Meta tags:
description= صدای بم بالغ که شدم شعر صدای بم من شد;
Headings (most frequently used words):
صدای, بم, بالغ, که, شدم, شعر, من, شد, مجنون, سیگاری, یادم, هست, جمعه, هجرت, شبانه, خاطره, اخرین, غزل, نزاع, عشق, ماه, بانو, شهرالفبا, پرده, آخر, درخت, بیچاره, حضرت, انگور, انتظار, دختر, خجالتی, به, یاد, احمد, یادش, بخیر, ما, دو, تا, نوشته, های, پیشین, نویسندگان, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (42), است (32), رباط (31), مهدی (30), جزی (30), سید (29), شده (28), ۱۳۹۲ (26), ساعت (22), نوشته (21), توسط (19), های (16), دست (16), باز (13), کرد (12), رسید (12), اردیبهشت (11), هنوز (11), جمعه (10), غزل (9), بود (9), راه (8), بیا (8), کند (8), خود (8), شدی (8), شهر (8), رفت (8), شنبه (7), روی (7), جان (7), شبیه (7), لحظه (7), مثل (7), مانده (7), آمد (7), صدای (7), یادم (7), هست (7), خانه (6), خدا (6), شعر (6), زیر (6), نمود (6), بعد (6), بار (6), بیست (6), عشق (5), محمد (5), خرداد (5), سوم (5), چشم (5), شانه (5), نمی (5), کرده (5), همه (5), خودش (5), شروع (5), تمامی (5), گریه (5), پنجشنبه (5), درخت (5), ماه (5), مرد (5), سیدمهدی (5), باران (4), زده (4), دختر (4), درخشی (4), شهریور (4), صحنه (4), چون (4), پشت (4), شاید (4), باید (4), حالا (4), تمام (4), تلخ (4), میان (4), نگاه (4), اینکه (4), فنجان (4), خاطره (4), برای (4), میشوی (4), شاعر (4), دلش (4), جوان (3), حضرت (3), سارا (3), جدایی (3), خوش (3), وبلاگ (3), شود (3), شدیم (3), طعنه (3), سخت (3), زمان (3), دوباره (3), هیچ (3), خیلی (3), یادش (3), انسان (3), قلیان (3), چایی (3), جای (3), هجمه (3), زود (3), چهارشنبه (3), انتظار (3), زمانه (3), نقطه (3), درون (3), پنجم (3), کنار (3), داری (3), هفته (3), گذشت (3), چرا (3), عصاره (3), ولی (3), قصه (3), کردی (3), خسته (3), افتاد (3), بیچاره (3), دوشنبه (3), آخر (3), اين (3), دخترك (3), طرح (3), گفت (3), فكر (3), رباطجزی (3), شیشه (3), میشوم (3), وقتی (3), فست (3), مسجد (3), ندبه (3), غرق (3), لاک (3), دوستان (2), نژاد (2), ارزو (2), حسینی (2), علی (2), محسن (2), عاشق (2), اشتباه (2), سپید (2), تنهاترین (2), زنده (2), دختری (2), سبز (2), حسین (2), تیر (2), مرداد (2), مهر (2), آبان (2), بگیریم (2), چقدر (2), خنده (2), کور (2), باد (2), دوست (2), ایم (2), همیشه (2), رود (2), صدا (2), بیرون (2), خیال (2), کنم (2), دفعه (2), حرف (2), مرا (2), سوال (2), هزار (2), شدم (2), حتی (2), محال (2), بخیر (2), نیست (2), دور (2), تازه (2), آغاز (2), خودت (2), دارم (2), همین (2), سالم (2), علف (2), اوج (2), قله (2), هایی (2), خطر (2), هستند (2), کنیم (2), چانه (2), تابوت (2), کارش (2), تنش (2), گرگ (2), جوش (2), زمزمه (2), اقوام (2), کهنه (2), دهد (2), یاد (2), احمد (2), خجالتی (2), دیگر (2), تورا (2), آقا (2), سخن (2), گشود (2), قند (2), کشد (2), آیی (2), تقویم (2), پاره (2), اینجا (2), جاده (2), مگر (2), بیایی (2), زدند (2), انگور (2), راحت (2), دستم (2), هان (2), چنین (2), ندارد (2), ایمان (2), یکی (2), پیش (2), خودم (2), پنهان (2), گرفته (2), گونه (2), دیدن (2), تنت (2), جدا (2), سوی (2), ظرف (2), دگر (2), طناب (2), خدای (2), همان (2), گوش (2), دار (2), سیاه (2), سال (2), خویش (2), تبر (2), داد (2), زمین (2), مردم (2), اول (2), پرده (2), كار (2), چند (2), ناگهان (2), كرد (2), ناگه (2), بيرون (2), صبح (2), نهم (2), جسم (2), زدی (2), فضای (2), حال (2), دلم (2), الف (2), میم (2), عاشقان (2), وصف (2), محمدحسین (2), بوی (2), هرچه (2), بانو (2), نزاع (2), اگر (2), ببین (2), قدم (2), اشک (2), غریب (2), فود (2), هتل (2), سینما (2), بعداز (2), روز (2), شبانه (2), هجرت (2), اشکار (2), نشست (2), زاری (2), پیوسته (2), سنگ (2), مجنون (2), سیگاری (2), blogfa, com, ناله, اشنا, نوای, انجمن, شعرایران, مژگان, میر, افضل, سیداسحاق, افضلی, ناتمام, باغ, کسری, علي, حسنلو, زنجاني, پرستو, یاغی, محمدمحمدی, رهبری, اتاق29, وجیهه, جامه, بزرگی, سعیدبابایی, فرزاد, جوادحاجی, زاده, ناهید, محمدعلی, محمدصادق, رحمانی, سام, مریم, صابری, محمدرضاحسینی, زهرا, ناصری, سیدسکندرحسینی, ماریاکرم, ندای, پرنده, هابه, شترمرغ, نمیخندند, سیدعلی, رضوی, نوری, صهباي, بيدگلي, سیدمجيد, قره, داغی, یادداشتهای, تصادفی, لیلی, دیناروند, خیانتکار, مرضیه, علوی, علیرضا, جهانگیری, مريم, حيدري, ابر, نرگس, حبیبی, سجادصادقی, تاریخ, تمدن, سیستان, گلبانگ, پرتو, پاژنگ, آخرتی, عابدی, مجتبی, قدیمی, احسان, نظری, شرر, برگر, جنس, دخترک, تنها, کاراموزان, قضایی, ارام, ديباي, کاظم, فهیمه, خانوم, سها, اراده, ملیحیان, روح, الله, فريدوني, فلاح, سیار, وحید, سپهر, سنگچین, استاد, سعید, بیابانکی, نیما, محمدی, سیدحامدحسینی, پیوندها, نویسندگان, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, دعا, عاقبت, خیر, خلوتی, بشود, شما, کجای, قافیه, اتفاق, افتد, بنفشه, سوسن, یاس, اقاقیا, غنچه, داریم, مشاهده, حسودی, طاقتش, طاق, شفا, مریض, دوا, هستیم, لطف, اندازه, گذشته, فرسا, امتداد, مسیری, دشوار, خروشان, گفتا, هوش, باش, باره, دوستم, پرتاب, میکنم, دره, زوال, خفه, سپس, خفتان, تشنه, جدال, گول, خورم, گفتی, میسر, وصال, مسیر, فکر, پاسخم, بده, مجال, مشغول, ذهن, سیصد, هفتاد, رفتی, خبر, ماند, تصورش, سنگینی, وقار, نداشت, عزیزتر, کلاه, شال, بارانی, شمال, خودمانیم, خودمان, مزاحم, عاشقی, جاست, قولنامه, بستم, مشتری, آمده, قیمتش, هستم, قصد, تمدید, آتش, مستاجر, شهرم, سهراب, نیمایی, دریا, زیبایی, بردیم, قایقی, آنجا, خوردیم, دامنه, برویم, کمی, نمناک, کوه, پایه, زار, پرتگاه, وحشتناک, امنی, عبور, متعلق, مزاحمان, آنها, حوالی, شیرزاد, ترافیک, تجریش, زیاد, چهارم, دستی, تکیه, مرده, بعدی, نشسته, گره, کفن, نبینی, لالا, بخواب, طفلک, جنب, یواش, ترانه, احتیاط, غسل, نفرین, لعن, وای, پسر, مردی, سردخانه, شاد, روان, چین, حضار, حضور, پوشیده, چکمه, روپوش, میرسد, اتاق, شستشو, نازدانه, چیند, وسایل, غسال, روستایی, سیدحامد, مگو, صحبت, قسم, بیت, آخری, مبارکت, باحیایی, خانم, مبارک, داماد, خوشگلی, میروم, انتهایی, کولاک, تفاهم, تان, باب, آشنایی, هردو, نفر, مات, شدید, چادری, دلربایی, وارد, نشستی, آوردچای, داغ, زنگ, خورد, صدایی, اظطراب, ناخن, جویده, نبات, سینی, ساعتی, سماور, گذاشته, برچشم, آبی, موی, حنایی, میزند, وکمی, سرمه, هرگز, نیامدی, رنگ, اند, چتر, جفت, ساده, رسند, هایم, کپک, ازدحام, فاجعه, غربت, ندیدم, وعده, ششم, سلام, سرو, سامان, دلیل, گفتم, قدرتت, شرب, خمر, کتمان, خوردم, سرودم, نیز, شراب, خانگی, عمر, تیز, دندان, فراموش, بچه, گرسنه, میمکد, پستان, رها, کندش, گناهان, طرف, نظر, میکنی, دود, استفاده, اذیت, محض, خندان, نهایت, غیرت, گوشتهای, پیکر, پنجه, میزد, حیوان, غروبها, بردت, مقابل, ایوان, زگلویت, پرت, بلایی, آورد, سرتان, رعشه, ترسی, جانتان, کنی, رسد, کفشی, آید, آبهای, ریخت, زندان, چهل, صباح, کشمش, حلقت, گرفتت, برد, داخل, انباری, دهقان, بله, درست, بعدازظهر, نوزدهم, عمرش, یکباره, غرش, حملات, اما, نگفت, تکان, نداد, زخم, کمر, ضعیفی, آیا, ضرر, گستاخ, غرور, جوانک, جواب, فایده, نداری, روزت, آهی, کشید, کاج, بلند, باور, موقع, سفر, کاغذ, کتاب, طریق, ثمر, سيد, مهدي, جزي, پاك, آخرين, محزون, داستان, سريالهاي, هندي, نيست, بارش, شبيه, سكه, ولي, انگار, افيون, خوبي, مورد, شكر, دگرگون, اندكي, صبر, ترس, وجودش, شبيخون, خارج, مدتي, توقف, چرخ, حركت, قانون, كراهت, سوار, ماشين, بوي, سيگار, فضا, پيچيد, صدايي, ضعيف, قبول, عمق, هامون, داروي, مادر, تامين, شيشه, بابا, خويش, تحكم, ارزشت, عروسك, مداد, قرمز, اميد, صابون, كارمند, رسمي, یکشنبه, چای, پهلو, خستگی, وجان, نمای, صورتتان, گردو, نافه, اهو, انچه, خواسته, بودم, اجابتش, دستهای, گویا, چراغ, جادو, وتو, همیم, خوشبخت, خوشا, همسو, میشود, منم, نکند, حروف, اید, وفضا, خوشبو, الفبا, هیاهو, شهرالفبا, شانزدهم, حوری, ملک, برترینی, آخرین, نکته, دوتا, مان, چیز, بگوید, همینی, عالم, واقع, حیف, فرش, بشینی, اهل, بالایی, نیا, پایین, قرآن, نازهای, چنینی, ناز, اطوارت, بینم, غمینی, حزینی, دیدم, مبادا, خواهی, نخواهی, میدرخشی, جبینی, دامان, زنبق, چهره, مشکل, گشای, زمینی, دنیا, باشی, بهترینی, طلوع, هستی, اگرچه, دمنوش, میچسبد, عصر, تلفیق, پونه, کوهی, اویشن, عروس, شاعرهای, اسوه, جانم, گفتن, فورا, مینشیند, خوب, رنگارنگ, شیرازی, زیباترین, نقش, ظهر, تابستان, بیاور, عطر, وطعم, عکسش, کوزه, گلدان, ایلات, عشایر, بانویی, پدید, امد, حکاکی, هشتم, بغض, سرد, خوشحال, بگذرد, فدای, همچو, کشته, شوم, عقل, امدست, جنگ, سپاه, گردن, دشمنان, رویم, سفید, نزد, بزنم, بگیر, گناه, هرچند, نمیرسد, اری, توست, ختم, سویت, دوازدهم, لعنت, اخرش, پاک, سیلی, برادرش, جرم, پیشه, شاعری, قهراست, همسرش, فتاد, بهر, گفتنش, مرور, دیگرش, بغضی, گلو, فشا, خواندن, اوراق, پرپرش, تکرار, دلبرش, مضمون, شعرهای, یار, چکید, دیده, ترش, پایان, دفترش, اخرین, نام, فودیست, پارک, بیزار, گشته, لابه, لای, وفا, غیب, محو, کار, رسیدست, کجا, زدن, وروبه, شدن, گذر, بخش, ماجرا, خلوت, وخوبی, ردیف, لوکس, اریا, عقربه, دوازده, ملاقات, خدا۱, ودوی, میدان, انقلاب, بغل, روزبعد, هجده, قرارمان, زدیم, نخست, هفده, وشما, یکم, زیرا, دارا, پایدار, نماید, رحمی, سارای, درگیر, داراست, عشقش, گیسویش, دنباله, گیسوش, هرکس, تفحص, گفته, الگوی, روم, یونان, جسمش, قدمتی, چندان, بالفرض, لبهایش, تمشک, ابدار, اعضای, صورت, میوه, فروشی, درلحظه, شلوغی, شمار, باگوشه, چشمی, نظم, بخشد, چشمان, دارای, لوح, افتخار, ساری, وشهردار, یازدهم, مانی, هاست, پرسد, استرس, دارد, پریشانی, بین, تردید, لجاجت, افسوس, روزهایی, طراوت, پنج, مُرد, نجار, قول, نوشت, وقت, آمدن, توی, حسرت, ادرکنا, وارث, مداح, گوشه, کفش, بردند, عجیب, فاتحه, برایش, خواند, عکس, نجّار, برگ, ترحیمش, دید, تقویمش, ذکر, پیرمرد, نحیف, بازاری, عصا, زنان, ابرها, پانزدهم, کسیت, رفیق, وخنجر, بعدا, بردوست, گرچه, قلب, بسته, دیوانه, ترینی, خزان, بیند, حوصله, سالها, فاصله, بهاری, وابسته, خزانی, ازآن, اسم, نامانوس, ایی, سراغم, ردی, بینی, غمگین, لیلای, درباری, بدان, تنهات, میذارند, خواهد, ببیند, روزهای, تکراری, سرم, برم, پشتی, قدر, ابراز, محبت, اجباری, میگویی, بردارم, جنگاوران, نامدار, قوم, تاتاری, خنجر, ابروت, بندی, پيشم, خيال, ديگران, سرت, هايي, پرم, بالغ,
Text of the page (random words):
صدای بم صدای بم بالغ که شدم شعر صدای بم من شد مجنون سیگاری شبیه ام میشوی وقتی که خنده روی لب داری شبیه ات میشوم وقتی پرم از گریه و زاری شبیه شیشه و سنگ ایم ما در لحظه هايي كه تو در پيشم خيال ديگران را در سرت داری همیشه خنجر ابروت را می بندی از رو چون تو از جنگاوران نامدار قوم تاتاری چرا میگویی از این عشق باید دست بردارم چرا این قدر ابراز محبت های اجباری سرم را می برم در لاک مثل لاک پشتی که نمی خواهد ببیند روزهای تلخ تکراری بدان یک روز این نو عاشقان تنهات میذارند در ان لحظه تو غمگین میشوی لیلای درباری تو می ایی سراغم هیچ ردی را نمی بینی به جز یک اسم نامانوس بد مجنون سیگاری سیدمهدی رباط جزی نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 13 38 توسط سید مهدی رباط جزی m h d یادم هست آن خزانی که ازآن خسته شدی یادم هست آن بهاری که تو وابسته شدی یادم هست سالها فاصله افتاد میان من و تو باز با حوصله پیوسته شدی یادم هست یاد دیوانه ترینی که خزان می بیند پیش من باز تو کت بسته شدی یادم هست گرچه بر شیشه ی قلب تو همه سنگ زدند باز بردوست تو پیوسته شدی یادم هست هر رفیق آمد وخنجر به تو زد بعدا رفت اینکه در بی کسیت مرد شدی یادم هست محمدحسین درخشی نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17 13 توسط سید مهدی رباط جزی m h d جمعه صبح یک جمعه اول خرداد ابرها غرق گریه و زاری سوی مسجد عصا زنان می رفت پیرمرد نحیف بازاری زیر لب ذکر زمزمه می کرد دست او ندبه بود و تقویمش ناگهان دید بر در مسجد عکس نجّار و برگ ترحیمش زیر لب فاتحه برایش خواند غم میان دلش عجیب نشست کفش ها جسم خسته را بردند رفت یک گوشه و غریب نشست ندبه را با غزل شروع نمود مرد مداح و دم زد از آقا گفت ای وارث زمین و زمان غرق حسرت شدیم ادرکنا غرق غم بود و توی لاک خودش ندبه را گریه کرد تا آخر بی صدا رفت بیرون از مسجد ولی از وقت آمدن خم تر جمعه را خط زد از دل تقویم زیر آن این چنین نوشت این بار باز هم زیر قول خود زدی و مُرد بیچاره احمد نجار شنبه تا پنج شنبه را رد کرد روزهایی که بی طراوت بود جمعه از راه آمد و افسوس باز هم بر سر لجاجت بود حال او بین شک و تردید است استرس دارد و پریشانی از خودش هفته هاست می پرسد جمعه ی بعد زنده می مانی نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23 3 توسط سید مهدی رباط جزی m h d هجرت شبانه ساری و سارا مثل شهر وشهردار است چشمان او دارای لوح افتخار است باگوشه چشمی نظم می بخشد به این شهر درلحظه هایی که شلوغی بی شمار است اعضای صورت مثل یک میوه فروشی ست بالفرض لبهایش تمشک ابدار است با اینکه جسمش قدمتی چندان ندارد الگوی ان در روم و یونان اشکار است گیسوش را هرکس تفحص کرده گفته عشقش شبیه گیسویش دنباله دار است سارای این قصه دلش درگیر داراست بی رحمی سارا به شاعر اشکار است باید شبانه از غزل هجرت نماید زیرا که عشق او به دارا پایدار است نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 1 36 توسط سید مهدی رباط جزی m h d خاطره روز نخست ساعت هفده من وشما با هم قدم زدیم میان درخت ها یک روزبعد ساعت هجده قرارمان میدان انقلاب بغل دست سینما یک هفته بعد ساعت بیست ودوی شب است این دفعه فست فود ملاقات با خدا۱ یک ماه بعد عقربه روی دوازده کز کرده است در هتل لوکس اریا به به چه جای خلوت وخوبی ردیف شد حالا گذر کنیم از این بخش ماجرا بعداز سه بار گپ زدن وروبه رو شدن حالا ببین که کار رسیدست تا کجا یک هو تو غیب میشوی و محو میشوم در لابه لای مردم این شهر بی وفا بعداز دو سال خاطره بیزار گشته ام از هرچه فست فود هتل پارک سینما ۱ نام فست فودیست سیدمهدی رباطجزی نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11 19 توسط سید مهدی رباط جزی m h d اخرین غزل با یک غزل رسید به پایان دفترش ناگه چکید اشک از ان دیده ی ترش مضمون شعرهای دلش وصف یار بود یا لحظه های تلخ جدایی ز دلبرش از نو شروع کرد به تکرار خاطره با خواندن دو شعر از اوراق پرپرش بغضی غریب راه گلو را فشا ر داد وقتی مرور کرد غزل های دیگرش یادش فتاد بهر غزل گفتنش هنوز قهراست با تمامی اقوام همسرش با جرم اینکه پیشه ی او شاعری شده سیلی به گوش او زده حتی برادرش با پشت دست پاک نمود اشک چشم خویش لعنت به این زمانه و این شعر اخرش سیدمهدی رباط جزی نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 14 2 توسط سید مهدی رباط جزی m h d نزاع عشق در اوج قله ای و به سویت نگاه ها اری به توست ختم تمامی راه ها هرچند دست من به تو بانو نمیرسد خم شو بگیر دست مرا در گناه ها با تو اگر قدم بزنم در فضای شهر رویم سفید نزد همه رو سیاه ها تا کور باد چشم تمامی دشمنان گردن گرفته ام همه ی اشتباه ها از لحظه ای که عاشق تو شد دلم ببین عقل امدست جنگ کند با سپاه ها من در نزاع عشق اگر کشته هم شوم این ها همه فدای سر همچو ماه ها خوشحال میشوم که کنار تو بگذرد این بغض های سرد تمامی اه ها سیدمهدی رباطجزی نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 9 53 توسط سید مهدی رباط جزی m h d ماه بانو طلوع دختری هستی اگرچه روی یک فنجان و شاید طرح حکاکی شده بر شیشه ی قلیان از ایلات و عشایر ماه بانویی پدید امد که عکسش حک شده بر روی هرچه کوزه و گلدان بیا با خود بیاور بوی عطر وطعم چایی را بیا زیباترین نقش خدا در ظهر تابستان شبیه طرح های خوب و رنگارنگ شیرازی که در یک لحظه فورا مینشیند بر دل انسان بیا ای اسوه ی جانم برای شعر گفتن ها عروس شاعر این شهر شاعرهای بی ایمان بیا تلفیق بوی پونه ی کوهی و اویشن که دمنوش تو میچسبد در این عصر پس از باران محمدحسین درخشی نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 10 37 توسط سید مهدی رباط جزی m h d هر جای این دنیا که باشی بهترینی گل چهره جان مشکل گشای این زمینی دامان خود را پر کن از گل های زنبق خواهی نخواهی میدرخشی مه جبینی یک بار دیدم گریه ات را و مبادا بار دگر بینم غمینی یا حزینی با ناز و اطوارت جوان کردی تو ما را من دوست دارم نازهای این چنینی تو اهل بالایی نیا پایین به قرآن حیف است روی فرش این خانه بشینی در عالم واقع که وصف تو محال است