Meta tags:
description= تنهایی;
Headings (most frequently used words):
عشق, تنهایی, لنا, داستان, علی, مریم, چت, خنده, دار, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (30), بود (30), است (23), عشق (20), 2011 (17), نوشته (15), اگر (15), کرد (15), براي (13), عاشق (13), دارم (12), علی (12), خيلي (12), ساعت (11), ولی (11), بسيار (11), همه (11), توسط (10), سارینا (10), بودم (10), دیگه (10), هستند (10), دارند (10), مریم (10), اون (10), اما (9), رنگ (9), هاي (9), شما (8), بیسکوئیت (8), خیلی (8), این (8), حالا (8), شوخی (8), جدی (8), دوست (7), دختر (7), مرد (7), دارد (7), نگاه (7), نمی (7), اين (7), اند (7), یادته (7), کنه (7), لنا (7), عدد (7), باشد (6), قرمز (6), نامه (6), روزی (6), تان (6), بوديد (6), the (5), خورد (5), کار (5), کرده (5), علاقه (5), احساس (5), کنيد (5), کاش (5), لباس (5), دیدی (5), یادمه (5), گریه (5), کنم (5), پدر (5), کاري (5), ايد (5), love (4), مثل (4), وجود (4), ادامه (4), اسم (4), فکر (4), عصبانی (4), وقتی (4), باز (4), دست (4), جمع (4), بهتر (4), بچه (4), روز (4), زندگي (4), ادم (4), حرف (4), هيچ (4), افرادي (4), جان (4), روحيه (4), بهت (4), داماد (4), چرا (4), داره (4), خون (4), چشمام (4), اتاق (4), وقتي (4), گفت (4), جواب (4), نمره (4), عبارت (4), نسبت (4), معشوق (4), كرده (4), های (3), باران (3), اشك (3), داشتن (3), هستم (3), دار (3), پسر (3), منم (3), برای (3), داخل (3), دور (3), خواست (3), تنها (3), پیش (3), خود (3), همین (3), دهد (3), چیزی (3), بسته (3), چون (3), حال (3), باشيم (3), خلق (3), راه (3), ندارد (3), چيز (3), طلب (3), چنان (3), هستن (3), پوشند (3), هميشه (3), آدم (3), ميان (3), تمام (3), میرم (3), آخرش (3), گفتم (3), گفتی (3), بودی (3), مریمت (3), میره (3), قلب (3), خونه (3), بابام (3), چشمات (3), واسه (3), عمل (3), غریبه (3), پشت (3), بگه (3), یکی (3), کردند (3), اومده (3), کنند (3), داد (3), داشتم (3), بيشتر (3), کسي (3), معلم (3), پايين (3), موضوع (3), احتمال (3), هستيد (3), موافق (3), مخالف (3), تست (3), بالاخره (3), استرنبرگ (3), كرد (3), هنرمندان (2), وبلاگ (2), كنم (2), ولي (2), دوستت (2), خنده (2), سلام (2), تهران (2), جوان (2), فرودگاه (2), منتظر (2), پروازش (2), خودش (2), رفته (2), ساکش (2), گذاشته (2), روی (2), صندلی (2), نشست (2), ناگهان (2), کمال (2), اعلام (2), شدن (2), انداخت (2), حسابی (2), آخرین (2), ببینم (2), خواهد (2), باقی (2), مانده (2), داشت (2), نشان (2), ناراحت (2), شروع (2), کتاب (2), هنوز (2), وقت (2), میزنن (2), شدم (2), دوستي (2), افراد (2), ندارند (2), رنگها (2), منش (2), داشته (2), ميکنند (2), فقط (2), نمي (2), توان (2), قرار (2), مسائل (2), مهربان (2), بنفش (2), آرام (2), صلح (2), اعتمادي (2), صورتي (2), پيشه (2), نارنجي (2), مورد (2), باشند (2), مهم (2), ترين (2), ابي (2), يکي (2), توانيد (2), زرد (2), بوده (2), کردن (2), سـبز (2), شلوغ (2), شان (2), چندان (2), گرم (2), احساسات (2), داستان (2), عزیزم (2), برات (2), اینجا (2), بازم (2), تونستم (2), باهات (2), مرگ (2), نیستی (2), میرند (2), لرزه (2), گره (2), خوب (2), بودیم (2), بابات (2), بیرون (2), چقدر (2), قشنگ (2), شهر (2), دونست (2), داده (2), آینده (2), هنوزم (2), مال (2), ندارم (2), دستای (2), زده (2), خوام (2), عروس (2), بهم (2), دلم (2), دستشه (2), سرشو (2), سرش (2), اشک (2), فریاد (2), دیر (2), مونده (2), پیدا (2), دخترم (2), مامان (2), کاغذ (2), هست (2), بابای (2), جلو (2), ديگه (2), گريه (2), براش (2), چيه (2), کلاس (2), کساني (2), آورده (2), خودشان (2), زياد (2), نيستند (2), کمتري (2), بالاي (2), برايم (2), اتفاقي (2), انجام (2), نظر (2), زير (2), جاي (2), نسبتا (2), کمي (2), طور (2), کامل (2), جنبه (2), سال (2), باهاش (2), زندگی (2), دونستم (2), هرطور (2), تنهایی (2), blogfa, com, گالری, پیوندها, 2012, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, slm, مطالب, قدیمی, put, them, together, see, words, are, easy, when, language, انقدر, باريدم, غبار, دلت, پاك, بهاري, پايت, گريستم, شاخه, وجودم, تقديم, عزيزت, ميكردم, آهنگ, برايت, مينواختم, افسوس, بارانم, خواهش, میكنم, asl, pls, وحید, نازنین, قشنگی, مادربزرگه, نازنینه, مرسی, مجردین, سالن, صورتی, موقع, اومی, متاسفانه, دیگر, زمانی, توضیح, رفتارش, معذرت, خواهی, نبود, شرمنده, بدش, آمد, یادش, بیسکوئیتی, خریده, هواپیما, دستش, عینکش, بردارد, تعجب, دید, جعبه, بیسکوئیتش, آنجاست, نشده, نخورده, هنگام, بلندگوی, زمان, سوار, هواپیماست, کتابش, بست, چیزهایش, جور, تندی, آنجا, سمت, دروازه, رفت, پرروئی, نصف, نصفش, ادب, چکار, ماجرا, تکرار, بار, برمی, واکنش, نشوم, شاید, اشتباه, نخستین, دهان, گذاشت, متوجه, برداشت, نگفت, کنارش, مردی, نشسته, روزنامه, خواند, برروی, دسته, آرامش, خواندن, چند, تصمیم, گرفت, گذراندن, کتابی, خریداری, کند, نیز, خرید, گنجشکا, سنگ, اونا, میمیرند, میری, میمیرم, لبخند, زدی, عاشقت, ادما, زخمه, زبون, قلبا, میشکنن, ابتداي, اشنايي, يکديگر, ميپرسند, رنگي, داريد, ميدهد, نقش, فوق, العاده, مهمي, انکه, بسياري, غافلند, خبر, ميزنند, شخصيت, دروني, ميدهند, هرکاره, خويي, بيان, دانستن, اينکه, ميگويند, مشکلي, نيست, کافي, بشناسيم, تاثير, خويمان, اگاه, سـياه, جماعت, اصلآ, ارتباط, نيستي, اميدي, موج, ميزند, مندان, سياه, نوع, مغرور, راضي, افتاده, غمگين, گشايي, تيره, تار, بايد, ملايم, گونه, بدي, روحشان, ازار, ديرينه, صميمي, بنفـش, متعلق, عارفان, هايي, پسندند, رئوف, قابـل, طوري, خواهند, بگيرند, عين, شفاف, راست, سلطه, صـــورتي, توجه, خاصي, عاطفي, حاضرند, خطر, بخرند, پسندها, سرزنده, کسب, ازادي, قدرت, نـارنجي, بلند, پروازي, آرزوهاي, بزرگ, پرورانند, دوستان, خصوصيات, آبي, توانند, داشتني, درون, گرا, خلاف, قرمزها, ترجيح, دهند, مروّج, ارامش, صادق, عنوان, معرفت, روي, حساب, مفهوم, يکساني, تغيير, تحول, مثبت, انديـش, انتخاب, والايي, زنده, پـشتکار, عجيبي, سـنگ, صبورتان, رنـگ, سبز, معنوي, مبارزه, نترس, تکاپو, هياهو, گويي, انرژي, گاه, نميشود, البته, مواردي, نيز, خطرناک, جنگ, طلبي, هرگز, نپوشند, زيرا, خشن, ميکند, محرک, سيستم, عصبي, تشديد, هيجان, نویسم, زندگیمو, آخه, آخر, زندگیمه, منو, عروسی, مگه, اینکه, همیشه, آرزوت, بدونی, حرفام, ایستادم, بینی, بزنم, زنیم, حرفای, شنیدم, قسم, خوردم, خوردی, عروسم, کجایی, قلبم, تویی, کنارم, نمیای, چطوری, عروسیشو, رگش, حرفاش, موند, ثابت, سیاهی, بدنم, زندگیم, سریال, جلوی, میگذره, نگاهم, نگاهت, دلامون, لرزید, روزای, عاشقیمون, نقشه, آیندمون, چطور, بزرگترهامون, همونهایی, زندگیشون, هردومون, گذاشتند, پرتت, اگه, دوستش, داری, برو, سراغش, خوابوند, زیر, گوشت, نداری, اسمشو, بیاری, کردم, اشکامو, پاک, کردی, کنی, قشنگتر, بخندم, بیا, ببین, اندازه, کافی, فرستادت, غریب, چشمای, نیافته, منه, دیار, آواره, عشقی, دستاش, خالی, پول, نداشت, آرزوهای, دستات, قولم, حرفم, پامو, بزارم, نیستم, تونم, بجای, ایی, دستام, باشه, تمومش, مردن, اجازه, وای, سفید, میان, نای, نوشتن, تنگ, ببینمت, دستم, طرح, پیشه, رومه, دستمو, بگیر, میام, کمرش, شکست, بالای, جنازه, قشنگش, ایستاده, گردوند, جمعیت, داغدار, خاکی, توی, چهار, چوب, قامت, آشنا, بینه, آره, اونم, چشماش, قرمزه, صورتش, نگاهی, حرفها, توش, سکوت, سکوتی, دردهاشون, پسرشو, برسونه, بدست, پسرش, قولش, رسیده, چیز, نادم, پشیمون, اشکای, سرد, مادر, داغ, دیده, نگون, بخت, مابقی, گذر, زمانه, اشتباهاتی, فرصتی, جبران, سالمی, طاقت, نمیاره, مصیبتی, شکنه, ناز, بابا, عروسک, زیبا, خوابیده, عروسیش, لباش, لبخنده, مات, مبهوت, صحنه, کنار, کاغذی, میبینه, باور, دستایی, لرزان, میداره, بازش, عروسیه, آخره, شبه, صدا, میگن, لباسهاشو, عوض, برنگشته, قفل, سروسیمه, نگرانی, ناراحتی, دیوونه, دختره, میزنند, شخصي, عاشقش, خودم, عهد, بستم, نفهميدم, متنفره, بجز, شخص, توي, ندم, سخته, چنين, عهدي, شبانه, چشم, بقيه, طوريکه, بالشم, خيس, دوسش, حاضر, بکنم, درک, معني, شفاهي, حفظ, بذاريد, داستاني, براتون, تعريف, مکث, کردو, الان, پرسم, دوباره, نيشخند, زدو, ببينم, خانوم, تابحال, ديدي, چشماي, صداي, گرفته, بده, آروم, حالي, چشاش, نزده, بغل, دستيش, نيوشا, ازش, پرسيد, بغض, ترکيد, اونو, ديد, هيچکس, جوابي, نداد, يکباره, ساکت, گول, نزنند, ترند, وجه, گروه, ديگري, رقيق, نگذارند, بين, باشيد, حول, حوش, چرخد, چيزي, نمانده, قله, بايستيد, شمايي, وضع, خراب, بدجوري, صادقانه, پرسش, پاسخ, شکي, عددهايي, جلوي, بزنيد, راهنماي, گذاري, دشوار, مدتي, طولاني, باشم, کاملا, خوشحالم, بيفتد, شوم, حتما, دهيم, خوشايند, احساساتم, بگذارم, دلربا, لازم, دهم, مردم, عيب, جذاب, دانم, رسيدن, عجله, عبارات, بخوانيد, تصور, نام, کلمه, بگذاريد, طورکامل, درست, دانستيد, غلط, يعني, نظرتان, مطمئن, نبوديد, بنويسيد, چگونه, استفاده, کنيم, قول, شاعر, خواه, ناخواه, روان, شناس, مطالعه, پديده, جالب, بعضي, مانند, حتي, نظريه, علمي, درباره, معتقد, اولين, وفاداري, دومي, صميميت, سومي, ميل, جنسي, کدام, اينها, نداشته, لنگد, پرسشنامه, جزييات, کلي, بگويد, آيا, دانشگاه, نورس, ايسترن, بوستون, تهيه, معلوم, دانشجوها, کاربرد, قدر, روانشناسی, زنی, بیش, تبدیل, واقعا, متاسف, عمرش, تلف, انرژی, جوانی, صرف, مدت, ترحم, گناه, فراوان, موافقت, طلاق, گرفتم, درصد, شركت, ماشین, دادم, برگه, بعد, پاره, سختی, قانع, كننده, دلباخته, دوی, همسرم, احساسی, نداشتم, هیچ, صحبتی, نكردیم, دایم, میریخت, بدونه, بلایی, مون, باید, بهش, راجع, ذهنم, مشغول, صحبت, كردم, اصلی, خواستم, جدا, بشم, كشیدم, پرسید, دادن, طفره, رفتم, خشمگین, حالی, غذاخوری, خارج,
Text of the page (random words):
