Meta tags:
description= باید رفت...! - در انزوا، جرعه جرعه می نوشم نبودنت را ... !;
keywords= باید رفت...!,siren3, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
گاهی, انگار, با, یک, گل, هم, بهار, می, شود, نه, تبریک, شادباش,
Text of the page (most frequently used words):
تاريخ (30), ۱۳۹۲ساعت (30), نويسنده (30), baharinbahar (30), این (29), ۱۳۹۰ (22), ۱۳۹۲ (18), است (18), ۱۳۹۱ (14), شود (14), نمی (13), های (12), برای (11), تنها (11), باید (11), توی (10), هیچ (10), دست (9), میان (9), دلم (9), روی (8), کرده (7), دارم (7), پنجشنبه (7), چندتا (7), دوشنبه (7), نیست (7), مرداد (7), شاید (6), بهار (6), وقتی (6), کنم (6), عاشقت (6), نشدم (6), دوست (6), عین (5), واقعیت (5), حال (5), فروردین (5), کوچه (5), خود (5), انگار (5), تمام (5), جمعه (5), برچسب (5), رفت (5), باشی (5), باشد (5), شنبه (5), تیر (5), داشتن (5), بودن (5), کنی (5), مهر (5), مثل (4), بود (4), شده (4), کوچک (4), دختر (4), برق (4), بگو (4), راه (4), یکشنبه (4), خیال (4), پنهان (4), مانم (4), هایم (4), بودنت (4), کند (4), فکر (4), چیز (4), لحظه (4), خودت (4), خودم (4), خوب (4), حالا (4), شهریور (4), میشه (4), پشت (3), بودیم (3), بعد (3), ترانه (3), اگه (3), کفش (3), کتونی (3), بچه (3), شهر (3), همه (3), چندتاشون (3), چشم (3), خاک (3), اگر (3), آبی (3), همان (3), نفس (3), خواهد (3), پرده (3), روز (3), گند (3), لای (3), چیزی (3), شوم (3), بغض (3), انتها (3), حتی (3), باشم (3), خواب (3), خانه (3), هوای (3), راستی (3), باران (3), هوایی (3), کبود (3), سبز (3), نبودنت (3), آدما (3), وقت (3), میکنه (3), روزی (3), میکنی (3), بودنی (3), آهنگ (2), عزیز (2), پری (2), خطی (2), شرح (2), غروب (2), نزدیک (2), آنجا (2), انگشت (2), درست (2), قدیمی (2), امید (2), نفسم (2), بخونی (2), بخوای (2), تونی (2), ستاره (2), مادر (2), چند (2), امشب (2), توام (2), اما (2), سیاه (2), ملافه (2), مرگ (2), خواهم (2), بذرافشان (2), نگاه (2), گرفته (2), گیرد (2), ریشه (2), آرام (2), آغوش (2), سبزه (2), ماهی (2), زند (2), هنوز (2), دلت (2), تویی (2), تجلی (2), خواند (2), نبودت (2), همین (2), نقطه (2), رفتن (2), احساس (2), رسوا (2), خرداد (2), گاهی (2), فقط (2), کشی (2), حوصله (2), پوچی (2), لابه (2), کار (2), دور (2), میخواهد (2), اسم (2), حرفی (2), هزار (2), گوش (2), صبح (2), فرو (2), فنا (2), میرم (2), مرا (2), شوی (2), بیخ (2), میزنی (2), زدن (2), کجاست (2), ماند (2), نشوی (2), آسمان (2), بدون (2), کسی (2), میکند (2), ترک (2), حالش (2), احوال (2), روزا (2), همون (2), بهتر (2), ذره (2), خفه (2), قسم (2), آیه (2), بخون (2), چسبه (2), میاد (2), بیا (2), داشته (2), مونند (2), شدم (2), شدن (2), ذهن (2), چشمام (2), جهان (2), باز (2), کرخت (2), امان (2), التهاب (2), سردِ (2), نقش (2), ببندد (2), زدگی (2), چهارشنبه (2), درون (2), مدام (2), بال (2), بودی (2), گریه (2), عشق (2), زود (2), کاش (2), جرعه (2), m0zhgan, معمابانو, عدد, مونث, شنیده, هواک, جودی, رهای, غزلی, ایگونا, خانومی, friends, tags, هام, titles, archive, زده, بودم, دستهایش, وحشت, معصومیت, ریخته, دستها, اشاره, فرضی, مورب, وسط, ساعد, راستش, کشیدم, گفتم, عمیقا, دوستش, مطالب, عکس, کلیک, کنید, دانلود, خواننده, رضا, یزدانی, برمی, گرده, دونم, لونه, غربت, نگاهت, پروانه, سوختن, شعله, هاشون, فروختند, مرد, کولی, باغچه, بهارند, چراغ, اند, نفر, سقفی, ندارن, گرد, بدونی, چشماشون, بستن, غزل, آخر, خوندن, دقیقه, موندن, تنهای, بسته, دستای, پاهای, خسته, جدول, مرده, کشیدن, آدمات, تازه, دیدن, هات, درخته, سرده, پایتختِ, جون, دادن, فانوس, فاتح, آمد, بـــــهاری, دستت, رسد, اکنون, نری, بلند, مرداب, پیر, رویایی, ایست, سراب, دنیا, توان, بذر, پاشیده, قمست, خشکیده, قسمت, دانه, زیر, روییدن, بمانی, سفره, تنهایی, آینه, تُنگ, تَنگ, گرما, کهیر, واژگانش, گرمای, دلی, تپد, آری, حُرم, هایت, بخار, شیشه, ابر, نگاهیست, سوی, دورهایی, حتما, تفاوتی, تلاشی, روشنایی, دلیل, نبود, اردیبهشت, بگذاریم, هوائی, جنس, خودش, بچشد, دری, زین, رسم, زمانه, نتوانی, بکنی, چرا, نباشد, یار, حسرت, مارا, دریدن, سود, تنگ, نظری, فرشته, سیبیلو, مبـــــارک, خـــــرداد, بهـــــار, عطـــــر, تولد, تبریک, شادباش, صادق, خان, هدایت, بست, گریزی, جور, محکومیت, آلودی, محیط, شرم, قحبه, میتوانم, گول, بزنم, غیرت, شکایت, چسناله, مُمـــتَد, درهای, زمان, دفن, کنار, ساعتی, یابد, مُمتد, ثانیه, دنبال, میگردد, زنی, زوال, نهفته, لطافت, ظرافت, انگشتان, ناتمام, لمس, مژگانت, درونت, راهی, دریا, بروم, دورِ, جاده, سفــر, دوش, بکشد, تواند, سپید, افکاری, حرف, میشود, هرشب, قبل, خیس, بهاری, نوشت, لیلا, کردبچه, دیگری, تصور, صافی, گلویِ, شعری, دوستت, کمر, تخت, شکسته, سنگینت, گوشی, همراهت, دلتنگی, چقدر, توانستم, مادرِ, فراموش, انقراضِ, نسلت, تاب, خالی, تکان, بدهی, بگیری, ببری, پارک, عصرها, صدایم, انداخته, تلفن, پنجره, مانده, ساکتِ, نرفتم, عباس, معروفی, چقدراز, نداشتنت, ترسم, اعتمادی, انسان, آرامشی, بهشتی, کودکی, بخشد, خنده, بیایی, کلافه, بپیچم, چطور, خدا, دیگر, بدانم, پوشیده, نیستی, دلتنگیت, نگذاری, میز, موقع, خوابم, برد, چپت, نویسی, میزت, دهی, بالش, شکلات, کمی, بداهه, شعر, استاد, مستور, نگفته, سقط, قابله, گلویم, روم, کلمه, لبخند, لبخندت, امروز, ساز, یکی, کلی, حالم, واگیر, ندارد, عجیب, خیابانی, پایان, خراب, چتری, خواست, بارید, پنداشتی, زمانی, تلالو, خورشیدی, سال, نبودنم, ابریست, بودنش, هرازگاهی, مهم, خورد, اندر, بمیره, طرف, مقابلت, کنه, نتونی, سادگی, بفهمی, حقیقته, نکنه, بردار, گلوت, بعضی, وقتا, صدا, بدی, پوسد, خزان, پیش, زیادی, نباشی, بگذاری, شبنم, جاری, شاخ, برگهای, رنگین, فصل, بارانی, بازی, نگیرد, بدنم, درونش, اینجا, گیر, موقعی, هست, میتونم, صدات, اونم, خوبی, تونم, بشناسم, منو, بگیرم, برم, جای, اونقدر, زار, میزنه, میره, پستونکش, مامانشم, نوشتن, حسی, غرق, آشفته, سرم, درد, سوزه, میگذره, ادامه, عنوان, کجای, میخورد, آرش, شفاعی, چُپُق, نشیند, سینه, دیوار, ناچار, آنقدر, صدبار, بمیر, میسوزه, روزه, اُه, سری, دیونه, لیوان, پُر, سرد, میایی, تلاش, سردم, سکوت, رطوبت, گونه, تارهای, صوتی, حنجره, دمای, درجه, فارنهایت, 