Meta tags:
description= محبت گفتني نيست $سلام بچه هاخوش اومدين خواهشأاگه گوشه كناري ازوبم عيب داره بهم بگين ممنون$;
Headings (most frequently used words):
محبت, گفتني, نيست, سلام, بچه, هاخوش, اومدين, خواهشأاگه, گوشه, كناري, ازوبم, عيب, داره, بهم, بگين, ممنون, نوشته, های, پیشین, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
عصر (17), هاي (15), ۱۳۹۰ (15), شده (14), است (13), نوشته (12), عاشق (12), عشق (12), بود (12), نمي (12), ساعت (10), توسط (10), نيست (10), حرف (10), خود (9), ديگر (8), خستگي (8), كسي (8), اين (8), تمام (7), ولي (7), نبود (7), بايد (7), قرار (7), هايي (7), نگاه (6), شنبه (6), تنها (6), باز (6), داشت (6), هارا (6), مرا (6), دنيا (6), گفتم (6), روز (6), وقتي (6), دوست (6), باشد (6), حتي (5), فقط (5), شدن (5), دور (5), نيز (5), بال (5), بهتر (5), چرا (5), اگر (5), مثل (4), هيچ (4), لحظه (4), چقدر (4), نيستي (4), اما (4), كردم (4), خودم (4), آري (4), زيرا (4), كرد (4), حال (4), بودم (4), خسته (4), همين (4), خوش (4), روي (4), پايان (4), بيشتر (4), جون (3), ۱۳۹۴ (3), های (3), دريا (3), آسمان (3), دوباره (3), غروب (3), معشوق (3), کنه (3), جلوتر (3), فرق (3), نمی (3), دوشنبه (3), انسان (3), تواند (3), قلبم (3), هنوز (3), داري (3), پيش (3), ميبينم (3), پرنده (3), ديدم (3), سينه (3), كنار (3), محبوب (3), همه (3), برايش (3), جان (3), فكر (3), بهانه (3), دارد (3), مردم (3), نامه (3), خوب (3), غرورت (3), دست (3), گفتي (3), دادن (3), صحبت (3), لذت (3), ساحل (2), وبلاگ (2), بچه (2), طوفان (2), محمد (2), سارا (2), دنياي (2), خانه (2), ستاره (2), بدون (2), کردم (2), انتظار (2), رفتنت (2), چیه (2), لامپ (2), مهتابی (2), پای (2), فکر (2), جلو (2), عاشقش (2), میذاره (2), پاشو (2), خرد (2), دنیا (2), نفر (2), همان (2), بقیه (2), پیدا (2), احساس (2), غصه (2), باران (2), خورده (2), هستي (2), زندگيم (2), تورا (2), همواره (2), كوتاهي (2), گوشه (2), گلستان (2), معنايي (2), نداشت (2), معنا (2), ناگهان (2), خونين (2), ميكردم (2), گرمايي (2), دلم (2), گذشته (2), نگريست (2), نبايد (2), زيست (2), براي (2), هميشه (2), هايم (2), كرده (2), رفتم (2), آمد (2), سال (2), خواندم (2), شايد (2), اشتباه (2), شناخت (2), بگويم (2), روزي (2), معناي (2), خواهم (2), ميزدم (2), كوه (2), پشت (2), گاهي (2), خنده (2), نميدانستم (2), آنها (2), يكي (2), بگويد (2), يعني (2), جاي (2), ميرفتم (2), غبطه (2), زير (2), مراقب (2), چيز (2), شود (2), ديوانه (2), هيچكس (2), دانست (2), كجا (2), هاست (2), برايت (2), ديوار (2), نوشتي (2), داشتن (2), دوستم (2), عصري (2), حالت (2), حالا (2), ميدانم (2), بدانند (2), بگو (2), ماهي (2), تكليف (2), كنند (2), دوستت (2), دارم (2), بين (2), بيفتد (2), ديگري (2), مجنون (2), گناه (2), روزگار (2), پاسخ (2), ترين (2), حقيقت (2), زمين (2), باشي (2), دقيقه (2), سلام (2), داره (2), محبت (2), گفتني (2), blogfa, com, تنهایی, mina, sogavna, آقامصطفي, گروهي, فيزيك89دانشگاه, مازندران, سرد, دلتنگ, لحظات, دلتنگي, توزندگي, برام, سرابه, دوامه, يكتاجونم, دخترتنها, شيرين, جووون, برهنگي, دخترانه, پسر, سيسيلي, باحال, رضا, گورستان, خيال, عسل, شكلك, مهسا, زهره, love, negin, امين, خانوم, خاطرات, ماندگار, مجازي, عشقم, فريناز, پیوندها, sara, نویسندگان, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, درياتمام, قطرات, اشك, بودكه, درلحظه, قراري, عاشقم, نثاررنگ, زيباي, چشمهايش, شدكه, حاضرنشدندلحظه, درنگ, كنندودل, نازك, رويايي, رانشكنندومن, نگفتم, ماه, مقدمه, ديدگانم, رابه, رودگفت, وخودرابه, زمينيان, ارزان, فروخت, مديروبلاگ, مطالب, قدیمی, گریه, شبای, کشیدم, برگردی, هایم, شکستم, زیر, بارون, جدایی, خیال, نشستم, دونی, مقابل, سوخته, دلتو, اندازی, زمین, جلوی, دلبرت, بینتش, سفیدی, پاکیشو, میبینه, ظریفه, بینه, واسه, اونه, تپه, میکنین, کار, میاد, قدم, روش, فشارش, نهایت, خونسردی, صدای, گوش, دونید, اون, میشکنه, نابود, میشه, ولی, آسیبی, رسونه, بره, زخمی, بلکه, پاهای, قاتلش, بوسه, زنه, موجودی, میشود, قلبش, جای, بگیرد, باید, این, کند, نیز, میکنم, کاش, بار, دیگر, میگذاشتی, فرصتی, برای, میدادی, کمکم, خوشبختی, کنم, درون, سینه, فراموشی, بکشم, نمیدانم, دستان, پینه, بسته, کدام, باغبان, باغچه, کاشت, عطر, پونه, فضای, ساکت, اندیشه, میکند, تنهایم, خیلی, بیشتر, خوشيم, اينه, وابستگي, دلواپست, هستم, دراين, تبعيد, اجباري, دليل, بغض, هرلحظه, خودعاشق, شريك, ميبوسم, بوسيدم, خواب, بيداري, صدا, كنارم, عشقت, اكتفا, هرجا, چاره, گشتم, مسافت, مينشستم, ميگفتم, ترانه, شاد, يادم, چهچهه, پذير, نميشنيد, برايم, آنچه, كوير, خارخاك, بودو, دردو, وشب, خوشحال, شدم, همدردي, وجود, چون, گرما, روشنايي, شمعي, جدا, نشست, سرما, غلبه, يار, وفادار, ميگويند, امواج, متلاطم, درياي, بسپارم, درد, همدم, سازم, اينقدر, راحت, فراموش, گذاشته, ميكنم, راند, خداوندا, سرم, ويران, آزرده, شدند, تپش, صدايم, رأي, خواندن, نداشتم, محبوبي, آمدم, دلش, نشسته, ميخواند, رسيدم, فهميد, نگرم, ميگويم, جراحت, برداشته, ميداد, فرسنگها, ميگذاشتم, روحم, آشنايي, نديده, اينها, ميشوند, خدا, دار, زيبا, ندارد, موجوداتي, موجودات, هدفي, ياآن, بنامم, آنهارا, درك, نميكردم, حمله, چشمان, سوي, اينگونه, ميكنيد, گفتند, راه, افتادم, زودتر, بزني, خودت, برساني, جانت, سيراب, كني, صبر, استقامت, استواريم, خوردند, خورد, ساراي, دنام, مهاوخ, تراظتنا, جزيره, ناشناخته, نرسيده, آلاچيق, آرزو, جنب, نخستين, پايي, برف, ماند, شكستند, كاريشان, ميشود, مانع, شكستنشان, باش, وقت, كجاي, شديد, تربود, نسيم, رسد, نشانيش, سلامي, نگاهي, شانه, هايت, مدت, علامت, نميدانم, بالاست, دستانت, تكان, نميدهد, گرفته, گرفتنش, نگرفتنش, سخت, حرفي, زده, تصميم, پسو, كوچه, داشتني, تعداد, حروف, نداري, الف, بنويسند, زلال, عالمي, دوستان, جديدت, كاش, لايقت, باشند, قدرت, تعريف, بگذار, طرفند, بعد, سلامهاي, مرسوم, سرزمينشان, همديگر, پرسيدند, ميدانستم, نوشتم, زودي, جايشان, عوض, سختش, وقفه, قرارنبود, سير, كند, توئي, ديروز, عاشقي, بيش, داشتي, هراسي, ديده, سپرديم, بلا, ميان, ديگران, نميكني, ميداند, اعتناعي, وآن