Meta tags:
author= ماهتاب;
description= زیر سایه آفتاب - - زیر سایه آفتاب;
keywords= زیر سایه آفتاب,sayesareaftab, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs;
Description= ماهتاب «زیر سایه آفتاب» هست شـد؛ و تحفه درویشــــی اش، به رسم کـهــنــــه نیستی، ظلمت و تیرگی ماند. ماهتابی و نیستی ما راست؛ و آفتــــابی و هستی، هستی بخش عالم افروز را.
در خنکای این سـایـه سار، رخصت ماندن می طلبیم... زیر سایه آفتاب;
Keywords= زیر سایه آفتاب;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
این (57), اما (17), بود (17), مجتبی (16), های (13), برای (12), نظر (11), نمی (11), ماهتاب (10), کار (9), زنده (9), است (9), شده (9), کنم (9), انگار (9), بار (9), کلاس (9), عصر (7), کند (7), کرد (7), ساعت (7), خیلی (7), باشه (6), مرا (6), همه (6), احساس (6), گمشده (6), صدای (6), مسجد (6), آفتاب (5), باید (5), یکی (5), اصلا (5), زندگی (5), دلم (5), شدم (5), نام (5), کاروان (5), جمعیت (5), بچه (5), اون (5), کردم (5), رفتم (5), سایه (4), سایت (4), الله (4), آقا (4), زیر (4), صبح (4), روز (4), اگر (4), گفت (4), اثر (4), یعنی (4), حرکت (4), مرد (4), میکند (4), عشق (4), بعضی (4), همین (4), وقت (4), مسیر (4), حتی (4), چند (4), تمام (4), کنی (4), دست (4), نمیشه (4), داشت (4), الان (4), تقریبا (4), سمت (4), حال (4), میشه (4), اذان (4), تازه (3), اینجا (3), کوچک (3), اولویت (3), خوبه (3), مرگ (3), سکوت (3), هستی (3), حاضر (3), مورد (3), جمعه (3), مدیریت (3), انتظار (3), بودن (3), دیده (3), پنج (3), شنبه (3), زخمم (3), بزن (3), حوصله (3), دارم (3), اگه (3), کنید (3), نیست (3), ایرانی (3), باشم (3), انقدر (3), خواست (3), سربند (3), خواهد (3), کسی (3), دونم (3), کنه (3), اند (3), شهدا (3), دیدم (3), همون (3), نبود (3), ترین (3), شاید (3), تعلق (3), تحمل (3), استفاده (3), خودش (3), داره (3), خوب (3), قدم (3), حالا (3), اینجاست (3), پسربچه (3), weblog (2), themes (2), iran (2), skin (2), مرداد (2), تیر (2), خرداد (2), اردیبهشت (2), فروردین (2), اسفند (2), بهمن (2), حرف (2), عاشقانه (2), خنکای (2), عالم (2), افروز (2), نیستم (2), تنهایی (2), فردا (2), بندی (2), آدم (2), بتاب (2), تاریکی (2), هایم (2), شمس (2), الشموس (2), رنجی (2), کشیم (2), روزگار (2), دلمان (2), سیاه (2), حسین (2), لبیک (2), السلام (2), پاره (2), استخوان (2), ذکر (2), نیستی (2), بخش (2), اساتید (2), ماه (2), اثری (2), خود (2), دهد (2), بگذارد (2), حالی (2), مرده (2), وقتی (2), خلاف (2), زمینِ (2), شود (2), چیز (2), مختلف (2), معنی (2), یار (2), خوندن (2), زخم (2), هوای (2), رفته (2), هیچ (2), حرم (2), نامه (2), تنظیم (2), کمدین (2), دادم (2), داشته (2), کنار (2), برنامه (2), خندوانه (2), خودم (2), آشنا (2), دوشنبه (2), آمدم (2), باز (2), بین (2), نیم (2), ساعته (2), دوش (2), چرا (2), اجازه (2), گفتی (2), مادر (2), چقدر (2), اندازه (2), متبرک (2), واقعا (2), مهربانی (2), درک (2), مجبور (2), بیش (2), پدر (2), میان (2), شنوی (2), بنویس (2), دیگه (2), بهش (2), نشده (2), شاء (2), نگاه (2), جمع (2), کاری (2), انجام (2), بودند (2), یادآوری (2), شون (2), گاهی (2), بلند (2), خدایا (2), شکرت (2), سرعت (2), سعی (2), باشن (2), موقع (2), خانم (2), جوان (2), نگاهی (2), هنوز (2), دارن (2), آزاد (2), نداشت (2), اونم (2), نماز (2), هامو (2), مکبر (2), پیرمردی (2), صلوات (2), سال (2), کنن (2), سختی (2), آره (2), صداش (2), میده (2), دوستاش (2), یادمه (2), میاد (2), خنده (2), زود (2), پسر (2), گوش (2), ماجرا (2), دقیقه (2), پیش (2), بودم (2), ورودی (2), آذر, آبان, مهر, شهریور, کمی, قسمتی, سیاسی, تبار, خودمونی, ورود, ممنوع, لحظه, درنگ, خام, خواری, نشین, کلام, تجربیات, مدیر, download, شطحیات, عکس, جالب, متحرک, نوری, چایی_بیجار, بارون, نیلوفر, مرداب, حسام, الدین, شفیعیان, شخصی, یاسین, گمرکی, محسن, نصیری, هامون, اهل, اسرا, tarranome, ziba, دهکده, خشک, ღمشکات, نور, ارواحنا, فداک, زینب, اسیرعشق, ســــــــکــــوت, یامهدی, سرزمین, رویا, ارمغان, بنده, ناچیز, خدا, تراوشات, ذهن, زیبا, سارا, احمدی, ماییم, ونوای, بینوایی, بسم, اگرحریف, مایی, ـــــــ, ـــــــــ, کلّنا, عبّاسُکِ, زَینب, اکبر, پایندان, بلوچستان, هواداران, بازی, پادشاهان, kings, era, پایگاه, خبری, تحلیلی, فرزانگان, امیدوار, سوی, هست, شـد, تحفه, درویشــــی, رسم, کـهــنــــه, ظلمت, تیرگی, ماند, ماهتابی, راست, آفتــــابی, سـایـه, سار, رخصت, ماندن, طلبیم, یکشنبه, تعبیر, محترم, جلسه, رهبر, معظم, انقلاب, دانشگاه, هفدهمین, مبارک, رمضان, 1436, 1394, چیزهایی, نظرمان, باشند, معنایش, اولویتی, نداریم, حجاب, شیخ, عبدالحمید, واسطی, مژسسه, مطالعات, راهبردی, علوم, معارف, اسلام, چاپ, سوم, انسان, رود, بروز, بتوان, انسانِ, شنونده, سخنی, لازم, ندارد, سخنِ, سخن, مثلا, گوییم, زمین, بتواند, گیاه, برویاند, سرسبز, گردد, ظاهر, فکری, روحی, رفتاری, رسیدن, هدف, ملاک, سؤالی, پاسخ, موجب, پیدایش, فرهنگ, اسلوب, متفاوت, بشر, چیست, پارسی, جرعه, باران, وبلاگ, جالبی, شعرهاش, لذت, خواهید, برد, نقل, نجمه, زارع, عاشق, بکش, آتش, پرست, روح, زرد, خاکستر, غروب, افق, دارد, شبگرد, شوی, دانی, باد, خزان, دلسرد, نبسته, اتاق, خودمانیم, وفای, جوانمرد, اقل, ساده, سرم, درد, تجویز, پزشک, درمانیست, بیماری, دوری, خراسان, خشت, بیانگر, ویرانیست, چندیست, چشم, بارانیست, درخواست, رسیدگی, پرونده, فاجعه, منا, سازمان, ملله, صلاح, دونستید, لطفا, برید, امضا, دوستانتون, معرفی, متشکرم, چیزا, درست, کنیم, دولت, اصلاح, برخی, مسائل, عقلانی, هستیم, مسلمان, غیرت, موقعیت, شناسیش, معروفه, منم, مثل, خیلیا, محبوبم, رای, سهمی, انتخاب, شایسته, هنری, مقایسه, آمار, مفهوم, نقدی, محبوبمون, وارده, اتفاقا, tpm, پاک, بدتر, روی, فرش, ریخت, جوهری, رسیدید, ساعتتان, کجا, دقیق, خودمان, باشد, شما, ملت, خسته, دلتنگ, شاکر, دادید, قطره, آوری, نشانی, انتها, رسیده, توانند, بکنند, امروز, دعواست, تکه, بقایای, مسیری, پیام, دریافت, دعوا, سرِ, پاسدار, باشی, مردم, توانی, برافراشته, قسمت, میشوی, دیگری, واگذار, خودت, نظاره, بنشینی, کاش, سربندهای, تری, داشتی, دختر, پیامش, حتما, تنها, همیشه, جای, نامِ, تونم, مادری, قبر, فرزند, جاوید, الاثرش, تحویل, دادند, عکسشو, قبرش, نصب, آیا, لشکر, سهم, منتظر, آرامش, پاسدارها, غبطه, خوردم, مسئول, تیمشون, نیروها, داده, قدردانی, احساسات, دوتون, ستودنیه, فراموش, نکنند, مشغول, هستند, جدید, یادشون, لباسی, تسبیح, انگشتر, شال, کردند, هاشون, شهدای, مویه, زنی, میشد, همسر, خواهری, اینجان, اولین, باره, وسعت, تجربه, پروردگارا, احتمالا, بردن, توی, هیچی, بپرسم, زدم, دوربینم, آوردم, آخرین, تلاشمو, بکنم, خیابون, معلوم, آخرای, جمعیته, پاکی, ریخته, دستم, همش, خودمو, سرزنش, دونی, تفاوت, شهید, چیه, اینا, جایی, دقیقا, هستن, خوشبینانه, حالت, ممکن, تاخیر, داری, پسرش, داد, تعجب, بمن, ساعتی, ببخشید, گذشته, پراکنده, وایساده, نرسیده, راه, نمازی, بالاخره, رسیدم, ازدحام, دیر, جماعتی, جهت, کنند, چطور, اواسط, پیاده, برم, بدون, فقط, ناامیدی, ولی, ترافیک, عجله, دونستم, برگزار, فشرده, کلاسم, برسم, کفش, پوشیدم, جایگاه, منبر, انداختم, اونجا, بیرون, سلامتی, محمدی, بفرستید, اوج, گرفت, بهتره, روابطم, بازنگری, زوجی, مشکلات, شکل, گرفته, دوششون, سنگینی, نکشیده, آوردن, اول, اشتباه, کردن, معلم, شاگردی, توجه, همدیگه, محتاجند, نسبت, ایجادش, عاجز, کارفرمایی, کارگرانش, نمیدن, تنبیه, جایگزینی, دردش, درمون, نکرده, کارگرایی, کردنشون, اتلاف, دونن, جامعه, افرادش, دلیلی, کاستی, کمبودهاش, ندارند, خرد, شایدم, کلان, سخت, قابل, تحمله, نباشه, احمقانه, بنظر, میرسه, عجب, چیزیه, معمولی, آموزشگاه, دردی, خورن, ازشون, جزئی, فرآیندیه, اتفاق, میفته, فکر, رازشو, بدونم, خودشه, نیاز, دارند, مهم, اینو, میدونه, وجود, رقیب, نتونه, بگه, مکبری, اعتماد, بنفس, کامل, مرتب, تواناییش, بعلاوه, تمرین, آموزش, بینه, آموزشش, داشتم, متوجه, راهروها, نزدیک, برا, میگه, آروم, بایستم, اذانش, منو, نداد, مطمئنم, بزودی, مؤذن, نوجوان, توپ, چطوریه, زودتر, علاقه, زیادی, درس, خوش, بگذره, براش, جذاب, غیر, بقیه, رفت, کلا, دوره, خیال, بودیم, مجلس, آرای, بلامعارض, نفرشون, اضافه, حرفای, میدن, خودشون, سهیم, یکیشون, تکمیل, صحبتای, توضیحی, بمب, منفجر, خاطر, چون, همچنان, موارد, بسیار, خاص, دوران, تدریسم, بحساب, بسختی, تونستم, بفهمم, باهاش, جوری, رفتار, آخر, بتونم, باشمش, روحیات, عجیب, غریب, متن, نویسم, داستان, سراییه, قدر, رسا, نیازی, تلاش, شنیدن, حرفاش, فاصله, یادم, اومد, مامانش, بهم, گفته, محله, شونه, عجول, عجیبه, شور, هیجان, حدودا, قبل, اذانه, چیکار, حدود, شاگردم, قبلا, اومده, ملک, دربست, برام, طور, آرام, جاکفشی, جوابی, سؤالم, پیدا, بسته, خوشبختانه, قفل, میانسالی, زدن, مشتاقانه, ماجرایی, مردی, تعریف, قطعا, سنش, متقابلا, پسرک, همراهی, تعطیلی, هنگام, کتابخونه, اجباری, باعث, مسیرمو, مسجدی, مطمئن, درش, بازه, اصلی, ساختمان, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
