If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: sms2013.ParsiBlog.com - .

site address: sms2013.ParsiBlog.com

site title:

Our opinion (on Tuesday 25 August 2026 19:05:41 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
Description= داستان کوتاه;
Keywords=داستان کوتاه;

Headings (most frequently used words):

-

Text of the page (most frequently used words):
گفت (18), های (15), این (14), کوسه (11), ماهی (11), مرد (11), کرد (11), خواهد (11), برای (10), بود (8), کند (8), اما (8), یادداشت (6), بهمن (6), نوشته (6), بازدید (6), ارمین (6), دیگران (6), نظر (6), شده (6), اگر (6), کوچولو (6), است (6), خردمند (6), نام (6), خداوند (6), داد (6), کودک (6), فرشته (6), دیگر (5), نظرات (5), توسط (5), پرسید (5), بودند (5), آنها (5), داشت (5), زندگی (5), ثابت (5), جمعه (5), ساعت (5), عصر (5), نادان (5), نمی (5), آرام (5), کنی (5), خواهم (5), کنم (5), پدر (5), عشق (4), زیبا (4), دختر (4), همیشه (4), چون (4), یاد (4), کار (4), خندید (4), باید (4), همین (4), خواهی (4), رفت (4), کرده (4), پسرم (4), شما (4), بدی (4), توانم (4), ماه (4), هیچ (4), نزد (4), چگونه (4), لبخند (4), ازدواج (4), بهشت (3), وبلاگ (3), آدم (3), شاد (3), دهان (3), کنند (3), خود (3), راه (3), دست (3), وجود (3), قهرمان (3), آموخت (3), گرامیش (3), گوید (3), باشم (3), خباثتی (3), شیطان (3), کاری (3), کردی (3), خدا (3), زمین (3), صحبت (3), توانی (3), کودکی (2), برهنه (2), پسورد (2), ذهن (2), اصلی (2), آقای (2), البته (2), توی (2), دریا (2), گاه (2), بزرگ (2), دادند (2), جوری (2), طرف (2), ترین (2), آینده (2), آنجا (2), دور (2), دزدان (2), آنچه (2), همان (2), فلان (2), دزد (2), همچون (2), باز (2), حرف (2), شهر (2), زود (2), داشتی (2), کوچک (2), اینجا (2), ماجرای (2), کوچه (2), انجام (2), داده (2), نکرده (2), صدایی (2), لرزان (2), مرا (2), فعل (2), خبیث (2), کثیفی (2), قرار (2), پیرمرد (2), بگو (2), چکار (2), حالا (2), بروم (2), پاسخ (2), آواز (2), ادامه (2), وقتی (2), نوازش (2), ناراحتی (2), سوال (2), کنار (2), شنیده (2), ناراحت (2), ندارد (2), جوان (2), خواهر (2), توست (2), مادر (2), داستان (2), کوتاه (2), عناوین, آرشیوشده, مزدور, هدیه, برادر, تزریق, خون, پای, چند, لحظه, خوتونو, اونجا, ببینید, جهنم, لیست, اشتراک, خبرنامه, جـــــــــاده, عـــــــــشـــــــــــقღ, افسانه, دونگ, ساحلی, خونه, کهکشان, sms, جدید, اخراجی, خاکســـــــتر, عشـــق, ردپای, یوزر, nod, یوزرنیم, نود, ghamzade, عرفان, وادب, wanted, note, heart, باور, تبسمـــــیـ, بهـ, ناچارܓ, تراوشات, نیمکت, آخر, جاده, آلود, لینک, دوستان, لوگوی, پیشین, امروز, دیروز, پارسی, بلاگ, پست, الکترونیک, صفحه, نخست, شناسنامه, 16860, فهرست, اوقات, شرعی, درباره, کوچولوی, صاحبخانه, مهربانتر, میشدند, هاجعبه, محکمی, میساختند, همه, جور, خوراکی, گذاشتند, مواظب, باشد, هوای, بهداشت, داشتند, آنکه, هیچوقت, نگیرد, مهمانی, میکردند, گوشت, دلگیر, لذیذتر, مدرسه, ساختند, وبه, شنا, درس, اخلاق, قبولاندند, باشکوه, خودش, نهایت, خوشوقتی, تقدیم, چطور, معتقد, باشند, وچه, مهیا, فقط, اطاعت, میایید, قلمروشا, هنر, دندان, تصاویر, ورنگارنگی, کشیدند, نمایشنامه, روی, صحنه, آوردند, وشنگول, شیرجه, میرفتند, همراه, نمایش, آهنگهای, محسور, کننده, نواختند, اختیار, ماهیهای, کشاند, تردید, مذهبی, ماهیها, واقعی, شکم, اغاز, میشود, ادم, گردش, روزگار, ثروتمند, کام, افتاد, بداد, کامروا, شدند, چندی, گذشت, بسیار, قدرتمند, شکست, ناپذیر, فردای, چنگال, سربازان, فرمانروای, اسیر, نموده, میدان, شلاقش, زدند, دید, شگفتی, ماجرا, بیند, شانه, گذاشت, عجب, قهرمانهایی, داری, سرنگون, شوند, قهرمانهای, خواری, افتند, قهرمانان, ظرف, اندیشه, جای, گیرند, بمان, شلاق, خوردن, ببین, خنده, اندیشمند, کشورمان, ارد, آدمهای, همانند, نادانی, خردمندی, شخص, ثروتمندترین, فلانی, کیسه, پول, انباشته, آنگاه, جیب, خالی, بالی, خوب, مدار, بزودی, گرسنگی, ادمهای, خبیثی, روزی, فکر, گناه, دارد, پیرمردی, جلو, آمد, شیطانم, گویا, بردی, بله, میخواهم, بدانم, اینقدر, مشهوری, برسد, مطمئنم, صدبار, بدترم, هست, باشی, نمیدونم, میخواهی, مسابقه, بدهیم, ببینیم, بکنم, موافقم, وعده, رود, قتل, جنایت, دریغ, دزدی, استفاده, سیاست, پلید, ملت, مختلف, جان, اندازد, جنگ, درست, خلاصه, عمل, ناشایست, سرمی, زند, بعد, محل, گردد, خودمان, آید, پرسد, اول, شروع, تعریف, بینی, نگذاشته, آماده, تولد, گویند, فردا, فرستید, کوچکی, وبدون, کمکی, میان, تعداد, بسیاری, فرشتگان, یکی, گرفته, نگهداری, هنوزاطمینان, نداشت, برود, خندیدن, خواندن, ندارم, شادی, کافی, هستند, برایت, خواند, روز, احساس, بفهمم, مردم, میگویند, زبان, دانم, فرشتهّ, زیباترین, شیرینترین, واژه, هایی, ممکن, بشنوی, گوش, زمزمه, دقت, صبوری, پاسخی, هایت, دهد, دعا, سرش, برگرداند, انسان, کسی, محافظت, مواظبت, حتی, قیمت, جانش, تمام, شود, نگرانی, دلیل, ببینم, دربارهّ, بازگشت, هنگام, صداهایی, فهمید, زودی, سفرش, آغاز, آرامی, خدایا, لطفآ, بگویید, شانهّ, اهمیتی, مـادر, صدا, وکودک, جوانی, خوشحال, چیست, نامش, سامانتا, محله, صورت, کشید, متاسفم, جهت, زنم, خواهش, موضوع, چیزی, مادرت, نگو, آورد, ولی, جواب, کدام, دختری, آورم, نباید, بگویم, مادرش, نگران, نباش, هریک, دخترها, خواستی, پسر, نیستی, خائنین, هان, بدانید, دانشی, اندیشیدن, نباشد, خیری, امام, علی, علیه, السلام, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,


