویدم همیشه از دیدن شکوه و جلال خونه پدر بزرگ به وجد میومدم سفید با گچبری های قدیمی و رنگ و رو رفته که هنوز هم زیبایی خودش رو داشت و توجه هر آدمی رو به خودش جلب می کرد ادامه مطلب داستان کوتاه به اسم من یکشنبه 96 12 13 10 27 ع نسرین نظر داستان کوتاه به اسم من تک سرفه ای کردم امروز هوا کمی بهتر است احساس خوبی داشتم احساسی بود که از امروز صبح در درونم پیدا کرده بودم درگیر افکار روزانه ام شدم مشکلات و بیماری ناعلاجی که دامن گیرمن و خیلی های دیگر شده بود نه من و نه هیچ یک از ما از آن شکایتی نداشتیم نگاهم را به کسانی دوختم که با غرور از کنار من رد می شدند و برای من سر تکان می دادند چند سرفه ای دیگر کردم که سرفه ام بیشتر شد این بار در حین سرفه نگاهم جلب پیر زنی شد که با دستانی پر از نایلون های خرید در حین گذر از عرض خیابان بود عابرانی که از کنار او رد می شدند توجهی به او نداشتند کسی قصد کمک به او را نداشت گویی کسی دگر به کسی اعتمادی نداشت ادامه مطلب گرگ و میش1 1 بازی جراحی وحشت و عشق دوشنبه 95 12 2 3 15 ع نسرین نظر گرگ و میش1 1 بازی جراحی وحشت و عشق صل اول اولین نگاه مادرم با ماشینی که پنجره هایش را پایین کشیده بود مرا به فرودگاه رساند دمای هوای فنیکس هفتاد و پنج درجه با آسمان آبی و خالی از ابر بود پیراهن سفید رنگ مورد علاقه ام را که آستین حلقه ای بود به نشانه خداحافظی به تن کرده بودم و فقط یک کاپشن خزدار در دست داشتم در شبه جزیره المپیک که در شمال غربیه ایالت واشینگتن واقع شده است شهر کوچکی به نام فرکس زیر پوشش نسبتا دائمی ابرها قرار دارد در این شهر دور افتاده بیش از هر جای دیگری در ایالات متحده آمریکا باران می بارد زمانی که چند ماه بیشتر نداشتم مادرم به خاطر محیط خفه ای که بر روی شهر سایه انداخته بود با من از آنجا فرار کرد از همان شهری که هر سال تا قبل از رسیدن به چهارده سالگی مجبور بودم یک ماه از تابستانم را در آن بگذرانم این همان سالی بود که من پاهایم را در یک کفش کردم و در عوض هر سه تابستان گذشته را با پدرم چارلی دوهفته ای تعطیلات را در کالیفرنیا گذرانده بودم به خاطر مادرم بود که تن به این تبعید می دادم تصمیمی که با ترس زیاد گرفته بودم چراکه من از فرکس متنفر بودم در مفابل من عاشق شهر فینیکس بودم عاشق خورشید و گرمای سوزانش عاشق شلوغی و بزرگی اش بلا مادرم صدایم میزند و برای هزارمین بار قبل از سوار شدنم به هواپیما تکرار می کند مجبور نیستی این کارو بکنی مادرم غیر از موهای کوتاه و خطوط خنده اطراف دهانش شبیه من است وقتی به چشمان معصومانه مادرم خیره شدم اضطرابی را در دلم احساس کردم چطور می توانستم مادر دوست داشتنی ام را تنها بگذارم نگرانش بودم مادر ساده دلم چطور می توانست از عهده کارهایش برآید هرچند او حالا فیل فیلیپ را داشت تا قبض هایش را پرداخت کند یخچالش را پر از غذا و باک ماشینش را پر از بنزین کندو اگر مشکلی برایش پیش می آمد کسی را برای درد و دل کردن با او داشت اما باز هم ادامه مطلب رمان هستی من قسمت اول پارت دو شنبه 95 4 5 4 45 ع نسرین نظر رمان هستی من قسمت اول پارت دو از فکر و خیال بیرون آمد فرهاد روبرویش نشست و به او نگریست برای لحظه ای نگاهش در نگاه گرم فرهاد گره خورد و جز حسرت و ندامت در آن چیزی ندید فرهاد نفس بلندش را که شبیه به اه بود بیرون