If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: sasamarmoolak.blogfa.com - in secret.

site address: sasamarmoolak.blogfa.com redirected to: sasamarmoolak.blogfa.com

site title: in secret

Our opinion (on Friday 19 June 2026 18:22:37 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=in secret ???person bahala;

Headings (most frequently used words):

به, شیطان, in, secret, person, bahala, تولد, مهم, ترین, عضو, بدن, ما, بعد, 60, سال, عجب, شانسی, عمر, مفید, نیکی, وبدی, اسب, پیر, بهار, جز, نام, تو, ستاره, حرف, رفیق, سپاس, دل, تقدیم, دوست, عزیزم, دریای, زندگی, صبر, خدا, مرد, جوان, آرامی, آغاز, مردن, میکنی, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
شده (39), نوشته (36), ساعت (33), این (33), #secret (32), بود (32), توسط (31), است (29), ۱۳۸۸ (25), زندگی (23), کرد (23), اگر (22), برای (22), روی (22), گفت (21), خود (18), بهمن (17), خدا (16), کند (16), مرد (15), های (15), جوان (14), همه (14), اسب (13), ۱۳۸۹ (13), خانه (13), روز (13), پدر (13), عجب (12), بار (12), شیطان (11), داد (11), جای (11), شهر (11), عضو (10), چند (10), کرده (10), کردم (10), پاسخ (10), سوال (10), مردم (10), باز (9), سال (9), کنم (9), دارد (9), فکر (9), دست (9), خاک (9), خیلی (9), اما (9), اسکندر (9), دوست (8), کنی (8), شنبه (8), بعد (8), حال (8), پیرمرد (8), بودم (8), مرا (8), گوید (8), پیر (7), اسفند (7), وقتی (7), راه (7), امروز (7), هستند (7), انجام (7), جهان (7), سفید (7), خدایا (7), داده (7), خوش (7), پادشاه (7), پير (7), شانسي (7), همیشه (6), بدن (6), نام (6), خوب (6), مردن (6), میکنی (6), نکنی (6), عشق (6), نگاه (6), چرا (6), جواب (6), پیش (6), اند (6), صبری (6), تنها (6), باشد (6), داشت (6), آنکه (6), جمعه (6), گرفته (6), دارم (6), باید (6), نیست (6), شود (6), اول (6), همسايه (6), اين (6), مهمترین (6), عمر (5), ستاره (5), سپاس (5), حرف (5), خودم (5), داشته (5), زمانی (5), کنند (5), حالی (5), جان (5), ادوین (5), تعجب (5), پسر (5), همین (5), کردو (5), پنجشنبه (5), دیدم (5), سنگ (5), عزیزم (5), زنده (5), بوده (5), وقت (5), دلم (5), مدت (5), طول (5), یاد (5), خواهند (5), هایم (5), انسان (5), اینکه (5), کشاورز (5), چاه (5), ماست (5), کنیم (5), مرگ (5), آیا (5), ریش (5), قبر (5), محاسبه (5), پيرمرد (5), براي (5), مفید (4), صبر (4), فروردین (4), داری (4), دوشنبه (4), کتاب (4), گوش (4), ارامی (4), اغاز (4), کمک (4), چهارشنبه (4), کردند (4), حرکت (4), بودند (4), نیز (4), بیرون (4), زده (4), دارند (4), بچه (4), گفتم (4), دیگر (4), خاطر (4), یکی (4), دریا (4), پرسید (4), زبان (4), مادر (4), سلام (4), بیشتر (4), کنار (4), دوستان (4), فراموش (4), چقدر (4), زمان (4), حیرت (4), دوم (4), ریخت (4), ترک (4), ولی (4), لحظاتی (4), ماه (4), علم (4), کجا (4), ميدانيد (4), ديگر (4), گریه (4), مادرم (4), صحیح (4), مهم (3), بهار (3), دریای (3), آخر (3), مهر (3), زندگیت (3), چیزی (3), قدیمی (3), ندهی (3), چیز (3), تمام (3), جون (3), یکشنبه (3), دادم (3), همراه (3), قرار (3), داخل (3), آنها (3), پنجره (3), دوباره (3), سکوت (3), پسرم (3), مانند (3), بودو (3), نزد (3), نمی (3), پاک (3), نشسته (3), شدم (3), لحظه (3), دادن (3), چون (3), زیبا (3), ندارم (3), آورم (3), بمن (3), دادی (3), رفتن (3), حالا (3), بهترین (3), واسه (3), تنگ (3), اصلآ (3), ستا (3), واژه (3), هیچ (3), فرا (3), کسی (3), کدام (3), شوم (3), عاشقی (3), پرده (3), مشکلات (3), گور (3), رسید (3), جمع (3), چهارم (3), خوبی (3), خواست (3), دومش (3), همواره (3), موقع (3), بسیار (3), تلاش (3), روزی (3), اهمیت (3), سوم (3), اکنون (3), تکرار (3), هستم (3), دانستم (3), رسد (3), جلوی (3), چشم (3), درس (3), بزرگ (3), آمدند (3), فعلآ (3), شانه (3), نگاهی (3), انداخت (3), بارها (3), خداست (2), ترین (2), شانسی (2), نیکی (2), وبدی (2), رفیق (2), شکر (2), ارزش (2), آرامی (2), آغاز (2), kootah (2), آرشیو (2), اردیبهشت (2), تیر (2), آبان (2), وبلاگ (2), پست (2), باشی (2), اصوات (2), خودت (2), قدر (2), بکشی (2), دیگران (2), برده (2), شوی (2), بروی (2), رنگ (2), هایی (2), میکنند (2), هنگامی (2), مطمئن (2), ورای (2), اجازه (2), کاری (2), پیرمردی (2), ساله (2), سوی (2), دقیقه (2), قطار (2), فریاد (2), پیرش (2), لبخند (2), کودکانه (2), طور (2), انکه (2), صدا (2), ابرها (2), بازی (2), شما (2), رویم (2), چشمان (2), شان (2), فرو (2), ظهر (2), بساط (2), آرام (2), هنوز (2), کار (2), آدم (2), بندگی (2), زنی (2), صدها (2), مخلوق (2), تاب (2), دیوانه (2), هزاران (2), زمین (2), آسمان (2), دیگری (2), پوشیده (2), زیبایی (2), اوّل (2), همان (2), شادی (2), پرتو (2), یافت (2), پایش (2), مانده (2), گفتمش (2), مال (2), بدین (2), نعمت (2), سخن (2), گشته (2), درود (2), فروزنده (2), گهر (2), خداوند (2), چارلی (2), مجبور (2), مشروب (2), برایش (2), کمی (2), عصبانیت (2), فری (2), آخه (2), مامانم (2), میشه (2), حوصله (2), منم (2), جوی (2), آسمون (2), مهربون (2), اون (2), برد (2), حتی (2), لباس (2), برگ (2), صدای (2), بوی (2), خواهد (2), پشت (2), گناهانم (2), خواهم (2), خوبین (2), عظیم (2), مهیب (2), هنگام (2), گشت (2), امیدوارم (2), بدون (2), افتاد (2), زیر (2), بدنش (2), ادامه (2), پیدا (2), بیش (2), چهارمش (2), مند (2), جهت (2), بستر (2), داستان (2), انسانی (2), چنین (2), کنایه (2), نظر (2), آید (2), آیند (2), دار (2), احضار (2), هرگز (2), دستور (2), شکست (2), آوردم (2), همراهت (2), کمال (2), مشاهده (2), وجود (2), دهد (2), رود (2), بین (2), چاله (2), بیند (2), جمشید (2), مطلب (2), سنگمان (2), هنری (2), میشود (2), شنیدن (2), میدهد (2), تعدی (2), نان (2), شخص (2), آموختن (2), شدند (2), فلانی (2), مات (2), دنیا (2), روستا (2), زاده (2), گفتند (2), شانس (2), بدي (2), آوردي (2), اسبت (2), معلومه (2), شانسيه (2), بيست (2), وحشي (2), تبريک (2), سالم (2), شکسته (2), معاف (2), هایت (2), لازم (2), نگه (2), بدنت (2), چیست (2), پدرم (2), سپری (2), مورد (2), تولدم (2), کادو (2), تولد (2), blogfa, com, بزرگترین, گناه, ناامیدی, درگاه, dude, hoda, jooooooooooonam, تنهایی, سحری, چلیپا, firij, joooonam, khatiiiii, فانوس, غریبانه, پیوندها, امضای, شکلات, معجزه, nim, negahi, dar, oloom, dastan, kootahe, ama, jaleb, موضوعی, پیشین, عناوین, الکترونیک, پروفایل, مدیر, میرسی, لیاقتشو, آرزوشو, بکوش, لیاقت, آرزوهاتو, مطالب, سفر, نخوانی, دانی, باوری, نگذاری, عادات, تکراری, مرگی, تغییر, متفاوت, افراد, ناشناس, صحبت, شروع, شور, حرارت, احساسات, سرکش, واز, چشمانت, درخشش, میدارند, ضربان, قلبت, تندتر, دوری, شغلت, عشقت, شاد, نیستی, عوض, خطر, رویا, نروی, حداقل, مصلحت, اندیشی, مخاطره, هوایی, مارازدرون, خویش, غافل, انگارکسی, فکرماهی, هانیست, سهراب, بیاکه, راگل, فهمیدن, راچه, مشکل, امتحان, امروزو, افتضاح, پسربیست, پنج, قطا, نیویورک, اوکلاهما, کندنشسته, وشوهر, کوپه, محض, افتادن, کردهیجان, درختها, دارن, لبخندی, زدوگفت, جالبه, مسن, سپرده, فزیاد, ساختمانها, جوانش, نوازش, رفتار, واکنش, پدرش, شوق, دنبال, میدوند, درسته, فعلا, لزت, ببر, دستش, هوا, زنش, دادوبه, پسرتان, پزشک, برید, درمان, پیرمرداشکهایش, اتفاقآ, آلان, ازنزدپزشک, آییم, داریم, دانیدچند, پزشکان, جراحی, کردندو, تواند, ببیند, بغض, خوردند, صبحانه, لقمه, برمیداشت, پهن, نکرده, بنی, نصف, گذرانده, بازنشسته, موعد, عدل, انصاف, بازگشته, سینه, توانای, سابقنیستم, انسانها, آنچه, شبانه, وسوسه, پنهانی, میدادم, روزانه, دسیسه, آشکارا, میدهند, اینان, نیازیست, دیشب, صورت, رفتم, دیوار, بینی, دهنهم, خونی, کبودم, mochakeram, حتمآ, بهترش, جاهل, فرزانه, نفس, عادلانه, سازشی, وگر, بهتر, بنشسته, تماشای, زشتکاریهای, باشم, آواره, لیلی, ناز, آفرین, مجنون, صحرا, گرد, سامان, واژگون, مستانه, عریان, لرزان, جامه, رنگین, یکدیگر, ویرانه, زشتی, ظلم, وجدان, زتدگی, تصویری, دریاست, گاه, ارام, زلال, خروشان, همچون, مرغان, سبک, بال, مست, افق, ارزوها, پرواز, ایند, غمهایش, حالت, محزون, خورشید, چیدن, فرش, شکوهی, قرمز, پسین, لحظات, سطح, گسترده, اینک, تنگنای, غروب, بریده, دامان, نهد, روزنه, امیدی, بودن, زیستن, وماندن, لابلای, امواج, بیدا, بیایید, ارامش, جوش, خروش, سوار, قایقی, ساخته, وایمان, شناورباشیم, لذت, ببریم, همنوعانمان, سهیم, شاکر, باشیم, استعانت, پرودگار, مشکلت, بجنگیم, انها, پیروز, شویم, ذات, اقدس, الهی, شکرمان, پذیرا, وهم, ایمانمان, پاسخگو, انچه, بیندیش, عمویت, شریک, بدان, بقا, زمرگ, مردنی, زنذگیش, روح, همسفر, دلها, خلوت, اندیشه, تقدیم, زدستش, افتاده, آمدم, رفته, خنده, کردودل, زدستانم, ربود, بخند, میخری, گویم, تورا, بنده, همینقدر, دانم, مهرو, قیاس, بگویم, بفرق, افسرم, سخندان, افرین, الطاف, اینچنین, آسمانی, مظهر, مهربانی, پرستار, بیمار, شبها, چشمش, نیاسوده, مادری, گسل, بشبهای, افروز, غمخوارو, دلسوز, سپاست, رخشان, سیرت, بتوفیق, بمهر, رخشندگی, بنان, طبع, سرشار, قلم, ستایش, نیایش, پلیدی, نیالوده, تابنده, بخشوده, روزگار, پروردگار, خداوندبودوخداوندهست, بالا, وپست, طبق, معمول, بیچاره, کتک, پسرش, مدرسه, برود, فروشی, شیشه, بدزدد, حالش, امده, رفتارش, پشیمان, لعنت, منو, فریب, روبه, رویش, ظاهر, وخندید, لعنتی, خندی, خندم, امثال, معروف, کردن, هستید, خودتان, خلافی, زنید, مسبب, میدانید, میدونی, ننه, دلت, نمیشه, دان, بیاین, خونه, طوری, شاید, بهمون, بگذره, دانشگاهم, بلیط, نمیدونم, برم, نمیخوام, ۲تا, بذارم, عمرما, خندان, بامی, وزغصه, شبه, چشمک, زنون, خندید, آخرش, پای, قشنگی, آرو, نازو, عاشق, زیاد, نکشیدعشق, ابره, اومد, دزدید, شبا, زنم, خوا, بزنم, قول, قرارمون, رفتیو, خودتم, نذاشتی, نشون, دستم, خیابان, بروند, درختان, آجرهای, ساختمان, ببینند, جلو, زبانم, اندهر, سکوتی, نگفته, هرحرفی, موسیقی, روشنی, اشیایی, کوه, رویاهای, درخشان, کتابی, حادثه, پاره, نکن, هزار, پرستوی, غریب, میان, اشک, اقیانوس, نمک, دهند, خوابیده, بگذار, بالهایم, خشک, شوند, آِغوش, سپید, گردم, آزاد, رها, موج, نقره, احوالپرسی, باران, شوید, سرخ, گیرد, کوچه, بست, اسم, اعظم, بگوید, پنهان, گناهکارم, نبینی, شقایق, بگذری, بوته, نعنا, بنویسم, نگاهم, رودخا, میدوم, قدمی, سایه, ترانه, ماسه, درهای, بسته, سویم, شعر, سرودن, واستون, میگذره, عیدتون, مبارک, رازهای, کوچک, ناچیز, افشا, راز, وعاشقی, بایدبرداشت, برداشت, رازش, عشقش, سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام, عید, خوووووووبی, بوووووووووووود, گذشته, باشه, مثل, تلی, ریزند, انتخاب, بدهند, سکویی, بسازند, رسیدن, خوشبختی, کشاورزی, برگشتن, مراقبش, نبود, چاهی, سعی, کردنتوانست, بیاورد, طرفی, دلش, سوخت, درد, بکشد, حیوان, زجر, نکشدفکری, ذهنش, بیلی, اطراف, نیت, اسبش, مدفون, وبمیرد, اماا, دمش, تکان, خاکها, پایین, عین, کپه, سانتیمتر, بالاتر, آمداین, همچنان, بلاخره, ارتفاع, لبه, کوزه, سکه, طلا, دندان, خارج, تبدیل, مردی, ثروتمند, پادشاهی, زید, محافظت, سومش, علاقه, فکری, شکیبایی, مواقع, حساس, مشکلی, مواجه, شدزن, وفا, زیادی, حفاظت, شوهرش, وجه, توجهی, بیماری, زودی, میمیرد, زندگیه, مجلل, اندیشید, زمزمه, بمیرم, وبی, پناه, شرح, گذارد, مفهم, فارسی, آمده, جسم, ندارد, بمی, ریم, مثابه, قعیت, دارو, ندار, نواده, آشنایان, مزار, تدریج, عمل, بدی, منظورزن, ورزیدم, زیور, آلات, هدیه, مراقبت, میکردم, همراهی, بیاید, قبلی, حاضری, بیایی, اینجا, هیچوقت, حاضر, نیستم, قلب, یان, کردی, بیمارم, احتیاج, کمکم, آیآ, همراهم, ایی, نمیتوانم, کمکی, بکنم, حداکثر, توانم, برایت, دهم, بیا, بسپارم, امید, صدایی, شنید, آهستگی, نگران, نباش, کجایی, بگویی, آیم, نمیگذارم, شوکه, خوشحالی, توانستم, قبت, یند, مقدونی, مقتدر, نیان, فتح, بسیاری, کشور, مرکزی, ایران, دروازه, خبر, آمدن, پیچیده, عادیه, ادامی, دادند, عابری, عابر, نشانی, سران, لشکرش, مکان, کنده, قبرستان, وبا, خسرو, اردشیر, اولین, عرق, ترس, پیشانیش, نشیند, اشباح, جایگاه, لاغر, موی, ریشی, چادری, عده, دور, ممکن, فوق, داستانهای, یونان, باستان, افسانه, نباشد, پیام, مهمی, نهفته, تآمل, قانونی, رعایت, پایان, گورستان, نوشت, نماییم, اساس, خدمتی, آموخته, امور, عام, المنفعه, مردمانمان, ایم, صحبتها, شمشیرش, درنیام, وبه, لشکریانش, بدوت, گونه, موت, مثلآ, عمرم, آموختم, شبی, مقداری, خریدم, همسایه, گرسنه, بردم, خورجین, نهادم, برگشتم, خیرو, ریا, نمایی, میرد, پرداخته, قبرش, میکنیم, بهبود, نویسیم, ترتیب, منظور, جملات, فرد, حیاتش, اهالی, میرسد, دانیم, واپسین, حیات, شرایط, دروغ, گفتن, پرسیده, آموختی, انجامید, خدماتی, گذاشتی, نفر, خدمات, بهره, اینگونه, مطرح, متحیر, خیره, شبیه, علتش, صبح, هالی, دیدن, گویند, عاقبت, زیرخاک, مراقب, باش, اذیت, آزارت, نرسد, بزرگی, پرسد, مردمی, آری, خدمتگزار, بکشم, دسته, کشته, نکشم, بمانم, افزون, گردد, روزي, فرار, دلداري, فرارکرد, هفته, ماجرا, نگذشته, برگشت, اقبال, بلندي, داشتي, فرداي, ميان, هاي, زمين, خورد, پايش, وکشاورز, وچند, عصبانيت, کودن, نيروهاي, دولتي, سربازگيري, رسيدند, جوانان, جنگ, سرزميني, دوردست, بردند, پاي, اعزام, رفتند, پسرت, گذاشتم, بگم, گذاشتن, بعدآ, ببینیم, خفن, چسبیدم, همتون, باشین, گفته, اعمالت, احساسی, واسطه, یافته, نخواهند, خودخواه, بلکه, دلسوزی, خالی, شدن, دردهای, خودش, گاهی, اوقات, گریستن, نیاز, دعا, کافی, دوستانی, سرت, هایشان, بگذاری, توانی, عزیز, پرسیدم, سرم, عهده, اشکش, دوخته, عضوی, قبلاً, گفتی, غلط, برایشان, نمونه, عنوان, دلیل, بیاموزی, طرح, سوالی, چنان, بهت, سردرگمی, چهره, تشخیص, نشان, واقعی, نوبت, آخرین, وداع, دریافته, رفتنش, گریستند, خصوص, دومین, قبل, بزرگم, رفت, غمگین, جوابم, گذشت, عاقلتر, چیزها, نابینا, مبهوت, یافتن, تکاپو, افتادم, چندین, سوالش, ذهن, داشتم, پاسخش, قدرت, بینایی, ناشنوا, کوچکتر, بنابراین, متمادی, توجه, دیدگاه, شناختی, دنیای, پیرامونم, کسب, پاسخی, حدس, زدم, مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک, خوشحالم, کامل, شدیما, بخرینا, دعوتتون, نمیکنم, مباااااااااااااااااااارک, person, bahala,


Text of the page (random words):
ت خیلی خوشحالم ۲۰ سالم کامل شد بزرگ شدیما کادو بخرینا بدون کادو تولد دعوتتون نمیکنم تولدم مباااااااااااااااااااارک نوشته شده در یکشنبه ۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت 9 35 توسط in secret مهم ترین عضو بدن ما مهمترین عضو بدن ما مادرم همیشه از من می پرسید مهمترین عضو بدنت چیست طی سال های متمادی با توجه به دیدگاه و شناختی که از دنیای پیرامونم کسب می کردم پاسخی را حدس می زدم و با خودم فکر می کردم که باید پاسخ صحیح باشد وقتی کوچکتر بودم با خودم فکر کردم که صدا و اصوات برای ما انسان ها بسیار اهمیت دارند بنابراین در پاسخ سوال مادرم می گفتم مادر گوش هایم او گفت نه خیلی از مردم ناشنوا هستند اما تو در این مورد باز هم فکر کن چون من باز هم از تو سوال خواهم کرد چندین سال سپری شد تا او بار دیگر سوالش را تکرار کند من که بارها در این مورد فکر کرده بودم به نظر خودم پاسخ صحیح را در ذهن داشتم برای همین در پاسخش گفتم مادر قدرت بینایی برای هر انسانی بسیار اهمیت دارد پس فکر می کنم چشم ها مهمترین عضو بدن هستند او نگاهی به من انداخت و گفت تو خیلی چیزها یاد گرفته ای اما پاسخ صحیح این نیست چرا که خیلی از آدم ها نابینا هستند من که مات و مبهوت مانده بودم برای یافتن پاسخ صحیح به تکاپو افتادم چند سال دیگر هم سپری شد مادرم بارها و بارها این سوال را تکرار کرد و هر بار پس از شنیدن جوابم می گفت نه این نیست اما تو با گذشت هر سال عاقلتر می شوی پسرم سال قبل پدر بزرگم از دنیا رفت همه غمگین و دل شکسته شدند همه در غم از دست رفتنش گریستند حتی پدرم گریه می کرد من آن روز به خصوص را به یاد می آورم که برای دومین بار در زندگی ام گریه پدرم را دیدم وقتی نوبت آخرین وداع با پدر بزرگ رسید مادرم نگاهی به من انداخت و پرسید عزیزم آیا تا به حال دریافته ای که مهمترین عضو بدن چیست از طرح سوالی آن هم در چنان لحظاتی بهت زده شدم همیشه با خودم فکر می کردم که این یک بازی بین ما است او سردرگمی را در چهره ام تشخیص داد و گفت این سوال خیلی مهم است پاسخ آن به تو نشان می دهد که آیا یک زندگی واقعی داشته ای یا نه برای هر عضوی که قبلاً در پاسخ من گفتی جواب دادم که غلط است و برایشان یک نمونه هم به عنوان دلیل آوردم اما امروز روزی است که لازم است این درس زندگی را بیاموزی او نگاهی به من انداخت که تنها از عهده یک مادر بر می آید من نیز به چشمان پر از اشکش چشم دوخته بودم او گفت عزیزم مهمترین عضو بدنت شانه هایت هستند پرسیدم به خاطر اینکه سرم را نگه می دارند جواب داد نه از این جهت که تو می توانی سر یک دوست یا یک عزیز را در حالی که او گریه می کند روی آن نگه داری عزیزم گاهی اوقات در زندگی همه ما انسان ها لحظاتی فرا می