زیر سایه آفتاب سفارش تبلیغ صبا ویژن زیر سایه آفتاب ذکر سکوت دوشنبه 95 6 8 8 44 عصر ماهتاب نظر آقا مجتبی تعطیلی زود هنگام کتابخونه و یک ساعت وقت آزاد اجباری باعث شد مسیرمو کج کنم سمت مسجدی که مطمئن بودم این ساعت درش بازه در ورودی اصلی باز بود اما در ورودی ساختمان مسجد در بسته بود اما خوشبختانه قفل نبود پیرمردی در حال نماز خوندن بود و مرد میانسالی در حال گپ زدن با یه پسربچه پسربچه مشتاقانه ماجرایی رو برای مردی تعریف می کرد که قطعا سنش از پدر خودش هم بیش تر بود و مرد هم متقابلا قدم به قدم ماجرا با پسرک همراهی می کرد صدای پسربچه برام آشنا بود همین طور که آرام به سمت جاکفشی های مسجد می رفتم به صداش گوش می دادم تا جوابی برای سؤالم پیدا کنم آره خودش بود مجتبی حدود دو سال پیش شاگردم بود قبلا هم این جا اومده بودم انگار اینجا ملک دربست آقا مجتبی ست الان حدودا 40 دقیقه قبل از اذانه این جا چیکار می کنی پسر حالا یادم اومد مامانش یه بار بهم گفته بود که مجتبی مکبر مسجد محله شونه اما این که مجتبی عجول و بی حوصله 40 دقیقه پیش از اذان این جا باشه خیلی عجیبه اونم با این همه شور و هیجان مجتبی رو خیلی خوب به خاطر دارم چون همچنان یکی از موارد بسیار خاص دوران تدریسم بحساب میاد یادمه اون موقع بسختی تونستم بفهمم باید باهاش چه جوری رفتار کنم که تا آخر کلاس بتونم داشته باشمش حالا این بچه با اون روحیات عجیب و غریب همین الان که دارم این متن رو می نویسم در حال داستان سراییه چه قدر هم خوب و رسا انقدر که اصلا نیازی به تلاش برای شنیدن حرفاش از این فاصله نیست پسر بی حوصله و کم حرف کلاس من الان مجلس آرای بلامعارض شده و کم کم چند تا از دوستاش هم به جمع دو نفرشون اضافه شده اند و دارن به حرفای مجتبی گوش میدن انگار خودشون هم تو این ماجرا سهیم بودند هر از گاهی یکیشون در تکمیل صحبتای مجتبی توضیحی میده و بمب خنده ست که تو سکوت این ساعت مسجد منفجر میشه مجتبی علاقه زیادی به درس های من نداشت با این که خیلی سعی می کردم بهش خوش بگذره و کلاس براش جذاب باشه غیر از یکی دو بخش کلاس زیر بار تحمل بقیه ش نمی رفت و خیلی زود هم کلا دوره رو بی خیال شد تقریبا شش ماه با هم بودیم اما حالا چطوریه که اینجاست و هر بار هم اینجاست و زودتر از همه هم اینجاست فکر کنم رازشو بدونم احساس تعلق آره خودشه این جا به مجتبی نیاز دارند و مجتبی هم به این جا از همه مهم تر این که خودش هم اینو میدونه با وجود این که رقیب هم داره اما صداش واقعا خوبه شاید هنوز نتونه اذان بگه اما کار مکبری رو که خیلی خوب و با اعتماد بنفس کامل انجام میده و در همین حد هم مرتب داره از این تواناییش استفاده میشه بعلاوه این که چند بار دیدم با دوستاش تمرین می کنن هم آموزش می بینه و هم از آموزشش استفاده می کنه یادمه حتی یه بار داشتم می رفتم سر کلاس که متوجه شدم تو راهروها صدای اذان میاد به در کلاس که نزدیک شدم دیدم مجتبی ست که داره برا بچه ها اذان میگه قدم هامو آروم تر کردم که بایستم تا اذانش تمام شه اما صدای خنده یکی از بچه ها که منو دیده بود اجازه نداد مطمئنم این مسجد بزودی یه مؤذن نوجوان توپ خواهد داشت ان شاء الله مجتبی حق داشت کلاس های معمولی آموزشگاه به چه دردی می خورن هیچ جا نمیشه ازشون استفاده