If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: saanie.ParsiBlog.com - .

site address: saanie.ParsiBlog.com

site title:

Our opinion (on Tuesday 18 August 2026 1:13:38 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
author=;
description=ثانیه - ثانیه های جاوید زندگی من;
keywords=ثانیه,saanie, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Theme-designer.com;
Description=مسلمانِ ایرانیِ انقلابی و رفیقی که توصیفش به عهده خودش نیست و همسری به لطافت گلابی و به مهربانی انبه و البته با خرده های شیشه! ثانیه;
Keywords=ثانیه;

Headings (most frequently used words):

قالب, وبلاگ, طراحی, وب, وردپرس, هاست, لینوکس, مرجع, راهنمای, نویسان, سفارش, اختصاصی, سایت,

Text of the page (most frequently used words):
این (68), است (44), های (34), خاک (33), ولی (26), میان (25), حرف (20), یکی (19), نمی (19), وبلاگ (17), شود (17), برای (17), چند (16), محمد (15), مثل (14), سال (14), کند (13), باشد (13), الله (12), خیابان (12), حتی (12), توی (12), شاید (12), خیلی (12), فکر (12), دیگر (11), زمان (11), نویسنده (11), جاویدی (11), بود (11), اگر (11), یادداشت (11), شما (11), تاریخ (10), نظرات (10), دیگری (10), هایی (10), کار (10), دقیقه (10), حال (10), اینکه (9), بسم (9), الرحمن (9), الرحیم (9), اند (9), هشت (9), کنید (9), گاهی (8), کنند (8), خاکی (8), نوشته (8), دوست (8), کنم (8), جاده (8), آخر (8), بعد (8), دانم (8), ساعت (8), شده (8), صبح (7), حالا (7), کردم (7), همه (7), کرده (7), بچه (7), دارم (7), روز (7), زنده (7), اینجا (7), روی (7), شیفت (7), همین (7), قالب (6), سایت (6), هایشان (6), باید (6), دست (6), امانت (6), راهیان (6), هنوز (6), آمد (6), اول (6), ثانیه (6), چرا (6), عصر (6), مزه (6), زندگی (6), خوش (6), میکنم (6), باشید (6), مطالب (5), ببینید (5), پایین (5), زدن (5), همان (5), آسفالته (5), نیست (5), دلم (5), شهدا (5), بودم (5), بهانه (5), اردو (5), نور (5), زدم (5), تعطیلات (5), دعوت (5), خودش (5), قصه (5), تحویل (5), خوب (5), باران (5), بوده (5), باور (5), امام (5), دهد (5), کنیم (5), کسی (5), بگویم (5), الان (5), آدم (5), ویژه (5), نوروزی (5), سفرنوشت (4), یکشنبه (4), خدا (4), فلان (4), شهر (4), درست (4), قدم (4), راه (4), دستم (4), گفت (4), مجموعه (4), جبهه (4), خاطراتش (4), ذهنم (4), منتشرشان (4), وسطش (4), روزه (4), مرا (4), نباشد (4), حسرت (4), وجود (4), شان (4), البته (4), گذرد (4), تلخی (4), شیرینی (4), دارد (4), بینید (4), تصور (4), جوش (4), آنقدر (4), داشته (4), عزیزی (4), اید (4), خودم (4), سالی (4), نامه (4), امروز (3), پست (3), چیزی (3), پیدا (3), جاری (3), دور (3), برچسب (3), داشتم (3), گرفته (3), خوانده (3), عید (3), اتوبوس (3), طلائیه (3), گفتن (3), واسطه (3), باشند (3), کاغذ (3), پایان (3), رفت (3), کانال (3), شدم (3), اطمینان (3), وقت (3), خلاصه (3), میدانم (3), هست (3), یاد (3), بگذریم (3), باز (3), کاری (3), بیرون (3), بیشتر (3), خود (3), سخت (3), قبل (3), 1395 (3), لیوان (3), نوشتن (3), بین (3), عزیز (3), صفحه (3), احتمالا (3), تکراری (3), کرد (3), لینک (3), بازدید (2), طراحی (2), سفارش (2), نوشت (2), رطب (2), نامحرم (2), علی (2), سرت (2), راحت (2), اسم (2), وطنی (2), معنای (2), متری (2), بیست (2), جوی (2), مجاز (2), شهرهایشان (2), روح (2), قرمز (2), درویش (2), چشتو (2), جمعه (2), زیر (2), اولین (2), شلمچه (2), بگذارم (2), گویند (2), احساس (2), جوان (2), بودند (2), گذاشتم (2), قرار (2), هیچ (2), خودشان (2), دوشنبه (2), رزق (2), مراسم (2), صاحب (2), بقیه (2), زیارت (2), شوند (2), امسال (2), متفاوت (2), کلی (2), حالم (2), نبود (2), درگیر (2), گرم (2), کاش (2), مانی (2), خدایا (2), رفقای (2), نظر (2), خوف (2), اباعبدالله (2), رحمت (2), هستند (2), گرچه (2), نگاهت (2), نکنند (2), ناراحت (2), شنبه (2), هایش (2), تمام (2), چون (2), اینجای (2), حسابی (2), آمده (2), باوری (2), خبر (2), اما (2), خاطرشان (2), بخش (2), جور (2), بیمارستان (2), شغل (2), قهوه (2), تلخ (2), دارند (2), خانواده (2), تنهایی (2), شیرین (2), ازش (2), داری (2), امید (2), حالش (2), بهتر (2), رود (2), خودت (2), دوباره (2), دقیقا (2), مانده (2), موجودات (2), ملت (2), مهم (2), آید (2), چشم (2), آراسته (2), گذشته (2), خالی (2), سوژه (2), شروع (2), پائیز (2), همیشه (2), چیز (2), شهرآرا (2), خورشید (2), بنویسم (2), اقلا (2), گفتم (2), بدهم (2), هستید (2), کدامشان (2), فاصله (2), بالاخره (2), موضوع (2), بخواهید (2), خودتان (2), کجای (2), بیدار (2), تلگرام (2), دارید (2), میکنید (2), خواب (2), خاطر (2), بحث (2), فهمیده (2), چهارتا (2), خصوصی (2), اینستا (2), نداشته (2), نهایتش (2), مزخرف (2), جدید (2), بگوییم (2), گذشت (2), اولش (2), بالا (2), پیشرفت (2), بیا (2), آمدید (2), rss (2), آرشیو (2), الکترونیک (2), دیروز, بازدیدها, 22495, موارد, لوگو, موضوعات, اختصاصی, مرجع, راهنمای, نویسان, هاست, لینوکس, وردپرس, this, template, theme, designer, com, قدیمی, خورده, منع, لذا, مخاطب, رسول, صلی, علیه, آله, فرمود, چشمهایتان, بپوشانید, عجایب, شگفتیها, بحارالانوار, 101, غُضُّوا, اَبْصارَکُم, تَرَوْنَ, الْعَجائِبَ, ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, مددی, خواستی, بیانداز, شگفتی, ببینی, نخواستی, تازه, بعضی, نروی, تری, نبرم, خیابانِ, شهرهای, اونها, سایتشان, تکلیفش, مشخص, دانی, بروی, گناه, افتی, وقتی, مستلزم, بیاندازی, چرخ, هایمان, وبگردی, ماند, بینی, خودی, کما, هرچیزی, بشود, لزوما, چراغ, راهنمایی, کشی, فرهنگی, غربی, آمریکایی, کشید, شهید, چادر, مشکی, آسمان, پیمانی, بستم, بروم, بازی, مناطق, همینطور, قفل, محکم, راوی, عقب, بردند, والله, نبردند, مگر, رشید, ساله, قواره, کیسه, برنج, دادم, خواستند, پسم, دهند, بنا, برنگرداندن, بشویند, پاکش, برش, گردانند, نشانم, بده, قسمت, گویم, محلی, مناجات, الزمان, مردم, کلا, خیال, کنار, مامان, بابا, نیستند, عادی, ندیده, بنشینند, اشک, بریزند, اشکشان, افسردگی, مبارکی, معمول, سوی, سخن, باریدند, ببیند, ببارم, حاضرم, چهارشنبه, چشمت, ناپاک, شهدایت, پاک, گوی, سرگردان, ترسم, کشانده, باشندم, آنجا, باریده, رجاست, واسعه, سربازانش, بویی, برده, هستم, ظاهرا, رجا, چربد, منم, دستت, قدر, سعی, کنی, بباری, حسرتش, هایم, پیرامون, برکتش, عهد, پیمان, یابد, شرمنده_ایم, نزد, فهمند, ابتدا, تردید, صدای, آهنگران, آهنگ, حماسی, وعده, بهشت, سرریز, آتش, جهنم, عراقی, فکرم, داعش, بپیوندد, روش, تفاوت, اینجاست, حرفِ, الامر, لذاست, تشنگی, پایش, آزادی, ایستادند, داعشی, امثال, خاکشان, تحسبن, الذین, قتلوا, سبیل, امواتا, احیاء, عند, ربهم, یرزقون, منطقه, کمیل, شهدای, نوجوان, تشنه, مظلوم, ملائکة, رفتم, مردد, کمی, دیر, پوزش, قسمتتان, دقایقی, کشاندمتان, خستگی, انتظارش, کشم, نوبت, استراحتم, درگیری, شانس, خواهم, رضا, ربط, دهم, ضمن, کوتاه, خرما, نخیل, توانستید, تجربه, بسته, چای, دوری, پاسی, طلوع, آفتاب, عنوان, شیرینِ, تلخیِ, طعم, غریبی, لذت, وابسته, دلخوشی, میکنی, انجام, میدهی, اتاق, رضایت, لبخند, تشکر, لبانش, حاصل, مانیتور, میبینی, خوشحال, شوی, اتفاق, خاصی, نیافتاده, یابی, راز, نگه, میداری, بیمار, حساب, حاشیه, آرزو, بیمارانی, درمانشان, شوم, مثلا, ببینم, بعید, بشناسند, یادشان, بماند, صحنه, ملاقات, استثنائا, کردید, اشتباهید, دوازده, چهارده, پنجاه, نشان, بله, زیادی, آینده, خواهید, فهمید, فقط, دوپایی, علاوه, پوست, گوشت, استخوان, چشیده, پلیس, نگهبان, دکتر, پرستار, دانشجوی, رادیولوژی, فرقی, روند, _____________________________________, دعای, پانزدهم, صحیفه, سجادیه, ترجمه, مهدی, رضایی, نشر, معارف, غدیر, ولایت, مبارک, چقدر, تبریک, کلیشه, بدم, شکّر, صبر, عاقبت, عهدی, زمانه, زمانم, اللّهُمَّ, فَصَلِّ, عَلی, محمّد, آلِه, حَبِّبْ, اِلیَّ, رَضیتَ, بِهْ, خاندانش, درود, فرست, آنچه, پسندی, گردان, دخترانه, روزگارم, بوی, غربت, خشک, گلویم, طول, تفصیلش, کوبیدشان, دیوار, اینترنت, زیاد, امیدمان, خداست, تدبیر, توفیق, بدهد, تلاشی, شایسته, ثابت, موقع, رفتن, تابستان, سوز, سرد, گفته, ندارم, بهار, رسد, نیمکره, جنوبی, هوایش, شکوفه, آیند, زمین, چندی, مدت, لطف, ابر, باد, خوشی, نداشتم, تایپ, آراستن, انگار, نوک, انگشتم, ریزد, فنجان, پنج, فایده, نویسی, بخوانند, نخوانند, شعاری, امضایی, پای, آقا, مسلمانم, خداوند, متعال, باشیم, دانید, ممکن, حرفشان, توحید, نمازشان, ابروی, حالتی, محراب, فریاد, داد, هوار, نماز, خوانند, بندگی, گوش, شنوا, برایش, دعا, رهایش, انتخاب, صبور, پیش, صبرتان, منتظر, نون, اندکی, احساسم, زبانم, عقربه, فشار, محدوده, بگیرد, بزنم, بیایید, آیا, حرفی, اینجایش, درد, ندانید, کجا, شروعش, فرض, خوانید, شانسی, بدشانسی, لحظاتی, بند, سوال, میکردم, عزیزم, تعریف, مان, پیچیده, داریم, کجایش, بزنیم, فرضا, شوید, اعضای, گروه, دوستشان, جغد, مسلک, تان, نالیده, زنید, همسایه, روبرویی, لابد, عابر, گذری, راننده, مسافر, سوار, صدنفر, دویست, نفر, آدمیزاد, جلوی, چشمتان, اینقدر, دیده, داند, میگردید, دردندشتی, هزار, دیگه, بزنید, ظهر, جای, پارک, تااینکه, ترش, تستر, عطر, تعارف, نگرفته, دعوایش, اخم, بلند, منتظرید, موبایل, محترمش, بردارد, پیام, نثار, نگرانی, درآیید, ساختم, امتحانی, بگیرم, کلمه, بعدا, بیایند, گیری, قلم, تراش, بردارنده, اطلاعاتی, میخواسته, یادم, جایی, نوعی, گذارمشان, منتشر, آدرس, ندهی, ایضا, دوستت, رودروایسی, نماند, عمرا, شلوغ, اخبارِ, فریبنده, حوصله, گور, بخواند, اصل, نشویم, طور, وصف, زند, فراموشش, حرف_مردم, تعلق, خاطری, چنین, پیشنهاد, نخوانید, جدی, اصلا, واقعا, آدمهایی, حرفهای, میخوانند, دنبال, بشنوند, جدیدی, جویده, تراوشات, ذهنی, برایم, همانند, سرنوشت, ساز, خواهد, اللهم, فصل, حبب, الی, رضیت, سمینار, رجب, سایه, توت, فرنگی, آخری, کربلا, اربعین, روشن, جامعه, شناسی, پیک, نیک, هفت, تیر, چهارمی, سرپایینی, مینیمالیسم, دیستینگوپاتیسم, عجب, جمله, توصیف, مزخرفی, تواند, بهر, میرند, آمار, اموات, نکاهی, بیاندازیم, تفاوتی, بعدش, صلاح, قرعه, نام, قطره, درشت, رنگی, ایران, بخورد, آنهایی, بروند, مرثیه, سرایند, فعلا, ایم, حقیقتا, وضعیت, نسبتا, آرامی, پویایی, سری, خاص, گشت, ابتدایش, عجیب, زحمتی, قبول, بواسطه, راهی, بعدترش, انحای, مختلف, چشیدم, همزمانی, تصادفی, آسان, میگذرد, بستر, اتفاقاتی, جذاب, نقش, پزد, هرچه, اتفاقات, دفعتا, بتوانم, اسمش, بلکه, سرشار, پسرفت, آخرش, محاسبه, اقل, نظرگاه, شخص, خودمان, ببینیم, امیدوارم, همینطوری, یادداشتم, ابراز, امیدواری, تیتر, خندم, تقریبا, غیر, منتظره, نویسند, سرگرمی, اوقات, فراغت, نگاهی, حرفهایی, زده, تکرار, نزده, فرصت, تفصیل, پرداخت, ناخودآگاه, داشت, ماجرایی, آرامش, چشمه, بهشتی, قحط, بیاید, آخرین, اتاد, انقلاب, سرباز, تنها, دونی, پروفایل, مدیر, عناوین, نخست, مسلمانِ, ایرانیِ, انقلابی, رفیقی, توصیفش, عهده, همسری, لطافت, گلابی, مهربانی, انبه, خرده, شیشه, درباره, تماس, اصلی, صبا, ویژن, تبلیغ,


Text of the page (random words):
دیگر حرفهایی که در یک سال گذشته زده اند و مهم بوده تکرار شود و هم حرف های نزده را حالا که فرصت تفصیل هست پرداخت و گفت این شد که ناخودآگاه این یاد داشت ثانیه ویژه نا مه نوروزی می شود عجب سالی بود می دانم این جمله توصیف مزخرفی از یک سال می تواند باشد حتی اینکه بگوییم چه سال تلخی بود مزخرف تر است بهر حال آدم ها می میرند و شاید اگر به آمار اموات در سالی که گذشت نکاهی هم بیاندازیم خیلی تفاوتی با سال های قبل و بعدش نداشته باشد ولی حالا صلاح بر این بوده که قرعه به نام قطره های درشت و شاید رنگی ملت ایران بخورد و آنهایی بروند که بیشتر در چشم بوده اند خلاصه