Meta tags:
description= همسفر تنهایی ها;
Headings (most frequently used words):
باران, ها, است, نشان, کن, من, با, همسفر, تنهایی, پرشین, پارس, کلاهبردار, شب, وداع, گل, ناز, بی, از, اینگونه, مردن, سخنی, نیست, وفای, شمع, نگاهم, سکوت, ومرگ, یکی, شدن, نشانی, شعر, فرشته, درد, دل, خیانت, تندیس, عشق, اهل, دور, دست, آسمان, یک, تکه, دفتر, عصر, بارانی, باش, سكوت, ابدی, چه, سفرها, زير, برد, باخت, ِعشق, چیست, عشقبازی, به, همین, آسانی, همه, چی, آرومه, عید, سال, نو, مبارک, چهارشنبه, آتش, نوشته, های, پیشین, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
عشق (76), ۱۳۸۹ (38), شده (38), یعنی (38), است (35), سنگ (32), صبور (32), نوشته (32), ساعت (30), توسط (30), همه (27), ۱۳۸۸ (25), این (25), ۱۳۸۷ (24), نیست (22), باز (20), نمی (20), بود (17), ایم (16), باش (15), باران (14), همین (14), ۱۳۸۶ (12), های (12), شنبه (12), باد (12), سبز (12), آرومه (11), خود (11), تیر (11), شهر (10), دست (10), برای (10), کرده (10), ایستاده (10), هنوز (10), چقدر (9), روی (9), اگر (9), بزنيم (9), قصه (9), مرگ (9), چرا (8), نمانده (8), درد (8), نگاهم (8), آسمان (7), کرد (7), سکوت (7), دگر (7), ِعشق (7), چون (7), زنی (7), شود (7), مردم (7), كردم (7), خسته (7), تنها (7), سرگردان (7), خواب (7), عاشق (6), منو (6), پرشین (6), پارس (6), مانده (6), پای (6), سال (6), گردان (6), هستی (6), #عشقبازی (6), آسانی (6), رنج (6), کنی (6), میان (6), خرداد (6), حتی (6), قلبم (6), تمام (6), صنم (5), میرزازاده (5), خانه (5), تنهایی (5), چشم (5), خوب (5), خنده (5), رنگ (5), حالا (5), بگو (5), پنجشنبه (5), کسی (5), آرام (5), برگ (5), ریشه (5), ِبی (5), جان (5), جای (5), خاک (5), ولی (5), بودم (5), سفرها (5), نام (5), مرا (5), قلب (5), عصر (5), منم (5), خيانت (5), فرشته (5), ساز (5), جمعه (5), ناز (5), خواهم (5), مرداد (5), سخنی (5), فرخ (4), تمیمی (4), پشت (4), برده (4), شکسته (4), یکشنبه (4), ماهی (4), شراب (4), بهار (4), راه (4), نور (4), خودم (4), تشنه (4), احساس (4), اردیبهشت (4), مجتبی (4), کاشانی (4), روز (4), ماه (4), نشان (4), چیست (4), چیزی (4), مهر (4), بوسه (4), زیر (4), سینه (4), خویش (4), كنی (4), مكن (4), خلوت (4), شعر (4), دنيا (4), خويش (4), خون (4), خورده (4), دوران (4), خطرها (4), گفته (4), بودی (4), گفتم (4), هست (4), دفتر (4), سرد (4), اهل (4), نافع (4), دیگر (4), خواهد (4), قلبت (4), بگویم (4), پول (4), لحظه (3), زیبا (3), کلاهبردار (3), ۱۳۹۶ (3), سلام (3), عزیز (3), تهران (3), ستاره (3), کشید (3), دود (3), زند (3), چهارشنبه (3), فروردین (3), جام (3), شادی (3), مست (3), حال (3), راست (3), امید (3), لیک (3), تحویل (3), واژگون (3), خوشبختم (3), دلبستی (3), چشات (3), معلومه (3), پیشم (3), میبالم (3), خوشحالم (3), برق (3), دوباره (3), نداری (3), نان (3), چهره (3), خواندن (3), شعری (3), کوتاه (3), مهربانی (3), شیرین (3), نسیمی (3), شاخه (3), دشت (3), عسل (3), اما (3), چشمان (3), حرف (3), بدون (3), كاری (3), خار (3), باور (3), درخت (3), روح (3), پروانه (3), نیز (3), شدن (3), چاک (3), آمد (3), دین (3), دهد (3), بردم (3), غرق (3), زندگي (3), زير (3), بيا (3), چتر (3), سخن (3), کویر (3), سكوت (3), ابدی (3), همیشه (3), سنگین (3), تکه (3), همان (3), محمد (3), حسین (3), بهرامیان (3), هزار (3), ناله (3), نماد (3), خاکستری (3), داره (3), آواز (3), سرخ (3), باورت (3), مرده (3), رفت (3), تازه (3), پاک (3), پرواز (3), رقصم (3), خوانم (3), صدای (3), کوچه (3), دلتنگی (3), توست (3), نفس (3), بینم (3), بمیرم (3), اطلسی (3), نفهمیدم (3), عاشقانه (2), دانلود (2), خدا (2), کنه (2), رقص (2), برچسب (2), وبلاگ (2), خوبی (2), انفجار (2), بام (2), دیدی (2), کند (2), پناه (2), چوب (2), حلقه (2), آبی (2), آخر (2), مبارک (2), هفت (2), عید (2), سپید (2), بید (2), لاله (2), شمعی (2), اشکی (2), تندیس (2), مشت (2), دوشنبه (2), یکی (2), نگاهت (2), پیداست (2), آرامش (2), ابد (2), پابرجاست (2), لالایی (2), خوابم (2), چشماتم (2), سیرابم (2), دیگه (2), غصه (2), خوابیدن (2), کنارم (2), خوبه (2), بستی (2), خاطر (2), خوش (2), کار (2), هرکه (2), لحن (2), پیش (2), اول (2), صبح (2), آنها (2), لای (2), نوازش (2), سری (2), زلف (2), چشمه (2), ابر (2), زنبور (2), روحی (2), چشمی (2), ِبا (2), دوست (2), ِمن (2), زنده (2), زرد (2), نگاه (2), آشنا (2), افتاده (2), ناتوان (2), ساقی (2), بخشش (2), مردی (2), مپرس (2), مقام (2), عاشقی (2), مسیر (2), افسانه (2), ظاهر (2), نما (2), زمین (2), وارد (2), جهان (2), سرود (2), آری (2), بدانيد (2), بستم (2), خوردم (2), بارها (2), گشتم (2), دادم (2), قدم (2), بباريم (2), آنکه (2), ایران (2), حسن (2), شویم (2), كنیم (2), چند (2), سحر (2), شاه (2), محمدی (2), سکوتت (2), خاموشی (2), زخم (2), بارانی (2), گویی (2), وامروز (2), گوشه (2), سکوتی (2), کاش (2), گفتی (2), سرو (2), مراد (2), تویی (2), گرچه (2), یكی (2), گیج (2), گردم (2), ماند (2), دیوانه (2), خاموش (2), کشن (2), هرچه (2), دریا (2), ونگ (2), خیس (2), صحرای (2), ببین (2), گرفته (2), سیب (2), اوفتاده (2), کنم (2), مرور (2), عبور (2), چراغ (2), دور (2), دامنم (2), سوار (2), رازِ (2), ندارم (2), کجا (2), تلافي (2), دردم (2), چشمانت (2), ديدم (2), طعنه (2), باشم (2), خاطرم (2), دیده (2), طعم (2), هایم (2), دانم (2), فروش (2), اندیشی (2), فخر (2), دیگری (2), گویم (2), لبهای (2), نشانهء (2), احساساتم (2), توانی (2), دلم (2), نیاز (2), بودیم (2), چیز (2), نیازی (2), اندیشیدن (2), نگاهِ (2), خندید (2), بار (2), عطرِ (2), سدر (2), دراز (2), گفت (2), مثل (2), بسته (2), رهی (2), بالینم (2), شمع (2), نازم (2), مرد (2), اشک (2), احمد (2), شاملو (2), رهش (2), نارونی (2), گُل (2), اقاقیاها (2), گیرم (2), دید (2), تجربه (2), بعد (2), اطلاع (2), ماشين (2), شكايت (2), خيلي (2), كنين (2), تلگرام (2), همسفر (2), blogfa, com, مجموعه, ترین, ابیات, آقاي, هالو, باغملک, گالری, عکس, دلت, بخواد, بارون, مجنون, ياد, رفته, بچه, بيرجندي, رویا, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, دوستان, امیدوارم, خوشتون, بیاد, بتونه, لحظات, اوقات, یرای, شما, درست, مطالب, قدیمی, اسفند, کبوتران, هراسیده, صافش, خال, روم, سوختن, پیداترست, هان, دوم, کلاه, ترکی, ترسیم, فرق, پایتخت, هرجایی, گند, زباله, ماسیده, کام, گربه, طلا, سرزیر, ارزن, نخورد, ننوشید, نوار, تفلون, کبریت, رابستم, زنجیره, حیات, طلایی, سیگار, اولو, آتش, فریبا, بلوکی, سین, سرور, تنگ, بلور, سکه, سبزه, نرگس, آرزوهای, لیلای, مجنونی, رنگین, کمان, غرور, بلبل, نغمه, خوان, عود, اسفندو, گلاب, سودای, ناب, کور, حسود, تکرار, دعا, مقلب, القلوب, مدبر, النهار, نوروز, سعید, جدید, بیم, سهم, بمانم, دلتنگ, نباشم, مسرور, بغضی, گلو, کوبد, پنجره, فریاد, نیامد, سفر, آهنگهای, طالب, زاده, واقعا, زیباست, مریم, اسدی, رکوعی, سجودی, نیت, شکر, نگهداری, فردا, خداحافظی, لقمه, گوارایی, حلال, عرضه, سالم, کالای, ارزان, نمک, خوشی, پوزش, پیغامی, رهگذری, سلامی, مشتری, هایت, ببری, لبخند, گره, بزنی, وبپیچی, حریر, ارزانی, عالم, بکنی, تخفیف, دهی, شادمانی, حراج, بفروشی, مهری, دلی, بخری, مسیحای, جمعی, تسلا, وچراغ, یلدای, پرسشی, بخش, شاعری, کلماتی, وشب, طبیعت, کبوتر, آهو, برکه, مهتاب, عابر, رود, برف, قله, کوه, کارهمواره, نیش, نوشی, زیبای, خزان, بلبلی, گوشی, گلی, پرسی, ظهور, كوشش, ادعا, رفتن, تپیدن, بهر, قربان, اوست, ِاو, ِگفتگو, زحمتی, شهوتی, یار, مهربان, بادبان, نردبان, ِگل, كویری, جاری, شقایق, امكان, خزانی, ریز, سخت, تاب, ِآخرین, آراستن, شمار, افتادن, برخاستن, زشتی, ِزیبا, گنگی, ِگویا, عمل, خلق, كیفیت, دیوار, دیدن, گان, ترنم, داشتن, ِغم, گین, تبسم, كاشتن, آزادی, رهایی, ایمنی, زیبایی, زلالی, روشنی, تـُـنگ, ِراهی, آهویی, رام, صیادی, دام, ساقه, بدی, اجتناب, بردن, كتاب, غوغا, كاهش, ِرنج, ِبشر, توانا, پهلوانا, پهلوان, دلاور, آورده, ِآزرده, منزل, كرده, واگذاری, كوثر, پیكر, خدمت, منتی, طاعت, جنتی, گاه, احترامی, احترام, انتقام, خودت, حضورش, قوّت, قـُـوت, ِمردم, مشكلی, آسان, دردی, درمانده, درمان, خویشتن, گندم, آیین, كسی, خدایش, آدمی, باید, تنور, سردی, نامردی, لاف, مردانه, مردمی, آزاده, بالا, دكان, داری, باطن, باطنی, آكنده, عارف, خرقه, بنده, فِرقه, چنان, نیستی, معشوقت, نداند, كیستی, ذهن, زیباآفرین, آسمانی, كردن, ِروی, گوید, عاقلی, غیر, انگوری, بست, كاش, جامم, جانم, خراب, كجا, آید, ساكن, ناممكن, بوَد, ممكن, كار, ماندنی, ردّپای, دیدنی, شعرهای, ِدیوان, سِرّ, عاشقان, سالک, رمزی, شرح, وصف, مشكل, شور, كلام, مستی, والسلام, كمر, مركب, راندم, توشه, شكرانه, پيچ, وخم, پيمودم, فراوان, برويانم, بذرها, افشاندم, روييدم, پژمردم, بياسايد, رنجاندم, فرسودم, آزردم, بنوشانم, فراواني, درمهر, غوطه, بازي, شرط, باختم, برد, باخت, نشنيده, بگوييم, بينديشيم, عادت, كهنه, زباران, كمي, بياموزيم, ولي, عالمي, كنيم, خيس, شويم, بخود, زيباست, قلم, رقم, سالكم, قطره, انتظار, تواند, نادر, ابراهیمی, ایـــــــــــــران, جاودانه, ماندن, ِپاک, بُرده, ِاین, ِبه, نوشیدن, ِشورابه, بوییدن, بوی, ِنسترن, گوهری, تابان, خوبان, ِقله, بوسیدن, ِخاکس, ِگلی, ناشناس, پرسیدن, قاسم, نژاد, متولد, نشو, بزرگ, گاهی, غربتی, ناخواسته, بینیم, همانجا, مانیم, صله, بین, ببرد, گردیم, غرورم, سکوتم, شکستم, غرورت, مغرورانه, شکستی, خستگی, بدانی, ناجیگری, ناجی, خنجریست, حضورت, مرهمی, گذشت, صورتم, شکست, درآن, پاییزی, گریه, فریادم, حرفهایم, بستری, بغض, بخوابند, روزی, بتی, ستایشت, دریغ, شکنم, بخشایش, عذرم, مفهومی, گمشده, اعماق, تاریک, سامان, كوچك, آینه, ضریح, اعتماد, شومند, انجماد, زده, انسان, بندان, مباد, شهرزاد, بامداد, نبود, حوصله, كشید, آفتابگردانت, مداد, اتشم, کوچ, ایل, اجاقی, درختی, خونمون, پرمونکا, حوض, قالی, وخی, شونمون, بلا, سیا, شلاله, شستیم, دومون, جونمون, رفتی, تیفونی, بپا, کشه, آتیش, بنج, لونمون, گلم, پرنده, مهربونم, گردی, توفان, دخترم, داده, گوش, غریب, موج, مرجان, جاشوی, پاتابه, دوز, دختر, بندری, غبار, دامن, لیلا, جنون, کشیدم, ازآتشم, شناسمت, زنم, آفتاب, زخمی, مومنم, واقفم, آهنم, باغ, مگیر, خاکسارم, هرقنوت, دار, بوس, زین, بلند, شنیده, هوا, تنم, فارغ, کابوس, ناقوس, زمان, شدم, زهم, بشکافت, ناباوری, تقدیری, ترسیدم, زِتردیدت, فاش, پوسیده, گزیر, خیال, بوسیده, وهم, آمدی, خیسم, مزارِ, عاقبت, تندیسم, خيالاتم, نخواهد, يادم, گناهت, گردنم, تاواني, درونت, غمم, خاليست, دردي, فزون, گرديده, اشكي, نمي, كردي, شَكَّم, گريه, باريدم, اينكه, بيزاري, دچار, ترس, ترديدي, پرسيدي, ديگري, سبك, كنم, خیانت, حرفی, بزن, هنگام, ِخواب, مکّار, باک, دلمرده, امیدی, اسیر, ِخاک, غمگین, ِگُل, شیر, تارِ, وحشی, گشته, دورِ, چشمش, پُر, ِپیری, بیچاره, خیره, تصویرِ, دنیای, بیگانه, دلش, نقشش, بهرِ, لحنش, آهنگ, نیرنگ, نباشد, همچو, گناه, فردوس, برین, منبع, کسبش, پاکی, اندامهای, قانع, حفظ, خطوط, کتاب, حبس, گنجه, رنگش, تصویر, ژست, کهنه, طنین, ممتد, بازارهامان, اعتبار, بهای, بودنها, خواهی, غریبم, زیارتگاه, حاجت, نذری, ترسم, گشتن, نمودن, دستان, پرستاران, پوکی, قهرمان, اسکناس, میرد, نوای, محتاجان, کودک, زماتم, سوز, پراز, تپش, سازد, پچی, فری, آرین, سوال, عجیبی, دستم, برم, چانه, میگویم, دنبال, کردی, لبخندم, رسیدی, دریچهء, بوسی, پوست, خاموشم, میکنی, زبانی, رگهایم, شوی, همراه, جریان, خونم, آنگاه, مزرعهء, رسی, نقشهء, زخمهایم, بیاموزی, نجات, پریدن, لذتبار, دردناک, اکنون, مقصد, رسیده, شلوغ, عاطفه, دوی, ناگاه, میخوری, اثر, انگشتانت, دیواره, انداخته, هیچ, اطمینانی, فتح, نشانی, گیتا, صرافی, تسهیم, کردن, ترا, هایی, باشد, نوع, احتیاجم, نیازم, خفه, قدر, احتیاج, دوانده, وجود, خواست, نبودی, شاید, وقت, سرکش, گرفت, وصل, حادثه, آفرید, فراسوی, واژه, اقبال, پور, میانِ, واحه, سرسبزی, وشاخه, ازسدر, رقصیدیم, درطپشِ, قرار, تند, گیسوی, سیالِ, سکرِ, نکجا, رفتم, سومین, بسترم, عشوه, طعمِ, تکراری, بیا, لبِ, خندانِ, برچین, درخیالِ, شنها, جانِ, قسم, دهیم, ردی, غریبِ, نشانمان, بدهند, ومرگ, پیوند, سایه, بدنبال, آیم, بجز, زیبایت, زورقی, گرداب, خواند, چنین, رنجور, عشقت, گسسته, عهدی, سنگت, رهایم, معیری, ایی, رویت, رفتند, آشنایان, سرم, گرید, آرزو, جوانی, گریخت, عمر, گردد, جدا, مسکینم, روزگاری, بدامن, میفشاند, خونینم, غباری, بیش, هوایش, نسیم, ننشینم, سیمگون, موی, غفلت, همچنان, صبحدم, نوشینم, خصم, ساده, لوحی, پندارم, طفلم, نگشوده, مصلحت, وفای, آوا, زموشی, دراند, کفنی, وندر, ظلمت, جزسیا, نوحه, ورنسیمی, جنبد, نجوا, درهای, فرو, دشنه, دشمن, کنج, نشسته, زیرفشار, آمدو, سمج, وزد, زمزمه, صحرا, زنبق, کبود, کارد, آخرین, فرصتِ, عبورِ, تالار, ارسی, ساعتِ, هفتِ, باغچه, هایِ, تابستان, گرم, نخستین, ساعاتِ, اقاقیا, خیالگونه, تردید, گذرد, اینگونه, مردن, ننشسته, بگریخت, چنگ, شعرم, آویخت, کردیم, شبانگه, پرسید, نامش, سوزد, لبانم, دلبری, بخندد, عشقی, آتشم, بزند, صفا, دلبران, دیدار, نواز, مریز, باده, افکن, آور, مینا, گداز, رازیست, لبم, نخواهم, سرودنش, مردیم, محرم, دانای, راز, اند, زبان, بزم, نگار, مناز, گلزار, گلهای, سوزم, زندگی, بخت, ژاله, عمرش, بارید, خیابان, نقره, صدها, بیمار, روغن, جلا, داد, صفیر, بدرود, وداع, خرید, نمایندگی, داشته, نظر, تعهد, پاسخگویی, موقع, سایر, موارد, نظری, دارید, توصیه, میکنید, میگن, فقط, مشتریان, میگیره, خودرو, نمیده, کلی, معطلی, قسطی, برمیگردونه, مورد, کسانی, دارن, رسانی, کنن, نویسنده, zohreh, آذر, 1396, گول, اين, شركت, باسابقه, رانخوريد, ثبت, هايي, پارسال, انجام, دادند, تحويل, ندادند, ميدند, ونه, كلاهبردار, معني, هستند, پاسخشون, اعتراض, اينه, بريد, كنيد, اصلا, طرفشون, نريد, ميدن, زور, پولمو, گرفتم, دادسراي, سعادت, اباد, حرفاي, بخواييد, كنترل, بزنيد, گروه, شاكي, هستن, اينو, سرچ, pershianparsshakian,
Text of the page (random words):
وشینم هنوز خصم را از ساده لوحی دوست پندارم رهی طفلم و نگشوده چشم مصلحت بینم هنوز رهی معیری نوشته شده در جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت 15 8 توسط سنگ صبور نگاهم کن نگاهم کن نگاهم کن ببین این منم که مثل سایه ای بی جان بدنبال تو می آیم نگاهم کن نگاهم کن بجز چشمان زیبایت نگاه مهربانی من نمی خواهم نگاهم کن نگاهم کن مرا چون زورقی خسته در این گرداب تنهایی کسی جز تو نمی خواند مرا کس این چنین رنجور و دل خسته نمی خواهد برای شادی روح شکسته همان روحی که با عشقت گسسته به آن عهدی که با قلب تو بسته ولی قلبت ولی قلبت نه قلبت نه آن دل سنگت رهایم کن نمی خواهم نه قلبت را نه چشمانت پیوند باور نوشته شده در جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت 14 43 توسط سنگ صبور من و سکوت ومرگ میانِ واحه سرسبزی از نگاهِ کویر من و سکوت و مرگ وشاخه ای ازسدر سه روز رقصیدیم سکوت می خندید و مرگ درطپشِ بی قرار و تند نفس سه بار بوسه به لبهای خنده او زد و من سه بار تمام سوار گیسوی سیالِ سکرِ عطرِ سدر به نکجا رفتم به سومین شب بود سکوت آمد و بر بسترم دراز کشید به عشوه با من گفت که طعمِ بوسه مرگ چقدر تکراری است بیا و تا خواب است تو نیز از لبِ خندانِ خنده های من ستاره ای برچین من و سکوت سه سال است درخیالِ کویر تمام شنها را به جانِ خار قسم می دهیم ردی از نگاهِ مرگ و عطرِ غریبِ شاخه سدر نشانمان بدهند اقبال ولی پور نوشته شده در جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت 14 28 توسط سنگ صبور یکی شدن دلتنگی هایم را با تو تسهیم کردن چه زیبا خواهد بود اگر ترا دلتنگی هایی باشد از نوع من دلم می خواهد احتیاجم نیازم درد خفه شده ی سینه ام را همان قدر احساس کنی که گویی احتیاج توست نیاز توست درد ریشه دوانده در وجود توست کوتاه سخن دلم می خواست تویی نبودی تو من و من تو بودیم شاید آن وقت این روح سرکش آرام می گرفت و جای تمام دلتنگی ها را یک چیز پر می کرد بی نیازی نیازی از همه چیز و از همه کس حتی از اندیشیدن اندیشیدن به خوبی ها و عشق ها آری حتی به عشق ها چرا که وصل من و تو حادثه ای خواهد آفرید در فراسوی