تنهایی تنهایی عشق هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی كه ذهنم رو مشغول كرده بود باهاش صحبت می كردم موضوع اصلی این بود كه من می خواستم از اون جدا بشم بالاخره هرطور كه بود موضوع رو پیش كشیدم از من پرسید چرا اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی كه از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد تو مرد نیستی اون شب دیگه هیچ صحبتی نكردیم و اون دایم گریه می كرد و مثل باران اشك میریخت می دونستم كه می خواست بدونه كه چه بلایی بر سر عشق مون اومده و چرا اما به سختی می تونستم جواب قانع كننده ای براش پیدا كنم چرا كه من دلباخته یك دختر جوان به اسم دوی شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی نداشتم من و اون مدت ها بود كه با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس ترحم داشتم بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو گرفتم خونه سی درصد شركت و ماشین رو به اون دادم اما اون یك نگاه به برگه ها كرد و بعد همه رو پاره كرد زنی كه بیش از ده سال باهاش زندگی كرده بودم تبدیل به یك غریبه شده بود و من واقعا متاسف بودم و می دونستم كه اون ده سال از عمرش رو برای من تلف كرده و تمام انرژی و جوانی اش رو صرف من و زندگی با من كرده اما دیگه خیلی دیر شده بود و من عاشق شده بودم ادامه نوشته نوشته شده در 2011 12 24 ساعت 6 pm توسط سارینا تست روانشناسی چه قدر عاشق هستيد عشق هم بالاخره اتفاقي است که به قول شاعر خواه ناخواه رخ مي دهد براي خيلي از روان شناس ها مطالعه اين پديده جالب است بعضي ها مانند استرنبرگ حتي نظريه اي علمي درباره عشق دارند استرنبرگ معتقد است که يک عشق کامل سه جنبه دارد اولين جنبه وفاداري به معشوق است دومي احساس صميميت نسبت به او و سومي داشتن ميل جنسي به معشوق است به نظر استرنبرگ هر کدام از اينها که وجود نداشته باشد يک جاي کار دارد مي لنگد پرسشنامه زير خيلي به جزييات عشق کاري ندارد و مي خواهد به طور کلي بگويد که آيا شما عاشق هستيد يا نه اين تست در دانشگاه نورس ايسترن بوستون تهيه شده است و خوب معلوم است که بيشتر براي دانشجوها کاربرد دارد چگونه از اين تست استفاده کنيم عبارات زير را بخوانيد معشوق تان را تصور کنيد و نام معشوق تان را به جاي کلمه او بگذاريد حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بوديد عدد 7 اگر نسبتا موافق بوديد عدد 6 اگر کمي موافق بوديد عدد 5 اگر عبارت را هم درست مي دانستيد و هم غلط يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد عدد 4 اگر با آن کمي مخالف بوديد عدد 3 اگر نسبتا مخالف بوديد عدد 2 و اگر به طور کامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد 1 براي رسيدن به او خيلي عجله دارم 2 او را خيلي جذاب مي دانم 3 او نسبت به بيشتر مردم عيب هاي کمتري دارد 4 براي او هر کاري که لازم باشد انجام مي دهم 5 به نظر من او خيلي دلربا است 6 دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم 7 وقتي با هم کاري را انجام مي دهيم کار برايم خيلي خوشايند است 8 دوست دارم که او حتما مال من باشد 9 اگر اتفاقي براي او بيفتد خيلي ناراحت مي شوم 10 خيلي وقت ها به او فکر مي کنم 11 خيلي مهم است که او به من علاقه داشته باشد 12 وقتي با او هستم کاملا خوشحالم 13 برايم دشوار است که براي مدتي طولاني از او دور باشم 14 خيلي به