Meta tags:
author= سیدجلال بهادر;
description= سها . همیشه یک سکوت - شایداین جهان جهنم سیاره دیگری باشد!;
keywords= سها . همیشه یک سکوت,sohaso, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
بهادر (38), شده (34), سیدجلال (33), دست (33), ساعت (30), نوشته (30), این (20), تمام (16), برای (15), ۱۳۹۰ (14), خداوند (13), ۱۳۸۹ (12), ۱۳۹۱ (12), بیست (11), اسفند (10), ۱۳۹۲ (10), شنبه (10), هیچ (9), شعر (9), نبود (8), سودا (8), چند (7), دیگر (7), خوش (7), یادم (7), آخرین (7), مهر (7), خالی (7), دوشنبه (7), نیست (7), سنگ (7), ندارم (7), مطالب (6), همیشه (6), بزن (6), زمستان (6), باید (6), ببر (6), نمی (6), اردیبهشت (6), مرداد (6), بهمن (6), جهان (6), مردم (6), یادت (6), بودم (6), نیستی (6), یکشنبه (6), همان (6), دلی (6), حرف (5), حالت (5), فروردین (5), تیر (5), شهریور (5), سید (5), جلال (5), های (5), کرمان (5), حتی (5), کنم (5), بگو (5), چهارم (5), نیستم (5), بود (5), حالا (5), اين (4), شدیم (4), ابدی (4), ۱۳۸۸ (4), خرداد (4), ۱۳۹۴ (4), فقط (4), همین (4), است (4), راین (4), برچسب (4), باشی (4), چهارشنبه (4), دراین (4), دلم (4), ازاین (4), جهنم (4), اما (4), هست (4), خدایی (4), پیش (4), هیچکس (4), اینهمه (4), پنجشنبه (4), چیزی (4), خودش (4), پنج (4), پناه (4), خیال (4), باشد (3), سها (3), سکوت (3), بخشکم (3), خداوندي (3), اختاپوسی (3), پوسیده (3), میگردی (3), پیچ (3), افتم (3), آذر (3), خانه (3), پشت (3), كوه (3), مرد (3), آنکه (3), ششم (3), آنجاكه (3), آدم (3), کاش (3), گرفته (3), تنهایی (3), قرار (3), سردم (3), پنجم (3), برد (3), راست (3), روی (3), چشم (3), هستی (3), دلت (3), میدهم (3), دوم (3), میشوند (3), همه (3), چگونه (3), تنها (3), هشتم (3), آفریده (3), آفتاب (3), سال (3), دره (3), آنسوتر (3), نخستین (3), میبرم (3), قالب (2), بیخواب (2), وهمخواب (2), ودرخواب (2), آفرین (2), باختاباخت (2), قرنی (2), اینچنینم (2), خیالات (2), آرشيو (2), ۱۳۹۳ (2), ۱۳۹۶ (2), ۱۳۹۹ (2), آبان (2), ۱۴۰۱ (2), ۱۴۰۳ (2), بزرگ (2), بالایی (2), محسن (2), محمدرضاخانی (2), گنجشک (2), فنجان (2), چای (2), خشک (2), شعرنو (2), rss (2), قدیمی (2), بيا (2), نگاه (2), سیزدهم (2), دریاهاهم (2), میرند (2), خواهی (2), روزی (2), یکم (2), کدام (2), دوست (2), خودم (2), جمعه (2), كردم (2), اند (2), بادآهم (2), رادرنیستان (2), بوزد (2), تنهایم (2), دنیای (2), کجا (2), قطار (2), میتوانی (2), بازهم (2), داشته (2), دسته (2), خودت (2), هفتم (2), وخردادومرانمی (2), فهمی (2), مال (2), نگو (2), عادت (2), شدن (2), نگفته (2), هنوز (2), زمین (2), خوشمزه (2), باشدحسنی (2), شکسته (2), ومن (2), جاده (2), شوسه (2), درآن (2), ازآنکه (2), بمیرم (2), نبارد (2), قول (2), بماند (2), خورشیدی (2), رنگ (2), یادش (2), نمیماند (2), هرچند (2), افسوس (2), بگذارم (2), کند (2), ونه (2), قرن (2), شانزدهم (2), ندیدم (2), بهار (2), هستم (2), سپیداری (2), اگر (2), خوب (2), باخته (2), ميدانم (2), نهاده (2), نيم (2), چونان (2), دلگير (2), تماشا (2), اقیانوس (2), توفان (2), کردم (2), ندارد (2), یاد (2), پهلو (2), گریه (2), آتشفشانی (2), باشم (2), بادهای (2), آخر (2), بودی (2), دری (2), دیگری (2), حقوق, سايت, متعلق, نويسي, گرافيك, توسط, ديزاينر, وقت, دیدمت, میبینمت, درباره, موارد, آرشیو, ناب, غزل, برگر, روانشاد, مهدی, افضلی, صاحبدلان, شام, مهتاب, میثم, راين, شهري, كوچك, باتاريخي, یوسف, مينيمالهاي, سيب, علی, مرادی, هادی, پاکزاد, نفرم, نترس, کافر, نمیشوم, آزاده, شاعرانه, پوپک, ریاضی, نام, اوکه, نزدیکی, ستاره, هاي, مشرقي, کلاغ, ازخوشحالی, درپوست, خودنمی, رضاغنی, راینی, فانوس, آریایی, شاعران, چلچنار, آتریسای, مهرگان, دخترم, ازمرگش, دستنوشته, برادرم, جلیل, خیلی, زودبه, خداپیوست, وبلاگ, لینک, دوستان, facebook, plus, twitter, شغالاني, ديده, دورتر, تراين, زيستن, نداردزندگي, درسنگباره, دورترازاين, آبادي, گريز, بامن, شغالانی, دیده, آرام, بگیروبپذیر, ازروزهاخواهی, ماهی, کوچولو, هزاربارهم, جسته, ازهزاردام, وقلاب, وکوسه, ازلکه, نفتی, نشتی, نمیری, قلاب, وتورهم, نصیبت, نشود, شکارهم, نشوی, میبرد, میبازد, ترداری, هورا, میکشی, گود, تحلیل, میروم, وتو, نبرد, برخاسته, برفهايم, بالبخندي, بازميگردم, بردلم, اينجابرف, بيشترازآن, نشسته, تابستان, شدبازميگردم, خداوندم, خدارادرپس, بوته, پنهان, وآدمكي, خستگيهاي, تابستانم, راچال, كبكهاسردربرف, فروبرده, بالاي, سپيد, هجدهم, هزارش, ميگويند, نوشتم, دنیا, کتمانم, نکند, باشدکه, آدمک, غروب, باشدآدم, تواینرابفهمی, دورازچشمهای, سیرسیرگریه, شوداینجا, ودردادامه, داردازقرار, رویای, مراچه, سرنوشت, ازچه, توتاکی, سوارسرنوشت, خودی, خبری, هیمه, لطفی, نداردسوختن, حالاکه, تماشای, جلزوولز, کجاشدی, آتش, بیارمعرکه, سرکوب, شدم, بهترازاینجا, راهیچ, نرو, رفیق, پول, بلیطت, راهم, دهم, بیایی, وفنجانی, مهمانم, نروی, زوزه, بکشد, ازبلندگوهای, ایستگاه, نامت, جاربزنند, بلیط, چاقوهم, رامیبرد, اراده, کنی, آدمی, قطاررامی, قطارآدمی, راجایی, کجابهترازاینجا, باورمیکنم, خاطردلم, دروغ, بگوگیلاس, بگوقصه, کهکشان, هایت, نیستند, نگوسرشته, قالبی, نگوکه, چرابرای, عجیب, شدی, عمق, وراستی, ژرفنانیستی, ازوقتی, غرق, هرتصویری, بارویایی, کودکانه, بندی, تودیگربازاری, وازسکه, افتادن, نداشتن, ترانه, گیلاس, نیستیم, چقدرخداپایت, بنشیند, دعایت, رانیافته, خوابش, رامی, بیندستاره, ماهش, رانوشیده, روزش, راگردیده, رونق, سفره, کمی, وگرنه, درسوراختاپوسها, زنده, برگشته, نبوده, لابد, اینقدربوی, اختاپوس, ازخدایی, خرچنگهابرمیگردم, تقدیم, کفشدوزک, ازآن, شکوه, باچشم, چپی, وپای, راستی, اوباتفنگ, بادی, چهارونیم, قبیله, مارابه, قهقرابردومن, بازمانده, ماگنجشکهاآدم, حسابش, کردیم, ازترس, سلطان, گنجشکهابودم, وحسنی, شرورترین, پسرک, حوالی, دیگرحریف, تسلیم, ازخستگی, ایستادنها, سرانجام, قلبم, ایستادو, غیرازهزاران, تابلوی, ایست, درهمان, زیسته, آنگاه, انگاردرآن, هزاره, تاخورشیدی, شانه, بگذاردوبالابیاید, آنجاکه, کوهی, درنخستین, خیابان, هجری, دوستت, دارم, نرفته, ودیرم, نشده, بلرزم, درود, برفک, دفترشعرت, بعد, گرم, وبرف, زودیها