کرد این جا مجتبی جزئی از فرآیندیه که هر روز چند بار اتفاق میفته سر کلاس چی عجب چیزیه این احساس تعلق اگه باشه سخت ترین سختی ها هم قابل تحمله اما اگه نباشه تحمل کوچک ترین سختی ها هم احمقانه بنظر میرسه این احساس شاید گمشده زوجی جوان باشه که بار مشکلات زندگی تازه شکل گرفته شون به دوششون سنگینی می کنه و به سال نکشیده احساس می کنن کم آوردن و از اول اشتباه کردن یا گمشده معلم و شاگردی که به توجه همدیگه محتاجند اما نسبت به ایجادش عاجز یا گمشده کارفرمایی که کارگرانش دل به کار نمیدن و تنبیه و جایگزینی هم دردش رو درمون نکرده یا کارگرایی که کار کردنشون رو اتلاف وقت می دونن و یا حتی گمشده جامعه ای که افرادش دلیلی برای تحمل کاستی ها و کمبودهاش ندارند گمشده مدیریت خرد شایدم مدیریت کلان احساس تعلق شاید بهتره روابطم رو یه بار دیگه هم بازنگری کنم نماز تمام شده و باید به کلاسم برسم کفش هامو که پوشیدم نگاهی به جایگاه مکبر کنار منبر انداختم کسی اونجا نبود از مسجد بیرون می رفتم که پیرمردی با صدای بلند گفت برای سلامتی آقا مجتبی صلوات محمدی بفرستید و صدای جمعیت که به صلوات اوج می گرفت نمی دونستم این جا هم کلاس تی تی سی برگزار میشه اونم انقدر فشرده جمعه 94 11 2 1 0 عصر ماهتاب نظر السلام ای پاره های استخوان ساعت 10 صبح تازه آزاد شدم تقریبا با ناامیدی به سمت مسیر حرکت کاروان شهدا می رفتم با سرعت هر چه تمام تر ولی انگار ترافیک اصلا عجله نداشت از اواسط مسیر مجبور شدم پیاده برم بدون این که به ساعت نگاه کنم فقط می رفتم این ازدحام یعنی خیلی هم دیر نشده اما این جماعتی که خلاف جهت من دارن حرکت می کنند چطور سه راه نمازی بالاخره رسیدم جمعیت تقریبا پراکنده ای دیده می شد خیلی ها وایساده بودن اما یا کاروان هنوز نرسیده یا ببخشید خانم کاروان از اینجا گذشته خانم جوان در حالی که داشت به پسرش آب می داد با تعجب نگاهی بمن کرد و گفت نیم ساعتی میشه انگار آب پاکی رو ریخته باشن رو دستم همش خودمو سرزنش می کردم که می دونی تفاوت تو با این شهید ها چیه این که اینا هر وقت هر جایی که باید باشن دقیقا همون موقع همون جا هستن اما تو در خوشبینانه ترین حالت ممکن دو ساعت تاخیر داری جمعیت به سمت خیابون 9 دی در حال حرکت بود اما اثری از کاروان شهدا نبود معلوم بود که این آخرای صف جمعیته تقریبا با همون سرعت زدم به دل جمعیت دوربینم رو در آوردم و سعی کردم آخرین تلاشمو بکنم احتمالا شهدا رو بردن توی حرم نه هیچی می دیدم نه دلم می خواست از کسی بپرسم پروردگارا خدایا شکرت خدایا شکرت اون ها اینجان این اولین باره که این حس رو با این وسعت تجربه می کنم گاهی صدای مویه زنی بلند میشد انگار مادر همسر یا خواهری و هر بار به خودم یادآوری می کردم که این ها شهدای گم نام اند بعضی ها تسبیح و انگشتر و شال شون رو متبرک می کردند و بعضی ها بچه هاشون رو و این میان چقدر به مهربانی و آرامش پاسدارها غبطه می خوردم نمی دونم چی شده بود که یکی از اون ها که انگار مسئول تیمشون بود داشت از کاری که دو تا از نیروها انجام داده بودند قدردانی می کرد و می گفت احساسات هر دوتون ستودنیه اما یادآوری می کرد که فراموش نکنند الان