او علاقه دارم راهنماي نمره گذاري حالا عددهايي را که جلوي هر عبارت گذاشته ايد با هم جمع بزنيد شمايي که بالاي 89 نمره آورده ايد وضع تان خراب است شما بدجوري عاشق شده ايد و اگر صادقانه به پرسش ها پاسخ داده ايد در عشق تان هيچ شکي نمي توان کرد اگر نمره تان حول و حوش 78 تا 88 مي چرخد شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است که در بالاي قله عشق بايستيد اما اگر نمره تان بين 68 تا 77 باشد احتمال کمتري وجود دارد که عاشق باشيد اما شما هم به هر حال عاشق ايد کساني که از 68 پايين تر آورده اند بهتر است که خودشان را گول نزنند به احتمال زياد چندان عاشق نيستند کساني که از 58 پايين ترند به هيچ وجه عاشق نيستند اين گروه بهتر است پيشه ديگري براي خودشان دست و پا کنند و يا اسم احساسات رقيق شان را نگذارند عشق نوشته شده در 2011 12 24 ساعت 6 pm توسط سارینا لنا هيچکس جوابي نداد همه ي کلاس يکباره ساکت شد همه به هم ديگه نگاه مي کردند ناگهان لنا يکي از بچه هاي کلاس آروم سرشو انداخت پايين در حالي که اشک تو چشاش جمع شده بود لنا 3 روز بود با کسي حرف نزده بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازش پرسيد بغض لنا ترکيد و شروع کرد به گريه کردن معلم اونو ديد و گفت لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چيه لنا با چشماي قرمز پف کرده و با صداي گرفته گفت عشق دوباره يه نيشخند زدو گفت عشق ببينم خانوم معلم شما تابحال کسي رو ديدي که بهت بگه عشق چيه معلم مکث کردو جواب داد خب نه ولي الان دارم از تو مي پرسم لنا گفت بچه ها بذاريد يه داستاني رو از عشق براتون تعريف کنم درک کنيد نه معني شفاهي شو حفظ کنيد و ادامه داد من شخصي رو دوست داشتم و دارم از وقتي که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتي که نفهميدم از من متنفره بجز اون شخص ديگه اي رو توي دلم راه ندم براي يه دختر بچه خيلي سخته که به يه چنين عهدي عمل کنه گريه هاي شبانه و دور از چشم بقيه به طوريکه بالشم خيس مي شد اما دوسش داشتم بيشتر از هر چيز و هر کسي حاضر بودم هر کاري براش بکنم هر کاري ادامه نوشته نوشته شده در 2011 12 20 ساعت 2 pm توسط سارینا داستان عشق علی و مریم داستان عشق علی و مریم شب عروسیه آخره شبه خیلی سر و صدا هست میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته در را هم قفل کرده داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه مامان بابای دختره پشت در داد میزنند مریم دخترم در را باز کن مریم جان سالمی آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ولی رو لباش لبخنده همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند کنار دست مریم یه کاغذ هست یه کاغذی که با خون یکی شده بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره بازش می کنه و می خونه سلام عزیزم دارم برات نامه می نویسم آخرین نامه ی زندگیمو آخه اینجا آخر خط زندگیمه کاش منو تو لباس عروسی می دیدی مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود علی جان دارم میرم دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم دارم میرم چون قسم خوردم تو هم خوردی یادته گفتم یا تو یا مرگ تو هم گفتی یادته علی تو اینجا نیستی من تو لباس عروسم ولی تو کجایی داماد قلبم تویی چرا کنارم نمیای کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت