Meta tags:
description= سجادصفری اعظم;
Headings (most frequently used words):
سجادصفری, اعظم, این, ترانه, عاشقانه, نیست, مرا, ببوس, جمع, یا, منها, خودآزاری, رفع, زحمت, تقلا, غرور, هوار, خزان, ارامش, تبعید, گلایه, تنهایی, عروس, خان, پیوندهای, روزانه, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
هفته (32), این (24), شده (19), نوشته (17), #سجادصفری (17), اعظم (17), نیست (17), ساعت (15), توسط (15), سجاد_صفری_اعظم (15), مانده (14), های (13), خودش (12), مرده (12), کند (12), ۱۳۹۱ (11), اوّل (11), آذر (11), اما (11), چهارم (10), هستم (10), همیشه (10), شبیه (9), مرا (9), دوم (8), سوم (8), ۱۴۰۲ (8), نریخته (8), بدهم (8), دلم (7), ایی (7), بغض (7), آورده (7), چقدر (7), دور (7), ۱۳۹۷ (6), زندگی (6), میکنم (6), برای (6), هنوز (6), فکر (6), مرداد (5), ۱۳۹۴ (5), است (5), تنها (5), کسی (5), مثل (5), غزل (5), سکوت (5), اگر (5), جمعه (5), تمام (5), جان (5), بهمن (4), تیر (4), خرداد (4), ۱۳۹۹ (4), اردیبهشت (4), ۱۴۰۳ (4), شاعر (4), هفتم (4), گاهی (4), مرگ (4), یعنی (4), کرده (4), دست (4), تلخ (4), ماندن (4), غمگین (4), برده (4), جهان (4), آسمان (4), شعر (4), بعد (4), خنده (4), روی (4), چشم (4), مهر (3), ۱۳۹۸ (3), فروردین (3), خانه (3), شود (3), چهارشنبه (3), خودم (3), خوب (3), باشی (3), اهل (3), نفرین (3), هایی (3), هاست (3), هایم (3), تنهایی (3), منی (3), نخواهد (3), مردی (3), روز (3), قافیه (3), ندارد (3), ترین (3), اینکه (3), عشق (3), رهایم (3), میان (3), خسته (3), گریه (3), زخمی (3), شهر (3), دوشنبه (3), امان (3), گرفته (3), اشک (3), خزان (3), شنبه (3), راه (3), بیست (3), هات (3), رود (3), غمگینی (3), حتی (3), تصور (3), جمع (3), ببوس (3), شوق (3), فاطمه (2), بهار (2), کاوه (2), شهریور (2), ۱۳۹۲ (2), اسفند (2), ۱۳۹۵ (2), ۱۴۰۱ (2), آرشیو (2), پیوندهای (2), روزانه (2), شاعران (2), وبلاگ (2), مطالب (2), بدون (2), گفتم (2), حال (2), عاشق (2), تازه (2), فهمی (2), چیزی (2), خورده (2), خالی (2), زیبا (2), وابستگی (2), مدت (2), دیگر (2), خان (2), دنیا (2), عروس (2), داری (2), سپاه (2), هرگز (2), اصلا (2), جنگ (2), جایش (2), ابر (2), زمین (2), نگاه (2), گلایه (2), حرف (2), مچاله (2), آدم (2), قصه (2), سال (2), یاد (2), واژه (2), سرم (2), گرچه (2), غمم (2), بلند (2), سقف (2), ماه (2), بودی (2), جای (2), دوستت (2), ندارم (2), کدام (2), پنجره (2), کنم (2), غمگینم (2), منِ (2), قدم (2), زدن (2), وسط (2), زنده (2), پرنده (2), خودکشی (2), برم (2), ابری (2), تبعید (2), سخت (2), روح (2), بیا (2), وطن (2), منم (2), اگرچه (2), عاشقانه (2), فرار (2), دلش (2), آرامم (2), دهان (2), میریزم (2), استکان (2), داستان (2), ششم (2), هوار (2), بوسه (2), دچار (2), نهم (2), ولی (2), پای (2), غرور (2), شاعری (2), هرشب (2), فراق (2), کوچ (2), خدای (2), قلبی (2), ترک (2), خدا (2), تقلا (2), کوه (2), میکنی (2), رفع (2), خیالی (2), دنیای (2), لطف (2), سرزمین (2), فرقی (2), آدمی (2), خودآزاری (2), منها (2), باز (2), فرط (2), خشت (2), blogfa, com, پوریا, محبی, رویا, شیرازی, صداقتی, نیا, همتا, لندی, ولیان, محمد, مبارکی, مهدی, آخرتی, مهتاب, رسول, لیلا, مهدوی, رهی, شاعربارون, منا, کرمی, نیلوفرشاطری, پیوندها, پیشین, انجمن, ایران, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, هرگونه, کپی, برداری, سایت, ذکر, نام, سرقت, ادبی, محسوب, قدیمی, دیشب, نشستم, ببین, کندن, دلبستگی, تنهاییِ, گنجشک, باران, خیابان, برایش, ذره, تفاوت, بودنم, درد, بارد, گلوی, حاشا, سپردن, تصویری, هنگامی, آنقدر, میگفت, قهوه, تلخم, تعبیر, فردا, عروسِ, میداند, پسرزا, عمر, خوشی, شبانه, لحن, برنجی, حرص, درآورده, آشفته, مسلمانی, فرزندش, کافر, نیمه, لیوان, بانو, رویای, سردی, برآورده, نفهمیدی, اسم, کمتر, دلگیرم, کابوس, تردیدی, قلبت, گرم, ماجرایی, ترم, مادری, طفلش, بغل, خاکستر, میزند, شیشه, رگبار, سردش, طوری, شلوغش, انگاری, یادت, برایم, خواستم, بنویسم, خاطرم, پات, مترسکی, مزرعه, پژمرده, چنگ, میزنم, کفتر, جلدی, صاحبش, سابق, آینه, دیدن, آزرده, تنی, افسرده, یکشنبه, حواست, هزار, پیداست, تفاوتی, مضحکی, احمقانه, رفتنت, بالاست, زدنم, میدانم, تیره, دنیاست, برکه, آغوشش, عکس, خود, تورا, میخواست, کنی, دلمرده, معناست, دلت, ساده, هضم, ترحم, جوجه, اردک, زشتی, ابد, تنهاست, فایده, بگویند, باطنت, زیباست, سمتت, کجا, بجویمت, بعید, رفتن, تردید, مادر, پیری, بچه, دید, میبینی, شدید, چگونه, بماند, امید, زیادی, رسیده, فکرهای, پلید, میرود, بالا, پراست, سفید, خورشید, غروب, تشنه, آرامش, کفن, بپیچ, روسری, بغضم, جانی, نعش, بدن, رفته, دستِ, شرمِ, خواستن, نقطه, هستی, باد, هراسان, سرد, پریشان, آواره, غنیمت, دین, برسر, معرکه, ایست, منتظر, بوی, پیرهن, عزیز, تویی, اسیر, وسوسه, نفس, خویشتن, یوسف, ارامش, هجدهم, نگیر, باش, یادشان, نگفته, وای, آخرم, زمان, مبتلا, شدن, لحظه, تورفته, ظاهر, کلافه, آمده, چند, قسمت, دلگیر, توی, ریختم, کاش, خوش, شوکران, زهرمار, زنی, پابه, میماند, عصر, ویار, بگو, مسیرش, خورد, کنار, سوار, میخواهد, طناب, بردارد, دلهره, بودن, هایش, استتار, چکار, پنجشنبه, شکسته, دلی, عزای, ناب, شانه, نوشت, سفر, هیچکس, نگفت, نرو, جاده, بود, ردپای, همان, پسرِ, زودرنج, احساسی, شعرم, آهسته, لبکی, غرق, نوای, کردی, ماند, پیمبری, نگو, ادامه, بده, توان, آبروی, بدوز, نترس, دریاب, تکه, غمِ, برگی, جدال, سردیِ, زمستان, بغضی, انگیز, دوری, بُتِ, کسیم, رسیم, جهت, ذهن, شوقِ, هیچوقت, دریا, دیدنت, کافی, طاقتم, فقط, وقتی, آغوشت, بمیرم, راحتم, رقیبان, نشینی, صدای, اندوه, افتد, غیرتم, عاقبت, رسوا, افتاده, صورتم, گیرم, خوبی, شدم, سود, فرمانروایی, دولتم, هیچ, نیت, نیامد, سمت, مسجدهای, بین, سردم, خلوتم, باتمام, بدبیاری, تقدیرم, راضی, نامت, قسمتم, نزدیکی, نسبتم, نیازی, عذرم, بخواهی, مدتی, همه, دنبال, زحمتم, زحمت, شکر, عصرِ, توام, بینمت, باشد, طمع, کاری, اتفاق, توست, شعری, جاری, کجای, آغوش, امنِ, دوستش, رودی, داند, کردن, نوعی, بیم, جاِن, لالایی, پاییز, برگ, خشکی, توفیق, اجباری, نزدیکمی, میبوسمت, گناهم, عمری, آبروداری, تنت, شاهکار, معماری, لبت, شیرین, تجویزِ, دکان, عطاری, هشتم, صفرها, نباشی, مانم, کردیم, خیال, لعنتی, دلتنگی, مداوا, مسکن, اینجایی, پریشانیست, بستن, بعضی, غیر, ممکن, حدی, دارم, یادم, رووم, پاریس, آتن, آوازه, پیچیده, گوشت, رسد, احساسم, سوی, موذن, هاي, نمیخوانی, روزی, مشتاقان, مومن, معبدی, گردند, کاهن, بزن, جلوی, هام, میخواهم, برایت, خودی, نشان, کافرم, ولو, قیمت, دیگران, شراب, میچکد, میترسم, مست, خوشم, قفس, چرا, باید, نذر, بخند, معادله, حاضرم, زیان, تکرار, daremtedadetanhaii, فریاد, حالا, آتشفشان, آنم, باشم, ذوق, پلنگ, شبی, چکد, مجروحم, جوان, رنج, فراموشی, نمیدانی, قهرمانی, شروع, اطرافیان, درماندگی, همین, حالی, بینی, پشت, پرسیده, راستش, خوبم, مینویسم, بخوان, ترانه,
Text of the page (random words):
سجادصفری اعظم سجادصفری اعظم این ترانه عاشقانه نیست آرامم و فریاد هایم در دهان مرده حالا تصور کن که یک آتشفشان مرده غمگین تر از آنم که فکر زندگی باشم در من تمام ذوق و شوق این جهان مرده من یک پلنگ زخمی ام که در شبی ابری با چشم هایی باز رو به آسمان مرده غم می چکد از خشت خشت جان مجروحم من خانه ایی هستم که در آن یک جوان مرده تو چیزی از رنج فراموشی نمیدانی از قهرمانی که شروع داستان مرده از خودکشی آدمی غمگین که مدت هاست حس کرده حتی در دل اطرافیان مرده درماندگی یعنی همین حالی که می بینی مردی که پشت بغض هایی بی امان مرده حال مرا پرسیده بودی راستش خوبم من مینویسم زنده ام اما بخوان مرده سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در شنبه دوم تیر ۱۴۰۳ ساعت 8 48 توسط سجادصفری اعظم مرا ببوس ️ ️ ️ مرا ببوس که از فرط شوق جان بدهم که تا همیشه به این بغض ها امان بدهم قدم بزن جلوی چشم هام میخواهم به لطف شعر برایت خودی نشان بدهم تو سرزمین منی کافرم اگر که تو را ولو به قیمت جان هم به دیگران بدهم شراب میچکد از چشم هات و میترسم به این دو شاعر بد مست استکان بدهم منی که با تو خوشم در قفس چرا باید به کوچ فکر کنم تن به آسمان بدهم تمام زندگی ام نذر خنده ی تو بخند در این معادله من حاضرم زیان بدهم اگرچه قافیه تکرار می شود اما مرا ببوس که از فرط شوق جان بدهم سجاد_صفری_اعظم daremtedadetanhaii نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 19 48 توسط سجادصفری اعظم جمع یا منها خدای معبدی دور تو می گردند کاهن ها و من هم شاعری در جمع مشتاقان و مومن ها غزل هاي مرا هرگز نمیخوانی ولی روزی به گوشت می رسد احساسم از سوی موذن ها نه تنها شهر من آوازه ی چشم تو پیچیده میان شاعران رووم تا پاریس و آتن ها به حدی دوستت دارم که یادم می رود گاهی پریشانیست دل بستن به بعضی غیر ممکن ها تصور میکنم اینجایی اما باز غمگینم که دلتنگی نخواهد شد مداوا با مسکن ها رهایم میکنی در این خیال لعنتی هرشب و من می مانم و قلبی که حک کردیم بر شن ها خیالی نیست باشی یا نباشی من دلم مرده برای صفرها فرقی ندارد جمع یا منها سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ ساعت 14 41 توسط سجادصفری اعظم خودآزاری ️ ️ ️ تنت یک شاهکار تازه در دنیای معماری ست لبت شیرین ترین تجویزِ دکان های عطاری ست خدا را شکر هم عصرِ توام می بینمت گاهی که جز این هر خیالی در سرم باشد طمع کاری ست تو تنها اتفاق خوب این دنیای غمگینی به لطف توست در این سرزمین شعری اگر جاری ست چه فرقی می کند اهل کجای این جهان باشی وطن آغوش امنِ آدمی که دوستش داری ست تو رودی می روی من کوه غمگینی که می داند که حتی فکر کردن به تو هم نوعی خودآزاری ست چه بیم از مرگ جاِن خسته را لالایی پاییز برای برگ خشکی مثل من توفیق اجباری ست تصور میکنم نزدیکمی میبوسمت حتی و این تنها گناهم بعد عمری آبروداری ست سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در دوشنبه چهارم دی ۱۴۰۲ ساعت 22 42 توسط سجادصفری اعظم رفع زحمت دیدنت از دور کافی نیست من کم طاقتم من فقط وقتی در آغوشت بمیرم راحتم با رقیبان می نشینی و صدای خنده هات می شود اندوه و می افتد به جان غیرتم عاقبت یک روز رسوا می کند این کوه را رود غمگینی که راه افتاده روی صورتم گیرم اصلا شاعر خوبی شدم اما چه سود بی تو من فرمانروایی بی سپاه و دولتم هیچ کس با نیت ماندن نیامد سمت من مثل مسجدهای بین راه سردم خلوتم باتمام بدبیاری های تقدیرم هنوز راضی ام از اینکه نامت برده شد در قسمتم گرچه نزدیکی به من اما رهایم میکنی مثل فروردین و اسفند است با تو نسبتم نه نیازی نیست عذرم را بخواهی مدتی ست با همه وابستگی دنبال رفع زحمتم سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۲ ساعت 10 31 توسط سجادصفری اعظم تقلا با اینکه هیچوقت به دریا نریخته از ذهن رود شوقِ تقلا نریخته یک روز می رسیم به هم بی جهت خدا مهر تو را در این دل تنها نریخته از بی کسیم نیست که پای تو مانده ام دور و برم که کم بُتِ زیبا نریخته من بغض سال های غم انگیز دوری ام بغضی که اشک هم شده اما نریخته با سردیِ نگاه زمستان چه می کند برگی که در جدال خزان ها نریخته قلبی ترک ترک شده ام در غمِ فراق دریاب تکه های مرا تا نریخته لب هات را بدوز به لب های من نترس یک بوسه آبروی کسی را نریخته سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در دوشنبه ششم آذر ۱۴۰۲ ساعت 7 41 توسط سجادصفری اعظم غرور شکسته است ولی مانده روی پای خودش دلی که سخت گرفته ست در عزای خودش غرور ناب تر از این که شاعری هرشب بلند گریه کند روی شانه های خودش نوشت از سفر و هیچکس نگفت نرو تمام جاده خودش بود و ردپای خودش منم همان پسرِ زودرنج ِ احساسی که در فراق تو مردی شده برای خودش دچار شعرم و آهسته اشک میریزم شبیه نی لبکی غرق در نوای خودش تو کوچ کردی و یاد تو ماند و من یعنی پیمبری که خودش مانده و خدای خودش نگو ادامه بده بغض خسته ام کرده توان آه ندارم غزل که جای خودش سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۱ ساعت 19 32 توسط سجادصفری اعظم هوار چقدر قافیه ها را به غم دچار کند منِ بدون تو با زندگی چکار کند چقدر دلهره ی تلخ بی تو بودن را ته تمام غزل هایش استتار کند دلم گرفته شبیه کسی که میخواهد طناب بردارد از خودش فرار کند بگو به مرگ سر راه اگر مسیرش خورد کنار پنجره روح مرا سوار کند سکوت من به زنی پابه ماه میماند که عصر جمعه دلش