Meta tags:
keywords= ‹◤ سلطان درد ◢›,santi002;
description= ‹◤ سلطان درد ◢› - ;
Headings (most frequently used words):
داستان, مهسان, ماهان, یه, متفاوت, درباره, مـــنو, نویسـنده, آرشیــــو, دوســتان, برچــسب, ـها, امــکانات,
Text of the page (most frequently used words):
بود (75), گفتم (67), گفت (61), خیلی (57), دیگه (53), امیر (49), این (44), شده (40), دنیایی (38), ماهان (38), کردم (37), وقتی (35), روز (33), admin (31), اما (29), همه (28), اون (28), ولی (27), شدم (27), گریه (27), مجازی (26), منم (26), عسلی (25), دارم (24), اگه (23), برای (23), بودم (23), خونه (23), افشین (23), های (21), باران (20), زنگ (20), دلم (19), بهش (19), بعد (19), بچه (19), دوباره (19), سال (18), رفتم (18), کرد (18), کنم (17), داره (17), چند (17), کلاس (17), چیزی (16), چرا (16), منو (16), دانشگاه (16), یکی (16), عشق (15), نمی (15), بهم (15), ۱۳۹۶ (14), اردیبهشت (14), بشم (14), اونم (14), خودم (14), دایی (14), ۱۴۰۰ (13), بودن (13), علاقه (13), جواب (13), تنگ (13), اومد (13), برام (13), نازنین (13), جان (13), واقعی (12), داشتم (12), حالا (12), گذشت (12), اومدم (12), دوس (12), ۱۳۹۹ (11), جمعه (11), زندگی (11), کنه (11), داشت (11), مامانم (11), بده (11), کرده (11), دلتنگی (10), روم (10), هست (10), باشه (10), داری (10), زدم (10), خبر (10), دیدم (10), داداشم (10), حرف (10), دوست (9), وارد (9), رفته (9), پسر (9), تونستم (9), کاش (9), بهترین (9), خوب (9), الان (9), سلام (9), فقط (9), داد (9), ماه (9), مامان (9), رفت (9), مریم (9), علی (9), 1400 (9), تنهایی (8), تیر (8), شهریور (8), پنجشنبه (8), بهت (8), ازش (8), روزهای (8), روزی (8), خوبی (8), چقدر (8), یکشنبه (8), بیرون (8), نشستم (8), کردی (8), ناراحت (8), قول (8), فکر (8), خوشحال (8), اتاق (8), نیست (8), باز (8), تنها (7), آذر (7), بهمن (7), خرداد (7), شروع (7), بار (7), داشته (7), بیست (7), یکم (7), شنبه (7), برم (7), چون (7), توی (7), شدن (7), گرفتم (7), هیچ (7), دختر (7), میکردم (7), نداره (7), قلب (7), رسیدم (7), ندارم (7), دادم (7), کنی (7), تحمل (7), مهسان (7), ناراحتی (7), بودی (7), یادته (7), مرداد (6), اسفند (6), ۱۳۹۲ (6), ۱۳۹۳ (6), وبلاگ (6), همین (6), تمام (6), چهارشنبه (6), اشنایی (6), شاید (6), نبود (6), یادمه (6), کشیدم (6), زده (6), همیشه (6), هنوز (6), پیش (6), بلند (6), نگاه (6), نگفت (6), بوودم (6), تموم (6), امروز (6), بوود (6), اومدن (6), یهو (6), اشک (6), آره (6), قلبم (6), بابام (6), میشد (6), برات (6), عشقم (6), لباس (6), ۱۳۹۱ (5), باشم (5), اولین (5), میکرد (5), بزرگ (5), تجربه (5), اره (5), بیشتر (5), افتاد (5), نهم (5), ساله (5), حتی (5), باید (5), باعث (5), وقت (5), زود (5), بخاطر (5), مثل (5), سخت (5), زدن (5), همش (5), اومده (5), نگام (5), خورد (5), سرمو (5), دوستم (5), جمع (5), گرفت (5), میخوام (5), سرش (5), کلی (5), اینکه (5), شوخی (5), میخوای (5), پارک (5), بودیم (5), واسه (5), نداری (5), هفته (5), بگیرم (5), بری (5), هستم (5), براش (5), داستان (5), پشت (5), عاشقتم (5), بگم (5), پدر (5), نامه (5), دیدی (5), برگرد (5), پایان (4), خاطرات (4), هستن (4), بازم (4), غریب (4), حال (4), باشی (4), اتفاقی (4), جایی (4), نداشتم (4), وابسته (4), هیچی (4), فهمیدم (4), کنیم (4), جدید (4), بزنم (4), کردن (4), اسم (4), گذشته (4), نیستم (4), دنیا (4), میرم (4), پاک (4), سالم (4), نکنه (4), میگذره (4), دقیقه (4), لحظه (4), برگردوندم (4), روی (4), لطفا (4), دستمو (4), خودش (4), طوری (4), خبری (4), حیاط (4), بخدا (4), چشاش (4), دیدن (4), گذاشتم (4), دروغ (4), شدی (4), خدا (4), خواستم (4), رفتیم (4), قرار (4), قبول (4), زیر (4), دادگاه (4), اجازه (4), نشسته (4), سرشو (4), اصلا (4), خانواده (4), اسمش (4), دوستام (4), بازی (4), مراسم (4), خوش (4), اروم (4), شهر (4), جلو (4), عاشق (4), میره (4), موقع (4), رفتی (4), عروس (4), مهناز (4), رشته (4), داماد (4), اینجا (4), خون (4), رنگ (4), چشمام (4), عزیزم (4), میگفتم (4), نمیشه (4), نبودنت (4), مرگ (3), دنیای (3), میام (3), ادمین (3), درد (3), 1393 (3), ساعت (3), اشنا (3), جدیدی (3), نظارت (3), دیر (3), رقم (3), نمیدونم (3), دخترا (3), همون (3), میشه (3), سپیده (3), ندا (3), البته (3), تصمیم (3), قشنگ (3), مدیریت (3), قبل (3), بدون (3), بدم (3), خجالت (3), بهشون (3), عمل (3), سختی (3), زیاد (3), گذاشتن (3), داشتن (3), دوستان (3), جدا (3), ترین (3), تقریبا (3), دوم (3), کار (3), رسید (3), رها (3), مراقب (3), خودت (3), باش (3), دوستت (3), باشید (3), کمتر (3), عصر (3), براشون (3), کجا (3), ماهه (3), خوبین (3), میکردن (3), بذار (3), نگاش (3), ادامه (3), کشوند (3), فورا (3), جلوی (3), قتی (3), ایستاده (3), اینبار (3), سرازیر (3), اشکاشو (3), میگی (3), ثابت (3), داده (3), فردا (3), خواستگاری (3), خداحافظی (3), کردیم (3), راه (3), برسیم (3), رابطه (3), باشیم (3), اینکارو (3), ماهانو (3), دست (3), رضایت (3), عوض (3), بشه (3), التماس (3), محکم (3), فرداش (3), حالم (3), مگه (3), درست (3), نگفتم (3), اجرا (3), جون (3), کسی (3), دعا (3), کنین (3), تورو (3), مدت (3), میخواد (3), گرفته (3), دیدمش (3), جرات (3), عاشقانه (3), امیره (3), یعنی (3), باهم (3), فامیل (3), جشن (3), قرمز (3), دوریتو (3), پیشم (3), میشدم (3), طاقت (3), حرفای (3), هرچی (3), دیوونه (3), تعجب (3), بوسم (3), مردم (3), منه (3), بریم (3), صورتش (3), ببینم (3), میزدم (3), اونشب (3), صبح (3), کیه (3), مدرک (3), بگه (3), مادر (3), گفتی (3), نیستی (3), نازنینت (3), آخرش (3), چشمات (3), تونم (3), باهات (3), گفته (3), حالتون (3), میکنم (3), فاطمه (3), شماها (3), میدم (3), نکنم (3), باورم (3), قالب (2), بایلــند (2), الکسا (2), آبان (2), ۱۳۹۸ (2), فروردین (2), هزار (2), دوستتون (2), کاربر (2), اویلا (2), سلطان (2), یازدهم (2), ششم (2), تبلیغ (2), نمیدونست (2), نداشته (2), ناخوداگاه (2), بدن (2), بشن (2), میخاست (2), غمگین (2), بقیه (2), خودمون (2), اونجا (2), صاحب (2), غرق (2), حداقل (2), ساخت (2), راحت (2), شماره (2), عجیبی (2), اینها (2), روزها (2), تلفنی (2), تویی (2), دلیل (2), خسته (2), رنج (2), حوصله (2), حضور (2), کشیدن (2), موند (2), جبران (2), ساختم (2), سعی (2), یادم (2), جدایی (2), انتخاب (2), قید (2), سمت (2), جنگیدن (2), ساختن (2), دوسال (2), فکرم (2), برسم (2), بیام (2), زندگیم (2), پانزدهم (2), دوشنبه (2), تازه (2), دوستای (2), گلم (2), پنج (2), ازشون (2), میگیره (2), ذهنم (2), گذاشت (2), مات (2), عصبانیت (2), میزم (2), بردی (2), آخر (2), سرعت (2), جلومو (2), کنار (2), بدونم (2), میده (2), ولم (2), نیومده (2), بیارم (2), کشید (2), ربط (2), جاش (2), حرفا (2), بوده (2), نشی (2), میخواستم (2), مطمئن (2), تشکر (2), راضی (2), منتظر (2), داخل (2), شدیم (2), خلاصه (2), اینا (2), منفی (2), داشتیم (2), میکردیم (2), خودتو (2), نکن (2), منی (2), چندبار (2), میگفت (2), میتونیم (2), فرار (2), حرفیه (2), میزنی (2), دوسش (2), نبودن (2), خونمون (2), حدود (2), خودمو (2), برد (2), کلانتری (2), بابا (2), حکمو (2), کنن (2), حکم (2), ومن (2), قاضی (2), ملاقات (2), صندلی (2), معرفت (2), مند (2), کارش (2), باهاش (2), اولش (2), میگه (2), باور (2), نداشتن (2), نیاوردم (2), دفه (2), خالی (2), معنی (2), گفتن (2), دختره (2), پیشش (2), دهم (2), خوششون (2), میومد (2), پخش (2), کنارش (2), لعنتی (2), راستش (2), نمیتونم (2), دلمو (2), رفتنت (2), دلت (2), برو (2), صورتت (2), زشته (2), چشم (2), اومدیم (2), چشمم (2), رسیده (2), بشین (2), ممنون (2), بیا (2), راستی (2), خاطره (2), فراموش (2), یادگاری (2), دنبالم (2), اتاقم (2), احوال (2), پاشدم (2), نهار (2), نمیام (2), زیبا (2), نامزد (2), رفتن (2), عروسی (2), تالار (2), زنش (2), ازدواج (2), خیانت (2), کارشناسی (2), بازاریابی (2), پیدا (2), حسابداری (2), بچگی (2), چهار (2), دستشه (2), آشنا (2), گره (2), توش (2), کردند (2), مونده (2), آینده (2), کنند (2), چطوری (2), دارند (2), میرند (2), لرزه (2), بابات (2), دونست (2), هنوزم (2), دستای (2), خوام (2), وای (2), ببینمت (2), آخرین (2), نگرانی (2), بابای (2), کاغذ (2), ازهم (2), منودوست (2), خانوم (2), اشتباه (2), ازدست (2), ساراگفت (2), برگشته (2), دعاکنین (2), ازاین (2), فکرمیکردم (2), بودبه (2), ولش (2), حسین (2), هستی (2), خودتون (2), بگید (2), امدید (2), براتون (2), بماند (2), است (2), کند (2), خوشی (2), حسرت (2), بدیم (2), امــکانات, برچــسب, ـها, روزنوشت, متاهل, دوســتان, مهر, آرشیــــو, mh002, نویسـنده, dᴇsɪɢɴ, pʀᴏғɪʟᴇ, ᴍᴀɪʟ, нoмe, مـــنو, تیرماه, فرصت, راهو, کوچیک, احسانو, حسی, سرپرست, پرواز, مدیران, رزومه, درباره, مانده, فدات, 