Meta tags:
description= شب رویایی بی صدا،آرام مرگ رادیدم و بی صدا پذیرفتم که ماه هاست تنم زیرخاک است !!;
Headings (most frequently used words):
تو, من, بی, است, به, صدا, یار, یاد, کرد, اشک, ای, شب, رویایی, آرام, مرگ, رادیدم, پذیرفتم, که, ماه, هاست, تنم, زیرخاک, چه, زیباست, بخاطر, زیستن, دلم, تنگ, وداع, چگونه, فراموشت, کنم, را, عشق, پاک, نرمی, گریه, خواهم, گل, عشقم, ماتم, قصه, نگاهت, کاش, از, سایه, خویش, تنها, ترم, مرا, درک, نخواهی, چشم, انتظار, دل, بیقرار, آخه, چرا, روز, وصال, نزدیک, بدان, آموختی, دنیا, رو, نمی, خوام, زخم, تنهایی, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (21), شده (21), است (20), ۱۳۸۸ (19), برای (18), ساعت (18), توسط (18), پسره (18), حوا (18), عشق (15), تیر (14), یاد (13), همیشه (12), های (10), گریه (10), کرد (10), تنها (9), کردی (9), این (9), دلم (9), کاش (9), اشک (9), خانه (7), چگونه (7), دور (7), بود (7), چرا (7), مانده (7), کنم (7), اما (6), زخم (6), بیا (6), کردم (6), مرا (6), خود (6), زندگی (6), جمعه (6), خواهم (6), لحظه (6), خرداد (5), نمی (5), پنجشنبه (5), قلب (5), چشم (5), دنیا (5), کرده (5), دست (5), قلبم (5), هستی (5), فراموش (5), هرگز (5), نخواهی (5), #زیباست (5), شعر (4), نگاه (4), #تنهایی (4), نگاهت (4), مرگ (4), درد (4), چهارشنبه (4), سکوت (4), هیچ (4), روز (4), روزی (4), ولی (4), گفت (4), چشمان (4), همه (4), وفا (4), اوج (4), بودن (4), باز (3), حسرت (3), چشمای (3), روی (3), نمیخوام (3), امید (3), بین (3), منو (3), خواب (3), دیگر (3), عشقبازی (3), عشقم (3), نیست (3), هایت (3), دارم (3), نخواهم (3), دیدی (3), میگوئی (3), آیا (3), میان (3), عاشقانه (3), راه (3), آتش (3), درک (3), اندوه (3), دوازدهم (3), مهر (3), جفا (3), رفتن (3), فقط (3), دانستی (3), حلقه (3), تنگ (3), آمد (3), پاک (3), نرمی (3), فراموشت (3), بدون (3), آرشیو (2), آذر (2), ۱۳۸۹ (2), ۱۳۹۰ (2), وبلاگ (2), دانم (2), اند (2), نمي (2), چهاردهم (2), پای (2), نشستم (2), هنوز (2), گفتی (2), میرم (2), گفتم (2), نگیر (2), شنیدن (2), دوباره (2), خستم (2), اسم (2), بغض (2), غربت (2), توی (2), ساختم (2), جوری (2), باید (2), بگم (2), نازنینم (2), فاصله (2), رفتی (2), روشن (2), پیش (2), زده (2), چشمام (2), سوم (2), آواز (2), ماندم (2), رفت (2), خواندن (2), داد (2), اتاق (2), فریاد (2), طاقت (2), شود (2), باشم (2), آید (2), آدم (2), آموختی (2), نامه (2), دوست (2), کسی (2), بدان (2), موعود (2), مطمئن (2), باش (2), زیادم (2), خدا (2), مال (2), خسته (2), خیال (2), هست (2), خبری (2), مگه (2), کجا (2), کنار (2), میشه (2), پنجم (2), کشیده (2), چشمانم (2), داری (2), عاشق (2), انتظار (2), کجاست (2), دهم (2), هایم (2), برایت (2), چند (2), حال (2), نیمه (2), دانی (2), ندیدم (2), سایه (2), خویش (2), آمدی (2), ماه (2), دیدم (2), بار (2), یار (2), بگذار (2), خیالم (2), قدم (2), بردم (2), گوش (2), تمام (2), دانستم (2), نهفته (2), درآن (2), سوی (2), رازی (2), چون (2), قصه (2), برق (2), خون (2), گلای (2), دشت (2), آغاز (2), ساحل (2), شنبه (2), کشیدم (2), فشاندم (2), دلی (2), زدم (2), ناگهان (2), بودی (2), پادشاه (2), آور (2), امواج (2), دادم (2), ترک (2), انگیز (2), تورا (2), نفس (2), تپش (2), خیالت (2), ناگریزم (2), دیر (2), موج (2), قطره (2), اين (2), داني (2), خواستن (2), ماندن (2), بخاطر (2), زیستن (2), تلخ (2), صدا (2), رویایی (2), blogfa, com, موضوعی, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, گذرد, انگار, گلویم, خنجر, گذاشته, بُرند, قیامتم, باشه, اینجا, منتظر, باغروب, باطلوع, میگردم, یادته, چشاتو, سردم, صدای, نجیب, خنجرو, ندیدن, پریدن, نمک, پاشه, شکستم, دلتنگی, اومد, خیمه, امونم, اشکای, خیسم, میخوام, کاغذ, بنویسم, همراه, ناله, میون, صدامه, بغل, نگفته, لبامه, خلوت, شبونم, واسه, ترانه, غزل, قافیه, باختم, بده, فردام, نفسهام, اندازه, غریب, تنهام, مجنونم, روسوا, شدی, دشمن, جونم, تار, پودمو, سوزونده, آتیشی, بودم, گرفتی, محبت, آتیش, وجودم, نشستن, حرفای, لبهام, خوام, شلیک, گلوله, چقدر, دانست, بوییدن, خواهد, سنگین, کند, یاس, سفید, بوی, فضا, منتشر, کنند, نور, روشنی, گسترش, خیزم, گلدان, خواهند, زین, روم, بینم, معشوق, بهانه, اگر, هفته, نیاوردم, آیم, پایبند, عشقهایی, هستند, اثبات, یافته, وجودیم, خوابیم, آنهایی, سوزد, توانم, راضی, مثل, دیگران, بستر, معشوقم, بخوابم, آنچه, ساز, آدمی, بدم, چنان, بزرگوار, خبر, اراده, متفاوت, اجازه, داشته, باشد, برایش, نویسی, چهارم, شاید, بشی, ناامیدی, بشینه, همون, وقت, جای, میوفته, موندم, پیدا, نمیشه, نخواستی, قول, بمونه, برجا, خونه, نمیدونم, نمیخوامم, بدونم, منی, قسمت, جدا, بمونیم, دنباله, داره, توست, عزیزم, وصال, نزدیک, چیز, ترس, مانند, قطرهء, باران, سرازیر, میشوی, عیب, عیبی, صبر, پناهم, رنجی, زتو, میپرسم, آخه, بیهودگی, پیوستن, صبرانه, خوانا, دوری, نخواندن, پافشارانه, بسیار, دورویی, کردن, گسستن, همهمه, صادقانه, رفیقان, نارفیقی, رفتند, آنان, دوستانه, خاستگاه, آنجا, قنودن, پیمودن, عاجزانه, بیقرار, نویسد, خواند, غوطه, زند, هرگزدرک, کنارت, گذشت, وباز, فایده, یازدهم, نکند, دراز, سفری, پرسیدی, اشفته, کوچه, میگذری, سوختم, ترسم, بیایی, زمن, نبینی, اثری, دیرینه, ثمری, ترم, خوش, وگل, آوردی, صفا, مهربانیت, تویی, منم, جور, قهر, جورو, شعار, شیوه, بیگانگی, رها, دگر, آشنا, بطلان, بکشم, باتو, تهاجم, گلستان, رخصتی, نبود, آغوش, سرد, پناه, رهگذران, تقدیر, برسانم, پروا, راز, آشکار, هزار, روایته, نگاهتو, تابم, قربونی, چشات, توش, نجابته, رگهام, تازه, وقتی, نگاهم, میکنی, ابرا, میرسم, داشتنت, سعادته, اگه, دفتر, دلت, بکنی, غنیمته, نشو, مردنم, زودتر, دیدنم, باغبونه, باغ, بشو, دردش, نهایته, محنتو, زندگیم, بچین, نیاز, زندگیش, محنته, ببین, عاشقت, اسیر, موندن, مصیبته, زدن, زیارته, سیزدهم, زنده, جان, پیکر, جانب, میخانه, سوگ, مستانه, بگریم, نگینی, گهر, یادگارتوهمان, زیبای, طلا, نگهی, جبران, گناهی, نکردم, رنج, نکشیدی, بدانی, امیدانه, تکیه, دیوار, غیبت, بست, امیدم, منوآهم, بلکه, رویم, نگشودی, جوابی, نشنیدم, آمدم, سرای, نبودی, شاد, وصالی, ماتم, شانزدهم, مپاش, پادشه, توام, مباش, مطلق, باشی, تاج, گذاری, وبر, تخت, نشاندم, وتورا, قصر, طلایی, رویا, کشاندم, کشور, راتا, قله, بالا, نروی, دمی, بیرون, نرود, هفدهم, آرزو, اعماق, بلورینت, جستو, نفسهایت, نیازی, جوشید, تکرار, معصوم, زمان, بشکن, رویاهای, رنگارنگ, یکدم, عاشقترین, سنگفرش, جاده, ودر, عمق, افق, شهرمن, پرنیان, خاطرات, پاکت, ومن, التیام, فروغت, جمله, پدید, آشیانت, گشتی, زخانه, افسوس, سبکبال, مرحمی, رنجورم, شهر, هجرت, ریختم, نوزدهم, پاسخ, پایان, دمیده, مهربانی, وهمه, بودنت, پروردگارم, دعا, قلبت, زیسته, بوده, زمزمه, گریان, بیمار, گفتمش, لبریزم, مرو, جانا, ناگریز, بمان, درنگاهش, خیره, سرنهادم, دوش, بوسه, آلودم, نشست, ولاله, آهی, کشید, وگفت, وای, گاهی, گاه, زشت, مزن, قبول, نوشت, شعله, مستی, هنگام, ریخت, مژگان, سخن, ماندیم, رمز, جدایی, زود, آخرینش, بدرود, خرین, گرم, دیدمش, واپسین, دیدار, اضطراب, دیده, وداع, فرقي, كند, همواره, بيمارم, ياد, درون, سينه, آري, هراساني, درياي, آخر, بگو, امشب, پريشاني, هاي, تاب, هراسانند, مركب, چنين, آهسته, راني, ميان, دوزخ, عشقت, پريشان, گرفتارم, ببار, ابر, پاييزي, دردم, شدم, تنهايي, گلي, پژمرده, غمگين, صداي, احساسم, خواني, شبها, يقين, یکشنبه, یکم, قلبی, تپد, مرز, باور, صداقت, یکرنگی, رسیدی, یکی, شدن, بیقراری, آمدن, بوئیدنت, محال, ممکن, سرودن, ثانیه, کشیدن, دستهای, مهربانت, ناشکیباست, گواراترین, زندگیست, گریستن, سوختن, آرام, رادیدم, پذیرفتم, هاست, تنم, زیرخاک,
Text of the page (random words):
شب رویایی شب رویایی بی صدا آرام مرگ رادیدم و بی صدا پذیرفتم که ماه هاست تنم زیرخاک است چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن به پای تو بودن و به عشق تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست چه زیباست بخاطر تو زیستن ثانیه ها را با تو نفس کشیدن زندگی را برای تو خواستن چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت برای با تو بودن و با تو ماندن برای با هم یکی شدن کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 20 36 توسط پسره حوا دلم تنگ است دلم تنگ است اين شبها يقين دارم كه مي داني صداي غربت من را ز احساسم تو مي خواني شدم از درد و تنهايي گلي پژمرده و غمگين ببار اي ابر پاييزي كه دردم را تو مي داني ميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارم چرا اي مركب عشقم چنين آهسته مي راني تپش هاي دل خستم چه بي تاب و هراسانند به من آخر بگو اي دل چر ا امشب پريشاني دلم درياي خون است و پر از امواج بي ساحل درون سينه ام آري تو آن موج هراساني همواره قلب بيمارم به ياد تو شود روشن چه فرقي مي كند اما تو كه اين را نمي دانی نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر ۱۳۸۹ ساعت 9 30 توسط پسره حوا وداع یار آ خرین روز گرم رفتن دیدمش لحظه های واپسین دیدار بود او به رفتن بود و من در اضطراب دیده ام گریان دلم بیمار بود گفتمش از گریه لبریزم مرو گفت جانا ناگریزم ناگریز گفتم او را لحظه ای دیگر بمان گفت می خواهم ولی دیر است دیر درنگاهش خیره ماندم بی امید سرنهادم غم زده بر دوش او بوسه های گریه آلودم نشست بر رخ ولاله های گوش او ناگهان آهی کشید وگفت وای زندگی زیباست گاهی گاه زشت گریه را بس کن مرا آتش مزن ناگریزم از قبول سر نوشت شعله زد در من چو دیدم موج اشک برق زد در مستی چشمان او اشک بی طاقت درآن هنگام ریخت قطره قطره از سر مژگان او از سخن ماندیم و با رمز نگاه گفت می دانم جدایی زود بود با نگاه آخرینش