Meta tags:
description= یول (یُل) هر انچه از ذهن می تراود;
Headings (most frequently used words):
یول, یُل, هر, انچه, از, ذهن, می, تراود, سلام, بهترین, خانه, دنیا, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بهمن (14), ۱۳۹۱ (12), ۱۳۹۲ (12), نوشته (12), شده (12), این (12), سامانی (11), ۱۳۹۴ (11), است (10), ساعت (10), توسط (10), رها (10), کبیری (10), یول (9), سالها (9), همیشه (8), های (8), ۱۳۹۰ (7), خانه (6), شهریور (5), میکنم (5), مهر (4), آبان (4), جمعه (4), نیست (4), جایی (4), تنها (4), تولد (4), اما (4), خوب (4), بود (4), بعد (4), تمام (4), اين (4), بزرگ (4), شدن (4), رضا (3), سایه (3), پرواز (3), مثل (3), آذر (3), اسفند (3), تیر (3), نمیدانم (3), شنبه (3), کنم (3), پنجشنبه (3), میان (3), هایم (3), بیست (3), همه (3), خودم (3), روز (3), روزها (3), اینکه (3), انقلاب (3), دنیا (3), حالا (3), شاید (3), امروز (3), اينجا (3), خاک (3), خونه (3), اولین (2), پاییز (2), پارسی (2), باران (2), پرنیان (2), سلام (2), لحظه (2), رویا (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), مرداد (2), ۱۳۹۷ (2), ۱۳۹۸ (2), راه (2), برای (2), نهم (2), پانزدهم (2), میکند (2), تویی (2), درد (2), مهربانی (2), انتظار (2), باشد (2), دیگر (2), چهارشنبه (2), یکم (2), چرا (2), زندگی (2), داشته (2), تلاش (2), کرد (2), هنوز (2), مسیری (2), قرار (2), مرا (2), برایم (2), نمره (2), گذشت (2), کرده (2), گرفته (2), سال (2), گذشته (2), شدم (2), اطراف (2), سری (2), زدم (2), میبینم (2), رنگ (2), سالهايي (2), تنهايي (2), كدام (2), خاطرات (2), پير (2), رشد (2), نيست (2), زندگي (2), انها (2), هستند (2), اینه (2), پوشانده (2), کنار (2), روی (2), یُل (2), blogfa, com, دبیرستان, دخترم, رایا, آفتاب, رحیمی, محبی, راد, پهلوی, ساراي, عروس, غبارستان, گانی, مهرداد, نصرتی, هیوا, الهام, تفرشی, آرام, خونین, دلان, طلایی, بارانی, ترین, شرق, واژه, نسرین, تهرانی, پنجره, مجتبی, مهدوی, یاشیل, کامران, عطاریان, پور, ابراهیمی, ساحل, شعر, حسین, میدری, آلشت, عبدالکریم, انصاری, بارزی, فاصله, هست, لیلا, ناظمی, پاشنه, طلا, سید, مهدی, ترابی, ناگهانی, سببی, غلامرضا, صفار, قند, پهلو, شیخ, آخرین, فرشته, طنزستان, دايي, بودن, استاد, نعمت, نعمتی, سمر, شما, غریبه, نیستید, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, زبان, ترکی, بمعنای, مسیر, جاده, امیدوارم, راهی, باشه, رسیدن, اصلی, مطالب, قدیمی, بار, دفتر, میگشایم, دلی, دیوانه, میشوم, سیزدهم, خیالم, دستم, میرسد, جزیره, دور, سفر, کردی, دردی, سرم, قراری, گاهی, درمان, انکه, بدانی, کمرنگ, میشود, میمیرد, تصور, دستان, گوشش, زمزمه, وعده, انگشتانت, دیشب, خوابم, بودی, بیدارم, خبری, شانزدهم, بیداریم, افسار, بسته, سراسر, افسوس, حریف, خواب, نمی, شوم, هفدهم, یادمان, غروب, صلحی, هفته, دفترت, وداع, آغوش, بگشا, نهایت, ساده, خودمانی, نوشتم, حال, همراهم, بوده, دلهایم, شنیده, اینجا, هستم, دوست, دارم, حتی, حالم, اختیار, لبخند, میزنم, ذوق, درسی, دارد, نکته, باورم, قدر, بدانم, دیده, بگدارم, نداشته, سبد, نقدیر, تقدیری, تغییرش, خواهم, سنگ, بنای, توکل, مرورگدشته, خوشحالم, چیزی, نیافته, مبنی, کاش, انجامش, نمیدادم, انجامی, یکسان, ندارند, منجر, خوبی, زیبایی, میکوشم, روحیم, درست, بدهم, بسوی, ارامش, سعادت, پیش, ببرد, یعنی, اغاز, باورهایم, عوض, اعتقاداتم, تغییر, نگاهم, زاویه, متفاوت, گرفنه, بگمانم, دلیلش, لذت, فهمیدن, بیش, محکی, بها, سرعتی, باور, نکردی, سپری, ندو, ایام, درس, سختی, مرور, ازمون, دقیقا, امتحانات, جند, پست, پخته, عاقل, منطقی, دلم