1392, چهارم, دارد, جنگ, نرم, عجیبیست, لبخندت, هفتم, خوابی, سالگی, اینجوری, اغاز, اصرار, ایشون, پذیرفتم, سایتشون, سایت, صورت, خانم, بلور, مدیریتش, دلیلش, تکیه, خجالتی, هفدهم, دلیلی, سمتش, کشیده, دلداری, ابسته, اینو, دورم, شلوغ, رمز, موفقیت, اینه, نزدیک, دلمون, خودنمایی, پسرای, میشی, کندن, سخته, دقیقا, عسل, اویسا, نشون, میداد, چهل, کارنامه, سابقه, هارو, صحبت, پسری, دیه, غیره, معطلی, انجام, میدادم, یبارم, دختری, پسرا, ابراز, شرایط, وفق, وابستگی, هشت, باهاشون, بگذرونم, دیگر, یجورایی, مستعار, هجدهم, باتجربه, نمیده, جزی, پشیمان, ارتباط, بیش, اصلیش, فارق, مقصر, اصلی, ادمی, موفقییت, پیشرفت, وفادار, دور, ذهن, بجا, پایانی, فرقی, هستید, بخاین, نخاین, دارن, هاشون, دلگیرن, جزیی, ادمها, ادمهایی, اتفاقایی, نوزدهم, واقعیمو, دوری, تصمیمم, دوستاان, پنجاه, نفر, یاد, امدم, زمانی, اوج, تجربگی, انسان, نتیجه, رسیدن, بلدم, ایده, واقعهی, هدفم, قدم, هام, غرقش, ادمهاش, شادی, قربونت, خواهم, پنجم, الآنم, برگشتم, مشغله, کاری, هوووف, انگیزی, فکره, دیونه, آیا, یکیشون, افتاده, چرخه, میکنن, دلتنگ, رفقای, مجازیم, تولد, سالگیم, شهریور۱۳۹۹, دستشویی, سروصورتمو, شستم, استاد, چهره, فهمیده, آبرومونو, نیس, تنهام, ساکت, برین, دورمون, بوودن, جلسه, ببرین, حراست, گیر, راهم, عوضی, حرفو, نباید, جونم, دنبالمون, شما, ربطی, سرم, چشام, وکل, جریانو, عاشقشم, داشتی, نمیرفتی, بشی, میدی, ازم, دلخور, بتونی, سوت, بگین, راسته, واکنش, دوسم, خوشبختانه, افتادن, دنبال, بستنی, مهمونشون, ناخدای, حرفش, خندم, چیه, شمارمه, تماستم, شمارشو, برامون, وخیلی, میخوایم, بیایم, جیغ, بلندی, راست, خونتون, میزنه, فعلا, حافظ, اشپزخونه, تلفن, ماهانه, حرفاشون, ماله, خود, امیدوارم, بابابمم, پسره, خوشنم, نمیاد, فراره, باب, جنسی, اینطوری, خونوادت, بعدش, بفهمن, مجبورن, بله, بکش, نمیکنم, مجبوری, بکنی, خونوادم, وضع, دید, دستو, پای, دستشو, شکایت, مبنی, اونام, گرفتن, اندختن, زندان, باباش, کتک, خوردن, برادرم, پدرومادر, جلب, بگذریم, فرا, لاغر, ریشش, اعلام, دار, مجازات, آویخته, نتونستم, پهن, زمین, صادر, دری, سیلی, پاش, افتادم, دلش, سوخت, نگامون, دوتامون, بدبخت, ندادی, وضعیه, میخوان, اعدامت, میفهمی, نفهمیدم, بمیرم, میمیرم, چیکار, زندگیت, ماهانی, وجود, سرباز, میریختم, بیروون, زندانه, حکمش, نشده, قراره, دارین, هرگز, نشه, سالمه, معمولی, محیط, خوشایند, نمیدیدم, شیطون, شیطونیش, شیطونی, برخورد, شدت, نمیومد, شدید, جورایی, فهمونده, حرص, پیچیده, حقیقته, لعنت, فرستادم, زودتر, نیومد, هیچکدام, بدجوری, بفهمونم, ناراحتم, ندید, یکباره, ببینمش, وفتی, میکنه, عجیب, پنجره, خیره, نگاشو, نفهمیده, نمیکردم, بدجور, نخته, مخشو, زدی, جای, بغض, گلومو, متفاوت, ثروتمند, عمو, رضاست, رابطمون, سنمون, نمیداد, ۱۸سالم, متوجه, امیرعلاقه, ۲روز, پسرخوبی, ظاهر, اخلاقی, امیر۲۱, ۳سال, بزرگتر, دانشجو, شهرخودمون, درس, خوندن, میرفتم, شهردیگه, قبولی, پدرم, نگرانش, اخه, پله, گذاشته, زانوهاش, صداش, نداد, سکوتش, عصبی, سکوتت, بگو, عذاب, میکشیدم, میدیدمت, قبلا, دیدنت, الانم, میتونی, وبیراه, بگی, مهم, خوشال, حاضرم, جونمم, جسمم, میذارم, بغلم, ادب, آخرت, کارا, قبلش, بشور, شست, فامیلیه, مارو, انگار, چیزو, فهمیدن, دنبالش, دعوام, مهمونا, عمرم, قبولیم, میرفتیم, وسایلی, لازم, خریدیم, عازم, مطب, بابامم, شرکت, شبی, برگزار, نبودیم, شاخه, آورده, نمیخورم, آخری, بشینم, سیر, نگات, میری, قطره, پایین, سینه, بسه, پیشت, بغلش, نکنی, ممنونم, الانه, بیاد, ببینه, همدیگرو, بغل, خواست, بره, چیزیو, بیار, آورد, بوسیدمش, گاز, لبش, لبم, زخم, اشکال, لبت, بذارم, پریدم, بستم, ترم, اول, برگردم, پرسی, پیام, شهرمون, خواب, دعوتم, واقع, نیمکت, قیافه, خوشکل, پرید, خودشو, رسوند, قربون, صدقه, ترمم, گوشیش, خاموش, شام, نبودم, اتفاق, نیوفتاده, عموت, شاخ, میاوردم, سوال, مامانه, تصویر, نکردم, خفه, کثافت, آشغال, احساس, اینطور, نذاشتم, تلفنو, قطع, ۲بار, ندادم, ضعیف, دعوتیم, اماده, بخریم, هرجور, لباساتو, بپوش, نمیرفتم, عموم, بزور, میبرد, لباسمو, پوشیدم, پاهام, توان, حرکت, رسیدیم, نمیدونستم, قیافش, جوریه, دوماد, پیشواز, نشستن, صمیمی, دوران, دبیرستانم, بدبختی, پرسیدم, جفتتون, کردین, هیچکدوم, جوابی, ندادن, متنفرم, نیمه, شبا, خیانتو, میارم, شکستن, مدرکش, خداروشکر, بعدم, زمان, دبیرستان, اولا, معلم, ارزوی, تحصیل, نستم, ارشد, مورد, بین, المللی, وقفه, دانشگاهم, اواخر, مهربونای, 