خدا رحمت شان کند بگذریم یک سال هم مرثیه من و شما را می سرایند فعلا که زنده ایم بگوییم از 1395 حقیقتا سال 94 را خیلی دوست داشتم نمی دانم چرا شاید به خاطر وضعیت نسبتا آرامی که داشتم پویایی آن سال هر چه بود در یک سری کانال های خاص می گشت ولی 95 از ابتدایش عجیب شد همان روز اولش یکی زحمتی قبول کرد و بواسطه اش راهی راهیان شدم که از میان خاک ها کلی در این وبلاگ نوشته بودم و بعدترش هم به انحای مختلف گذشت و بالا پایین هایی را چشیدم و همزمانی های تصادفی که کار را سخت کرد و آسان کرد هر سالی که میگذرد در بستر خود اتفاقاتی دارد که قصه را جذاب می کند و نقش اولش را می پزد امسال هرچه فکر کردم اتفاقات آنقدر دفعتا نبود که بتوانم اسمش را بگویم بلکه سالی سرشار از بالا پایین ها شیرینی ها و تلخی ها و پیشرفت ها و پسرفت ها بود خیلی خوب است آخرش که محاسبه می کنیم لا اقل در نظرگاه شخص خودمان پیشرفت ببینیم و امیدوارم که همه هم همینطوری باشند باز هم آخر یادداشتم ابراز امیدواری کردم 1395 راهیان نور شیفت شب سمینار رجب زیر سایه خورشید شهرآرا توت فرنگی سال آخری کربلا اربعین او راه روشن جامعه شناسی بیمارستان پیک نیک هفت تیر چهارمی از چهارتا سرپایینی مینیمالیسم دیستینگوپاتیسم 96 برایم همانند 92 سرنوشت ساز خواهد بود اللهم فصل علی محمد و آل محمد و حبب الی ما رضیت به نویسنده محمد جاویدی تاریخ یکشنبه 95 12 29 زمان 5 21 عصر احتمالا تکراری نظرات بسم الله الرحمن الرحیم احتمالا تکراری پیشنهاد میکنم نخوانید جدی فکر می کنید حرف جدید برای گفتن دارم اصلا واقعا بین این آدمهایی که حرفهای من را میخوانند کدامشان دنبال این هستند که حرف جدید بشنوند حرف جدیدی نیست نهایتش یک چیزی را جویده ام و دوباره تراوشات ذهنی ام را روی این کاغذ خالی میکنم به این فکر می کردم که این وبلاگ در بردارنده چه جور اطلاعاتی میخواسته باشد یادم است نوشته بودم جایی برای حرف های بیشتر خصوصی ام به نوعی حرف هایی که نمی شد در اینستا نوشت و می گذارمشان اینجا مثل خیلی از یادداشت هایی که در این جا منتشر شد بالاخره کی به کی است تا آدرس به کسی ندهی و کسی هم ایضا خیلی دوستت نداشته باشد و یا دیگر نهایتش در رودروایسی نماند عمرا با وجود این کانال های شلوغ تلگرام و اینستا و اخبارِ مزخرف به معنای آراسته شده با چیز های فریبنده وقت و حوصله داشته باشد که این وبلاگ گم و گور را بخواند از اصل موضوع دور نشویم می گفتم که اینجا هم خصوصی طور است چرا که با وصف هایی که رفت کسی به اینجا سر نمی زند خودم هم فراموشش میکنم از دست حرف_مردم ولی به هر حال نمی دانم چرا ولی تعلق خاطری دارم به این وبلاگ و این صفحه و شاید فکر میکنم باید یک چنین چیزی در زندگی ام وجود داشته باشد خلاصه که اینجا را ساختم برای اینکه هر از گاهی از خودم امتحانی بگیرم چند کلمه ای بنویسم که بعدا چهارتا آدم بیایند یک گیری به این قلم بدهم که خوش تراش تر شود از این حرف ها که بگذریم باید یک حرف درست و حسابی هم بزنم دیگر بالاخره تا اینجا آمده اید بیایید به یک موضوع با هم فکر کنیم آیا تا به حال شده که بخواهید یک حرفی را با یک عزیزی نمی دانم چه عزیزی اینجایش را خودتان تصور کنید با یک عزیزی بخواهید درد و دل کنید ولی ندانید از کجا شروعش کنید الان من فرض میکنم شما که این را می خوانید از سر خوش شانسی یا بدشانسی عزیز من هستید دقیقا لحظاتی قبل از اینکه این بند را شروع کنم به همین سوال فکر میکردم از کجای زندگی ام باید برای عزیزم تعریف کنم به هر حال آنقدر هم زندگی مان پیچیده است که حق هم داریم فکر کنیم که از کجایش حرف بزنیم فرضا از صبح که بیدار می شوید اعضای خانواده که خب می بینید شان یکی دو تا از گروه های تلگرام که خب دوستشان دارید و چک میکنید ببینید رفقای جغد مسلک تان چه نالیده اند بعد می زنید بیرون و اول همسایه روبرویی را می بینید و بعد هم لابد یکی دو تا عابر گذری دیگر و بعد هم راننده اتوبوس و مسافر ها و شاید تا الان که از خواب بیدار شده اید و سوار اتوبوس شده اید اقلا صدنفر دویست نفر آدمیزاد