گریه را ویار کند خوش ست بوسه به لب های شوکران با تو بیا که با تو دلم عشق زهرمار کند همیشه توی خودم ریختم غمم را کاش سکوت های مرا شعر من هوار کند سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 15 41 توسط سجادصفری اعظم خزان هنوز از شب من چند استکان مانده هنوز قسمت دلگیر داستان مانده کلافه ام وسط خنده اشک میریزم بهار آمده اما غم خزان مانده تورفته ایی و به ظاهر اگر چه آرامم پر است ابر دل از بغض در دهان مانده دلم گرفته شبیه پرنده ایی زخمی که در دلش غم یک لحظه آسمان مانده فرار میکنم از مبتلا شدن اما کدام شاعر از عشق در امان مانده هنوز حرف دلم را نگفته ام ای وای چقدر تا غزل آخرم زمان مانده نگیر دست کسی را به فکر من هم باش تمام شهر مرا با تو یادشان مانده سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 21 21 توسط سجادصفری اعظم ارامش اگرچه یوسف این عاشقانه من هستم اسیر وسوسه ی نفس خویشتن هستم عزیز شهر تویی و منم که دور از تو همیشه منتظر بوی پیرهن هستم میان دین و دلم برسر تو معرکه ایست که من غنیمت این جنگ تن به تن هستم همیشه سرد و پریشان همیشه آواره شبیه باد هراسان و بی وطن هستم تو دور دست ترین نقطه ی جهان هستی برای من که پر از شرمِ خواستن هستم بیا که رفته ام از دستِ زندگی بی تو تو روح و جانی و من نعش یک بدن هستم بپیچ روسری ات را به دور بغضم آه که سخت تشنه ی آرامش کفن هستم سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 14 28 توسط سجادصفری اعظم تبعید همیشه ابری و غمگین همیشه بی خورشید شبیه بغض شبیه غروب در تبعید سکوت میرود از سقف خانه ام بالا پراست دور و برم از مچاله های سفید به واژه های زیادی رسیده ام بی تو به خودکشی و از این دست فکرهای پلید چگونه زنده بماند پرنده ایی زخمی که تا همیشه ندارد به پر زدن امید چه مانده از منِ بعد از تو آه میبینی قدم زدن وسط شعر گریه های شدید شبیه مادر پیری که بچه اش مرده پس از تو خنده ی من را کسی نخواهد دید میان ماندن و رفتن چقدر غمگینم چقدر خسته ام از این شب پر از تردید کدام پنجره را وا کنم به سمتت آه کجا بجویمت ای قصه ی همیشه بعید سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 14 22 توسط سجادصفری اعظم به جوجه اردک زشتی که تا ابد تنهاست چه فایده که بگویند باطنت زیباست دلت به ماندن اگر نیست خب رهایم کن که مرگ ساده تر از هضم این ترحم هاست نه اینکه فکر کنی دوستت ندارم نه برای آدم دلمرده عشق بی معناست به فکر پر زدنم گرچه خوب میدانم غمم بلند تر از سقف تیره ی دنیاست تو ماه بودی و من برکه ایی که آغوشش به جای عکس تو گاهی خود تورا میخواست جه بی تفاوتی ِ مضحکی ست تنهایی چه احمقانه سرم بعد رفتنت بالاست چقدر تلخ که بعد از هزار سال سکوت هنوز یاد تو در واژه های من پیداست مچاله میکنم این شعر را و این یعنی هنوز آدم این قصه عاشق حواست سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 1 22 توسط سجادصفری اعظم گلایه دل گلایه ندارد تنی که افسرده ست سکوت تلخ ترین حرف یک زمین خورده ست نگاه میکنم اما شبیه سابق نیست چقدر آینه از دیدن من آزرده ست به آسمان و زمین چنگ میزنم بی تو شبیه