حالا که چشمام دارند سیاهی میرند حالا که همه بدنم داره می لرزه همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد یادته روزی که دلامون لرزید یادته روزای خوب عاشقیمون یادته نقشه های آیندمون یادته علی من یادمه یادمه چطور بزرگترهامون همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری یادته اون روز چقدر گریه کردم تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه می گفتی که من بخندم علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو تو قلب منه نه تو چشمام روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات دارم به قولم عمل می کنم هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه همین جا تمومش می کنم واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم دلم برات خیلی تنگ شده می خوام ببینمت دستم می لرزه طرح چشمات پیشه رومه دستمو بگیر منم باهات میام پدر مریم نامه تو دستشه کمرش شکست بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه آره پدر علی بود اونم یه نامه تو دستشه چشماش قرمزه صورتش با اشک یکی شده بود نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند نوشته شده در 2011 11 3 ساعت 10 pm توسط سارینا در ابتداي هر دوستي و اشنايي افراد از يکديگر ميپرسند که چه رنگي دوست داريد اين نشان ميدهد که رنگ نقش فوق العاده مهمي در زندگي ادم ها دارد حال انکه بسياري از ان غافلند و خبر ندارند که رنگها حرف ميزنند و شخصيت دروني ادم ها را لو ميدهند هرکاره اي که باشيم و هر منش و خلق و خويي که داشته باشيم رنگ ها بيان ميکنند دانستن اينکه رنگها چه ميگويند کار مشکلي نيست فقط کافي است که ان ها را بشناسيم و از تاثير ان ها بر خلق و خويمان اگاه باشيم رنگ هاي گرم محرک سيستم عصبي بوده و احساسات را تشديد ميکنند اما در ميان ان ها قرمز از همه پر هيجان تر است قرمز افرادي که قرمز مي پوشند عاشق زندگي هستند و روحيه اي مبارزه طلب دارند نترس شلوغ و پر تکاپو و عاشق جمع هاي شلوغ اند چنان پر هياهو هستند که گويي انرژي شان هيچ گاه تمام نميشود البته در مواردي نيز بسيار خطرناک هستند بهتر است افرادي که روحيه جنگ طلبي دارند هرگز قرمز نپوشند زيرا روحيه خشن ان ها را دو چندان ميکند سـبز آدم هاي که به رنـگ سبز علاقه دارند بسيار مهربان هستند و روحيه معنوي و بسيار والايي دارند بسيار سر زنده اند و پـشتکار عجيبي در زندگي دارند سـنگ صبورتان را مي توانيد از ميان سـبز ها انتخاب کنيد زرد افرادي که زرد مي پوشند بسيار مثبت انديـش بوده و عاشق خلق کردن هستن زندگي براي آن ها مفهوم يکساني ندارد هميشه در پي تغيير و تحول اند و يک جا آرام و قرار ندارند به عنوان يکي از با معرفت ترين آدم ها مي توانيد روي آن ها حساب کنيد ابي ابي دوست ها مروّج صلح و ارامش هستند و آدم هاي صادق پر احساس و دوست داشتني و بسيار درون گرا هستند چنان که بر خلاف قرمزها ترجيح مي دهند هميشه تک و تنها باشند مهم ترين خصوصيات آبي ها اين است که مي توانند دوستان مورد اعتمادي براي شما باشند نـارنجي افراد بلند پروازي هستن که آرزوهاي بزرگ در سر مي پرورانند هميشه نارنجي مي پوشند نارنجي پسندها بسيار سرزنده اند و براي کسب ازادي و قدرت حاضرند خطر را به جان بخرند صـــورتي ادم هاي صورتي بسيار عاشق پيشه هستن و توجه خاصي به مسائل عاطفي دارند