, فهميدوبس, تشخيص, دهيم, نميتوان, گرفت, گيريم, توانايي, نگه, مارا, داشته, دلهايمان, معامله, بديست, زندگي, قيمت, ميبخشي, آخر, چيزي, نام, اعتماد, ميگيرند, خلاصت, پرسش, هايشان, اند, چگونه, ميتوان, چنين, مردمي, معاصريم, نگران, داغ, باشيم, شقايق, ابدي, خواهد, جرم, اشد, مجازات, ميرساند, دانم, خودش, ملاك, زيبايي, حسادتش, رسيدن, قشنگ, عاقلانه, حسادت, ناشي, ايراد, ميگيرد, اولش, تنهايم, غمگيتم, سرگردان, پرسم, بست, رفت, اميني, امانتخوار, دياري, برو, چشب, كلام, آخري, خداحافظ, بخواهي, بنويسي, نخواهد, خستت, نكنم, كردن, علت, هست, چگونگي, امانتداريست, كليديست, مراقبت, ويژه, قلبهائيست, دارند, حكيم, ناآگاه, زمانه, ميروند, صافيست, شيشه, ناخواسته, پرت, شوند, آغازست, مرداد, شهريور, عشقي, اتش, كوچكترند, سالها, رعدوبرق, خورشيد, حفظ, فاصله, طبيعي, عاشقيت, جايي, دچار, اشكالست, شوي, آغاز, بازي, كودك, دبستاني, قهر, آشتيها, طول, كشيد, عصريست, قسم, خوردن, يكديگر, كار, آساني, نگراني, چند, ناخبر, رقابت, بلندي, بيتها, خداحافظي, قشنگتر, رنجاندن, بزرگي, محض, درخشش, چنان, ميشد, زمستان, دنيارا, گرم, گفتن, خيلي, برات, تنگ, ببينيم, گويد, افتخار, شدت, نابودي, غرور, شرمساري, صحر, آنان, محدوديت, جذاب, قوانين, دشوار, بخش, اختلاف, شرط, بندي, عاشقانه, عكس, ندادنش, كلي, ذوق, شوق, ماندنش, ارزيد, چشمانت, قطع, نكنند, رفع, زحمت, كنم, سرت, نميگم, امابدون, گريه, پنجشنبه, هاخوش, اومدين, خواهشأاگه, كناري, ازوبم, عيب, بهم, بگين, ممنون,
Text of the page (random words):
محبت گفتني نيست محبت گفتني نيست سلام بچه هاخوش اومدين خواهشأاگه گوشه كناري ازوبم عيب داره بهم بگين ممنون نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۴ ساعت ۱ ۱۹ ق ظ توسط پشت سرت بد نميگم امابدون چه گريه داره حال من چه سلامي چه نگاهي وقتي شانه هايت مدت هاست به علامت نميدانم بالاست چه گرمايي وقتي ديگر مه آه من يخ دستانت را حتي تكان نميدهد چه بهانه اي وقتي تمام بهانه هارا گرفته اي و ديگر گرفتنش از نگرفتنش برايت سخت تر است چه حرفي وقتي تمام حرف هارا زده و تصميم رفتنت را بر روي ديوار هر پسو كوچه اي نوشتي و فقط من خواندم چه دوست داشتني وقتي به تعداد حروف دوست داشتن هم دوستم نداري عصري كه عشق را با الف بنويسند از اين بهتر نمي شود دل زلال هم عالمي دارد خوش به حالت خوش به حالا آن دوست يا چه ميدانم دوستان جديدت كاش لايقت باشند و بيشتر قدرت را بدانند به آن ها بگو كه چقدر ماهي نه تعريف نيست اين تكليف است بگذار بدانند با چه كسي طرفند از بس مردم دنيا بعد از سلامهاي مرسوم سرزمينشان حال همديگر را پرسيدند من يكي ديگر خسته ام من اگر حالت را ميدانستم كه ديگر برايت نامه نمي نوشتم قرار نبود آن روز هاي خوب به همين زودي ها جايشان را عوض كنند قرار نبود كسي سختش باشد بگويد دوستت دارم قرار نبود بين عشق وقفه بيفتد قرارنبود عشق كسي را از ديگري سير كند قرار نبود هر چه قرار نيست باشد توئي كه در ديروز عاشقي مرا بيش از غرورت دوست داشتي حال ميبينم كه غرورت را بيشتر از من دوست داري هراسي نيست ما دل و ديده سپرديم به طوفان بلا كسي كه تو فرق ميان او و ديگران را احساس نميكني اما او