143, بینی, هوس, انگیز, کرمی, مگسی, چاره, بزنه, نداره, عنوانی, متن, دریاب, خوبِ, فهمید, لنگ, میزند, پرت, سقوط, آزاد, نیروی, گرانشی, شگرف, بلعد, باور, برسد, پرواز, بیاموزی, گاه, رسیدن, رویا, بین, اون, عصبی, گفت, شناختی, بدست, انسانیت, تمامشان, آنجاست, آدمهایی, بهومیل, هرابال, ﺁﺩﻡ, ﺑﺎﯾﺪ, ﺭﻭﯼ, ﻣﻨﺖ, ﻫﺎﯾﯽ, ﻭﺳﻂ, ﺩﻋﻮﺍ, ﺍﺩﻡ, ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ, ﺷﻨﺎﺧﺖ, شناخت, محــضی, میگردی, رفته, اینکــــ, آرزوی, آمدنت, میرد, yes, falling, how, much, longer, till, hit, the, ground, later, wrote, میدونم, متعادل, موندنی, پایدار, الانم, اینه, داری, خیالاتم, پرسه, اینا, نمیشه, یعنی, وضعیتی, داره, الان, بده, طبیعیه, توقع, اینکه, بخوام, دوستم, ترحم, سوزندن, ناخوش, مالکیت, نیکی, فیروزکوهی, مانیم, ناگهان, شویم, هیچکس, کنند, همگان, تداوم, ندیده, ماندنی, تعادل, مونی, ایــــنــــگــــونــــه, ببین, چنگ, میزنم, مـهـابـــا, بلرزم, لرز, ببرد, آذر, کویریست, برهوت, هُرم, لبهایت, لعنتی, بالا, آید, دارد, ماه, کامنت, هایی, پست, شوند, غروبی, غمگینی, نخواهد, کرد, تبدیل, شادی, خیالی, مرز, جنون, کشدُ, فکرهای, فلج, ایستاده, مُرد, خواستُ, مــــُرد, profile, home, انزوا, نوشم,
Text of the page (random words):
باید رفت باید رفت در انزوا جرعه جرعه می نوشم نبودنت را home profile می شود خواستُ مــــُرد می شود یک روز ایستاده مُرد مثل فکرهای فلج شده ی دم غروب که تو را تا مرز جنون می کشدُ بعد با خیالی که درون ذهن از تو نقش می ببندد تبدیل می شود به شادی که هیچ غروبی غمگینی اش را احساس نخواهد کرد پ ن برچسب ها کامنت هایی که پست می شوند تاريخ پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲ساعت 23 47 نويسنده baharinbahar کاش که لب تر کنی دارد دو ماه می شود که مدام این بغض لعنتی بالا می آید و باران نمی شود دلم کویریست برهوت میان هُرم لبهایت کاش که لحظه ای لب تر کنی تاريخ دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ساعت 17 12 نويسنده baharinbahar پ ن که تب و لرز امان را ببرد که از شب تا صبح بلرزم بر نبودنت ایــــنــــگــــونــــه بی تو ببین چنگ بر آسمان میزنم بی مـهـابـــا برچسب ها عین واقعیت تاريخ یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۲ساعت 20 58 نويسنده baharinbahar تو هم یه روزی جا می مونی هنوز در هیچ بودنی تعادل و در هیچ ماندنی تداوم ندیده ام همگان زود ترک می کنند زود هیچکس می شویم و ناگهان تنها جا می مانیم نیکی فیروزکوهی پ ن دوست داشتن تو میشه حس مالکیت و گه گاهی دل سوزندن برای احوال ناخوش ات میشه ترحم و اینکه بخوام که دوستم داشته باشی میشه توقع اینا عشق نمیشه عشق یعنی توی هر وضعیتی به بودن فکر کنی به بودنی که داره حال الان رو خوب میکنه حالا شاید اگه نبودت حس شه یه گریه ای هم رخ بده که این یه چیز طبیعیه حال خوب الانم برای اینه که فقط داری توی خیالاتم پرسه میزنی میدونم هیچ بودنی متعادل نیست و هیچ موندنی پایدار later he wrote