1399, دوازدهم, کمرش, شکست, بالای, جنازه, قشنگش, گردوند, جمعیت, داغدار, خاکی, چوب, قامت, بینه, چشماش, قرمزه, نگاهی, حرفها, سکوت, سکوتی, فریاد, دردهاشون, وحیدهم, پسرشو, برسونه, بدست, پسرش, قولش, چیز, کتاب, بسته, نادم, پشیمون, اشکای, سرد, داغ, دیده, نگون, بخت, مابقی, گذر, زمانه, اشتباهاتی, فرصتی, زنیم, شنیدم, قسم, خوردم, خوردی, عروسم, کجایی, کنارم, نمیای, عروسیشو, رگش, حرفاش, سیاهی, بدنم, سریال, نگاهم, نگاهت, دلامون, لرزید, روزای, عاشقیمون, نقشه, آیندمون, چطور, بزرگترهامون, همونهایی, زندگیشون, هردومون, گذاشتند, پرتت, دوستش, سراغش, خوابوند, گوشت, اسمشو, بیاری, اشکامو, قشنگتر, بخندم, ببین, اندازه, کافی, فرستادت, چشمای, نیافته, دیار, آواره, عشقی, دستاش, پول, نداشت, آرزوهای, دستات, قولم, حرفم, پامو, بزارم, مال, بجای, گرم, غریبه, ایی, دستام, تمومش, مردن, سفید, میان, نای, نوشتن, دستم, طرح, پیشه, رومه, بگیر, نویسم, زندگیمو, آخه, زندگیمه, آرزوت, بدونی, حرفام, ایستادم, بینی, عروسیه, آخره, شبه, صدا, میگن, لباسهاشو, برنگشته, قفل, سروسیمه, میزنند, دخترم, سالمی, نمیاره, مصیبتی, شکنه, ناز, عروسک, خوابیده, عروسیش, لباش, لبخنده, مبهوت, صحنه, کاغذی, میبینه, دستایی, لرزان, میداره, بازش, اینم, خانومه, خطاب, عشقش, تاسارابه, رسیدباگوشیش, میزدیموبالاخره, خبردارشدیم, عید, قراربودباسارابریم, ببینیمش, شوق, یارشوق, باخودم, عیدم, روزباگوشی, نفربراش, توکه, خدااشتباه, نمیکردبهم, سارااینوگفته, خداسارادروغ, چرابایددروغ, خدااون, بعدگفت, توراست, تورونمیشناسم, عزت, زیاددیداربه, قیامت, ازحال, نبودهمه, چشماموبازکردم, زمینم, خودموجمع, کردمواینقدرگریه, جونی, نمونده, بودعشقم, برداشت, بودومن, داقون, وعصبانی, ساراتا15فروردین, ساراپیداش, نبودتاتوی, دبیرستانمون, چیکارکردی, بامن, دخترعمش, اشتباهی, فرستاده, عمرداغونیه, هابه, میگفتن, چرامثل, مرده, هاشدی, چرااینقدرگریه, میکنی, نمیدونستن, منواینجوری, 1ماه, گذشتوافشین, سارارونمیداد, تایه, سارازنگ, زدخونمون, برگشت, منوفیلم, نمیدونی, چقدردروغ, تابرگشت, بودولی, باورنمیکردم, تابالاخره, باگوشیدارشدنم, بارگفت, میدونی, تاحالانگفتم, چراچون, میترسیدم, ازدستت, دیوونتم, تونمیتونم, وتورومیخوام, وهمین, جورگریه, میکردوگفت, فکرکردم, بارخودکشی, وداداشم, واقعاخودکشی, بود4بارمن, 1سال, عشقموندیدم, نره, وبهم, رویدادهای, دوماه, ننوشتم, ارشیاجان, ازتوممنونم, اجازرودادی, اسمای, پسرامستعاره, و17سال, تابستان, پارسال, بایه, نفرتلفنی, شدوداستان, شدکه, شکیباگفتم, پسروامتحانش, ندادبهش, بعددیگه, ولکن, منودوستم, نبودمیگفت, دوتامونودوست, 2هفته, رویادوستمون, بادوتاازدوستاش, بودشماره, یکیشونوبه, دادمن, نمیخواستم, باکسی, سردوراهی, پدرام, نمیومدزنگ, ندم, علیونمیخوام, شدوچرا, افشینوبه, داداما, بزن, ازدخترابدش, میومدولی, شوخ, بودمسخره, درمیوورد, اذیتم, میکردولی, کمک, جااززبان, اونا, مینویسم, کمکم, بایدفکرکنم, فردازنگ, میزنم, فرداشد, الوافشین, شمایی, شدنازنین, منومثل, برادرت, واگه, مشکل, کردبهم, بگوباشه, ازاون, اصلاهروزباافشین, وحرفای, علیوبهش, روزعلی, گوشیوجوابدادگفت, تویه, اشغالی, ازاشغال, دونی, درت, اوردن, ومیگفت, ازسرم, بردارهرچی, چراتوروخدااین, کاروبامن, اشکمودراورده, الی, تاپیش, فکرنکنه, زنگیدم, ببخشیدازاین, حرفابش, باید1هفته, فکرکنم, کردتواین, نزدم, بعدازیه, گوشیشوبرمیداشتومیگفت, واگذارشده, زدموگفتم, جوش, اورده, بودوگفت, وعلی, خودشه, نمیخوادبات, بزنه, میگم, دادوگفت, توباافشین, شکیباگفته, با5نفردیگه, بعدبش, بروازاون, روزهروقت, اسمشوجلوی, میوردم, عصبانی, میشدهمیشه, چرااخه, علاقم, زیادشدجوری, باشنیدن, گریم, میگرفت, بابامامانم, گوشیموازم, نمیتونستم, باخبربشم, وروزم, بوداشک, وعشق5ماه, بودهیچ, سریا, بینید, بهتون, دلتنگتون, مبارک, انشالا, صحیح, سلامت, حالت, بنویس, مهربان, ادریبهشت, شانزدهم, بعضیا, شدنی, نیستن, واست, میرن, کامنت, بزارید, ایمان, دیدنتون, گنجایش, تون, نبردم, همچنین, مهربانم, آویسا, پویا, مبینا, ریحانه, رضا, نیلوفر, مانیس, دردناکی, نگه, میکنید, زنید, خوبه, بتونید, بنویسید, میترسم, چیزیتون, واقعیت, پنهان, محل, کارم, قدیم, فهلن, خیر, بدش, زیباترین, آرزو, احمد, شاملو, اگر, روزمرگی, کمرنگ, بلکه, فاصله, بیستم, همان, دیدار, بخدایا, عضو, خانوادمون, گرفتی, خدایا, کمه, خوبیات, بنویسم, ساعته, نداریمت, بلد, شندیدن, ایندفعه, منچ, اذیتت, زنی, دفعه, خور, هاتو, بخرم, نباشی, بوی, تلخ, زندگیممونه, اسمونی, شدنت, خواهرات, اینقدر, تنهامون, گذاشتی, نبودی, موندیم, جمعمون, مهربانترین, رفیقم, خانوادگی, نمیتونیم, تونیم, بیاییم, سرخاکت, خاک, سپرده, میسوزه, کرونای, ایران, دستت, www, bisttarh, کافه, رفیق, پست,