هر چیز که شاعر بگوید تو همینی و آخرین نکته به جان هر دوتا مان از هر چه حوری یا ملک تو برترینی سید مهدی رباط جزی نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14 27 توسط سید مهدی رباط جزی m h d شهرالفبا دوباره شهر الفبا پر از هیاهو شد الف به میم رسید وفضا چه خوشبو شد صدای پچ پچ دیگر حروف می اید خدای من نکند دست عاشقان رو شد الف و میم که ما میشود منم با تو خوشا به حال دلم چون که با تو همسو شد من وتو دست به دست همیم و من خوشبخت و دستهای تو گویا چراغ جادو شد هر انچه خواسته بودم اجابتش کردی فضای خانه پر از نافه های اهو شد تو دست های خودت را به زیر چانه زدی نمای صورتتان چون درخت گردو شد تمام خستگی از جسم وجان من پر زد و دیدن تو خودش چای قند پهلو شد سیدمهدی رباطجزی نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21 47 توسط سید مهدی رباط جزی m h d پرده آخر مثل يك كارمند رسمي صبح از در خانه زود بيرون زد گونه را با مداد قرمز كرد به دلش با اميد صابون زد مرد آمد و با تحكم گفت ارزشت كم شده عروسك جان دخترك چند لحظه اي در فكر رفت و ناگه ز خويش بيرون زد فكر داروي مادر خود بود فكر تامين شيشه بابا با صدايي ضعيف گفت قبول دل خود را به عمق هامون زد با كراهت سوار ماشين شد بوي سيگار در فضا پيچيد چرخ ها هم به حركت آمد و مرد طعنه اي پر تنش به قانون زد رفت و از صحنه زود خارج شد مدتي رفت تا توقف كرد دخترك ترس در وجودش بود مرد هم ناگهان شبيخون زد چند نقطه در اين غزل آمد اندكي صبر و باز هم نقطه دخترك سالم است شكر خدا شاعر اين طرح را دگرگون زد بعد يك ماه كار پي در پي گرگ خوبي شده در اين مورد كار و بارش شبيه سكه شده ولي انگار او هم افيون زد آخر داستان ما تلخ است مثل سريالهاي هندي نيست دختر پاك اول قصه آخرين پرده را چه محزون زد سيد مهدي رباط جزي نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14 25 توسط سید مهدی رباط جزی m h d درخت بیچاره بیچاره آن درخت که عمرش به سر رسید بعد از هزار سال صدای خطر رسید تا چشم خویش باز نمود و نگاه کرد یکباره غرش حملات تبر رسید اما سخن نگفت لب از لب تکان نداد تا این که زخم های تبر بر کمر رسید این بار با صدای ضعیفی شروع کرد آیا به تو مگر از من ضرر رسید گستاخ و پر غرور جوانک جواب داد تو فایده نداری و روزت به سر رسید آهی کشید کاج بلند و درون دل باور نمود موقع سخت سفر رسید افتاد بر زمین و شد کاغذ کتاب از این طریق باز به مردم ثمر رسید سید مهدی رباط جزی نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23 52 توسط سید مهدی رباط جزی m h d حضرت انگور سلام حضرت انگور بی سرو سامان عصاره ی تو چه راحت رسید دستم هان بله درست همان بعدازظهر شهریور جدا نمود تورا از درخت آن دهقان و برد داخل انباری سیاه خودش طناب دار به حلقت زد و گرفتت جان چهل صباح گذشت و تن تو کشمش شد و آبهای تنت ریخت بر کف زندان صدای تق تق کفشی به گوش می آید نگاه می کنی و می رسد همان انسان دوباره رعشه و ترسی به جانتان افتاد خدای من چه بلایی می آورد سرتان طناب را زگلویت گشود و پرت کرد درون ظرف و بردت مقابل ایوان غروبها که دگر خسته می شد از کارش به سوی ظرف می آمد شبیه یک حیوان و پنجه در تن تو میزد و جدا می کرد تمام گوشتهای تنت را ز پیکر بی جان تو از نهایت غیرت به جوش می آیی به محض دیدن این صحنه می شود خندان و دست می