Meta tags:
description= شعر سپنتا ادبیات;
Headings (most frequently used words):
سلام, به, شعر, تقدیم, رسم, از, سپنتا, ادبیات, فعلا, خداحافظ, این, متولد, سال, 1377, هجری, خورشیدیه, مال, شما, اشک, خدا, صاحب, خانه, خوابم, نمی, برد, پدر, خوانده, دریا, عشق, در, ccu, برای, زنان, خمینی, شهر, اصفهان, حضرت, حافظ, پاس, رند, بودنش, باغ, فراموشی, صحرا, خودت, خوابهاي, بي, تعبير, البرت, انشتین, مرد, تنهای, روزگار, ما, خوانشی, یکی, غزلهایم, شاعر, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (28), هفته (27), محمد (24), نوشته (20), کشاورز (19), شده (19), ساعت (18), توسط (18), ۱۳۸۹ (17), نمی (16), مرا (15), کرد (15), ۱۳۹۰ (14), داشت (12), تمام (12), سوم (11), شهر (11), است (11), شعر (10), های (10), کشید (10), رفت (10), نیست (10), #فراموشی (10), دوم (9), ۱۳۹۱ (9), شاعر (9), همه (9), سال (9), سلام (9), سوز (9), گفت (8), بود (8), عشق (8), خدا (8), واژه (8), ایم (8), زمین (8), شدن (7), سوخت (7), پنجشنبه (7), درد (7), عاشق (7), رسم (7), باشد (7), باران (6), اوّل (6), امد (6), جهان (6), مسافر (6), ترین (6), داغ (6), شود (6), فهمد (6), هزار (6), چشم (6), افتاد (6), نگاه (6), حسن (5), ۱۳۸۵ (5), مرد (5), قصه (5), بعد (5), تقدیم (5), سمت (5), چرا (5), دریا (5), دست (5), دوباره (5), علی (4), تیر (4), خانه (4), سینه (4), باغ (4), لبش (4), زخم (4), چهارشنبه (4), ایینه (4), ساحل (4), عمر (4), کنند (4), کسی (4), وقتی (4), دیگر (4), اسیر (4), روزهای (4), یاد (4), زیر (4), داد (4), فتنه (4), غزل (4), اول (4), برای (4), پدر (4), غیر (4), شما (4), خوب (4), فارسی (3), مرداد (3), چهارم (3), بهمن (3), اسفند (3), وبلاگ (3), لحظه (3), مرهم (3), ابر (3), زندگی (3), کینه (3), دردی (3), قرن (3), انسان (3), کوچه (3), دلش (3), مرگ (3), بودم (3), خاک (3), خودت (3), زاد (3), اغاز (3), نام (3), صحرا (3), دلتنگی (3), دارد (3), دور (3), نشسته (3), مردم (3), خود (3), اما (3), حضرت (3), ماه (3), لطف (3), خیلی (3), اصفهان (3), جان (3), همیشه (3), شاید (3), ایام (3), چشمان (3), ساله (3), دارم (3), مهدی (2), اعظم (2), خرداد (2), آبان (2), آذر (2), فروردین (2), دوشنبه (2), فقط (2), نان (2), بگوید (2), فکر (2), زمستان (2), بامن (2), هستم (2), قفس (2), اسمان (2), بلعید (2), جمعه (2), سنگ (2), اتش (2), میان (2), خوانشی (2), یکی (2), غزلهایم (2), هادی (2), حسنی (2), شبی (2), انگار (2), هستیم (2), وحشت (2), مرده (2), صحبت (2), غصه (2), تنهایی (2), دلواپسی (2), خوشبختی (2), بسیار (2), باز (2), دیدار (2), انشتین (2), بزرگ (2), تولد (2), روزگار (2), شوم (2), خلق (2), اینکه (2), خواب (2), سرم (2), بهارم (2), باد (2), شدم (2), قله (2), نوش (2), خوابم (2), درست (2), کنار (2), یکشنبه (2), بزن (2), اقا (2), محبت (2), چوپان (2), هرگز (2), بیهوده (2), دال (2), بگیرد (2), کند (2), نقطه (2), شنبه (2), دنیا (2), خودم (2), تنها (2), کاغذ (2), گنگ (2), فردا (2), شعله (2), اجاق (2), بینی (2), استخوان (2), گشته (2), فراهم (2), چقدر (2), خنجر (2), تازه (2), حال (2), دهه (2), سالی (2), ادم (2), گندم (2), انگور (2), کشور (2), مستی (2), نشست (2), اباد (2), بالا (2), اشیا (2), حافظ (2), کنی (2), زبان (2), ادبیات (2), رسیده (2), عجیب (2), کجایی (2), دهد (2), گوشه (2), اینجا (2), گفته (2), هایی (2), مانده (2), زنان (2), خمینی (2), روی (2), بزارید (2), کوچک (2), کننده (2), بیست (2), ولی (2), بنا (2), چیست (2), باید (2), خوانده (2), توان (2), بعضی (2), حرفها (2), صاحب (2), اینه (2), ورنه (2), خبر (2), طناب (2), عجیبی (2), الفبا (2), اشک (2), روز (2), خسته (2), هوای (2), ستاره (2), بوسه (2), نژاد (2), پریشان (2), قبای (2), پایت (2), عزیزانی (2), داشتند (2), ندارم (2), راهی (2), دخترم (2), سپنتا (2), blogfa, com, عارف, شعبانی, مبارکی, زهرا, زاده, محمود, طیب, علیزاده, فرزاد, رفیعیان, محبوبه, حدادی, اخرتی, ابراهیم, عالی, پور, طنین, ایزدی, دلبری, اکبری, احمد, زارع, رضا, اسماعیلی, اربابي, سید, لواسانی, امیر, تیموری, سیار, عبدالحسین, انصاری, زبانان, پیوندها, ۱۳۸۷, مهر, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, مطالب, قدیمی, شرمنده, قافیه, دستش, لرزید, اذو, شبهای, ناگهان, مورچه, کردن, رحمی, طوفان, کوه, سرسبزی, روئیدن, ریحان, دشت, لبخند, ملیحی, عاطفه, افتاب, امدو, گرما, مثل, هواداری, دهقان, اوردن, تاولی, پینه, تغافلکده, شدکه, فرصت, ادینه, منتظر, موعود, نبود, ظرفیت, دلمان, رخنه, نکرد, ارزش, ننشستیم, سفره, بخشایش, هلیت, سبزینه, دانه, تاب, بودیم, پیشانیمان, بوسید, وان, همان, انطرف, انسانهاست, اوست, چندین, لنگی, خندید, گرچه, کمی, دلخسته, پنجره, اوازی, راه, بست, رسید, گنگی, خشکید, طرف, الوده, پرسید, انجامید, روحش, شاد, جذاب, ودر, نهایت, نامثنوی, چندی, پیش, فایل, صوتی, گوش, دادم, ترجمه, نظریات, ارا, البرت, تنهای, دسته, اراذل, خواست, فضیل, عياض, اسان, مشکل, بخت, شوری, دریای, کام, زهر, هلاهل, منازل, شوی, انتظار, دیوانه, عاقل, پریدو, تاج, قبایل, هاي, كشيد, باده, پرستان, بلخ, باغهای, بابل, گرفت, بهم, خوردو, مقابل, خواستم, باشم, غربت, نشین, سواحل, نیمه, کامل, کشیید, خوابهاي, تعبير, برهم, روال, کجای, نظم, خوری, باور, نکن, گرگ, شغال, اخرین, وصیت, بره, هاست, نپرس, سوال, سهم, ماست, کنیم, سوزش, بلال, لحن, اذانی, قرنهاست, نخندو, طعنه, نزن, چون, الف, سپرد, تبر, سخره, نهال, اوار, عدل, عمل, جنوبیم, شمال, شرق, برید, غرب, ابتذال, نجیب, گنگیست, یعنی, پرنده, نوشتی, بال, یقینا, موج, خویش, پیچد, یوسف, چاه, نگو, غرقی, اری, عصا, موسی, انجا, نیل, خروشان, کوشی, نفسهای, اخر, کشد, صائب, افتدم, فرماید, مسافران, هذیان, طاق, خودش, چرخید, تمسخر, معاندان, پراز, اتفاق, قرار, فرو, ریزند, مناره, گرفته, صخره, خودخواهی, هیزم, نمک, کباب, ترد, زمانه, کودکیم, اشتیاق, عروس, حجله, داماد, ساده, فریبم, چگونه, نیفروزد, چلچراغ, دریده, نگاهی, مست, شهوت, بلعیدن, شاخه, زاغ, برادرها, مهری, اینگونه, نخوان, تماشای, غروب, شاعری, تنهاست, سراب, مهربانیهایتان, نیازمندم, بسکه, گذر, اهل, گذرد, عید, مبارک, رندی, عاری, اداب, سیب, لشگر, دفع, دلدادگی, فرمان, پایین, تاجی, عزت, پادشاه, ملک, تاک, چرخیدو, دردیست, یکباره, سنگی, حود, رها, منت, نیرنگ, انکه, دردش, اتشفشان, غرید, غمهاش, چای, گریه, مجسم, زدیم, رندان, هرچه, بادا, اولین, سروده, نود, باشه, بهت, بگن, فوق, لیسانس, قبول, شدی, چکار, اونم, رشته, پاس, رند, بودنش, مدتی, مثنوی, تاخیر, پهنه, عرصه, اقیانوس, شکسته, قایق, پارو, منم, حکایت, شاهی, مات, رخی, سقوط, حتمیست, محاصره, غرورو, زبانی, تلخ, غرور, چشمش, ایمانم, لرزه, زانو, لشکر, مژگانش, حدات, غمگین, منجمان, دیدند, پلنگ, اهو, سبز, جنگل, چشمانش, دام, حلقه, گیسویش, فاتح, قلبم, لشکری, غریب, درم, کرده, جادو, بخشید, گرفتاری, هست, شرمندگیاش, مونه, واسه, مسلخ, پروند, سازمان, بغضی, گلوی, زخمی, وای, دردهای, پهلوان, تختی, درب, مردی, تخته, ترسم, بوی, تعفن, ارش, بترس, اتفاقات, کمان, کمر, دارند, نامرد, بنال, ماجراهایی, ماجرا, داغیست, اشی, دهان, کاسه, غیرتی, نشستند, ماند, داغهایی, خانمان, گفتم, عدالت, مولا, غروبی, کاشمر, ازدواج, برسه, کثافت, بگیره, غیرت, بدون, بازگشت, انسانیت, صددر, حیوانی, باکس, کرمهای, چهار, کاره, بهمون, تعارف, خریت, غلطی, میخواد, بکنه, شبکه, ساعته, لارجر, باشی, ظلمت, بغض, خفه, خون, بگیری, نفست, نیاد, بگذارید, حاصل, تقویم, تردید, تکراریست, گیج, عمرست, چرخند, نالند, فعل, خوداریست, اگر, هزاران, ربط, ربطند, تیم, پزشکی, بیماریست, شواهد, حاکی, خیم, منشا, ویروس, بیداریست, کیفی, چرت, سنگین, عصر, همواره, مردگان, گرم, هواداریست, مجموعه, زخمهای, عمدتا, کاریست, ccu, یازده, طالع, گمراه, نسل, مرحله, شیدا, تیغ, بوسی, جایی, دگر, یوسفی, زلیخا, خفته, خداداد, هایست, حکم, مداوا, طاقچه, لاله, وشان, زائر, کرامات, جاریست, مدیون, تماشا, رود, نخوابید, برایم, لالایی, بخوان, امشب, شکم, سیر, خواهم, گریست, ساکت, شنید, نمیتوان, مادر, لال, روایت, هیچکس, نشنید, برد, کجا, رفته, مهمانی, رونق, جلوه, گردش, زمستانی, حسرت, پاییزی, چراغ, انسانی, جستجو, هیچ, نیاورد, گذشتیم, بادیه, بارانی, سوخته, نوشتیم, شیطانی, ترت, خرمن, سوزاند, سیاه, دبستانی, نمودند, الواح, بجز, فانی, کفر, زلف, ایمانی, 1381, پریدن, دار, عجب, چیزیست, سپس, خلقت, سایه, سکوت, مگر, گناه, عاشقتان, خانم, شکل, هستید, شبیه, خنده, بابا, دود, دروغ, سرودن, بفکربوسه, تبسم, تلخی, خیر, مقد, داری, مسافری, شبیهش, گرفتن, حوا, اگرچه, چاره, سرود, هله, دقیق, دفتر, انشا, هجوم, ممتد, تصویر, کشف, جدیدی, قدم, برداشت, روح, دوستان, خوبه, دیگه, فراموششان, نکردم, حسین, عسکری, اکبر, پارسیان, لنگرودی, سارا, باستانی, شمس, کاراندیش, امین, جعفری, طیبه, نیکو, سحر, گرایی, عالمه, گزین, جواد, تهرانی, پست, میکنم, برو, بچه, انجمن, ادبی, دانشگاه, ازاد, واحد, شیراز, دانشجویی, دریاچه, ایست, کازرون, پارس, شاهزاده, ساسانی, خواستگاری, برسیم, پرشان, موهات, اریایی, دامن, گیری, سزمین, چشمات, سرمه, چشمون, چوپانها, لبک, میزنند, میرقصانم, دوست, بدارم, مذهبی, نهد, وچشم, نشانه, هفت, بزنم, دستها, تاکه, پابندت, متولد, 