ميداند كه بي اعتناعي تو معنايي دارد وآن را تنها مجنون فهميدوبس هميشه اشتباه ما اين است كه فرق نگاه و گناه را تشخيص نمي دهيم خوب ميدانم به روزگار نميتوان خورده گرفت اما به عاشق چرا گيريم كه روزگار توانايي دور نگه داشتن مارا داشته باشد تكليف دلهايمان كه دست او نيست عشق معامله بديست كه در آن زندگي ات را غرورت را به قيمت هيچ ميبخشي و آخر سر هم چيزي به نام اعتماد را از تو ميگيرند تا شايد خلاصت كنند مردم عصر ما حتي پرسش هايشان را گم كرده اند پس چگونه ميتوان از آن ها انتظار پاسخ داشت ما به چنين مردمي معاصريم بهتر آن است كه در كنار هم با هم نگران داغ هايي باشيم كه بر دل شقايق ها ابدي خواهد شد يك نگاه گاهي انسان را به جرم هيچ به اشد مجازات ميرساند نمي دانم چرا كسي كه خودش در پاسخ نامه اي كه تمام ملاك زيبايي زندگيم شد حسادتش را براي رسيدن قشنگ ترين بهانه داشت حالا عاقلانه از حسادت ناشي از عشق من ايراد ميگيرد چرا همه چيز اولش خوب است باز من تنهايم باز من غمگيتم باز من سرگردان از خودم مي پرسم به كه به كه بايد دل بست به كجا بايد رفت به اميني كه امانتخوار است به دياري كه پر از ديوار است گفتي برو گفتم به چشب اين بود كلام آخري گفتي خداحافظ گفتم همين گفتي همين چه بايد كرد اگر بخواهي حقيقت را بنويسي نامه سر نوشتي خوش تر از اين نخواهد داشت خستت نكنم حرف از تمام كردن نيست حرف از علت تمام شدن هست حرف از پايان دادن نيست حرف از چگونگي پايان دادن است حرف از امانتداريست حرف از كليديست حرف از مراقبت ويژه قلبهائيست كه دارند زير دست حكيم ناآگاه زمانه از دست ميروند حرف از خط صافيست كه اگر روي شيشه بيفتد آن دو ماهي ناخواسته به ساحل پرت مي شوند حرف از آغازست از مرداد از شهريور از عشقي كه دو روز از اتش كوچكترند اما مي تواند سالها از آن دور باشد مي تواند رعدوبرق باشد خورشيد باشد بدون حفظ فاصله طبيعي اش از زمين صحبت از خستگي نيست كه اگر خسته باشي عاشقيت جايي بين زمين و آسمان دچار اشكالست اگر عاشق باشي كه خسته نمي شوي صحبت از آغاز هاست از روز هايي كه مثل بازي كودك هاي دبستاني قهر و آشتيها روي هم يك دقيقه هم طول نمي كشيد صحبت از عصريست كه قسم خوردن به جان يكديگر كار آساني نبود عصر نگراني هاي چند دقيقه ناخبر عصر رقابت دل ها به كوتاهي و بلندي بيتها عصر خداحافظي هايي كه از سلام قشنگتر بود عصري كه رنجاندن گناه بزرگي بود عصر لذت محض عصر درخشش حقيقت آن چنان كه ميشد زمستان همه مردم دنيارا با آن گرم كرد عصر عشق عصر گفتن دلم خيلي برات تنگ شده عصر روز هايي ببينيم چه كسي مي گويد دوستت دارم عصر افتخار يه شدت عشق عصر نابودي غرور عصر شرمساري مجنون از هر چه صحر آنان است عصر محدوديت هاي جذاب عصر قوانين دشوار عصر لذت بخش ترين اختلاف دنيا بر سر آن كه چه كسي ديگري را بيشتر دوست دارد عصر شرط بندي هاي عاشقانه بر سر عكس هايي مه دادن و ندادنش كلي ذوق و شوق داشت عصر تو بيشتر دوستم داري يا من و لذت بي پايان ماندنش را كه به يك دنيا مي ارزيد به چشمانت بگو قطع نكنند خودم رفع زحمت مي كنم قرار ما هر كجاي دنيا كه باران شديد تربود هر كجا نسيم به پايان مي رسد هر جا كه هيچكس نشانيش را نمي دانست قرار ما تمام جزيره هاي ناشناخته دنيا نرسيده