, میخواست, دیگه, شهرمون, خیلی, کوچک, بنظر, میرسید, شهرهای, کافی, نبود, کشورهای, اماجالب, نبو, بال, گشودم, ینگه, ببینم, رسیدم, بالهام, بستم, خستگی, تنم, بیرون, بیاد, خلاصه, چشمهام, باز, اسمان, همان, دوازدهم, شنيدن, اهنگي, سرعت, نور, پرت, غربت, دوري, ميتوانست, كسي, بياورد, داشتن, توانستم, سالهاي, سخت, افتخار, عبور, كنم, كأمم, شيرين, قشنگي, چقدر, نيازمند, گريز, عقب, بودم, ميگذرد, ميشويم, نمي, گويم, ميكنيم, هميشه, همراه, يادگارهاي, زيبايي, روح, جان, قدم, جلو, رانده, إنسانهابي, صفحه, گذاشتن, برأيم, عزيزند, انهايي, رفتند, ديگر, نشاتي, دقيقا, خودش, دنياست, هاي, زشت, زيبايش, باید, کمی, بگیرم, بپاشم, کاشانه, میگذره, زمان, فقط, بچه, درخت, حیاط, انگار, کسی, خوشحال, برگشتم, تلخ, شیرین, آنها, بخشی, وجود, مسافری, برگشته, آمدم, روکش, مبل, برداشتم, پرده, کشیدم, فضای, تمیز, گلدان, خشکیده, گذاشتم, حوض, دوباره, بکارم, طاقچه, لایه, ضخیمی, پاک, کردم, دیدم, چشم, گود, افتاد, پریده, پیری, داره, میاندازه, صورتم, بهترین, انچه, ذهن, تراود,
Text of the page (random words):
یول یُل یول یُل هر انچه از ذهن می تراود سلام بهترین خانه دنیا مثل که مسافری که بعد سالها برگشته به خونه اش امروز آمدم و روکش مبل ها را برداشتم و پرده ها را کشیدم کنار و خاک را تز فضای خونه تمیز کرده گلدان های خشکیده را گذاشتم کنار حوض تا دوباره بکارم و اینه روی طاقچه را که با لایه ضخیمی تز خاک پوشانده شده بود پاک کردم و بعد خودم را دیدم با چشم های غم گرفته و گود افتاد و رنگ پریده و شاید پیری که داره سایه میاندازه روی صورتم اما خوشحال از اینکه برگشتم به خونه سال های گذشته جایی که پر است از خاطرات تلخ و شیرین و تمام آنها بخشی از وجود من هستند سالها میگذره و گذشت زمان را فقط در بزرگ شدن بچه ها میبینم و بزرگ شدن درخت های حیاط انگار کسی تمام اینه های خانه را پوشانده باید کمی خاک بگیرم و آب بپاشم این دل و کاشانه را نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 1 43 توسط رها کبیری سامانی بعد سالها امروز با شنيدن اهنگي با سرعت نور پرت شدم در سالهايي كه اينجا تنها خانه ي من بود سالهايي كه غربت و دوري و تنهايي هر كدام به تنهايي ميتوانست هر كسي را از پا در بياورد و من تنها با داشتن اينجا توانستم از ان سالهاي سخت با افتخار عبور كنم و حالا با تمام خاطرات اين خانه كأمم را شيرين روزها ميگذرد و ما همه بزرگ تر ميشويم نمي گويم پير تر كه با بزرگ شدن رشد ميكنيم و در پير شدن هميشه همراه با رشد نيست از ان سالها و اين خانه يادگارهاي زيبايي در روح و جان من است كه هر كدام مرا يك قدم به جلو رانده همه إنسانهابي كه با اين صفحه پا به زندگي من گذاشتن برأيم عزيزند چه انها كه هنوز هم هستند چه انهايي كه رفتند و ديگر نشاتي از انها نيست اينجا دقيقا خودش يك زندگي است يك دنياست با تمام لحظه هاي خوب و بد و زشت و زيبايش و من چقدر نيازمند اين گريز به عقب بودم امروز روز قشنگي است نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 19 49 توسط رها کبیری سامانی یول سالها بود که دلم میخواست پرواز کنم دیگه شهرمون خیلی کوچک بنظر میرسید به شهرهای اطراف سری زدم اما کافی نبود به کشورهای اطراف سری زدم اماجالب نبو د بال گشودم تا ینگه دنیا را ببینم خوب بعد از سالها رسیدم بالهام را بستم تا خستگی راه از تنم بیرون بیاد خلاصه حالا که چشمهام را خوب باز میکنم میبینم که اسمان همان رنگ سال 87 بود و این اولین پست یول و حالا سالها گذشته و من پخته تر شدم شاید عاقل تر یا نه شاید منطقی تر سالها و روزها به سرعتی باور نکردی سپری شد ندو این گذشت ایام درس های سختی را برایم مرور کرده و ازمون گرفته و دقیقا نمیدانم نمره من از