از جلوی چشمتان رد شده باشد خب اگر در ساعت اول اینقدر آدم دیده باشید خدا می داند تا شب که بر میگردید و در شهر به این دردندشتی زندگی میکنید چند هزار تا آدم دیگه را می بینید ببینید الان حق دارید که فکر کنید ببینید از کجای این شهر حرف بزنید اینکه امروز ظهر توی خیابان به خاطر جای پارک با یکی هم سن و سال خودتان بحث کرده باشید و نه او حرف شما را فهمیده باشد و نه شما حرف او را فهمیده باشید تااینکه چند دقیقه بعد ترش یکی به شما تستر عطر تعارف کرده باشد و ازش نگرفته باشید یا حتی چند ساعت بعد تر از آن با یک عزیز دیگری در حال جر و بحث باشید و دعوایش کنید که ناراحت نباشد و اخم هایش را باز کند یا از صبح که از خواب بلند شده اید تا الان منتظرید یک عزیز دیگری موبایل محترمش را بردارد و یک پیام به شما نثار کند که از نگرانی اش درآیید باور کنید سخت است انتخاب بین این همه حرف برای گفتن با یکی مثل شما که اگر خیلی هم صبور بوده باشید چند خط پیش صبرتان تمام شده و منتظر نون پایان قصه من هستید من هم هنوز نمی دانم بین حرف هایی که زدم کدامشان را باید به یک عزیزی بگویم که اندکی احساسم جاری شود روی زبانم و عقربه فشار از محدوده قرمز فاصله بگیرد اقلا فایده نوشتن این است که می نویسی حالا بخوانند یا نخوانند این آخر کاری گفتم یک شعاری بدهم یک امضایی پای این یادداشت بگذارم که آقا من مسلمانم ببینید همیشه خوب است که خداوند متعال را در نظر داشته باشیم ولی من میدانم و شما هم می دانید که گاهی آدم هایی مثل من گرچه ممکن است دوست داشته باشند که حرفشان جز توحید نباشد ولی آنقدر درگیر می شوند که در همان نمازشان هم خم ابروی تو در یاد آمد و حالتی رفت که محراب به فریاد آمد و داد و هوار که نماز می خوانند تا بندگی کنند ولی کو گوش شنوا شما برایش دعا کنید که رهایش نکنند به امید خبر های خوب نویسنده محمد جاویدی تاریخ پنج شنبه 95 10 23 زمان 11 0 عصر حتی یک لیوان آب جوش نظرات بسم الله الرحمن الرحیم حتی یک فنجان آب جوش پس از چندی حالم برای نوشتن خوش است این مدت که به لطف شهرآرا و ابر و باد و مه و حتی خورشید حال خوشی برای نوشتن نداشتم دلم پر می زد برای این وبلاگ ولی امروز خوب شدم که بنویسم همین الان هم که این ها را تایپ میکنم و به آراستن این نوشته فکر می کنم نمی دانم که چه باید بگویم آنقدر حرف دارم ولی انگار همین نوک انگشتم باشد نمی ریزد روی کاغذ سوژه ثابت نوشته های این موقع رفتن تابستان و شروع سوز های سرد پائیز است همیشه گفته ام خیلی پائیز را دوست ندارم هیچ چیز به بهار نمی رسد و خوش به حال نیمکره ی جنوبی که هوایش دارد کم کم گرم می شود و شکوفه ها می آیند و زمین شان زنده می شود گذشته از این حرف های دخترانه روزگارم بوی غربت می دهد راحت بگویم حتی یک لیوان آب جوش خشک و خالی هم از گلویم پایین نمی رود دیگر طول و تفصیلش را اینجا نمی شود گفت و کوبیدشان به دیوار اینترنت که نامحرم زیاد است ما که امیدمان به خداست خودش تدبیر کند این زندگی را و خودش توفیق بدهد بر تلاشی که شایسته است اللّهُمَّ فَصَلِّ عَلی محمّد و آلِه و حَبِّبْ اِلیَّ ما رَضیتَ بِهْ خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و آنچه را خود برای من می پسندی در چشم دلم آراسته گردان شکّر به صبر دست دهد عاقبت ولی بد عهدی زمانه زمانم نمی دهد شب عید غدیر 1395 عید ولایت مبارک چقدر از این تبریک های کلیشه ای بدم می آید اه _____________________________________ دعای پانزدهم صحیفه سجادیه ترجمه محمد مهدی رضایی نشر معارف نویسنده محمد جاویدی تاریخ دوشنبه 95 6 29 زمان 4 21 عصر هشت دقیقه ای که نمی گذرد نظرات بسم الله الرحمن الرحیم ساعت را می بینید اگر یک وقت فکر کردید که ساعت 14 52 دقیقه است سخت در اشتباهید دقیقا دوازده ساعت بعد یا قبل از چهارده و پنجاه و دو دقیقه را نشان می دهد بله ساعت هشت دقیقه مانده به سه ی صبح است حالا اینکه چرا هشت دقیقه مانده به سه زیادی کند می گذرد را در چند خط آینده خواهید فهمید شیفت شب را خیلی ها فقط تصور می کنند و خیلی ها هم