1377, هجری, خورشیدیه, مال, امید, موقتا, تعطیل, میباشد, گذشته, مهربانی, فعلا, خداحافظ, مدتها, عدم, حضور, فضای, مجازی, طبق, قولی, داده, برگشتم, مدت, بنده, کمال, تشکر, کلاف, ضرر, شاعرم, میبافم, باختن, تکیده, خویشم, شرر, زخمهایم, عمیق, نسخه, حرفهایم, نشنیدن, اید, پسر, رستم, نادرم, دستهایم, گرفتار, داغم, شکست, ذهن, انتهای, متنی, انچنان, مچالگی, ساکن, سفر, گاهی, چنان, فراموشم, آیم, لبهای, قشنگت, میفشارم, چیزی, قابل, پیشگی, راهها, هستند, سوغاتهایی, دیار, تاجر, یاقوت, لبهات, دلخوشی, میشمارم, ابرهای, قراری, امواج, نگاهت, میسپارم, دریایی, ندارد, نسبت, خزان, چهارده, سالروز, بارانه, امسال, پنج, اولم, عزیزان,
Text of the page (random words):
شعر سپنتا شعر سپنتا ادبیات سلام سلام سلام بعد از مدتها عدم حضور در فضای مجازی طبق قولی که داده بودم برگشتم در این مدت از عزیزانی که به بنده لطف داشتند کمال تشکر رو دارم چهارده دی سالروز تولد دخترم بارانه امسال پنج ساله شده غزل اولم تقدیم به دخترم و غزل دوم تقدیم به همه شما عزیزان من یک خزان عاشق رو به بهارم من با تو یک نسبت به نام عشق دارم دل غیر دریایی شدن راهی ندارد خود را به امواج نگاهت میسپارم چشم تو باران ابرهای بی قراری من دلخوشی های خودم را میشمارم یک تاجر عاشق ترین یاقوت لبهات سوغاتهایی از دیار بوسه دارم وقتی تمام راهها رو به تو هستند من غیر عاشق پیشگی راهی ندارم من غیر جان چیزی ندارم قابل تو لب را به لبهای قشنگت میفشارم اما غزل دوم از تو گاهی چنان فراموشم که به یاد پدر نمی آیم انچنان در مچالگی ساکن که به چشم سفر نمی ایم نقطه ای زیر واژه کوچک کوچه ام انتهای بی متنی دال داغم در این شکست اباد من به ذهن خبر نمی ایم من نه رستم نه نادرم مردم دستهایم به گل گرفتار است رسم خنجر به من نمی اید من به سمت پسر نمی ایم زخمهایم عمیق بی نسخه حرفهایم اسیر نشنیدن من اجاق تکیده در خویشم که به یاد شرر نمی ایم شاعرم پس طناب میبافم رسم اینجا همیشه باختن است زندگی یک کلاف سر در گم من به سمت ضرر نمی ایم نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱ ۱۰ ۱۴ ساعت 10 7 توسط محمد کشاورز فعلا خداحافظ سلام به همه عزیزانی که در این ایام و ایام گذشته لطف و مهربانی داشتند این وبلاگ تا ۱۴ ۱۰ ۱۳۹۱ موقتا تعطیل میباشد به امید دیدار یا علی نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱ ۰۶ ۰۱ ساعت 9 47 توسط محمد کشاورز این شعر متولد سال 1377 هجری خورشیدیه مال شما تاکه پابندت شوم از دور دستها امد ه ام وچشم ها یت را نشانه ای و هفت دور بزنم تا مذهبی تازه بنا نهد یک لا قبای عاشق تا که دوست بدارم پا به پایت میرقصانم تمام ستاره ها را چوپانها رد پایت را نی لبک میزنند تو که بی سرمه چشمون چه خاک دامن گیری دارد سزمین چشمات بیست ساله اریایی من به پریشان ۱ که برسیم پرشان کن موهات تا به رسم شاهزاده های ساسانی از تو خواستگاری کند یک لا قبای عاشق ۱ پریشان نام دریاچه ایست در کازرون پارس نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱ ۰۵ ۰۳ ساعت 22 16 توسط محمد کشاورز اشک خدا سلام این شعر ده ساله است روزهای خوب دانشجویی روزهای خوب خوب خوب این پست رو تقدیم میکنم به تمام برو بچه های انجمن ادبی دریا دانشگاه ازاد واحد شیراز امین جعفری طیبه نیکو سحر گرایی نژاد عالمه گزین هادی حسنی محمد جواد تهرانی اکبر پارسیان نژاد علی لنگرودی سارا باستانی محمد شمس علی