Meta tags:
description= صلصال گیلان یادداشت های من;
Headings (most frequently used words):
جوان, می, را, مرد, زن, به, در, از, من, با, زندگی, باید, عاشقانه, حالا, یواش, تر, که, او, های, مجنون, دل, عشق, کردن, کوتاه, بر, موتور, ترسم, خیلی, خوب, اما, دوستت, دارم, میشه, منو, اینکه, کلاه, کاسکت, سر, بود, این, ترمز, زنده, تا, صلصال, گیلان, یادداشت, بی, صدا, گله, کاش, شد, گریه, شیطان, لیلی, اجازه, هست, وقتی, رفتی, یادته, آمده, ام, عطش, سالها, سپرده, یک, پلک, تو, بخشم, باران, چتر, شال, شنل, حرفهای, داستانی, ولی, خداحافظ, همین, دق, کنم, لیلای, شمالی, قسم, خدا, جونم, نامه, مادر, احمد, خرم, آبادی, یادت, گرامی, باد, جوانی, سوار, شب, راندند, آنها, یکدیگر, دوست, داشتند, برو, نه, اینجوری, بهتره, خواهش, میکنم, اول, بگی, دوستم, داری, برونی, محکم, بگیر, بری, باشه, شرط, برداری, روی, خودت, بذاری, آخه, نمیتونم, راحت, برونم, اذیتم, میکنه, روز, بعد, واقعه, ای, روزنامه, ثبت, شده, برخورد, سیکلت, ساختمان, حادثه, آفرید, سانحه, دلیل, بریدن, موتورسیکلت, رخ, داد, یکی, دو, سرنشین, ماند, دیگری, درگذشت, خالی, شدن, آگاهی, یافته, پس, بدون, مطلع, کند, ترفندی, گذاشت, خواست, برای, آخرین, بار, زبان, بشنود, خودش, رفت, بماند, دمی, آید, بازدمی, میرود, غیر, است, ارزش, آن, لحظاتی, تجلی, یابد, نفس, آدمی, برد, پیوندهای, روزانه, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (100), است (59), بود (52), شده (38), عشق (37), هفته (36), خود (33), اما (29), نوشته (28), توسط (27), خاطره (27), ۱۳۸۷ (26), ساعت (25), ۱۳۸۹ (24), زندگی (24), های (23), همه (22), دست (21), کرده (21), چهارم (20), هنوز (20), نیست (20), دارم (20), اين (19), کاش (19), کردیم (19), گفت (18), كرد (18), شنبه (17), مادر (17), هست (17), كند (16), خداحافظ (16), بودیم (16), گلسرخی (15), خدا (15), بودم (15), رفت (15), شما (14), روز (14), مرد (14), هیچ (14), باز (14), گريه (14), سوم (13), داد (13), بعد (13), بار (13), دوست (13), اجازه (13), آبان (12), برای (12), مرا (12), خسرو (12), نام (12), چون (12), خلق (12), نمی (11), مردم (11), فراموش (11), نمي (11), دوم (10), بهمن (10), دامون (10), حرف (10), روی (10), ایران (10), وقتی (10), باید (10), شود (10), لیلا (10), جوان (10), وقتي (10), اوّل (9), همیشه (9), باران (9), تنها (9), فقط (9), نامه (9), بدون (9), کنم (9), یاد (9), کسی (9), يكي (9), ۱۳۸۸ (8), نیز (8), ولی (8), آنها (8), شاه (8), انسانی (8), مردک (8), زنده (8), قدر (8), غروب (8), جای (8), حالا (8), کمی (8), شيطان (8), تیر (7), مهر (7), #عاشقانه (7), داشت (7), مرگ (7), سال (7), سالها (7), عاطفه (7), شاید (7), دژخیم (7), ملت (7), آمده (7), بنده (7), اون (7), عاشق (7), اگه (7), اینکه (7), مرداد (6), جان (6), بیست (6), برد (6), همان (6), چاپ (6), دادگاه (6), زندان (6), دور (6), دهد (6), حال (6), چرا (6), اگر (6), لبخند (6), مثل (6), خواهد (6), هستم (6), خون (6), زنم (6), پیش (6), محبوب (6), اندازه (6), لحظه (6), نمود (6), سلام (6), پدرم (6), کوچک (6), منو (6), خودت (6), بگم (6), باور (6), دنیا (6), ديگه (6), دوستت (6), کردن (6), داده (6), داري (6), اسمان (6), میدی (6), وقتى (6), پست (5), خانه (5), چنین (5), زمان (5), نظامی (5), زبان (5), باشد (5), نشد (5), مجموعه (5), سپرده (5), خاطر (5), تاریخ (5), باشم (5), راه (5), فریاد (5), فرزند (5), گرسنه (5), قطره (5), فرمان (5), فکر (5), شبی (5), چشم (5), کنی (5), خواب (5), زیبای (5), هات (5), برات (5), خیلی (5), شدم (5), ساده (5), منم (5), نیستم (5), خسته (5), جام (5), همين (5), اول (5), بیا (5), تمام (5), کسي (5), گفتي (5), وبعد (5), آدم (5), كسى (5), آمد (5), درد (4), فروردین (4), اردیبهشت (4), خرداد (4), استاد (4), گیلان (4), شعر (4), آرام (4), نگاه (4), آخرین (4), برادر (4), كنار (4), گرفت (4), خانواده (4), روزها (4), كار (4), نبود (4), شروع (4), كتاب (4), انجام (4), آغاز (4), كنم (4), گوشه (4), كنند (4), آغوش (4), خواست (4), راهی (4), ایمان (4), روزی (4), یادت (4), احمد (4), بگیرم (4), پاک (4), شرف (4), خدای (4), باش (4), خوشبختی (4), بیمار (4), خوب (4), کرد (4), توی (4), پنجره (4), بستر (4), زده (4), آسمون (4), جونم (4), خودم (4), شمالی (4), دستم (4), مست (4), مجنونم (4), نکن (4), کوچه (4), مجنون (4), میکنم (4), یکی (4), گفتم (4), رفتنت (4), هام (4), بیهوده (4), گاهی (4), باشیم (4), گفتیم (4), آنجا (4), نگریست (4), گریستیم (4), دروغ (4), کردم (4), برگردیم (4), ریا (4), زندگي (4), ديدي (4), هميشه (4), ولي (4), رفتن (4), سرنوشت (4), زنی (4), صدا (4), ناراحتى (4), گويد (4), عليه (4), السلام (4), غسل (4), هوس (4), بهترین (3), آذر (3), ۱۳۹۱ (3), الله (3), فرهنگ (3), سکوت (3), دختر (3), آرزوی (3), بغض (3), یکشنبه (3), هفتم (3), مادرش (3), وحید (3), جنگل (3), دید (3), دوران (3), تحصیل (3), آثار (3), غیر (3), طور (3), گرگین (3), ازدواج (3), صورت (3), میان (3), انتخاب (3), بودند (3), دستگیری (3), همسر (3), پسرش (3), جدا (3), بودن (3), ساواك (3), دفاع (3), اعدام (3), دانشیان (3), صحنه (3), توده (3), حسین (3), محروم (3), یزید (3), حكومت (3), تكرار (3), فرو (3), پیشنهاد (3), تقاضای (3), آری (3), ندامت (3), ببینم (3), حیات (3), رسم (3), خورشید (3), دیگری (3), خونم (3), فرزندان (3), داشته (3), باشید (3), ستم (3), هزار (3), جوانان (3), بگیرند (3), جنایت (3), مسلسل (3), ننگ (3), بدان (3), روبه (3), بیچاره (3), ایده (3), نمیرم (3), بزرگ (3), گرد (3), ددمنشی (3), دانه (3), پشت (3), خداوند (3), کشور (3), اندیشه (3), انسان (3), آنان (3), فلسفه (3), همین (3), دیگر (3), امروز (3), حضرت (3), سطح (3), گشته (3), عرض (3), طول (3), اتاقی (3), گله (3), تیره (3), مهتابی (3), دیدم (3), قشنگ (3), بازی (3), هوا (3), بهار (3), ستاره (3), کنه (3), داره (3), دیگه (3), دلمو (3), کاشکی (3), گیرم (3), دلم (3), قسم (3), میشوم (3), دوشنبه (3), پیدا (3), لیلای (3), بیستم (3), ياد (3), اينکه (3), دوباره (3), دنيا (3), سرد (3), دوني (3), بگو (3), برام (3), یواش (3), حادثه (3), شدن (3), آید (3), برو (3), امید (3), آنکه (3), دانستیم (3), برده (3), قفل (3), کجا (3), گفتن (3), بلد (3), داشتم (3), خيلي (3), ديگر (3), انداختم (3), براي (3), اشک (3), دختره (3), اوردي (3), افتاد (3), آور (3), بزن (3), ابر (3), عطش (3), غصه (3), يادته (3), ومن (3), حسرت (3), رفتی (3), بزنم (3), سجده (3), بعضى (3), واى (3), رود (3), براى (3), مان (3), برایم (3), هستیم (3), دنیای (2), اسفند (2), پیشین (2), آرشیو (2), پیوندهای (2), روزانه (2), شعرهای (2), موسیقی (2), ملک (2), زیبا (2), آرمان (2), جدی (2), وبلاگ (2), یار (2), یارب (2), بارانی (2), بین (2), دار (2), ساز (2), دلتنگم (2), شعرم (2), شاعر (2), نویسنده (2), متولد (2), پدرش (2), همسرش (2), فرهاد (2), مبارزی (2), كوچك (2), جنگلی (2), نهضت (2), مبارزه (2), تاثیر (2), حتی (2), سیاهی (2), پدر (2), فوت (2), حكیم (2), پایان (2), برادرش (2), تهران (2), كردند (2), درس (2), خواند (2), بسیار (2), ادبی (2), سوی (2), مطبوعات (2), عنوان (2), مقاله (2), سیاستِ (2), نمونه (2), اسدی (2), پور (2), جهان (2), بسته (2), یكی (2), پرنده (2), خیس (2), عمران (2), صلاحی (2), كرده (2), قصد (2), چهار (2), محكوم (2), علت (2), محفل (2), ورود (2), اینكه (2), رشته (2), جرم (2), توانست (2), بیشتر (2), بالم (2), دورتر (2), لطف (2), گور (2), امام (2), میهن (2), قدرت (2), چند (2), زدند (2), گرمی (2), رفتند (2), منتظر (2), تیرباران (2), فریب (2), قبل (2), جواب (2), بدهد (2), وظیفه (2), عمل (2), چشمان (2), بماند (2), چیز (2), تقدیم (2), قلب (2), دیر (2), سفاک (2), نامرد (2), هستند (2), زآتش (2), رگبار (2), سوگند (2), ملوکانه (2), مگر (2), جمع (2), چونان (2), نامردی (2), دمی (2), بمیرند (2), سیرم (2), وقت (2), محناست (2), زیباست (2), سراپای (2), ارباب (2), ولو (2), بدانید (2), سان (2), بردار (2), پول (2), گفتی (2), مهندس (2), گمان (2), صبح (2), کان (2), همگی (2), شرم (2), شالوده (2), ندانی (2), بدبخت (2), گوش (2), کند (2), بچه (2), کنون (2), بزرگی (2), بگیری (2), فلان (2), عمر (2), نمائید (2), پشیمانی (2), ساخته (2), دول (2), سخن (2), جمله (2), تکیه (2), بیدار (2), گذشت (2), آگاهی (2), بسی (2), سخت (2), اتاق (2), بیرون (2), باری (2), ذره (2), کار (2), مرده (2), پدرها (2), شکسته (2), ضحاک (2), زمانه (2), دشت (2), تاریک (2), تنگ (2), بغل (2), داغ (2), چای (2), کردی (2), بوسم (2), خرم (2), آبادی (2), تاریکی (2), صاف (2), روشن (2), دلش (2), دونم (2), پوچ (2), فهمیدم (2), دونی (2), درگاه (2), همون (2), بگی (2), کارت (2), چشمات (2), گلی (2), نکنم (2), اسم (2), واست (2), سنگ (2), روح (2), جون (2), چهره (2), دریا (2), نوشتم (2), عطرشالیزار (2), میتراود (2), شبنم (2), پرازهیجانم (2), میمیرم (2), کنارت (2), نشناختی (2), جور (2), ساختی (2), دیوانه (2), لیلایت (2), بازیچه (2), زین (2), صلیب (2), خوارم (2), فارغ (2), الستش (2), مستش (2), وضو (2), نشست (2), نمازش (2), شکست (2), دعا (2), پیشم (2), زره (2), واسه (2), روياي (2), پونه (2), پاييز (2), ديوونه (2), هاي (2), دردم (2), قصه (2), خونه (2), شونه (2), چشماي (2), میشه (2), کلاه (2), کاسکت (2), موتور (2), دلیل (2), ترمز (2), ماند (2), درگذشت (2), خالی (2), نفس (2), ترسم (2), خواهش (2), کوتاه (2), چهارشنبه (2), نویسی (2), دلقک (2), گریند (2), آنچنانی (2), خواستیم (2), تعبیرش (2), تعابیر (2), دهشتناکی (2), زنیم (2), عاشقیم (2), یادمان (2), خوابیده (2), ربطش (2), پرسی (2), عرفناک (2), معرفتک (2), فکرهای (2), کوچکمان (2), زدیم (2), حالی (2), طعم (2), قهقهه (2), مستانه (2), شبانه (2), روسپیان (2), نکرده (2), محال (2), تسلیم (2), آرد (2), نباید (2), حقارت (2), پوزخندی (2), تحویلش (2), دادیم (2), نیافته (2), نَشناخته (2), برگ (2), درخت (2), ترسیم (2), هیجان (2), اِین (2), کشف (2), نوشیدیم (2), کلمه (2), همچنان (2), مرداب (2), درونمان (2), افزودیم (2), پایداریم (2), نشان (2), بودنمان (2), انگاشتیم (2), برخنده (2), گریستن (2), کنید (2), شوند (2), یادم (2), کمتری (2), همسایه (2), نگاهش (2), بنگریم (2), دستهای (2), کوچکش (2), بگیریم (2), بخندیم (2), کنیم (2), راحتی (2), کشید (2), عصمت (2), مفت (2), فروشند (2), عشقی (2), راکه (2), صادقانه (2), زهر (2), بدبینی (2), برش (2), گرداندیم (2), نهايت (2), بستني (2), خواستم (2), خوام (2), چقدر (2), گرده (2), كنه (2), براش (2), گردو (2), مياد (2), اشك (2), رفته (2), پرسيدم (2), نگاهي (2), ديدم (2), بينا (2), موندم (2), بهش (2), نکني (2), برايم (2), دِل (2), تار (2), میز (2), هوای (2), چتر (2), شال (2), شنل (2), دلگیر (2), نگاهی (2), رها (2), پُر (2), پلک (2), بخشم (2), انگار (2), صحبت (2), خوبترین (2), هفدهم (2), طاغچه (2), لرزيد (2), شنيدم (2), ديدار (2), نگا (2), كوچه (2), دلت (2), نكردم (2), روي (2), گرم (2), اسمتو (2), تكون (2), اوج (2), هایت (2), کنار (2), پاسخ (2), تردید (2), ببین (2), آسمان (2), هایش (2), شكست (2), تـو (2), تـــو (2), مال (2), بشه (2), زمین (2), بدم (2), بزارم (2), تویی (2), عشقش (2), كارها (2), ناراحت (2), نمايد (2), بهشت (2), انداخت (2), رضاى (2), عيال (2), اطاعت (2), عطسه (2), الحمد (2), لله (2), مهربانتر (2), واژه (2), شدیم (2), فهماند (2), گردد (2), پیمانه (2), شست (2), راز (2), بردیم (2), مهمانی (2), زندگانیم (2), جوانیم (2), جوانى (2), یاران (2), زیرا (2), نرفت (2), الهه (2), صلصال (2), blogfa, com, اطراف, دانلود, آهنگها, دلهای, خبرنگار, پیوندها, آرشيو, شهریور, پروفسور, ابراهیم, میرزایی, توسعه, سینما, پسر, مریخی, عاشقانه3, ترمه, عاشقان, پرویز, یاحقی, حبیب, بدیعی, شریف, اسدالله, رودسری, صاحبدلان, شوخی, حماسه, سازان, سیاهکل, همای, مستان, گیل, آقای, عکس, عناوین, الکترونیک, چشمهای, دیرین, صبحدم, پرحسرت, بدیوانگیم, سلامت, حاصل, خاطرات, شیرین, عمق, گرچه, میلش, هوایش, چشمهایم, غمگین, سبک, یمن, اینهمه, باوقار, سنگین, عاشقش, ودل, بسوزانش, مطالب, قدیمی, مردمی, 1322, شهر, رشت, قدیر, سالگی, تكیه, گاه, بانو, شمس, الشریعه, ساله, نزد, حاج, شیخ, محمد, زیست, میرزا, خان, جنگیده, بالطبع, روحیه, وجودش, تعلیم, تحت, نظرات, قرار, شعرهایی, رابطه, معنی, پناهگاه, انبوهی, 1341, بزرگش, ابتدایی, متوسطه, مدارس, سنایی, رسانده, پدربزرگش, بایست, چرخ, معاش, بگرداند, عزیمت, محله, امین, حضور, سكنی, گزیدند, ادبیات, غافل, اشعار, مقالات, نقدهای, واقعی, مستعاری, بابك, رستگار, افشین, راد, كاتوزیان, رسید, آموختن, فرانسه, كامل, انگلیسی, دوره, دانشگاهی, ترجمه, همفكرش, پذیری, افكار, غنی, بطوری, شكوفایی, فكری, خلاقیت, سالهای, البته, اثری, حیاتش, آنچه, جنگ, انتشار, یافت, چیزی, میتوان, سراغ, هنر, اولین, جزوه, انتشارات, مدیریت, بیژن, بعدا, كاوه, گوهرین, دستی, دشنه, كجای, ایستاده, دفتر, كتابهایش, قرارداد, نرسید, بعدها, انتخابی, سرزمین, توصیه, وبیژن, دوستان, تأكید, اند, شعرهایش, بگذارد, ثمره, فرزندی, مدتی, دستگیر, افتادن, سرپرستی, اكنون, همراه, پاریس, بیشترین, عضویت, محفلی, موقع, مدت, یكسال, بریده, اوائل, متوجه, خیال, بافی, احیانا, نمایشی, خطرناك, جمعیت, كذایی, گرداب, ظاهرا, برید, تبانی, كوشید, انظار, جلوه, اختلاف, عدم, تفاهم, خانوادگی, گسستن, ظاهرسازی, مصلحتی, یاری, 