Meta tags:
description= شبگرد;
Headings (most frequently used words):
به, شبگرد, هرگز, زود, قضاوت, نکنید, زیباترین, قسم, عشـق, بازی, همیـن, آسـانی, آدمک, آموخته, ها, نمیدانم, عجب, صبری, خدا, دارد, رمضان, یادمان, باشد, لعنت, من, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۱ (15), نوشته (13), نکنیم (12), خدا (12), شده (11), ساعت (11), اگر (11), است (11), توسط (10), senator (10), کرد (10), بخند (9), ولی (7), برای (7), #آموخته (7), پسر (7), مرداد (6), شنبه (6), بود (6), آدمک (6), پزشک (6), پدر (6), این (5), شما (5), یکی (5), ماه (5), عشق (5), یادمان (5), باشد (5), نیست (5), خداوندا (5), دارد (5), نمیدانم (5), همین (5), داد (5), دست (4), تیر (4), لعنت (4), جای (4), آید (4), هزاران (4), عجب (4), صبری (4), چند (4), خاک (4), عشقبازی (4), آسانی (4), آرام (4), هرگز (4), لحظه (4), عمل (4), جراحی (4), گفت (4), آنان (4), دختر (3), همه (3), شهریور (3), بیست (3), بگه (3), خود (3), نامردان (3), قسم (3), خاموش (3), بودم (3), کوه (3), میکردم (3), گلویم (3), انجام (3), باشم (3), تماس (3), عجله (3), همين (3), ترک (3), سکوت (2), اینجا (2), طنز (2), وبلاگ (2), چون (2), منو (2), ولم (2), عاشقم (2), بوده (2), سهم (2), بهترین (2), آسمون (2), زمین (2), هفتم (2), مهربانی (2), بندگی (2), گلی (2), یکم (2), باد (2), بهشت (2), باز (2), صدای (2), قرآن (2), جاویدت (2), وعده (2), میدادی (2), میگفتی (2), دیده (2), میرقصد (2), ستاره (2), نقره (2), پاشد (2), نسیم (2), سرد (2), زلبهای (2), زنبق (2), بوسه (2), چیند (2), ساکت (2), نمی (2), دیدم (2), گرم (2), مستانه (2), جامه (2), دوشنبه (2), سازد (2), سوتکی (2), سیاه (2), چشمی (2), کند (2), خواهد (2), بدون (2), اینکه (2), کار (2), روز (2), طبیعت (2), شادی (2), هستند (2), گریه (2), کنی (2), دنیا (2), آخر (2), رود (2), بخش (2), کسی (2), احساس (2), اندوه (2), تلفنی (2), بيمارستان (2), اينکه (2), جواب (2), ديد (2), آمد (2), منتظر (2), دکتر (2), ديدن (2), چرا (2), اينقدر (2), طول (2), کشيد (2), مگر (2), زندگی (2), لبخندی (2), اکنون (2), خودت (2), حالا (2), اتاق (2), پاسخ (2), وقتی (2), نجات (2), پرستار (2), پسرش (2), مراسم (2), قضاوت (2), شبگرد (2), blogfa, com, ღضـــــــــــــــــــددختــــــــر, تلخ, ادبی, عاشقانه, ابــــــــــــــــــــــلیس, صیغه, درهمه, تسنیم, کوله, پشتی, پسرا, امیر, نمکی, hanii, دخترونه, پسرونه, دلتنگی, هایم, نزن, سورنا, غزاله, هیچ, پیوندها, فروردین, خرداد, های, پیشین, عناوین, آرشیو, خانه, سلام, دوستان, اشعار, هایی, میخونید, متعلق, نیستند, اما, قشنگ, بودن, مینویسمشون, بخونیدشون, مطالب, قدیمی, چهارم, مازیار, فلاحی, ساده, سپردم, واسش, میمردم, گرفت, وبعد, اون, کسیکه, مسبب, گناه, نگاه, توهمین, بدترین, قسمت, بارون, بین, زمینو, جوری, ازینکار, ابایی, صفت, بارزعشاق, خداست, سبب, غیرخدایی, دوستداری, نبود, غیر, گرشکستیم, غفلت, ومایی, پرپروانه, شکستن, هنرانسان, وقت, پرپرشدنش, سازونوایی, باشداگرشاخه, راچیدیم, خویش, بسازیم, وشفایی, گله, هرگزنبود, شیوه, دلسوختگان, طلب, زهربی, سروپایی, خاطرمان, تنهاماند, جزبه, یاران, خدادوست, وفایی, یاورخویش, بدانیم, خدایاران, جزبرای, محبوب, دعایی, وبه, هنگام, عبادت, سرسجاده, شکوه, ازغیرخطاهست, خطایی, پرداخت, خودبردگران, اندیشیم, بهربهبود, فکردوایی, خودبسازیم, هردردکه, ازدوست, رسد, گرکه, درخویش, شکستیم, صدایی, ازامروزجفایی, رحمت, الهی, مسلمین, مبارک, التماس, دعا, میهمان, سوی, فریاد, درهای, کنید, آوای, خوش, عرش, ربنا, رمضان, پنجشنبه, پنجم, اهریمن, شهوت, انسان, حکم, راند, آنرا, صلیب, خشم, مصلوب, میسازم, چشمان, شهوتران, فرزندی, براندام, لخت, مادرش, دزدانه, میلغزد, مردانگی, نامردی, نامرد, نامردم, دستی, قرآنت, بیالایم, بینند, چشم, خویشتن, خون, پاک, مردانت, کاخ, میسازند, خاطر, تنها, مجنون, صحراگرد, سامان, لیلی, نازآفرین, آواره, دیوانه, بزمی, عیش, نوش, میدیدم, نخستین, نعره, برلب, پیمانه, همسایه, صدها, گرسنه, عریان, لرزان, دیگری, پوشیده, رنگین, آسمان, واژگون, نهم, بدین, سان, بشکند, هردم, مرگبارم, وخواب, خفتگان, خفته, بیدار, یکریزو, درپی, چموشش, رادر, سخت, بفشارد, کودکی, گستاخ, بازیگوش, بسیار, مشتاقم, مرگم, خواهدشد, مزار, بنشیند, سوگ, نمیخواهم, بدانم, کوزه, اندامم, ساخت, چهاردهم, وبادیگران, سخن, مهرانگیز, بگو, نفر, خودش, بفهمد, خوب, بده, وتو, گوش, زیبا, بشنوی, خوبی, داشته, دنبال, نشاط, زیبایی, موفقیت, بزرگی, ابتدا, ناممکن, بنظر, رسیده, هیچوقت, التیام, بخشیدن, رابطه, صدمه, دیر, قلب, آدم, میشکند, ارزشش, دوستانم, کسانی, مرا, دچار, مشکل, میکنند, نشوی, سراب, خدایی, بزرگش, خواندی, مثل, تنهاست, فکر, درد, ارزشمند, فکرکن, زیباست, صبح, فردا, بشب, تازه, انگار, فرداست, راستی, آنچه, یادت, دادیم, پرزدن, درجاست, نغمه, آغاز, نخوان, بخدا, شوخی, کاغذی, ماست, دستخطی, تورا, عاشق, دنیاست, مرگ, جاست, مجتبی, کاشانی, بلبلی, گوشی, رنگ, زیبای, خزان, روحی, نیش, زنبور, عسل, نوشی, همواره, باران, دشت, برف, قله, ریشه, بید, شاخه, برگ, ابر, عابر, چشمه, آهو, برکه, مهتاب, نسیمی, زلف, کبوتر, شاعری, کلماتی, شیرین, نوازش, روی, سری, پرسشی, اشکی, چراغ, یلدای, شمعی, دلی, بخری, بفروشی, مهری, شادمانی, حراج, رنجها, تخفیف, دهی, ارزانی, عالم, بکنی, بپیچی, لای, حریر, گره, آنها, بزنی, مشتری, هایت, ببری, لبخند, عشـق, بازی, همیـن, آسـانی, سهراب, سپهری, مپوشان, عریانند, آنچنانی, فقط, خاطره, ماند, غصه, گذرد, کوتاهی, گذشت, حباب, نگران, هیچیک, مردم, آبادی, مانی, زیباترین, چهارشنبه, پانزدهم, رسيدن, اورژانسی, راهی, تلفن, بلافاصله, لباسهايش, عوض, مستقيم, وارد, راهرو, رفت, محض, بيايی, نميدانی, خطر, مسئوليت, نداری, متأسفم, بیمارستان, نبودم, دريافت, هرچه, سريعتر, خودم, رساندم, اميدوارم, باشيد, بتوانم, کارم, دهم, عصبانيت, توی, آيا, ميتوانستی, بگيری, ميمرد, چکار, ميکردی, دوباره, جوابی, کتاب, مقدس, انجيل, گفته, ميگويم, آمده, ايم, گرديم, شفادهنده, يکی, اسمهای, خداوند, نميتواند, عمر, افزايش, دهد, برو, پسرت, شفاعت, بخواه, بهترين, کارمان, دهيم, لطف, منت, زمزمه, نصيحت, کردن, ديگران, خودمان, شرايط, نيستيم, آسان, بعد, خوشحالی, بيرون, شکر, پیدا, شود, حاليکه, سؤالی, داريد, بپرسيد, پرستاری, متکبر, توانست, دقيقه, صبر, مورد, وضعيت, پسرم, ازش, سؤال, کنم, درحاليکه, اشک, چشمانش, جاری, ديروز, حادثه, رانندگی, مرد, گرفتيم, تدفين, جان, اينجا, خاکسپاری, اتمام, برساند, نکنيد, نميدانيد, چگونه, ميگذرد, شرايطی, زود, نکنید,
Text of the page (random words):
شبگرد شبگرد هرگز زود قضاوت نکنید پس از رسيدن يک تماس تلفنی برای يک عمل جراحی اورژانسی پزشک با عجله راهی بيمارستان شد او پس از اينکه جواب تلفن را داد بلافاصله لباسهايش را عوض کرد و مستقيم وارد بخش جراحی شد او پدر پسر را ديد که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود به محض ديدن دکتر پدر داد زد چرا اينقدر طول کشيد تا بيايی مگر نميدانی زندگی پسر من در خطر است مگر تو احساس مسئوليت نداری پزشک لبخندی زد و گفت متأسفم من در بیمارستان نبودم و پس از دريافت تماس تلفنی هرچه سريعتر خودم را رساندم و اکنون اميدوارم شما آرام باشيد تا من بتوانم کارم را انجام دهم پدر با عصبانيت گفت آرام باشم اگر پسر خودت همين حالا توی همين اتاق بود آيا تو ميتوانستی آرام بگيری اگر پسر خودت همين حالا ميمرد چکار ميکردی پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد من جوابی را که در کتاب مقدس انجيل گفته شده ميگويم از خاک آمده ايم و به خاک باز می گرديم شفادهنده يکی از اسمهای خداوند است پزشک نميتواند عمر را افزايش دهد برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ما بهترين کارمان را انجام می دهيم به لطف و منت خدا پدر زمزمه کرد نصيحت کردن ديگران وقتی خودمان در شرايط آنان نيستيم آسان است عمل جراحی چند ساعت طول کشيد و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بيرون آمد خدا را شکر پسر شما نجات پیدا کرد و بدون اينکه منتظر جواب پدر شود با عجله و در حاليکه بيمارستان را ترک می کرد گفت اگر شما سؤالی داريد از پرستار بپرسيد پدر با ديدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک ديد گفت چرا او اينقدر متکبر است نمی توانست چند دقيقه صبر کند تا من در مورد وضعيت پسرم ازش سؤال کنم پرستار درحاليکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد پسرش ديروز در يک حادثه ی رانندگی مرد وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتيم او در مراسم تدفين بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اينجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند هرگز کسی را قضاوت نکنيد چون شما هرگز نميدانيد زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان ميگذرد يا آنان در چه شرايطی هستند نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 23 36 توسط senator زیباترین قسم نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز سهراب سپهری نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12 57 توسط senator عشـق بازی به همیـن آسـانی عشقبازی به همین آسانی ست که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوشی کار همواره ی باران با دشت برف با قله ی کوه رود با ریشه ی بید باد با شاخه و برگ ابر عابر با ماه چشمه ای با آهو برکه ای با مهتاب و نسیمی با زلف دو کبوتر با هم و شب و روز و طبیعت با ما عشقبازی به همین آسانی ست شاعری با کلماتی شیرین دست آرام و نوازش بخش بر روی سری پرسشی از اشکی و چراغ شب یلدای کسی با شمعی عشقبازی به همین آسانی ست که دلی را بخری بفروشی مهری شادمانی را حراج کنی رنجها را تخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی و بپیچی همه را لای حریر احساس گره عشق به آنها بزنی مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند عشقبازی به همین آسانی ست مجتبی کاشانی نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14 19 توسط senator آدمک آدمک آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دستخطی که تورا عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی مثل تو تنهاست بخند فکر کن درد تو ارزشمند است فکرکن گریه چه زیباست بخند صبح فردا بشب نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند راستی آنچه به یادت دادیم پرزدن نیست که درجاست بخند آدمک نغمه ی آغاز نخوان بخدا آخر دنیا ست بخند نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14 33 توسط senator آموخته ها آموخته ام من آموخته ام بهترین دوستانم کسانی هستند که مرا دچار مشکل میکنند من آموخته ام که عشق قلب آدم را میشکند ولی ارزشش را دارد من آموخته ام که هیچوقت برای التیام بخشیدن به یک رابطه ی صدمه دیده دیر نیست من آموخته ام که هر موفقیت بزرگی در ابتدا ناممکن بنظر رسیده است من آموخته ام که برای اینکه روز خوبی داشته باشم در طبیعت به دنبال شادی و نشاط و زیبایی باشم وتو گوش کن تا صدای زیبا بشنوی وبادیگران سخن مهرانگیز بگو و برای یک نفر بدون اینکه خودش بفهمد یک کار خوب انجام بده نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 56 توسط senator نمیدانم نمیدانم نمیدانم پس از مرگم چه خواهدشد