Text of the page (random words):
داستان کوتاه سفارش تبلیغ صبا ویژن هان بدانید دانشی که در آن اندیشیدن نباشد خیری ندارد امام علی علیه السلام داستان کوتاه زندگی خائنین یادداشت ثابت جمعه 91 بهمن 7 ساعت 8 22 عصر مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت می خواهم ازدواج کنم پدر خوشحال شد و پرسید نام دختر چیست مرد جوان گفت نامش سامانتا است و در محله ما زندگی می کند پدر ناراحت شد صورت در هم کشید و گفت من متاسفم به جهت این حرف که می زنم اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر توست خواهش می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو مرد جوان نام سه دختر دیگر را آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود با ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت مادر من می خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او خواهر توست و نباید به تو بگویم مادرش لبخند زد و گفت نگران نباش پسرم تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی چون تو پسر او نیستی نوشته شده توسط ارمین نظرات دیگران نظر خدا وکودک یادداشت ثابت جمعه 91 بهمن 7 ساعت 8 19 عصر کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم خداوند پاسخ داد در میان تعداد بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام او از تو نگهداری خواهد کرد اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه گفت اما اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند خداوند لبخند زد فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود کودک ادامه داد من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم خداوند او را نوازش کرد و گفت فرشتهّ تو زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی کودک با ناراحتی گفت وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی کودک سرش را برگرداند و پرسید شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند چه کسی از من محافظت خواهد کرد فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود کودک با نگرانی ادامه داد اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود خداوند لبخند زد و گفت فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید خدایا اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد نام فرشته ات اهمیتی ندارد می توانی او را مـادر صدا کنی نوشته شده توسط ارمین نظرات دیگران نظر ماجرای مرد خبیث یادداشت ثابت جمعه 91 بهمن 7 ساعت 8 18 عصر ماجرای مرد خبیثی که روزی در کوچه ای راه می رفت و فکر می کرد که من هر گناه و خباثتی که وجود دارد انجام داده ام این شیطان چه کار کرده که من نکرده باشم که پیرمردی آرام آرام جلو آمد و با صدایی لرزان گفت پسرم با من کاری داشتی شما من شیطانم گویا نام مرا می بردی بله میخواهم بدانم تو چه کرده ای که اینقدر به بدی مشهوری من هر فعل بدی که به ذهن برسد انجام داده ام و مطمئنم که صدبار از تو بدترم کاری هست که تو کرده باشی و من نکرده باشم نمیدونم پسرم میخواهی یک مسابقه با هم بدهیم تا ببینیم که من چه کار می توانم بکنم و تو چه کار موافقم پس وعده ما یک ماه دیگر همین جا مرد خبیث می رود و در این یک ماه از هیچ قتل و جنایت و و خباثتی دریغ نمی کند دزدی می کند و به حق دیگران می کند و با استفاده از سیاست های پلید ملت های مختلف را به جان هم می اندازد و جنگ درست می کند و خلاصه هر عمل ناشایست و هر فعل کثیفی از او سرمی زند بعد از یک ماه به کوچه محل قرار باز می گردد پیرمرد یا همان شیطان خودمان آرام آرام می آید مرد می پرسد خب پیرمرد چه کردی شیطان با صدایی لرزان می گوید پسرم اول تو بگو چکار کردی و مرد شروع می کند به تعریف آنچه از بدی و کثیفی در این یک ماه کرده خب می بینی که من از هیچ خباثتی کم نگذاشته ام حالا تو بگو چکار کردی نوشته شده توسط ارمین نظرات دیگران نظر قهرمان های ادمهای کوچک یادداشت ثابت