شاید یکی مثل شما حتی تصور هم نمی کنند ولی موجودات دوپایی در این ملت وجود دارند که علاوه بر تصور آن را با پوست و گوشت و استخوان چشیده اند حالا پلیس و نگهبان و دکتر و پرستار و دانشجوی رادیولوژی خیلی فرقی نمی کنند مهم این است که شیفت شب می روند این موجودات بسته به شغل و کار مزه ی شیفت شب ها متفاوت است ولی همه ی آن ها مثل چای یا قهوه یک ته مزه ی تلخ دارند ته مزه ی تلخ دوری از خانواده آن هم در پاسی از شب و شاید زمان طلوع آفتاب البته تنهایی هم هست که خب چون گاهی همین تنهایی هم شیرین است ازش به عنوان تلخی یاد نمی کنیم از تلخی اش که بگذریم شیرینی هم دارد البته شیرینِ شیرین هم نباشد مثل تلخیِ قهوه طعم غریبی دارد که لذت بخش است شیرینی شیفت شب باز هم به شغل و کار وابسته است ولی در کار ما همه ی شیرینی همان دلخوشی از این است احساس میکنی داری کاری برای کسی انجام میدهی و امید داری که این کار حالش را بهتر کند همین که از اتاق با رضایت بیرون می رود و گاهی لبخند و تشکر هم روی لبانش باشد همین که حاصل کار خودت را روی مانیتور میبینی و حتی خوشحال می شوی که اتفاق خاصی نیافتاده و حتی اینکه گاهی می یابی چه شده و این راز را با خودت نگه میداری تا کسی برای بیمار کاری کند و حالش بهتر شود به هر حال این ها بیشتر مزه ی خود کار است تا مزه ی شیفت شب ولی خب همه اش با هم حساب می شود دیگر در حاشیه بگویم که گاهی آرزو می کنم بیمارانی را که واسطه ی درمانشان می شوم روز دیگری بیرون مثلا در خیابان ببینم ولی بعید میدانم آن ها من را بشناسند یا حتی یادشان بماند اما خب به هر حال برای خیلی هایشان به این صحنه که دوباره ملاقات کنیم و استثنائا مرا هم خاطرشان باشد فکر کرده ام و اما هشت دقیقه ای که نمی گذرد این دقایقی که به خاطرشان تا اینجای کار کشاندمتان چند دقیقه ای است که وقت خستگی انتظارش را می کشم تا نوبت استراحتم شود بعد از هشت ساعت درگیری با بخش و شانس شما این هشت دقیقه با این هشت ساعت جور شد و نمی خواهم این هشت ها را به بیمارستان امام رضا ع ربط دهم خلاصه ضمن اینکه دست ما کوتاه است و خرما بر نخیل شیفت شب با حال است چه میدانم کاش می توانستید تجربه اش کنید خدا قسمتتان کند نویسنده محمد جاویدی تاریخ یکشنبه 95 3 2 زمان 10 36 عصر از میان خاک ها برای اطمینان نظرات بسم الله الرحمن الرحیم از میان خاک ها مجموعه ای از چند یادداشت است که از میان خاک ها و به بهانه ی خاک های جبهه ها و اردو های خاکی راهیان نور نوشته ام دوست دارم این چند روز که هنوز خاطراتش در ذهنم زنده تر است یکی یکی منتشرشان کنم شاید وسطش یادداشت دیگری هم آمد و زدم جاده خاکی ولی تا آخر تعطیلات 14 روزه ی اول 95 جاده آسفالته ی وبلاگ ثانیه از میان خاک ها ست البته این یکی کمی دیر شد پوزش برای اطمینان روز آخر منطقه ی آخر کانال کمیل شهدای نوجوان تشنه ی مظلوم همان هایی که امام با ملائکة الله یکی شان کرده بود توی خاک ها راه می رفتم و مردد شدم روی این یادداشت ابتدا اسم تردید گذاشتم چون توی خاک ها به این فکر می کردم که این بچه ها تا اینجای کار روی چه حسابی آمده بودند صدای آهنگران و آهنگ حماسی و وعده بهشت و زیارت اباعبدالله بچه ها را سرریز می کند توی آتش جهنم عراقی ها فکرم می رفت که به داعش بپیوندد توی این روش ها ولی باور باور است بچه ها حرف امام را باور می کنند و دیگری حرف دیگری را تفاوت کار اینجاست که این حرف امام است و حرف امام حرفِ صاحب الامر لذاست که دیگر باوری که این ها با آن تشنگی پایش در آزادی ایستادند باور داعشی ها و امثال آن ها نیست باوری که پس این همه سال هنوز هم خبر از زندگی آن ها می دهد و خاکشان هم زنده می کند و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون رزق نزد دوست را خودشان می فهمند چه مزه ای ست اردو و کاغذ هایش هم تمام می شود درست مثل عهد و پیمان هایی که پایان می یابد شرمنده_ایم برچسب ها سفرنوشت از میان خاک ها نویسنده محمد جاویدی تاریخ سه شنبه 95 1 17 زمان 10 34 عصر از میان خاک ها در حسرت باران نظرات بسم الله الرحمن