yes i am falling how much longer till i hit the ground تاريخ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲ساعت 13 39 نويسنده baharinbahar در دلم آرزوی آمدنت می میرد رفته ای اینکــــ اما باز بر میگردی چه خیال محــضی گریه ام می گیرد تاريخ پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۲ساعت 15 29 نويسنده baharinbahar شناخت ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﻨﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ ﺩﻋﻮﺍ ﺳﺮ ﺍﺩﻡ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ بهومیل هرابال پ ن 1 آنجاست که به خودت و تمام آن آدمهایی که روزی تمام ات بودن و تمامشان می بودی شک میکنی که به انسانیت شک میکنی پ ن 2 میشه گفت این شناختی که توی این لحظه بدست میاد هیچ وقت از بین نمی ره حالا تو هی بیا قسم و آیه بخون که اون روز عصبی بودی برچسب ها عین واقعیت تاريخ پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۲ساعت 23 45 نويسنده baharinbahar گاه برای رسیدن به رویا باید خود را فنا کنی باید پرواز بیاموزی نه بال بال زدن را پ ن وقتی باور به انتها برسد خوبِ خوب می شود فهمید که چیزی درون چشم ات لنگ میزند چیزی که مدام تو را پرت میکند به انتها یک سقوط آزاد با نیروی گرانشی شگرف که جهان را می بلعد تاريخ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲ساعت 11 54 نويسنده baharinbahar عنوانی در کار نیست متن را دریاب همون بهتر گند بزنه ریشه های این سبزه رو که خیال سبز شدن نداره پ ن مگسی را شاید چاره باشد بر این گند زدگی و نه شاید کرمی هوس انگیز است نه تاريخ یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۲ساعت 11 23 نويسنده baharinbahar یخ زدگی تو این التهاب را نمی بینی تنها وقتی دمای 143 درجه فارنهایت تمام تارهای صوتی حنجره را آب کند و سکوت نقش ببندد روی رطوبت گونه هایم به خودت میایی و هی تلاش میکنی سردم کنی پ ن دلم یک لیوان پُر از بودنت را میخواهد حتی بدون التهاب حتی سردِ سردِ سرد پ ن اُه امان از یه سری آهنگ که دیونه ات میکنه پ ن یه چند روزه کرخت شدم کرخت پ ن چشمام میسوزه باز تاريخ شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۲ساعت 10 32 نويسنده baharinbahar حالا تو روزی صدبار بمیر یک شب آنقدر می میرم که مرگ ناچار سینه ی دیوار به چُپُق می نشیند آرش شفاعی پ ن به کجای جهان بر میخورد ادامه ی عنوان تاريخ شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲ساعت 20 32 نويسنده baharinbahar این روزا پس کی میگذره سرم درد میکنه چشمام می سوزه نه حوصله نوشتن دارم نه حسی برای غرق شدن توی ذهن آشفته ام مث یه بچه ای شدم که پستونکش رو گم کرده انگار مامانشم نیست اونقدر زار میزنه که از حال میره دوست دارم دست خودم بگیرم و برم یه جای دور که نه خودم خودم رو بشناسم و نه آدما منو آدما هیچ وقت نمی مونند آدما هیچ وقت برای من نمی مونند تنها حس خوبی که می تونم داشته باشم موقعی هست که میتونم صدات رو گوش کنم اونم تنها های سبز آبی کبود نبودنت اینجا را نفس گیر کرده است کبود می شود بدنم در هوایی که تو درونش نفس نمی کشی راستی هوای بارانی آنجا