رسد که به شانه ای برای گریستن نیاز پیدا می کنیم من دعا می کنم که تو به حد کافی عشق و دوستانی داشته باشی که در وقت لازم سرت را روی شانه هایشان بگذاری و گریه کنی از آن به بعد دانستم که مهمترین عضو بدن انسان یک عضو خودخواه نیست بلکه عضو دلسوزی برای خالی شدن دردهای دیگران بر روی خودش است مردم گفته هایت را فراموش خواهند کرد مردم اعمالت را فراموش خواهند کرد اما آنها هرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته اند از یاد نخواهند برد نوشته شده در جمعه ۹ مهر ۱۳۸۹ ساعت 2 49 توسط in secret بعد 60 سال سلام بچه ها خوبین این پست و گذاشتم بگم که زنده ام ولی اصلآ حوصله گذاشتن مطلب فعلآ ندارم حالا تا بعدآ ببینیم چی میشه فعلآ که خفن چسبیدم به درس امیدوارم که همتون خوب و خوش باشین دوستان فعلآ نوشته شده در پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸۹ ساعت 21 1 توسط in secret عجب شانسی پير مرد روستا زاده اي بود که يک پسر و يک اسب داشت روزي اسب پيرمرد فرار کرد همه همسايه ها براي دلداري به خانه پير مرد آمدند و گفتند عجب شانس بدي آوردي که اسبت فرارکرد روستا زاده پير جواب داد از کجا ميدانيد که اين از خوش شانسي من بوده يا از بد شانسي ام همسايه ها با تعجب جواب دادن خوب معلومه که اين از بد شانسيه هنوز يک هفته از اين ماجرا نگذشته بود که اسب پي مرد به همراه بيست اسب وحشي به خانه برگشت اين بار همسايه ها براي تبريک نزد پيرمرد آمدند عجب اقبال بلندي داشتي که اسبت به همراه بيست اسب ديگر به خانه بر گشت پير مرد بار ديگر در جواب گفت از کجا ميدانيد که اين از خوش شانسي من بوده يا از بد شانسي ام فرداي آن روز پسر پيرمرد در ميان اسب هاي وحشي زمين خورد و پايش شکست همسايه ها بار ديگر آمدند عجب شانس بدي وکشاورز پير گفت از کجا ميدانيد که اين از خوش شانسي من بوده يا از بد شانسي ام وچند تا از همسايه ها با عصبانيت گفتند خب معلومه که از بد شانسيه تو بوده پيرمرد کودن چند روز بعد نيروهاي دولتي براي سربازگيري از راه رسيدند و تمام جوانان سالم را براي جنگ در سرزميني دوردست با خود بردند پسر کشاورز پير به خاطر پاي شکسته اش از اعزام معاف شد همسايه ها بار ديگر براي تبريک به خانه پيرمرد رفتند عجب شانسي آوردي که پسرت معاف شد و کشاورز پير گفت از کجا ميدانيد که نوشته شده در یکشنبه ۶ تیر ۱۳۸۹ ساعت 22 0 توسط in secret عمر مفید می گو یند زمانی که اسکندر مقدونی سر دار مقتدر یو نا نیان در حال فتح بسیاری از کشور های جهان بود روزی به یکی از شهر های مرکزی ایران می رسد با کمال تعجب مشاهده می کند که دروازه شهر باز است و با وجود اینکه خبر آمدن او به شهر پیچیده بود مردم زندگی عادیه خود را ادامی می دادند از عابری سوال می کند ریش سفید این شهر چه کسی است عابر نشانی ریش سفید شهر را می دهد اسکندر در حالی که با سران لشکرش به سوی مکان ریش سفید شهر می رود در بین راه با حیرت چاله هایی را می بیند که مانند قبر در جلوی هر خانه کنده شده بود لحظاتی بعد به قبرستان شهر می رود وبا کمال تعجب نگاه می کند و می بیند روی هر سنگ قبر نوشته شده خسرو یک سال زندگی کرد و مرد جمشید یک ماه زندگی کرد و مرد اردشیر ده ساعت زندگی کردو مرد اسکندر برای اولین بار عرق ترس بر پیشانیش می نشیند با خود فکر می کند این مردم یا اشباح هستند یا دیوانه وقتی به جایگاه ریش سفید شهر می رسد مشاهده می کند پیرمردی لاغر با موی و ریشی سفید در چادری نشسته و عده ای به دور او جمع هستند اسکندر از پیرمرد می پرسد تو بزرگ و ریش سفید این مردمی پیرمرد می گوید آری من خدمتگزار مردم هستم اسکندر سوال می کند اگر تو را بکشم چه می کنی پیرمرد آرام به او نگاه می کد و می گوید اگر بکشی خواست خداوند است که به دسته تو کشته شوم اسکندر می گوید و اگر نکشم پیرمرد می گوید باز هم خواست خداست که زنده بمانم و بار گناهانم در این دنیا افزون گردد اسکندر مات و متحیر به او خیره می شود و می گوید دو سوال دارم اول اینکه چرا جلوی هر خانه یک چاله شبیه قبر وجود دارد پیرمرد می گوید علتش آن است که هر صبح که ا هالی شهر از خانه بیرون می آیند با دیدن آن به خود می گویند عاقبت جای تو در زیرخاک خواهد بود مراقب باش به مردم تعدی نکنی و اذیت و آزارت به کسی نرسد و این درس بزرگی برای هر روز ماست اسکندر سوال دوم را اینگونه مطرح می کند که چرا روی هر سنگ قبر نوشته