به هيچ زير آلاچيق هاي آرزو جنب نخستين جاي پايي كه روي برف مي ماند مراقب چيز هايي كه شكستند و كاريشان هم نمي شود كرد و مراقب آن هايي كه هنوز ميشود مانع شكستنشان شد باش آن وقت كه ديوانه تو بودم هيچكس حتي معناي ديوانه شدن را نمي دانست دنام مهاوخ تراظتنا هب نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۲ ساعت ۱۲ ۲۹ ق ظ توسط ساراي تنها به گذشته مي نگرم با خود ميگويم بايد به آن نگريست ولي نبايد در آن زيست پرنده اي بودم عاشق گل عاشق گلستان به عشق گل بال ميزدم زيرا اين عشق به بال هاي جراحت برداشته ام جان ميداد هر روز فرسنگها بال ميزدم دريا ها و كوه هارا پشت سر ميگذاشتم ولي جان و روحم با خستگي آشنايي نداشت تا وقتي كه او بود خستگي را نديده بودم گاهي با خود فكر ميكردم اينها كه خسته ميشوند چرا آه خدا چقدر خنده دار است در اين دنياي زيبا خستگي معنا ندارد چه موجوداتي چه موجودات بي هدفي نميدانستم به آنها چه بگويم و ياآن هارا چه بنامم زيرا آنهارا درك نميكردم گفتم يكي نيست به من بگويد خستگي يعني چه ناگهان حمله چشمان آن هارا به سوي خود ديدم گفتم چرا اينگونه نگاه ميكنيد گفتند خستگي يعني همين خنده اي كردم و به راه افتادم ولي هنوز در همان فكر بودم كه با خود گفتم به جاي اين فكر ها بهتر است زودتر بال بزني تا خودت را به محبوب برساني و جانت را از عشق سيراب كني آري ميرفتم و ميرفتم دريا ها روز هاي خوش من به صبر من به عشق من و كوه ها به استقامت و استواريم غبطه مي خوردند و من نميدانستم كه من روزي به آنها غبطه خواهم خورد و من نيز معناي خستگي را خواهم فهميد روزي كه به كنار محبوب رسيدم مرا نمي شناخت يا بهتر بگويم بهتر بود كه مرا نمي شناخت زيرا پرنده اي ديگر بر دلش نشسته بود و برايش ميخواند گفتم شايد اشتباه ميكنم جلوتر رفتم ولي مرا راند خداوندا دنيا بر سرم ويران شد بال هايم آزرده شدند قلبم به تپش در آمد صدايم در نمي آمد يا رأي خواندن نداشتم محبوبي كه سال هاي سال برايش خواندم برايش رفتم و آمدم اينقدر راحت مرا فراموش كرده و مرا تنها گذاشته ولي چاره اي نبود باز گشتم در هر مسافت كوتاهي گوشه اي مينشستم و غصه غم خود را با خودم و تنها با خودم باز ميگفتم ديگر ترانه هاي شاد در يادم نبود ديگر چهچهه پرنده عاشق خستگي نا پذير را كسي نميشنيد ديگر برايم گلستان و گل معنايي نداشت آنچه معنا داشت كوير بود و خارخاك بودو دردو غم بود وشب آري ناگهان غروب را ديدم خوشحال شدم زيرا همدردي نيز وجود داشت سينه او نيز چون سينه من خونين بود آري من نيز بايد غروب ميكردم در آن لحظه خود را در كنار گرما و روشنايي شمعي ديدم آري او نيز عاشق جدا شده از محبوب بود لحظه اي گرمايي بر دلم نشست ولي باز سرما به آن غلبه كرد و آن چه تا به حال يار و وفادار سينه خونين من بود غم بود و همه ميگويند بايد در گذشته نگريست ولي نبايد در آن زيست و من بايد براي هميشه آن هارا به امواج متلاطم درياي غم بسپارم و خود را با درد هايم همدم سازم نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۱ ساعت ۹ ۲۳ ب ظ توسط هر لحظه و هرجا تو خواب و بيداري تو را هر شب صدا كردم نيستي در كنارم من به عشقت اكتفا كردم تورا از دور نگاه كردم تو را از دور بوسيدم نيستي پيش