Text of the page (random words):
اون روز به بعد با مامانم میرفتیم بیرون وسایلی رو که برای دانشگاه لازم بود خریدیم یک روز قبل از عازم شدن من صبح تو خونه تنها بودم مامانم رفته بود مطب بابامم شرکت بود زنگ خونمون رو زدن رفتم ببینم کیه دیدم امیره در رو باز کردم امیر اومد تو گفت تنهایی گفتم آره از شبی که مراسم جشن برگزار شده بود تا اون روز منو امیر هیچ موقع تنها با هم نبودیم امیر یه شاخه گل برام آورده بود گفتم بشین برم برات یه چیزی بیارم گفت ممنون چیزی نمیخورم فقط بیا پیشم بشین روز آخری بشینم سیر نگات کنم منم گفتم باشه رفتم کنارش نشستم گفت مریم راستی راستی داری میری گفتم آره چند قطره اشک از چشاش اومد پایین منم دیگه طاقت نیاوردم شروع کردم با امیر گریه کردن سرمو گذاشتم رو سینه اش و باهم حدود ۱۰ دقیقه گریه کردیم گفتم امیر بسه بذار با یه خاطره خوب از پیشت برم اشکاشو پاک کرد و دوباره بوسم کرد اینبار منم محکم بغلش کردم و گفتم امیر عاشقتم امیر گفت من بیشتر و دوباره گفت مریم بهم قول بده اگه رفتی دانشگاه منو فراموش نکنی و اونجا عاشق یکی دیگه نشی منم گفتم امیر این چه حرفیه من فقط تورو دوس دارم و فقط عاشق تو هستم گفت ممنونم گفتم امیر الانه که مامانم بیاد خونه اگه ببینه زشته گفت باشه و دوباره همدیگرو بغل کردیم امیر خواست بره گفتم امیر یه چیزیو فراموش کردی گفت چی گفتم صورتت رو بیار جلو تا بهت بگم اونم اینکارو کرد وقتی صورتش رو آورد جلو منم محکم بوسیدمش و یه گاز از لبش گرفتم گفت دیوونه لبم زخم شد گفتم اشکال نداره یادگاری من برای تو اونم گفت باش پس بذار منم یه یادگاری رو لبت بذارم منم فرار کردم اونم دنبالم کرد پریدم تو اتاقم و در رو بستم گفت شوخی کردم مریم و خداحافظی کرد و رفت منم از پشت در ازش خداحافظی کردم وقتی دانشگاه بودم با امیر تلفنی رابطه داشتم ترم اول که تموم شد وقتی به امیر گفتم میخوام برگردم خیلی خوشحال شد وقتی رسیدم خونه با مامان بابام که دلم براشون خیلی تنگ شده بود احوال پرسی کردم و با هم رفتیم خونه تو به امیر پیام دادم و گفتم رسیدم خونه با امیر تو یکی از پارک های شهرمون قرار گذاشتم دلم براش خیلی تنگ شده بود صبح که از خواب پاشدم به مامانم گفت نهار نمیام خونه یکی از دوستام دعوتم کرده اما در واقع نهار با امیر بودم وقتی رسیدم پارک امیر رو دیدم که رو یه نیمکت نشسته بود قیافه اش خیلی عوض شده بود خوشکل شده بود وقتی که چشم امیر بهم افتاد امیر از جاش پرید و به سرعت خودشو به من رسوند گفت مریم خیلی دلم برات تنگ شده بود خیلی زیبا شدی و یکم قربون صدقه ام رفت اون روز رو با امیر بودم بعد از چند ماه یه بار که ترمم تموم شده بود خواستم به امیر زنگ بزنم بگم دارم میام ولی هرچی زنگ میزدم گوشیش خاموش بود ناراحت بودم وقتی رسیدم خونه بعد از شام گفتم مامان تو این مدت که من نبودم اتفاق خا صی که نیوفتاده اونم گفت نه فقط پسر عموت امیر نامزد کرده داشتم شاخ در میاوردم با تعجب گفتم امیر گفت اره گفتم چه بی خبر پاشدم اومدم تو اتاقم و نشستم تا صبح گریه کردم با خودم گفتم امیر چرا تو که عاشق من بودی تو به من قول داده بودی چرا رفتی با یکی دیگه نامزد کردی و خیلی سوال ها اونشب تو ذهنم رفتن بعد از چند روز تو خونه تنها بودم زنگ در رو زدن فکر کردم مامانه اما وقتی تو تصویر دیدم امیره در رو براش باز نکردم زنگ زد خونه جواب دادم امیر بود گفت مریم چرا در رو باز نمی کنی گفتم خفه شو کثافت آشغال چرا با احساس من بازی کردی گفت مریم بخدا اینطور که تو داری فک می کنی نیست من دیگه نذاشتم ادامه بده و تلفنو قطع کردم ۳ ۲بار دوباره زنگ زد اما من جواب ندادم چند هفته گذشت من روز به روز داشتم ضعیف تر میشدم تا اینکه یه روز مامانم اومد خونه گفت جمعه شب عروسی امیر دعوتیم خودتو اماده کن عصر بریم لباس بخریم گفتم مامان من نمیام خودت یکی برام انتخاب کن گفت هرجور دوس داری وقتی عصر مامانم رفت بیرون با خودم نشستم کلی گریه کردم روز جمعه که رسید مامانم گفت لباساتو بپوش باید بریم دوس نداشتم برم اما اگه نمیرفتم عموم میومد دنبالم و بزور منو میبرد منم رفتم لباسمو پوشیدم و با مامان بابام رفتیم تالار پاهام توان حرکت کردن نداشتن و قتی رسیدیم داخل تالار امیر و زنش هنوز نیومده بودن اصلا نمیدونستم زنش کیه و قیافش چه جوریه وقتی گفتن عروس دوماد اومدن همه رفتن پیشواز جز من وقتی همه نشستن چشمم به عروس که افتاد خیلی تعجب کردم