نمیدانم که آید بر مزار من که بنشیند به سوگ من نمیدانم سیاه چشمی سیاه بر تن کند یا نه نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریزو پی درپی دم گرم و چموشش رادر گلویم سخت بفشارد وخواب خفتگان خفته را بیدار سازد بدین سان بشکند هردم سکوت مرگبارم را نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15 52 توسط senator عجب صبری خدا دارد خداوندا شب است و ماه میرقصد ستاره نقره می پاشد نسیم سرد زلبهای زنبق بوسه می چیند ولی من ساکت و خاموش عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین زمین و آسمان را واژگون مستانه میکردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که در همسایه ی صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم نخستین نعره مستانه را خاموش آن دم برلب پیمانه میکردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان هزاران لیلی نازآفرین را کوه به کوه آواره و دیوانه میکردم خداوندا شب است و ماه میرقصد ستاره نقره می پاشد نسیم سرد زلبهای زنبق بوسه می چیند ولی من ساکت و خاموش خداوندا تو در قرآن جاویدت هزاران وعده میدادی تو میگفتی که نامردان بهشت را نمی بینند ولی من به چشم خویشتن دیدم که نامردان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ میسازند خداوندا تو در قرآن جاویدت هزاران وعده میدادی تو میگفتی اگر اهریمن شهوت بر انسان حکم راند من آنرا با صلیب خشم خود مصلوب میسازم ولی من دیده ام چشمان شهوتران فرزندی که براندام لخت مادرش دزدانه میلغزد خداوندا اگر مردانگی این است به نامردی نامردان قسم نامرد نامردم اگر دستی به قرآنت بیالایم نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0 26 توسط senator رمضان از عرش صدای ربنا می آید آوای خوش خدا خدا می آید فریاد که درهای بهشت باز کنید میهمان خدا سوی خدا می آید ماه رحمت الهی بر همه مسلمین مبارک باد التماس دعا نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 16 58 توسط senator یادمان باشد یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم خودبسازیم به هردردکه ازدوست رسد بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم جای پرداخت به خودبردگران اندیشیم شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم یاورخویش بدانیم خدایاران را جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنهاماند طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم پرپروانه شکستن هنرانسان نیست گرشکستیم به غفلت من ومایی نکنیم دوستداری نبود بندگی غیر خدا بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم مهربانی صفت بارزعشاق خداست یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 0 12 توسط senator لعنت به من لعنت به من چه ساده دل سپردم لعنت به من اگر واسش میمردم دست منو گرفت وبعد ولم کرد لعنت به اون کسیکه عاشقم کرد یکی بگه یکی بگه که ماه من کی بوده مسبب گناه من کی بوده سهم من از نگاه توهمین بود عشق تو بدترین قسمت بهترین بود تو دل بارون منو عاشقم کرد بین زمینو آسمون ولم کرد یکی بگه چه جوری شد که این شد سهم تو آسمون و من زمین شد مازیار فلاحی نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22 57 توسط senator مطالب قدیمی تر سلام دوستان این اشعار و نوشته هایی که در این وبلاگ میخونید متعلق به من نیستند اما چون قشنگ بودن اینجا مینویسمشون تا شما هم بخونیدشون خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ پیوندها غزاله از تو تا هیچ به دلتنگی هایم دست نزن سورنا طنز دخترونه و پسرونه hanii نمکی طنز امیر کل کل دختر پسرا ضد دختر کوله پشتی تسنیم اینجا همه چی درهمه دختر صیغه ای ابــــــــــــــــــــــلیس ادبی و عاشقانه سکوت تلخ ღضـــــــــــــــــــددختــــــــر ღ blogfa com
|