واژه ی عشق گیتا صرافی نوشته شده در جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت 14 14 توسط سنگ صبور نشانی چه سوال عجیبی نشانهء قلبم دستم را می برم به چانه ام و میگویم نور نگاهم را که دنبال کردی و به مهر لبخندم که رسیدی دریچهء احساساتم را می بوسی و از پوست خاموشم عبور میکنی با شیرین زبانی وارد رگهایم می شوی همراه جریان خونم می روی و می روی و می روی آنگاه به مزرعهء احساساتم قلبم می رسی نقشهء زخمهایم را می توانی مرور کنی و بیاموزی بدون چتر نجات پریدن لذتبار و نیز دردناک است اکنون تو به مقصد رسیده ای پس در کوچه های شلوغ عاطفه ام می دوی ناگاه بر میخوری به اثر انگشتانت که بر دیواره های قلبم خط انداخته و حال حال هیچ می توانی با اطمینانی خاطر نشانهء قلب دیگری را فتح کنی فری ناز آرین فر نوشته شده در جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت 14 7 توسط سنگ صبور شعر من دگر شعری نمی گویم قلب من با هر صدای پچ پچی دیگر یک سرود پر تپش در خود نمی سازد تا که هر کوچه پر از سوز و پراز غم هست تا که بر لبهای هر کودک سکوتی پر زماتم هست من نمی رقصم نمی خوانم تا که می میرد نوای ساز محتاجان در صدای خش خش یک اسکناس سبز تا که هر پوکی برای شهر ما یک قهرمان است تا که دستان پرستاران ما بس ناتوان است من نمی رقصم نمی خوانم من دگر شعری نمی گویم چون که می ترسم ز عاشق گشتن و عاشق نمودن آه در پی حاجت دگر نذری ندارم چون غریبم با مسیر هر زیارتگاه تا که خود خواهی ما هم ریشه ما شد اعتبار دیگری جز فخر با خویش و فروش کم بهای پاک بودنها در سکوت ممتد بازارهامان نیست شهر ما شهر طنین فخر بی چیزی رنگش از تصویر ژست کهنه و درد نو اندیشی قانع از حفظ خطوط یک کتاب حبس در گنجه منبع کسبش فروش پاکی اندامهای مرده و زنده من دگر چیزی نمی دانم من نمی رقصم نمی خوانم صنم میرزازاده نافع نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۹ ساعت 17 40 توسط سنگ صبور با فرشته درد دل کن رازِ من را با زنی دیگر بگو با زنی آرام وُ پاک وُ سر به راه یک فرشته اهل فردوس برین تا نباشد همچو من غرق ِ گناه قصه هایم را بگو نیرنگ بود گرچه لحنش خوب وُ خوش آهنگ بود با فرشته درد ِ دل کن از من و ُ گو که نقشش بهرِ من کم رنگ بود با دلش تا آسمان پرواز کن او که با دنیای من بیگانه است خیره بر تصویرِ من آواز کن این زنی بیچاره و دیوانه است دورِ چشمش پُر ز خط ّ ِپیری و ُ تارِ زلف وحشی اش گشته سپید طعم تو طعم ِگُل وُ شیر وُ عسل لحن او غمگین وُ سرد و نا امید او اسیر ِخاک و تو زیبا وُ پاک سینه اش از نا امیدی چاک چاک ای فرشته او زنی دلمرده است تو همیشه تازه ای دیگر چه باک با فرشته درد دل کن عشق من ناله کن از دیده ی مکّار ِ زن خاطرم را قصه کن هنگام ِخواب با زنی دیگر ز ِمن حرفی بزن صنم میرزازاده نافع نوشته شده در شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت 16 25 توسط سنگ صبور خیانت خيانت ديدم وُ گفتم تلافي مي كنم من هم اگر با ديگري باشم سبك تر مي شود دردم خيانت كردم اما تو ز من با طعنه پرسيدي چرا با اينكه بيزاري دچار ترس و ترديدي خيانت كردي و چون ابر به شَكَّم گريه باريدم خيانت كردم وُ اشكي به چشمانت نمي ديدم تلافي كردم و دردي فزون گرديده بر دردم درونت از غمم خاليست خيانت من به خود كردم گناهت گردنم مانده چه تاواني كه پس دادم چه كردم با خيالاتم نخواهد رفت از يادم صنم میرزازاده نافع نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت 16 16 توسط سنگ صبور تندیس عشق فارغ از کابوس ناقوس زمان گم شدم در شهر بی نام و نشان تا زهم بشکافت در ناباوری قلب تقدیری که ترسیدم از آن پیش چشم پر زِتردیدت دگر فاش شد رازِ دل پوسیده ام من که خود باور ندارم نا گزیر یک خیال مرده را بوسیده ام از کجا با من به این وهم آمدی تا که گیج از باورت خیسم کنی بر مزارِ قصه های گم شده عاقبت از عشق تندیسم کنی صنم میرزازاده نافع نوشته شده در سه شنبه ۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت 16 3 توسط سنگ صبور اهل دور دست آسمان باورت نمی شود منم که سبز ایستاده ام زخم ریشه کرده در تنم که سبز ایستاده ام سرو سر به زیر ریشه در