مشغول چه کاری هستند انگار این حس برای اون ها هم جدید بود و یادشون رفته بود در چه لباسی این جا حاضر شده اند آیا از این لشکر گمشده ای هم سهم نگاه های منتظر این جمع خواهد بود ان شاء الله نمی دونم چرا نمی تونم انتظار مادری رو که قبر فرزند جاوید الاثرش رو بهش تحویل دادند اما حاضر نشده عکسشو سر قبرش نصب کنه درک کنم نمی دونم نمیشه دیگه وقتی نمیشه یعنی نمیشه بنویس بنویس تو تنها کسی هستی که همیشه دلم می خواست جای او باشم گم نام نه بی نام بی نامِ بی نام و این دست دختر بچه ای است که دست در دست پدر می خواهد پیامش را با تو در میان بگذارد می شنوی حتما می شنوی دعوا واقعا سرِ سربند بود پاسدار هم که باشی مهربانی این مردم را هم اگر درک کنی نمی توانی یک سربند را بین این همه دست برافراشته قسمت کنی مجبور میشوی این کار را به دیگری واگذار کنی و خودت به نظاره بنشینی که ای کاش سربندهای بیش تری داشتی به اندازه همه این جمعیت پیام دریافت شد تمام انگار امروز اصلا روز دعواست حتی اگر شده به اندازه تکه ای کوچک از بقایای یک سربند که مسیری را با تو متبرک شده است مسیر کاروان به انتها رسیده اما انگار بعضی ها نمی توانند دل بکنند آی گفتی مادر آی گفتی چقدر دلم خواست نام آوری و بی نشانی را مسیر نیم ساعته را دو ساعته دوش به دوش شما و این ملت آمدم خسته نیستم اما دلتنگ چرا و شاکر از این که اجازه دادید یک قطره باشم حتی اگر برای چند ساعت بین خودمان باشد باز هم سر وقت رسیدید ساعتتان را با کجا انقدر دقیق تنظیم می کنید پنج شنبه 94 11 1 3 37 عصر ماهتاب نظر روزگار دلمان سیاه شد حسین لبیک روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر ش د دوشنبه 94 7 27 12 15 صبح ماهتاب نظر رنجی که می کشیم پ ن 1 مقایسه این آمار در کنار هم به این مفهوم نیست که نقدی به برنامه خندوانه یا این دو کمدین محبوبمون وارده اتفاقا من خودم تو همین برنامه خندوانه با سایت tpm ir آشنا شدم 2 منم مثل خیلیا به کمدین محبوبم رای دادم تا سهمی در انتخاب شایسته یک کار هنری داشته باشم 3 ما ایرانی هستیم یک ایرانی مسلمان ایرانی به غیرت و موقعیت شناسیش معروفه 4 بعضی چیزا رو خود ما باید درست کنیم انتظار از دولت ها برای اصلاح برخی مسائل کار عقلانی نیست 5 در این سایت نامه ای تنظیم شده که درخواست رسیدگی ما به پرونده فاجعه منا در سازمان ملله اگه صلاح دونستید لطفا برید و نامه رو امضا کنید و این سایت رو به دوستانتون هم معرفی کنید متشکرم پنج شنبه 94 7 16 12 50 عصر ماهتاب نظر بتاب بر تاریکی هایم ای شمس الشموس چندیست هوای چشم من بارانیست هر خشت دلم بیانگر ویرانیست بیماری دوری از خراسان دارم تجویز پزشک من حرم درمانیست جمعه 94 6 6 7 34 عصر ماهتاب نظر مرگ مرا زنده می کند زخمم بزن که زخم مرا مرد میکند اصلا برای عشق سرم درد می کند زخمم بزن که لا اقل این کار ساده را هر یار بی وفای جوانمرد می کند آن جا که رفته ای خودمانیم هیچ کس آن چه دلم برای تو می کرد میکند در را نبسته ای که هوای اتاق را باد خزان حوصله دلسرد میکند فردا نمی شوی که نمی دانی عشق تو دارد چه کار با من شبگرد می کند خاکستر غروب تو هر روز در افق آتش پرست روح