کاراندیش حسین عسکری و خیلی از دوستان خوبه دیگه که فراموششان نکردم و روح خسته یک شاعر شبی به شهر الفبا رفت به سمت واژه قدم برداشت به روز اول اشیا رفت هجوم ممتد تصویر و دوباره کشف جدیدی و دقیق اول باران بود به سمت دفتر انشا رفت خدا که شاعر انسان شد سرود هل هله بر پا شد خدا نگاه به انسان کرد به فکر قصه فردا رفت اگرچه ادم بی چاره دلش برای خدا می سوخت هوای بوسه گرفتن داشت به خواب حضرت حوا رفت زمین مسافر نو داری مسافری که شبیهش نیست زمین تبسم تلخی کرد به خیر مقد م اقا رفت پدر چه حال عجیبی داشت بفکربوسه باران بود هوای شعر سرودن داشت که با ستاره به دریا رفت هزار قرن پس از بابا میان دود و دروغ شهر نگاه عاشق یک شاعر چرا به چشم شما افتاد چقدر شکل خدا هستید شبیه خنده باران نه چرا نگاه شما خانم به جان خسته ما افتاد مگر گناه من و دل چیست جز اینکه عاشقتان هستیم و سایه های سکوت انگار دوباره در همه جا افتاد به روز اول خلقت رفت دوباره شاعر بی واژه نگاه کرد به اینه به یاد اشک خدا افتاد سپس به شهر الفبا رفت نگاه کرد به هر واژه به مرگ حس عجیبی داشت نگاه او به چرا افتاد طناب دار عجب چیزیست برای شاعر بی واژه عجیب حس پریدن داشت کسی که از لب دا افتاد 12 3 1381 نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱ ۰۱ ۱۳ ساعت 21 19 توسط محمد کشاورز صاحب خانه کفر زلف تو خبر داد که ایمانی نیست بجز از مستی چشمان تو عر فانی نیست حک نمودند به الواح جهان از اغاز غیر چشمان سیاه تو دبستانی نیست فتنه ی چشم ترت خرمن دل را سوزاند ورنه بی گندم روی تو که شیطانی نیست با دل سوخته هر گوشه نوشتیم به خاک ما گذشتیم و در این بادیه بارانی نیست جستجو کرد ولی هیچ نیاورد به دست بی چراغ رخ ماه تو که انسانی نیست باغ را حسرت چشمان تو پاییزی کرد ورنه در گردش ایام زمستانی نیست خانه بی رونق و هر اینه هم بی جلوه صاحب خانه کجا رفته که مهمانی نیست نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۱۱ ۲۷ ساعت 23 40 توسط محمد کشاورز خوابم نمی برد نه نه این روایت را از هیچکس نشنید ه ای نه این که من لال هستم تو هم کر مادر زاد بعضی حرفها را نمیتوان گفت و بعضی حرفها را نمی توان شنید با این همه ساکت هم نمی توان نشست امشب یک شکم سیر خواهم گریست برایم لالایی بخوان من هزار سال است نخوابید ه ام من هزار سال است نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۱۱ ۱۳ ساعت 14 3 توسط محمد کشاورز پدر خوانده ی دریا شاید این رود پدر خوانده ی دریا باشد شاید این ایینه مدیون تماشا باشد از کرامات لبش قصه ی باید جاریست ابر در مانده ترین زائر صحرا باشد بر لب طاقچه ی چشم تر لاله وشان درد هایست که در حکم مداوا باشد خفته در حسن خداداد تو ای ماه ترین یوسفی را که در این قصه زلیخا باشد تیغ بوسی رگ عشق ز جایی دگر است عشق باید که در این مرحله شیدا باشد چیست در طالع گمراه ترین نسل زمین یازده قرن کسی این همه تنها باشد نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۰۹ ۱۷ ساعت 22 9 توسط محمد کشاورز عشق در ccu زمین مجموعه ای از زخمهای عمدتا کاریست زمین همواره از دل مردگان گرم هواداریست چه کیفی می دهد یک چرت سنگین عصر بی دردی تمام درد ها سر منشا ش ویروس بیداریست