دلت را به بازی نگیرد هوایی نشوی در لای شاخ و برگهای رنگین این فصل و خودت را جا بگذاری میان شبنم جاری گل ها های سبز آبی کبود من تا بهار راه زیادی می ماند اگر تو نباشی بیا که می پوسد این بهار بی تو و در خزان پیش رو بهار مرداد 92 تاريخ جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ساعت 18 50 نويسنده baharinbahar این من حالش بد است دوست داشتن چیز بدی نیست دوست داشتن بعضی وقتا بی صدا میاد و می چسبه بیخ گلوت دست ما هم نیست می چسبه و تا خفه ات نکنه دست بردار نیست حالا هی قسم و آیه بخون که این دوست داشتن حقیقته وقتی از برق چشم نتونی یه حس به این سادگی رو بفهمی همون بهتر که این حس طرف مقابلت را ذره ذره خفه کنه بمیره اندر احوال این روزا این من حالش است بد است هی بغض میکند هی ترک می خورد برچسب ها عین واقعیت تاريخ دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ساعت 20 58 نويسنده baharinbahar بودنت مهم است همین هرازگاهی دلم لک می زند برای بودن کسی برای بودن کسی که بودنش در لحظه حس نمی شود تاريخ جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ساعت 20 29 نويسنده baharinbahar بدون شرح آسمان ابریست نه انگار کم سو شده ای در سال های نبودنم این باران هوای دل من است هوایی نشوی که رسوا می شوی در تلالو خورشیدی که زمانی من می پنداشتی اش تاريخ دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ساعت 20 55 نويسنده baharinbahar راستی خانه ات کجاست دلم باران می خواست که بارید می ماند چتری خراب و خیابانی بی پایان راستی خانه ات کجاست دلم عجیب هوای با تو بودن کرده است نزدیک شو این دوست داشتن ها واگیر ندارد امروز با ساز زدن یکی کلی حالم خوب شد تاريخ دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ساعت 13 22 نويسنده baharinbahar تجلی لبخندت در من لبخند که میزنی من فرو می روم در کلمه ای انگار در حرفی که بیخ گلویم نگفته سقط می شود بی قابله بداهه ای به شعر استاد مستور عزیز تاريخ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲ساعت 12 25 نويسنده baharinbahar می شود کمی از آن من شوی مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات روی میزت راه می دهی می شود وقتی می نویسی دست چپت توی دست من باشد اگر خوابم برد موقع رفتن جا نگذاری مرا روی میز از دلتنگیت می میرم وقتی نیستی می خواهم بدانم چی پوشیده ای و هزار چیز دیگر تو بگو چطور به خودم و خدا کلافه بپیچم تا بیایی خنده های تو کودکی ام را به من می بخشد و آغوش تو آرامشی بهشتی و دست های تو اعتمادی که به انسان دارم چقدراز نداشتنت می ترسم عباس معروفی تاريخ جمعه ۴ مرداد ۱۳۹۲ساعت 13 3 نويسنده baharinbahar فرو نرفتم در تو که فنا شوم عاشقت نشدم که صبح ها در خواب ساکتِ خانه ای بی پنجره بی در مانده باشی و تلفن صدایم را پشت گوش انداخته باشد عاشقت نشدم که عصرها دست خودت را بگیری و ببری پارک انقراضِ نسلت را روی تاب های خالی تکان بدهی و فراموش کرده باشی چقدر می توانستم مادرِ بچه های تو باشم عاشقت نشدم که دلتنگی شب هایم تنها گوشی همراهت را بی خواب کند درست در لحظه ای که خواب سنگینت باید کمر تخت را شکسته باشد