فلانی یک سال زندگی کرد و مرد فلانی یک ماه دیگری ده ساعت و پیرمرد پاسخ میدهد وقتی زمان مرگ هر یک از اهالی فرا میرسد به کنار بستر او می رویم و خوب می دانیم در واپسین دم حیات پرده ها از جلوی چشم انسان بر داشته می شود و شخص دیگر در شرایط دروغ گفتن نیست از او چند سوال پرسیده میشود چه علم و هنری آموختی چقدر آموختن آن به طول انجامید و چه خدماتی در طول زندگیت انجام دادی چقدر برای آن وقت گذاشتی چند نفر از خدمات تو بهره مند شدند او که در حال موت قرار گرفته است مثلآ می گوید در تمام عمرم به مدت یک ماه هر روز یک ساعت علم آموختم یا شبی مقداری نان خریدم و برای همسایه که می دانستم گرسنه است بردم و خورجین نان را در پشت در نهادم و برگشتم یا اگر خیرو خوبی کردم در جمع مردم بود و از سر ریا و خود نمایی و یا پیرمرد ادامه داد بعد از آنکه شخص می میرد مدت زمانی را که به آموختن علم پرداخته محاسبه کرده و روی سنگ قبرش حک میکنیم جمشید یک ماه زندگی کردو مرد یا مدت زمانی را که برای بهبود زندگی مردم تلاش کرده محاسبه می کنیم و می نویسیم بدین ترتیب منظور از جملات نوشته شده روی سنگ قبر ها محاسبه ی عمر مفید فرد در طول حیاتش می باشد مدت زمان زندگی ما بر اساس خدمتی که انجام داده علم یا هنری که آموخته و یا امور عام المنفعه ای که برای مردمانمان انجام داده ایم محاسبه و بر روی سنگمان نوشته میشود اسکندر با شنیدن این صحبتها با حیرت شمشیرش را درنیام فرو می کند وبه لشکریانش دستور میدهد بدوت هیچ گونه تعدی به مردم شهر را ترک کند هر چند ممکن است مطلب فوق که از کتاب داستانهای یونان باستان بر گرفته شده است افسانه ای بیش نباشد ولی پیام مهمی در آن نهفته است کمی تآمل کنیم اگر قرار باشد چنین قانونی رعایت شود پس از پایان عمر بر سنگمان در گورستان چه خواهند نوشت لحظاتی فکر کنیم بعد عمر مفید خود را محاسبه نماییم نوشته شده در دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 21 24 توسط in secret نیکی وبدی پادشاهی بود که ۴ زن داشت او به زن چهارم بیش تر از سه زن اول عشق می ور زید از زن چهارمش به خوبی محافظت می کرد و بهترین ها را برایش می خواست زن سومش را خیلی دوست داشت و به زن دومش هم علاقه مند بود چرا که او زن با فکری بود همواره شکیبایی می کرد و در مواقع حساس هر موقع پادشاه با مشکلی مواجه می شدزن دومش به او کمک می کرد اما زن اول پادشاه بسیار با وفا بود و تلاش زیادی برای حفاظت از مال شوهرش انجام می داد به همین جهت پادشاه به هیچ وجه به او کم توجهی نمی کرد روزی پادشاه در بستر بیماری افتاد و در یافت که به زودی میمیرد او در حالی که به زندگیه مجلل خود می اندیشید با خود زمزمه می کرد من امروز ۴ زن دارم اما وقتی بمیرم تنها وبی پناه می شوم به همین منظورزن چهارمش را احضار کرد و از او پرسید من به تو پیش از همه عشق می ورزیدم بهترین زیور آلات و لباس ها را به تو هدیه می دادم و بیشتر از همه از تو مراقبت میکردم اکنون که وقت رفتن من است آیا مرا همراهی می کنی زن چهارم پاسخ داد هرگز غم او بیشتر شد و دستور داد زن سوم نزد او بیاید او سوال قبلی را تکرار کرد و به او گفت من در طول زندگی ام همواره تو را خیلی دوست داشته ام ولی اکنون مجبور به رفتن هستم آیا حاضری با من بیایی زن سوم گفت نه زندگی در اینجا خیلی خوب است و من هیچوقت حاضر به ترک این جهان نیستم قلب پادشاه شکست و غم زده و گر یان زن دومش را احضار کرد و به او گفت من همیشه برای کمک به تو روی می آوردم و تو همیشه مرا کمک می کردی اکنون که بیمارم و در حال مرگ به تو احتیاج دارم آیا کمکم می کنی آیآ همراهم می ایی زن دوم به او گفت نه نمیتوانم به تو کمکی بکنم حداکثر کاری که می توانم برایت انجام دهم این است که تا گور همراهت بیا یم و تو را به گور بسپارم پادشاه نا امید از همه جا صدایی شنید که به آهستگی می گفت نگران نباش من با تو به هر کجایی که بگویی می آیم و تو را تنها نمیگذارم و تا آخر جهان همراهت هستم این صدای زن اول او بود پادشاه شوکه شده بود با خوشحالی بی حد به او رو کرد و گفت باید آن زمان که می توانستم بیشتر قدر تو را می دانستم و از تو مرا قبت می کردم این داستان شرح حال هر انسانی است که پا به این جهان می گذارد مفهم این داستان که در یکی از کتاب های فارسی قدیمی آمده است چنین است زن چهارم کنایه از جسم ماست اصلآ اهمیت ندارد چقدر تلاش کنیم