1352, شركت, طرح, گروگانگیری, رضا, پهلوی, علیرغم, هرگز, كاری, صرفا, عقایدش, میدان, چیت, همرزمش, كرامت, دفاعیه, پیكره, درخشد, باشكوه, ایستادگی, پای, نامی, دادگاهی, قانونی, صلاحیت, آنرا, قبول, داردم, بعنوان, ماركسییت, خطابم, بتازید, نزدیكترم, كینه, عقایدم, شدیدتر, حمایت, قوی, بسپارید, خواهید, سپرد, جسدم, پرچم, سرود, سازند, ادامه, نمودار, كنونی, ماست, خلقهای, محاكمه, شویم, اقلیت, بارگاه, قشون, ایستاد, شهید, تایخ, اشغال, تداوم, پایداری, خلقها, حكم, قرائت, یكدیگر, فشردند, محبوبیت, ترس, برانگیخت, تكاپو, افتادند, لحظات, رسوخ, شكیبایی, عفو, پوزخند, حربه, قادر, ببیند, منفی, شرایطی, سلولهای, بدنش, كشید, دانست, نقطه, ضعف, اوست, تواند, امیدوار, نتیجه, تخفیف, دهند, گوید, گریزان, پدری, رنگ, فرزندم, ایم, ببریم, ابدی, رویم, بنویسم, كمر, مبارزان, خرد, نكرده, سحرگاه, چوبه, بستند, زند, چشمانش, نبندند, دیدن, سرای, باقی, بشتابد, وصیت, نویسد, فدائی, شناسنامه, پابرهنه, میكنم, آقایان, فاشیست, هیچگونه, مدركی, قتلگاه, میفرستید, انتقام, صدها, فدایی, برمیخیزد, شكافت, غیرقانونی, سیاه, آمریكا, تحمیل, احتضار, زود, انقلاب, قهرآمیز, كشیده, واژگون, ضمنا, عدد, حلقه, پلاتین, طلای, سفید, مبلغ, دویست, ریال, وجه, نقد, بدهند, گرامی, باد, بهای, وطن, خائن, جاسوس, هرزه, ولگرد, برومند, مخور, غربال, جسم, نحیف, مردانه, بمیرد, احمدت, ابد, نپذیرد, زرگبار, برهد, نکردی, مرحله, گردش, نظر, مادری, نوشتی, ددخومنشان, بپیوندم, بخواند, رذلی, حیوان, صفتی, کشاند, ترسوی, بگذار, گوئی, بهره, خاک, لبریز, وجودم, باک, کسانی, نمیرند, خطبه, نشود, روزبه, سترگ, شاگرد, آموخته, مکتب, دیده, نپذیرم, فجعیی, بخواهید, بمیرم, بدانم, ترسیده, خویش, نیابی, فرودآر, رهگذر, خام, دام, فاصله, ماه, بایدم, دانش, بپذیرم, بکنم, مذهب, تراویده, مغز, علیل, توانات, تباهید, نمائیم, شمائیم, وحوش, ویرانه, شیر, همچو, بپرستید, سگی, استید, لال, کورید, عالم, بدورید, ظاهر, درخور, شایسته, مراد, چیست, هنوزی, تغذیه, فخر, گوساله, تفاله, مدفوع, تخت, زنفرت, آکنده, تاج, خرفتی, خفه, احمق, خشم, کشیدم, شنیدم, شروطی, گذرنامه, ننگین, زآن, خبردار, قرین, یقین, زعم, آزرده, مشو, وشرف, شجاعانه, ساخت, اندر, آزادی, دربند, پسرت, نویسند, بگویند, شادتری, چاره, شکم, سیر, عزیز, ددی, بازستانند, ارج, ازایش, ببخشند, تفکر, حیاتی, شاهانه, تجسم, بکن, صحه, گذارید, قلم, دگرت, کسر, نداری, نکبت, بدبختی, ادبار, دگر, کمالات, بپردازد, زید, نیارد, سازد, فرض, گرسنگی, نانند, ستمدیده, فقیرند, محتاج, پهناور, زرخیز, عالی, فرد, بوده, وگرنه, ثروت, سرکار, گشوده, دولت, اقبال, سعادت, شرمندگی, ابراز, اظهار, ملی, هراسند, اثر, گول, مرتجعی, پیروزی, آزاد, سرمنزل, مقصود, رسیده, شمار, راقیه, پیوست, عیان, برداشته, چنان, گام, عجولانه, نوخاسته, توان, کشاورزی, صنعت, بهداشت, سایه, رهبر, هوشیار, تواناست, جاست, نموده, رانده, زماهیت, پدیدار, تعریف, توصیف, رموزی, انجمن, آتی, جرائد, آماده, لطفاً, توشیح, مزین, سازید, مافوق, منت, بگمارند, مهمی, بسپارند, آریامهر, عنایت, کردند, ساواک, آوردند, مادرتان, زعنایات, دهم, خوشبختم, آخرالامر, لبانم, برساند, بست, زنو, بازگشود, لابه, درماندگی, عجز, چاپلوسی, جنباند, نبودی, ببینی, مبلی, بنشاند, الغرض, دیدنتان, خوشحالم, تملق, پیاپی, چندین, استقبالم, زجا, جست, دوید, زنجیری, بیم, نگوئی, هان, زنجیر, گشود, زپایم, عطوفت, سلول, مطلب, دیروز, نگهبان, مطلبی, کلام, نزارند, جنون, ویا, تنشان, مشبک, زحمت, بپرورد, زداغ, پسرانی, زیادند, پیروز, نامردمی, شرح, گذشته, عرصه, بدنامی, شرمی, رکورد, سفاکی, قتل, زچنگیز, مغول, خواری, ریزی, نارو, زبی, کاری, زترک, عرب, فارس, زبانی, زکرد, گیلک, بسیارند, تارند, آزارتر, کوه, بارتر, خطه, مدخل, تبریز, اهواز, خراسان, شیراز, کرمان, سپاهان, بروجرد, لرستان, غمبار, بهر, تسلای, گشت, خاکی, سرم, وای, پسرم, زانوان, نالیدی, غمناک, غروبی, انگیز, بهاری, باغچه, پرگل, دویدیم, گرگ, جوشید, سماور, پشتی, فرش, گستردی, پتو, هنگام, غروبان, خفته, بستری, مشرف, حیاط, دیشب, سلامم, برسان, رفیقان, عزیزی, زمن, پرسند, راستی, برادرانم, خوبند, پردرد, رفیق, شانزدهم, قسمت, خوبم, نویسم, خواد, کمک, نیاز, خدایا, کدوم, کارای, نادرستش, غرضی, نداشته, عقل, توجیه, کارهای, اشتباه, قول, صراط, مستقیمی, برامون, میتونی, معنا, شنواتر, وقته, خودتم, درمونده, جایی, امن, نداره, حکمتت, نزدیکی, روم, ذاشتی, میاره, سراغمو, گیره, سردرگم, سرگرم, کمتر, سراغتو, گرفته, میدونی, تقصیر, بپذیر, عزیزم, خوبیات, اسمت, نذارم, دمای, نامت, دلخوشیهای, فالت, برمت, صبور, کلبه, سازم, رنگی, نور, تنم, نذر, نگاهت, دنیاها, فدای, ماهت, ازتباربارانم, ازحاشیه, سبزشمالی, سادگی, درنفسهایم, جاریست, ازاتاقم, خاطراتم, رابردفترماسه, باانگشتانم, تاهمه, بدانند, برخاک, برذهن, گیاه, زمزمه, قمری, پرستوها, میخوابم, وساده, تورادوست, اورادوست, رادوست, مادرم, باشکوفه, رویید, سبزشد, معشوقه, راجنگل, زایید, طبیعت, خدایم, همینم, عطرشالیزارتوی, دوازدهم, رگت, پنهانت, منکه, دلخونم, خیالمی, خوابمی, نازنینم, تور, گردی, یروز, میایی, عکساتو, نیستی, پوسم, تنهام, شرطی, بفهمی, چشمام, غمگين, ترديد, آسمونی, ميديد, ميشه, آخر, جاده, نبندی, رؤيا, بدونی, همينه, گندم, بازيچه, بودي, باروني, توني, طلسم, بغضو, برداره, ناپاكش, گلاي, باغچمو, سوزوند, آوار, تنهايي, باره, مريم, مظلوم, زخمي, برگردم, چشماتو, بسپارم, فصل, سكوت, بارونو, بردارم, زمستوني, بيدار, بيداري, تنهاي, لالايي, خوابي, چشمونم, نازش, كوچيكمو, لرزوند, لادن, تموم, عاشقا, باختن, ببين, زندوني, ساختن, برونی, محکم, بگیر, بری, باشه, شرط, برداری, بذاری, آخه, نمیتونم, راحت, برونم, اذیتم, میکنه, واقعه, روزنامه, ثبت, برخورد, سیکلت, ساختمان, آفرید, سانحه, بریدن, موتورسیکلت, سرنشین, یافته, مطلع, ترفندی, گذاشت, بشنود, خودش, بازدمی, میرود, ارزش, لحظاتی, تجلی, یابد, آدمی, جوانی, سوار, راندند, یکدیگر, داشتند, اینجوری, بهتره, دوستم, داری, داستانی, یکم, پسرک, مردانی, بشمرم, چيزي, بابا, خوا, ستم10, مامانو, خلا, چقدره, داشتن, چندتاست, کفافمو, طمعه, تاي, بچگي, بودنش, نيازمند, انتظار, آمدنش, نشستم, بدارد, اورا, اوتمام, اغاز, مردن, ميشي, ونگات, مهمي, ميرفتي, عجله, سمتت, عزيزي, خندي, نگات, واسش, قشنگي, كني, ريزه, وحشتناک, يادش, هستي, روزي, خورشيد, باراني, خورشيدي, معلوم, شبي, شبها, ابري, وستاره, دادنش, بريزم, حيف, اشکهايم, بدست, اوردنش, كوري, دنياي, ميكرد, پسري, عاشقه, چشمامو, پيدا, چشماشو, بده, ديد, كوره, پسره, ناراحتي, تلخ, مراقب, چقدرعجيبه, مريض, نشي, ياره, نوازشت, فرياد, نکشي, طرفت, برنمي, ديدنت, نميري, تورو, بخشه, سرخي, زردي, ندارم, سفيدي, قبرم, گذاشتي, ببخش, شوخي, سیم, نازمژه, عمره, گیتارمی, نگاهتو, کوک, نکنی, خودمودارمی, پنجرم, طرحه, نزنند, درودیوارمی, تواگه, نباشی, دخترکی, گمشده, شینم, ازغم, زارمی, حرفهای, دخترک, زنانی, مانده, پریم, ماجرا, کسل, آفتاب, تمبک, کِل, رساندمان, فنجان, فال, ورق, سنگینی, هتل, قرارِ, تصدیق, گفته, هِگِل, جوی, جفت, چکمه, گِل, عابر, قدم, عقب, آداب, گویم, ادب, دلیلِ, خوشی, هایم, بُغرنج, دنیایم, فهمم, سبب, دلِ, واجب, مستحب, بخوان, لهجه, حسّی, عجیب, مشترک, فضا, نگذار, تسکین, چشمت, جانسوز, گویی, زخم, خورده, بگنجم, خویشتن, فشرده, شمرده, کشیم, نکشانی, سالهاست, تشنه, طولانی, زمانی, دانمت, دانی, ماهی, برگشته
Text of the page (random words):
سالها با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانیم طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدن آنی ام آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه ی طوفانی ام دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام آمده ام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانی ام ماهی برگشته ز دریا شدم تا کی بگیری و بمیرانی ام خوبترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانی ام حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانی است که بارانی ام حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه ی یک صحبت طولانی ام ها به کجا می کشیم ام خوب من ها نکشانی به پشیمانی ام نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 11 10 توسط خاطره دل سپرده دل سپرده من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس که روزها را با شب شمرده بودم ده سال دور و تنها تنها به جرم اینکه او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم ده سال می شد آری