Meta tags:
description= هم نفس عاشقانه ها;
Headings (most frequently used words):
هم, نفس, عاشقانه, ها, گریز, درد, یاد, یک, روز, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (37), شده (35), نوشته (32), این (31), ساعت (30), توسط (30), سهیلا (30), عشق (17), خرداد (16), نمی (15), نیست (15), برای (12), است (12), های (11), خود (11), کاش (10), کنم (10), تیر (9), کسی (9), دیگر (9), خواهد (9), اگر (9), سکوت (9), دلم (9), كنم (9), گفتي (9), بود (8), باشد (8), کمی (8), گیرم (8), گفتم (8), شنبه (7), دارم (7), بیست (7), رفتم (7), خواهم (6), یکشنبه (6), دوشنبه (6), ششم (6), چهارشنبه (6), اما (6), کند (6), تمام (6), بــه (6), مرا (6), یکی (5), تنها (5), خدا (5), گویم (5), اند (5), چشم (5), رفته (5), بگو (5), گاهی (5), بار (5), مال (5), زندگی (5), کنی (5), روز (5), چرا (4), نبود (4), شود (4), فقط (4), همه (4), #عاشقانه (4), مرداد (4), روزها (4), زمین (4), دنیا (4), برود (4), لحظه (4), اشک (4), وقتی (4), کار (4), دلت (4), آرام (4), ندارم (4), عاشق (4), جمعه (4), هیچ (4), دوستت (4), بزن (4), سلامتی (4), بعضی (4), چون (4), کرده (4), باز (4), نقطه (4), سیاه (4), ماندن (4), بهانه (4), مـی (4), نشسته (4), زآنکه (4), آسمان (4), دست (4), ولی (3), بدو (3), شهریور (3), مهر (3), دارد (3), بازی (3), داد (3), اینجا (3), حتی (3), یادمان (3), کردم (3), دوست (3), نگاه (3), نداری (3), بغض (3), زدی (3), حسرت (3), گریه (3), پایان (3), رفت (3), شدن (3), آغوش (3), یکم (3), چشمان (3), گیر (3), آخر (3), درد (3), گفت (3), داری (3), دهیم (3), هزاران (3), باید (3), وقتا (3), دیدم (3), سوی (3), خیال (3), روی (3), کنیم (3), تـــو (3), بـه (3), برو (3), وصال (3), پرده (3), گذشت (3), نداشت (3), سایه (3), آفتاب (3), شوم (3), گریختم (3), مگو (3), حالا (2), رنگ (2), پنهان (2), ببین (2), دوباره (2), بدون (2), دلتنگی (2), روزهای (2), عاشقی (2), چهارم (2), دار (2), چقدر (2), پنجم (2), دور (2), گفته (2), بودی (2), سهراب (2), کردند (2), بینی (2), آمد (2), اینقدر (2), نگفته (2), همان (2), آغوشت (2), اگه (2), مدارا (2), زیر (2), دلتنگ (2), اون (2), بالا (2), دیگه (2), هشتم (2), فراموش (2), خواهیم (2), جایی (2), تنهایی (2), همیشه (2), فاصله (2), دنیایم (2), نفر (2), اندازه (2), برایم (2), رسیدن (2), هیچی (2), چیزی (2), مثل (2), گفتن (2), چهاردهم (2), بگذار (2), خواب (2), نمانده (2), هایت (2), چشمانم (2), کافیست (2), بکشم (2), ماند (2), تنگ (2), آدم (2), خدایـــــــــــــــــــــــــــا (2), خدایی (2), انقدر (2), خسته (2), داند (2), دانی (2), چهره (2), صدای (2), بوسه (2), قلبم (2), ابد (2), نیستم (2), گاه (2), نشود (2), قفل (2), بمانم (2), باور (2), کردی (2), نهم (2), شوند (2), انجام (2), واسه (2), حرفی (2), دفتر (2), دیروز (2), هوای (2), روزی (2), ﻓﺎﺻﻠﻪ (2), ﺑﮕﯿﺮ (2), اینکه (2), دیگرى (2), رفتنی (2), توست (2), شیشه (2), بعد (2), تــــــــــو (2), کــه (2), حـس (2), کنــد (2), بــا (2), وقتـی (2), دگر (2), ناگه (2), ظلمت (2), نیاز (2), راز (2), میانه (2), بتاب (2), فال (2), دیگری (2), جام (2), فریب (2), یازدهم (2), افق (2), شدیم (2), خورشید (2), لغزید (2), خزید (2), بودیم (2), گویی (2), نور (2), دامن (2), تلخی (2), شعله (2), نشان (2), دهم (2), گریز (2), آمده (2), خاطر (2), منگر (2), هستی (2), خودشان (2), بودنشان (2), کنند (2), باشی (2), همــــــه (2), بازوانی (2), نفس (2), blogfa, com, میکده, جانم, قربانت, سرخ, آنیم, بمیریم, برکه, نیمه, ماه, شکلاتی, نخند, بابا, بیا, خبره, مـــرواریــــــــــد, وجـــــــــود, آغاز, چشماموبستم, ستاره, line, noun, love, آلونک, دختــــــر, بــاران, جوره, تقدیم, جوادی, eghshe, man, حرفای, سانسور, atash, sard, استقلال, قهرمان, سلام, ßïţä, šέþέħŕ, پادشاه, طناز, شهر, بمب, روحیه, کلبه, بخوای, تفریح, سرگرمی, باحال, پیوندها, اسفند, ۱۳۹۱, فروردین, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, مطالب, قدیمی, استعفا, بدهم, طناب, بیاورید, آشفته, مات, تیره, همهمه, اهل, دلگیرم, قایقت, خاک, غریب, قایقی, ساخت, صبر, بستند, کجایی, قصه, عشقمان, فاتحه, دستور, زبان, خوانده, برد, شدید, اصلا, سنگ, تنهاست, مگر, شویم, ابتدا, دروغ, هفتم, شنیدم, گرمه, میشه, منم, خدایـــــــا, وقت, برگشتن, عمره, یادمون, مکافاته, بینه, چشماته, غمگینم, غمگینی, دلتنگم, دوری, ارزه, خدایــــــــا, سرده, پایین, دستامو, میلرزه, سرنوشت, آورد, قراریش, شکستنش, شکستن, غرورش, برابر, هایش, برابرش, مسوولیم, خودمان, وابسته, کردیم, دوازدهم, دین, باخته, قمار, بزرگی, بزرگ, کوچک, بهش, غیر, ممکنه, خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا, سیزدهم, نــــــــــــــــــــــــــــــــه, کشی, لبخند, سردی, میگی, اونجاس, بغضت, لیوان, جمله, گنگ, تحویل, گیری, میدونی, جسارت, کلمات, توی, نگاهت, خونده, بشن, خواد, هات, آسوده, بخوابم, محتاج, ابدی, زخم, کاشتی, دادنی, ندادی, گرفتنی, گرفتی, دنیـــــــــــــــــــــا, سرم, آوردی, پانزدهم, بمیرم, ببندم, دراز, کردنت, سختی, خندم, بازیگر, خوبی, بخواهد, نوزدهم, دهد, آید, گمان, آسمانی, بهت, بریدن, میخواهد, بیستم, ماهی, کوچکت, تاریکی, اقیانوس, میترسد, توری, نوری, بیفکن, نگیریش, میدی, مرد, باش, خوام, آرامش, ظاهر, گذرد, هیچکس, پشت, نــــــــــــه, قلبش, آرامی, گوشم, نواخت, فشار, پایی, تپش, انداخت, صداقت, اول, گرمی, دستانش, داشتنت, توام, هرگز, دستانت, دستانم, عمر, نکردنی, عجیب, داشتن, سند, حرام, آخرین, معیار, جماعت, سقف, رفتن, خوریم, بگویند, نیستیم, دنبال, دلیل, گردم, توضیح, بحث, دیگــــــــــــــــــــــــــــر, آخرش, نموند, تنهاییت, ندونستی, هایی, طالعش, هنوزم, دوستش, عشقی, لمس, نکردی, آرزوهایی, پیکت, بگیر, خیس, ترسم, شعرها, آنقدر, بارانی, قدم, نزن, اشخاص, غلط, بلکه, درستی, غلطی, اشتباه, اصلی, خودم, دونم, چیکار, خفه, بگی, دستت, بزاری, قلبت, غمی, وجودت, توصیف, کنه, کلمه, تونه, بیشتر, اینه, امــــــــــــــــــــــــــا, انتظار, اعتراضه, واقعا, اونقدر, رنجیده, خوای, بزنی, ترم, بودنت, مشکلی, فهمیدم, نـــــــــــــــــــــه, فکر, نکن, فراموشت, کودک, نچینم, گلی, نردبانی, نقاشیتان, خواهید, بکشید, معلم, شکستم, شکستند, میخواهم, خطی, روزهایی, تمرین, الفبای, مشقم, آرزوهایم, دستش, بسپارم, بیاورد, قاصدکی, بردارم, کودکی, خــــــــــــدا, خوابت, آیم, بگویی, جای, خالی, رسد, ﺧﺴﺘﻪ, ﺍﯾﻦ, ﺍﻣﯿﺪﻫﺎﯼ, ﮐﻮﺗﺎﻩ, ﻫﻨﻮﺯ, ﺷﻮﺩ, ﺯﻧﺪﮔﯽ, ﺩﻭﺳﺖ, ﺩﺍﺷت, ﺑﺎﺭ, ﻧﺰﺩﯾﮏ, ﺷﻮﯼ, ﺑﺎﻭﺭ, ﮐﻨﻢ, تحمل, داشته, دانم, نداشتنت, سخت, نداشتن, یعنى, انگار, یافته, انگشتش, گوشه, اشاره, سپیدی, نیابد, سپید, بیابد, دلیلش, بین, قهرها, هجدهم, کوچه, بهشت, شیطان, گول, دزدکیست, ادامه, بازیمان, مــــــــردونه, پـــــــاش, وایســــتی, آدما, هــــــا, انگـــشت, قــــلب, بکشیم, وایسیم, شـــدنش, تماشــــا, کیـــــف, نـــازک, آدمـــا, اگـــه, قلبـــــــــی, کشیدی, دوم, لبخـند, بزنم, ریز, درشت, لازم, بیدار, نگاهِ, تــــــــو, صـــــــبح, مـــــــــیخواهم, کــــــــنارم, بـــــــــــمان, تـــــــــپشِ, هایِ, قــــــــــلبت, میشود, لالاییِ, کــــــــودکانه, برایِ, خستـــــــــگی, نـــــــــیست, آغوشِ, نــــــــــــــــــوش, داروست, زهر, امـــــــــــــا, بستیم, دیدیم, برگیر, نیرنگ, افسون, جادوست, بسی, گفتند, مـــن, اینقــــدر, عاشقـــــم, آیینــه, اتــــ, هــر, گــرمــی, نگــاهـتـــــ, اتــاقتـــــ, لـذتـــــ, بــودن, همیشــه, چشــد, تختـتــــ, کـه, همـه, روزه, هــم, آغــوشـی, شبـتـــــ, پـریشـان, بهــم, ریختــه, استــــــ, برگـــ, گیـاه, گلـدان, گرفتـه, حرکتــــ, تــو, کنـارش, هیجان, زده, میکنــد, آفتـابـــــ, وقتــی, نــوازش, پوستتـــــ, گــرمـی, بخشــد, رنگــــ, دیــوار, اتفـاقـی, سایـش, بدنـتـــــ, پوستــش, بـــه, چشــم, هــای, آشنــا, وقتـیکــه, نگـاهتــــــ, کننــد, حسـادتـــــــــ, کنـــم, ایـــن, همــه, حســود, بــودم, نمــی, دانستـــم, ديوانه, داني, پيدا, پاي, زنجير, عشقت, سال, امروز, فردا, ميكنم, كوي, روزي, گويم, ارزان, اين, سودا, پيوند, نقد, هستي, خرم, يغماگران, باري, طاقتي, قصد, يغما, كند, عريان, تماشا, بيني, آيينه, نوش, لبم, آنرا, گوارا, تلخي, هاي, ناگوار, افتد, فتم, افسونگري, بخت, رقيب, آيد, بيند, كسي, حاشا, بوسم, تمنا, زوال, گذشته, فسانه, کهنه, شراب, دولت, کنون, کنار, خوشتر, شبان, فروغ, عاشقم, سویت, چنین, دویده, تنی, مقصد, گذشتم, جهان, چگونه, نبرده, کشیده, کمال, قلب, حال, ناز, شانه, ستارگان, آفتابی, نام, حافظ, خویش, حیرتم, رقیب, نگه, آمیختیم, محو, رسوا, پایانی, چنگ, گیسوی, خطوط, کویر, زندگانی, سراب, تشنه, فریفت, خشکیده, متاب, ناله, حاصلی, آوای, لیک, نیمروز, لبهای, خموش, جان, نیلوفری, افکنده, گرد, حریر, ابرها, عطر, آکنده, موج, رنگین, هامان, شتابان, کشید, کاشی, ایوان, سرا, پامان, نرمی, خفته, شعاع, یاد, پنجشنبه, هفدهم, لایق, نالان, پشیمان, زگفته, گریستم, روحی, مشوشم, شبی, خبر, زخویش, مرغی, شدم, کنج, قفس, بسته, اسیر, خواستم, سرکشی, سراغ, آتش, مگیر, سینه, حرارت, سوزان, بسوز, آزرده, ملامت, وجدان, بستر, سرد, هجر, خنده, وحشی, طوفان, روشن, گریان, فارغ, کشمکش, جنگ, سیاهی, گور, لای, شبرنگ, قطره, گرم, بیرون, فتاده, یکباره, خموشی, صبح, سوز, ساز, ننگ, آبرو, ناتمام, سرود, دیده, شستشو, داغ, وادی, گناه, جنونم, کشانده, آتشین, امید, راهی, بجز, ببخش, وفا, لیاقت, نداشتی, رفتی, درکــــــــــــــــــــــــــــ, بلند, معرفت, پای, قرار, بمانیم, رفتنت, نترسان, نیم, مرده, اویـــم, دلبــــــــــــر, دلخواه, خاطره, بـــــــــاز, سویم, راست, بهر, امشب, تـــــو, جـــــز, اندوه, تاب, نـگــــــــــــــاه, همیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن, روحش, شاد, یـــــــــــــــادش, فــــــــــــــــــراموش, واســـــــــــــــــــه, اونـــــــــــــــــــی, بسپــــــــــــــــــــــــــــار, بــــــــــــــــــــــــــــــاد, امـــــــــــــــــــــــــــــــــا, آرزوی, پاکـــــــــــــی, همـــــــــــزبان, دیرین, مــــــــــــاسه, نوشتی, بسپــــــــــــــــــــــــــــــــار, یــــــــــــــــــــــــاد, دریـــــــــــــــای, سرشار, مـــــــــــــاسه, نوشتم, کــــــــــــــــافر, خــــــــــــــدای, ساخته, شما, آخــــــــــــــــــر, شوید, خــــــــــــــــــدایی, کردن, دانند, خـــــــــــــدایی, خودتان, خیانتــــــــــــــــــ, آدمـــــــــــــها, نسازید, مانی, بــــــــــــــــاوری, رونــــــــــــــــــــــد, سادگـــــــــــــــــــــی, بـــــــــــــــاورشان, آدمها, پذیرفتی, اصرار, نیز, همراهشان, اثبات, ماندنشان, اصـــــــــــــــــــــرار, دهند, آدمــــها, آیند, سجـــــــــــده, کنــــــــــــــم, پیــــــــــدا, کنیـــــــــــد, روزگاریــــست, شیـــــــطان, فریــــــــاد, زنـــــــد, چشـــــــــمانم, بیفتی, حتـــــــــی, دلـــــــــــم, نبودی, جــــای, مــن, قفــــــــس, پــــــــــــــــرواز, کنــــــــم, عادت, نشد, نرسیده, ناراحت, بـــی, آنکه, بدانند, دیــــگر, جایـــی, جـــای, قلبـــم, بگیـــرند, همـــــه, مـــــی, خواهـــند, فرامــــــــــــــش, یـــــــــــادم, تــــــــــــــو, ســــــرد, باد, سپـــــــــردم, لـــــمــــــس, حـــــــــــس, بودنـــــــــــت, بوســـــــــه, هایــــــــــــت, خاطراتــــــــــت, نامــــــت, اینگونه, ناعادلانه, وقف, جادوئی, حبس, گونه, خیابان, باران, حصار, آورم, برم, بگیرند, حسی, آمیخته,
Text of the page (random words):
هم نفس هم نفس عاشقانه ها این روزها حسی دارم آمیخته با دلتنگی کم می آورم بازوانی می خواهم که تنگ در برم بگیرند اما نه هر بازوانی فقط حصار آغوش تو من از تمام آسمان یک باران را می خواهم از تمام زمین یک خیابان را و از تمام تو یک دست که قفل شود در دست من باور نمی کنم این گونه عاشقانه در من حبس شده باشی بگو با چه جادوئی مرا اینگونه ناعادلانه وقف خود کرده ای نامــــــت خاطراتــــــــــت بوســـــــــه هایــــــــــــت و لـــــمــــــس حـــــــــــس بودنـــــــــــت همــــــه و همــــــه را به دست ســــــرد باد سپـــــــــردم یـــــــــــادم تــــــــــــــو را فرامــــــــــــــش همـــــه مـــــی خواهـــند جـــای تـــو را در قلبـــم بگیـــرند بـــی آنکه بدانند تو هم دیــــگر جایـــی نداری باید به بعضی ها گفت ناراحت چی هستی دنیا که به آخر نرسیده من نشد یکی دیگه تو که عادت داری نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت 12 53 توسط سهیلا پــــــــــــــــرواز می کنــــــــم جــــای مــن قفــــــــس نیست حتـــــــــی در دلـــــــــــم نبودی که از چشـــــــــمانم بیفتی روزگاریــــست که شیـــــــطان فریــــــــاد می زنـــــــد آدم پیــــــــــدا کنیـــــــــــد سجـــــــــــده می کنــــــــــــــم نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 18 0 توسط سهیلا آدمــــها می آیند خودشان را نشان می دهند اصـــــــــــــــــــــرار می کنند برای اثبات بودنشان و ماندنشان اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشان همان آدمها وقتی که پذیرفتی بودنشان را وقتی که بـــــــــــــــاورشان کردی به سادگـــــــــــــــــــــی می رونــــــــــــــــــــــد و تــــــــــو می مانی با بــــــــــــــــاوری که از آدمـــــــــــــها بت نسازید این خیانتــــــــــــــــــ است هم به خودتان هم به خودشان خـــــــــــــدایی می شوند که خــــــــــــــــــدایی کردن نمی دانند و شما در آخــــــــــــــــــر می شوید سر تا پا کــــــــــــــــافر خــــــــــــــدای خود ساخته بر مـــــــــــــاسه ها نوشتم دریـــــــــــــــای هستی من از عشق توست سرشار این را به یــــــــــــــــــــــــاد بسپــــــــــــــــــــــــــــــــار بر مــــــــــــاسه ها نوشتی ای همـــــــــــزبان دیرین این آرزوی پاکـــــــــــــی است امـــــــــــــــــــــــــــــــــا به بــــــــــــــــــــــــــــــاد بسپــــــــــــــــــــــــــــار اونـــــــــــــــــــی که از من گذشت واســـــــــــــــــــه من در گذشت روحش شاد و یـــــــــــــــادش فــــــــــــــــــراموش همیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 14 18 توسط سهیلا ای رفته ز دل رفته ز بر رفته ز خاطر بر من منگر تاب نـگــــــــــــــاه تو ندارم بر من منگر زآنکه به جـــــز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تـــــو ندارم ای رفته ز دل راست بگو بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای بـــــــــاز به سویم گر آمده ای از پی آن دلبــــــــــــر دلخواه من او نیم او مرده و من سایه ی اویـــم انقدر مرا از رفتنت نترسان قرار نیست تا ابد با هم بمانیم روزی همه رفتنی اند ماندن به پای کسی معرفت می خواهد نه بهانه بلند می گویم رفتی به درکــــــــــــــــــــــــــــ لیاقت ماندن نداشتی نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 17 3 توسط سهیلا گریز و درد رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را با اشک های دیده ز لب شستشو دهم رفتم که ناتمام بمانم در این سرود رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم رفتم مگو مگو که چرا رفت ننگ بود عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما از پرده خموشی و ظلمت چو نور صبح بیرون فتاده بود به یکباره راز ما رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم در لا به لای دامن شبرنگ زندگی رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی من از دو چشم روشن و گریان گریختم از خنده های وحشی طوفان گریختم از بستر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت وجدان گریختم ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر روحی مشوشم که شبی بی خبر زخویش در دامن سکوت به تلخی گریستم نالان ز کرده ها و پشیمان زگفته ها دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1 1 توسط سهیلا یاد یک روز خفته بودیم و شعاع آفتاب بر سرا پامان به نرمی می خزید روی کاشی های ایوان دست نور سایه هامان را شتابان می کشید موج رنگین افق پایان نداشت آسمان از عطر روز آکنده بود گرد ما گویی حریر ابرها پرده ای نیلوفری افکنده بود دوستت دارم خموش و خسته جان باز هم لغزید بر لبهای من لیک گویی در سکوت نیمروز گم شد از بی حاصلی آوای من ناله کردم آفتاب ای آفتاب بر گل خشکیده ای دیگر متاب تشنه لب بودیم و او ما را فریفت در کویر زندگانی چون سراب در خطوط چهره اش ناگه خزید سایه های حسرت پنهان او چنگ زد خورشید بر گیسوی من آسمان لغزید در چشمان او آه کاش آن لحظه پایانی نداشت در غم هم محو و رسوا می شدیم کاش با خورشید می آمیختیم کاش هم رنگ افق ها می شدیم نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 40 توسط سهیلا نگه دگر به سوی من چه می کنی چو در بر رقیب من نشسته ای به حیرتم که بعد از آن فریب ها تو هم پی فریب من نشسته ای به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا که جام خود به جام دیگری زدی چو فال حافظ آن میانه باز شد تو فال خود به نام دیگری زدی برو برو به سوی او مرا چه غم تو آفتابی او زمین من آسمان بر او بتاب زآنکه من نشسته ام به ناز روی شانه ی ستارگان بر او بتاب زآنکه گریه می کند در این میانه قلب من به حال او کمال عشق باشد این گذشت ما دل تو مال من تن تو مال او تو که مرا به پرده ها کشیده ای چگونه ره نبرده ای به راز من گذشتم از تن تو زآنکه در جهان تنی نبود مقصد نیاز من اگر به سویت این چنین دویده ام به عشق عاشقم نه بر وصال تو به ظلمت شبان بی فروغ من خیال عشق خوشتر از خیال تو کنون که در کنار او نشسته ای تو و شراب و دولت وصال او گذشته رفت و آن فسانه کهنه شد تن تو ماند و عشق بی زوال او نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13 42 توسط سهیلا گفتي كه مي بوسم تو را گفتم تمنا مي كنم گفتي كه گر بيند كسي گفتم كه حاشا مي كنم گفتي ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در گ فتم كه با افسونگري او را ز سر وا مي كنم گفتي كه تلخي هاي من گر ناگوار افتد مرا گفتم كه با نوش لبم آنرا گوارا مي كنم گفتي چه مي بيني بگو در چشم چون آيينه ام گفتم كه من خود را در او عريان تماشا مي كنم گفتي كه از بي طاقتي دل قصد يغما مي كند گفتم كه