عاشقت نشدم عاشقت نشدم که دوستت دارم هایم را در شعری پنهان کنم که باید از صافی هزار گلویِ گرفته رد شود و بعد تصور کنم آن را دیگری برای تو می خواند لیلا کردبچه بهاری نوشت عاشقت نشدم که هرشب مثل قبل خیس باشم در افکاری که تنها با یک حرف تمام میشود با حرفی از اسم تو که نمی تواند حتی نقطه ای سپید از اسم من را هم به دوش بکشد تاريخ پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۲ساعت 23 15 نويسنده baharinbahar دلم تو را می خواهد دلم سفــر میخواهد دلم جاده ای بی انتها می خواهد بروم دورِ دور رد شوم از روی مژگانت و با بغض درونت راهی دریا شوم تاريخ دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۲ساعت 20 15 نويسنده baharinbahar لمس بودنت من تنها به تو فکر می کنم به تو و ظرافت آن انگشتان ناتمام من تنها به تو فکر می کنم تویی که شاید نهفته باشی در لطافت برق نگاه یک ماهی کوچک تاريخ جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۲ساعت 16 50 نويسنده baharinbahar زنی رو به زوال این زن همان زن است که لابه لای ثانیه ها به دنبال تو میگردد و جز پوچی مُمتد در کنار ساعتی بی کار چیزی نمی یابد این زن همان زن است که خود را لابه لای درهای زمان دفن کرده است تاريخ سه شنبه ۴ تیر ۱۳۹۲ساعت 22 27 نويسنده baharinbahar پوچی مُمـــتَد نه حوصله شکایت و چسناله دارم و نه میتوانم خود را گول بزنم و نه غیرت خود کشی دارم فقط یک جور محکومیت قی آلودی است که در محیط گند بی شرم مادر قحبه ای باید طی کنم همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست صادق خان هدایت تاريخ شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲ساعت 9 43 نويسنده baharinbahar گاهی انگار با یک گل هم بهار می شود نه تبریک و شادباش تاريخ سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ساعت 21 24 نويسنده baharinbahar تولد بهار خـــــرداد باشد و بهـــــار بی عطـــــر تو روز همه ی فرشته های سیبیلو هم مبـــــارک تاريخ پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲ساعت 19 56 نويسنده baharinbahar تنگ نظری مارا از پرده دریدن چه سود آه و حسرت که چرا در پس این پرده نباشد رخ یار ما را نتوانی که تو رسوا بکنی زین رسم زمانه است پرده دری فکر و خیال پ ن بگذاریم که احساس هوائی از جنس خودش را بچشد تاريخ یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 20 30 نويسنده baharinbahar بود و نبود رفتن دلیل نمی خواهد همین که تو باشی و یک نقطه ی سیاه که هیچ تلاشی نمی کند برای روشنایی باید رفت وقتی بود تو با نبودت هیچ تفاوتی نمی کند باید رفت حتما باید رفت به سوی دورهایی که تو را می خواند تویی که بودنت تجلی برق نگاهیست برچسب ها عین واقعیت تاريخ جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۲ساعت 12 40 نويسنده baharinbahar آرام می مانم در دلت پنهان می مانم میان ابر میان خاک میان بخار روی شیشه آری میان حُرم نفس هایت میان گرمای دلی که هنوز می تپد شاید برای بهار و شاید هم از این گرما کهیر می زند تمام واژگانش من پنهان می مانم میان همان آینه و سبزه و تُنگ تَنگ ماهی هایم میان سفره ای که تنها