بین ما های های گریه بدرود بود نوشته شده در پنجشنبه دهم دی ۱۳۸۸ ساعت 12 0 توسط پسره حوا چگونه فراموشت کنم تو را چگونه فراموشت کنم تو را که خیالت و زمزمه هایت همیشه با من است که سایه ات و خیالت همیشه در خیالم بوده است چگونه فراموش کنم تو را که با تپش های قلبت زیسته ام که برای همیشه بودنت به پروردگارم دعا کرده ام چگونه فراموش کنم تورا که با تو همیشه وهمه جا نفس کشیده ام چگونه فراموش کنم تورا که با چشمان تو دمیده ام مهربانی را که پاسخ من به آغاز و پایان زندگی تو هستی فقط تو هستی نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 10 26 توسط پسره حوا به یاد عشق پاک تو به نرمی گریه خواهم کرد روزی که شهر من را ترک کردی من تنها ز هجرت اشک ریختم تو تنها مرحمی بودی برای قلب رنجورم ولی افسوس سبکبال و خیال انگیز رو به سوی آشیانت کردی تو کم کم دور گشتی زخانه ومن هم زخم دل را با نگاهت التیام دادم کز فروغت جمله ای آمد پدید فراموشت نخواهم کرد به یاد عشق پاکت گریه خواهم کرد تو روزی شهرمن را ترک کردی و رفتی و من در میان پرنیان خاطرات خود به یاد عشق پاک تو به نرمی گریه ها کردم ودر عمق افق فریاد سر دادم که ای عاشقترین عاشق سکوت سنگفرش جاده را تو یک زمان بشکن و در امواج رویاهای رنگارنگ مرا یکدم به یاد آور به یاد آور که در تکرار معصوم نفسهایت نیازی خسته می جوشید و در اعماق چشمان بلورینت کسی را جستو جو کن که تمام هستی اش را آرزو می کرد به یاد عشق پاک تو به نرمی گریه خواهم کرد نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 14 22 توسط پسره حوا گل عشقم عشق من لحظه ای از یاد نروی و دمی بیرون نرود از غم تو من تو راتا اوج قله های مهر بالا بردم و بر اوج کشاندم من تو را در اوج کشور عشق خویش پادشاه کردم وبر تخت نشاندم وتورا در قصر طلایی رویا هایم تاج گذاری کرده ام تا پادشاه مطلق قلبم باشی عشق من با توام بی من مباش هرگز پادشه قلبم قلبم را از هم مپاش هرگز نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 8 44 توسط پسره حوا اشک ماتم با دلی شاد به امید وصالی که ندیدم آمدم تا به سرای تو و در خانه نبودی حلقه بر در زدم و از تو جوابی نشنیدم بلکه بودی و در خانه به رویم نگشودی اشک آمد زد حلقه به چشم منوآهم به لب آمد ناگهان غیبت تو بست به دل راه امیدم نا امیدانه زدم تکیه به دیوار حسرت رنج حسرت نکشیدی که بدانی چه کشیدم با دلی تنگ به جبران گناهی که نکردم گریه ها کردم و بر آتش دل اشک فشاندم یادگارتوهمان حلقه زیبای طلا را نگهی کردم وز آن روی آن چند نگینی گهر اشک فشاندم تا به سوگ دل تنها شده مستانه بگریم نیمه جان پیکر خود جانب میخانه کشیدم من به تو زنده ام بی تو دلم خانه مرگ است نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 8 33 توسط پسره حوا قصه نگاهت تو ساحل چشمای تو قدم زدن زیارته دور موندن از کنار تو آغاز یک مصیبته بیا ببین که عاشقت به دست غم اسیر شده دشت نیاز زندگیش پر از گلای محنته بیا گلای محنتو از دشت زندگیم بچین باغبونه باغ دلم بشو که دردش بی نهایته رازی نشو به مردنم زودتر بیا به دیدنم لحظه لحظه با تو بودن برای من غنیمته اگه تو دفتر دلت حک بکنی اسم منو به اوج ابرا میرسم چون داشتنت سعادته خون تو رگهام تازه میشه وقتی نگاهم میکنی دلم قربونی چشات که توش پر از نجابته هرگز برق