هوا بگو شنیده ای واژگون واژگون منم که سبز ایستاده ام از بلند زین به پای بوس خاک اوفتاده ام دار خود سوار می کنم که سبز ایستاده ام هرقنوت خسته خاکسارم آسمان به دل مگیر گر گرفته باغ دامنم که سبز ایستاده ام اهل دور دست آسمان نه باورت نمی شود اهل شهر دود و آهنم که سبز ایستاده ام پشت این چراغ های سرخ زرد سبز بی عبور من تو را مرور می کنم که سبز ایستاده ام من به مرگ سیب واقفم که سرخ اوفتاده ام من به سیب مرگ مومنم که سبز ایستاده ام ای دل ای دل شکسته آسمان زخمی تو را رنگ آفتاب می زنم که سبز ایستاده ام مه گرفته شهر را ولی هنوز می شناسمت خوب من ببین منم منم که سبز ایستاده ام محمد حسین بهرامیان نوشته شده در شنبه ۵ تیر ۱۳۸۹ ساعت 13 24 توسط سنگ صبور یک تکه باران ازآتشم خاکستری بر جا نمانده است بر خاک من خاکستری حتی نمانده است من هفت صحرای جنون را بو کشیدم حتی غبار دامن لیلا نمانده است پاتابه ی زر دوز دختر بندری ها در خواب خیس جاشوی دریا نمانده است چیزی از آواز غریب موج و مرجان در ونگ ونگ گوش ماهی ها نمانده است من دخترم را دست باران داده بودم گردی از آن توفان باران زا نمانده است می گردم و از هرچه باران هرچه دریا یک رو سری آبی از او در خانه مانده است لا لا گلم لا لا پرنده ی مهربونم هی می کشه آتیش به بنج لونمون دست او شو که رفتی غم چه تیفونی بپا کرد شستیم از او شو هر دومون از جونمون دست ای شو بلا ای شو سیا ای شو شلاله ای شو وخی ور داره ای رو شونمون دست کل می کشن پرمونکا رو حوض قالی دس می کشن رو خاک سرد خونمون دست پروانه نام دفتر شعر خودم بود تنها دو برگ از دفتر پروانه مانده است تنها دو دل بر تک درختی سرد و خاموش از خواب شیرین دو تا دیوانه مانده است از کوچ ایل من اجاقی سرد می ماند از اتشم خاکستری اما نمانده است می گردم و از هر چه او یک تکه باران تنها همین تنها همین در خانه مانده است محمد حسین بهرامیان نوشته شده در دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13 15 توسط سنگ صبور دفتر باران درخت بود و تو بودی و باد سرگردان میان دفتر باران مداد سرگردان تو را كشید و مرا آفتابگردانت میان حوصله گیج باد سرگردان همیشه اول هر قصه آن یكی كه نبود نه باد بود و نه تا بامداد سرگردان و آن یكی همه ی بود قصه بود و در او هزار و یك شب و صد شهرزاد سرگردان تمام قصه همین بود راست می گفتی تو باد بودی و من در مباد سرگردان زمین تب زده انسان عصر یخ بندان و من میان تب و انجماد سر گردان ستاره ها همه شومند و ماه خسته من میان یك شب بی اعتماد سر گردان مرا مراد تویی گرچه بر ضریح تو هست هزار آینه ی نا مراد سرگردان نماد نام تو بود و نماد ناله من هزار ناله در این یك نماد سر گردان درخت كوچك تنها به باد عاشق بود و باد بی سرو سامان و باد سر گردان تمام قصه همین بود راست می گفتی محمد حسین بهرامیان نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13 1 توسط سنگ صبور عصر بارانی چه سنگین گذشت عصر بارانی ام گویی نوازش نمی کرد باران صورتم را وامروز دوباره شکست تکه ای از شکسته های قلبم درآن گوشه ی پاییزی گریه ام فریادم تنها سکوتی بود تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند کاش گفته بودم کاش گفته بودم تو روزی بتی بودی که قلبم ستایشت می کرد دریغ از گوشه چشمی که همان بت شکنم کرد وامروز بخشایش عذرم مفهومی بی رنگ است گمشده در اعماق تاریک قلبم سحر شاه محمدی نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 17 59 توسط سنگ صبور با من باش گفته بودی از غرورم از سکوتم خسته ای من شکستم هر دو را گفته بودم از سکوتت از غرورت خسته ام به خاموشی مغرورانه ات شکستی تو مرا با تو گفتم از همه تنهایی ام خستگی ام با تو گفتم تا بدانی با همه ناجیگری بی ناجی ام تو سکوتت خنجریست بر قلب من و حضورت مرهمی بر زخم من پس باش تا همیشه با من باش حتی اگر خاموشی سحر شاه محمدی نوشته شده در یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 17 56 توسط سنگ صبور سكوت ابدی در همین جا متولد می شویم در همین جا نشو نما می كنیم در همین جا بزرگ می شویم چند گاهی خود را در غربتی ناخواسته می بینیم در همانجا می مانیم