الرحیم از میان خاک ها مجموعه ای از چند یادداشت است که از میان خاک ها و به بهانه ی خاک های جبهه ها و اردو های خاکی راهیان نور نوشته ام دوست دارم این چند روز که هنوز خاطراتش در ذهنم زنده تر است یکی یکی منتشرشان کنم شاید وسطش یادداشت دیگری هم آمد و زدم جاده خاکی ولی تا آخر تعطیلات 14 روزه ی اول 95 جاده آسفالته ی وبلاگ ثانیه از میان خاک ها ست در حسرت باران دست هایم توی دست شهدا و وجود شهدا پیرامون ما اولین برکتش باران است ولی اگر نگاهت کنند اگر نگاهت نکنند و از دستت ناراحت باشند هر چه قدر هم سعی کنی که بباری در حسرتش می مانی می ترسم از اینکه به بهانه ی دیگری کشانده باشندم آنجا و اگر هم باریده ام به واسطه ی رفقای نظر کرده بوده است ولی قصه قصه ی خوف و رجاست اگر اباعبدالله رحمت واسعه است پس این سربازانش هم بویی از خودش برده اند من می دانم که هستم ولی ظاهرا می دانم شهدا هم که هستند این می شود که رجا بر خوف می چربد گرچه من منم چشمت ناپاک شود در حسرت باران می مانی خدایا به حق این شهدایت پاک کن این گوی های سرگردان را نویسنده محمد جاویدی تاریخ چهارشنبه 95 1 11 زمان 2 30 عصر از میان خاک ها دعوت نظرات بسم الله الرحمن الرحیم از میان خاک ها مجموعه ای از چند یادداشت است که از میان خاک ها و به بهانه ی خاک های جبهه ها و اردو های خاکی راهیان نور نوشته ام دوست دارم این چند روز که هنوز خاطراتش در ذهنم زنده تر است یکی یکی منتشرشان کنم شاید وسطش یادداشت دیگری هم آمد و زدم جاده خاکی ولی تا آخر تعطیلات 14 روزه ی اول 95 جاده آسفالته ی وبلاگ ثانیه از میان خاک ها ست دعوت مراسم تحویل سال نو و مناجات با صاحب الزمان مثل بقیه مردم کلا این بچه هایی که برای زیارت بی خیال سال تحویل کنار مامان و بابا می شوند مثل بقیه نیستند مراسم تحویل امسال خیلی عادی متفاوت بود ندیده بودم که دم سال تحویل کلی جوان دور هم بنشینند و اشک بریزند و اشکشان از افسردگی هم نباشد بعد از سال تحویل و عید مبارکی های معمول اتوبوس سر کج می کند به سوی طلائیه طلائیه حالم خوب نبود درگیر بودم و گرم سخن گفتن با بچه ها کاش یکی از این بچه هایی که می باریدند را واسطه می کردم که ببیند اگر قرار نیست ببارم چرا اینجا حاضرم طلائیه هم می گویند نه رزق است نه قسمت بل که دعوت است دعوت کرده اند ما را ما من را می گویم خودش را با قصه های 94 چرا مرا خوانده اند خوانده اند که بی محلی کنند ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده برچسب ها سفرنوشت از میان خاک ها نویسنده محمد جاویدی تاریخ دوشنبه 95 1 9 زمان 9 23 صبح از میان خاک ها امانت نظرات بسم الله الرحمن الرحیم از میان خاک ها مجموعه ای از چند یادداشت است که از میان خاک ها و به بهانه ی خاک های جبهه ها و اردو های خاکی راهیان نور نوشته ام دوست دارم این چند روز که هنوز خاطراتش در ذهنم زنده تر است یکی یکی منتشرشان کنم شاید وسطش یادداشت دیگری هم آمد و زدم جاده خاکی ولی تا آخر تعطیلات 14 روزه ی اول 95 جاده آسفالته ی وبلاگ ثانیه از میان خاک ها ست امانت داشتم با خاک ها بازی می کردم و یکی هم از شهدا می گفت مثل همه ی مناطق دیگر که از شهدا می گویند همینطور که دستم را توی خاک قفل کرده بودم احساس کردم دستم را گرفته اند محکم هم گرفته بود راوی می گفت بچه ها را به عقب بردند والله نبردند مگر جوان رشید بیست و چند ساله قد و قواره اش توی یک کیسه برنج جا می شود دستم را گرفته بودند من هم دلم را امانت گذاشتم شلمچه این شد که امانت دادم دلم را و قرار شد که اگر خواستند پسم دهند که هیچ ولی اگر بنا بر برنگرداندن امانت بود خودشان بشویند و پاکش کنند و برش گردانند دست شهید در دستم زیر چادر مشکی آسمان اولین پیمانی که بستم این بود که دلم را شلمچه بگذارم و بروم برچسب ها سفرنوشت از میان خاک ها نویسنده محمد جاویدی تاریخ جمعه 95 1 6 زمان 11 16 صبح درویش کن چشتو نظرات بسم الله الرحمن الرحیم دور سایت های آمریکایی هم باید خط قرمز کشید وبگردی توی سایت هایشان مثل قدم زدن در خیابان هایشان می ماند درست مثل