کفتر جلدی که صاحبش مرده ست به پات مانده ام اما مترسکی شده ام برای مزرعه ایی که همیشه پژمرده ست و خواستم بنویسم که بی تو دنیا آه غم تو قافیه ها را ز خاطرم برده ست سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر ۱۳۹۷ ساعت 8 9 توسط سجادصفری اعظم تنهایی شبانه یادت برایم یک جهان ابر تر آورده مرداد را برده به جایش آذر آورده هی میزند به شیشه ام رگبار سردش را طوری شلوغش کرده انگاری سر آورده غمگین ترم از مادری که جنگ طفلش را برده به جایش یک بغل خاکستر آورده دلگیرم از کابوس تردیدی که قلبت را هر روز گرم ماجرایی دیگر آورده هرگز نفهمیدی که اصلا اهل ماندن نیست مردی که اسم زندگی را کمتر آورده تو نیمه ی خالی لیوان منی بانو رویای سردی که نخواهد شد برآورده آشفته ام مثل مسلمانی که فرزندش رو به سپاه یک عروس کافر آورده حق داری از لحن غزل هایم برنجی آه تنهایی ام حرص خودم را هم درآورده سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر ۱۳۹۷ ساعت 8 8 توسط سجادصفری اعظم عروس خان مثل عروسِ خان که میداند پسرزا نیست حس میکنم عمر خوشی هایم به دنیا نیست ته مانده ی یک قهوه ی تلخم که مدت هاست در من کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست وابستگی تلخ است هنگامی که می فهمی آنقدر هایی که خودش میگفت تنها نیست نفرین به دست خالی و این دل سپردن ها نفرین به من نفرین به تصویری که زیبا نیست از بی تفاوت بودنم هم درد می بارد یعنی گلوی بغض کرده اهل حاشا نیست تنهاییِ گنجشک باران خورده ایی هستم که در خیابان هم برایش ذره یی جا نیست عاشق که باشی تازه می فهمی که گاهی مرگ چیزی به جز دل کندن از دلبستگی ها نیست دیشب نشستم با خودم از زندگی گفتم گفتم ببین حال دلم خوب است اما نیست سجاد_صفری_اعظم نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر ۱۳۹۷ ساعت 8 7 توسط سجادصفری اعظم مطالب قدیمی تر هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر نام شاعر سرقت ادبی محسوب می شود خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها پیوندهای روزانه انجمن شاعران ایران آرشیو پیوندهای روزانه نوشته های پیشین هفته اوّل تیر ۱۴۰۳ هفته چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳ هفته دوم دی ۱۴۰۲ هفته اوّل دی ۱۴۰۲ هفته چهارم آذر ۱۴۰۲ هفته اوّل آذر ۱۴۰۲ هفته چهارم دی ۱۴۰۱ هفته اوّل اردیبهشت ۱۳۹۹ هفته سوم فروردین ۱۳۹۹ هفته اوّل خرداد ۱۳۹۸ هفته اوّل بهمن ۱۳۹۷ هفته اوّل آذر ۱۳۹۷ هفته سوم تیر ۱۳۹۵ هفته سوم خرداد ۱۳۹۵ هفته دوم اسفند ۱۳۹۴ هفته اوّل بهمن ۱۳۹۴ هفته چهارم دی ۱۳۹۴ هفته اوّل مرداد ۱۳۹۴ هفته دوم تیر ۱۳۹۴ هفته چهارم بهمن ۱۳۹۲ هفته سوم دی ۱۳۹۲ هفته دوم دی ۱۳۹۱ هفته اوّل دی ۱۳۹۱ هفته چهارم آذر ۱۳۹۱ هفته دوم آذر ۱۳۹۱ هفته سوم مهر ۱۳۹۱ هفته اوّل مهر ۱۳۹۱ هفته چهارم شهریور ۱۳۹۱ هفته دوم شهریور ۱۳۹۱ هفته چهارم مرداد ۱۳۹۱ هفته سوم مرداد ۱۳۹۱ هفته دوم مرداد ۱۳۹۱ پیوندها نیلوفرشاطری منا کرمی شاعربارون رهی کاوه لیلا مهدوی رسول کاوه مهتاب مهدی آخرتی محمد مبارکی فاطمه ولیان بهار لندی همتا فاطمه صداقتی نیا رویا شیرازی پوریا محبی blogfa com
|