آغوش تنهایی من است پ ن پنهان می مانم که آرام بمانی تاريخ دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ساعت 20 30 نويسنده baharinbahar بذرافشان خیال قسمت دانه های زیر خاک است روییدن نه قمست ریشه های خشکیده ی ما بذر پاشیده بودیم تا گیرد دست ما حال انگار گرفته است توان ما دنیا کوچک است کوچک تر از نگاه تو بذرافشان ستاره ها رویایی ایست چو یک سراب آبی بلند نمی شود از مرداب های پیر دستت به خاک می رسد اکنون اگر نری بـــــهاری تاريخ دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۲ساعت 19 2 نويسنده baharinbahar خواهم آمد فاتح خود شده ام تاريخ یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۲ساعت 19 55 نويسنده baharinbahar شب جون دادن فانوس شب سرده پایتختِ با توام شهر قدیمی کوچه ات چه بی درخته بگو پس کوچه هات امشب چندتا مرگ تازه دیدن آدمات چندتا ملافه رو سر مرده کشیدن چندتا دختر روی جدول راه می رن با پاهای خسته دستای سیاه این شهر چشم چندتاشون رو بسته چندتاشون تنهای تنها توی پس کوچه ها موندن چندتاشون توی این دقیقه غزل آخر و خوندن دختر کفش کتونی اگه بخوای می تونی ترانه ی امید و هم نفسم بخونی همه چشماشون رو بستن اما تو باید بدونی با توام دختر تنها کوچه گرد کفش کتونی بگو امشب توی این شهر چند نفر سقفی ندارن چندتا کوچه بی چراغ اند چندتا باغچه بی بهارند بگو چندتا مرد کولی بچه هاشون رو فروختند چندتا مادر توی شعله مثل پروانه ها سوختن توی غربت نگاهت یه ترانه لونه کرده می دونم برق ستاره به شب ما برمی گرده دختر کفش کتونی اگه بخوای می تونی ترانه ی امید و هم نفسم بخونی خواننده رضا یزدانی روی عکس کلیک کنید برای دانلود تاريخ پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۲ساعت 21 45 نويسنده baharinbahar مطالب قدیمی تر غروب بود من زل زده بودم به پشت دستهایش هر دو وحشت کرده بودیم بس که نزدیک شده بودیم به هم بس که معصومیت ریخته بود آنجا پشت دستها بعد من با انگشت اشاره خطی فرضی و مورب درست از وسط ساعد تا انگشت کوچک دست راستش کشیدم و به او گفتم عمیقا دوستش دارم archive ۱۳۹۲ ۱۰ ۱ ۱۳۹۲ ۱۰ ۳۰ ۱۳۹۲ ۰۹ ۱ ۱۳۹۲ ۰۹ ۳۰ ۱۳۹۲ ۰۷ ۱ ۱۳۹۲ ۰۷ ۳۰ ۱۳۹۲ ۰۶ ۱ ۱۳۹۲ ۰۶ ۳۱ ۱۳۹۲ ۰۵ ۱ ۱۳۹۲ ۰۵ ۳۱ ۱۳۹۲ ۰۴ ۱ ۱۳۹۲ ۰۴ ۳۱ ۱۳۹۲ ۰۳ ۱ ۱۳۹۲ ۰۳ ۳۱ ۱۳۹۲ ۰۲ ۱ ۱۳۹۲ ۰۲ ۳۱ ۱۳۹۲ ۰۱ ۱ ۱۳۹۲ ۰۱ ۳۱ ۱۳۹۱ ۱۲ ۱ ۱۳۹۱ ۱۲ ۳۰ ۱۳۹۱ ۰۶ ۱ ۱۳۹۱ ۰۶ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۵ ۱ ۱۳۹۱ ۰۵ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۴ ۱ ۱۳۹۱ ۰۴ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۳ ۱ ۱۳۹۱ ۰۳ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۲ ۱ ۱۳۹۱ ۰۲ ۳۱ ۱۳۹۱ ۰۱ ۱ ۱۳۹۱ ۰۱ ۳۱ ۱۳۹۰ ۱۲ ۱ ۱۳۹۰ ۱۲ ۲۹ ۱۳۹۰ ۱۱ ۱ ۱۳۹۰ ۱۱ ۳۰ ۱۳۹۰ ۱۰ ۱ ۱۳۹۰ ۱۰ ۳۰ ۱۳۹۰ ۰۹ ۱ ۱۳۹۰ ۰۹ ۳۰ ۱۳۹۰ ۰۸ ۱ ۱۳۹۰ ۰۸ ۳۰ ۱۳۹۰ ۰۷ ۱ ۱۳۹۰ ۰۷ ۳۰ ۱۳۹۰ ۰۶ ۱ ۱۳۹۰ ۰۶ ۳۱ ۱۳۹۰ ۰۵ ۱ ۱۳۹۰ ۰۵ ۳۱ ۱۳۹۰ ۰۴ ۱ ۱۳۹۰ ۰۴ ۳۱ ۱۳۹۰ ۰۳ ۱ ۱۳۹۰ ۰۳ ۳۱ ۱۳۹۰ ۰۲ ۱ ۱۳۹۰ ۰۲ ۳۱ titles شرح حال خط خطی هام tags عین واقعیت 5 friends پری مثل پری خانومی ایگونا غزلی رهای عزیز جودی این آهنگ را شنیده ای هواک یک عدد مونث معمابانو m0zhgan
|