شواهد حاکی از یک درد بد خیم است در مردم بنا بر گفته ی تیم پزشکی عشق بیماریست اگر اما ولی شاید هزاران ربط بی ربطند همیشه ابر خوشبختی اسیر فعل خوداریست سه گنگ گیج یک عمرست می چرخند و می نالند همیشه حاصل تقویم یک تردید تکراریست نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰ ۰۵ ۲۰ ساعت 9 4 توسط محمد کشاورز برای زنان خمینی شهر اصفهان زن باشی ظلمت کنند بغض کنی و خفه خون بگیری و نفست هم بالا نیاد بگذارید فارسی ۱ هر غلطی دلش میخواد بکنه شبکه های بیست هزار ساعته هی لارجر باکس داد بزن و هر کرمهای چهار کاره بهمون تعارف کنند بزرگ کننده خریت کوچک کننده غیرت بدون بازگشت به انسانیت صددر صد حیوانی بزارید سن ازدواج برسه روی هزار بزارید کثافت همه جا رو بگیره برای همه زنان خمینی شهر اصفهان و کاشمر و زن مانده بود و زخم هایی استخوان سوز نا گفته هایی از غروبی اسمان سوز گفتم عدالت اه مولا جان کجایی ما ماند ه ایم و داغهایی خانمان سوز با کاسه ی بی غیرتی در صف نشستند تا پا بگیرد باز هم اشی دهان سوز هر واژه از این ماجرا داغیست بر دل شاعر بنال از ماجراهایی زبان سوز درد کمر دارند اینجا مرد و نامرد ارش بترس از اتفاقات کمان سوز بوی تعفن می دهد هر گوشه از شهر می ترسم از این روزهای اصفهان سوز تختی کجایی درب مردی تخته شد اه ای وای از این دردهای پهلوان سوز بغضی نشسته در گلوی زخمی زن در مسلخ پروند ه های سازمان سوز نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰ ۰۴ ۰۸ ساعت 8 58 توسط محمد کشاورز سلام سلام سلام مدتی این مثنوی تاخیر داشت خیلی خیلی می بخشید گرفتاری هست شرمندگیاش که می مونه واسه ما غریب و در به درم کرده دو چشم فتنه گر جادو عجیب فاتح قلبم شد به لطف لشکری از شب بو به سبز جنگل چشمانش به دام حلقه گیسویش منجمان جهان دیدند پلنگ در قفس اهو رسیده لشکر مژگانش به سر حدات دل غمگین رسیده بر سر ایمانم نشسته لرزه به هر زانو لبش غرورو زبانی تلخ غرور فتنه گر چشمش سقوط کشور دل حتمیست شدم محاصره از هر سو منم حکایت ان شاهی که مات ماه رخی گشته به پهنه عرصه ی اقیانوس شکسته قایق بی پارو نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰ ۰۴ ۰۱ ساعت 9 38 توسط محمد کشاورز تقدیم به حضرت حافظ به پاس رند بودنش سلام سال نو مبارک اول سال نود باشه و بهت بگن فوق لیسانس قبول شدی چکار می کنی اونم رشته زبان و ادبیات فارسی این شد که اولین غزل سال ۹۰ ما به عشق حضرت حافظ سروده شد زدیم بر صف رندان و هرچه بادا باد و اما شعر بر کاغذ دلتنگی اش شب را مجسم کرد بر اتش غمهاش چای گریه را دم کرد در سینه اش اتشفشان درد می غرید دردش تمام قله های شهر را خم کرد با انکه زخم سینه اش هم زاد دنیا بود حود را رها از منت نیرنگ مرهم کرد دردیست خود بینی و او یکباره سنگی شد چرخیدو از اشیا فقط ایینه را کم کرد شد پادشاه ملک تاک اباد بالا دست پایین نشست و تاجی از عزت فراهم کرد در کشور دلدادگی فرمان مستی داد با لشگر انگور دفع فتنه ی غم کرد نه سیب نه گندم سر انگور را عشق است رندی که خود را عاری از اداب ادم کرد نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰ ۰۱ ۱۹ ساعت 9 0 توسط محمد کشاورز باغ فراموشی سال ۸۹ دارد نفسهای اخر را می کشد به یاد شعر صائب می افتدم که می فرماید بسکه بد می گذر زندگی اهل جهان مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند به هر حال دارد تمام می شود هم سال ۸۹ هم دهه ۸۰ سالی نو اغاز می شود دهه ای دیگر شعر زیر دلتنگی های شاعری تنهاست در سراب زمین مهربانیهایتان را هر لحظه نیازمندم مرا نخوان به تماشای غروب باغ فراموشی که تازه می شود اینگونه دوباره داغ فراموشی دوباره مرگ برادرها به دست خنجر بی مهری نشسته بر سر هر شاخه هزار زاغ فراموشی زمین دریده نگاهی مست اسیر شهوت بلعیدن چگونه شعله نیفروزد به چلچراغ فراموشی عروس حجله بی داماد چقدر ساده فریبم داد تمام کودکیم گم شد به اشتیاق فراموشی کباب ترد دل ما را غم زمانه فراهم کرد به استخوان نمک گشته به نان داغ فراموشی کنار صخره خودخواهی به دست هیزم بد بینی گرفته شعله تنهایی به هر اجاق فراموشی قرار شد که فرو ریزند مناره های محبت را معاندان پراز کینه به اتفاق فراموشی زمین به دور خودش چرخید و زیر لب به تمسخر گفت مسافران شب هذیان به زیر طاق فراموشی نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹ ۱۲ ۲۶ ساعت 12 49 توسط محمد کشاورز رسم صحرا بیهوده می کوشی کسی ما را نمی فهمد این روزهای گنگ فردا را نمی فهمد انجا که تنها نیل بر کاغذ خروشان است دیگر عصا هم دست موسی را نمی فهمد تو در خودت غرقی و من هم در خودم اری دیگر نگو دنیا چرا ما را نمی فهمد کی می شود یوسف اسیر چاه دلتنگی وقتی که چوپان رسم صحرا را نمی فهمد هر موج دردی می شود در خویش می پیچد ساحل یقینا درد دریا را نمی فهمد نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹ ۱۲ ۱۷ ساعت 11 4 توسط محمد کشاورز به رسم خودت نام مرا پرنده نوشتی که بال را یعنی درست نقطه اغاز سال را دیگر نجیب واژه گنگیست بعد از این وقتی که شهر شعر کند ابتذال را از شرق دل برید ه و در غرب در به در من یک جنوبیم که تمام شمال را اوار می شود به سرم عدل بی عمل وقتی تبر به سخره بگیرد نهال را ما چون الف به داغ کسی سر سپرد ه ایم هرگز نخندو طعنه نزن داغ دال را بیهوده نیست لحن اذانی که قرنهاست تا حس کنیم سوزش زخم بلال را ما داغ زاد ه ایم چرا سهم ماست داغ هرگز نپرس از همه کس این سوال را این اخرین وصیت چوپان به بره هاست باور نکن محبت گرگ و شغال را اقا کجای نظم جهان غصه می خوری برهم بزن به رسم خودت این روال را نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹ ۱۲ ۰۱ ساعت 22 47 توسط محمد کشاورز خوابهاي بي تعبير من نیمه تو بودم و کامل مرا کشیید غربت نشین کل سواحل مرا کشید می خواستم کنار تو باشم تمام عمر امد درست سمت مقابل مرا کشید خوابم گرفت قصه بهم خوردو بعد از ان در باغهای عاشق بابل مرا کشید در نوش نوش باده پرستان شهر بلخ از قله هاي درد به ساحل مرا كشيد من خاک کوچه تو شدم بعد از ان خدا تاج سر تمام قبایل مرا کشید خواب از سرم پریدو بهارم به باد رفت دیوانه بودم از تو و عاقل مرا کشید تا رد شوی تو از من و من هم به انتظار پس سر در تمام منازل مرا کشید نا اینکه تف کنند مرا خلق روزگار در کام خلق زهر هلاهل مرا کشید بخت مرا به شوری دریای مرگ زد اسان تو را کشید ه و مشکل مرا کشید می خواست تا فضیل عياض دلش شوم سر دسته تمام اراذل مرا کشید نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹ ۱۱ ۱۸ ساعت 19 1 توسط محمد کشاورز تقدیم به البرت انشتین مرد تنهای روزگار ما چندی پیش فایل صوتی را گوش می دادم که ترجمه نظریات و ارا انشتین بزرگ بود بسیار جذاب بود ودر نهایت به تولد این نامثنوی انجامید روحش شاد از تب الوده ترین مرد مسافر پرسید شهر تو ان طرف ساحل وحشت مرده و مسافر به لبش واژه ی گنگی خشکید امد از راه بگوید که به بن بست رسید بعد دلخسته ترین پنجره اوازی شد که به دلواپسی کوچه کمی مرهم بود گرچه ایینه به دیدار مسافر امد باز هم سنگ به لنگی مسافر خندید عمر خوشبختی انسان که چه بسیار کم است عمر دلواپسی اوست که چندین قرن است صحبت از قصه ی تنهایی ما انسانهاست صحبت از غصه و دردی که جهان را بلعید شهر ما انطرف ساحل وحشت مرده همه انگار همان مرد مسافر هستیم نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹ ۱۰ ۳۰ ساعت 23 58 توسط محمد کشاورز خوانشی از یکی از غزلهایم با هادی محمد حسنی بودیم شبی که خدا پیشانیمان را بوسید وان شب خوانشی نو شد از یکی از غزلهایم سینه تاب و تب بی کینه شدن داشت و سوخت دانه ا هلیت سبزینه شدن داشت و سوخت ننشستیم سر سفره ی بخشایش هم زندگی ارزش بی کینه شدن داشت و سوخت اتش عشق میان دلمان رخنه نکرد سنگ ظرفیت ایینه شدن داشت و سوخت دل ما منتظر لحظه ی موعود نبود جمعه ها فرصت ادینه شدن داشت و سوخت دل تغافلکده ای شدکه جهان را بلعید تاولی بود سر پینه شدن داشت و سوخت ۹ ۹ ۸۹ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹ ۱۰ ۱۵ ساعت 23 39 توسط محمد کشاورز شاعر اسمان گفت که اوردن باران با من مثل یک مرد هواداری دهقان با من افتاب از پس ابر امدو با گرما گفت مرهم عاطفه بر زخم زمستان بامن دشت لبخند ملیحی به لبش امد و گفت باغ و سرسبزی و روئیدن ریحان با من کوه بر سینه زد و گفت که از این لحظه در قفس کردن بی رحمی طوفان با من ناگهان مورچه ای گفت که من هم هستم فکر اذو قه ی شبهای زمستان بامن شاعر امد که بگوید دل و دستش لرزید گفت شرمنده فقط قافیه نان با من نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹ ۰۹ ۱۵ ساعت 20 11 توسط محمد کشاورز مطالب قدیمی تر محمد کشاورز شاعر خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته دوم دی ۱۳۹۱ هفته اوّل شهریور ۱۳۹۱ هفته اوّل مرداد ۱۳۹۱ هفته دوم فروردین ۱۳۹۱ هفته چهارم بهمن ۱۳۹۰ هفته دوم بهمن ۱۳۹۰ هفته سوم آذر ۱۳۹۰ هفته سوم مرداد ۱۳۹۰ هفته دوم تیر ۱۳۹۰ هفته اوّل تیر ۱۳۹۰ هفته سوم فروردین ۱۳۹۰ هفته چهارم اسفند ۱۳۸۹ هفته سوم اسفند ۱۳۸۹ هفته اوّل اسفند ۱۳۸۹ هفته سوم بهمن ۱۳۸۹ هفته چهارم دی ۱۳۸۹ هفته سوم دی ۱۳۸۹ هفته سوم آذر ۱۳۸۹ هفته سوم آبان ۱۳۸۹ هفته دوم آبان ۱۳۸۹ هفته سوم مهر ۱۳۸۹ هفته سوم دی ۱۳۸۷ هفته اوّل مرداد ۱۳۸۵ هفته دوم تیر ۱۳۸۵ هفته اوّل تیر ۱۳۸۵ هفته سوم خرداد ۱۳۸۵ هفته دوم خرداد ۱۳۸۵ پیوندها شعر فارسی زبانان عبدالحسین انصاری محمد مهدی سیار امیر تیموری سید علی لواسانی حسن اربابي رضا اسماعیلی احمد زارع اعظم اکبری حسن دلبری اعظم ایزدی طنین باران ابراهیم عالی پور مهدی اخرتی محبوبه حدادی فرزاد رفیعیان حسن علیزاده محمود طیب زهرا حسن زاده محمد مبارکی عارف شعبانی blogfa com
|