افرادي که به رنگ صورتي علاقه دارند شفاف و راست گو هستند و بسيار سلطه طلب به طوري که مي خواهند همه چيز را به دست بگيرند در عين حال ادم هاي رئوف و قابـل اعتمادي هستند بنفـش رنگ متعلق به هنرمندان و عارفان است ان هايي که بنفش را مي پسندند بسيار آرام کمال جو و صلح طلب هستند چنان صميمي و با احساس اند که هر گونه بدي روحشان را ازار مي دهد براي داشتن دوستي ديرينه با بنفش ها بايد مهربان و ملايم بود سـياه با اين جماعت که اصلآ نمي توان ارتباط بر قرار کرد نيستي و نا اميدي در ان ها موج ميزند علاقه مندان به رنگ سياه دو نوع اند يا بسيار مغرور و از خود راضي يا افتاده و غمگين هستند در منش ان ها براي حل مسائل هيچ راه گشايي وجود ندارد و همه چيز تيره و تار است نوشته شده در 2011 10 24 ساعت 6 pm توسط سارینا بچه ها شوخی شوخی به گنجشکا سنگ میزنن ولی اونا جدی جدی میمیرند ادما شوخی شوخی به هم زخمه زبون میزنن ولی قلبا جدی جدی میشکنن تو یه روز شوخی شوخی به من لبخند زدی و من جدی جدی عاشقت شدم یه روز تو شوخی شوخی میری و من جدی جدی بی تو میمیرم نوشته شده در 2011 10 5 ساعت 1 pm توسط سارینا یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید او برروی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد در کنارش یک بسته بیسکوئیت و مردی نشسته بود كه روزنامه می خواند وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت پیش خود فکر کرد بهتر است ناراحت نشوم شاید اشتباه کرده باشد ولی این ماجرا تکرار شد هر بار که او یک بیسکوئیت برمی داشت آن مرد هم همین کار را می کرد این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود پیش خود فکر کرد حالا ببینم این مرد بی ادب چکار خواهد کرد مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد این دیگه خیلی پرروئی می خواست او حسابی عصبانی شده بود در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست آن زن کتابش را بست چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را بردارد ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست باز نشده و دست نخورده خیلی شرمنده شد از خودش بدش آمد یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده را داخل ساکش گذاشته است در صورتی که خودش آن موقع که فکر می کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت های اومی خورد خیلی عصبانی شده بود متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت خواهی نبود نوشته شده در 2011 10 5 ساعت 1 pm توسط سارینا چت خنده دار چت خنده دار دختر با پسر دختر سلام خواهش میكنم asl pls پسر تهران وحید 26 و شما دختر تهران نازنین 22 پسر چه اسم قشنگی اسم مادربزرگه منم نازنینه دختر مرسی شما مجردین ادامه نوشته نوشته شده در 2011 10 5 ساعت 1 pm توسط سارینا اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم نوشته شده در 2011 10 3 ساعت 7 pm توسط سارینا the words are easy when the language is love see i love the y i love the o i love the u put them together نوشته شده در 2011 9 24 ساعت 2 pm توسط سارینا مطالب قدیمی تر slm خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین 2011 12 22 2012 1 20 2011 11 22 2011 12 21 2011 10 23 2011 11 21 2011 9 23 2011 10 22 پیوندها گالری هنرمندان blogfa com
|