در ذره ای بگنجم از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 11 9 توسط خاطره به یک پلک تو می بخشم به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را بخوان با لهجه ات حسّی عجیب و مشترک دارم فضا را یک نفس پُر کن به هم نگذار لب ها را به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم تو واجب را به جا آور رها کن مستحب ها را دلیلِ دل خوشی هایم چه بُغرنج است دنیایم چرا باید چنین باشد نمی فهمم سبب ها را بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 11 1 توسط خاطره باران و چتر و شال و شنل باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا وقتی نگاه من به تو افتاد سرنوشت تصدیق گفته های هِگِل بود و ما دو تا روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا افتاد روی میز ورق های سرنوشت فنجان و فال و بی بی و دِل بود و ما دو تا کم کم زمانه داشت به هم می رساندمان در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا تا آفتاب زد همه جا تار شد برام دنیا چه قدر سرد و کسل بود و ما دو تا از خواب می پریم که این ماجرا فقط یک آرزوی مانده به دِل بود و ما دو تا نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 10 55 توسط خاطره عشق را زندگی کردن باید عشق را زندگی کردن باید کاش به جای این همه عشق نویسی کمی عشق را زندگی می کردیم باور می کردیم که دلقک ها هم می گریند و اینکه عشق حرف بیهوده ای نیست اما ما بیهوده اش کردیم و آنچنانی که خود خواستیم تعبیرش و گاهی چه تعابیر دهشتناکی هر روز فریاد می زنیم که عاشقیم اما یادمان نمی آید که شبی گرسنه خوابیده باشیم ربطش را می پرسی ما فراموش کردیم ما عرفناک حق معرفتک را و تو را تا سطح فکرهای کوچکمان کوچک کردیم ما دم از عشق زدیم در حالی که طعم قهقهه های مستانه ی شبانه های با روسپیان را فراموش نکرده بودیم گفتیم آنجا که عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرو می آرد این را گفتیم و همه ی نباید ها را باید کردیم و به هر که در ما به حقارت نگریست با پوزخندی تحویلش دادیم که آنجا که عشق فرمان ما عشق را نیافته گم کرده بودیم و خدای را نَشناخته به برگ درخت ترسیم کردیم و هیجان زده از اِین کشف بزرگ می نوشیدیم و همان کلمه را هم فراموش کردیم خدا در ما باز هنوز به امید می نگریست و ما همچنان بر مرداب های درونمان می افزودیم و اینکه هنوز پایداریم را نشان از به حق بودنمان انگاشتیم حال آنکه خود می دانستیم حق را از یاد برده بودیم ما عاشق بودیم و نمی گریستیم برخنده ی ما گریستن آغاز کنید شاید این قفل ها باز شوند هنوز یادم هست از کجا دروغ گفتن را شروع کردم تو هم یادت هست بیا برگردیم برگردیم به همان انسانی که بودیم حرف های زیبای کمتری بلد بودیم اما هنوز زنده بودیم و گاهی می گریستیم بیا باز هم عاشق دخترک کوچک همسایه باشیم و در نگاهش عاشقانه بنگریم و دستهای کوچکش را در دست بگیریم و با او بخندیم و فراموش کنیم به راحتی می شود زنانی را در آغوش کشید که عصمت به مفت می فروشند جام عشقی راکه صادقانه به ما داده شد پر از زهر بدبینی و دروغ و ریا برش گرداندیم نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 10 39 توسط خاطره حرفهای کوتاه عاشقانه با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم تواگه نباشی من مثل اون دخترکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت مراقب چشماي من باش هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره وقتي که نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني که مي خوا ستم10 مي خواستم مامانو 10 تا دوست داشتم خلا صه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود حالا نمي دونم که دنيا چقدره نهايت دوست داشتن چندتاست ده تا بستني هم کفافمو نمي ده خيلي هم طمعه کار شده ام اما مي خوام بگم دوستت دارم مي دوني چقدر به اندازه همون ده تاي بچگي نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11 29 توسط خاطره عشق را زندگی کردن باید عشق را زندگی کردن باید کاش به جای این همه عشق نویسی کمی عشق را زندگی می کردیم باور می کردیم که دلقک ها هم می گریند و اینکه عشق حرف بیهوده ای نیست اما ما بیهوده اش کردیم و آنچنانی که خود خواستیم تعبیرش و گاهی چه تعابیر دهشتناکی هر روز فریاد می زنیم که عاشقیم اما یادمان نمی آید که شبی گرسنه خوابیده باشیم ربطش را می پرسی ما فراموش کردیم ما عرفناک حق معرفتک را و تو را تا سطح فکرهای کوچکمان کوچک کردیم ما دم از عشق زدیم