امیر با مهناز یکی از صمیمی ترین دوستای دوران دبیرستانم ازدواج کرده بود مهناز اون موقع از رابطه ی منو امیر خبر داشت از علاقه ی من به امیر خبر داشت اما بهم خیانت کرده بود و با امیر ازدواج کرده بود اونشب با هزار بدبختی که بود گذشت چندبار با امیر و مهناز حرف زدم و پرسیدم چرا جفتتون بهم خیانت کردین اما هیچکدوم جوابی ندادن دیگه از امیر که یه موقع عشقم بود و مهناز که بهترین دوستم بود متنفرم از اون روز به بعد نیمه شبا من فقط گریه می کنم راستش تحمل این خیانتو ندارم دیگه دارم کم میارم قلبم دیگه جایی برای شکستن نداره برام دعا کنین حس چت چت حس عسلی چت باران چت چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۹ 11 20 admin داستان عاشقانه واقعی 1 داستان مهسان و ماهان یه داستان متفاوت من مهسان هستم ۲۳ سالمه تو یه خانواده معمولی بزرگ شدم وقتی که ۱۹ سالم بود وارد دانشگاه شدم محیط دانشگاه خیلی برام خوشایند بود به طوری که اگه یه روز بچه های دانشگاه رو نمیدیدم دلم براشون تنگ میشد کلاس خوبی داشتیم همه بچه ها با معرفت بودن چه دختر چه پسر توی پسر ها یکی بود که اسمش ماهان بود ماهان پسر خوبی بود و یکم شیطون و همین شیطونیش باعث شد که من بهش علاقه مند بشم ماهان با اینکه پسر شیطونی بوود اما کمتر با دختر ها شوخی میکرد و همین کارش باعث میشد من کمتر باهاش برخورد داشته باشم اما به شدت بهش علاقه مند بوودم اگه یه روز نمیومد دانشگاه دلم براش تنگ میشد روز ها و ماه ها گذشت و من همون علاقه شدید رو به ماهان داشتم اما تو این مدت به ماهان یه جورایی فهمونده بودم که دوسش دارم یه روز یکی از دوستام تو کلاس بهم گفت ماهانو با یکی از دختر های دانشگاه تو پارک دیدن اولش فک کردم داره دروغ میگه و میخواد منو حرص بده اما کم کم این خبر تو کلاس پیچیده شد و منم باور کردم که حقیقته اون روز وقتی اومدم خونه کلی گریه کردم و به خودم لعنت فرستادم که چرا زودتر بهش نگفتم چند روز گذشت ماهان به دانشگاه نیومد هیچکدام از بچه های کلاس هم ازش خبر نداشتن دلم خیلی براش تنگ شده بود اومدم خونه حالم بدجوری گرفته بود فرداش که رفتم کلاس دیدم اومده وقتی دیدمش خیلی خوشحال شدم اما به روی خودم نیاوردم میخواستم بهش بفهمونم از کارش ناراحتم اما ماهان منو ندید وقتی رو میزم نشستم سرمو برگردوندم که یکباره دیگه ببینمش اما وفتی سرمو برگردوندم دیدم داره نگام میکنه یه دفه تو دلم خالی شد نگاش خیلی عجیب بود با ناراحتی سرمو برگردوندم و به پنجره خیره شده بودم معنی نگاشو نفهمیده بوودم اون روز دیگه جرات نمیکردم نگاش کنم اما دوستام گفتن ماهان امروز بدجور تو نخته نکنه مخشو زدی با خودم گفتم ای کاش زده بوودم و من جای اون دختره تو پارک پیشش بوودم بغض عجیبی گلومو گرفته بود بلند شدم و رفتم تو دستشویی دانشگاه تا تونستم گریه کردم چند دقیقه که گذشت بلند شدم و سروصورتمو شستم و رفتم کلاس استاد اومده بود اما گذاشت برم تو بچه های کلاس داشتن نگام میکردن از چهره ام فهمیده بودن گریه کردم یه لحظه نگام تو نگاه ماهان خورد مات داشت نگام میکرد با عصبانیت سرمو برگردوندم و روی میزم نشستم دوستم گفت چرا گریه کردی آبرومونو تو کلاس بردی گفتم چیزی نیس فقط تنهام بذار اونم دیگه چیزی نگفت و تا آخر کلاس ساکت بوودم اما وقتی کلاس تموم شد به سرعت از جمع جدا شدم و اومدم خونه وقتی رسیدم دم در دانشگاه ماهان جلومو گرفت گفتم برین کنار میخوام رد شم اما ماهان گفت باید بدونم چرا امروز گریه کردی همه بچه های کلاس دورمون جمع شده بوودن که یکی از بچه های کلاس گفت لطفا جلسه رو ببرین جایی دیگه الان حراست گیر میده با عصبانیت نگاش کردم و به راهم ادامه دادم ما ماهان دستمو کشوند و با خودش منو کشوند گفتم ولم کن عوضی سرش داد کشیدم اونم دستمو رها کرد و دیگه چیزی نگفت منم فورا ازشون جدا شدم و اومدم خونه تو خونه کلی گریه کردم و ناراحت بودم از اینکه اون حرفو جلوی بچه ها به ماهان گفتم و بعد از چند روز که دوباره رفتم کلاس بچه های کلاس طوری دیگه نگام میکردن دیگه از اون شوخی ها تو کلاس خبری نبود ماهان هم نیومده بوود و قتی کلاس تموم شد اومدم تو حیاط دانشگاه دیدم دوباره دم در دانشگاه ایستاده با خودم گفتم نباید کم بیارم و وقتی که رسیدم دم در دوباره جلومو گرفت گفتم چی از جونم میخوای چرا ولم نمی کنی دوباره بچه ها جمع شدن و ماهان هم فورا دستمو گرفت و با خودش کشوند تو پارک دانشگاه همه بچه ها هم دنبالمون اومدن دوباره بهم گفت چرا اون روز گریه کردی منم گفتم به شما هیچ ربطی نداره که اینبار سرم داد کشید که ربط داره بخدا ربط داره و یهو اشک از چشاش سرازیر و منم ناخوداگاه