, نمیرم, کارتوبه, باددادن, وبربادرفتن, برباددادن, کارباداست, توپ, پلاستیکی, سرخ, وسفیدت, خوابهای, بامت, همکلاسی, کلاس, چهارمت, جعبه, اسباب, بازیت, بادبادکهارا, پدرت, همسایه, محله, وبادهمه, چیزرامیبرد, درخرمنی, ازامروزبه, بادمیدهند, واینجاست, شیطانهازاییده, میشوندوهمه, فصلهای, درخود, درحال, دردویدن, درخسته, بهترگم, وبزرگترکه, چراکه, آدمها, نوازش, مادرش, راپای, گاهواره, چمنزاری, راکه, درکودکی, تاخته, خاطره, کمرنگ, میماندازهمه, وهمه, خاکستری, وفردا, بابه, آمدن, خیره, کننده, رنگها, فصل, خواهدگذشت, بیستم, آبادی, باد, جایش, لنگد, بلنگد, واین, زندگی, رنج, ازتوست, اکنون, سرازآن, بغض, وچهارساله, وفرومرده, بگشاید, شاید, سروده, سربه, سردی, سراین, سرسنگین, بگذارتا, نگذرم, _________, بدرود, برادر, مرگ, تواند, گودالی, ابدیت, فراموشی, قدری, پلوتون, بده, پردیست, خدانگهدار, بایددلم, رابپوسانم, قدرهزارقرن, تنهاییم, برمیگردم, غارخودم, خدانگهدارخداوند, عاشقانه, شکل, کمترین, شعرها, ودرفوران, جاری, هرتنهایی, درغربت, مقدس, هرلحظه, سوها, قبله, شماره, وکفشش, داند, اسم, درمعبد, سرسری, سری, وقتی, همخوابت, درخوابت, بازم, نشناسی, خرس, بیخوابی, بیرون, غار, توسراسراین, خوابیدی, مگر, گذاشته, بیافرینم, حتا, درخت, دردهایت, هربامداد, ساعتی, دور, صخره, هیبت, شرقی, وتنهایی, پهنه, کنار, بهره, ریشه, آبی, نمیرسد, سالت, سهمم, تبر, میرسد, پرت, گذر, انگار, برم, بازبه, چرخه, دوباره, رویانی, ریزانی, خشکانی, ماهم, درختیم, منم, ببازی, درست, بیفتی, بیاموزی, مبادا, گردانی, سرگردانی, استادت, مانده, افتادنم, بنگر, خدا, نگهدار, نفر, شاخ, باغی, متروک, اندازه, گنجشکی, کتاب, پدری, کار, مشترکی, تنهايي, داني, نهادش, میشوم, نهادم, دلگيرم, خاک, غريب, حوصله, داري, گور, داغ, مادري, داغدار, لذتي, دارد, برايت, شست, شوي, گوري, آشنا, بيوه, زني, فرتوت, هفت, دریا, نرس, بحبوحه, هفتصد, پاسبانی, دکل, ناخدایی, الوارها, عرشه, پرچم, کابینش, ناخدا, بقایای, ناوی, جنگی, ژرفای, خاکسپاری, سوختن, برگها, میگردد, خورشید, بردن, شکوفه, میگردند, بادها, جنگل, خرگوش, کوچولوها, برویم, رفتم, وارونه, مرا, یازدهم, نمکخیزم, قربانی, نوروز, نیاید, پایم, زخم, نبیند, نمکم, سالی, سیل, دستم, سویت, چشمم, دستت, بستن, ببرم, خواب, ندیدنهایت, شبهای, خود, پیچیدن, آغوشی, تصورش, نشدم, روزانی, تقدیرت, نشستم, هفتاد, برفی, چشمانت, سرما, سوختم, نوزدهم, چشمان, ترت, خاموش, بگیرم, دلگیر, جوش, خروش, فوران, هنگام, عید, زنندگان, آشیانه, جارو, کشیده, اخر, پله, مار, خورد, تمامی, درس, مدرسه, درسش, نخواندیم, طرف, بستند, گفته, خالیهای, جمعند, بیهوده, خاکهای, سرازیر, ناتمام, دروازه, بیشتر, میتواند, لکه, ابر, بزند, بوسه, نشمرده, چهره, تکراری, نمیتوانم, میخواهد, دنیایی, نداشتم, انسانی, نبودم, خواهد, جهانش, منی, رستگاری, کجای, نشستن, مردن, چنار, میشوداینهمه, قرنها, مرگت, برگ, چناری, بیابانی, دریای, بزرگم, آتشی, ژرفا, گرمی, خیالاتی, بوده, دوام, داری, لبخندت, ایستاده, وجود, شایداین, سیاره, نسخه, موبایل, پروفايل, مدير, عناوین, ایمیل, صفحه, نخست,
Text of the page (random words):