تا سكوت ابدی مرگ فا صله ها را از بین ببرد به همین جا بر می گردیم تا در سكوت ابدی مرگ زند گی كنیم قاسم حسن نژاد نوشته شده در سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 17 23 توسط سنگ صبور چه سفرها ما برای پرسیدن ِ نام ِگلی ناشناس چه سفرها کرده ایم چه سفرها کرده ایم ما برای بوسیدن ِخاکس ت ر ِقله ها چه خطرها کرده ایم چه خطرها کرده ایم ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود رنج دوران برده ایم رنج دوران برده ایم ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود خون دل ها خورده ایم خون دل ها خورده ایم ما برای بوییدن بوی گل ِنسترن چه سفرها کرده ایم چه سفرها کرده ایم ما برای نوشیدن ِشورابه های کویر چه خطرها کرده ایم چه خطرها کرده ایم ما برای خواندن ِاین قصه ی عشق ِبه خاک رنج دوران بُرده ایم رنج دوران برده ایم ما برای جاودانه ماندن این عشق ِپاک خون دل ها خورده ایم خون دل ها خورده ایم ای ایـــــــــــــران نادر ابراهیمی نوشته شده در شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 16 53 توسط سنگ صبور زير باران زير باران بيا قدم بزنيم حرف نشنيده اي به هم بزنيم نو بگوييم و نو بينديشيم عادت كهنه را به هم بزنيم و زباران كمي بياموزيم كه بباريم و حرف كم بزنيم كم بباريم اگر ولي همه جا عالمي را به چهره نم بزنيم چتر را تا كنيم و خيس شويم لحظه اي پشت پا به غم بزنيم سخن از عشق خود بخود زيباست سخن عاشقانه اي به هم بزنيم قلم زندگي به دست دل است زندگي را بيا رقم بزنيم سالكم قطره ها در انتظار تواند زير باران بيا قدم بزنيم مجتبی کاشانی نوشته شده در شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 14 7 توسط سنگ صبور برد و باخت و بدانيد اگر من مردم كمر عشق به دنيا بستم مركب عشق به دنيا راندم توشه عشق ز دنيا بردم و به شكرانه عشق رنج ها طي كردم پيچ وخم پيمودم غم فراوان خوردم تا برويانم عشق بذرها افشاندم بارها روييدم بارها پژمردم تا بياسايد عشق خويش را رنجاندم خويش را فرسودم خويش را آزردم تا بنوشانم عشق جام مردم گشتم دل به مردم دادم دل از آنها بردم در فراواني عشق غرق گشتم درمهر غرق بودم در شعر غوطه ها مي خوردم و بدانيد كه در بازي عشق شرط بستم با خويش باختم دنيا را زندگي را بردم مجتبی کاشانی نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 13 57 توسط سنگ صبور نشان ِعشق چیست ای كه می پرسی نشان ِعشق چیست عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی مهر ِبی چون و چرا عشق یعنی كوشش بی ادعا عشق یعنی مهر ِ بی اما اگر عشق یعنی رفتن ِبا پای سر عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست عشق یعنی جان ِمن قربان اوست عشق یعنی خواندن از چشمان ِاو حرف های دل بدون ِگفتگو عشق یعنی عاشق ِبی زحمتی عشق یعنی بوسه ی بی شهوتی عشق یار مهربان زند گی بادبان و نردبان زنده گی عشق یعنی دشت ِگل كاری شده در كویری چشمه ای جاری شده یک شقایق در میان دشت خار باور امكان ِبا یک گل بهار در خزانی برگ ریز و زرد و سخت عشق تاب ِآخرین برگ درخت عشق یعنی روح را آراستن بی شمار افتادن و برخاستن عشق یعنی زشتی ِزیبا شده عشق یعنی گنگی ِگویا شده عشق یعنی مهربانی در عمل خلق كیفیت به زنبور عسل عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی یک نگاه آشنا دیدن افتاده گان زیر پا زیر لب با خود ترنم داشتن بر لب ِغم گین تبسم كاشتن عشق آزادی رهایی ایمنی عشق زیبایی زلالی روشنی عشق یعنی تـُـنگ ِبی ماهی شده عشق یعنی ماهی ِراهی شده عشق یعنی آهویی آرام و رام عشق صیادی بدون تیر و دام عشق یعنی برگ روی ساقه ها عشق یعنی گل به روی شاخه ها عشق یعنی از بدی ها اجتناب بردن پروانه از لای كتاب در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی كاهش ِرنج ِبشر ای توانا ناتوان ِعشق باش پهلوانا پهلوان ِعشق باش ای دلاور دل به دست آورده باش در دل ِآزرده منزل كرده باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری آب را بر تشنه تر عشق یعنی ساقی كوثر شدن بی پر و بی پیكر و بی سر شدن عشق یعنی خدمت بی منتی عشق یعنی طاعت ِبی جنتی گاه بر بی احترامی احترام بخشش