اشک از چشام سرازیر شد تحمل دیدن اشکاشو نداشتم وکل جریانو بهش گفتم و گفتم که عاشقشم و چند ماهه که این علاقه رو تو دلم گذاشتم یهو از جاش بلند شد و اومد بهم خب منم تو رو دوس اما اینبار من سرش داد کشیدم گفتم تو داری دروغ میگی تو اگه منو دوس داشتی نمیرفتی با یکی دیگه دوس بشی که یهو ماهان گفت اگه من بهت ثابت کنم اون حرفا همش دروغ بوده قول میدی ازم دلخور نشی گفتم اگه بتونی که همه بچه کف زدن و سوت کشیدن و ماهان گفت اون حرفا رو خودم به بچه ها گفتم و بهشون گفتم طوری بگین که مهسان فکر کنه راسته میخواستم واکنش تو رو بدونم و مطمئن بشم که دوسم داری که خوشبختانه جواب داد و از بچه ها تشکر کرد و گفت حالا راضی شدی منم گفتم آره که همه بچه ها افتادن دنبال ماهان چون بهشون قول داده بوود اگه من راضی بشم بستنی مهمونشون کنه اون روز خیلی خوشحال بودم اومدم خونه از خدا تشکر کردم و فردا که اومدم ماهان دم در ایستاده بود اومدم سلام کردم که اونم گفت سلام بر ناخدای قلبم از این حرفش خندم گرفت و وقتی خواستم از در بیام تو گفت مهسان گفتم چیه گفت این شمارمه منتظر تماستم و شمارشو گرفتم و با هم رفتیم تو کلاس وقتی داخل شدیم همه برامون دوباره کف زدن خیلی خجالت کشیدم چند ماه گذشت و علاقه منو ماهان بهم بیشتر شده بوود وخیلی به هم وابسته شده بودیم یه روز ماهان بهم زنگ زد گفت میخوایم بیایم خواستگاری جیغ بلندی کشیدم و گفتم راست میگی گفت اره الان مامانم به خونتون زنگ میزنه واسه قرار گذاشتن و من گفتم پس فعلا خدا حافظ و از هم خداحافظی کردیم اومدم تو اشپزخونه بعد از چند دقیقه تلفن زنگ خورد فهمیدم مامان ماهانه مامانم رفت جواب داد از حرفاشون فهمیدم واسه پنج شنبه شب قرار گذاشتن خیلی خوشحال شدم خلاصه ماهان اینا اومدن خواستگاری و بعد از چند روز بابام جواب منفی داد خیلی ناراحت شدم اومدم تو اتاق به ماهان زنگ زدم بهش گفتم هر دو داشتیم گریه میکردیم که ماهان گفت خودتو ناراحت نکن مطمئن باش ماله خود منی خیلی امیدوارم کرد ماهان اینا چندبار دیگه اومدن خواستگاری و بابابمم جواب منفی داد میگفت از پسره خوشنم نمیاد و و کار من شده بوود گریه یه شب ماهان زنگ زد گفت ما میتونیم از یه راه به هم برسیم گفتم اگه فراره من نیستم گفت نه باب فرار نیست ما میتونیم به هم رابطه جنسی داشته باشیم و اینطوری اگه خونوادت بعدش بفهمن مجبورن جواب بله بدن اما من بهش گفتم خجالت بکش این چه حرفیه که میزنی صد سال اینکارو نمیکنم ماهان گفت مهسان تو اگه منو دوس داری و میخوای بهم برسیم مجبوری اینکارو بکنی و راه دیگه نداری چند روز فک کردم و چون خیلی دوسش داشتم قبول کردم خلاصه یه روز که خونوادم خونه نبودن بهش زنگ زدم و اومد خونمون بعد از حدود یک ساعت یهو داداشم اومد تو اتاق و وقتی ما رو با اون وضع دید من فورا خودمو جمع کردم و رفتم تو اتاق دیگه اما ماهان داشت زیر دستو پای داداشم له میشد و داداشم دستشو کشید برد کلانتری و ازش شکایت کرد مبنی بر ز ن ا اونام ماهانو گرفتن و اندختن زندان منم با داداشم رفته بوودم کلانتری وقتی بابا مامان ماهان اومدن باباش کلی حرف به ماهان زد و چند ماه گذشت حالا دیگه از کتک خوردن من به دست برادرم و اومدن پدرومادر ماهان برای جلب رضایت بگذریم روز دلم خیلی برای ماهان تنگ شده بود روز دادگاه فرا رسید وقتی رفتم تو دادگاه ماهانو دیدم خیلی عوض شده بود لاغر ریشش اومده بوود زدم زیر گریه که اونم زد زیر گریه رفتم پیش داداشم نشستم قرار شد یه هفته دیگه حکمو اعلام کنن بع از یک هفته دوباره رفتیم دادگاه که دادگاه حکم کرد که باید به دار مجازات آویخته بشه ومن دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم پهن شدم رو زمین از قاضی التماس کردم که حکمو صادر نکنه رو کردم به داداشم و گفتم که اگه منو دوس دری رضایت بده که داداشم یه سیلی محکم بهم زد و منو با خودش برد خونه تو خونه همش گریه میکردم فرداش رفتم پیش قاضی ازش التماس کردم و به پاش افتادم که اجازه بده من یه بار با ماهان ملاقات کنم اونم دلش به حالم سوخت و اجازه داد و قتی رفتم تو اتاق ماهان رو صندلی نشسته بود رفتم رو صندلی نشستم و سلام کردم سرشو بلند کرد و وقتی نگامون تو هم خورد اشک هر دوتامون سرازیر شد ماهان گفت مهسان خوبی گفتم چه خوبی بدبخت شدم تو مگه قول ندادی همه چی درست میشه پس این چه وضعیه میخوان اعدامت کنن میفهمی اونم داشت گریه میکرد که گفت بخدا من نفهمیدم چی شد اما من ناراحت نیستم که میخوام بمیرم چون بخاطر تو دارم میمیرم پس این ناراحتی نداره گفتم اگه تو بری من چیکار کنم گفت مهسان بعد من تو رو خدا به زندگیت ادامه بده فک کن اصلا ماهانی