جمعه 91 بهمن 7 ساعت 8 17 عصر نادانی رو به خردمندی کرد و گفت فلان شخص ثروتمندترین مرد شهر است باید از او آموخت و گرامیش داشت خردمند خندید و گفت فلانی کیسه اش را از پول انباشته آنگاه تو اینجا با جیب خالی بر او می بالی و از من می خواهی همچون تو باشم نادان گفت خوب گرامیش مدار بزودی از گرسنگی خواهی مرد خردمند خندید و از او دور شد از گردش روزگار مرد ثروتمند در کام دزدان افتاد و آنچه داشت از کف بداد و دزدان کامروا شدند چون چندی گذشت همان نادان رو به خردمند کرد و گفت فلان دزد بسیار قدرتمند است باید همچون او شکست ناپذیر بود و خردمند باز بر او خندید و فردای حرف نادان دزد به چنگال سربازان فرمانروای اسیر شده برهنه اش نموده و در میدان شهر شلاقش می زدند که خردمند دید نادان با شگفتی این ماجرا را می بیند دست بر شانه اش گذاشت و گفت عجب قهرمانهایی داری هر یک چه زود سرنگون می شوند و نادان گفت قهرمانهای تو هم به خواری می افتند خردمند خندید و گفت قهرمانان من در ظرف اندیشه تو جای نمی گیرند همین جا بمان و شلاق خوردن آن که گرامیش می داشتی را ببین و با خنده از او دور شد اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید قهرمان های آدمهای کوچک همانند آنها زود نوشته شده توسط ارمین نظرات دیگران نظر اگر کوسه ها ادم بودند یادداشت ثابت جمعه 91 بهمن 7 ساعت 8 15 عصر دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای کی پرسید اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند آقای کی گفت البته اگر کوسه ها آدم بودند توی دریا برای ماهی هاجعبه های محکمی میساختند همه جور خوراکی توی آن می گذاشتند مواظب بودند که همیشه پر آب باشد هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد گاه گاه مهمانی های بزرگ بر پا میکردند چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است برای ماهی ها مدرسه می ساختند وبه آنها یاد می دادند که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند درس اصلی ماهی ها اخلاق بود به آنها می قبولاندند که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است که خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک کوسه کند به ماهی کوچولو یاد می دادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند وچه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند آینده یی که فقط از راه اطاعت به دست میایید اگر کوسه ها آدم بودند در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت از دندان کوسه تصاویر زیبا ورنگارنگی می کشیدند ته دریا نمایشنامه یی روی صحنه می آوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان شاد وشنگول به دهان کوسه ها شیرجه میرفتند همراه نمایش آهنگهای محسور کننده یی هم می نواختند که بی اختیار ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها می کشاند در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت که به ماهیها می آموخت زندگی واقعی در شکم کوسه ها اغاز میشود نوشته شده توسط ارمین نظرات دیگران نظر 1 2 3 4 درباره وبلاگ ارمین اوقات شرعی فهرست اصلی بازدید امروز 1 بازدید بازدید دیروز 0 بازدید بازدید کل 16860 بازدید شناسنامه صفحه نخست پست الکترونیک پارسی بلاگ نوشته های پیشین بهمن 91 لوگوی وبلاگ من لینک دوستان من جاده های مه آلود نیمکت آخر تراوشات یک ذهن زیبا ܓ تبسمـــــیـ بهـ ناچارܓ عشق باور من note heart wanted عرفان وادب ghamzade یوزر پسورد nod 32 یوزرنیم پسورد نود 32 ردپای عشق خاکســـــــتر عشـــق اخراجی های عشق sms های جدید کهکشان خونه دل ساحلی دیگر افسانه ی دونگ یی ღ جـــــــــاده ی عـــــــــشـــــــــــقღ اشتراک در خبرنامه لیست کل یادداشت های این وبلاگ بهشت و جهنم چند لحظه خوتونو اونجا ببینید کودکی با پای برهنه تزریق خون هدیه برادر مزدور عناوین آرشیوشده
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • Close
  • داستان کوتاه
  • داستان کوتاه