و مردی به جای انتقام عشق را دیدی خودت را خاک كن سینه ات را در حضورش چاک كن عشق آمد خویش را گم كن عزیز قوّت ات را قـُـوت ِمردم كن عزیز عشق یعنی مشكلی آسان كنی دردی از درمانده ای درمان كنی عشق یعنی خویشتن را گم كنی عشق یعنی خویش را گندم كنی عشق یعنی نان ده و از دین مپرس در مقام بخشش از آیین مپرس هر كسی او را خدایش جان دهد آدمی باید كه او را نان دهد در تنور عاشقی سردی مكن در مقام عشق نامردی مكن لاف مردی می زنی مردانه باش در مسیر عاشقی افسانه باش دین نداری مردمی آزاده باش هر چه بالا می روی افتاده باش در پناه دین دكان داری مكن چون به خلوت می روی كاری مكن عشق یعنی ظاهر باطن نما باطنی آكنده از نور خدا عشق یعنی عارف ِبی خرقه ای عشق یعنی بنده ی بی فِرقه ای عشق یعنی آن چنان در نیستی تا كه معشوقت نداند كیستی عشق یعنی ذهن زیباآفرین آسمانی كردن ِروی زمین عشق گوید مست شو گر عاقلی از شراب غیر انگوری ولی هر كه با عشق آشنا شد مست شد وارد یک راه بی بن بست شد كاش در جامم شراب ِعشق باد خانه ی جانم خراب ِعشق باد هر كجا عشق آید و ساكن شود هر چه ناممكن بوَد ممكن شود در جهان هر كار خوب و ماندنی ست ردّپای عشق در او دیدنی ست شعرهای خوب ِدیوان جهان سِرّ عشق است و سرود عاشقان سالک آری عشق رمزی در دل ست شرح و وصف ِعشق كاری مشكل است عشق یعنی شور هستی در كلام عشق یعنی شعر مستی والسلام مجتبی کاشانی نوشته شده در یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 13 46 توسط سنگ صبور عشقبازی به همین آسانی است عشقبازی به همین آسانی است که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوشی کارهمواره باران با دشت برف با قله کوه رود با ریشه بید باد با شاخه و برگ ابر عابر با ماه چشمه ای با آهو برکه ای با مهتاب و نسیمی با زلف دو کبوتر با هم وشب و روز و طبیعت با ما عشقبازی به همین آسانی است شاعری با کلماتی شیرین دست آرام و نوازش بخش بر روی سری پرسشی از اشکی وچراغ شب یلدای کسی با شمعی و دل آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی عشقبازی به همین آسانی است که دلی را بخری بفروشی مهری شادمانی را حراج کنی رنج ها را تخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی وبپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند عشقبازی به همین آسانی است هر که با پیش سلامی در اول صبح هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی نمک خنده بر چهره در لحظه کار عرضه سالم کالای ارزان به همه لقمه ی نان گوارایی از راه حلال و خداحافظی شادی در آخر روز و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا و رکوعی و سجودی با نیت شکر عشقبازی به همین آسانی است مجتبی کاشانی نوشته شده در پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 12 40 توسط سنگ صبور همه چی آرومه همه چی آرومه تو به من دل بستی این چقدر خوبه که تو کنارم هستی همه چی آرومه غصه ها خوابیدن شک نداری دیگه تو به احساس من همه چی آرومه من چقدر خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم میبالم تو به من دلبستی از چشات معلومه من چقدر خوشبختم همه چی آرومه تشنه ی چشماتم منو سیرابم کن منو با لالایی دوباره خوابم کن بگو این آرامش تا ابد پابرجاست حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست همه چی آرومه من چقدر خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم میبالم تو به من دلبستی از چشات معلومه من چقدر خوشبختم همه چی آرومه همه چی آرومه تو به من دل بستی این چقدر خوبه که تو کنارم هستی همه چی آرومه غصه ها خوابیدن شک نداری دیگه تو به احساس من تشنه ی چشماتم منو سیرابم کن منو با لالایی دوباره خوابم کن بگو این آرامش تا ابد پابرجاست حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست همه چی آرومه من چقدر خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم میبالم تو به من دلبستی از چشات معلومه من چقدر خوشبختم همه چی آرومه مریم اسدی یکی از آهنگهای طالب زاده که واقعا زیباست نوشته شده در دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 14 45 توسط سنگ صبور عید باز هفت...
|