با يغماگران باري مدارا مي كنم گفتي كه پيوند تو را با نقد هستي مي خرم گفتم كه ارزان تر از اين من با تو سودا مي كنم گفتي اگر از كوي خود روزي تو را گويم برو گفتم كه صد سال دگر امروز و فردا ميكنم گفتي گر از پاي خود زنجير عشقت وا كنم گفتم ز تو ديوانه تر داني كه پيدا مي كنم نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت 2 44 توسط سهیلا ایـــن همــه حســود بــودم و نمــی دانستـــم حسـادتـــــــــ می کنـــم بـــه چشــم هــای آشنــا وقتـیکــه نگـاهتــــــ مـی کننــد بــه رنگــــ دیــوار وقتـی اتفـاقـی سایـش بدنـتـــــ بـه پوستــش را حـس می کنــد بــه آفتـابـــــ وقتــی بــا نــوازش آرام پوستتـــــ بــه تـــو گــرمـی مـی بخشــد بـه برگـــ گیـاه وقتـی در گلـدان آرام گرفتـه و حرکتــــ تــو از کنـارش او را هیجان زده میکنــد بــه تختـتــــ کـه همـه روزه بـه هــم آغــوشـی شبـتـــــ پـریشـان و بهــم ریختــه استــــــ و بــه اتــاقتـــــ کــه لـذتـــــ بــودن بــا تـــو را همیشــه مـی چشــد و بــه آیینــه اتــــ کــه هــر روز گــرمــی نگــاهـتـــــ را حـس مـی کنــد مـــن اینقــــدر عاشقـــــم نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت 2 2 توسط سهیلا بسی گفتند دل از عشق برگیر که نیرنگ است و افسون است و جادوست ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که او زهر است امـــــــــــــا نــــــــــــــــــوش داروست آغوشِ تــــــــــو که باشد خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـــــــــگی نـــــــــیست و تـــــــــپشِ هایِ قــــــــــلبت میشود لالاییِ کــــــــودکانه ام کــــــــنارم بـــــــــــمان مـــــــــیخواهم صـــــــبح چشمانم در نگاهِ تــــــــو بیدار شود برای عاشق شدن بهانه های ریز و درشت لازم نیست برای عاشق شدن کافیست تو نگاه کنی و من لبخـند بزنم نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 3 17 توسط سهیلا دل آدما شیشه نیست که روی آن هــــــا کنیم بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدی باید مــــــــردونه پـــــــاش وایســــتی ادامه دهیم عشق بازیمان را هیچ کس نیست جز من و تو و خدایی که عاشق این عشق بازی های دزدکیست این بار شیطان را گول خواهیم زد آخر این کوچه بهشت من و توست نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 2 2 توسط سهیلا قهرها بهانه است کسی که دوستت دارد برای ماندن در بین هزاران نقطه سیاه شب حتی اگر یک نقطه سپید بیابد دلیلش می کند برای ماندن و کسی که می خواهد برود در سپیدی روز حتی اگر نقطه ای سیاه را هم نیابد با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سیاه یافته کسی که رفتنی است بگذار برود نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 51 توسط سهیلا نداشتن تو یعنى اینکه دیگرى تو را دارد نمی دانم نداشتنت سخت تر است یا تحمل اینکه دیگرى تو را داشته باشد ﺍﺯ ﻣﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﮕﯿﺮ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷت ﺍﺯ ﻣﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﮕﯿﺮ ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﯿﺪﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ روزی می رسد که در خیال خود جای خالی ام را حس کنی در دلت با بغض بگویی کاش اینجا بود اما من دیگر به خوابت هم نمی آیم نوشته شده در یکشنبه نهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 22 توسط سهیلا خــــــــــــدا دلم هوای دیروز را کرده هوای روز های کودکی را دلم می خواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد دلم می خواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند دلم می خواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشیتان هر چه می خواهید بکشید این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو دلم می خواهد این بار اگر گلی را دیدم آن را نچینم دلم می خواهد می شود باز هم کودک شد نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 1 توسط سهیلا فکر نکن که فراموشت کرده ام یا دیگر دوستت ندارم نـــــــــــــــــــــه من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست بودنت مشکلی را حل نمی کند تنها دلتنگ ترم می کند بعضی وقتا سکوت می کنی چون اونقدر رنجیده ای که نمی خوای حرفی بزنی بعضی وقتا هم سکوت می کنی چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری گاهی هم سکوت یه اعتراضه گاهی یه انتظار امــــــــــــــــــــــــــا بیشتر سکوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه نوشته شده در شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ ساعت 1 17 توسط سهیلا بعضی وقتا باید دستت رو بزاری رو قلبت و بگی خفه شو خودم می دونم چیکار کنم اشتباه اصلی ما در زندگی هزاران کار غلطی نیست که انجام می دهیم بلکه هزاران کار درستی است که برای اشخاص غلط انجام می دهیم قدم نزن اینجا این شعرها آنقدر بارانی اند که می ترسم تمام لحظه هایت خیس شوند نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 29 توسط سهیلا پیکت را بالا بگیر بزن به سلامتی آرزوهایی که هیچ گاه لمس نکردی بزن به سلامتی عشقی که طالعش با تو نبود و هنوزم دوستش داری بزن به سلامتی شب هایی که تو در تنهاییت گریه کردی و ندونستی چرا بزن به سلامتی اون کسی که گفت دوستت دارم اما تا آخرش نموند دیگــــــــــــــــــــــــــــر نه بحث می کنم نه توضیح می خواهم و نه دنبال دلیل می گردم فقط نگاه می کنم سکوت می کنم و فاصله می گیرم نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 13 4 توسط سهیلا گیرم تمام دنیا بگویند ما مال هم نیستیم ما به درد هم نمی خوریم گیرم برای زیر یک سقف رفتن عشق آخرین معیار این جماعت باشد گیرم دوست داشتن بدون سند حرام باشد عجیب باشد باور نکردنی باشد گیرم تا آخر عمر تنها بمانم گیرم هرگز دستانت در دستانم قفل نشود گیرم آغوشت هیچ گاه مال من نشود من اما گیر این گیرم ها نیستم من تا ابد گیر چشمان توام گیر دوست داشتنت نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 52 توسط سهیلا نیست گرمی دستانش را می گویم نیست صداقت روزهای اول را می گویم نیست چشمان عاشق را می گویم نیست صدای پایی که قلبم را به تپش می انداخت نیست دیگر نیست بوسه ای که قلبم را فشار می داد نیست صدای آرامی که عاشقی را در گوشم می نواخت دیگر در قلبش جایی ندارم نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 46 توسط سهیلا نــــــــــــه نمی دانی هیچکس نمی داند پشت این چهره آرام چه می گذرد نمی دانی کسی نمی داند این آرامش ظاهر و این دل نا آرام چقدر خسته ام می کند خدایـــــــــــــــــــــــــــا هیچی نمی خوام اما اگه میدی خدایی انقدر مرد باش که نگیریش خدایـــــــــــــــــــــــــــا یا نوری بیفکن یا توری ماهی کوچکت از تاریکی اقیانوس میترسد نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 26 توسط سهیلا دلم کمی خدا میخواهد کمی سکوت کمی دل بریدن می خواهد کمی اشک کمی بهت کمی آغوش آسمانی کمی دور شدن از این آدم ها کمی رسیدن به خدا دلم برای کسی تنگ است که گمان می کردم می آید می ماند و به تنهایی ام پایان می دهد آمد رفت و به زندگی ام پایان داد نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 16 توسط سهیلا این روزها بغض دارم گریه دارم تا دلت بخواهد آه دارم ولی بازیگر خوبی شده