نگاهتو از چشم بی تابم نگیر چون قصه نگاه تو قد هزار روایته نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 18 59 توسط پسره حوا ای کاش کاش می دانستم درآن سوی نگاهت چه رازی نهفته است کاش می دانستم بی پروا راز نهفته در سکوت را برایت آشکار کنم و آواز تنهایی ام را به گوش تمام رهگذران تقدیر برسانم ای کاش می دانستی که در نبود تو چگونه آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط یک بار به گلستان خیالم قدم بگذار رخصتی ده تا بر تنهایی خود خط بطلان بکشم و بگذار باتو فراموش کنم تهاجم اندوه را نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 16 3 توسط پسره حوا یاد یار چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی به قهر رفتن و جورو جفا شعار تو بود چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی منم که جور جفا دیدم و وفا کردم تویی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی بیا که با همه نا مهربانیت ای ماه من خوش آمدی وگل آوردی و صفا کردی نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 9 42 توسط پسره حوا من از سایه خویش تنها ترم چند روزی است از حال دلم بی خبری نکند باز که در راه دراز سفری هیچ پرسیدی از این حال اشفته من که چرا نیمه شب از کوچه ما میگذری بی وفا سوختم از درد و از این می ترسم که بیایی و زمن هیچ نبینی اثری ای دوست دیرینه تو هم می دانی از عشق به جز درد ندیدم ثمری نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 8 29 توسط پسره حوا تو مرا درک نخواهی کرد دست هایم برایت شعر می نویسد اما تو هرگز نخواهی خواند آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو هرگزدرک نخواهی کرد نه تو هرگز مرا درک نخواهی کرد و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت وباز تو مرا درک نخواهی کرد پس بی فایده است نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 22 48 توسط پسره حوا چشم انتظار دل بیقرار تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام چه خوانا دوری ات را بر سر در خانه نوشته اند و من در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام چه بسیار است دورویی ها فراموش کردن ها و گسستن ها و من در این همهمه چه صادقانه مانده ام رفیقان همه با نارفیقی خود رفتند من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام خاستگاه من کجاست که من آنجا قنودن خواهم من در پیمودن راه چه عاجزانه مانده ام تنها در میان تنها چه عاشقانه مانده ام نوشته شده در جمعه پنجم تیر ۱۳۸۸ ساعت 19 43 توسط پسره حوا ای اشک آخه چرا من چرا در چشمان من خانه کرده ئی چرا چرا زتو میپرسم ای اشک آیا عاشق هستی میگوئی نه آیا به دل رنجی داری میگوئی نه صبر پناهم است آیا عیبی داری میگوئی نه بی عیب خدا هست پس چرا همیشه مانند قطرهء باران از چشمانم سرازیر میشوی آه کشیده گفت ترس از هم ه چیز دنیا دارم و بس نوشته شده در جمعه پنجم تیر ۱۳۸۸ ساعت 14 26 توسط پسره حوا روز وصال نزدیک است گفتی از یاد تو میرم نه عزیزم مگه میشه به جا چشمام قلبم اما پیش توست تا همیشه فاصله بین من و تو تا کجا دنباله داره قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست من کنار تو تو مال منی تا همیشه نمیدونم که کجا و با که هستی نمیخوامم که بدونم