تا زیبا به نظر آید هنگامی که بمی ریم ما را ترک می کند زن سوم به مثابه شان و مو قعیت و دارو ندار ماست موقع مرگ ما را ترک می گوید زن دوم کنایه از خا نواده و دوستان و آشنایان است موقع مرگ بر سر مزار ما می آیند و به تدریج ما را فراموش می کنند ولی زن اول همان عمل و کر دار ماست که پس از مرگ همواره با ماست و توسط آن از ما به خوبی یا بدی یاد می شود نوشته شده در جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 14 17 توسط in secret اسب پیر کشاورزی جوان یک اسب پیر داشت یک روز هنگام برگشتن به خانه چون مراقبش نبود داخل چاهی بدون آب افتاد کشاورز جوان هر چه سعی کردنتوانست اسب را از چاه بیرون بیاورد از طرفی هم دلش به حال اسب پیر می سوخت که آن طور درد بکشد پس برای اینکه حیوان زجر نکشدفکری به ذهنش رسید با بیلی که در دست داشت خاک های اطراف چاه را به داخل چاه ریخت به این نیت که اسبش زیر خاک ها مدفون شود وبمیرد اماا سب پیر هر بار که خاک روی بدنش می ریخت با دمش و تکان دادن بدنش خاکها را پایین می ریخت و در عین حال خاک ها را روی هم کپه می کرد و چند سانتیمتر بالاتر می آمداین کار همچنان ادامه پیدا کرد کشاورز جوان خاک می ریخت و اسب پیر خاک ها را زیر پایش جمع می کردو تا بلاخره ارتفاع خاک به لبه چاه رسید و اسب پیر در حالی که یک کوزه پر از سکه طلا را به دندان گرفته بود از چاه خارج شد و کشاورز جوان تبدیل به مردی ثروتمند شد مشکلات زندگی مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند انسان ها دو انتخاب پیش رو دارند اول اینکه اجازه بدهند مشکلات آنها را زنده به گور کند دوم آنکه از مشکلات سکویی بسازند برای رسیدن به خوشبختی نوشته شده در شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 13 25 توسط in secret سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام چه عید خوووووووبی بوووووووووووود امیدوارم به همه خوش گذشته باشه مثل من نوشته شده در جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 19 56 توسط in secret بهار زمین می گفت رازهای کوچک و عاشقی های ناچیز را ارزش آن نیست که افشا شود راز باید عظیم باشد وعاشقی مهیب و پرده از عاشقی آن زمان بایدبرداشت که جهان حیرت کند و بهار پرده از عاشقی برداشت آن هنگام که رازش عظیم گشت و عشقش مهیب و جهان حیرت کرد عیدتون مبارک نوشته شده در جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 20 33 توسط in secret سلام دوستان چقدر دلم واستون تنگ شده بود خوبین خوش میگذره نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 19 41 توسط in secret جز نام تو خدایا جز نام تو چیزی در دستم نیست واژه ها یم لباس پوشیده اند و می خواهند در خیابان راه بروند می خواهند تو را روی برگ های درختان و آجرهای ساختمان های قدیمی ببینند واژه هایم از من جلو تر حرکت می کنند خدایا روی زبانم صدها سکوت خانه کرده اندهر سکوتی هزاران حرف نگفته است و هرحرفی موسیقی روشنی است از صدای تو تو به جای همه اشیایی که سکوت کرده اند حرف می زنی به جای کوه ها ستاره ها و رویاهای درخشان من خدایا پشت کدام لحظه ها پنهان شوم که دست های گناهکارم را نبینی نام کدام شقایق را بر زبان آورم که از گناهانم بگذری نام کدام یک از دوستان تو را روی بوته های نعنا بنویسم که نگاهم کنی خدایا در پی رودخا نه ها میدوم و در دو قدمی دریا سایه ترانه هایم را از روی ماسه ها بر می دارم من نمی خواهم بی عشق تو زندگی کنم درهای بسته آسمان را به سویم باز کن پیش از آنکه شعر سرودن را فراموش کنم خدایا واژه هایم آزاد و رها روی موج های نقره ای نشسته اند و با ابرها احوالپرسی می کنند دلم می خواهد وقتی باران دست و روی شهر را می شوید بوی گل سرخ همه خانه ها را فرا گیرد و کسی در یک کوچه بن بست پنجره خانه اش را باز کند و اسم اعظم تو را به من بگوید خدایا هزار پرستوی غریب در میان اشک هایم که بوی اقیانوس و نمک می دهند خوابیده اند بگذار پیش از آنکه بالهایم خشک شوند به آِغوش سپید تو باز گردم زندگی کتابی زیبا و پر حادثه است هیچ وقت به خاطر یک برگ آن کل کتاب را پاره نکن نوشته شده در سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 12 53 توسط in secret ستاره یک شبه خوب تو آسمون یک ستاره چشمک زنون خندید و گفت کنار تم تا آخرش تا پای جون ستا ره قشنگی بود آرو م و نازو مهربون ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون اما زیاد طول نکشیدعشق من و ستا ره جون ابره اومد ستا ره رو دزدید و برد نا مهربون حالا شبا به یاد اون زل می زنم به آسمون دلم می خوا داد بزنم این بود قول و قرارمون تو رفتیو از خودتم نذاشتی حتی یک نشون نوشته شده در سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 12 11 توسط in secret بامی به کنار جوی می باید بود وزغصه کنار جوی می باید بود این مدت عمرما چو گل ده روز است خندان لب و تا زه روی می باید بود خدا یا دوست دارم خدا یا دوست دارم نوشته شده در شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 13 2 توسط in secret حرف سلام دلم گرفته فری میدونی واسه چی آخه دلم واسه مامانم تنگ میشه خیلی بچه ننه ام نه تو دلت تنگ نمیشه با همه چی دان بیاین خونه ما این چند روز این طوری شاید بهمون بیشتر خوش بگذره اصلآ حوصله دانشگاهم ندارم فری مامانم واسه منم بلیط گرفته اما نمیدونم برم یا نه آخه نمیخوام شما ۲تا رو تنها بذارم نوشته شده در شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 12 38 توسط in secret رفیق شیطان چارلی که ان روز طبق معمول زن بیچاره اش را کتک زده بودو پسرش را هم مجبور کرده بود به جای رفتن به مدرسه برود و از مشروب فروشی برایش یک شیشه مشروب بدزدد حالا که حالش کمی جا امده بود و از رفتارش پشیمان شده بود با عصبانیت گفت لعنت بر شیطان که منو فریب داد در این لحظه شیطان روبه رویش ظاهر شد وخندید چارلی با عصبانیت فریاد زد لعنتی به چی داری می خندی شیطان پاسخ داد به ان می خندم که تو و امثال تو بهترین راه برای معروف کردن من هستید خودتان دست به هر خلافی می زنید آن وقت مرا مسبب همه چیز میدانید نوشته شده در جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 9 7 توسط in secret سپاس سپاس ای خداوند بالا وپست خداوندبودوخداوندهست سپاس تو ای پاک پروردگار که دادی مرا نعمت روزگار بمن جان تابنده بخشوده ای مرا با پلیدی نیالوده ای زبان داده ای تا نیایش کنم قلم داده ای تا ستایش کنم تو دادی بمن طبع سرشار را زبان و بنان گهر بار را بمهر تو رخشندگی ها کنم بتوفیق تو بندگی ها کنم مرا پاک سیرت پدر داده ای سپاست که رخشان گهر داده ای پدر بود غمخوارو دلسوز من بشبهای من پرتو افروز من بمن مادری داده ای غم گسل فروزنده جان و فروزنده دل چه شبها که چشمش نیاسوده است پرستار بیمار خود بوده است بر این مظهر مهربانی درود بر این مادر آسمانی درود ز الطاف تو اینچنین گشته ام سخندان سخن افرین گشته ام خد...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير جديد زيباسازی وبلا...
  • تصاوير زيباسازی ، كد موسي...

Verified site has: 69 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55 56-60 61-65 66-69


The site also has 1 references to external domain(s).

 pichak.net  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Fri, 19 Jun 2026 18:22:37 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/sasamarmoolak.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=YsX4sw3u1jmydZ0Yxp2ZWl7yf7rcPy7uQxUgbPvA2XmbT%2F560LNV7vQ7n%2FD8kgGVKD8jHRdqrspXZzunHlGzUep6ZwC9ITnZH0vzAN9jaBeJNWlZwiIHUaUjKGYQpMBetfScRNxcoRL13As%3D ]
CF-RAY a0e48f692983c8c9-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Fri, 19 Jun 2026 18:22:37 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=m7fjtdAXVecir4V3H56ESH97NltUYvPECXQYfWIRXUxZJ0zN6Wh%2FwSt56SKWZ%2BJ5Rn%2Frn6cap%2Fo%2BuC9y4fDQ1Y8nwhQV2w2%2Bo%2FS%2FFrW4zVH6lzO2aDc3O72%2B%2FRfEiMR%2BdE%2FtmnPGsE599X0%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0e48f6a7c59ef43-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title="in secret"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="in secret ???person bahala"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="in secret"
property="og:site_name" content="in secret"
property="og:description" content="in secret ???person bahala"

Load Info

page size15265
load time (s)0.544054
redirect count1
speed download28060
server IP 188.114.97.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"