Verified site has: 23 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-23


The site also has references to the 2 subdomain(s)

  sms2013.parsiblog.com  Verify   parsiblog.com  Verify


The site also has 1 references to other resources (not html/xhtml )

 kherad.parsweblog.com/files/2009/07/16.jpg  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 200 OK
Cache-Control private
Transfer-Encoding chunked
Content-Type text/html; charset=utf-8
Content-Encoding gzip
Vary Accept-Encoding
Server Microsoft-IIS/10.0
X-AspNet-Version 4.0.30319
Set-Cookie a=; domain=parsiblog.com; expires=Mon, 24-Aug-2026 19:05:42 GMT; path=/
Set-Cookie b=; domain=parsiblog.com; expires=Mon, 24-Aug-2026 19:05:42 GMT; path=/
Set-Cookie YarName=; domain=parsiblog.com; expires=Mon, 24-Aug-2026 19:05:42 GMT; path=/
X-Powered-By ASP.NET
Access-Control-Allow-Origin *
Date Tue, 25 Aug 2026 19:05:41 GMT
Connection close

Meta Tags

title=""
name="Description" content=" داستان کوتاه"
property="og:description" content=""
name="DC.description" lang="fa" content=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="Keywords" content="داستان کوتاه"
name="robots" content="all"
name="robots" content="index,follow"
name="GOOGLEBOT" content="all"
name="GOOGLEBOT" content="index,follow"
property="og:title" content="داستان کوتاه"
property="og:type" content="article"
property="og:url" content="htt???/sms2013.ParsiBlog.com/"
property="og:image" content="htt???/www.Parsiblog.com/PhotoAlbum/sms2013/Thumb_262362.jpg"
property="og:image:type" content="image/jpeg"
property="og:image:width" content="110"
property="og:image:height" content="68"
property="og:site_name" content="پارسی بلاگ"
property="og:locale" content="fa_IR"
name="DC.title" lang="fa" content="داستان کوتاه"

Load Info

page size11847
load time (s)0.585262
redirect count0
speed download20251
server IP 188.253.2.18
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"