من تو را همواره ميبينم تورا از دور ميبوسم نيستي پيش من تو را همواره ميبينم نيستي پيش من اما شريك زندگيم هستي دليل بغض هرلحظه خودعاشق شدن هستي چقدر دلواپست هستم دراين تبعيد اجباري فقط خوشيم از اينه كه به من وابستگي داري نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۱ ساعت ۸ ۵۲ ب ظ توسط بی تو تنهایم با تو خیلی بیشتر نمیدانم عشق تو را دستان پینه بسته کدام باغبان در باغچه ی قلبم کاشت که هنوز عطر پونه های باران خورده را در فضای ساکت اندیشه ام پر میکند انسان موجودی است که در دنیا فقط عاشق یک نفر میشود و تنها همان یک نفر می تواند در قلبش جای بگیرد انسان باید در این دنیا بقیه گم شده خود را پیدا کند و من نیز فکر میکنم بقیه گم شده خود را پیدا کردم کاش فقط یک بار دیگر پا به خانه قلبم میگذاشتی و فرصتی برای دوباره عاشق شدن به من میدادی کمکم کن تا دوباره با تو خوشبختی را احساس کنم و بر تمام غصه های درون سینه ام خط فراموشی بکشم s نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۱ ساعت ۶ ۳ ب ظ توسط نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۴ ۰۹ ۱۰ ساعت ۳ ۳۸ ب ظ توسط می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل مثل چیه دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است دلتو می اندازی زمین جلوی پای دلبرت می بینتش سفیدی و پاکیشو میبینه چقدر ظریفه می بینه که فقط واسه اونه که می تپه فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه میاد جلو جلو و جلوتر به دل عاشقش نگاه می کنه یه قدم جلوتر میذاره پاشو میذاره روش فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه دل عاشق میشکنه خرد می شه نابود میشه ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۶ ساعت ۵ ۳۳ ب ظ توسط نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۲ ساعت ۱۱ ۴۲ ب ظ توسط نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۲ ساعت ۱۱ ۱۸ ب ظ توسط بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره در غروب رفتنت لحظه هایم را شکستم زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۲ ساعت ۱۲ ۳۹ ق ظ توسط مطالب قدیمی تر دريا درياتمام قطرات اشك من بودكه درلحظه هاي بي قراري نگاه عاشقم نثاررنگ هاي زيباي چشمهايش شدكه حتي حاضرنشدندلحظه اي درنگ كنندودل نازك رويايي ام رانشكنندومن حتي به ستاره ام هم نگفتم كه ماه من بدون هيچ مقدمه اي آسمان ديدگانم رابه رودگفت وخودرابه زمينيان بي آسمان ارزان فروخت مديروبلاگ سارا خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین ۱۳۹۴ ۰۹ ۰۸ ۱۳۹۴ ۰۹ ۱۴ ۱۳۹۰ ۰۹ ۲۲ ۱۳۹۰ ۰۹ ۳۰ ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۲ ۱۳۹۰ ۰۶ ۳۱ ۱۳۹۰ ۰۶ ۱۵ ۱۳۹۰ ۰۶ ۲۱ نویسندگان sara پیوندها خاطرات ماندگار دنياي مجازي عشقم فريناز جون سارا خانوم محمد امين my love is negin زهره جون شكلك هاي مهسا عسل جون گورستان خيال محمد رضا پسر سيسيلي باحال برهنگي دخترانه شيرين جووون دخترتنها بي توزندگي برام مثل سرابه كه بي دوامه يكتاجونم دلتنگ لحظات دلتنگي طوفان سرد وبلاگ گروهي بچه هاي فيزيك89دانشگاه مازندران آقامصطفي mina sogavna ساحل تنهایی blogfa com
|