مرا زرد می کند عاشق بکش که مرگ مرا زنده میکند زخمم بزن که زخم مرا مرد می کند نجمه زارع پ ن به نقل از پارسی یار جرعه ای باران وبلاگ جالبی که از خوندن شعرهاش لذت خواهید برد پنج شنبه 94 6 5 9 34 عصر ماهتاب نظر آدم خوبه زنده باشه معنی زندگی چیست چه چیز به زندگی معنی می دهد این سؤالی است که پاسخ های مختلف به آن موجب پیدایش فرهنگ های مختلف و اسلوب های متفاوت در زندگی بشر شده است زندگی یعنی حرکت فکری روحی و رفتاری برای رسیدن به یک هدف ملاک زنده بودن یک چیز به این است که اثر مورد نظر از او در او دیده شود مثلا وقتی می گوییم زمینِ زنده یعنی زمین بتواند گیاه را برویاند و سرسبز گردد بر خلاف زمینِ مرده که این اثر از آن ظاهر نمی شود زنده بودن یک سخن به این است که اثر مورد نظر را در شنونده بگذارد در حالی که سخنِ مرده سخنی است که اثر لازم را ندارد از یک انسان انتظار می رود چه اثری را از خود بروز دهد تا بتوان به او گفت انسانِ زنده حجاب و مدیریت احساس شیخ عبدالحمید واسطی مژسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام چاپ سوم ص 27 جمعه 94 5 9 11 52 صبح ماهتاب نظر اولویت بندی اگر همه چیزهایی که مورد نظرمان است اولویت های ما باشند معنایش این است که اصلا اولویتی نداریم 1 1 تعبیر یکی از اساتید محترم حاضر در جلسه رهبر معظم انقلاب با اساتید دانشگاه ها در هفدهمین روز ماه مبارک رمضان 1436 1394 04 13 یکشنبه 94 5 4 12 58 صبح ماهتاب نظر weblog themes by iran skin ماهتاب زیر سایه آفتاب هست شـد و تحفه درویشــــی اش به رسم کـهــنــــه نیستی ظلمت و تیرگی ماند ماهتابی و نیستی ما راست و آفتــــابی و هستی هستی بخش عالم افروز را در خنکای این سـایـه سار رخصت ماندن می طلبیم ذکر سکوت آقا مجتبی السلام ای پاره های استخوان روزگار دلمان سیاه شد حسین لبیک رنجی که می کشیم بتاب بر تاریکی هایم ای شمس الشموس مرگ مرا زنده می کند آدم خوبه زنده باشه اولویت بندی به سوی فردا پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار هواداران بازی عصر پادشاهان kings era ir بلوچستان اکبر پایندان کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب ـــــــ م ج ـــــــــ ماییم ونوای بینوایی بسم الله اگرحریف مایی تنهایی سارا احمدی تراوشات یک ذهن زیبا بنده ی ناچیز خدا ارمغان تنهایی سرزمین رویا یامهدی ســــــــکــــوت اسیرعشق عاشقانه ای برای تو ارواحنا فداک یا زینب ღمشکات نور الله ღ گل خشک دهکده کوچک ما tarranome ziba اسرا محسن نصیری هامون من اهل اینجا نیستم وب سایت شخصی یاسین گمرکی حسام الدین شفیعیان نیلوفر مرداب خط بارون نوری چایی_بیجار عکس های جالب و متحرک شطحیات download تجربیات یه مدیر تازه کار 39 دو کلام با در 16 سایه نشین های عالم افروز 12 خام خواری 11 خنکای آفتاب 11 لحظه ای درنگ باید 8 ورود ممنوع 8 عاشقانه ها 6 حرف های خودمونی 5 از تبار آفتاب 5 کمی تا قسمتی سیاسی 2 بهمن 92 اسفند 92 فروردین 93 اردیبهشت 93 خرداد 93 تیر 93 مرداد 93 شهریور 93 مهر 93 آبان 93 آذر 93 دی 93 بهمن 93 اسفند 93 فروردین 94 اردیبهشت 94 خرداد 94 تیر 94 مرداد 94 weblog themes by iran skin
|