در حالی که طعم قهقهه های مستانه ی شبانه های با روسپیان را فراموش نکرده بودیم گفتیم آنجا که عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرو می آرد این را گفتیم و همه ی نباید ها را باید کردیم و به هر که در ما به حقارت نگریست با پوزخندی تحویلش دادیم که آنجا که عشق فرمان ما عشق را نیافته گم کرده بودیم و خدای را نَشناخته به برگ درخت ترسیم کردیم و هیجان زده از اِین کشف بزرگ می نوشیدیم و همان کلمه را هم فراموش کردیم خدا در ما باز هنوز به امید می نگریست و ما همچنان بر مرداب های درونمان می افزودیم و اینکه هنوز پایداریم را نشان از به حق بودنمان انگاشتیم حال آنکه خود می دانستیم حق را از یاد برده بودیم ما عاشق بودیم و نمی گریستیم برخنده ی ما گریستن آغاز کنید شاید این قفل ها باز شوند هنوز یادم هست از کجا دروغ گفتن را شروع کردم تو هم یادت هست بیا برگردیم برگردیم به همان انسانی که بودیم حرف های زیبای کمتری بلد بودیم اما هنوز زنده بودیم و گاهی می گریستیم بیا باز هم عاشق پسرک کوچک همسایه باشیم و در نگاهش عاشقانه بنگریم و دستهای کوچکش را در دست بگیریم و با او بخندیم و فراموش کنیم به راحتی می شود مردانی را در آغوش کشید که عصمت به مفت می فروشند جام عشقی راکه صادقانه به ما داده شد پر از زهر بدبینی و دروغ و ریا برش گرداندیم نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11 55 توسط خاطره داستانی کوتاه ولی عاشقانه مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند زن جوان یواش تر برو من می ترسم مرد جوان نه اینجوری خیلی بهتره زن جوان خواهش میکنم من خیلی می ترسم مرد جوان خوب اما اول باید بگی که دوستم داری زن جوان دوستت دارم حالا میشه یواش تر برونی مرد جوان منو محکم بگیر زن جوان خوب حالا میشه یواش تر بری مرد جوان باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری آخه نمیتونم راحت برونم اذیتم میکنه روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند دمی می آید و بازدمی میرود اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11 56 توسط خاطره خداحافظ همین حالا خداحافظ گل لادن تموم عاشقا باختن ببين هم گريه هام از عشق چه زندوني برام ساختن خداحافظ گل پونه گل تنهاي بي خونه لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند تو اين شب هاي تو در تو خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو خداحافظ گل مريم گل مظلوم پر دردم نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني تو اين روياي سر دم گم خداحافظ گل گندم تو هم بازيچه اي بودي تو دست سرد اين مردم خداحافظ گل پونه كه باروني نمي توني طلسم بغضو برداره از اين پاييز ديوونه خداحافظ خداحافظ همين حالا همين حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگين به ياد اون همه ترديد به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها بدونی بی تو و با تو همينه رسم اين دنيا خداحافظ خداحافظ همين حالا خداحافظ نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11 43 توسط خاطره دق می کنم نیستی دارم دق میکنم زره زره می پوسم هر شب دارم عکساتو یکی یکی می بوسم هر شب دارم فکر میکنم یروز میایی تو پیشم هر شب دعا میکنم که بر گردی تو پیشم که باز تور ببینم ای عشق نازنینم همیشه توی خوابمی تو فکر و تو خیالمی نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر ۱۳۸۹ ساعت 10 56 توسط خاطره لیلای مجنون یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود گفت یارب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای خسته ام زین عشق دلخونم نکن منکه مجنونم تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگت پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 12 23 توسط خاطره شمالی ازتباربارانم ازحاشیه های سبزشمالی سادگی درنفسهایم جاریست ازاتاقم تا دریا راهی نیست خاطراتم رابردفترماسه ها باانگشتانم نوشتم تاهمه بدانند که من شمالی هستم عطرشالیزار توی دستم باران برخاک میتراود مست میشوم شبنم برذهن گیاه میتراود مست میشوم من از زمزمه ی قمری ها پرازهیجانم من از عشق بازی پرستوها پرازهیجانم ساده میخوابم ساده عاشق میشوم وساده میمیرم چون که من شمالی هستم عطرشالیزار توی دستم من تورادوست دارم اورادوست دارم همه رادوست دارم مادرم باشکوفه ها رویید پدرم با مه سبزشد معشوقه ام راجنگل زایید طبیعت خدایم شد آری من همینم ساده ی ساده چون که من شمالی هستم عطرشالیزارتوی دستم نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12 42 توسط خاطره قسم قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این اسم تو رو داد می زنم تا دم دمای آخرین قطره به قطره خونم و یک جا به نامت می کنم دلخوشیهای دنیا رو خودم به فالت می کنم می برمت یک جای دور می شم واست سنگ صبور برات یه کلبه می سازم پر از یک رنگی پر نور روح و دل و جون و تنم نذر نگاهت می کنم دنیاها رو فدای اون چهره ماهت می کنم تقدیم به همسر عزیزم نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 12 33 توسط خاطره خدا جونم من بنده ی شرم زده و تقصیر کارت را بپذیر خدا جونم امروز خیلی دلم گرفته خودت هم میدونی چرا چون دیگه کمتر سراغتو می گیرم چون سرگرم هیچ و پوچ دنیا شدم شاید بگی این بنده هر وقت کم میاره سراغمو می گیره اما باور کن خیلی سردرگم شدم خدا جونم کاشکی به قدرت و حکمتت همون راهی که می دونی نزدیکی منو تو هست را پیش روم می ذاشتی خودتم می دونی یه بنده درمونده هیچ جایی امن تر از درگاه تو نداره خیلی وقته که دیگه فهمیدم باید حرف دلمو به خودت بگم فهمیدم که شنواتر از تو هیچ کسی نیست خدا جونم غم تو دلمو فقط خودت میتونی معنا کنی نمی دونم این عقل هم دیگه جز توجیه کارهای پوچ و اشتباه هیچ به قول خودت صراط مستقیمی رو برامون روشن نمی کنه خدایا بدون که این بنده ات تو هیچ کدوم از کارای نادرستش غرضی نداشته بدون که می خواد آسمون دلش رو صاف کنه اما به کمک تو نیاز داره خدای خوبم همیشه تو شب تو آسمون تیره و پر ستاره شب برات می نویسم اما به همین تاریکی و سیاهی زیبای شب هات قسمت می دم که آسمون دل منو صاف و روشن کنی نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 16 12 توسط خاطره نامه به مادر احمد خرم آبادی نامه رفیق احمد خرم آبادی به مادرش مادر محبوب سلام دست پردرد تو را می بوسم برادرانم خوبند راستی مادر جان رفیقان عزیزی که زمن می پرسند لطف کن عرض سلامم برسان پدرم آه مادر دیشب خواب دیدم پدرم بیمار است روی مهتابی مشرف به حیاط خفته در بستری و تب دار است روی آن مهتابی که به هنگام غروبان بهار فرش می گستردی و پدر روی پتو تکیه به پشتی می داد و تو بر روی سماور که به یک گوشه ی آن می جوشید چای دم می کردی و من و برادر کوچک تر می دویدیم پی بازی گرگ ام به هوا گرد آن باغچه ی پرگل زیبای قشنگ آه مادر خواب دیدم که غروبی است دل انگیز و بهاری دل تنگ و در آن مهتابی نیست جز بستر تب کرده ی داغ پدرم و تو در گوشه ی تاریک اتاقی غمناک زانوان را به بغل کرده و می نالیدی پسرم وای خدا گشت چه خاکی به سرم مادر به تو سوگند که از بهر تسلای تو نیست نه فقط خانه ی ما غمبار است و نه تنها پدرم بیمار است چه بروجرد و لرستان و چه گیلان و سپاهان و چه شیراز و چه کرمان و چه اهواز و خراسان و چه تبریز و چه تهران و به هر خطه در این مدخل زندان بزرگی که بود کشور ایران صبح غم بارتر از تنگ غروب است غروب از شب تاریک دل آزارتر و کوه و در و دشت همه تیره و تارند و چه بسیارند پدرها زکرد و لر و گیلک زترک و عرب و فارس زبانی که زبی داد و ستم کاری ضحاک زمانه که به خون خواری و خون ریزی به ضحاک زده نارو بسته ست زچنگیز مغول دست و در صحنه ی سفاکی و در قتل و جنایت پاک رکورد همه تاریخ شکسته است و در عرصه ی بدنامی و بی شرمی و نامردی و نامردمی از شرح گذشته است و ای مادر پیروز زیادند پدرها که زداغ پسرانی که به زحمت و به یک عمر بپرورد جوانان ولی زآتش رگبار مسلسل تنشان گشته مشبک ز دق مرده و یا راهی دنیای جنون گشته ویا چون پدرم در شرف مرگ به بستر شده بیمار و نزارند باری ای مادر محبوب پس از عرض سلام و از این طول کلام مطلبی با تو مرا در کار است مادر از تو گله ام بسیار است مطلب این است که دیروز نگهبان در سلول مرا باز نمود و زپایم به عطوفت غل و زنجیر گشود و مرا برد به زندان به اتاقی که در آن دژخیم است هان نگوئی مادر که مرا ذره ای از این سگ زنجیری زندان بیم است باری آن مردک دژخیم که از پنجره می دید زجا جست و دوید تا به بیرون اتاقی که در آن بود به استقبالم و در این طول زمان داد چندین سلام و به تملق پس هر بار پیاپی می گفت بنده از دیدنتان خوشحالم الغرض برد مرا توی اتاق روی مبلی بنشاند وه نبودی که ببینی مادر که چه سان مردک دژخیم چو سگ ها می کرد چاپلوسی و دم می جنباند آن قدر لابه و درماندگی و عجز نمود آن قدر لب به سخت بست و زنو بازگشود جان من را به لبانم برساند آخرالامر چنین گفت بسی خوشبختم و به خوشبختی خود می بالم که شما را زعنایات ملوکانه دهم آگاهی نامه ی مادرتان از شرف عرض...
|