کشد از اذیت تو و این بار شروع می کند او استفاده از قلیان به هر طرف که نظر میکنی پر از دود است به گونه ای که گناهان می شود پنهان گرفته نی به دو دست و رها نمی کندش چو بچه ای است گرسنه که میمکد پستان گذشت و رفت فراموش کردی ان شب را ولی برای تو او تیز می کند دندان شراب خانگی اش میشوی و تا یک عمر تو را ز دست خدا نیز می کند پنهان به من که شعر سرودم برای این قصه از آن عصاره ی تو می دهد دو تا فنجان یکی از آن دو فنجان را خودم خوردم و شرب خمر خودم را نمی کنم کتمان ولی هنوز یکی از تو پیش من مانده برای هر که ندارد به قدرتت ایمان به این دلیل در آغاز این چنین گفتم عصاره ی تو چه راحت رسید دستم هان سید مهدی رباط جزی نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23 56 توسط سید مهدی رباط جزی m h d انتظار این جمعه وعده بود بیایی چرا هنوز این هفته هم گذشت و ندیدم تو را هنوز شاید کنار غربت یک جاده مانده ای در ازدحام فاجعه ی راه یا هنوز اینجا تمام خاطره هایم کپک زدند من مانده ام مگر که بیایی بیا هنوز این جمعه های ساده که از راه می رسند یک جفت چشم مانده به راه تو تا هنوز اینجا به روی راه تن جاده مانده است یک چتر پاره پاره و یک رد پا هنوز هرگز نیامدی و چه بی رنگ مانده اند تقویم های کهنه و این جمعه ها هنوز محمد حسین درخشی نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23 40 توسط سید مهدی رباط جزی m h d دختر خجالتی یک دختر خجالتی روستایی و در انتظار این که تو داری می آیی و هی شانه میزند وکمی سرمه می کشد برچشم های آبی و موی حنایی یک ساعتی کنار سماور گذاشته است قند و نبات و سینی و فنجان چایی و از اظطراب ناخن خود را جویده است تا اینکه زنگ خورد و آمد صدایی و وارد شدی نشستی و آوردچای داغ با چادری سپید پر از دلربایی و با یک نگاه هردو نفر مات هم شدید باید گشود باب خوش آشنایی و کولاک کرده است تفاهم میان تان من میروم سر سخن انتهایی و خانم مبارک است چه داماد خوشگلی آقا مبارکت چه زن باحیایی و حالا قسم تورا به همین بیت آخری دیگر مگو تو صحبت تلخ جدایی و سیدحامد حسینی و سید مهدی رباط جزی نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23 25 توسط سید مهدی رباط جزی m h d به یاد احمد می چیند او وسایل غسال خانه را تا شستشو دهد تن آن نازدانه را تابوت میرسد به درون اتاق او پوشیده است چکمه و روپوش کهنه را بعد از حضور و گریه اقوام و دوستان دک می کند تمامی حضار صحنه را من مانده ام و شاد روان نقطه چین و آن مردی که باز کرده پک سردخانه را ای وای من چقدر جوان است این پسر نفرین و لعن کرد زمان و زمانه را با احتیاط غسل خودش را شروع کرد خیلی یواش زمزمه کرد این ترانه را لالا بخواب طفلک پر جنب و جوش من تا این که مثل گرگ نبینی زمانه را کارش تمام شد و کفن را تنش نمود حالا به هم گره زده تابوت و شانه را در انتظار مرده بعدی نشسته است دستی که باز تکیه زده زیر چانه را سید مهدی رباط جزی نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11 37 توسط سید مهدی رباط جزی m h d من و تو ما شدیم و خیلی زود پشت ما حرف ها زیاد شده یک ترافیک هجمه از تجریش تا حوالی شیرزاد شده بی خیال مزاحمان آنها متعلق به پشت سر هستند باید از هجمه ها عبور کنیم هجمه هایی که پر خطر هستند اوج قله که جای امنی نیست مثل یک پرتگاه وحشتناک کوه پایه پر از علف زار است علف