قدم زدن در سایت های وطنی هر چیزی که در خیابان می بینی توی سایت های خودی پیدا می شود کما اینکه هرچیزی که در خیابان هایشان پیدا بشود در سایت هایشان هم پیدا می شود و لزوما معنای خیابان یک راه ده متری و بیست متری آسفالته با جوی آب و چراغ راهنمایی و خط کشی نیست خیابان هایشان مجاز از شهرهایشان و شهرهایشان هم مجاز از روح جاری در آن است روح فرهنگی جاری در جوی خیابان های غربی وقتی قدم زدن توی خیابان های وطنی مستلزم این باشد که گاهی سرت را پایین بیاندازی قدم زدن توی وب هم مثل همان چرخ زدن هایمان در خیابان است دیگر تازه گاهی بعضی از خیابان ها را نروی راحت تری اسم نبرم دیگر که فلان خیابانِ فلان شهر ما درست مثل فلان خیابان شهرهای اونها فلان سایتشان حتی تکلیفش مشخص است می دانی که بروی به گناه می افتی حالا خواستی سرت را پایین بیانداز تا شگفتی ها را ببینی نخواستی هم یا علی مددی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ غُضُّوا اَبْصارَ...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 27 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-27


The site also has references to the 2 subdomain(s)

  saanie.parsiblog.com  Verify   woet.parsiblog.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 200 OK
Cache-Control private
Transfer-Encoding chunked
Content-Type text/html; charset=utf-8
Content-Encoding gzip
Vary Accept-Encoding
Server Microsoft-IIS/10.0
X-AspNet-Version 4.0.30319
Set-Cookie a=; domain=parsiblog.com; expires=Mon, 17-Aug-2026 01:13:38 GMT; path=/
Set-Cookie b=; domain=parsiblog.com; expires=Mon, 17-Aug-2026 01:13:38 GMT; path=/
Set-Cookie YarName=; domain=parsiblog.com; expires=Mon, 17-Aug-2026 01:13:38 GMT; path=/
X-Powered-By ASP.NET
Access-Control-Allow-Origin *
Date Tue, 18 Aug 2026 01:13:38 GMT
Connection close

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="designer" content="Theme - Designer"
name="designerUrl" content="htt???/www.theme-designer.com/"
name="language" content="Farsi"
name="author" content="محمد جاویدی"
name="description" content="ثانیه - ثانیه های جاوید زندگی من"
name="keywords" content="ثانیه,saanie, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Theme-designer.com"
name="Description" content="مسلمانِ ایرانیِ انقلابی و رفیقی که توصیفش به عهده خودش نیست و همسری به لطافت گلابی و به مهربانی انبه و البته با خرده های شیشه! ثانیه"
property="og:description" content="مسلمانِ ایرانیِ انقلابی و رفیقی که توصیفش به عهده خودش نیست و همسری به لطافت گلابی و به مهربانی انبه و البته با خرده های شیشه!"
name="DC.description" lang="fa" content="مسلمانِ ایرانیِ انقلابی و رفیقی که توصیفش به عهده خودش نیست و همسری به لطافت گلابی و به مهربانی انبه و البته با خرده های شیشه!"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="Keywords" content="ثانیه"
name="robots" content="all"
name="robots" content="index,follow"
name="GOOGLEBOT" content="all"
name="GOOGLEBOT" content="index,follow"
property="og:title" content="ثانیه"
property="og:type" content="article"
property="og:url" content="htt???/saanie.ParsiBlog.com/"
property="og:image" content="htt???/www.Parsiblog.com/PhotoAlbum/saanie/Thumb_339964.jpg"
property="og:image:type" content="image/jpeg"
property="og:image:width" content="110"
property="og:image:height" content="121"
property="og:site_name" content="پارسی بلاگ"
property="og:locale" content="fa_IR"
name="DC.title" lang="fa" content="ثانیه"

Load Info

page size20277
load time (s)0.637962
redirect count0
speed download31832
server IP 188.253.2.18
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"