فرستاد و گفت هنوزم بعد از سال ها وقتی می بینمت نفسم می گیرد هستی حالت چطور است هستی زیر لب گفت ممنونم خوبم و سرش را به طرف ششه پنجره چرخاند و گفت عجب بارانی می بارد خیال بند آمدن هم ندارد فرهاد گفت دل آسمان هم گرفته مثل دل من و شاید دل تو می آیی کمی در حیاط قدم بزنیم هستی نگاهش را از پنجره گرفت و به نگاه فرهاد دوخت و گفت فکر نمی کنی قدم زدن با یک زن بیوه آن هم زیر باران کمی حرف ساز برای من و ناخوشایند برای تو باشد فرهاد خان و خان را با لجبازی خاصی ادا کرد که فرهاد به خوبی با آن آشنا بود فرهاد تکیه اش را به مبل داد و دستش را زیر چانه اش گذاشت طوری که به خوبی ساعتش را به نمیاش می گذاشت نگاه هستی بر انگشت فرهاد ثابت ماند از این که حلقه ای در انگشت او نبود تعجب نمود فرهاد گفت من پسر عمه ات هستم هستی جان حداقل مثل یک فامیل با من رفتار کن مثل مهران دیدم که چه طور با احترام با او برخورد می کردی هستی گفت می دانی که من دلم نمی خواهد بعد از تمام شدن مهمانی پشت سرم حرف و حدیث باشد فامیل تنگ نظر و حرف ساز خودمان را می گویم همین طور دلم نمی خواهد شرمنده سحر جون بشوم که در غیابش با شوهر خوشگل و خوش تیپش زیر باران قدم زده ام در ضمن مهران غریبه نیست باید به او خوش آمد می گفتم و زنش هم مثل دسته گل کنارش ایستاده بود اما من و تو تنها هستیم حالا متوجه شدی فرهاد مغلوب و گرفته هیچ نگفت شاید هستی راست می گفت رفتار با یک زن جوان که تازه دو عزیزش را از دست داده باید بسیار سخت باشد مخصوصا که هستی دل خوشی هم از فرهاد نداشت فرهاد اندیشید هر سخن و رفتار نا به جایی باعث رنجش او می شود ته دلش هنوز از من ناراحت است هستی نگاهش را در سالن به چرخش در آورد تا اگر چشم مادر و هدیه را دور ببیند به اتاقش برود هیچ حوصله پندها و نصیحت های مادرش را که بعد از تمام شدن مهمانی به سرش باریدن می گرفت نداشت فرهاد که آرام و خونسرد به چهره هستی نگاه می کرد فکر او را خواند و گفت هیچ وقتی حتی به فکرم هم خطور نمی کرد که هستی شاد و شیطون که جانش واسه مهمونی و بریز و بپاش در می رفت بخواهد دور از چشم مادرش جیم شود نمی ترسی بعد از رفتن مهمان ها مادرت به گونه اش چنگ بزند و بگوید چرا فکر ابروی مرا نکردی هستی چرا تا آخر مهمانی نماندی و مهمانها را بدرقه نکردی هستی هستی از ادای فرهاد که صدایش را نازک کرده بود و از قول مادرش حرف می زد نتوانست جلوی خنده اش را بگیرد و گفت تو هنوز مادر را نبخشیدی فرهاد فرهاد دهانش را کمی جمع کرد که نشان می داد مشغول حساب کتاب بین خودش و مادر هستی است بعد گفت نه نمی توانم هستی هیچ وقت نمی بخشمش هستی گفت کاملا معلوم است که هنوز دلگیری به هر حال هر کس سرنوشتی دارد و سرنوشت ما هم این بوده درسته سرنوشت ما واقعا همین است و سپس لبخندی تلخی زد و گفت راستی مهران را دیدم طفلک چقدر نگاهش به تو نگران و با محبت بود فکر نمی کردم عاشقان دلخسته تو حتی بعد از ازدواح هم نگران تو باشند و همزمان با گفتن این جمله ابرویش را بالا داد منتظر حمله هستی بود هستی هم که با این لحن سخن گفتن فرهاد به خوبی آشنا بود عصبانی شد و پاسخ داد آره مثل تو تو که معلوم نیست زن و بچه ات رو کدام گوری گذاشته ای و این جا روبروی من نشستی و به من زل زدی چه طور بود گیتارت را هم می آوردی و برایم شعر می خواندی فرهاد ...
|