ام می خندم فراموش کردنت کار سختی نیست کافیست دراز بکشم چشمانم را ببندم و برای همیشه بمیرم نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 18 37 توسط سهیلا دنیـــــــــــــــــــــا بازی هایت را سرم در آوردی گرفتنی ها را گرفتی دادنی ها را ندادی حسرت ها را کاشتی زخم ها را زدی دیگر بس است چیزی نمانده بگذار آسوده بخوابم محتاج یک خواب ابدی ام نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 46 توسط سهیلا گاهی دلت می خواد همه بغض هات از توی نگاهت خونده بشن میدونی که جسارت گفتن کلمات رو نداری اما یه نگاه گنگ تحویل می گیری یا جمله ای مثل چیزی شده اونجاس که بغضت رو با یه لیوان سکوت سر می کشی و با لبخند سردی میگی نــــــــــــــــــــــــــــــــه هیچی نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 25 توسط سهیلا خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا یکی رو دوست دارم که رسیدن بهش غیر ممکنه چی کار کنم این روزها دنیایم به اندازه ی یک نفر کوچک شده و یک نفر به اندازه ی خدا برایم بزرگ شده قمار بزرگی کردم اگر برود دین و دنیایم را باخته ام کاش فاصله ای نبود کاش مال من بودی برای همیشه کاش کاش کاش نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 32 توسط سهیلا یادمان باشد وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم در برابرش مسوولیم در برابر اشک هایش شکستن غرورش لحظه های شکستنش در تنهایی و لحظه های بی قراریش اگر یادمان برود در جایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد و این بار ما خود فراموش خواهیم شد نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16 0 توسط سهیلا خدایــــــــا سرده این پایین ببین دستامو میلرزه دیگه حتی همه دوری به این دنیا نمی ارزه بگو گاهی که دلتنگم از اون بالا تو می بینی بگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینی کسی اینجا نمی بینه که دنیا زیر چشماته یه عمره یادمون رفته زمین دار مکافاته خدایـــــــا وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه منم جا کن نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 10 26 توسط سهیلا از همان ابتدا دروغ گفته اند مگر نگفته اند من و تو ما می شویم پس چرا حالا من اینقدر تنهاست از کی تو اینقدر سنگ دل شد اصلا این او را که بازی داد که آمد و تو را برد و شدید ما می بینی قصه عشقمان فاتحه دستور زبان را خوانده است نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 8 توسط سهیلا تو کجایی سهراب آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند صبر کن ای سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت دور خواهم شد از این خاک غریب قایقت جا دارد من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0 14 توسط سهیلا چقدر آشفته و مات و تیره اند این روزها طناب دار بیاورید می خواهم استعفا بدهم نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 42 توسط سهیلا مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ پیوندها تفریح و سرگرمی باحال هر چی تو بخوای کلبه عشق روزهای عاشقی پادشاه طناز شهر بمب روحیه عاشقانه های من و تو ßïţä šέþέħŕ عاشقانه می گویم سلام استقلال قهرمان می شه atash sard عشق عشق و دلتنگی حرفای بدون سانسور eghshe man تقدیم به جوادی همه جوره دختــــــر بــاران فقط برای خدا آلونک line noun love ستاره چشماموبستم تا کاش دوباره آغاز شود مـــرواریــــــــــد وجـــــــــود بدو بدو بدو بیا تو ببین چه خبره نخند بابا تنها عشق شکلاتی نیمه پنهان ماه برکه عشق یکی بود یکی نبود ما سرخ تر از آنیم که بی رنگ بمیریم جانم به قربانت ولی حالا چرا میکده غم blogfa com
|