این امتحانات جند شد ه بگمانم دلیلش این باشد که همیشه لذت فهمیدن برایم بیش از هر نمره و محکی بها داشته در این سالها باورهایم عوض شده اعتقاداتم تغییر کرد ه و نگاهم به دنیا از زاویه اه ای متفاوت قرار گرفنه و این یعنی اغاز یک انقلاب در من همیشه انقلاب ها سر انجامی یکسان ندارند همیشه منجر به خوبی و زیبایی نیست این است که میکوشم این انقلاب روحیم را در مسیری درست قرار بدهم در مسیری که مرا بسوی ارامش و سعادت پیش ببرد این روزها در مرورگدشته زندگی میکنم و خوشحالم از اینکه هنوز چیزی نیافته ام مبنی بر اینکه کاش انجامش نمیدادم زندگی هر روز درسی دارد و هر روز نکته ای باورم این است که داشته هایم را قدر بدانم و بر دیده مهربانی بگدارم و نداشته هایم را هم در سبد نقدیر تقدیری که برای تغییرش ان تلاش خواهم کرد اما سنگ بنای ان تلاش است و توکل تولد یول است و من همیشه تولد ها را دوست دارم حتی تولد خودم را نمیدانم چرا اما همیشه تولد ها حالم را خوب میکند بی اختیار لبخند میزنم و ذوق میکنم ساده و خودمانی نوشتم چرا که یول جایی است که همیشه و در همه حال همراهم بوده و درد دلهایم را شنیده و اینجا من همیشه خودم هستم نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 22 53 توسط رها کبیری سامانی پرواز میکنم تا تو تا نهایت رویا تنها تو آغوش بگشا نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 0 28 توسط رها کبیری سامانی یادمان باشد هر غروب پنجشنبه جایی میان دفترت با تو وداع کنم تا شنبه و صلحی دیگر و هفته ای دیگر نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 5 53 توسط رها کبیری سامانی بیداریم را افسار بسته ام افسوس حریف خواب هایم نمی شوم سراسر تویی نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 22 17 توسط رها کبیری سامانی دیشب میان خوابم تو بودی در انتظار من بیدارم و خبری نیست از انتظار نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 20 29 توسط رها کبیری سامانی دردی میان سرم بی قراری میکند و من وعده ی انگشتانت را در گوشش زمزمه میکنم درد با تصور مهربانی دستان تو کمرنگ میشود میمیرد پ ن گاهی تنها درمان من تویی بی انکه بدانی نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 6 5 توسط رها کبیری سامانی حس می کنم سفر کردی به جزیره ای دور جایی که نه دستم به تو میرسد نه خیالم نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 7 19 توسط رها کبیری سامانی هر بار این دفتر را میگشایم دیوانه میشوم نمیدانم یا دل من دل نیست یا تو را دلی نیست نوشته شده در جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 6 32 توسط رها کبیری سامانی مطالب قدیمی تر یول در زبان ترکی بمعنای راه مسیر و جاده است امیدوارم یول راهی باشه برای رسیدن به یول اصلی خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین شهریور ۱۳۹۸ بهمن ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ تیر ۱۳۹۴ اسفند ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ آرشيو پیوندها پرنیان شما که غریبه نیستید سایه سمر مثل باران مثل بودن استاد نعمت نعمتی طنزستان آق دايي آخرین پرواز فرشته قند پهلو رضا شیخ سامانی ناگهانی های بی سببی غلامرضا صفار پاشنه طلا سید مهدی ترابی همیشه فاصله ای هست لیلا ناظمی آلشت عبدالکریم انصاری بارزی یک ساحل پر از شعر حسین میدری رویا ابراهیمی رضا پارسی پور کامران عطاریان یاشیل پنجره مجتبی مهدوی شرق واژه نسرین تهرانی بارانی ترین لحظه ها سلام پاییز طلایی خونین دلان پرنیان دل آرام الهام تفرشی هیوا مهرداد نصرتی سه گانی سایه غبارستان ساراي عروس ِ باران پهلوی پارسی رضا محبی راد پاییز رحیمی مهر آفتاب دخترم رایا اولین دبیرستان blogfa com
|