تازه و کمی نمناک پس بیا تا به دامنه برویم شاید آنجا به رود بر خوردیم قایقی دست و پا شد و شاید جان سالم ز طعنه در بردیم پشت دریا چه شهر زیبایی است شهر سهراب و شعر نیمایی من که مستاجر همین شهرم به چه قلیان و آتش و چایی قصد تمدید خانه را دارم قیمتش هر چه بود من هستم مشتری هر چه آمده دک کن با خودت قولنامه را بستم تازه آغاز عاشقی این جاست من و تو دور دور از انسان هیچ کس هم مزاحم ما نیست خودمانیم و باز هم خودمان سید مهدی رباط جزی نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 15 6 توسط سید مهدی رباط جزی m h d یادش بخیر یادش بخیر آن شب بارانی شمال خیلی عزیزتر شده ای با کلاه و شال سنگینی و وقار تو را هیچ کس نداشت حتی تصورش همه سخت است و چون محال رفتی و بی خبر شدم از تو و باز ماند یک صد هزار و سیصد و هفتاد و دو سوال مشغول کرده ذهن مرا این سوال ها در فکر پاسخم بده یک لحظه ای مجال باز از دوباره سبز شدی در مسیر من گفتی میسر است زمان خوش وصال این دفعه گول حرف تو را من نمی خورم خفتان و خود در تن و سر تشنه ی جدال با دست های خود خفه ات می کنم سپس پرتاب میکنم به ته دره ی زوال یک باره دوستم به سر شانه ام زد و گفتا به هوش باش بیا بیرون از خیال سید مهدی رباط جزی نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14 56 توسط سید مهدی رباط جزی m h d ما دو تا هنوز هم که هنوز است ما دو تا با هم شبیه رود خروشان بی صدا با هم در امتداد مسیری که سخت دشوار است همیشه شانه به شانه و ما دو تا با هم گذشته ایم از این طعنه های جان فرسا به لطف بی حد و اندازه ی خدا با هم مریض دوست شدیم و پی دوا هستیم خدا کند که بگیریم ما شفا با هم و کور باد چشم حسودی که طاقتش طاق است مشاهده کند این صحنه را که ما با هم چقدر غنچه ی خنده به روی لب داریم بنفشه سوسن و یاس و اقاقیا با هم کجای قافیه این اتفاق می افتد که خلوتی بشود تا من و شما با هم خدا کند که غزل عاقبت به خیر شود بیا که دست بگیریم بر دعا با هم سید مهدی رباط جزی نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14 45 توسط سید مهدی رباط جزی m h d خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ نویسندگان سید مهدی رباط جزی m h d محمد حسین درخشی پیوندها سیدحامدحسینی نیما محمدی سنگچین وبلاگ استاد سعید بیابانکی سید وحید سپهر محمد مهدی سیار محمد فلاح روح الله فريدوني تنهاترین محمد ملیحیان خوش سها و اراده فهیمه خانوم کاظم جدایی ديباي سبز ارام سارا کاراموزان قضایی دخترک تنها دختری از جنس باران حضرت عشق غزل برگر شرر احسان نظری محسن قدیمی تنهاترین زنده مجتبی سپید علی عابدی اشتباه مهدی آخرتی پرتو پاژنگ گلبانگ ارزو تاریخ تمدن سیستان سجادصادقی نرگس حبیبی دختر ابر مريم حيدري باران زده علیرضا جهانگیری مرضیه علوی نژاد عاشق خیانتکار محسن دیناروند لیلی یادداشتهای تصادفی علی قره داغی سیدمجيد حسینی صهباي بيدگلي ارزو نوری سیدعلی رضوی پرنده هابه شترمرغ ها نمیخندند ندای غم ماریاکرم نژاد سیدسکندرحسینی زهرا ناصری محمدرضاحسینی مریم صابری سام محمدصادق رحمانی محمدعلی ناهید جوادحاجی زاده ع م فرزاد سعیدبابایی وجیهه جامه بزرگی باران اتاق29 رهبری محمدمحمدی جوان یاغی پرستو علي حسنلو زنجاني کسری باغ دوستان راه ناتمام سیداسحاق افضلی مژگان میر افضل انجمن شعرایران نوای نی ناله های اشنا blogfa com
|