Meta tags:
description= ایندفعه دیگه از کجا بگم ... از اینکه هیچ همدمی نبوده ، نه این خیلی تکراریه ... بهتره از جایی بگم که همدمی پیدا شد و چه آمد بر سر این رابطه ....;
Headings (most frequently used words):
shalako, درد, جدایی, ها, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (14), ۱۳۸۸ (12), حرف (8), ۱۳۸۷ (8), ۱۳۸۹ (8), اون (6), های (5), خواهرم (5), جدایی (5), داشتم (5), خانه (4), زمانی (4), جدا (4), پیشش (4), دوست (4), دختر (3), درد (3), مرداد (3), شهریور (3), مهر (3), آبان (3), نوشته (3), بزنم (3), کنم (3), بود (3), میکرد (3), کرد (3), میتونه (3), اتاق (3), بهانه (3), باید (3), بیرون (3), بودم (3), چرا (2), عشق (2), عاشقانه (2), زندگی (2), تنهایی (2), درون (2), آذر (2), بهمن (2), اسفند (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), تیر (2), کیوان (2), اینجا (2), خودم (2), همه (2), ساعت (2), استدلال (2), نتیجه (2), کرده (2), دختری (2), نام (2), ازم (2), بیشتر (2), زدن (2), حراست (2), همان (2), وقتی (2), ارتباط (2), چیزی (2), باشه (2), فکر (2), باهاش (2), چون (2), گوش (2), همون (2), مامان (2), نگاه (2), میگفت (2), ولی (2), برای (2), اتاقش (2), میشد (2), میرفت (2), بگم (2), همدمی (2), خیلی (2), تازه (2), چقدر (2), کنه (2), blogfa, com, سرطان, chizkhafan, سرزمین, منミ, کاغذی, علی, بابا, بادله, خاطره, مستر, دلدادگی, پروانه, سفید, سوشیدا, برگ, پاییزی, بانوی, مهربون, ترین, مهربونام, ندا, هانی, leave, alone, یادگاری, elmsevanlar, دوستم, سکوتم, ساحل, یخی, سوگلی, شرح, اشتیاق, پریـــــــــــــا, زده, آسمونی, نامه, هایی, آیدا, دنیا, گفتنی, آریایی, دلتنگی, خاله, تپل, یادداشت, دستفروش, مترو, خودکار, قرمز, پیوندها, خرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, میخوام, تموم, وجودم, جلوه, اگه, ناراحت, میشی, چشماتو, روم, ببند, مثل, شده, شنبه, چهاردهم, توسط, کسی, خواهد, نشویم, ویران, باد, زمان, اتمام, میرسند, شهر, بزرگترهای, گرامی, منطقی, گیری, اند, ماها, نفع, خود, ماست, ننگ, منطق, ادامه, یافت, امروز, اولین, صمیمانه, عاشقش, شدم, میکردن, حالیکه, تمایل, بودن, داشت, برادرش, فاجعه, بار, لطف, وظیفه, شرعی, همکلاسی, ورودی, خواهران, لیلا, حال, سوال, اینجاست, خانواده, ادعای, تمدن, فرهنگ, میکنند, اینجوری, مانع, ساده, میشوند, انتظاری, میشود, آزادی, موثر, جامعه, سخن, گفت, کودکی, مخالف, گریزی, ذهن, وجود, آورند, نصف, نشستم, کتاب, میخوند, میزدم, میدونستم, داره, میده, مواقع, میومد, چند, ثانیه, طولانی, بعد, معنی, دار, واسه, بیدارین, میکنی, حرفها, مهم, نبود, میرفتم, کوچکترین, میتونست, رفتن, میکشوند, اما, وقت, میخواستم, مسیر, سنگین, تحمل, میکردم, زود, برمیگشتم, جانبش, صدای, بلند, شاکی, بازخواست, میشدم, بعضی, موارد, مراجعه, توضیح, میدادم, شرایط, تشدید, نمره, امتحان, مدرسه, کمتر, مجاز, باز, نگاههای, غضبناک, عصبانی, اعماق, روح, آتشی, شعله, ورتر, کله, دختره, جلوی, کامپیوتر, داشتیم, ادا, میاوردیم, خندیدیم, اومد, عصبانیت, مارو, طرف, تختخواب, راهنمایی, نهایت, آتش, نهفته, بهترین, لحظات, مواقعی, اونوقت, دوتایی, حتی, میومدیم, توی, کلی, تفریح, میکردیم, خوش, ایندفعه, دیگه, کجا, اینکه, هیچ, نبوده, تکراریه, بهتره, جایی, پیدا, آمد, رابطه, قبلش, چیز, زیادی, خاطرم, نیست, میگم, دوران, بلوغ, پشت, گذاشته, موقع, همراهی, خوب, چهار, سال, بزرگتره, برم, همیشه, باشم, نرم, ازش, بدونم, انگار, مسئله, اصلی, همین, shalako,
Text of the page (random words):