سها همیشه یک سکوت صفحه ي نخست ایمیل آرشيو مطالب عناوین مطالب rss پروفايل مدير نسخه موبایل سها همیشه یک سکوت شایداین جهان جهنم سیاره دیگری باشد خوش خیالات پنجشنبه هفتم تیر ۱۴۰۳ ساعت 19 13 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر خیال کنم آتشی آتشفشانی از ژرفا گرمی خیال کنم خیالاتی نیستم خیال کنم هستی بوده ای دوام داری خیال کنم جهان روی نخستین لبخندت ایستاده تمام شده و جهان دیگری وجود ندارد برچسب ها سیدجلال بهادر شعر کرمان شعر کرمان نمی افتم دوشنبه دوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 19 55 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر دریای بزرگم بودی در نخستین بیابانی که بودم مرگت برگ چناری بود قرنها پیش از من تنهایی ام میشوداینهمه سال پس من کی می افتم از چشم این چنار و جهان من اینهمه تنها نشستن برای مردن را دوست ندارم برچسب ها سید جلال بهادر راین شعر شعرنو هیچ در پیچ ابدی دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 19 23 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر تمام شد سودا پناه میبرم به چشمان ترت از این قرن خشک و خالی پناه میبرم به آتشفشانی خاموش که یاد بگیرم باخته باشم و دلگیر باشم اما بی جوش و خروش و فوران پناه میبرم به بادهای بی هنگام دم عید بر هم زنندگان آشیانه های جارو کشیده تمام شد سودا این خط اخر بود پله آخر از خانه ی آخر مار ما را زد سنگ ما را خورد تمام شد و تماشا شدیم به تمامی درس شدیم در مدرسه ای که درسش را نخواندیم تمام شد دیگر در را از دو طرف بستند گفته بودی تمام خالیهای جهان پشت دری جمعند تمام بادهای بیهوده تمام خاکهای سرازیر از سر تمام ناتمام های گل گرفته تمام شد سودا و این همان در بود همان دروازه ی رو به در به دری همان هیچ در پیچ ابدی حالا در این نیستی بیشتر نیستی هر چه هستم حالا که نیستم حالا که نیستی حالا که چیزی نیست که نیست دلی که ندارم میتواند برای یک لکه ی ابر لک بزند برای یک لب حتی بی بوسه برای یک آفتاب نشمرده برای یک چهره ی تکراری حالا که نیستی و نیستم و چیزی نیست دلی که ندارم گریه ای که نمیتوانم میخواهد دلی که ندارم دنیایی که نداشتم دلی که ندارم انسانی که نبودم دلی که ندارم خدایی که ندیدم می خواهد تمام شد سودا جهانش برای خودش خودش باشد و خدایی خودش هم او بود که نبود که نبود و منی که نیستم این رستگاری را کجای دلی که ندارم بگذارم برچسب ها سید جلال بهادر شعر کرمان راین از یادم ببر یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 12 9 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر از یادم ببر زمستان هفتاد برفی که در پناه چشمانت از سرما سوختم را از یادم ببر بهار بد روزانی که در جهنم تقدیرت به گریه نشستم را از یادم ببر آخرین آغوشی که در تصورش جا نشدم را از یادم ببر خواب ندیدنهایت را در تمام شبهای پهلو به پهلو به خود پیچیدن را تا من از یاد ببرم دستم را به سویت و چشمم را به دستت و دلم را به دلت بستن را در سالی که قرار بود سیل نیاید به دلم و سنگ نبارد به پایم و زخم نبیند دست بی نمکم اما من نخستین قربانی نوروز همان سال نمکخیزم سودا یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 19 5 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر وارونه کن فنجان مرا سر رفتم از اینهمه توفان تمام شدیم یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 20 27 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر تمام شد سودا برویم جنگل بماند برای خرگوش کوچولوها بر میگردی دوشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 18 5 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر بر میگردند بادها برای بردن شکوفه ها بر میگردد خورشید برای سوختن برگها بر میگردی تو برای خاکسپاری من اختاپوسی پوسیده ام پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23 19 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر در ژرفای این اقیانوس خالی اختاپوسی پوسیده ام بر بقایای ناوی جنگی که عرشه اش پرچم ندارد و کابینش ناخدا ناخدایی کردم این الوارها را پاسبانی کردم این دکل را در بحبوحه ی هفتصد توفان دیگر از هفت دریا نرس از من خالی شد اقیانوس خوش به حالت که خداوندي خداوند یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18 53 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر دلگير چونان بيوه زني فرتوت و شکسته پنج و نيم پنج شنبه اي به شست و شوي سنگ گوري آشنا چه لذتي دارد برايت اين تماشا خداوند دلگير چونان مادري داغدار پنج و نيم همان پنج شنبه چند سنگ آنسوتر چند گور آنسوتر چند داغ آنسوتر حوصله ها داري خداوند دلگيرم از اين خاک غريب که نه ميدانم چگونه در نهادم نهاده شد و نه ميدانم چگونه در نهادش نهاده میشوم خوش به حالت که مي داني خداوند خوش به حالت که تنهايي خداوند خوش به حالت که خداوندي خداوند از کتاب خانه ی پدری من کار مشترکی با محسن محمدرضاخانی قرنی اینچنینم شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 0 3 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر تنهایم به اندازه ی گنجشکی در خودش بر شاخ سپیداری به باغی متروک باختاباخت سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1 27 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر خدا نگهدار آخرین نفر خوب افتادنم را بنگر من آخرین استادت مانده ام مبادا سر بر گردانی در این سرگردانی تو باید بیاموزی تو باید درست بیفتی تو اگر بد ببازی منم که خوب باخته ام چند زمستان دیگر باید بخشکم دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 10 13 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر ماهم درختیم اگر که می رویانی و می ریزانی و می خشکانی و بازبه چرخه ای دوباره من انگار سپیداری بی قد و بی برم در پرت دره ای بد گذر دره ای کم گنجشک و کم آفتاب کدام سالت سهمم به تبر میرسد یا ریشه ام به آبی نمیرسد به یادت هستم هنوز چند زمستان دیگر باید بخشکم برای چند بهار بی بهره های خداوند من به کنار تنها به من بگو این دره را برای چه آفریده ای که من از پس اینهمه سال جز سنگ و سنگ وتنهایی خودم چیزی ندیدم از این پهنه یا آن صخره ی بد هیبت شرقی را که هربامداد آفتاب را ساعتی از من دور می کند برای چه آفریده ای حرف بزن خداوند چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 15 47 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر با من حرف بزن از دردهایت بگو خداوند به آفرین پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 17 3 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر حتا درخت را هم آفریده ای مگر چیزی گذاشته ای تا من بیافرینم بیخواب وهمخواب ودرخواب جمعه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 13 19 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر توسراسراین زمستان را خوابیدی ومن خرس بیخوابی بودم بیرون همین غار باید که بازم نشناسی وقتی که نه همخوابت بودم ونه درخوابت سرسری هم شده سری بزن پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۱ ساعت 23 2 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر درمعبد تنهایی من هیچکس اسم نیست هیچکس شماره قرن وکفشش را نمی داند همه ی سوها قبله اند و درغربت مقدس هرلحظه ودرفوران جاری هرتنهایی شکل کمترین شعرها هم عاشقانه است خدانگهدارخداوند چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 9 29 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر برمیگردم به غارخودم به قدرهزارقرن تنهاییم شده بایددلم رابپوسانم خدانگهدار خداوند نه زمین ونه پردیست قدری پلوتون سردم بده با یک ابدیت فراموشی مرگ چگونه می تواند تنها گودالی از تو را پر کند یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 10 5 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر بدرود برادر _________ بگذارتا نگذرم و بگذارم سربه سردی سراین سنگ سرسنگین تا شاید آخرین سروده ام سرازآن بغض بیست وچهارساله وفرومرده بگشاید هرچند که دنیای ما اکنون همه اش پس ازتوست هرچند افسوس است و جز رنج اینهمه افسوس نیست که دیگر تو نیستی واین زندگی یک جایش می لنگد که بلنگد تا تا روزی که ما هم همه هیچ در آبادی باد شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 18 39 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر آن فصل خورشیدی هم خواهدگذشت بابه چشم آمدن خیره کننده ی رنگها وفردا خاطره ای کمرنگ میماندازهمه اش وهمه اش خاکستری هیچکس یادش نمیماند رنگ چمنزاری راکه درآن درکودکی اش تاخته هیچکس یادش نمیماند رنگ نوازش مادرش راپای گاهواره چراکه آدمها بزرگ که میشوند وبزرگترکه میشوند بهترگم میشوند درخود درحال دردویدن درخسته شدن واینجاست که شیطانهازاییده میشوندوهمه ی فصلهای خورشیدی را درخرمنی ازامروزبه بادمیدهند وبادهمه چیزرامیبرد بادبادکهارا نگاه پدرت را همسایه ی محله قدیمی ات را همکلاسی کلاس چهارمت را جعبه اسباب بازیت را توپ پلاستیکی سرخ وسفیدت را خوابهای پشت بامت را این برباددادن کارباداست اما کارتوبه باددادن وبربادرفتن نیست آدم پیش ازآنکه بمیرم شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 21 36 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر قول میدهم به این زودیها نمیرم زمستان بعد قول میدهم دلت گرم بماند وبرف که هیچ برفک هم نبارد روی دفترشعرت سودا درود پیش از آنکه بلرزم پیش ازآنکه بمیرم تا یادم نرفته ودیرم