Meta tags:
description= آنچه در این روزها گذشت برات مینویسم;
Headings (most frequently used words):
مي, به, من, تنهايي, از, بهونه, اي, ولي, بار, تو, اين, كه, برات, پس, نمي, تا, هم, كنم, كنه, سرنوشت, تمام, را, است, داره, همه, با, لذت, رو, خود, آنچه, در, این, روزها, گذشت, مینویسم, نازنينم, زودتر, بيا, امروز, دونم, چي, بنويسم, دنبال, هستم, باز, مثل, هميشه, توبنويسم, هرچه, فكر, ذهنم, خطور, بي, گم, دوست, دارم, دلم, تنگ, شده, كاش, كمي, دست, لجبازي, برمي, داشت, يك, ديگه, ديدمت, هرچند, اگر, عمر, چشمان, نظاره, بنشينم, براي, كم, لحظه, ديدن, تونه, دلمو, مدتي, آروم, دانم, قصد, مغلوب, كردن, منو, فرياد, زنم, بشنوند, دفعات, قبل, فرق, خوام, بدونند, هاي, بدون, ترجيح, ميدم, قول, شاعر, گرچه, كشنده, واسه, خيلي, عزيزه, خواهم, ام, تنها, قسمت, تويي, هديه, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (18), نوشته (13), کاش (12), شده (11), نوشت (11), ساعت (10), توسط (10), شرکو (10), ۱۳۹۰ (8), عشق (8), قصه (8), ۱۳۸۹ (7), خواهم (7), يکي (7), اردیبهشت (6), خود (6), اسفند (5), #تنهايي (5), چهارشنبه (5), هفتم (5), رفت (5), همچو (5), پنجشنبه (4), دوازدهم (4), دیگه (4), دارم (4), تنها (4), تمام (4), سرنوشت (4), موند (4), این (4), بودي (4), وقتي (4), کجا (4), میرم (4), کنم (3), دروغ (3), دیده (3), اين (3), همه (3), ولي (3), بار (3), عمر (3), دست (3), بهونه (3), برات (3), تنگ (3), نبود (3), اون (3), شعر (3), بَسَم (3), جاده (3), حالا (3), توو (3), سنگ (3), غرورتو (3), نزن (3), شیشم (3), مرداد (2), نیست (2), خوام (2), ترين (2), عمرم (2), برايت (2), بگويم (2), کرد (2), زنم (2), تويي (2), كنم (2), است (2), واسه (2), لذت (2), بدون (2), داره (2), كنه (2), براي (2), داشت (2), نمي (2), هميشه (2), نموند (2), یکی (2), کهنه (2), غصه (2), وفا (2), حکمت (2), تاریخ (2), ورفت (2), رفتم (2), هوسم (2), هیچ (2), کسم (2), هست (2), نفسم (2), سوختم (2), کجـــا (2), گريه (2), بــودي (2), کجــا (2), درد (2), غروب (2), باشم (2), میخوام (2), پیش (2), ولی (2), میکنی (2), میری (2), میدونی (2), خرابم (2), همش (2), فکر (2), میکنم (2), خوابم (2), باشه (2), مزاحمت (2), نمیشم (2), شقايق (2), زندگي (2), بايد (2), ياس (2), آنچه (2), روزها (2), گذشت (2), blogfa, com, kolbe, deltangi, haye, man, پیوندها, مهر, آبان, های, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, خانه, مطالب, قدیمی, ادامه, سلام, دوستان, عرض, معذرت, مدتیه, متن, جدید, براتون, نذاشتم, واقعیتش, اینه, اونی, روزگارمو, براش, مینوشتم, امیدی, نوشتن, نمونده, همتون, عذر, شاد, امید, دیدنت, تورو, احساس, عکس, هایت, بوسم, برایت, معنی, یعنی, صادقانه, کلام, دوستت, همیشه, بزرگ, فراموشت, گردد, ازاد, بسازم, خنجری, نیشش, فولاد, بیند, کند, یاد, زدست, فریاد, هديه, قسمت, قول, شاعر, گرچه, كشنده, خيلي, عزيزه, بدونند, هاي, ترجيح, ميدم, فرياد, بشنوند, دفعات, قبل, فرق, دانم, قصد, مغلوب, كردن, منو, لحظه, ديدن, تونه, دلمو, مدتي, آروم, هرچند, اگر, چشمان, نظاره, بنشينم, كاش, كمي, لجبازي, برمي, ديگه, ديدمت, دوست, دلم, هرچه, فكر, ذهنم, خطور, امروز, دونم, بنويسم, دنبال, هستم, باز, مثل, توبنويسم, نازنينم, زودتر, بيا, نويسم, اميد, دوباره, ديدنت, زنده, حرف, راست, اومد, مبتلا, دورنگي, آشنا, ريشه, پوسوند, دلشو, سوزوند, نالش, پشتشو, دوري, شکوند, زير, آوار, جفا, دادش, بلا, راهي, ساخت, اما, حيف, هستي, باخت, رسيد, عشقش, نرسيد, هيچکي, خوابشو, نديد, عشقشو, نچيد, شدش, توي, شهر, عاشقا, یکي, گفت, آنرا, زبانی, ساده, عریان, ناب, جای, چامه, خونین, خنیاگر, غزل, پاره, دور, ریخت, شیرین, شکر, چون, نظامی, راوی, بزم, دفتر, فردوسی, سال, جنگ, دانش, اندیشه, ازبرنوشت, خیام, فراز, قله, برگزید, پوست, بگذار, بهرخر, مولانا, زقرآن, مغز, دیوان, حافظ, فارغ, وابستگی, دلدادگی, پیکر, سعدی, داستان, گونه, دیگر, پشت, زندگی, اندکی, بهتر, خویش, بخدا, بسته, سوخته, کوی, حاشا, بالله, بجز, یادِ, نفسی, نشستن, آغوش, هیهات, پیوسته, نفس, بختِ, گُریزنده, دمی, آمد, بگذشت, روشنگرِ, شبهای, بلندِ, قفسم, شعله, بیدار, حسرت, عشقِ, خواستمت, رسيدن, مرمر, رويــاهـــــام, خنده, لبـام, پرپر, شـــدم, غمت, خاکستر, شدم, وقتـــي, آبـــروم, مـــرد, امــا, خـاطر, چشات, قسم, خـورد, اشکــام, ميريخت, خون, جاي, چشام, ميـريخت, کنـــايه, هــاشونــو, جون, خريدم, نبــود, ستــاره, شبـا, چيـدم, ســـرزنشــــاي, مردمـــو, شنيـــدم, هــر, چــي, باورت, نميشه, ديـدم, ببيني, مــن, ميســـوزم, عيــن, چشــات, سيـاهه, رنـگ, روزم, کنـار, عکســـات, شبا, نشستم, هواي, چشمـــات, بـودي, وقتــي, غريبــي, مـن, ديوونه, ميـــکـرد, شکستـم, زده, شـاخه, گُلم, دستـــم, بودی, الا, خاطره, هایی, باده, تنهایی, خودمم, جدا, غرور, آورده, بستشه, زخم, ضربه, خورده, عشقمو, ناشنیده, مونم, هنوز, بخونم, بارون, میشم, بغضمو, ببارم, خودم, میذارم, دوشنبه, بیست, چهارم, شايد, روز, سهراب, كرد, خبري, نداشت, اينجور, گلي, باشي, پيچك, اجبارست, مینویسم,
Text of the page (random words):
آنچه در این روزها گذشت آنچه در این روزها گذشت برات مینویسم شايد آن روز كه سهراب نوشت تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 17 45 توسط شرکو الا من و تنگ غروب و جاده حالا من و تنگ غروب و جاده خاطره هایی که توو دست باده میرم میرم تا با تنهایی تنها باشم دیگه میخوام از خودمم جدا باشم غرور من پیش تو کم آورده بستشه هر چی زخم و ضربه خورده میرم ولی بدون که بد میکنی عشقمو ناشنیده رد میکنی حالا میری که میدونی خرابم همش دارم فکر میکنم توو خوابم حالا میری که میدونی خرابم همش دارم فکر میکنم توو خوابم میرم ولی پیش تو جا می مونم میخوام هنوز از عشق تو بخونم بارون میشم تا بغضمو ببارم جاده ای نیست پا رو خودم میذارم سنگ غرورتو نزن به شیشم سنگ غرورتو نزن به شیشم باشه دیگه مزاحمت نمیشم سنگ غرورتو نزن به شیشم باشه دیگه مزاحمت نمیشم نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 6 8 توسط شرکو کجا بودی کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم خنده واسه هميشه از لبـام رفت رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 6 7 توسط شرکو خواستمت تا نفسم بود می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود دست من و آغوش تو هیهات که یک عمر تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود بالله که بجز یادِ تو گر هیچ کسم هست حاشا که به جز عشق تو گر هیچ کسم بود لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم رفتم بخدا گر هوسم بود بَسَم بود نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 6 4 توسط شرکو کاش می شد کاش می شد سرنوشت خویش را از سرنوشت کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت کاش می شد همچو سعدی رفت و رفت ورفت ورفت قصه دلدادگی را بی در و پیکر نوشت کاش می شد همچو حافظ فارغ از وابستگی بی خود از خود بود و یک دیوان شعر تر نوشت کاش می شد همچو مولانا زقرآن مغز را برگزید و پوست را بگذار بهرخر نوشت کاش می شد همچو خیام از فراز قله ها جنگ شعر و دانش و اندیشه را ازبرنوشت کاش می شد همچو فردوسی به سی سال تمام حکمت و تاریخ حکمت را به یک دفتر نوشت کاش می شد چون نظامی راوی صد بزم بود عشق را با قصه شیرین تر از شکر نوشت کاش می شد این غزل را پاره کرد و دور ریخت جای آن یک چامه خونین خنیاگر نوشت کاش می شد با زبانی ساده و عریان و ناب شعر حق جو گفت و پس آنرا به آب زر نوشت نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 5 53 توسط شرکو یکی بود یکی نبود يه دروغ کهنه بود يکي موند يکي نموند حرف راست قصه بود يکي اومد با غصه ها به غم عشق مبتلا يکي رفت چه بي وفا با دورنگي آشنا اون که موند ريشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از قصه نبود پشتشو دوري شکوند زير آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهي شد تو قصه ها اون که موند يه قصه ساخت اما حيف هستي شو باخت قصه ها به سر رسيد اون به عشقش نرسيد هيچکي خوابشو نديد گل عشقشو نچيد گم شدش تو قصه ها توي شهر عاشقا يکي بود يکي نبود يه دروغ کهنه بود یکي موند يکي نموند نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 5 46 توسط شرکو مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام پس نازنينم زودتر بيا امروز نمي دونم از چي بنويسم به دنبال بهونه اي هستم تا باز هم مثل هميشه از توبنويسم ولي هرچه فكر مي كنم بهونه اي به ذهنم خطور نمي كنه پس بي بهونه مي گم دوست دارم دلم برات تنگ شده كاش سرنوشت كمي دست از لجبازي برمي داشت و من يك بار ديگه مي ديدمت هرچند اگر تمام عمر هم چشمان تو را به نظاره بنشينم براي من كم است ولي لحظه اي ديدن تو مي تونه دلمو تا مدتي آروم كنه مي دانم سرنوشت اين بار قصد مغلوب كردن منو داره ولي فرياد مي زنم كه همه بشنوند اين بار با دفعات قبل فرق داره مي خوام همه بدونند كه من لذت تنهايي رو به تمام لذت هاي بدون تنهايي خود ترجيح ميدم و به قول شاعر تنهايي گرچه كشنده است واسه من خيلي عزيزه مي خواهم تنهايي ام را تنها با تو قسمت كنم تويي كه خود اين تنهايي رو به من هديه نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 5 30 توسط شرکو زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد ازاد نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 5 28 توسط شرکو مي خواهم بزرگ ترين دروغ عمرم را برايت بگويم فراموشت خواهم کرد مي خواهم صادقانه ترين کلام عمرم را برايت بگويم دوستت دارم همیشه می خواهم عشق را برایت معنی کنم عشق یعنی تو می خواهم تورو احساس کنم عکس هایت را می بوسم می خواهم دل خود را شاد کنم به امید دیدنت می گ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 5 26 توسط شرکو سلام دوستان با عرض معذرت مدتیه متن جدید براتون نذاشتم واقعیتش اینه که اونی که روزگارمو براش مینوشتم دیگه نیست امیدی به نوشتن نمونده و از همتون عذر می خوام ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 5 24 توسط شرکو مطالب قدیمی تر خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ پیوندها kolbe deltangi haye man blogfa com
|