درد جدایی ها shalako درد جدایی ها ایندفعه دیگه از کجا بگم از اینکه هیچ همدمی نبوده نه این خیلی تکراریه بهتره از جایی بگم که همدمی پیدا شد و چه آمد بر سر این رابطه از قبلش چیز زیادی تو خاطرم نیست از زمانی میگم که دوران بلوغ رو تازه پشت سر گذاشته بودم اون موقع تازه حس کرده بودم خواهرم چقدر میتونه همراهی کنه چقدر میتونه خوب حرف گوش کنه خواهرم چهار سال ازم بزرگتره خیلی دوست داشتم برم پیشش همیشه دوست داشتم تو اتاقش باشم و بیرون نرم دوست داشتم ازش بدونم و باهاش حرف بزنم ولی انگار مسئله اصلی همین بود تا نصف شب می نشستم پیشش دوست داشتم باهاش حرف بزنم اون کتاب میخوند و من حرف میزدم چون میدونستم داره گوش هم میده در همون مواقع مامان میومد دم در اتاق چند ثانیه طولانی نگاه میکرد و بعد معنی دار میگفت واسه چی بیدارین یا تو من اینجا چه میکنی ولی این حرفها مهم نبود من با هر بهانه ای میرفتم پیشش کوچکترین چیزی که میتونست یه بهانه ای باشه برای رفتن پیشش من رو به اتاقش میکشوند اما چرا بهانه هر وقت میخواستم مسیر اتاق خودم رو تا اتاق خواهرم طی کنم باید نگاه سنگین مامان رو تحمل میکردم باید زود هم برمیگشتم چون از جانبش با صدای بلند و شاکی بازخواست میشدم در بعضی موارد هم برای این مراجعه باید توضیح میدادم این شرایط وقتی تشدید میشد که نمره یه امتحان مدرسه کمتر از حد مجاز میشد باز هم همون نگاههای غضبناک و عصبانی که تا اعماق روح من میرفت و آتشی رو در درون شعله ورتر میکرد میگفت این هم نتیجه سر و کله زدن با این دختره ست یه شب که جلوی کامپیوتر با هم داشتیم ادا در میاوردیم و می خندیدیم اومد و با عصبانیت مارو به طرف تختخواب راهنمایی کرد اون شب نهایت آن آتش نهفته رو داشتم بهترین لحظات مواقعی بود که میرفت بیرون اونوقت دوتایی حتی اون بیشتر میومدیم بیرون و توی اون دو ساعت کلی تفریح میکردیم و تا شب خوش بودم حال سوال اینجاست وقتی در خانه و در خانواده ای که در همه جا ادعای تمدن و فرهنگ میکنند اینجوری مانع یک ارتباط ساده میشوند چه انتظاری میشود از آزادی و ارتباط موثر در جامعه سخن گفت این همان چیزی میتونه باشه که از کودکی فکر مخالف گریزی رو در ذهن و فکر به وجود می آورند جدایی این جدایی ادامه یافت تا امروز زمانی که دختری به نام لیلا اولین دختری که صمیمانه عاشقش شدم رو ازم جدا میکردن در حالیکه اون بیشتر تمایل به حرف زدن و بودن با من داشت این برادرش بود که فاجعه بار ما رو از هم جدا میکرد زمانی که حراست به لطف وظیفه شرعی اش من رو از همکلاسی ام جدا کرد زمانی که همان حراست با نام ورودی خواهران من و خواهرم رو از هم جدا کرد این زمان ها کی به اتمام میرسند در خانه شهر این بزرگترهای گرامی با چه استدلال و منطقی این نتیجه گیری رو کرده اند که جدایی ماها از هم به نفع خود ماست ننگ بر این منطق و استدلال چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 1 40 توسط کیوان من کیوان میخوام اینجا حرف بزنم زندگی کنم خودم رو با تموم وجودم جلوه کنم اگه ناراحت میشی چشماتو روم ببند مثل همه خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ فروردین ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ مهر ۱۳۸۷ شهریور ۱۳۸۷ مرداد ۱۳۸۷ پیوندها خودکار قرمز یادداشت های دختر دستفروش مترو دلتنگی های خاله تپل تنهایی دختر آریایی من و یه دنیا حرف گفتنی نامه هایی به آیدا آسمونی ها درون یخ زده ی من پریـــــــــــــا شرح درد اشتیاق تنهایی سوگلی ساحل یخی من پر از حرف سکوتم من و دوستم من و خواهرم elmsevanlar یادگاری leave me alone ندا و هانی مهربون ترین مهربونام عاشقانه بانوی غم برگ پاییزی سوشیدا زندگی پروانه سفید عشق و دلدادگی مستر من خاطره های من علی بابا در بادله عاشقانه های دختر کاغذی ミ ミ سرزمین منミ ミ چرا عشق chizkhafan من و سرطان blogfa com
|