نشده دوستت دارم همان جاده شوسه سه شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 11 58 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر من درنخستین خیابان هجری مردم آنجاکه کوهی نبود تاخورشیدی که نبود دست به شانه اش بگذاردوبالابیاید آنگاه که انگاردرآن هزاره بالایی هم نبود درآن خالی که زیسته بودم مردم درهمان جاده شوسه که هیچ نبود هیچ غیرازهزاران تابلوی ایست ومن ازخستگی ایستادنها سرانجام قلبم ایستادو مردم تسلیم دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ ساعت 10 29 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر نه من دیگرحریف این یک شنبه نیستم یادت باشدحسنی خدایی هم هست یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 10 5 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر من سلطان گنجشکهابودم وحسنی شرورترین پسرک این حوالی فقط ماگنجشکهاآدم حسابش می کردیم آن هم ازترس اوباتفنگ بادی چهارونیم قبیله مارابه قهقرابردومن آخرین بازمانده ام ازآن شکوه باچشم چپی خالی وپای راستی شکسته فقط فقط یادت باشدحسنی خدایی هم هست تقدیم به آخرین کفشدوزک هستی دوشنبه چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 8 50 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر من ازخدایی خرچنگهابرمیگردم برای همین اینقدربوی اختاپوس میدهم خوشمزه نبوده ام لابد که زنده برگشته ام وگرنه درسوراختاپوسها کمی که خوشمزه باشی رونق سفره ای همیشه نگفته یی هست روزش راگردیده زمین ماهش رانوشیده شب خوابش رامی بیندستاره دعایت رانیافته ای هنوز چقدرخداپایت بنشیند حرف بزن سودا حرف بزن همیشه نگفته یی هست ای که همیشه نیستیم بگو گیلاس وخردادومرانمی فهمی عادت کن به نداشتن ترانه وازسکه افتادن دلت تودیگربازاری هستی بازهم چشم می بندی به روی هرتصویری بارویایی کودکانه ازوقتی که غرق شده ای مال این ژرفنانیستی گم شدی ازاین عمق وراستی چرابرای خودت عجیب نیست نگوکه عادت داشته ای به گم شدن نگوسرشته همین قالبی نگو راست نگو راست هایت راست نیستند بگوقصه ات مال این کهکشان نبود بگوگیلاس وخردادومرانمی فهمی بگو دروغ بگو باورمیکنم به خاطردلم هیچ کجابهترازاینجا شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 11 30 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر قطارآدمی راجایی نمی برد آدمی قطاررامی برد اراده کنی اما چاقوهم دسته اش رامیبرد دسته دست خودت است بلیط هم که داشته باشی ازبلندگوهای ایستگاه هم که نامت را جاربزنند قطار زوزه هم که بکشد بازهم میتوانی نروی میتوانی بیایی وفنجانی چای مهمانم باشی پول بلیطت راهم می دهم نرو رفیق قطار تو راهیچ کجا نمی برد هیچ کجا بهترازاینجا کاش بادآهم رادرنیستان ات بوزد دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 6 25 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر سرکوب شدم دراین جهنم کجاشدی آتش بیارمعرکه ام حالاکه نیستی به تماشای این جلزوولز لطفی نداردسوختن سردم ازاین هیمه ابدی سردم ازاین دنیای بی تو ازاین جهنم بی خبری توتاکی سوارسرنوشت خودی پس سرنوشت من ازچه قرار پس رویای مراچه قرار تنهایم دراین خالی خالی ام