وجود نداشته که یه سرباز اومد تو گفت وقت ملاقات تموم شده و من دیگه چیزی نگفتم همش داشتم اشک میریختم و از اتاق رفت بیروون الان ماهان ۲ ساله تو زندانه هنوز حکمش اجرا نشده امروز داداشم اومد گفت قراره یک ماهه دیگه اجرا بشه تو رو جون هر کسی که دوس دارین برام دعا کنین که این حکم هرگز اجرا نشه و داداشم رضایت بده تورو خدا برام دعا کنین حس چت چت حس عسلی چت باران چت یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹ 11 57 admin ۱۱ شهریور۱۳۹۹ سلام خوبین یک ماهه از تولد ۲۹ سالگیم میگذره الان خیلی خیلی دلتنگ دوستان و رفقای مجازیم شدم همش داره تو ذهنم می چرخه ک کجا هستن چه میکنن خیلی دلم میگیره ک نکنه یکیشون اتفاقی براشون افتاده باشه آیا همه دوستای گلم که پنج شش ساله ازشون خبر ندارم سالم هستن این فکره دیونه ام می کنه هوووف چ عصر غم انگیزی حس چت چت حس عسلی چت باران چت سه شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۹ 16 28 admin دنیایی مجازی دلم برای دنیایی مجازی تنگ شده مشغله کاری و این زندگی باعث شده خیلی کمتر به دنیایی مجازی سر بزنم الآنم تازه از کار برگشتم خسته شب خوبی داشته باشید دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ 21 39 admin 06 37 قربونت برم من هنوز دوستت دارم و خواهم داشت مراقب خودت باش یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۸ 6 38 admin 09 10 قید دنیایی مجازی رو زدن و ساختن یه دنیایی واقعی همه فکرم شده و سعی میکردم از اون دنیایی ک دوسال غرقش شده بودم و ادمهاش همه زندگیم بودن و دلیل شادی و غم هام شده بودن رها بشم و بیام سمت دنیایی واقعی اولین قدم پاک کردن تمام خاطرات دنیایی مجازی بود و کم کم روزهای رسید ک تونستم به هدفم برسم و رها بشم و یه زندگی خوب توی دنیایی واقعهی داشته باشم یک کار خوب وی زندگی ایده ال تمام فکرم بود جنگیدن و به نتیجه رسیدن رو خوب بلدم مثل همون زمانی که تو اوج بی تجربگی وارد دنیای مجازی شدم و بعد دوسال مثل یک انسان ک ده سال تجربه دنیایی مجازی رو داره امدم بیرون حالا جنگیدن برای ساختن یه زندگی واقعی رو هم یاد گرفتم و دارم پیش میرم سمت بهترین ها حس چت چت حس عسلی چت باران چت یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶ 9 10 admin 08 47 بعد از پایان حس چت دیگه قید دنیایی مجازی رو زدم و وارد دنیایی واقعی شدم و ی زندگی جدید برای خودم ساختم توی این دو سال دنیایی مجازی ک گذشت تقریبا با پنجاه نفر اشنا شدم و حالا جدایی از این دوستاان خیلی خیلی سخت بود ولی بخاطر سختی های ک کشیدم دیگه تصمیمم رو گرفتم و جدایی رو انتخاب کردم وارد دنیایی واقعی خودم شدم دنیایی واقعی که بخاطر غرق شدن در مجازی یادم رفته بود دوباره از نو دنیایی واقعیمو ساختم و سعی کردم با دوری از دنیایی مجازی روزهای گذشته رو جبران کنم حس چت چت حس عسلی چت باران چت سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۶ 8 46 admin 23 20 خب بعد یک سال چت روم داری و مدیریت در حس چت به روزهای پایانی خودم در دنیایی مجازی رسیدم و این پایان تمام روزهای من در دنیایی مجازی بود هم خیلی خوب بود هم خیلی بد چ ادمهایی ک وارد زندگی من شدن و چ اتفاقایی ک افتاد نمیدونم ولی هر چقدر ک بد باشه ولی جزیی از زندگی و گذشته من شدن این ادمها و همیشه در قلب من هستن خیلی هاشون شاید از من دلگیرن خیلی ها هم شاید هنوز من رو دوست دارن ولی فرقی برای من نداره و همیشه در قلب من هستید چ منو بخاین چ نخاین سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۶ 23 20 admin 10 25 ساخت چت روم برای خودم و با اسم حس چت شروع تجربه جدید برای من بود و این تجربه سخت ترین روزهای زندگی من رو رقم زد و این سخت بودن اون روزها باعث شد زود رنج و بی حوصله بشم و خیلی زود از دنیایی مجازی زده بشم ولی خب جدا از سخت بودن و سختی کشیدن ها روزهای خوبی رو خاطرات خوب بد هم بجا موند موفقییت در حس چت و پیشرفت بخاطر داشتن دوستان وفادار دور از ذهن نبود ولی خب مثل همیشه مقصر اصلی من بودم چون ادمی زود رنج و بی حوصله شده بودم و بعد از دو سال حضور در دنیای مجازی دیگه شاید از این دنیا زده شده بودم اون پسر 20 ساله سر حال فارق از دنیایی واقعی حالا ی پسر 22 ساله خسته و زده شده از دنیایی مجازی هم بود ارتباط های تلفنی زیاد و وقت گذاشتن های بیش از حد تویی دنیایی مجازی شاید دلیل اصلیش بود ولی حتی با اون سختی ها هم پشیمان نیستم و اون روزها بهترین روزهای زندگی من هست ولی ای کاش باتجربه تر از اینها عمل میکردم ک البته دیگه ای کاش ها جواب نمیده و جزی از گذشته من ه...
|