با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه مگه تو نخواستی قول من و تو بمونه پا برجا من که موندم ولی از تو خبری پیدا نمیشه یه روزی یه وقت یه جای چشم من میوفته تو چشمای تو اما این همون خیال که با من هست تا همیشه نمیخوام که ناامیدی بشینه تو قلب خسته ام چی دیدی خدا را شاید بشی مال من همیشه روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۸۸ ساعت 0 35 توسط پسره حوا بدان تو به من آموختی بدان که بی قلب نخواهم رفت با عشق تو با کس دیگر زندگی نخواهم کرد دوست دارم آن هیچ کسی باشم که نامه هایت را برایش می نویسی و ای کاش آن هیچ کس اجازه خواندن نامه هایت را داشته باشد تو به من آموختی که عشق با عشقبازی متفاوت است عشق دست خود آدم نیست بی خبر و بی اراده می آید اما عشقبازی دست خود آدم است من از آنچه دست ساز آدمی است بدم می آید عشق مرا چنان بزرگوار کرده که نمی توانم راضی باشم مثل دیگران در بستر معشوقم بخوابم من و عشقم یک وجودیم ما در هم می خوابیم دلم برای آنهایی می سوزد که پایبند عشقهایی هستند که با عشقبازی اثبات می شود من عشق را یافته ام معشوق بهانه است اگر تا هفته دیگر طاقت نیاوردم به خانه ات می آیم زین پس به یاد او به خواب می روم خواب او را می بینم و با یاد او از خواب بر می خیزم نه من که دو گلدان این اتاق به یاد او گل خواهند داد و یاس های سفید بوی او را در فضا منتشر می کنند نور روشنی او را گسترش خواهد داد و سکوت سنگین این اتاق سکوت او را فریاد می کند رفت و نمی دانست که بی او برای بوییدن یک گل برای خواندن یک شعر برای شنیدن یک آواز و برای شلیک یک گلوله چقدر تنها ماندم نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر ۱۳۸۸ ساعت 14 45 توسط پسره حوا من بی تو دنیا رو نمی خوام بغض گریه تو چشمام حرفای درد روی لبهام چه جوری باید بگم من بی تو دنیا رو نمیخوام زده آتیش به وجودم غم دور از تو نشستن من که پیش مرگ تو بودم تو منو از من گرفتی جز محبت من چه کردم که شدی دشمن جونم تار و پودمو سوزونده آتیشی که کردی روشن رفتی من غریب و تنهام بی تو مجنونم و روسوا تو بیا ای نازنینم به تو خو کرده نفسهام فاصله بین منو تو شده اندازه دنیا تو بیا ای نازنینم تو امید بده به فردام چه جوری باید بگم من بی تو دنیا رو نمیخوام نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 11 46 توسط پسره حوا زخم تنهایی به غزل های نگاهت همیشه قافیه باختم توی خلوت شبونم واسه تو ترانه ساختم یه بغل شعر نگفته روی غربت لبامه اسم تو همراه ناله میون بغض صدامه میخوام باز تو دل کاغذ از چشم تو بنویسم امونم نمی ده اشکای چشمای خیسم دوباره دلتنگی اومد خیمه زد تو قلب خستم دوباره نمک می پاشه به زخم دل شکستم زخم خنجرو ندیدن زخم تنهایی پریدن زخم حسرت صدای نجیب تو رو شنیدن یادته گفتم چشاتو نگیر از نگاه سردم گفتی میرم باغروب و باطلوع باز بر میگردم هنوز اینجا تک و تنها منتظر تو نشستم ع تا قیامتم که باشه من به پای تو نشستم نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 10 13 توسط پسره حوا برای تو نمی دانم چگونه می گذرد اما برای من انگار بر گلویم خنجر گذاشته اند و نمي بُرند خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۰ آذر ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ آرشیو موضوعی شب شعر blogfa com
|