دراین تنهایی ودردادامه داردازقرار شب هم نمی شوداینجا تا دورازچشمهای خداوند سیرسیرگریه ات کنم دلم گرفته آدم دلم گرفته کاش تواینرابفهمی کاش بادآهم رادرنیستان ات بوزد یادت باشدآدم آدمک این غروب من بودم یادت باشدکه یادت بودم نوشتم تا دنیا کتمانم نکند هزارش ميگويند چهارشنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 10 22 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر بالاي آن كوه سپيد آنجاكه كبكهاسردربرف فروبرده اند آنجاكه خستگيهاي تابستانم راچال كردم آنجاكه آدم وآدمكي نبود خدارادرپس بوته اي پنهان كردم تابستان كه شدبازميگردم خداوندم بردلم اينجابرف بيشترازآن كوه نشسته برفهايم كه آب شد بالبخندي بازميگردم من و من جمعه ششم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 23 9 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر با خودم به نبرد برخاسته ام من دراین گود به تحلیل میروم وتو برای که هورا میکشی کدام من را دوست ترداری آنکه میبرد یا آنکه میبازد حتی دریاهاهم می میرند چهارشنبه یکم دی ۱۳۸۹ ساعت 15 32 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر شکارهم نشوی قلاب وتورهم نصیبت نشود ازلکه های نفتی نشتی هم نمیری هزاربارهم جسته باشی ازهزاردام وقلاب وکوسه روزی ازروزهاخواهی مرد ماهی کوچولو آرام بگیروبپذیر که خواهی مرد خواهی مرد حتی حتی حتی دریاهاهم می میرند من شغالانی دیده ام مردم تر سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 14 8 نوشته شده به دست سیدجلال بهادر بامن بيا به دورترازاين آبادي به گريز درسنگباره نگاه اين مردم زيستن نداردزندگي بيا آن دورتر آن پشت تراين كوه من شغالاني ديده ام مردم تر مطالب قدیمی تر twitter plus facebook rss برچسب ها راین 3 شعر 2 شعر کرمان 2 سید جلال بهادر 2 کرمان 1 شعرنو 1 سیدجلال بهادر 1 لینک دوستان قالب وبلاگ پس ازمرگش دستنوشته های برادرم جلیل که خیلی زودبه خداپیوست یک فنجان چای خشک آتریسای مهرگان دخترم شعر راین چلچنار خانه ی شاعران جهان فانوس آریایی سیدجلال بهادر کلاغ ازخوشحالی درپوست خودنمی گنجشک رضاغنی راینی ستاره هاي مشرقي محسن محمدرضاخانی به نام اوکه همین نزدیکی است شاعرانه ها پوپک ریاضی نه نترس کافر نمیشوم آزاده من فقط یک نفرم هادی پاکزاد مينيمالهاي يه سيب علی مرادی راين شهري كوچك باتاريخي بزرگ یوسف بالایی شام مهتاب میثم صاحبدلان غزل برگر روانشاد مهدی افضلی شعر نو سید جلال بهادر شعر ناب سید جلال بهادر آرشیو مطالب تیر ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۱ اسفند ۱۳۹۹ آذر ۱۳۹۶ بهمن ۱۳۹۴ فروردین ۱۳۹۴ شهریور ۱۳۹۳ بهمن ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ آرشيو دیگر موارد درباره ما هر وقت دیدمت میبینمت آخرین مطالب خوش خیالات نمی افتم هیچ در پیچ ابدی از یادم ببر تمام شدیم بر میگردی اختاپوسی پوسیده ام خوش به حالت که خداوندي خداوند قرنی اینچنینم باختاباخت چند زمستان دیگر باید بخشکم حرف بزن خداوند به آفرین بیخواب وهمخواب ودرخواب تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به سها همیشه یک سکوت مي باشد كد نويسي و گرافيك قالب توسط تم ديزاينر
|